🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
⚜️ #گاو_خونی ⚜️
#جعفر_مدرس_صادقی
۱۳۶۲
رویا تحقق نمادین خواسته هایی است که به سبب سرکوب شدن ناکام مانده اند
خواسته هایی که درناخودآگاه در تلاش برای آمدن به سطح خودآگاه هستند.
روایت داستان در فضای وهم آلود بین خواب و بیداری می گذرد
رخدادها از منطقی علی پیروی نمی کنند .به هم ریختگی داستان بازتابی از آشفتگی ذهن راوی است
هم مخاطب و هم راوی مرز بین خواب و بیداری رو گم می کنند.
و زاینده رود کاراکتر کلیدی داستان
شاید که آب تن مادینه باشد ، ظاهری آرام و درونی متلاطم و پراغوا
راوی در دوران کودکی هر بار با پدر به لب رودخانه می رود اما هیچگاه داخل آب نمی شود...
و باطلاق گاوخونی
رودگیلبت معتقد است
مرداب-باطلاق مکانی است پنهان کننده
یا به عبارتی دقیق تر مکانی است مادری که امیال و هراس های مربوط به بدن مادر درآن محو می شوند
بر این اساس سفر به باطلاق را می توان بازگشت به آرامش و امنیت درون رحمی دانست
پدر قصه هر بار پنهانی به آغوش زاینده رود پناه می برد و پسر را در این راز شریک می دارد.
زاینده رود آغوشی گشاده به روی مردان داستان دارد ، آنها را دربر می گیرد ، پناه می دهد و غرقه می کند
حتی اگر مرد داستان آقای گلچین شناگر ماهری باشد
و گلچین نماد من ایده آل راوی است که پیروزمندانه بر تمامی بستر زاینده رود ( تن مادینه) مسلط است
و شگفت آنکه گلچین هم در رودخانه غرق می شود
🔘🔘🔘🔘🔘
اقتباسی سینمایی از این داستان در سال ۱۳۸۱ توسط بهروز افخمی با بازی بهرام رادان و عزت الله انتظامی ساخته شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
⚜️ #گاو_خونی ⚜️
#جعفر_مدرس_صادقی
۱۳۶۲
رویا تحقق نمادین خواسته هایی است که به سبب سرکوب شدن ناکام مانده اند
خواسته هایی که درناخودآگاه در تلاش برای آمدن به سطح خودآگاه هستند.
روایت داستان در فضای وهم آلود بین خواب و بیداری می گذرد
رخدادها از منطقی علی پیروی نمی کنند .به هم ریختگی داستان بازتابی از آشفتگی ذهن راوی است
هم مخاطب و هم راوی مرز بین خواب و بیداری رو گم می کنند.
و زاینده رود کاراکتر کلیدی داستان
شاید که آب تن مادینه باشد ، ظاهری آرام و درونی متلاطم و پراغوا
راوی در دوران کودکی هر بار با پدر به لب رودخانه می رود اما هیچگاه داخل آب نمی شود...
و باطلاق گاوخونی
رودگیلبت معتقد است
مرداب-باطلاق مکانی است پنهان کننده
یا به عبارتی دقیق تر مکانی است مادری که امیال و هراس های مربوط به بدن مادر درآن محو می شوند
بر این اساس سفر به باطلاق را می توان بازگشت به آرامش و امنیت درون رحمی دانست
پدر قصه هر بار پنهانی به آغوش زاینده رود پناه می برد و پسر را در این راز شریک می دارد.
زاینده رود آغوشی گشاده به روی مردان داستان دارد ، آنها را دربر می گیرد ، پناه می دهد و غرقه می کند
حتی اگر مرد داستان آقای گلچین شناگر ماهری باشد
و گلچین نماد من ایده آل راوی است که پیروزمندانه بر تمامی بستر زاینده رود ( تن مادینه) مسلط است
و شگفت آنکه گلچین هم در رودخانه غرق می شود
🔘🔘🔘🔘🔘
اقتباسی سینمایی از این داستان در سال ۱۳۸۱ توسط بهروز افخمی با بازی بهرام رادان و عزت الله انتظامی ساخته شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
چشمهام را بستم و مدتی بسته نگه داشتم و بسته نگه داشتم و آنقدر بسته نگه داشتم که پلکهام سنگین شد و داشت خوابم میبرد
و دیدم اگر این خواب باشد و توی این خواب خوابم ببرد،
تازه وقتی از آن خواب دومی بیدار شوم، توی همین خواب اولی ام و باز باید از این یکی هم بیدار شوم
و دیدم نباید بگذارم خوابم ببرد و چشمهام را باز کردم و دیدم پدرم بود.
سر و مر گنده. و هنوز هم داشت می خندید.
گفتم «راستشو بگو: تو زنده ای؟»
با اطمینان گفت «بله. زنده ام.»
پا شد و سر تا پاش را به من نشان داد. تکان می خورد. حجم داشت.
گفت «بیا! امتحان کن!»
پا شدم. به او دست زدم. بوش کردم. بوی مرده نمیداد.
خندید و گفت «می خواهی بریم لب آب؟» گفتم «اینجا لب آبش کجا بود؟ اینجا تهرانه.»
#گاو_خونی
#جعفر_مدرس_صادقی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
چشمهام را بستم و مدتی بسته نگه داشتم و بسته نگه داشتم و آنقدر بسته نگه داشتم که پلکهام سنگین شد و داشت خوابم میبرد
و دیدم اگر این خواب باشد و توی این خواب خوابم ببرد،
تازه وقتی از آن خواب دومی بیدار شوم، توی همین خواب اولی ام و باز باید از این یکی هم بیدار شوم
و دیدم نباید بگذارم خوابم ببرد و چشمهام را باز کردم و دیدم پدرم بود.
سر و مر گنده. و هنوز هم داشت می خندید.
گفتم «راستشو بگو: تو زنده ای؟»
با اطمینان گفت «بله. زنده ام.»
پا شد و سر تا پاش را به من نشان داد. تکان می خورد. حجم داشت.
گفت «بیا! امتحان کن!»
پا شدم. به او دست زدم. بوش کردم. بوی مرده نمیداد.
خندید و گفت «می خواهی بریم لب آب؟» گفتم «اینجا لب آبش کجا بود؟ اینجا تهرانه.»
#گاو_خونی
#جعفر_مدرس_صادقی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر
من رو به پدرم کردم و پرسیدم «بابا، درسته که مادر از دست تو دق کرد و مرد؟
پدرم گفت نه. من از دست مادرت دق کردم.
-ولی وقتی که تو مردی، مادرم زنده نبود.
+زنده نبود. ولی من هر شب خوابشو میدیدم.
-من هم هر شب خواب تو را می بینم.
پس بپا دق نکنی...
#گاو_خونی
#جعفر_مدرس_صادقی
#بهروز_افخمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر
من رو به پدرم کردم و پرسیدم «بابا، درسته که مادر از دست تو دق کرد و مرد؟
پدرم گفت نه. من از دست مادرت دق کردم.
-ولی وقتی که تو مردی، مادرم زنده نبود.
+زنده نبود. ولی من هر شب خوابشو میدیدم.
-من هم هر شب خواب تو را می بینم.
پس بپا دق نکنی...
#گاو_خونی
#جعفر_مدرس_صادقی
#بهروز_افخمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity