🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣

گويند ﺯﻣﺎنی ﮐﻪ #ﮔﺎﻧﺪﯼ می‌خاست ﺧﻮﺩش را ﺑﻪ ﺟﻠﺴﻪاﯼ برساند ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ در آن جلسه ﺍﺯ ﺣﻖ مردم هند در ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽﻫﺎ ﺩﻓﺎﻉ كند، ﺩﯾﺮ به ايستگاه راه‌آهن رسيد و ﻗﻄﺎﺭ داشت ﺣﺮﮐﺖ میکرد.
#گاندى به ناچار در پی ﻗﻄﺎﺭ دﻭید و سرانجام ﺑﻪ ﻗﻄﺎﺭ رسيد. اما هنگام ﺳﻮﺍﺭ شدن ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ کفش او ﺍﺯ پايش درآمد و به ﮐﻨﺎﺭ ﺭﯾﻞ افتاد.
#گاندى ﻟﻨﮕﻪ كفش دیگرش ﺭا از پای خود درآورد و به سمت لنگه جامانده پرتاب نمود.
ﻭختی که ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ رسيد باشندگان ﺟﻠﺴﻪ ﺑﻪ او که ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ بود خنديدند.

یک ﺍنگلیسی‌ گفت:
ﺁﻗﺎﯼ #ﮔﺎﻧﺪﯼ ﮐﻔش‌هایتان نیست؟ نکند می‌خواهید ﺑﺎ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ملت خود دفاع کنی؟!

#ﮔﺎﻧﺪﯼ به آرامی ﮔﻔﺖ:
هنگامی‌که ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺗﺎﺧﯿﺮ به دﻧﺒﺎﻝ ﻗﻄﺎﺭ می‌دﻭﯾﺪﻡ ﺗﺎ خود را به اﯾﻨﺠﺎ ﺑﺮسانم ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ ﮐﻔﺸﻢ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﻢ افتاد ﻭ ﻣﻦ آن یکی ﻟﻨﮕﻪ کفشم ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻡ ﻭ نزد آن دیگری ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ آدم ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪاﯼ ﭘﯿﺪﺍیش ﮐﺮﺩ، ﯾﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ کفش.

در این هنگام ﺳﮑﻮﺕ ﻣﺮگباری ﺳﺎﻟﻦ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺖ.

ﺁﺭﯼ،
ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ و آدمیت.

و اینکه، کسی را ندیده و نشناخته داروی نکن و به خودت هم اجازه نده که دیگران را قضاوت کنی.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity