This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 لیندسی گراهام با شبکه فاکس نیوز
آقای گراهام، درحالی که ترامپ ناوها و تجهیزات نظامی مارو برده سمت خاورمیانه، ایران حرف از مذاکره میزنه، داستان چیه؟
زمانی که معترضین تو آلمان شرقی قبل از اینکه حکومتشون سقوط کنه، معترضین پشت دیوار وسط برلین، به رونالد ریگان (رئیس جمهور سابق آمریکا) میگفتن باید چیکار کنن؟
ریگان هم اون زمان به آلمان فشار نظامی آورد تا زمانی که حکومت آلمان شرقی توسط مردمش سقوط کرد.
الان هم رئیس جمهور ترامپ به معترضین تو ایران گفته متحد بمونید و اعتراضات رو ادامه بدین، کمک تو راهه و من بهش اطمینان دارم که اینکارو انجام میده.
👍173🔥3❤1
🔗 👑♠️پنجِ پیک (۳)♠️👑 (@santio777):
روز بعد از جنایت، قمیکلا در فاکس نیوز مصاحبه میکرد و تلاش میکرد مثل ۴۰۱ انقلابو منحرف به سمت کوردو بلوچ و قومیت ببره. این زن خود شیطان، خود جادوگر، خود سیاهی و کثافته.
#مسیح_علینژاد_گوه_خورد
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔗 👑♠️پنجِ پیک (۳)♠️👑 (@santio777):
معصومه قمیکلا به رسانه ها میگه «کوردها و بلوچ ها و پسر آخرین شاه» فراخوان دادن مردم اومدن بیرون. چقدر تو جاکشی زن، صیغه آخوند بودن چه لجنی ساخته ازت.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@C_B_SHAHZADEH
روز بعد از جنایت، قمیکلا در فاکس نیوز مصاحبه میکرد و تلاش میکرد مثل ۴۰۱ انقلابو منحرف به سمت کوردو بلوچ و قومیت ببره. این زن خود شیطان، خود جادوگر، خود سیاهی و کثافته.
#مسیح_علینژاد_گوه_خورد
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔗 👑♠️پنجِ پیک (۳)♠️👑 (@santio777):
معصومه قمیکلا به رسانه ها میگه «کوردها و بلوچ ها و پسر آخرین شاه» فراخوان دادن مردم اومدن بیرون. چقدر تو جاکشی زن، صیغه آخوند بودن چه لجنی ساخته ازت.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@C_B_SHAHZADEH
👍203💯25🔥10❤8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"مسئله این نیست که شما اگر به من بگید ولیعهد، رضا پهلوی یا شهریار ایران، فرقی برای من داره. فرق برای خودتون داره."
یک ایران امروز میگه:
شاه رضا پهلوی
باور دارم که اعلی حضرت رضاشاه دوم با دقت همه چیز رو تماشا میکنند. @PahlaviReza
🔗 Faezeh Alavi (@SFaeze_Alavi)
@C_B_SHAHZADEH
یک ایران امروز میگه:
شاه رضا پهلوی
باور دارم که اعلی حضرت رضاشاه دوم با دقت همه چیز رو تماشا میکنند. @PahlaviReza
🔗 Faezeh Alavi (@SFaeze_Alavi)
@C_B_SHAHZADEH
❤264🫡7👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنده یاد استاد بزرگ تحلیل و سیاست مانوک خدابخشیان
نکن مسیح علینژاد!
به آرمان های نسل جدید خیانت نکن!!!
عددی نیستی
@C_B_SHAHZADEH
نکن مسیح علینژاد!
به آرمان های نسل جدید خیانت نکن!!!
عددی نیستی
@C_B_SHAHZADEH
❤178👍61🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از صحنه های جالب امروز ونکوور این صحنه بود، یک آقای کانادایی یه گوشه داشت تظاهرات میدید و واسه جاویدنامهای ایرانی گریه میکرد
#IranMassacre
🔗 ImanOracle.eth (@ImanOracle)
@C_B_SHAHZADEH
#IranMassacre
🔗 ImanOracle.eth (@ImanOracle)
@C_B_SHAHZADEH
👍166❤82😢28💔10
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤176👍12👏4😢3🔥2
برای اولین بار: خلاصه ای از انتقامی که دیدم!
بهار سال ۱۳۸۲ تا حدودا دو سال پس از اون برای ما خوزستانی دارای خاطره ای هست که شاید کمتر شهرستانهای ایران عزیزمون از اتفاقات اونروزها مطلع باشند!
صدام حسین با انهمه شکوه و منزلت بین اعراب منطقه سقوط کرده و نیروهای امریکایی دربه در دنبال او بودند و استان صلاح الدین و شهر تکریت محل اصلی جستجو بود اما در ایران داستان متفاوت بود و فراری های نیروهای بعث صدام روانه ی خوزستان شده بودند، بازار خرید اتومبیل های عراقی با قیمت ارزان و جا و پناه دادن به زنان و دختران مسئولین عراقی و همچنین فروش طلا و جواهرات در استان به صورت ملموسی رایج بود اما این روی خوش سکه بود!
قدرت نیروهای بعثی دقیقا چیزی شبیه به قدرت امروز سپاه و وزارت اطلاعات بود و مجوز به هر جنایتی را داشتند و عراقی ها برای ما از سطح خشن و خشک رفتارشان و رعبی که در کشور وجود داشت، توضیحاتی میدادند و تقریبا کشور را مُلک پدری خود میدانستند تا قبل از سقوط صدام!( چیزی شبیه به امروز ایران)
انها تعریف میکردند با سقوط نیروهای بعث، هرکسی که از انها اسیب دیده بود و مورد خشم جامعه قرار داشت را شبانه و روزانه به خانه هایشان حمله ور میشدند و به زن و بچه، صغیر وکبیرشان رحمی نشده بود و برای مثال یکی از انها میگفت:
یک خشاب کامل در سینه ی نوزاد یکی از افسران گارد صدام خالی کردند، دیگری بخاطر مرگ عزیزانش زیر شکنجه های کشنده، تا لحظه ی اخر بازجوها را رصد کرده بود و در حین خروج از منزل کل خانواده را کشتار نمود و زن یکی از افسران را زیر تایر ماشین کشته بودند، مجریان در مراحل اعدام و شکنجه و رسانه و زورگویان را به بدترین شکل به سزای عملشان رسانده بودند و اما این سوی داستان همچنان روی خوش سال ۱۳۸۲ است!!
اواسط پاییز ۱۳۸۲ شروع ترورهای مبهم در شهر اهواز:
هر روز و شب صدای گلوله در شهر بیداد میکرد و هر بار میشنیدیم که یک عراقی را کشته اند، زنی را ربوده اند و یا کودکی را با مادرش به عراق منتقل کرده اند با زور اسلحه و تجاوز و ...طولی نکشید که خبری در شهر پیچید، عراقی ها انتقام جو با عبور از مرز و دنبال کردن نیروهای سرکوب و بعث صدام انها را در اهواز-خرمشهر-ابادان-سوسنگرد-ماهشهر و... ترور میکردند و خیلی زود انهاییکه حتی به مشهد متواری شده بودند منجمله راننده ی یکی از نظامیان بعث که در شهر مشهد کشته شد و این اتفاق ها در حدود دو سال آتی همچنان ادامه داشت و هرگز عراقی های فراری از خشمی که مقدس شمرده میشد، نفس راحتی نکشیدند!
برخی ها با تعویض اسم و مشخصات و حتی ظاهر سعی داشتند از چنگال انتقام رهایی یابند، تلاشی که بیهود شمرده شد و اغلبشان تاوان گذشته ی شان را به بدترین شکل پس دادند!
شاید اونروزها بخاطر سن کم و عدم اطلاع از ارتکاب فجایعی که بعثی ها در عراق با نفوذ و قدرتی که داشتند این اتفاقات قابل هضممان نبود و این سطح از خشونت را بر نمیتابیدیم، اما پس از #دیماه_خونین دیگر نه تنها رفتار منتقم ها قابل هضم و ال*و برداریست که حالا میتوان از انها و انگیزه ی شان دفاع کامل کرد!
میماند به یادگار به روز انتقام!
#پسرعاقل_نوح
بهار سال ۱۳۸۲ تا حدودا دو سال پس از اون برای ما خوزستانی دارای خاطره ای هست که شاید کمتر شهرستانهای ایران عزیزمون از اتفاقات اونروزها مطلع باشند!
صدام حسین با انهمه شکوه و منزلت بین اعراب منطقه سقوط کرده و نیروهای امریکایی دربه در دنبال او بودند و استان صلاح الدین و شهر تکریت محل اصلی جستجو بود اما در ایران داستان متفاوت بود و فراری های نیروهای بعث صدام روانه ی خوزستان شده بودند، بازار خرید اتومبیل های عراقی با قیمت ارزان و جا و پناه دادن به زنان و دختران مسئولین عراقی و همچنین فروش طلا و جواهرات در استان به صورت ملموسی رایج بود اما این روی خوش سکه بود!
قدرت نیروهای بعثی دقیقا چیزی شبیه به قدرت امروز سپاه و وزارت اطلاعات بود و مجوز به هر جنایتی را داشتند و عراقی ها برای ما از سطح خشن و خشک رفتارشان و رعبی که در کشور وجود داشت، توضیحاتی میدادند و تقریبا کشور را مُلک پدری خود میدانستند تا قبل از سقوط صدام!( چیزی شبیه به امروز ایران)
انها تعریف میکردند با سقوط نیروهای بعث، هرکسی که از انها اسیب دیده بود و مورد خشم جامعه قرار داشت را شبانه و روزانه به خانه هایشان حمله ور میشدند و به زن و بچه، صغیر وکبیرشان رحمی نشده بود و برای مثال یکی از انها میگفت:
یک خشاب کامل در سینه ی نوزاد یکی از افسران گارد صدام خالی کردند، دیگری بخاطر مرگ عزیزانش زیر شکنجه های کشنده، تا لحظه ی اخر بازجوها را رصد کرده بود و در حین خروج از منزل کل خانواده را کشتار نمود و زن یکی از افسران را زیر تایر ماشین کشته بودند، مجریان در مراحل اعدام و شکنجه و رسانه و زورگویان را به بدترین شکل به سزای عملشان رسانده بودند و اما این سوی داستان همچنان روی خوش سال ۱۳۸۲ است!!
اواسط پاییز ۱۳۸۲ شروع ترورهای مبهم در شهر اهواز:
هر روز و شب صدای گلوله در شهر بیداد میکرد و هر بار میشنیدیم که یک عراقی را کشته اند، زنی را ربوده اند و یا کودکی را با مادرش به عراق منتقل کرده اند با زور اسلحه و تجاوز و ...طولی نکشید که خبری در شهر پیچید، عراقی ها انتقام جو با عبور از مرز و دنبال کردن نیروهای سرکوب و بعث صدام انها را در اهواز-خرمشهر-ابادان-سوسنگرد-ماهشهر و... ترور میکردند و خیلی زود انهاییکه حتی به مشهد متواری شده بودند منجمله راننده ی یکی از نظامیان بعث که در شهر مشهد کشته شد و این اتفاق ها در حدود دو سال آتی همچنان ادامه داشت و هرگز عراقی های فراری از خشمی که مقدس شمرده میشد، نفس راحتی نکشیدند!
برخی ها با تعویض اسم و مشخصات و حتی ظاهر سعی داشتند از چنگال انتقام رهایی یابند، تلاشی که بیهود شمرده شد و اغلبشان تاوان گذشته ی شان را به بدترین شکل پس دادند!
شاید اونروزها بخاطر سن کم و عدم اطلاع از ارتکاب فجایعی که بعثی ها در عراق با نفوذ و قدرتی که داشتند این اتفاقات قابل هضممان نبود و این سطح از خشونت را بر نمیتابیدیم، اما پس از #دیماه_خونین دیگر نه تنها رفتار منتقم ها قابل هضم و ال*و برداریست که حالا میتوان از انها و انگیزه ی شان دفاع کامل کرد!
میماند به یادگار به روز انتقام!
#پسرعاقل_نوح
👍179❤18💯10👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاش فردوسی دیگری داشتیم که از رشادت و دلاوری فرزندان میهن، چند جلد دیگر شاهنامه میسرود.
#IranMassacre
#انقلاب_شیروخورشید
@C_B_SHAHZADEH
#IranMassacre
#انقلاب_شیروخورشید
@C_B_SHAHZADEH
👏186❤53💔7👍4
Forwarded from اَشو
🔹دکترین اجباری واشنگتن - بخش اول: ایران فقط بازیگر صحنه ژئوپلیتیک نیست، خود میز بازی است
ایران نه فقط یک کشور، بلکه یک موقعیت استراتژیک تاریخی است؛ سرزمینی که میان سه قارهی بزرگ — آسیا، اروپا و آفریقا — نشسته و هزاران سال است که شاهراه ارتباطی تمدنها را در مشت خود دارد.
در جغرافیای قدرت جهانی، هیچ نقطهای بهاندازهی فلات ایران توان جمع میان امنیت طبیعی، موقعیت مواصلاتی و عمق استراتژیک ندارد. این همان دلیلی است که از هخامنشیان تا امروز، هر قدرت جهانیای برای تعامل یا تقابل با ایران، ناگزیر از درک موقعیت ژئوپلیتیکی آن بوده است.
ایران در قلب اوراسیا قرار گرفته؛ جایی که شمال آن به دریای خزر و منابع عظیم انرژی قفقاز متصل است، شرقش دروازهی ورود به آسیای مرکزی و افغانستان، غربش شاهراه ورود به جهان عرب و خاورمیانهی مدیترانهای، و جنوبش مشرف به خلیج فارس و تنگهی هرمز است — گذرگاهی که حدود یکسوم نفت جهان از آن عبور میکند.
این موقعیت منحصربهفرد، به ایران قدرتی میدهد که با هیچ کشور دیگری در منطقه قابل مقایسه نیست:
توانایی کنترل یا تاثیرگذاری بر مسیرهای انرژی، تجارت و امنیت دریایی جهان.
در جهانی که انرژی، مسیر تجارت و امنیت دریایی سه رکن قدرتاند ،ایران بر هر سه ستون تکیه زده است.
از دید ژئوپلیتیکی، ایران نه در حاشیهی قدرت جهانی، بلکه در قلب رقابتهای آن قرار دارد. هر طلوعی در شرق و هر تصمیمی در غرب، بیواسطه بر منافع و نفوذ ایران اثر میگذارد.
در جهان امروز که مسیرهای انرژی، تجارت و داده، بهمثابه شریانهای حیات نظام بینالملل شناخته میشوند، ایران بر محل تلاقی آن سه مسیر ایستاده است. هر نقشهای از انتقال گاز، نفت یا کالا میان شرق و غرب جهان، اگر راه ایران را حذف کند، ناقص میماند. حضور ایران در قلب اوراسیا، در برزخ میان دو نیرومندیِ تمدنهای شرقی و غربی، آن را به یک ابر قدرت بدل کرده است.
در جنوب این سرزمین، تنگه هرمز همانند رگ حیاتی تمدن صنعتی جهان میتپد. جایی که روزانه میلیونها بشکه نفت خام، از خلیج فارس به جهان منتقل میشود. ایران بر کرانه شمالی این تنگه ایستاده و حضورش در این نقطه، بهمعنای کنترل ضمنی بر نبض اقتصاد جهانی است. در ادبیات ژئوپلیتیک، چنین نقاطی را اهرمهای ژئوانرژیک مینامند؛ گلوگاههایی که دارندگانشان، توانایی تبدیل جغرافیا به سیاست را دارند. .
در درون خاک ایران، ثروتی نهفته است که بسیاری از قدرتها برای تصاحب آن، قرنها کوشیدهاند: انرژی.
ایران با در اختیار داشتن بزرگترین ذخایر گاز طبیعی پس از روسیه و چهارمین ذخایر نفت خام جهان، مرکز ثقل انرژی اوراسیاست. اما اهمیت این منابع تنها در کمیت آنها نیست، بلکه در ترکیب و موقعیتشان است. نفت و گاز ایران در نقطهای قرار گرفتهاند که بهواسطهٔ جغرافیا میتوانند شرق و غرب را تغذیه کنند: یک شبکه بالقوه ترانزیتی از خزر تا اقیانوس هند، که در صورت بروز اراده سیاسی، میتواند مسیرهای انرژی دنیا را بازتعریف کند. در آیندهای نهچندان دور که انرژی پاک و گذار از سوختهای فسیلی دستور کار قدرتهاست، ایران همچنان با توان ژئوالکتریکی، انرژی خورشیدی و موقعیت راهبردی خود بر مدار انتقال برق و فناوریهای نو باقی خواهد ماند.
این پتانسیل زمانی اهمیت جهانی پیدا میکند که جایگاه ایران در میان دو بلوک بزرگ مصرفکننده شرق و غرب- را در نظر بگیریم. فاصله نسبتا کوتاه تا بازارهای چین، هند، اروپا و ترکیه، به همراه امکان ترانزیت زمینی و دریایی، ایران را به حلقه مفقوده امنیت انرژی جهان بدل کرده است.
از نگاه قدرتهای انرژیمحور، ایران یک نقطه اتصالی بین تولید و مصرف است: اگر روزی جغرافیای سیاسی جهان اجازه دهد، ایران میتواند همزمان صادرکننده، ترانزیتکننده و توزیعکننده انرژی باشد — سه نقش استراتژیکی که معمولا میان چند کشور تقسیم میشود.
در منطق قدرت جهانی، هیچ کشوری به اندازه ایران برای نظم آینده تعیینکننده نیست. از نگاه چین، ایران حلقه گمشده جاده ابریشم نوین است؛ دروازهای به خلیج فارس، اروپا و شریانهای انرژی آینده. بدون ایران، طرح کمربند و جاده ناقص است و کریدور اوراسیایی چین تا مدیترانه امتداد نمییابد. در مقابل، از نگاه آمریکا، تداوم اتحاد ژئوپلیتیکی ایران و چین، به معنای تثبیتِ برتری چین در آسیای مرکزی و خاورمیانه است. واشنگتن میداند اگر تهران در محور پکن و مسکو باقی بماند، هژمونی غرب در نیمکره شرقی به تدریج فرو خواهد ریخت.
در منطق قدرت جهانی، ایران نه صرفا بازیگری میان قدرتها، بلکه یکی از هندسهسازان نظام بینالملل در محور انرژی و تجارت است؛
سرزمینی که اگر از آن چشم بپوشند، نقشه ژئوپلیتیک جهان ناقص خواهد بود.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
ایران نه فقط یک کشور، بلکه یک موقعیت استراتژیک تاریخی است؛ سرزمینی که میان سه قارهی بزرگ — آسیا، اروپا و آفریقا — نشسته و هزاران سال است که شاهراه ارتباطی تمدنها را در مشت خود دارد.
در جغرافیای قدرت جهانی، هیچ نقطهای بهاندازهی فلات ایران توان جمع میان امنیت طبیعی، موقعیت مواصلاتی و عمق استراتژیک ندارد. این همان دلیلی است که از هخامنشیان تا امروز، هر قدرت جهانیای برای تعامل یا تقابل با ایران، ناگزیر از درک موقعیت ژئوپلیتیکی آن بوده است.
ایران در قلب اوراسیا قرار گرفته؛ جایی که شمال آن به دریای خزر و منابع عظیم انرژی قفقاز متصل است، شرقش دروازهی ورود به آسیای مرکزی و افغانستان، غربش شاهراه ورود به جهان عرب و خاورمیانهی مدیترانهای، و جنوبش مشرف به خلیج فارس و تنگهی هرمز است — گذرگاهی که حدود یکسوم نفت جهان از آن عبور میکند.
این موقعیت منحصربهفرد، به ایران قدرتی میدهد که با هیچ کشور دیگری در منطقه قابل مقایسه نیست:
توانایی کنترل یا تاثیرگذاری بر مسیرهای انرژی، تجارت و امنیت دریایی جهان.
در جهانی که انرژی، مسیر تجارت و امنیت دریایی سه رکن قدرتاند ،ایران بر هر سه ستون تکیه زده است.
از دید ژئوپلیتیکی، ایران نه در حاشیهی قدرت جهانی، بلکه در قلب رقابتهای آن قرار دارد. هر طلوعی در شرق و هر تصمیمی در غرب، بیواسطه بر منافع و نفوذ ایران اثر میگذارد.
در جهان امروز که مسیرهای انرژی، تجارت و داده، بهمثابه شریانهای حیات نظام بینالملل شناخته میشوند، ایران بر محل تلاقی آن سه مسیر ایستاده است. هر نقشهای از انتقال گاز، نفت یا کالا میان شرق و غرب جهان، اگر راه ایران را حذف کند، ناقص میماند. حضور ایران در قلب اوراسیا، در برزخ میان دو نیرومندیِ تمدنهای شرقی و غربی، آن را به یک ابر قدرت بدل کرده است.
در جنوب این سرزمین، تنگه هرمز همانند رگ حیاتی تمدن صنعتی جهان میتپد. جایی که روزانه میلیونها بشکه نفت خام، از خلیج فارس به جهان منتقل میشود. ایران بر کرانه شمالی این تنگه ایستاده و حضورش در این نقطه، بهمعنای کنترل ضمنی بر نبض اقتصاد جهانی است. در ادبیات ژئوپلیتیک، چنین نقاطی را اهرمهای ژئوانرژیک مینامند؛ گلوگاههایی که دارندگانشان، توانایی تبدیل جغرافیا به سیاست را دارند. .
در درون خاک ایران، ثروتی نهفته است که بسیاری از قدرتها برای تصاحب آن، قرنها کوشیدهاند: انرژی.
ایران با در اختیار داشتن بزرگترین ذخایر گاز طبیعی پس از روسیه و چهارمین ذخایر نفت خام جهان، مرکز ثقل انرژی اوراسیاست. اما اهمیت این منابع تنها در کمیت آنها نیست، بلکه در ترکیب و موقعیتشان است. نفت و گاز ایران در نقطهای قرار گرفتهاند که بهواسطهٔ جغرافیا میتوانند شرق و غرب را تغذیه کنند: یک شبکه بالقوه ترانزیتی از خزر تا اقیانوس هند، که در صورت بروز اراده سیاسی، میتواند مسیرهای انرژی دنیا را بازتعریف کند. در آیندهای نهچندان دور که انرژی پاک و گذار از سوختهای فسیلی دستور کار قدرتهاست، ایران همچنان با توان ژئوالکتریکی، انرژی خورشیدی و موقعیت راهبردی خود بر مدار انتقال برق و فناوریهای نو باقی خواهد ماند.
این پتانسیل زمانی اهمیت جهانی پیدا میکند که جایگاه ایران در میان دو بلوک بزرگ مصرفکننده شرق و غرب- را در نظر بگیریم. فاصله نسبتا کوتاه تا بازارهای چین، هند، اروپا و ترکیه، به همراه امکان ترانزیت زمینی و دریایی، ایران را به حلقه مفقوده امنیت انرژی جهان بدل کرده است.
از نگاه قدرتهای انرژیمحور، ایران یک نقطه اتصالی بین تولید و مصرف است: اگر روزی جغرافیای سیاسی جهان اجازه دهد، ایران میتواند همزمان صادرکننده، ترانزیتکننده و توزیعکننده انرژی باشد — سه نقش استراتژیکی که معمولا میان چند کشور تقسیم میشود.
در منطق قدرت جهانی، هیچ کشوری به اندازه ایران برای نظم آینده تعیینکننده نیست. از نگاه چین، ایران حلقه گمشده جاده ابریشم نوین است؛ دروازهای به خلیج فارس، اروپا و شریانهای انرژی آینده. بدون ایران، طرح کمربند و جاده ناقص است و کریدور اوراسیایی چین تا مدیترانه امتداد نمییابد. در مقابل، از نگاه آمریکا، تداوم اتحاد ژئوپلیتیکی ایران و چین، به معنای تثبیتِ برتری چین در آسیای مرکزی و خاورمیانه است. واشنگتن میداند اگر تهران در محور پکن و مسکو باقی بماند، هژمونی غرب در نیمکره شرقی به تدریج فرو خواهد ریخت.
در منطق قدرت جهانی، ایران نه صرفا بازیگری میان قدرتها، بلکه یکی از هندسهسازان نظام بینالملل در محور انرژی و تجارت است؛
سرزمینی که اگر از آن چشم بپوشند، نقشه ژئوپلیتیک جهان ناقص خواهد بود.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
❤90👍13🔥2👏2
Forwarded from اَشو
🔹دکترین اجباری واشنگتن: بخش دوم- ایران میز بازی نهایی قرن ، چرا آمریکا برای مهار شرق، نیازمند اتحاد است و این اتحاد، حذف جمهوری اسلامی را دیکته میکند؟
دوستانی که تاکنون بخش نخست را مطالعه نکردهاند، میتوانند با کلیک بر روی گزینه👈 بخش اول ، آن را بخوانند و جریان تحلیل را به طور کامل دنبال نمایند.
رقابت آمریکا و چین، جایی نیست جز ایران. این کشور، دیگر صرفاً یک بازیگر منطقهای نیست؛ بلکه مفصلالوصل حیاتی تأمین انرژی و کریدورهای ژئوپلیتیکی است که تضمینکننده ثبات اقتصادی بلندمدت هر دو قطب قدرت محسوب میشود. تمرکز باید بر این باشد: منابع انرژی ایران، پادزهر استراتژیک در برابر جاهطلبیهای جهانی چین و سنگ بنای نظم انرژی آینده در محور غرب است.
چین برای تداوم ماشین صنعتی عظیم خود و تحقق پروژههایی نظیر ابتکار کمربند و جاده، نیازمند یک تامینکننده پایدار و فراوان انرژی است. در این شرایط، یک رژیم همسو با غرب، نه یک امتیاز، بلکه یک برتری استراتژیک مطلق برای آمریکاست.
این اهمیت تعیینکننده، معادلات واشنگتن را پیچیده میسازد. منطق صرف توازن قوا ایجاب میکند که ایالات متحده و متحدانش، برای مهار نفوذ روزافزون پکن در آسیای مرکزی و خاورمیانه، به شدت نیازمند اتحاد استراتژیک با ایران هستند. تصور کنید اگر منابع عظیم هیدروکربنی ایران تحت یک رژیم دوست، به صورت پایدار و قابل اعتماد وارد بازار جهانی غرب شود؛ این امر نه تنها چین را تضعیف میکند، بلکه یک سپر دفاعی در برابر نوسانات عرضه انرژی ایجاد مینماید.
اما این اتحاد، توسط ساختار ایدئولوژیک و ساختار انقلابی جمهوری اسلامی قفل شده است. این رژیم، به طور ذاتی، در تقابل با نظم لیبرال جهانی قرار دارد و ماهیت تقابلیاش، مانع از تحقق آن انسجام استراتژیک مورد نیاز غرب است. اینجاست که تحلیل به یک نقطه اوج میرسد: تغییر رژیم دیگر یک آرمانگرایی سیاسی نیست؛ بلکه دستور کار عملیاتی محتوم است که باید برای رفع انسداد استراتژیک اجرا شود. هیچ راهحل میانیای برای دستیابی به ایرانِ متحد، بدون حذف جمهوری اسلامی وجود ندارد.
همانطور که ماهیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، آن را ذاتا در تضاد با نظم جهانی لیبرال و منافع غرب قرار میدهد، درک استراتژیک حکم میکند که اتحاد مطلوب غرب با ایران، تنها و تنها با فروپاشی و تغییر رژیم در تهران میسر است.
دستور کار پنهان و آشکار واشنگتن و متحدین منطقهایاش، دیگر صرفا مهار نیست؛ بلکه تغییر رژیم است.
در ادامه هرگونه درگیری نظامی در آینده —چه بهصورت مستقیم و چه از طریق نمایندگان منطقهای—باید در قالب این پارادایم تعریف شود:
این جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی است، نه جنگ با ایران و ملت ایران .
این تمایز حیاتی است. هدف، تخریب زیرساختهای مدنی یا تجزیه ایران نیست، بلکه نابودی فیزیکی و ایدئولوژیک ساختار حکومتی مستقر است که مانع از تحقق اتحاد استراتژیک ایران با غرب و تبدیل شدن ایران به تأمینکننده اصلی انرژی در یک سیستم جهانی متعادلشده در برابر چین است.
در صورت لزوم به اقدام نظامی، تعریف آن باید به روشنی مشخص باشد: این نبرد، جنگ اسرائیل و آمریکا علیه هسته سخت جمهوری اسلامی خواهد بود؛ هدفی که رژیم را نابود خواهد کرد، نه ملت یا سرزمین ایران را. این اقدام، در حقیقت، آزادسازی پتانسیلهای عظیم ژئوپلیتیکی و انرژی ایران از قید ایدئولوژی است تا این کشور بتواند به جایگاه تاریخی خود به عنوان نیروی تثبیتکننده منطقه و تأمینکننده استراتژیک انرژی بپیوندد. تمام این لایهها، از رقابت شرق و غرب گرفته تا ضرورت تغییر داخلی، یک پازل واحد را میسازند که تنها با حذف جمهوری اسلامی تکمیل میگردد.
در حقیقت، ایرانِ ابرقدرت نه شعاری ملی، بلکه واقعیتی ژئوپلیتیکی است؛ چون تمام خطوط نبرد جهانی در قرن بیستویکم بهنوعی از خاک این سرزمین عبور میکنند. ایران بهدلیل موقعیتش، نه میتواند از رقابتِ ابرقدرتها خارج شود، و نه جهان میتواند از آن چشم بپوشد. جهان در ایران تلاقی میکند — و در این تلاقی، هر نظمی که در اتحاد با تهران باشد، آینده نظم جهانی را رقم خواهد زد.
موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، با منابع انرژیاش، آن را به مهمترین میدان نبرد تاکتیکی در رقابت شرق و غرب تبدیل کرده است. اتحاد آمریکا با ایران، بدون سقوط رژیم میسر نیست؛ و این سقوط، هدف نهایی و استراتژیک است که باید به عنوان نبردی برای رهایی ایران از وضع موجود تعریف شود.
جراحی برای تغییر پارادایم قدرت در قلب خاورمیانه ، تغییر رژیم برای آزادسازی پتانسیل استراتژیک ایران از قید رژیمی است که هم مانع همکاری با غرب است و هم مانع شکوفایی واقعی ملت و جایگاه تاریخی ایران.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
دوستانی که تاکنون بخش نخست را مطالعه نکردهاند، میتوانند با کلیک بر روی گزینه👈 بخش اول ، آن را بخوانند و جریان تحلیل را به طور کامل دنبال نمایند.
رقابت آمریکا و چین، جایی نیست جز ایران. این کشور، دیگر صرفاً یک بازیگر منطقهای نیست؛ بلکه مفصلالوصل حیاتی تأمین انرژی و کریدورهای ژئوپلیتیکی است که تضمینکننده ثبات اقتصادی بلندمدت هر دو قطب قدرت محسوب میشود. تمرکز باید بر این باشد: منابع انرژی ایران، پادزهر استراتژیک در برابر جاهطلبیهای جهانی چین و سنگ بنای نظم انرژی آینده در محور غرب است.
چین برای تداوم ماشین صنعتی عظیم خود و تحقق پروژههایی نظیر ابتکار کمربند و جاده، نیازمند یک تامینکننده پایدار و فراوان انرژی است. در این شرایط، یک رژیم همسو با غرب، نه یک امتیاز، بلکه یک برتری استراتژیک مطلق برای آمریکاست.
این اهمیت تعیینکننده، معادلات واشنگتن را پیچیده میسازد. منطق صرف توازن قوا ایجاب میکند که ایالات متحده و متحدانش، برای مهار نفوذ روزافزون پکن در آسیای مرکزی و خاورمیانه، به شدت نیازمند اتحاد استراتژیک با ایران هستند. تصور کنید اگر منابع عظیم هیدروکربنی ایران تحت یک رژیم دوست، به صورت پایدار و قابل اعتماد وارد بازار جهانی غرب شود؛ این امر نه تنها چین را تضعیف میکند، بلکه یک سپر دفاعی در برابر نوسانات عرضه انرژی ایجاد مینماید.
اما این اتحاد، توسط ساختار ایدئولوژیک و ساختار انقلابی جمهوری اسلامی قفل شده است. این رژیم، به طور ذاتی، در تقابل با نظم لیبرال جهانی قرار دارد و ماهیت تقابلیاش، مانع از تحقق آن انسجام استراتژیک مورد نیاز غرب است. اینجاست که تحلیل به یک نقطه اوج میرسد: تغییر رژیم دیگر یک آرمانگرایی سیاسی نیست؛ بلکه دستور کار عملیاتی محتوم است که باید برای رفع انسداد استراتژیک اجرا شود. هیچ راهحل میانیای برای دستیابی به ایرانِ متحد، بدون حذف جمهوری اسلامی وجود ندارد.
همانطور که ماهیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، آن را ذاتا در تضاد با نظم جهانی لیبرال و منافع غرب قرار میدهد، درک استراتژیک حکم میکند که اتحاد مطلوب غرب با ایران، تنها و تنها با فروپاشی و تغییر رژیم در تهران میسر است.
دستور کار پنهان و آشکار واشنگتن و متحدین منطقهایاش، دیگر صرفا مهار نیست؛ بلکه تغییر رژیم است.
در ادامه هرگونه درگیری نظامی در آینده —چه بهصورت مستقیم و چه از طریق نمایندگان منطقهای—باید در قالب این پارادایم تعریف شود:
این جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی است، نه جنگ با ایران و ملت ایران .
این تمایز حیاتی است. هدف، تخریب زیرساختهای مدنی یا تجزیه ایران نیست، بلکه نابودی فیزیکی و ایدئولوژیک ساختار حکومتی مستقر است که مانع از تحقق اتحاد استراتژیک ایران با غرب و تبدیل شدن ایران به تأمینکننده اصلی انرژی در یک سیستم جهانی متعادلشده در برابر چین است.
در صورت لزوم به اقدام نظامی، تعریف آن باید به روشنی مشخص باشد: این نبرد، جنگ اسرائیل و آمریکا علیه هسته سخت جمهوری اسلامی خواهد بود؛ هدفی که رژیم را نابود خواهد کرد، نه ملت یا سرزمین ایران را. این اقدام، در حقیقت، آزادسازی پتانسیلهای عظیم ژئوپلیتیکی و انرژی ایران از قید ایدئولوژی است تا این کشور بتواند به جایگاه تاریخی خود به عنوان نیروی تثبیتکننده منطقه و تأمینکننده استراتژیک انرژی بپیوندد. تمام این لایهها، از رقابت شرق و غرب گرفته تا ضرورت تغییر داخلی، یک پازل واحد را میسازند که تنها با حذف جمهوری اسلامی تکمیل میگردد.
در حقیقت، ایرانِ ابرقدرت نه شعاری ملی، بلکه واقعیتی ژئوپلیتیکی است؛ چون تمام خطوط نبرد جهانی در قرن بیستویکم بهنوعی از خاک این سرزمین عبور میکنند. ایران بهدلیل موقعیتش، نه میتواند از رقابتِ ابرقدرتها خارج شود، و نه جهان میتواند از آن چشم بپوشد. جهان در ایران تلاقی میکند — و در این تلاقی، هر نظمی که در اتحاد با تهران باشد، آینده نظم جهانی را رقم خواهد زد.
موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، با منابع انرژیاش، آن را به مهمترین میدان نبرد تاکتیکی در رقابت شرق و غرب تبدیل کرده است. اتحاد آمریکا با ایران، بدون سقوط رژیم میسر نیست؛ و این سقوط، هدف نهایی و استراتژیک است که باید به عنوان نبردی برای رهایی ایران از وضع موجود تعریف شود.
جراحی برای تغییر پارادایم قدرت در قلب خاورمیانه ، تغییر رژیم برای آزادسازی پتانسیل استراتژیک ایران از قید رژیمی است که هم مانع همکاری با غرب است و هم مانع شکوفایی واقعی ملت و جایگاه تاریخی ایران.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
👍83❤20💯5
خون میجهد از گردنت با عشق و بیرحمی
علیرضا موسوینور ۱۹ دی ۱۴۰۴ در بهارستان اصفهان کشته شد. علیرضا و دوستش با هم تو بغل همدیگه کشته شدند. اسم دوستش بهروز بیگدلی بود. عاشق سیدمهدی موسوی بود. به خودش میگفت دراکولای غمگین.
توی درمانگاه به خانوادهش گفتن ساکت بی سر و صدا فقط ببریدشون وگرنه دستتون بهش نمیرسه. خانواده رفته دنبال وانت. از درمانگاه یه پتو بهشون دادن عزیزشون رو پیچیدن لای پتو گذاشتن پشت وانت رفتن دنبال مادرش. بعدش شبونه تحویل سردخونه دادن. فرداش از سردخونه تحویل ندادن اول و کلی اذیت کردن تا پیکرش رو تحویل بگیرن و بتونن توی درچه اصفهان به خاک بسپارنش.
+ آخرین پیامش به یکی از دوستاش
+ دستنوشته خودش در آستانه سی سالگیش
+ آرزوش توی جشن آزادی:
تولدت توی آسمونا مبارک 🖤🥀🕊
@C_B_SHAHZADEH
علیرضا موسوینور ۱۹ دی ۱۴۰۴ در بهارستان اصفهان کشته شد. علیرضا و دوستش با هم تو بغل همدیگه کشته شدند. اسم دوستش بهروز بیگدلی بود. عاشق سیدمهدی موسوی بود. به خودش میگفت دراکولای غمگین.
توی درمانگاه به خانوادهش گفتن ساکت بی سر و صدا فقط ببریدشون وگرنه دستتون بهش نمیرسه. خانواده رفته دنبال وانت. از درمانگاه یه پتو بهشون دادن عزیزشون رو پیچیدن لای پتو گذاشتن پشت وانت رفتن دنبال مادرش. بعدش شبونه تحویل سردخونه دادن. فرداش از سردخونه تحویل ندادن اول و کلی اذیت کردن تا پیکرش رو تحویل بگیرن و بتونن توی درچه اصفهان به خاک بسپارنش.
+ آخرین پیامش به یکی از دوستاش
+ دستنوشته خودش در آستانه سی سالگیش
+ آرزوش توی جشن آزادی:
اگه دیگه آنلاین نشدم ، منو هم فراموش نکنید !
بدونید من مفت نمردم ..
توی جشن آزادی اسم منو هم بیارید
Derakoola_
تولدت توی آسمونا مبارک 🖤🥀🕊
@C_B_SHAHZADEH
❤129💔64😢18🫡9👍4🥰1