🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # ارنستو گوآرا اولین فرزند از پنج فرزند ارنستو گوآرا لینچ و سلیا ده لاسرنا، که هر دو از طبقه بالا و اشراف آرژانتینی بودند در ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ در روزاریو آرژانتین چشم به جهان گشود. از جد پدری او پاتریسیو خولیان لینچ به عنوان ثروتمندترین مرد آمریکای جنوبی یاد میشود.از طرف دیگر تبار مادرش به خوزه ده لاسرنا ای هینوخوسا آخرین فرماندار اسپانیایی پرو بازمیگشت. خانوادهٔ او آرژانتینی با تبار باسک و ایرلندیبودند. برطبق آداب و رسوم اسپانیایی نام رسمی او گاهی با ده لاسرنا یا لینچ ذکر میشود. با توجه به شخصیت پر جنب و جوش ارنستو، پدرش چنین بیان داشت که «به یاد داشته باشید آنچه در رگهای فرزند من جریان دارد، خون شورشیان ایرلندی است.»
خیلی زود میل توجه به فقرا در ارنستیتو (آنطور که خطاب میشد) توسعه یافت.او در خانوادهای با گرایشهای چپ رشد کرد و از اینرو حتی به عنوان یک پسر نوجوان با طیف گستردهای از دیدگاههای سیاسی آشنا شد.پدر او از طرفداران سرسخت جمهوری خواهان در جنگ داخلی اسپانیا بود و خانه او اغلب میزبان سربازان آسیب دیده در جنگ میشد.
علیرغم وجود دردهای فلجکننده حملات آسم حاد که در تمام دوران زندگیاش سایه انداخت، او توانست به عنوان یک ورزشکار سرآمد در رشتههایی نظیر شنا، فوتبال، گلف و تیراندازی ظاهر شود و همچنین توانست به یک دوچرخه سوار خستگی ناپذیر بدل گردد. او از بازیکنان با انگیزه راگبی ۱۵ نفره بود و در پست فلای هاف برای باشگاه دانشگاه بوئنس آیرس بازی کردهاست. بازی راگبی برای او عنوان فوسر (Fuser) - که ترکیبی از El Furibundo به معنای خشن و نام خانوادگی مادرش ده لاسرنا (de la Serna) بود - را برای سبک بازی خشنش به ارمغان آورد.
#چه_گوارای 22 ساله در 1951 بازی شطرنج را از پدرش آموخت و شرکت در مسابقات محلی را از سن ۱۲ سالگی شروع کرد. در دوران بلوغ و در طول زندگیاش او علاقه ویژهای به شعر به خصوص آثار پابلو نرودا،جان کیتس، آنتونیو ماچادو، فدریکو گارسیا لورکا، گابریلا میسترال، سزار والخو و والت ویتمن داشت. او همچنین شعراگر— از رودیار کییلینگ و شعر مارتین فیرو از خوزه هرناندز را میتوانست از حفظ بخواند. خانه گوآرا دارای بیش از ۳۰۰۰ جلد کتاب بود که به ارنستو این امکان را میداد تا کتاب خوانی مشتاق و همه چیز خوان باشد که از نویسندگان مورد علاقه او میتوان به کارل مارکس، ویلیام فالکنر، امیلیو سالگاری، آندره ژیدو ژول ورن اشاره کرد. علاوه بر این از کارهای نویسندگی نظیر جواهر لعل نهرو، آلبر کامو، فرانتس کافکا، ولادمیر لنین وژان پل سارتر و همچنین فریدریش انگلس، آناتول فرانس، اچ. جی. ولز و رابرت فراست لذت میبرد.
در اوایل اکتبر ۱۹۶۷ چهگوارا در بولیوی طی عملیاتی که توسط سازمان سیا طرحریزی شده بود دستگیر شد. برخی باور دارند که سیا ترجیح میداد گوارا را برای بازجویی زنده در دست داشته باشد، اما در هر صورت او بهوسیلهٔ ارتش بولیوی در نزدیکی وایهگرانده در مدرسه روستای لا ایگرا در سانتا کروز دلاسیهرا به دستور بارریه نتوس دیکتاتور نظامی کشته شد.
در بامداد ۸ اکتبر ۱۹۶۷ در نزدیکی لاایگه را (دهکده کوچکی دربولیوی و در نزدیکی کوههای آند)، چهگوارا به همراه چندتن دیگر از گروه چریکی به محاصره ارتش بولیوی -که به وسیله مأموران سیا و افسران آمریکایی همراهی میشد- درآمدند و دستگیر شدند. از رزمندگانی که در آن زمان همراه چهگوارا بودند باید از "اینتی" و "کوکو پردو" بولیویایی و "تومایینی" اهل کوبا و افرادی با نامهای مستعار "هولیو پابلو آنیستو "و دیگران نام برد. چند روز بعد چه توسط سرباز بولیویایی ماریو تران با شلیک گلوله اعدام میگردد.
فیدل کاسترو میگوید:
در زندگی از دو خبر خیلی ناراحت شدم؛ یکی خبر مرگ مادرم و دیگری خبر مرگ چهگوارا.
پس از مرگ چهگوارا، او بهعنوان یک تئوریسین، متخصص در فنون جنگی، و جنگآور تبدیل به قهرمان جنبشهای انقلابیسوسیالیستی در سراسر جهان شد. آلیدا، دختر چهگوارا مدعیست که پدرش کمونیست بود.
#کشف_جسد
📚🤔
🔴 # ارنستو گوآرا اولین فرزند از پنج فرزند ارنستو گوآرا لینچ و سلیا ده لاسرنا، که هر دو از طبقه بالا و اشراف آرژانتینی بودند در ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ در روزاریو آرژانتین چشم به جهان گشود. از جد پدری او پاتریسیو خولیان لینچ به عنوان ثروتمندترین مرد آمریکای جنوبی یاد میشود.از طرف دیگر تبار مادرش به خوزه ده لاسرنا ای هینوخوسا آخرین فرماندار اسپانیایی پرو بازمیگشت. خانوادهٔ او آرژانتینی با تبار باسک و ایرلندیبودند. برطبق آداب و رسوم اسپانیایی نام رسمی او گاهی با ده لاسرنا یا لینچ ذکر میشود. با توجه به شخصیت پر جنب و جوش ارنستو، پدرش چنین بیان داشت که «به یاد داشته باشید آنچه در رگهای فرزند من جریان دارد، خون شورشیان ایرلندی است.»
خیلی زود میل توجه به فقرا در ارنستیتو (آنطور که خطاب میشد) توسعه یافت.او در خانوادهای با گرایشهای چپ رشد کرد و از اینرو حتی به عنوان یک پسر نوجوان با طیف گستردهای از دیدگاههای سیاسی آشنا شد.پدر او از طرفداران سرسخت جمهوری خواهان در جنگ داخلی اسپانیا بود و خانه او اغلب میزبان سربازان آسیب دیده در جنگ میشد.
علیرغم وجود دردهای فلجکننده حملات آسم حاد که در تمام دوران زندگیاش سایه انداخت، او توانست به عنوان یک ورزشکار سرآمد در رشتههایی نظیر شنا، فوتبال، گلف و تیراندازی ظاهر شود و همچنین توانست به یک دوچرخه سوار خستگی ناپذیر بدل گردد. او از بازیکنان با انگیزه راگبی ۱۵ نفره بود و در پست فلای هاف برای باشگاه دانشگاه بوئنس آیرس بازی کردهاست. بازی راگبی برای او عنوان فوسر (Fuser) - که ترکیبی از El Furibundo به معنای خشن و نام خانوادگی مادرش ده لاسرنا (de la Serna) بود - را برای سبک بازی خشنش به ارمغان آورد.
#چه_گوارای 22 ساله در 1951 بازی شطرنج را از پدرش آموخت و شرکت در مسابقات محلی را از سن ۱۲ سالگی شروع کرد. در دوران بلوغ و در طول زندگیاش او علاقه ویژهای به شعر به خصوص آثار پابلو نرودا،جان کیتس، آنتونیو ماچادو، فدریکو گارسیا لورکا، گابریلا میسترال، سزار والخو و والت ویتمن داشت. او همچنین شعراگر— از رودیار کییلینگ و شعر مارتین فیرو از خوزه هرناندز را میتوانست از حفظ بخواند. خانه گوآرا دارای بیش از ۳۰۰۰ جلد کتاب بود که به ارنستو این امکان را میداد تا کتاب خوانی مشتاق و همه چیز خوان باشد که از نویسندگان مورد علاقه او میتوان به کارل مارکس، ویلیام فالکنر، امیلیو سالگاری، آندره ژیدو ژول ورن اشاره کرد. علاوه بر این از کارهای نویسندگی نظیر جواهر لعل نهرو، آلبر کامو، فرانتس کافکا، ولادمیر لنین وژان پل سارتر و همچنین فریدریش انگلس، آناتول فرانس، اچ. جی. ولز و رابرت فراست لذت میبرد.
در اوایل اکتبر ۱۹۶۷ چهگوارا در بولیوی طی عملیاتی که توسط سازمان سیا طرحریزی شده بود دستگیر شد. برخی باور دارند که سیا ترجیح میداد گوارا را برای بازجویی زنده در دست داشته باشد، اما در هر صورت او بهوسیلهٔ ارتش بولیوی در نزدیکی وایهگرانده در مدرسه روستای لا ایگرا در سانتا کروز دلاسیهرا به دستور بارریه نتوس دیکتاتور نظامی کشته شد.
در بامداد ۸ اکتبر ۱۹۶۷ در نزدیکی لاایگه را (دهکده کوچکی دربولیوی و در نزدیکی کوههای آند)، چهگوارا به همراه چندتن دیگر از گروه چریکی به محاصره ارتش بولیوی -که به وسیله مأموران سیا و افسران آمریکایی همراهی میشد- درآمدند و دستگیر شدند. از رزمندگانی که در آن زمان همراه چهگوارا بودند باید از "اینتی" و "کوکو پردو" بولیویایی و "تومایینی" اهل کوبا و افرادی با نامهای مستعار "هولیو پابلو آنیستو "و دیگران نام برد. چند روز بعد چه توسط سرباز بولیویایی ماریو تران با شلیک گلوله اعدام میگردد.
فیدل کاسترو میگوید:
در زندگی از دو خبر خیلی ناراحت شدم؛ یکی خبر مرگ مادرم و دیگری خبر مرگ چهگوارا.
پس از مرگ چهگوارا، او بهعنوان یک تئوریسین، متخصص در فنون جنگی، و جنگآور تبدیل به قهرمان جنبشهای انقلابیسوسیالیستی در سراسر جهان شد. آلیدا، دختر چهگوارا مدعیست که پدرش کمونیست بود.
#کشف_جسد