🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_های_ایرانشهر
جشنهای ماهانه #جشن_شهریورگان
به✍️موبد مهندس #کامران_جمشیدی
جشن روز و ماه شهریور:
میدانیم که در فرهنگ شادزیستی ایرانی رسم آن است که در هر ماه که نام روز و ماه یکسان میشود آن روز، آن نام و آنچه که نماد و بازگوی آن است، ارج گزاشته شده و جشن گرفته میشود. فلسفه جشن را هم که دانستیم. ببینیم فلسفه جشن شهریورگان و معنی و مفهوم شهریور که برایش جشن میگیریم چیست.
شهرآرایی - جهان آرایی:
واژه شهریور، دگرگون شده ریشه اوستایی خود خشتر وئیریهvairya Khshathra میباشد که فرنام(:عنوان) یکی از پایههای جهانبینی و فرهنگ ایرانی میباشد.
اگر بخواهیم مانا و مفهوم آن را بدانیم باید نگاهی ژرفتر به آن داشته باشیم.
خشتر از ریشه خشیKhshi گرفته شده است و به معنی ساختن ـ بنا کردن ـ آبادکردن میباشد.
از این واژه، واژگانی مانند خشت: سنگ بنای آبادانی و سازندگی، شهر: جاییکه ساخته و آباد شدهاست، شهریار: سازنده، آباد کننده، شهرآرا و مانند آنها ساخته شدهاست. پس خشتر، همانا سازندگی، آبادگری و شهرآرایی یا سازنده و آبادگر و شهرآرا است.
وئیریه از ریشه ورVar میآید که بهگفته بسیاری از زبانشناسان، به معنی گزینش است. پس وئیریه همانا برگزیدنی است.
رویهم این دو واژه، یا خشتر وئیریه به معنیهای زیر درمیآید:
- سازندگی خواسته شده، آبادگری آرمانی
- آبادگر (شهریار) برگزیدنی
- آرمان آرزوشده و آرمان سازنده.
گونه دیگری نیز که میتوان به این مفهوم و معنی آن نگاه کرد، مانند دیگر بنیادهای این فلسفه، مفهوم درونی آن است، یعنی نیروهای سازنده و راننده درونی انسان، یا بخشهایی از روان انسان.
از این دیدگاه خشتر آن نیروی روانی سازنده و پیشبرنده درونی است و آن نیرو و توانایی چیرگی بر بخش منفی یا آز و نیازهای ویرانگر روانی است که با واژگانی مانند چیرگی یا شهریاری بر خویشتن نیز معنی میشوند.
همانگونه نیز که گفته شد بر بنیاد این فرهنگ، قانون، مهر، جنبش و خرد را نمیتوان از هم جدا کرد.
قانون و دادی که درونمایهاش مهر نباشد و شهریاری که استوار بر خرد نباشد و هنجاری را که در آن جنبش نباشد به سازندگی و آبادانی نمیانجامند. پس جشن، جنبشی خردمندانه، سازنده و سامانمند میباشد که باید همه این سازهها(فاکتورها) را در خود داشته باشد.
شهریورگان، جشن شهرآرایی، آبادگری و سازندگی است، چه آرایش درون و چه بیرون. شهریور و شهریورگان به یادمان میآورند که بنیان هستی و آفرینش بر پایه پیشرفت و سازندگی و تازه شوی و آبادانی است. هر کاری که در این زمینهها انجام شود نیکوست.
اینکه نیاکان و پیشینیان ما در این جشن چه میکردند، که افسوسمندانه از آن چیز فراوانی به ما نرسیده است بهجای خود اما در هر زمان و مکان هم میتوان راههای تازه و مناسب برای جشن گیری و بزرگداشت اندیشید و به کنش کشید. از الهام خود بهره بگیرید.
دستکم میدانیم که از یکسو شهریاران نیک کردار و یار شهروندان در این جشن بیشتر با شهروندان خود پیوند میگرفتند و یاری میرساندند. همچنین کشاورزان هم فرآوردههای خود را گردآوری میکردند که همیشه با جشن و شادمانی همراه بودهاست و هم پاییزه کاری را آغاز میکردند که آنهم جشن آبادسازی زمین میباشد.
پس همه ردههای هازمانی در این جشنها هنباز و همکار و همراستا بودهاند و بهگفتهای دیگر همه هازمان در آنها شرکت میکردند و این راه همدلی و همازوری و همشهری بودن را که به کشور هم شهر میگفتند مانند ایرانشهر نیرویی نو میبخشیدند.
ما هم اگر به فرهنگ آبادگر و شادکن خویش باور داریم و دلبستهایم این جشنها را، با نگرش به درونمایه و فلسفه آنها جشن بگیریم و با همازوری یکدیگر نیروهای مثبت و سازنده را نیرورسانی کرده و از میوههای نیک آن همگی بهرهمند شویم.
شهریورگان بر همه شما آبادگران هستی شاد و پیروز باد.
ایدون باد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#جشن_های_ایرانشهر
جشنهای ماهانه #جشن_شهریورگان
به✍️موبد مهندس #کامران_جمشیدی
جشن روز و ماه شهریور:
میدانیم که در فرهنگ شادزیستی ایرانی رسم آن است که در هر ماه که نام روز و ماه یکسان میشود آن روز، آن نام و آنچه که نماد و بازگوی آن است، ارج گزاشته شده و جشن گرفته میشود. فلسفه جشن را هم که دانستیم. ببینیم فلسفه جشن شهریورگان و معنی و مفهوم شهریور که برایش جشن میگیریم چیست.
شهرآرایی - جهان آرایی:
واژه شهریور، دگرگون شده ریشه اوستایی خود خشتر وئیریهvairya Khshathra میباشد که فرنام(:عنوان) یکی از پایههای جهانبینی و فرهنگ ایرانی میباشد.
اگر بخواهیم مانا و مفهوم آن را بدانیم باید نگاهی ژرفتر به آن داشته باشیم.
خشتر از ریشه خشیKhshi گرفته شده است و به معنی ساختن ـ بنا کردن ـ آبادکردن میباشد.
از این واژه، واژگانی مانند خشت: سنگ بنای آبادانی و سازندگی، شهر: جاییکه ساخته و آباد شدهاست، شهریار: سازنده، آباد کننده، شهرآرا و مانند آنها ساخته شدهاست. پس خشتر، همانا سازندگی، آبادگری و شهرآرایی یا سازنده و آبادگر و شهرآرا است.
وئیریه از ریشه ورVar میآید که بهگفته بسیاری از زبانشناسان، به معنی گزینش است. پس وئیریه همانا برگزیدنی است.
رویهم این دو واژه، یا خشتر وئیریه به معنیهای زیر درمیآید:
- سازندگی خواسته شده، آبادگری آرمانی
- آبادگر (شهریار) برگزیدنی
- آرمان آرزوشده و آرمان سازنده.
گونه دیگری نیز که میتوان به این مفهوم و معنی آن نگاه کرد، مانند دیگر بنیادهای این فلسفه، مفهوم درونی آن است، یعنی نیروهای سازنده و راننده درونی انسان، یا بخشهایی از روان انسان.
از این دیدگاه خشتر آن نیروی روانی سازنده و پیشبرنده درونی است و آن نیرو و توانایی چیرگی بر بخش منفی یا آز و نیازهای ویرانگر روانی است که با واژگانی مانند چیرگی یا شهریاری بر خویشتن نیز معنی میشوند.
همانگونه نیز که گفته شد بر بنیاد این فرهنگ، قانون، مهر، جنبش و خرد را نمیتوان از هم جدا کرد.
قانون و دادی که درونمایهاش مهر نباشد و شهریاری که استوار بر خرد نباشد و هنجاری را که در آن جنبش نباشد به سازندگی و آبادانی نمیانجامند. پس جشن، جنبشی خردمندانه، سازنده و سامانمند میباشد که باید همه این سازهها(فاکتورها) را در خود داشته باشد.
شهریورگان، جشن شهرآرایی، آبادگری و سازندگی است، چه آرایش درون و چه بیرون. شهریور و شهریورگان به یادمان میآورند که بنیان هستی و آفرینش بر پایه پیشرفت و سازندگی و تازه شوی و آبادانی است. هر کاری که در این زمینهها انجام شود نیکوست.
اینکه نیاکان و پیشینیان ما در این جشن چه میکردند، که افسوسمندانه از آن چیز فراوانی به ما نرسیده است بهجای خود اما در هر زمان و مکان هم میتوان راههای تازه و مناسب برای جشن گیری و بزرگداشت اندیشید و به کنش کشید. از الهام خود بهره بگیرید.
دستکم میدانیم که از یکسو شهریاران نیک کردار و یار شهروندان در این جشن بیشتر با شهروندان خود پیوند میگرفتند و یاری میرساندند. همچنین کشاورزان هم فرآوردههای خود را گردآوری میکردند که همیشه با جشن و شادمانی همراه بودهاست و هم پاییزه کاری را آغاز میکردند که آنهم جشن آبادسازی زمین میباشد.
پس همه ردههای هازمانی در این جشنها هنباز و همکار و همراستا بودهاند و بهگفتهای دیگر همه هازمان در آنها شرکت میکردند و این راه همدلی و همازوری و همشهری بودن را که به کشور هم شهر میگفتند مانند ایرانشهر نیرویی نو میبخشیدند.
ما هم اگر به فرهنگ آبادگر و شادکن خویش باور داریم و دلبستهایم این جشنها را، با نگرش به درونمایه و فلسفه آنها جشن بگیریم و با همازوری یکدیگر نیروهای مثبت و سازنده را نیرورسانی کرده و از میوههای نیک آن همگی بهرهمند شویم.
شهریورگان بر همه شما آبادگران هستی شاد و پیروز باد.
ایدون باد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
🌎#_جشن_های_سالانه_سرزمین_اهورایی_مان_ﺟﺸﻦ_شب_ﭼﻠﻪ🍉
به✍️موبد مهندس #کامران_جمشیدی🍷
✅ شب چله زادروز ﻧﻮر و روﺷﻨﺎﯾﯽ ـ روز ﭘﯿﺮوزی ﺧﻮرﺷﯿﺪ:
اﯾﺮاﻧﯿﺎن از روزﮔﺎران ﮐﻬﻦ ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺧﺖ درﺳﺘﯽ ﮐﻪ از ﮔﺎهشناﺳﯽ داﺷﺘﻨﺪ و ﺑﺮﭘﺎﯾﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﮐﺸﺎورزی و داﻣﭙﺮوریﺷﺎن از ﯾﮑﺴﻮ و ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﮐﯿﺶ و ﺑﺎورﺷﺎن از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ، ﻫﻤﻪ ﻫﻨﮕﺎمهﻫﺎ و ﺑﺰﻧﮕﺎهﻫﺎی ﻃﺒﯿﻌﯽ و «ﺗﺮﯾﻦﻫﺎ» را ﺟﺸﻦ میگرﻓﺘﻨﺪ و اﻧﮕﯿﺰهای میساﺧﺘﻨﺪ ﺑﺮای ﮔﺮدﻫﻢ آﻣﺪن، ﻫﻤﺎزور ﺷﺪن، ﺑﺎﻫﻢ ﺷﺎد ﺑﻮدن و ﺳﭙﺎﺳﮕﺰاری از دادهﻫﺎی اﯾﺰدی و اﻣﯿﺪ و ﻧﯿﺮو ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﺮای ﭘﯿﮕﯿﺮی ﮐﺎر و ﮐﻮﺷﺶ زﻧﺪﮔﺎﻧﯽ.
در ﻣﯿﺎن اﯾﻦ ﺟﺸﻦﻫﺎ ﯾﮑﯽ ﻫﻢ درازﺗﺮﯾﻦ ﺷﺐ ﺳﺎل ﯾﺎ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﭘﺎﯾﺎن ﺗﺎرﯾﮑﯽ و آﻏﺎز درازﺗﺮ ﺷﺪن روزﻫﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﺰﻣﺎن اﺳﺖ ﺑﺎ واﭘﺴﯿﻦ ﺷﺐ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﯾﺎ آذر ﻣﺎه و ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ روز زﻣﺴﺘﺎن ﯾﺎ دیﻣﺎه.
از ﻫﻤﯿﻦ روز اﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻠﻪ ﺑﺰرگ، ﯾﻌﻨﯽ ﺳﺮﻣﺎی ﺑﺰرگ آﻏﺎز میشود. ﺗﺎ روز ١٠ﺑﻬﻤﻦ ﻣﺎه ﮐﻪ ﺳﺮدﺗﺮﯾﻦ زﻣﺎن ﺳﺎل اﺳﺖ و آن هنگام ﺟﺸﻦ ﺳﺪه ﯾﺎ آﺗﺶ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﺎد ﮔﺮمﺗﺮ ﺷﺪن ﻫﻮا زان ﭘﺲ اﺳﺖ و ﺳﭙﺲ ﭼﻠﻪ ﮐﻮﭼﮏ آﻏﺎز میشود ﮐﻪ ﺗﺎ٢٠ اﺳﭙﻨﺪﻣﺎه.
ﭘﺲ اﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎم و اﯾﻦ ﺟﺸﻦ، ﺟﺸﻦﺷﺐﭼﻠﻪ اﺳﺖ.
از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ و از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻧﻮر و روﺷﻨﺎﯾﯽ زاﯾﺸﯽ دوﺑﺎره ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ ﺑﻪ آن زادروز ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ میشود.
در اﯾﻦ ﺷﺐ ﻣﺮدم در ﺧﺎنهﻫﺎ و ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎ ﮔﺮدﻫﻢ آﻣﺪه و ﺑﺎ ﺧﻮردن، ﻧﻮﺷﯿﺪن، ﺷﺎدی و ﭘﺎﯾﮑﻮﺑﯽ و ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺷﺐ را بهﺳﺮ ﻣﯽآورﻧﺪ و ﺧﻮاﻧﯽ وﯾﮋه میگسترﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺮ آنﻫﻢ ﻣﯿﻮهﻫﺎی ﺗﺎزه ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻧﺎر و ﻫﻨﺪواﻧﻪ و ﻫﻢ ﻣﯿﻮهﻫﺎی ﺧﺸﮏ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺧﻮردﻧﯽﻫﺎی دﯾﮕﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ آﺟﯿﻞ و ﺷﯿﺮﯾﻨﯽﻫﺎ ﻣﯽﻧﻬﺎدﻧﺪ.
ﺧﻮان شب چله، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺴﯿﺎری ﺧﻮانﻫﺎی دﯾﮕﺮ آﯾﯿﻨﯽ در ﻣﯿﺎن زرﺗﺸﺘﯿﺎن «ﻣﯿﺰد»myazd ﻧﺎﻣﯿﺪه میشود ﮐﻪ اﻓﺰونﺑﺮ آﻧﭽﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ ﺑﺮ روی آﻧﻬﺎ ﻟﺮکlork ﻫﻢ گزاﺷﺘﻪ میشود.
داﺳﺘﺎنﮔﻮﯾﯽ، ﻣﺘﻞﮔﻮﯾﯽ، ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪﺧﻮاﻧﯽ و ﺣﺎﻓﻆﺧﻮاﻧﯽ در اﯾﻦ ﺷﺐ رواج دارد ﺗﺎ ﻫﻢ ﺳﺮﻫﺎ ﮔﺮم ﺷﻮد و ﻫﻢ ﻓﺮﻫﻨﮓ زﻧﺪه ﻧﮕﺎﻫﺪاﺷﺘﻪ ﺷﻮد. از دﯾﮕﺮ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺧﻮان ﭼﻠﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮگﻫﺎی درﺧﺖ ﺳﺮو اﺳﺖ.
در ﻗﺪﯾﻢ ﻣﺮدم در ﺑﺮاﺑﺮ درﺧﺖ ﺳﺮو ﻣﯽاﯾﺴﺘﺎدﻧﺪ و ﭘﯿﻤﺎن ﻣﯽﺑﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺳﺎل دﯾﮕﺮ ﺳﺮوی ﺑﮑﺎرﻧﺪ. درﺧﺖ ﺳﺮو ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺒﺰ اﺳﺖ ﻫﻢ ﻧﻤﺎد اﯾﺴﺘﺎدﮔﯽ در ﺑﺮاﺑﺮ اﻫﺮﯾﻤﻦ ﺳﺮﻣﺎ و ﺗﺎرﯾﮑﯽ ﺑﻮد و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﻤﺎد اهورامزداست ﮐﻪ ﻧﺎمﻫﺎﯾﯽ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﺑﺮ ﺧﻮد داﺷﺘﻪ اﺳﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ: ﻣﻬﺮ، رام، وای ﺑﻪ، ﺳﺌﻨﺎ و ﯾﺎ ﺳﯿﻤﺮغ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻓﺮخ و ﺑﻬﺮوز و ﺧﺮم. در ﻗﺪﯾﻢ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ روز ﻣﺎه، ﮐﻪ اﻣﺮوز اورﻣﺰد ﯾﺎ اﻫﻮرا ﻣﺰدا اﺳﺖ ﺧﺮم ﺑﻮدهاﺳﺖ. روزﻫﺎی ﻫﺸﺘﻢ، ﭘﺎﻧﺰدﻫﻢ و ﺑﯿﺴﺖوﺳﻮم ﻫﻢ ﮐﻪ دی ﻧﺎم دارﻧﺪ این همانی ﺑﺎ ﺧﺮم داشتهاﻧﺪ.
از ﻫﻤﯿﻦرو در این روزﻫﺎی ﺧﺮم روز در ﻣﺎه دی، ﺟﺸﻦ ﺧﺮم روز ﺑﻮدهاﺳﺖ و ﭘﺎدﺷﺎﻫﺎن ﺟﺎﻣﻪ ﺳﭙﯿﺪ ﺑﻪ ﺗﻦ میکردﻧﺪ و بهﻫﻤﺮاه ﮐﺸﺎورزان ﺑﺮ زﻣﯿﻦ ﻣﯽﻧﺸﺴﺘﻨﺪ و میگفتند: ﻣﻦ ﻫﻢ ﯾﮑﯽ از ﺷﻤﺎ و ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺷﻤﺎﯾﯿﻢ. ﮐﺎر ﺟﻬﺎن ﺑﺮ ﮐﺸﺎورزی و آﺑﺎداﻧﯽ اﺳﺘﻮار اﺳﺖ و اﯾﻦ ﻫﺮ دو ﺑﺪون ﺷﻤﺎ نمیشود. ﻣﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻫﻤﺎن اﻧﺪازه ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻣﺎ. ﭘﺲ ﻣﺎ و ﺷﻤﺎ ﯾﮑﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ.
ﻣﺴﯿﺤﯿﺎن در ﻣﺎه دﺳﺎﻣﺒﺮ آﯾﯿﻨﯽAdvent ljusدارﻧﺪ ﮐﻪ در ﭘﺎﯾﺎن ﻫﺮ ﻫﻔﺘﻪ در روز ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ(ﻣﻬﺮ روز، روز ﺧﻮرﺷﯿﺪ) ﺳﭙﻨﺪاری ﻣﯽاﻓﺮوزﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﺎ واﭘﺴﯿﻦ ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ ۴ﺳﭙﻨﺪار اﻓﺮوﺧﺘﻪ میشود. اﯾﻦ آﯾﯿﻦ این همانی دارد ﺑﺎ ﻫﻤﺎن آﯾﯿﻦ اﯾﺮاﻧﯽ ﭼﻬﺎر ﺟﺸﻦ دﯾﮕﺎن در ﻣﺎه دی، ﻣﺎه پروردگار.
✅ﻣﻬﺮ و ﻣﯿﺘﺮا ـ ﻣﯿﺘﺮاﯾﯿﺴﻢ:
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
🌎#_جشن_های_سالانه_سرزمین_اهورایی_مان_ﺟﺸﻦ_شب_ﭼﻠﻪ🍉
به✍️موبد مهندس #کامران_جمشیدی🍷
✅ شب چله زادروز ﻧﻮر و روﺷﻨﺎﯾﯽ ـ روز ﭘﯿﺮوزی ﺧﻮرﺷﯿﺪ:
اﯾﺮاﻧﯿﺎن از روزﮔﺎران ﮐﻬﻦ ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺧﺖ درﺳﺘﯽ ﮐﻪ از ﮔﺎهشناﺳﯽ داﺷﺘﻨﺪ و ﺑﺮﭘﺎﯾﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﮐﺸﺎورزی و داﻣﭙﺮوریﺷﺎن از ﯾﮑﺴﻮ و ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﮐﯿﺶ و ﺑﺎورﺷﺎن از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ، ﻫﻤﻪ ﻫﻨﮕﺎمهﻫﺎ و ﺑﺰﻧﮕﺎهﻫﺎی ﻃﺒﯿﻌﯽ و «ﺗﺮﯾﻦﻫﺎ» را ﺟﺸﻦ میگرﻓﺘﻨﺪ و اﻧﮕﯿﺰهای میساﺧﺘﻨﺪ ﺑﺮای ﮔﺮدﻫﻢ آﻣﺪن، ﻫﻤﺎزور ﺷﺪن، ﺑﺎﻫﻢ ﺷﺎد ﺑﻮدن و ﺳﭙﺎﺳﮕﺰاری از دادهﻫﺎی اﯾﺰدی و اﻣﯿﺪ و ﻧﯿﺮو ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﺮای ﭘﯿﮕﯿﺮی ﮐﺎر و ﮐﻮﺷﺶ زﻧﺪﮔﺎﻧﯽ.
در ﻣﯿﺎن اﯾﻦ ﺟﺸﻦﻫﺎ ﯾﮑﯽ ﻫﻢ درازﺗﺮﯾﻦ ﺷﺐ ﺳﺎل ﯾﺎ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﭘﺎﯾﺎن ﺗﺎرﯾﮑﯽ و آﻏﺎز درازﺗﺮ ﺷﺪن روزﻫﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﺰﻣﺎن اﺳﺖ ﺑﺎ واﭘﺴﯿﻦ ﺷﺐ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﯾﺎ آذر ﻣﺎه و ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ روز زﻣﺴﺘﺎن ﯾﺎ دیﻣﺎه.
از ﻫﻤﯿﻦ روز اﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻠﻪ ﺑﺰرگ، ﯾﻌﻨﯽ ﺳﺮﻣﺎی ﺑﺰرگ آﻏﺎز میشود. ﺗﺎ روز ١٠ﺑﻬﻤﻦ ﻣﺎه ﮐﻪ ﺳﺮدﺗﺮﯾﻦ زﻣﺎن ﺳﺎل اﺳﺖ و آن هنگام ﺟﺸﻦ ﺳﺪه ﯾﺎ آﺗﺶ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﺎد ﮔﺮمﺗﺮ ﺷﺪن ﻫﻮا زان ﭘﺲ اﺳﺖ و ﺳﭙﺲ ﭼﻠﻪ ﮐﻮﭼﮏ آﻏﺎز میشود ﮐﻪ ﺗﺎ٢٠ اﺳﭙﻨﺪﻣﺎه.
ﭘﺲ اﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎم و اﯾﻦ ﺟﺸﻦ، ﺟﺸﻦﺷﺐﭼﻠﻪ اﺳﺖ.
از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ و از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻧﻮر و روﺷﻨﺎﯾﯽ زاﯾﺸﯽ دوﺑﺎره ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ ﺑﻪ آن زادروز ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ میشود.
در اﯾﻦ ﺷﺐ ﻣﺮدم در ﺧﺎنهﻫﺎ و ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎ ﮔﺮدﻫﻢ آﻣﺪه و ﺑﺎ ﺧﻮردن، ﻧﻮﺷﯿﺪن، ﺷﺎدی و ﭘﺎﯾﮑﻮﺑﯽ و ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺷﺐ را بهﺳﺮ ﻣﯽآورﻧﺪ و ﺧﻮاﻧﯽ وﯾﮋه میگسترﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺮ آنﻫﻢ ﻣﯿﻮهﻫﺎی ﺗﺎزه ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻧﺎر و ﻫﻨﺪواﻧﻪ و ﻫﻢ ﻣﯿﻮهﻫﺎی ﺧﺸﮏ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺧﻮردﻧﯽﻫﺎی دﯾﮕﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ آﺟﯿﻞ و ﺷﯿﺮﯾﻨﯽﻫﺎ ﻣﯽﻧﻬﺎدﻧﺪ.
ﺧﻮان شب چله، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺴﯿﺎری ﺧﻮانﻫﺎی دﯾﮕﺮ آﯾﯿﻨﯽ در ﻣﯿﺎن زرﺗﺸﺘﯿﺎن «ﻣﯿﺰد»myazd ﻧﺎﻣﯿﺪه میشود ﮐﻪ اﻓﺰونﺑﺮ آﻧﭽﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ ﺑﺮ روی آﻧﻬﺎ ﻟﺮکlork ﻫﻢ گزاﺷﺘﻪ میشود.
داﺳﺘﺎنﮔﻮﯾﯽ، ﻣﺘﻞﮔﻮﯾﯽ، ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪﺧﻮاﻧﯽ و ﺣﺎﻓﻆﺧﻮاﻧﯽ در اﯾﻦ ﺷﺐ رواج دارد ﺗﺎ ﻫﻢ ﺳﺮﻫﺎ ﮔﺮم ﺷﻮد و ﻫﻢ ﻓﺮﻫﻨﮓ زﻧﺪه ﻧﮕﺎﻫﺪاﺷﺘﻪ ﺷﻮد. از دﯾﮕﺮ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺧﻮان ﭼﻠﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮگﻫﺎی درﺧﺖ ﺳﺮو اﺳﺖ.
در ﻗﺪﯾﻢ ﻣﺮدم در ﺑﺮاﺑﺮ درﺧﺖ ﺳﺮو ﻣﯽاﯾﺴﺘﺎدﻧﺪ و ﭘﯿﻤﺎن ﻣﯽﺑﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺳﺎل دﯾﮕﺮ ﺳﺮوی ﺑﮑﺎرﻧﺪ. درﺧﺖ ﺳﺮو ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺒﺰ اﺳﺖ ﻫﻢ ﻧﻤﺎد اﯾﺴﺘﺎدﮔﯽ در ﺑﺮاﺑﺮ اﻫﺮﯾﻤﻦ ﺳﺮﻣﺎ و ﺗﺎرﯾﮑﯽ ﺑﻮد و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﻤﺎد اهورامزداست ﮐﻪ ﻧﺎمﻫﺎﯾﯽ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﺑﺮ ﺧﻮد داﺷﺘﻪ اﺳﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ: ﻣﻬﺮ، رام، وای ﺑﻪ، ﺳﺌﻨﺎ و ﯾﺎ ﺳﯿﻤﺮغ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻓﺮخ و ﺑﻬﺮوز و ﺧﺮم. در ﻗﺪﯾﻢ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ روز ﻣﺎه، ﮐﻪ اﻣﺮوز اورﻣﺰد ﯾﺎ اﻫﻮرا ﻣﺰدا اﺳﺖ ﺧﺮم ﺑﻮدهاﺳﺖ. روزﻫﺎی ﻫﺸﺘﻢ، ﭘﺎﻧﺰدﻫﻢ و ﺑﯿﺴﺖوﺳﻮم ﻫﻢ ﮐﻪ دی ﻧﺎم دارﻧﺪ این همانی ﺑﺎ ﺧﺮم داشتهاﻧﺪ.
از ﻫﻤﯿﻦرو در این روزﻫﺎی ﺧﺮم روز در ﻣﺎه دی، ﺟﺸﻦ ﺧﺮم روز ﺑﻮدهاﺳﺖ و ﭘﺎدﺷﺎﻫﺎن ﺟﺎﻣﻪ ﺳﭙﯿﺪ ﺑﻪ ﺗﻦ میکردﻧﺪ و بهﻫﻤﺮاه ﮐﺸﺎورزان ﺑﺮ زﻣﯿﻦ ﻣﯽﻧﺸﺴﺘﻨﺪ و میگفتند: ﻣﻦ ﻫﻢ ﯾﮑﯽ از ﺷﻤﺎ و ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺷﻤﺎﯾﯿﻢ. ﮐﺎر ﺟﻬﺎن ﺑﺮ ﮐﺸﺎورزی و آﺑﺎداﻧﯽ اﺳﺘﻮار اﺳﺖ و اﯾﻦ ﻫﺮ دو ﺑﺪون ﺷﻤﺎ نمیشود. ﻣﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻫﻤﺎن اﻧﺪازه ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻣﺎ. ﭘﺲ ﻣﺎ و ﺷﻤﺎ ﯾﮑﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ.
ﻣﺴﯿﺤﯿﺎن در ﻣﺎه دﺳﺎﻣﺒﺮ آﯾﯿﻨﯽAdvent ljusدارﻧﺪ ﮐﻪ در ﭘﺎﯾﺎن ﻫﺮ ﻫﻔﺘﻪ در روز ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ(ﻣﻬﺮ روز، روز ﺧﻮرﺷﯿﺪ) ﺳﭙﻨﺪاری ﻣﯽاﻓﺮوزﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﺎ واﭘﺴﯿﻦ ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ ۴ﺳﭙﻨﺪار اﻓﺮوﺧﺘﻪ میشود. اﯾﻦ آﯾﯿﻦ این همانی دارد ﺑﺎ ﻫﻤﺎن آﯾﯿﻦ اﯾﺮاﻧﯽ ﭼﻬﺎر ﺟﺸﻦ دﯾﮕﺎن در ﻣﺎه دی، ﻣﺎه پروردگار.
✅ﻣﻬﺮ و ﻣﯿﺘﺮا ـ ﻣﯿﺘﺮاﯾﯿﺴﻢ:
آتشگاههای #تهمورس، #فریدون، #تور، #آذرگشسپ و #کیخسرو از آن دسته از آتشگاهها بهشمار میآیند. این آتشگاهها در آغاز جایگاه نگاهداری آتش برای برآوردن نیازها بودهاند و امروز نیز اجاق خانوادگی در میان پارهای از مردم و گروههای قومی رایج است که بازماندهی باورهای مردمی دورهی باستانی بهشمار میرود.
بنابر نوشتههایی کهن مانند هفت هات میدانیم که از جایگاه آتش به مانند یک نیایشگاه همگانی یاد گردیده است. نقشهای بازمانده بر ماندگارهای کهن از زمان مادها و هخامنشیان افرادی را نشان میدهد که به شیوهی گاتهایی و با دستهای برافراشته در برابر آتش ایستادهاند.
نقشهای موجود در پاسارگاد و نقش رستم نیز چنین فرتوری را به دیده میگزارند.
آنگونه که پیداست ساختمانسازی پیرامون جایگاههای آتش و ساخت معابد از بابلیها و ایلامیها به زرتشتیان پارسی و مادی به ارمغان رسیدهاست.
در ایران باستان، آتشکدهها نه تنها جای نیایش، وانگه دادگاه و درمانگاه و چهبسا دبستان و آموزشگاه هم بهشمار میرفتند. چه در اینجا به نوآموزان درسهای دینی یاد میدادند و همان یاد دادنها بود که خوی راستی و درستی و دلیری را به آنها میآموخت.
موبد در این مکان به دادرسی میپرداخت و بیماران روحی نیز مداوا میشدند. افزونبر اینها، آتشکدهها مجهز به کتابخانه بزرگ نیز بودند و همچنین خزانه مالیات و جایگاه نیکوکاری و نیز جایی برای ورزش و سواری و مسابقهها بود. بهزبان دیگر همادگاهی بود که نیایشگاه را نیز دربر میگرفت.
ویرانههای بازمانده از آتشکدههای پیش از اسلام در سرتاسر ایرانزمین از عراق امروزی تا کوههای پامیر و فرای آن پراکنده هستند.
نسکهای تاریخی نوشته شده از سوی جهانگردان از آتشکدههایی سخن میگویند که آتش آنها بگونه معجزهآسایی بدون آنکه بر آنها چوب گزاشته شود میسوزند.
آنها در سرزمینهایی بودهاند که نفتخیز میباشند از خوزستان امروزی در ایران گرفته تا آذربایجان شمالی(جمهوری آذربایجان امروزی). این آتشها بوسیلهی گاز طبیعی روشن بودهاند. آتشکدهی واقع در باکو، امروزه بدست آذربایجانیها بازسازی شده و آتش آن با بهرهگیری از گاز درونزمینی روشن میباشد.
جالب آن است بدانیم که ساختمان گنبدی شکل مسجدها از دیدگاه هنر ساختمانسازی ادامهای است از معماری آتشکدهها و به هیچ روی از معماری عربی برنخاسته است.
❇️ آتشکدههای نامی در ایران🔥:
نامیترین آتشکدههایی که در تاریخها از آنها نام برده شدهاست چنین میباشند:
آتشکده آذرگشسپ Azargoshasb در شهر شیز آذربایجان.
آتشکدهی آذر فرنبغ Azarfranbagh یا ناهید پارس، در کاریان پارس یا لارستان کنونی.
آتشکدهی آذر برزینمهر Azarborzinmehr در ریوند خراسان.
برای گرفتن آگاهیهای بیشتر درباره آتش و آتشکده میتوانید به نسکهایی که از سوی دانشمندان در اینباره نگاشته شدهاست مراجعه فرمایید.
در پایان اجازه دهید با نیایش کوتاهی به این نوشتار پایان داده و برای همگی نور و روشنایی خرد نیک و تابان و افزاینده را خواستار باشیم:
ای آذر پاک، ای ارمغان بزرگ اهورامزدا، ای روشنی بخش خانهها، همیشه فروزان و گلگون باش در خانههای ما، روشنایی و پاکی تو را میستاییم، در پرتو فروغ درخشان و دلنشین تو، با بداندیشی، ناپاکی و هرگونه پلیدی پیکار میکنیم.
با بهرهگیری از فروغ تابان تو، با زبان دل و جانمان، اهورامزدای یگانه را بهپاس این دهش و پرشمار دادههای زندگی ساز دیگر، سپاس میگوییم.
ایدون باد.
✍️زنده یاد موبد #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر آیین و فرهنگ ایرانزمین
✍️موبد مهندس #کامران_جمشیدی 🍷
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
بنابر نوشتههایی کهن مانند هفت هات میدانیم که از جایگاه آتش به مانند یک نیایشگاه همگانی یاد گردیده است. نقشهای بازمانده بر ماندگارهای کهن از زمان مادها و هخامنشیان افرادی را نشان میدهد که به شیوهی گاتهایی و با دستهای برافراشته در برابر آتش ایستادهاند.
نقشهای موجود در پاسارگاد و نقش رستم نیز چنین فرتوری را به دیده میگزارند.
آنگونه که پیداست ساختمانسازی پیرامون جایگاههای آتش و ساخت معابد از بابلیها و ایلامیها به زرتشتیان پارسی و مادی به ارمغان رسیدهاست.
در ایران باستان، آتشکدهها نه تنها جای نیایش، وانگه دادگاه و درمانگاه و چهبسا دبستان و آموزشگاه هم بهشمار میرفتند. چه در اینجا به نوآموزان درسهای دینی یاد میدادند و همان یاد دادنها بود که خوی راستی و درستی و دلیری را به آنها میآموخت.
موبد در این مکان به دادرسی میپرداخت و بیماران روحی نیز مداوا میشدند. افزونبر اینها، آتشکدهها مجهز به کتابخانه بزرگ نیز بودند و همچنین خزانه مالیات و جایگاه نیکوکاری و نیز جایی برای ورزش و سواری و مسابقهها بود. بهزبان دیگر همادگاهی بود که نیایشگاه را نیز دربر میگرفت.
ویرانههای بازمانده از آتشکدههای پیش از اسلام در سرتاسر ایرانزمین از عراق امروزی تا کوههای پامیر و فرای آن پراکنده هستند.
نسکهای تاریخی نوشته شده از سوی جهانگردان از آتشکدههایی سخن میگویند که آتش آنها بگونه معجزهآسایی بدون آنکه بر آنها چوب گزاشته شود میسوزند.
آنها در سرزمینهایی بودهاند که نفتخیز میباشند از خوزستان امروزی در ایران گرفته تا آذربایجان شمالی(جمهوری آذربایجان امروزی). این آتشها بوسیلهی گاز طبیعی روشن بودهاند. آتشکدهی واقع در باکو، امروزه بدست آذربایجانیها بازسازی شده و آتش آن با بهرهگیری از گاز درونزمینی روشن میباشد.
جالب آن است بدانیم که ساختمان گنبدی شکل مسجدها از دیدگاه هنر ساختمانسازی ادامهای است از معماری آتشکدهها و به هیچ روی از معماری عربی برنخاسته است.
❇️ آتشکدههای نامی در ایران🔥:
نامیترین آتشکدههایی که در تاریخها از آنها نام برده شدهاست چنین میباشند:
آتشکده آذرگشسپ Azargoshasb در شهر شیز آذربایجان.
آتشکدهی آذر فرنبغ Azarfranbagh یا ناهید پارس، در کاریان پارس یا لارستان کنونی.
آتشکدهی آذر برزینمهر Azarborzinmehr در ریوند خراسان.
برای گرفتن آگاهیهای بیشتر درباره آتش و آتشکده میتوانید به نسکهایی که از سوی دانشمندان در اینباره نگاشته شدهاست مراجعه فرمایید.
در پایان اجازه دهید با نیایش کوتاهی به این نوشتار پایان داده و برای همگی نور و روشنایی خرد نیک و تابان و افزاینده را خواستار باشیم:
ای آذر پاک، ای ارمغان بزرگ اهورامزدا، ای روشنی بخش خانهها، همیشه فروزان و گلگون باش در خانههای ما، روشنایی و پاکی تو را میستاییم، در پرتو فروغ درخشان و دلنشین تو، با بداندیشی، ناپاکی و هرگونه پلیدی پیکار میکنیم.
با بهرهگیری از فروغ تابان تو، با زبان دل و جانمان، اهورامزدای یگانه را بهپاس این دهش و پرشمار دادههای زندگی ساز دیگر، سپاس میگوییم.
ایدون باد.
✍️زنده یاد موبد #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر آیین و فرهنگ ایرانزمین
✍️موبد مهندس #کامران_جمشیدی 🍷
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity