🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موزیک_ویذئو
#ژان_میشل_ژار یکی از پیشتازان موسیقی الکترونیک جهان
توی کدوم برنامههای تلویزیونی آثار ژار رو شنیدی؟
یه زمانی به طرف میگفتن چی گوش میکنی ، میگفت اکسیژن و یه جوری میگفت اکسیژن که انگار یه سبکه در صورتی اکسیژن عنوان برخی قطعات ساخته شده توسط ژاره که از بس صدا و سیما یه دوره ای از آثار این هنرمند فرانسوی، توی برنامه های مختلف پخش کرد که غیر ممکنه یه دهه شصتی کارهای ژار رو نشنیده باشه هرچند شاید اسمشو ندونه
آثار #کیتارو ، #یانی و #ونجلیس فقید هم بارها پخش کردن
ژار #رکورد_گینس بیشترین مخاطب توی برگزاری کنسرت رو چهار بار به نام خودش ثبت کرد که آخرین بار سال ١٩٩٧ با سه و نیم میلیون نفر توی مسکو برگزار شد.
کسب بالاترین نشان افتخار فرانسه(لژیون دنور) از دیگر افتخارات این موسیقی دانع همچنین به پاسداشت فعالیت های هنری اش سیارکی که سال ١٩٤٢ کشف شد رو Jarre٤٤٤٢٢ نامگذاری کردند.
ایشون نخستین موزیسینیه که پس از فروپاشی رژیم کمونیستی جمهوری خلق چین مجوز اجرای کنسرت گرفت. #موریس_ژار ، پدرش نیز آهنگساز صاحب سبکیه که بیشتر فعالیتش توی هالیوود بود ، #موسیقی_متن فیلمهای معروفی رو هم ساخته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موزیک_ویذئو
#ژان_میشل_ژار یکی از پیشتازان موسیقی الکترونیک جهان
توی کدوم برنامههای تلویزیونی آثار ژار رو شنیدی؟
یه زمانی به طرف میگفتن چی گوش میکنی ، میگفت اکسیژن و یه جوری میگفت اکسیژن که انگار یه سبکه در صورتی اکسیژن عنوان برخی قطعات ساخته شده توسط ژاره که از بس صدا و سیما یه دوره ای از آثار این هنرمند فرانسوی، توی برنامه های مختلف پخش کرد که غیر ممکنه یه دهه شصتی کارهای ژار رو نشنیده باشه هرچند شاید اسمشو ندونه
آثار #کیتارو ، #یانی و #ونجلیس فقید هم بارها پخش کردن
ژار #رکورد_گینس بیشترین مخاطب توی برگزاری کنسرت رو چهار بار به نام خودش ثبت کرد که آخرین بار سال ١٩٩٧ با سه و نیم میلیون نفر توی مسکو برگزار شد.
کسب بالاترین نشان افتخار فرانسه(لژیون دنور) از دیگر افتخارات این موسیقی دانع همچنین به پاسداشت فعالیت های هنری اش سیارکی که سال ١٩٤٢ کشف شد رو Jarre٤٤٤٢٢ نامگذاری کردند.
ایشون نخستین موزیسینیه که پس از فروپاشی رژیم کمونیستی جمهوری خلق چین مجوز اجرای کنسرت گرفت. #موریس_ژار ، پدرش نیز آهنگساز صاحب سبکیه که بیشتر فعالیتش توی هالیوود بود ، #موسیقی_متن فیلمهای معروفی رو هم ساخته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
📒 #اغوا
مترجم:امین قضایی
۲۷۱ صفحه
#ژان_بودریار
سنگینی کل سرنوشت بر روی اغواست. برای دین اغوا راهبرد شیطان بود، چه در پوشش جادوگری چه عشق. اغوا همیشه یا از سوی شیطان است یا جهان. از جانب جهان بسیار نیرنگ بازانه...
✍️ #ژان_بودریار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
📒 #اغوا
مترجم:امین قضایی
۲۷۱ صفحه
#ژان_بودریار
سنگینی کل سرنوشت بر روی اغواست. برای دین اغوا راهبرد شیطان بود، چه در پوشش جادوگری چه عشق. اغوا همیشه یا از سوی شیطان است یا جهان. از جانب جهان بسیار نیرنگ بازانه...
✍️ #ژان_بودریار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
باید عاشق یک زن شد، نه یک فیلم...
فیلم را که نمیشود بوسید.
#ژان_لوک_گدار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
باید عاشق یک زن شد، نه یک فیلم...
فیلم را که نمیشود بوسید.
#ژان_لوک_گدار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
دوئل پس از بالماسکه — ۱۸۵۷
#ژان_لئون_ژروم
The Duel After the Masquerade — 1857
در این نقاشی یک داستان بازگویی میشود: دوئل به دنبال پایان یافتن میهمانی بالماسکه. شخصیتها در فضای صحنه مانندِ یک میدان پوشیده از برف چیده شدهاند. منظرهی دوردست و کالسکهای که به انتظار ایستاده، درست به اندازهی یک پسآویز صحنه، گنگ و سادهنمایی شدهاند. یکپارچگی، تا حدی بسیار زیاد، بر اثر استفاده از تعداد محدودی رنگ های مشابه به دست آمده است که امکان برجسته دیدهشدن پیکرههای غمانگیز در دل کنتراست (تضاد رنگ) با آنها را فراهم میآورد. یکپارچگی در نزدیکی شخصیتها به یکدیگر نیز احساس میشود. به اضافه یک خط پیوستگی که از پیکرهی افتادهی پییرو تا پیکرهی دلقکی که از آنجا دور میشود، امتداد مییابد. اثری روایتگونه چون این، از هنرمند میطلبد که تا حد ممکن، در نقش یک کارگردان فیلم عمل کند، و گونهای مهارسازیِ یکپارچگی، نقش تعیینکننده خود را در به هم پیوندزدنِ اجزای داستان ایفا کند."
📕 مبانی طراحی، دیوید ای. لائور، استیون پنتاک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
دوئل پس از بالماسکه — ۱۸۵۷
#ژان_لئون_ژروم
The Duel After the Masquerade — 1857
در این نقاشی یک داستان بازگویی میشود: دوئل به دنبال پایان یافتن میهمانی بالماسکه. شخصیتها در فضای صحنه مانندِ یک میدان پوشیده از برف چیده شدهاند. منظرهی دوردست و کالسکهای که به انتظار ایستاده، درست به اندازهی یک پسآویز صحنه، گنگ و سادهنمایی شدهاند. یکپارچگی، تا حدی بسیار زیاد، بر اثر استفاده از تعداد محدودی رنگ های مشابه به دست آمده است که امکان برجسته دیدهشدن پیکرههای غمانگیز در دل کنتراست (تضاد رنگ) با آنها را فراهم میآورد. یکپارچگی در نزدیکی شخصیتها به یکدیگر نیز احساس میشود. به اضافه یک خط پیوستگی که از پیکرهی افتادهی پییرو تا پیکرهی دلقکی که از آنجا دور میشود، امتداد مییابد. اثری روایتگونه چون این، از هنرمند میطلبد که تا حد ممکن، در نقش یک کارگردان فیلم عمل کند، و گونهای مهارسازیِ یکپارچگی، نقش تعیینکننده خود را در به هم پیوندزدنِ اجزای داستان ایفا کند."
📕 مبانی طراحی، دیوید ای. لائور، استیون پنتاک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
و چه خوب بود که آدمی میتوانست وقتی درد و مصیبتی دارد ماهها بخوابد و چندین ماه بعد آسوده و تازه نفس از خواب برخیزد؛
اما هیچکس نمیتواند چنین کاری بکند. باید بیدار ماند و درد کشید و با دردهای خود کنار آمد.
📚 #ژان_کریستف
✍🏻#رومن_رولان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
و چه خوب بود که آدمی میتوانست وقتی درد و مصیبتی دارد ماهها بخوابد و چندین ماه بعد آسوده و تازه نفس از خواب برخیزد؛
اما هیچکس نمیتواند چنین کاری بکند. باید بیدار ماند و درد کشید و با دردهای خود کنار آمد.
📚 #ژان_کریستف
✍🏻#رومن_رولان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
در معادلهٔ عشق، خوبی و بدی معشوق بهحساب نمیآید. پاکی عشق را در قلب معشوق باید جست، هرکس پاکدل باشد در عشق نیز پاک و منزه میماند، بال و پر پرندگان در فصل عشق زیباتر و خوش نقشتر میشود.
و انسان عاشق نیز بهترین و نجیبترین صفتها را در دل و جان خویش پرورش میدهد و عشق، دلدادگان را وادار میکند که رفتار و گفتارشان را با تصویر زیبایی که از معشوق در ذهن خود ساختهاند هم آهنگ سازند و سیلابهای عشق و جوانی که آدمی را همراه خود میبرند، به قلب و روح او صفا میبخشند.
#ژان_کریستف
#رومن_رولان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
در معادلهٔ عشق، خوبی و بدی معشوق بهحساب نمیآید. پاکی عشق را در قلب معشوق باید جست، هرکس پاکدل باشد در عشق نیز پاک و منزه میماند، بال و پر پرندگان در فصل عشق زیباتر و خوش نقشتر میشود.
و انسان عاشق نیز بهترین و نجیبترین صفتها را در دل و جان خویش پرورش میدهد و عشق، دلدادگان را وادار میکند که رفتار و گفتارشان را با تصویر زیبایی که از معشوق در ذهن خود ساختهاند هم آهنگ سازند و سیلابهای عشق و جوانی که آدمی را همراه خود میبرند، به قلب و روح او صفا میبخشند.
#ژان_کریستف
#رومن_رولان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_وبررسی_فیلم
🎬 فیلم سامورایی 1967 اثر #ژان_پیر_ملویل
(Le Samourai)
■ سامورایی از فیلمهای مطرح موج نوی فرانسه محصول ۱۹۶۷ به کارگردانی #ژان_پیر_ملویل است.
#آلن_دلون، بازیگر مشهور فرانسوی، در اولین همکاریاش با ملویل (کارگردان مطرح موج نو) نقش قاتلی خونسرد را بازی میکند. قاتلی به نام جف کاستلو که فقط بهخاطر پول آدم میکشد. صورت جذاب و سنگیِ دلون، که در حالت عادی هم بری از احساسات است، بهترین انتخاب برای ایفای نقش کاستلو است. فیلم اگرچه ویژگیهای فیلم نوآر (فردی که بهتنهایی به مقابله با سیستم برمیخیزد، سایههای تیره و نورپردازی نیمهتاریک) را دارد، ولی بیشتر در زمرهٔ فیلمهای برخاسته از موج نوی فرانسه دستهبندی میشود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_وبررسی_فیلم
🎬 فیلم سامورایی 1967 اثر #ژان_پیر_ملویل
(Le Samourai)
■ سامورایی از فیلمهای مطرح موج نوی فرانسه محصول ۱۹۶۷ به کارگردانی #ژان_پیر_ملویل است.
#آلن_دلون، بازیگر مشهور فرانسوی، در اولین همکاریاش با ملویل (کارگردان مطرح موج نو) نقش قاتلی خونسرد را بازی میکند. قاتلی به نام جف کاستلو که فقط بهخاطر پول آدم میکشد. صورت جذاب و سنگیِ دلون، که در حالت عادی هم بری از احساسات است، بهترین انتخاب برای ایفای نقش کاستلو است. فیلم اگرچه ویژگیهای فیلم نوآر (فردی که بهتنهایی به مقابله با سیستم برمیخیزد، سایههای تیره و نورپردازی نیمهتاریک) را دارد، ولی بیشتر در زمرهٔ فیلمهای برخاسته از موج نوی فرانسه دستهبندی میشود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_وبررسی_فیلم
🎬 #سامورایی 1967 (Le Samourai) اثر #ژان_پیر_ملویل
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_وبررسی_فیلم
🎬 #سامورایی 1967 (Le Samourai) اثر #ژان_پیر_ملویل
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_وبررسی_فیلم
🎬 #سامورایی 1967 (Le Samourai) اثر #ژان_پیر_ملویل
کلاههای خیس، پالتوهای خونی
در پلان اول از سکانس اول سامورایی ما در اتاق- خانه – هستیم. اول از هر چیز دو پنجره که با ترکیب متقارن در قاب قرار گرفتهاند و خطهای عمود پنجره و معماری خانه و همینطور سایه خطهای عمود پنجره بر دیوار، قفسی که در بین و پایینتر از دو پنجره قرار گرفته را میبینیم که خطهای عمود و افقیاش جلوه میکنند و با قرار گرفتن در وسط و پایین دو پنجره ترکیب مثلثی را خلق میکند. ژست خوابیدن شخصیت طاق باز و افقی است که در تضاد با خط عمود پنجره است و با آن ژست دراز کشیدن، بیحرکت بودن بدن و لباس تیره بر تخت سفید انگار یک جنازه در اتاق است، دست راست بر بدن بی حرکت بر قلب (مانند جنازه های داخل تابوت) و دست چپ هر چند ثانیه سیگار را به لبها میرساند ، دود سیگار حرکت رو به بالا و صعودی دارد، نور بیشتر از هرچیز به قفسهی پرنده (درون شخصیت) تابیده می شود و نور کمی به شخصیت که دراز کشیده میرسد، رنگ غالب در تصویر آبی، سیاه و خاکستری است که تصویری ملانکولیک میسازد. صدای امواج دریا و سوت پرنده تنها صداهایی هستند که شنیده میشوند.
جمله بر تصویر نمایش داده می شود : «تنهاترین انسان دنیا سامورایی است درست مانند ببری در جنگل» به نقل از کتاب بوشیدو (راه و رسم سامورایی به معیارهای اخلاقی و ارزشهای طبقه سامورایی بعد از دورهی ادو اشاره دارد. در ادامه به ارتباط اصول و مبانی این کتاب و فیلم ملویل خواهم پرداخت.)
موسیقی آغاز میشود چراکه حال ما میدانیم فیلم در باب یک سامورایی تنها است. ملویل جهان را میسازد و بعد شخصیت خود را که به واسطهی جهان ساخته شده توانستیم «فهم» کنیم و حال با ویژگی و هویت شخصیت، ما سامورایی را «حس» خواهیم کرد. این موسیقی نه صرفا برای جلوهی صوتی بلکه برای ایجاد یک هارمونی و ساخت حس در باب سکانس است چرا که حالا ما تا حدودی میدانیم این شخصیت کیست و موسیقی که در تضاد با تصویر است (موسیقی پر شور و مضطرب و تصویر ایستا و آرام) که میتوان از موسیقی برای نمایان کردن وجهی از درون شخصیت و اتاق و سکوتش به عنوان جهانی که در آن زبست میکند فکر کرد. بعد از پخش موسیقی دوربین کمی تکان میخورد، انگار همه چیز دوباره قرار است آغاز شود و کمی زوم این و زوم اوت میشود و در جایی که مستقر است کمی تکان میخورد ولی شخصیت همچنان ایستا و بیحرکت است، در همین حین پرندهای در بیرون پرواز میکند و سایهاش برای لحظهای بر سقف میافتد (زندگی به جریان میافتد) و حرکت شکل میگیرد. سامورایی تغییر پوزیشن میدهد و از حالت درازکش به نشسته و پشت به دوربین تغییر میکند ولی قفس پرنده رو به دوربین است!
پلان اول تمام میشود و کات میخورد به اینسرت شاتی از روزنامه (اینسرت شات از روزنامه – پل ارتباطی شخصیت و جهان- در تمام آثار ملویل وجود دارد) و بعد کات به شاتی که بواسطهی قرارگیری قفس در سمت چپ و نزدیک به قاب و قرار گرفتن سامورایی در عقب کادر یک عمق میدان شکل میگیرد و با گذاشته شدن بطری مشروب خالی، زیر سیگاری و دیدن شخصیت با موهای ژل زده و کتوشلوار و خط نگاهش به پرنده در هنگام بلند شدن، شخصیت پردازی شکل میگیرد. سامورایی بلند میشود، راه میرود، پالتواش را میپوشد، دکمههایش را میبندد، کمبربندش را میبندد، نگاهی به «خانه» میاندازد و بعد کلاهش که هویت او و کیستیاش در عالم «بیرون» را نمایان میکند را بر سر میگذارد، کلاهش را میزون میکند، سرش را پایین میآورد، با یک دست پشت کلاه و با دست دیگر لبه جلوی کلاه را میگیرد و بعد با دست راست دستی بر لبهاش میکشد، انگار او حالا از حالت جنازه بودن در آمده است و با کلاه و پالتواش «وجود» خود را پس گرفته است، به خود در آینه نگاه میکند، خود را میبیند و «وجود» خود را تماشا میکند، او آمادهی بیرون رفتن و «حضور» داشتن است.
دوربین ملویل در اولین «حضور» شخصیتاش در جهان بیرون به او نزدیک و در نمای کلوزآپ است و با سکوت شخصیت و استفاده از موسیقی که از اضطراب «درون» میگوید اولین تقابل او (دزدیدن ماشین) را نشان میدهد. نگاهها، بیشتر از هرچیز در روایت و کنش صحنه فیلمهای ملویل و بخصوص سامورایی دیده میشود. سامورایی نگاه میکند و در نگاهش ما متوجه ادراکاش میشویم، نگاهش به پلیسی است که کمی عقبتر در حال جریمه کردن است (موسیقی در این لحظه به اوج می رسد) ، سامورایی شروع به حرکت میکند، باران در حال باریدن است، آسمان دل مرده است، رنگ آبی و خاکستری و سیاه جلوه میکند، در سمت چپ و عمق میدان ما شلوغی جمعیت را میبینیم ولی در سمت راست کادر که سامورایی است مکان خلوتتر است و تک افتادگی شخصیت بیشتر القا میشود.
🌸🌿
🔴#نقد_وبررسی_فیلم
🎬 #سامورایی 1967 (Le Samourai) اثر #ژان_پیر_ملویل
کلاههای خیس، پالتوهای خونی
در پلان اول از سکانس اول سامورایی ما در اتاق- خانه – هستیم. اول از هر چیز دو پنجره که با ترکیب متقارن در قاب قرار گرفتهاند و خطهای عمود پنجره و معماری خانه و همینطور سایه خطهای عمود پنجره بر دیوار، قفسی که در بین و پایینتر از دو پنجره قرار گرفته را میبینیم که خطهای عمود و افقیاش جلوه میکنند و با قرار گرفتن در وسط و پایین دو پنجره ترکیب مثلثی را خلق میکند. ژست خوابیدن شخصیت طاق باز و افقی است که در تضاد با خط عمود پنجره است و با آن ژست دراز کشیدن، بیحرکت بودن بدن و لباس تیره بر تخت سفید انگار یک جنازه در اتاق است، دست راست بر بدن بی حرکت بر قلب (مانند جنازه های داخل تابوت) و دست چپ هر چند ثانیه سیگار را به لبها میرساند ، دود سیگار حرکت رو به بالا و صعودی دارد، نور بیشتر از هرچیز به قفسهی پرنده (درون شخصیت) تابیده می شود و نور کمی به شخصیت که دراز کشیده میرسد، رنگ غالب در تصویر آبی، سیاه و خاکستری است که تصویری ملانکولیک میسازد. صدای امواج دریا و سوت پرنده تنها صداهایی هستند که شنیده میشوند.
جمله بر تصویر نمایش داده می شود : «تنهاترین انسان دنیا سامورایی است درست مانند ببری در جنگل» به نقل از کتاب بوشیدو (راه و رسم سامورایی به معیارهای اخلاقی و ارزشهای طبقه سامورایی بعد از دورهی ادو اشاره دارد. در ادامه به ارتباط اصول و مبانی این کتاب و فیلم ملویل خواهم پرداخت.)
موسیقی آغاز میشود چراکه حال ما میدانیم فیلم در باب یک سامورایی تنها است. ملویل جهان را میسازد و بعد شخصیت خود را که به واسطهی جهان ساخته شده توانستیم «فهم» کنیم و حال با ویژگی و هویت شخصیت، ما سامورایی را «حس» خواهیم کرد. این موسیقی نه صرفا برای جلوهی صوتی بلکه برای ایجاد یک هارمونی و ساخت حس در باب سکانس است چرا که حالا ما تا حدودی میدانیم این شخصیت کیست و موسیقی که در تضاد با تصویر است (موسیقی پر شور و مضطرب و تصویر ایستا و آرام) که میتوان از موسیقی برای نمایان کردن وجهی از درون شخصیت و اتاق و سکوتش به عنوان جهانی که در آن زبست میکند فکر کرد. بعد از پخش موسیقی دوربین کمی تکان میخورد، انگار همه چیز دوباره قرار است آغاز شود و کمی زوم این و زوم اوت میشود و در جایی که مستقر است کمی تکان میخورد ولی شخصیت همچنان ایستا و بیحرکت است، در همین حین پرندهای در بیرون پرواز میکند و سایهاش برای لحظهای بر سقف میافتد (زندگی به جریان میافتد) و حرکت شکل میگیرد. سامورایی تغییر پوزیشن میدهد و از حالت درازکش به نشسته و پشت به دوربین تغییر میکند ولی قفس پرنده رو به دوربین است!
پلان اول تمام میشود و کات میخورد به اینسرت شاتی از روزنامه (اینسرت شات از روزنامه – پل ارتباطی شخصیت و جهان- در تمام آثار ملویل وجود دارد) و بعد کات به شاتی که بواسطهی قرارگیری قفس در سمت چپ و نزدیک به قاب و قرار گرفتن سامورایی در عقب کادر یک عمق میدان شکل میگیرد و با گذاشته شدن بطری مشروب خالی، زیر سیگاری و دیدن شخصیت با موهای ژل زده و کتوشلوار و خط نگاهش به پرنده در هنگام بلند شدن، شخصیت پردازی شکل میگیرد. سامورایی بلند میشود، راه میرود، پالتواش را میپوشد، دکمههایش را میبندد، کمبربندش را میبندد، نگاهی به «خانه» میاندازد و بعد کلاهش که هویت او و کیستیاش در عالم «بیرون» را نمایان میکند را بر سر میگذارد، کلاهش را میزون میکند، سرش را پایین میآورد، با یک دست پشت کلاه و با دست دیگر لبه جلوی کلاه را میگیرد و بعد با دست راست دستی بر لبهاش میکشد، انگار او حالا از حالت جنازه بودن در آمده است و با کلاه و پالتواش «وجود» خود را پس گرفته است، به خود در آینه نگاه میکند، خود را میبیند و «وجود» خود را تماشا میکند، او آمادهی بیرون رفتن و «حضور» داشتن است.
دوربین ملویل در اولین «حضور» شخصیتاش در جهان بیرون به او نزدیک و در نمای کلوزآپ است و با سکوت شخصیت و استفاده از موسیقی که از اضطراب «درون» میگوید اولین تقابل او (دزدیدن ماشین) را نشان میدهد. نگاهها، بیشتر از هرچیز در روایت و کنش صحنه فیلمهای ملویل و بخصوص سامورایی دیده میشود. سامورایی نگاه میکند و در نگاهش ما متوجه ادراکاش میشویم، نگاهش به پلیسی است که کمی عقبتر در حال جریمه کردن است (موسیقی در این لحظه به اوج می رسد) ، سامورایی شروع به حرکت میکند، باران در حال باریدن است، آسمان دل مرده است، رنگ آبی و خاکستری و سیاه جلوه میکند، در سمت چپ و عمق میدان ما شلوغی جمعیت را میبینیم ولی در سمت راست کادر که سامورایی است مکان خلوتتر است و تک افتادگی شخصیت بیشتر القا میشود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
وقتی تنهاییم دنبال دوست میگردیم!
پیدایش که کردیم،
دنبال عیب هایش میگردیم...
ازدستش که دادیم،
دنبال خاطره هایش میگردیم.
🖋#ژان_پل_ساتر
🎨 نقاشی اثر Nicole Cordonier
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
وقتی تنهاییم دنبال دوست میگردیم!
پیدایش که کردیم،
دنبال عیب هایش میگردیم...
ازدستش که دادیم،
دنبال خاطره هایش میگردیم.
🖋#ژان_پل_ساتر
🎨 نقاشی اثر Nicole Cordonier
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
گاه نوازش زمان در حال گذر را احساس میکنم، اما گاهان دیگر - اغلب - احساس میکنم که زمان متوقف شده است. لحظات پر ارتعاشی فرو میاُفتند و مرا به کام خود میکشند و احتضارشان پایان ندارد.
راکدند، اما کماکان زندهاند، آنها را میروبند، دیگران جایشان را میگیرند، تازهتر و همانقدر پوچ؛
این دلزدگی را نیکبختی مینامند.
📚 #کلمات
✍🏻 #ژان_پل_سارتر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
گاه نوازش زمان در حال گذر را احساس میکنم، اما گاهان دیگر - اغلب - احساس میکنم که زمان متوقف شده است. لحظات پر ارتعاشی فرو میاُفتند و مرا به کام خود میکشند و احتضارشان پایان ندارد.
راکدند، اما کماکان زندهاند، آنها را میروبند، دیگران جایشان را میگیرند، تازهتر و همانقدر پوچ؛
این دلزدگی را نیکبختی مینامند.
📚 #کلمات
✍🏻 #ژان_پل_سارتر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چــــکــــامــــه🎵
همیشه احساس کردهام اگر زن و مردی فیلمهای مورد علاقهشان یکسان نباشد نهایتاً از یکدیگر جدا میشوند.
#ژان_لوک_گدار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چــــکــــامــــه🎵
همیشه احساس کردهام اگر زن و مردی فیلمهای مورد علاقهشان یکسان نباشد نهایتاً از یکدیگر جدا میشوند.
#ژان_لوک_گدار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
فقط وقتی آنی میشویم که هستیم که به آنچه دیگران از ما ساختهاند از اساس تن ندهیم.
#ژان_پل_سارتر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
فقط وقتی آنی میشویم که هستیم که به آنچه دیگران از ما ساختهاند از اساس تن ندهیم.
#ژان_پل_سارتر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
همین جوری زندگی میکنم. میخورم، میخوابم.
میخوابم، میخورم.
آرام،آهسته زندگی میکنم؛مثل درختها، مثل چاله آب، مثل نیمکت قرمز تراموا
📒 تهوع
#ژان_پل_سارتر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
همین جوری زندگی میکنم. میخورم، میخوابم.
میخوابم، میخورم.
آرام،آهسته زندگی میکنم؛مثل درختها، مثل چاله آب، مثل نیمکت قرمز تراموا
📒 تهوع
#ژان_پل_سارتر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
کشتن و مردن هر دوشان یک چیزند در هر دو صورت آدم تنهاست. این هودهرر شانس دارد؛ یکبار بیشتر نمیمیرد. اما من الان ده روز است دقیقهای یک بار میکشمش.
📒 دستهای آلوده
#ژان_پل_سارتر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
کشتن و مردن هر دوشان یک چیزند در هر دو صورت آدم تنهاست. این هودهرر شانس دارد؛ یکبار بیشتر نمیمیرد. اما من الان ده روز است دقیقهای یک بار میکشمش.
📒 دستهای آلوده
#ژان_پل_سارتر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
اگر من یک آدم را تحقیر کنم، فقط یک نفر را، حتی یک جلاد را، دیگر به هیچ کس نمیتوانم احترام بگذارم!
حرمت آدمها میشکند...
📒 گوشه نشينان آلتونا
#ژان_پل_سارتر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
اگر من یک آدم را تحقیر کنم، فقط یک نفر را، حتی یک جلاد را، دیگر به هیچ کس نمیتوانم احترام بگذارم!
حرمت آدمها میشکند...
📒 گوشه نشينان آلتونا
#ژان_پل_سارتر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
میخواستم باور کنم که میتوانم مردم اینجا را با حرف متقاعد کنم، تو دیدی چه شد؟
آنها درد خود را دوست دارند، به زخم مانوسی احتیاج دارند که با ناخنهای کثیفشان آن را بخراشند و به دقت حفظش کنند، فقط با خشونت است که میتوان مداوایشان کرد، زیرا درد را جز با درد دیگری نمیتوان مغلوب کرد!
خداحافظ فیلیپ برو مرا با کابوسهایم رها کن.
📒 مگسها
#ژان_پل_سارتر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
میخواستم باور کنم که میتوانم مردم اینجا را با حرف متقاعد کنم، تو دیدی چه شد؟
آنها درد خود را دوست دارند، به زخم مانوسی احتیاج دارند که با ناخنهای کثیفشان آن را بخراشند و به دقت حفظش کنند، فقط با خشونت است که میتوان مداوایشان کرد، زیرا درد را جز با درد دیگری نمیتوان مغلوب کرد!
خداحافظ فیلیپ برو مرا با کابوسهایم رها کن.
📒 مگسها
#ژان_پل_سارتر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
تمام عمرم در میان مردم بودم، اما هرگز از تنهایی و انزوایی که در دل داشتم گریزی نداشتم. هیچکس حقیقت وجود مرا درک نکرد و من نیز هیچگاه نتوانستم رنجهایم را با کسی قسمت کنم. این دردهای ناگفته، در درونم خانه کرده و مرا بهتدریج از درون تهی کرده است.
#ژان_ژاک_روسو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
تمام عمرم در میان مردم بودم، اما هرگز از تنهایی و انزوایی که در دل داشتم گریزی نداشتم. هیچکس حقیقت وجود مرا درک نکرد و من نیز هیچگاه نتوانستم رنجهایم را با کسی قسمت کنم. این دردهای ناگفته، در درونم خانه کرده و مرا بهتدریج از درون تهی کرده است.
#ژان_ژاک_روسو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
تمام عمرم در میان مردم بودم، اما هرگز از تنهایی و انزوایی که در دل داشتم گریزی نداشتم. هیچکس حقیقت وجود مرا درک نکرد و من نیز هیچگاه نتوانستم رنجهایم را با کسی قسمت کنم. این دردهای ناگفته، در درونم خانه کرده و مرا بهتدریج از درون تهی کرده است.
#ژان_ژاک_روسو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
تمام عمرم در میان مردم بودم، اما هرگز از تنهایی و انزوایی که در دل داشتم گریزی نداشتم. هیچکس حقیقت وجود مرا درک نکرد و من نیز هیچگاه نتوانستم رنجهایم را با کسی قسمت کنم. این دردهای ناگفته، در درونم خانه کرده و مرا بهتدریج از درون تهی کرده است.
#ژان_ژاک_روسو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity