🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

چه کنم با غم خویش؟
گه گهی بغض دلم می‌ترکد
دل تنگم ز عطش می‌سوزد
شانه‌ای می‌خواهم
که گذارم سر خود بر رویش
و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم
ولی افسوس که نیست...

✍🏻 #هوشنگ_ابتهاج

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کارتون

"تا چنین هنگامه‌ی سنگ است و سَر /
قیمتِ سنگ است از سر بیشتر" | هوشنگ ابتهاج (اسفند ۱۳۰۶ ؛ مرداد ۱۴۰۱) | اثر بزرگمهر حسین‌پور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#موزیک_ویدئو

ای غم! نمی دانم
روز رسیدن، روزی گام که خواهد بود
اما در این کابوس خون آلود
در پیچ و تاب این شب بن بست
بنگر چه جان های گرامی رفته اند از دست
دردیست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته می گرید
در من کسی آهسته می گرید...

#هوشنگ_ابتهاج
#کیهان_کلهر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

در آن شــــــب‌های طوفانی
که عالم زیر رو می‌شد
نهانی شبچراغِ عشـــــق را در سینه پروَردم

برآر ای بذر پنهانی سر از خوابِ زمســـتانی
که از هر ذره‌ی دل، آفتابی بر تو گستردم

ز خوبی آب پاکی ریختم
بر دســتِ بدخواهان
دلی در آتش افکندم، سیاووشی برآوردم


▪️#هوشنگ_ابتهاج

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

خودم‌ را بی‌ تو
دلخوش ‌می‌کنم ‌جانا

به‌ هر نوعی...

گَهى ‌با اشک جان‌فرسا
گَهى ‌لبخند مصنوعی!

#هوشنگ‌_ابتهاج

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

خواب می آید و در چشم نمی یابد راه
یک طرف اشک رهش بسته و یک سوی خیال
نشنوم ناله خود را دگر از مستی درد ...

آه از خویش تهی می شوم آرام آرام
می گریزد نفس خسته‌ام از سینه چو آه
بانگ برمی زنم از شوق که : آنا آنا!

ناگهان می پرم از خواب، گشاده آغوش!
می شود باز دو دست من و
می افتد سست
هیچ کس نیست به جز شب
که سیاه است و خموش ...

#هوشنگ_ابتهاج

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

رفت آن یار و داغ صد افسوس
بر دل داغدار یار گذاشت

ما سپس ماندگان قافله ایم
او به منزل رسید و بار گذاشت

#هوشنگ_ابتهاج
برای مهدی اخوان ثالث

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

رفت آن یار و داغ صد افسوس
بر دل داغدار یار گذاشت

ما سپس ماندگان قافله ایم
او به منزل رسید و بار گذاشت

در جوانی کنار هم بودیم
چون جوانی مرا کنار گذاشت

تن به میخانه برد و مست افتاد
جان هوشیار در خمار گذاشت

پی تیشه زدن به ریشه ی خویش
دست در دست روزگار گذاشت

آنچه دشمت نکرد با خود کرد
جان مفرسود و تن نزار گذاشت

او به پایان راه خویش رسید
همرهان را در انتظار گذاشت

نام امید داشت ، اما گام
در ره نا امیدوار گذاشت

مست هشیار بود و رندانه
دست بر مست و هوشیار گذاشت

ره نجست از حصار شب بیرون
آتشی در شب حصار گذاشت

خاتمی ساخت شاهکار و در او
لعلی از جان خویش کار گذاشت

قدحی پر ز خون دیده و دل
پیش مستان غمگسار گذاشت

تلخ چون باده دلپذیر چو غم
طرفه شعری به یادگار گذاشت

با قیامت غم از خزانش نیست
آن که این باغ پر بهار گذاشت

پیش فریاد او جهان کر بود
او در این گوش گوشوار گذاشت

بر رخ روزگار خشک اندیش
سیلی از شعر آبدار گذاشت

سینه ی سایه بین که داغ امید
بر سر داغ شهریار گذاشت

اشک خونین من ازین ره دور
گل سرخی بر آن مزار گذاشت

#هوشنگ_ابتهاج
برای مهدی اخوان ثالث

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

▪️عنوان: #یگانگی
▪️سراینده: #هوشنگ_ابتهاج

بر سنگ گوری، تازه نامی هست،
دارندۀ این نام را،
هرگز ندیدم من.
اینجا میان سوگواران آشنایان‌اند و خویشان‌اند،
و مردمانی هم که چون من،
دارندۀ این نام را
هرگز ندیدند و نمی‌دانند
اما،
هر کس که اینجا هست،
با خشم و فریادی گره در مشت،
می‌داند که او را کشت؛
بر گرد گور تازه، جمع سوگواران است،
دیگر کسی اینجا نمی‌پرسد،
این خفته در خاک، از کجا و از کدامان است،
می‌دانند او فرزند ایران است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

نکه از جان دوست‌تر می‌دارمش
با زبان تلخ می‌آزارمش
گر چه او خود زین ستم دلخون‌تر است
رنج او از رنج من افزون‌تر است

#هوشنگ_ابتهاج 🌸🍂

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

مرا که مست تو ام
این خمار خواهد کشت...!!!

#هوشنگ_ابتهاج

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

باغ‌ها را گرچه دیوار و در است
از هواشان راه با یکدیگر است

باد می‌آرد پیام آن بدین
وَه از این پیک و پیام نازنین

شاخه از دیوار سر برمی‌کشد
میل او تا باغ دیگر می‌کشد

شاخه‌ها را از جدایی گر غم است
ریشه‌ها را دست در دست هم است.

✍️ #هوشنگ_ابتهاج

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

مستیم و ندانیم
شب از چند گذشته‌ ست

پرکن قدحی دیگر و
بی چون و چرا باش !



#هوشنگ_ابتهاج

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

چون سنگ‌ها صدای مرا گوش می‌کنی
سنگی و ناشنیده فراموش می‌کنی
رگبار نوبهاری و خواب دریچه را
از ضربه‌های وسوسه مغشوش می‌کنی
دست مرا که ساقه‌ی سبز نوازش است
با برگ‌های مرده هماغوش می‌کنی
ای ماهی طلائی مرداب خون من
خوش باد مستیت که مرا نوش می‌کنی
تو دره‌ی بنفش غروبی که روز را
بر سینه می‌فشاری و خاموش می‌کنی
در سایه‌ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت
او را به سایه از چه سیه‌پوش می‌کنی؟

▫️شعری از فروغ فرخزاد برای هوشنگ ابتهاج
▫️ بهجت صدر و فروغ فرخزاد
▫️ عکس: فریدون رهنما

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


فراموش می‌شویم آن‌چنان که گویی هرگز نبوده‌ایم


#_ابتهاج

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

کجايي ای که دلم بی تو در تب و تاب است
چه بس خيال پريشان به چشم بی خواب است

به ساکنان سلامت خبر که خواهد برد
که باز کشتی ما در ميان غرقاب است

ز چشم خويش گرفتم قياس کار جهان
که نقش مردم حق بين هميشه بر آب است

به سينه سر محبت نهان کنيد که باز
هزار تير بلا در کمين احباب است

ببين در آينه داری ثبات سينه ی ما
اگر چه با دل لرزان به سان سيماب است

بر آستان وفا سر نهاده ايم و هنوز
اگر اميد گشايش بود ازين باب است

قدح ز هر که گرفتم به جز خمار نداشت
مريد ساقی خويشم که باده اش ناب است

مدار چشم اميد از چراغدار سپهر
سياه گوشه ی زندان چه جای مهتاب است

زمانه کيفر بيداد سخت خواهد داد
سزای رستم بد روز مرگ سهراب است

عقاب ها به هوا پر گشاده اند و دريغ
که اين نمايش پرواز نقش در قاب است

در آرزوی تو آخر به باد خواهد رفت
چنين که جان پريشان سايه بی تاب است

#هوشنگ_ابتهاج

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


موج رقص انگیز پیراهن چو لغزد بر تنش
جان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش ...



#هوشنگ_ابتهاج

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


ما با امیدِ صبح وصال تو زنده‌ایم...

#هوشنگ_ابتهاج

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#یـــادمـــان


#_به_بهانه_۶اسفند_زادروز_هوشنگ_ابتهاج

#سایه_و_برنامه_گلها

برنامه گلها، نقطه عطفی در تاریخِ فرهنگ و ادب پارسی به شمار می ‌رود که در شناساندن ارزش والایِ شعر و شاعران و موسیقی و موسیقی ‌دانان به جامعه ایرانی، تاثیری سترگ داشته است. تا آن زمان به دلیل حساسیت‌های دینی‌- اجتماعیِ حاکم بر جامعه در مقابل شعر و آهنگ و موسیقی، این هنر در خفا و پشتِ درهای بسته تمرین می ‌شد. حتی هنگامی ‌هم که موسیقی ‌در مناسبت ‌های خاص در ملا عام نواخته و اجرا می شد، موسیقی‌ دانان را هم شان و هم مرتبۀ مطربان می ‌دانستند و کسی‌ به ارزش و جایگاه هنری آنان واقف نبود.

برنامه گلها، با بهبود منزلت اجتماعی اهل موسیقی، که تا آنزمان به عنوان "مطرب" تحقیر می شدند، پذیرفتن خوانندگان زن که تا آن زمان به سختی در زمره هنرمند محسوب می شدند، معرفی شاعران زنِ تاریخِ ایران که در محافل عمومی معمول نبود و بردن شعر و ترانه به خانه ها ی ایرانیان که با رادیو ممکن شد و در جامعه آنروز که اکثراً بیسواد بودند، تاثیری ژرف گذاشت، علاوه بر همه اینها، باعث تحولی ویژه در موسیقی ایرانی شد. و باعث ظهور انقلابی نو-کلاسیک میان موسیقی ‌دانان نیز گشت که در طی آن بسیاری از شعرهای مشهور شاعرانِ عهد قاجار، همچون "عارف قزوینی"، "شیدا" و "درویش خان"، بازبینی و توسط هنرمندانِ تازه، دوباره اجرا شد. این برنامه‌ ها همچنین منجر به کشف دوبارۀ ژانرهای اصیل موسیقی ایرانی شد.

اولین برنامه گلهای رادیو ایران در سال ۱۳۳۵ به ابتکار زنده یاد "داوود پیرنیا" به مدت ده دقیقه و با همکاری هنرمندان "احمد عبادی"، "علی تجویدی" و "عبدالعلی وزیری" ضبط و پخش شد. تا سال ۱۳۴۶ که "پیرنیا" با رادیو خداحافظی کرد، مجموعاً بیش از ۱۶۰۰ برنامه با نامهای "گلهای رنگارنگ"، "گلهای صحرایی"،" گلهای جاویدان"، "یک شاخه گل" و"برگ سبز" ادامه داشت و یکی از پر طرفدار ترین برنامه های موسیقی آن زمان بود. پس از "پیرنیا"، مرحوم "رهی معیری"، "محمد میرنقیبی" سرپرستی برنامه گلها را به عهده گرفتند. برنامه گلها که سال ها زیر نظر "داوود پیرنیا" با آن حساسیت های خاصش، اداره شده بود و شاخه های مختلف پیدا کرده بود، پس از کناره گیری او چند سالی سرپرستی های موقت پیدا کرد تا نوبت به سایه رسید که از همان آغاز با ایده های ابتکاری به میدان آمد.

"هوشنگ ابتهاج" – ه. الف. سایه - از سال ۱۳۵۱، سرپرستی برنامه گلهای رادیو ایران را رسماً بر عهده گرفت و دو سال پس از آن، ریاست شورای موسیقی رادیو نیز به او واگذار شد. او نیروهای جوان تر نوآوری را نیز وارد گلها کرد و سازگار با آن، نام برنامه را گلهای تازه نهاد و نیز گلچین هفته که از ابداعات ایشان است، چندی بعد به وجود آمد و همپای عرضه شعر کهن، به شاعران نو نیز مجال جلوه گری می داد، همان طور که در کنار استادان موسیقی سنتی از ساخته ها و نواخته های نوآوران سنتی نیز بهره می گرفت...

ادامه در پی دی اف👇👇


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity