🔴#یادمان_نیاکان

یکی از شاهان که کمک زیادی به نجات ایران از خرافات کرد #مهرداد_دوم از سلسله اشکانیان بود. او بخش مهمی از آموزش را صرف زدایش آيين هلنى و خدایان بی شمار یونانی از فرهنگ ايرانى كرد!

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#یادمان_نیاکان
#پوراندخت_دختر_خسروپرویز؛
بانویی که به پادشاهی رسید
تصویر بازسازی شده چهره و تاج پوراندخت بر اساس سکه های بجامانده از دوران وی.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان_نیاکان

روز ۱۶ ژانویه ۱۳۱۷ ترسایی، رشیدالدین فضل‌الله همدانی وزیر ابوسعید بهادر ایلخان مغولی از کار برکنار و یک سال پس از آن به دستور ایلخان با شمشیر به دو نیم شد. او پزشکی نامدار و خوش‌نام بود. پادورزان(مخالفان) رشیدالدین از او بدگویی‌ها کرده و می‌گفتند که در کشته شدن الجایتو، فرمانروای پیشین مغول دست داشته است. رشیدالدین به شایسته‌سالاری باور داشت و در زمانی که وزیر بود، می‌کوشید کارداران(مقامات) کشور ایرانی باشند و از میان مردمان دانش‌مایه(با سواد) و اندیشه‌ورز برگزیده شوند. گزینش حمدالله مستوفی به سرپرستی کاسپین تا زنگان(قزوین تا زنجان) یک نمونه از کوشش‌های او است.

در روز هجدهم ژانویه سال ۳۱۱ ترسایی و در زمان ساسانیان، به دنبال ناآرامی‌هایی که بر سر پادشاهی کشور پیش آمده بود، بزرگان ایران فرزند زاده نشده‌ی شاه درگذشته را به پادشاهی برگزیدند. زیرا یکی از پزشکان دربار پس از گفت‌وگو با شهبانو پیش‌بینی کرده بود که نوزاد پسر است. هرچند که در ساسانیان دختران هم به پادشاهی می‌رسیدند. پس شاپور دوم که از هفده سالگی فرمانروایی را به دست گرفت، پیش از زاده شدن شاه شده بود. در زمانی که بزرگان نمی‌توانستند برای گزینش پادشاه هماهنگ شوند، یک تیره عرب به سرزمین بحرین که بخشی از خاک ایران بود، دست‌اندازی کرد تا بحرین را از آن خود کند و به این استان کوچید(مهاجرت کرد). تازیان در آن زمان سراسر کرانه‌ی خاوری شاخاوه پارس(ساحل غربی خلیج فارس) و آبخُست(جزیره) بحرین را بحرین می‌نامیدند. شاپور دوم هنگامی که فرمانروایی را به دست گرفت به سختی آنان را سرکوب کرد، بسیاری را به بند کشید و تازیان دیگر را از این سرزمین راند. می‌گویند او شانه‌ی عرب‌های دربند را سوراخ کرد و آنان را به ریسمان کشید. برای همین به او ذوالاکتاف می‌گویند. رومیان نوشته‌اند که این پاژنام(لقب)، برای این بود که شاپور شانه‌های پهن داشت یا چهارشانه بود.
فرتور(عکس)، سنگ‌نگاره‌ی شاپور دوم است.

در روز ۲۹ دی یا نوزدهم ژانویه ۱۶۲۹ ترسایی، شاه عباس یکم در بهشهر درگذشت. او برای آگاهی از زندگی مردم، تهی‌دستان، بازاریان و دیگران، به‌گونه‌ای ناشناس به گشت‌وگذار و گپ‌وگفت با مردم می‌پرداخت. در زمان پادشاهی او مرزهای ایران به مرزهای گسترده‌ی ایران باستان نزدیک شد، نیروی دریایی توانمندی پرورش داد، با کشورهای دور و نزدیک در آرامش به دادوستد و بازرگانی پرداخت و شهرهای بسیاری را آباد کرد. با کوشش‌های شاه عباس یکم، اسپادانا(اصفهان) زیباترین شهر جهان در آن زمان شد، گذرگاه(جاده)ها آرام شدند، کاروانسراهای زیبا و فراوان ساخته و در ایران یک ارتش میهنی پدید آمد. سربازان این ارتش نه تنها از میان جوانان چند تیره، که از میان همه مردم برگزیده می‌شدند. به دنبال باز شدن پای اروپاییان به خاورمیانه، شاه‌عباس همواره نگران آرامش شاخاب پارس(خلیج فارس) بود و آن را می‌پایید.

در روز ۲۹ دی برابر با ۱۹ ژانویه ۱۹۴۶ مِهِستان(مجلس) ایران پژوهش‌های علی‌اکبر دهخدا را مردم‌سود(عام‌المنفعه) خواند و کابینه(دولت) را کارگزار چاپ و گسترش آن کرد. همچنین مهستان خواستار دنبال کردن این پژوهش‌ها شد. با پسندِش(تصویب) مهستان کابینه هزینه‌های آن را پرداخت و دفتری با هموندی(عضویت) زبان‌شناسان، کهن‌نگاران و ادب‌مندان(مورخان و ادیبان) برای چاپ و دنبال کردن پژوهش‌های او راه‌اندازی شد. دهخدا از نویسندگان، فرهنگیان، شوخ‌نویسان(طنزنویسان) و روزنامه‌نگاران برجسته در نخستین رسانه‌های کاغذی کشور، هموند فرایزن(عضو شورای عالی) فرهنگ، سرپرست دانشکده هوده‌شناسی/دادیک‌شناسی(حقوق) و رایزن برجسته‌ی وزیر فرهنگ بود.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity