🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
📗 #کشیش_ویکفیلد
✍️ #اولیور_گلد_اسمیت
#ترجمه_دکتر_تورج_هاشمی
اولیور گولد اسمیت یک شاعر، نمایشنامه نویس و نویسنده انگلیسی – ایرلندی بود که تاریخ و محل تولد او کاملا مشخص نیست.
کتاب کشیش ویکفیلد را در سال ۱۷۶۱ نوشت و بسرعت بصورت یکی از پر خواننده ترین کتابهای دوره ویکتوریا در آمد. این کتاب تاثیر زیادی روی نویسندگان بعد از خودش گذاشت .
جرج الیوت در کتاب میدل مارچ ، جین آستن در کتاب مشهور خود ‘ اما ‘ ، چارلز دیکنز در دو کتاب خود بنامهای قصه دو شهر و دیوید کاپرفیلد ، مری شلی در کتاب فرانکن اشتاین ، شارلوت برونته در کتابهای پروفسور و ویلت ، لوئیزا می آلکوت در کتاب زنان کوچک و یوهان ولفگانگ گوته در کتاب غمهای ورتر جوان از نوشته های این کتاب بهره گرفته اند.
داستان کتاب از این قرار است که دکتر پریمروز که کشیش ویکفیلد است در وضع مالی خیلی خوبی بسر میبرد. او دو دختر و چهار پسر دارد. پسر بزرگش با دختری ثروتمند بنام آرابلا نامزد کرده ولی در شب ازدواج دکتر پریمروز بر حسب اتفاقی که خود او در آن تقصیری نداشت تمام ثروت خود را از دست میدهد. عروسی پسرش بهم خورده و این خانواده مجبور میشوند از خانه بزرگ و مناسب خود به دهات دور دست نقل مکان کنند. از این ببعد بخت و اقبال به این خانواده پشت کرده و آنها با مشکلات عدیده و غیر قابل پیش بینی مواجه میشوند.
اعتقاد راسخ کشیش به اصول مذهبی با وجود تمام بد بختیها سست نشده …
نکته مهم اینجاست که بعد از قریب سیصد سال که از نوشتن این کتاب میگذرد هنوز بسرعت با خواننده رابطه عاطفی بر قرار کرده و خواننده ، خود را در این ماجرا ناظر بیطرف نمیپندارد. این کتاب برای اولین بار بزبان فارسی ترجمه شده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
📗 #کشیش_ویکفیلد
✍️ #اولیور_گلد_اسمیت
#ترجمه_دکتر_تورج_هاشمی
اولیور گولد اسمیت یک شاعر، نمایشنامه نویس و نویسنده انگلیسی – ایرلندی بود که تاریخ و محل تولد او کاملا مشخص نیست.
کتاب کشیش ویکفیلد را در سال ۱۷۶۱ نوشت و بسرعت بصورت یکی از پر خواننده ترین کتابهای دوره ویکتوریا در آمد. این کتاب تاثیر زیادی روی نویسندگان بعد از خودش گذاشت .
جرج الیوت در کتاب میدل مارچ ، جین آستن در کتاب مشهور خود ‘ اما ‘ ، چارلز دیکنز در دو کتاب خود بنامهای قصه دو شهر و دیوید کاپرفیلد ، مری شلی در کتاب فرانکن اشتاین ، شارلوت برونته در کتابهای پروفسور و ویلت ، لوئیزا می آلکوت در کتاب زنان کوچک و یوهان ولفگانگ گوته در کتاب غمهای ورتر جوان از نوشته های این کتاب بهره گرفته اند.
داستان کتاب از این قرار است که دکتر پریمروز که کشیش ویکفیلد است در وضع مالی خیلی خوبی بسر میبرد. او دو دختر و چهار پسر دارد. پسر بزرگش با دختری ثروتمند بنام آرابلا نامزد کرده ولی در شب ازدواج دکتر پریمروز بر حسب اتفاقی که خود او در آن تقصیری نداشت تمام ثروت خود را از دست میدهد. عروسی پسرش بهم خورده و این خانواده مجبور میشوند از خانه بزرگ و مناسب خود به دهات دور دست نقل مکان کنند. از این ببعد بخت و اقبال به این خانواده پشت کرده و آنها با مشکلات عدیده و غیر قابل پیش بینی مواجه میشوند.
اعتقاد راسخ کشیش به اصول مذهبی با وجود تمام بد بختیها سست نشده …
نکته مهم اینجاست که بعد از قریب سیصد سال که از نوشتن این کتاب میگذرد هنوز بسرعت با خواننده رابطه عاطفی بر قرار کرده و خواننده ، خود را در این ماجرا ناظر بیطرف نمیپندارد. این کتاب برای اولین بار بزبان فارسی ترجمه شده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity