Forwarded from اَشو
🔹رقص استراتژیک شاه رضا پهلوی در صحنهیِ سیاست- بخش دوم ؛ تیم کنونی شاه، ابزاری برای امروز، نه تمام فرداها!
همراهان گرامی! در تحلیلِ رویدادهایِ سیاسی، همواره باید بینِ تاکتیکهایِ کوتاهمدت و استراتژیهایِ بلندمدت تمایز قائل شد.
بگذارید با صراحت بگویم:
به باورِ من، استراتژیِ کوتاهمدتِ شاه، همکاریِ تنگاتنگ با تیمِ کنونی است. شواهدِ این مدعا نیز بر کسی پوشیده نیست. بیایید واقعبین باشیم. شاه با استفاده از این تیم، در حال دستیابی به چه نتایجی است؟
اولاً، به دیپلماسی توجه کنید:
🔰 نگاهی به تحولاتِ اخیر بیندازید. تا پیش از شکلگیریِ این تیم، شاه با چه میزان از مقاماتِ غربی دیدار و گفتگو داشتند؟
🔰آیا تا پیش از این تیم، بابِ مراوداتِ رسمی با اسرائیل گشوده شده بود؟
🔰آیا تا پیش از این، شاهدِ گفتگویِ مستقیمِ شاه با نتانیاهو بودهایم؟
اما فراتر از این بیایید به رسانهها نگاهی بیندازیم:
❗️تا پیش از تشکیل این تیم، چند مصاحبهی رسمی با شبکههای مطرح جهان از شاه شاهد بودیم؟
❗️ آیا روزنامههای مطرح جهان، نام شاه را به این میزان در تیترهای خود قرار میدادند؟
این پوشش رسانهای گسترده، برای شاه اعتبار میآورد و به ایشان کمک میکند تا در افکار عمومی، جایگاه مستحکمتری پیدا کنند. این اعتبار، یک سرمایهی ارزشمند است که در بلندمدت، به ایشان در تحقق اهدافشان کمک خواهد کرد
به یاد داشته باشیم، این اتفاقات تصادفی نیستند. حضور این تیم، نه تنها در عرصهی دیپلماسی، بلکه در حوزهی رسانه نیز، فصل جدیدی را برای فعالیتهای شاه گشوده است.
پاسخِ این پرسشها، بهوضوح نشان میدهد که استراتژیِ فعلیِ شاه، تعامل و همکاری با تیمِ کنونی است و این همکاری، دستاوردهایی ملموس برایِ ایشان به همراه داشته است.
این تیم با شبکهسازیهای خود، با دانش و تخصصی که در اختیار دارد، به شاه کمک میکند تا اهداف کوتاهمدت خود را سریعتر و آسانتر محقق کند.
❗️ آیا این تیم، به شاه کمک نکرده است تا موانع را از سر راه بردارد؟
❗️آیا اگر این تیم وجود نداشت حماسه مونیخی شکل میگرفت؟
❗️آیا اگر شاه با این تیم همکاری نمیکرد و نکند، پیمان کوروشی در کار بود؟
❗️واقع بین باشیم که همکاری با این تیم، دروازههای طلایی جدیدی را به روی شاه گشوده است!
●اما نکات بسیار مهم●
باید پذیرفت که در دنیایِ سیاست، هر ابزاری، کارکردی موقت دارد. با اتکا به ده سال تجربهیِ فعالیتِ سیاسی و تحصیلات در رشتهیِ کارشناسیِ علومِ سیاسی، بر این باورم که این تیم، ابزاری استراتژیک برایِ پیشبردِ اهدافِ کوتاهمدتِ شاه است.
توجه کنید:👇
باید درک کنیم که در سیاست، هر ابزاری، تاریخ مصرفی دارد. شاه به خوبی میداند که این تیم، ابزاری موقت است و در آینده، تغییراتی را اعمال خواهد کرد.
اما در حال حاضر، بهترین استفاده را از این تیم میبرد تا منافع مردم ایران را تأمین کند.
نباید از یاد برد که استراتژیِ بلندمدتِ ایشان، فراتر از این چارچوبِ فعلی است.
نشست ایران هم با بازتاب رسانهای گسترده، توسط تیم استراتژیک شاه هماهنگ شد. این تیم، با گشایش کانالهای دیپلماتیک جدید و افزایش پوشش رسانهای، به شاه کمک میکند تا به اهداف کوتاهمدت خود دست یابد.
تخریب این تیم در حال حاضر به ضرر شاه خواهد بود. شاه با هوشمندی، از این تیم برای بهرهبرداری حداکثری استفاده میکند.
شاه دارد از این تیم، به عنوان یک اهرم برای پیشبرد برنامههای خود استفاده میکند و شواهد این مدعا نیز کاملا مشهود است.
بنابراین، وظیفهیِ ما در این مقطعِ زمانی، درکِ ظرافتهایِ استراتژیِ شاه و حمایتِ قاطع از ایشان در راستایِ تحققِ اهدافِ کوتاهمدت است. بدانیم که تخریبِ تیمِ کنونی، نه تنها سودی ندارد، بلکه میتواند برنامههایِ فعلیِ شاه را نیز با اخلال مواجه کند.
بهخاطر داشته باشیم که شاه، رهبری دوراندیش و آیندهنگر است. او در زمانِ مقتضی، با همان قاطعیت و هوشمندی که از او سراغ داریم، تغییراتِ لازم را در تیمِ خود اعمال خواهد کرد.
پس تا آن زمان، به استراتژیِ فعلیِ شاه اعتماد کنیم و با حمایتِ همهجانبه، ایشان را در مسیرِ رسیدن به اهدافِ کوتاهمدت یاری رسانیم. این، رمزِ موفقیتِ ما در شرایطِ کنونی است.
✍ #اشو
بذر من خوب و گرونه
ذهنتون قابل کِشت
وقتشه یه فصل تازه نوشت
و در نهایت روی سخنم با تخریب گران است👇
همون همیشگی؛ تیم شید من تککیرمم نمیتونید بخورید. انقدر حالم خوبه که فکر میکنم خونِ بدخواهِ شاه آب انگوره🍷😎
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
همراهان گرامی! در تحلیلِ رویدادهایِ سیاسی، همواره باید بینِ تاکتیکهایِ کوتاهمدت و استراتژیهایِ بلندمدت تمایز قائل شد.
بگذارید با صراحت بگویم:
به باورِ من، استراتژیِ کوتاهمدتِ شاه، همکاریِ تنگاتنگ با تیمِ کنونی است. شواهدِ این مدعا نیز بر کسی پوشیده نیست. بیایید واقعبین باشیم. شاه با استفاده از این تیم، در حال دستیابی به چه نتایجی است؟
اولاً، به دیپلماسی توجه کنید:
🔰 نگاهی به تحولاتِ اخیر بیندازید. تا پیش از شکلگیریِ این تیم، شاه با چه میزان از مقاماتِ غربی دیدار و گفتگو داشتند؟
🔰آیا تا پیش از این تیم، بابِ مراوداتِ رسمی با اسرائیل گشوده شده بود؟
🔰آیا تا پیش از این، شاهدِ گفتگویِ مستقیمِ شاه با نتانیاهو بودهایم؟
اما فراتر از این بیایید به رسانهها نگاهی بیندازیم:
❗️تا پیش از تشکیل این تیم، چند مصاحبهی رسمی با شبکههای مطرح جهان از شاه شاهد بودیم؟
❗️ آیا روزنامههای مطرح جهان، نام شاه را به این میزان در تیترهای خود قرار میدادند؟
این پوشش رسانهای گسترده، برای شاه اعتبار میآورد و به ایشان کمک میکند تا در افکار عمومی، جایگاه مستحکمتری پیدا کنند. این اعتبار، یک سرمایهی ارزشمند است که در بلندمدت، به ایشان در تحقق اهدافشان کمک خواهد کرد
به یاد داشته باشیم، این اتفاقات تصادفی نیستند. حضور این تیم، نه تنها در عرصهی دیپلماسی، بلکه در حوزهی رسانه نیز، فصل جدیدی را برای فعالیتهای شاه گشوده است.
پاسخِ این پرسشها، بهوضوح نشان میدهد که استراتژیِ فعلیِ شاه، تعامل و همکاری با تیمِ کنونی است و این همکاری، دستاوردهایی ملموس برایِ ایشان به همراه داشته است.
این تیم با شبکهسازیهای خود، با دانش و تخصصی که در اختیار دارد، به شاه کمک میکند تا اهداف کوتاهمدت خود را سریعتر و آسانتر محقق کند.
❗️ آیا این تیم، به شاه کمک نکرده است تا موانع را از سر راه بردارد؟
❗️آیا اگر این تیم وجود نداشت حماسه مونیخی شکل میگرفت؟
❗️آیا اگر شاه با این تیم همکاری نمیکرد و نکند، پیمان کوروشی در کار بود؟
❗️واقع بین باشیم که همکاری با این تیم، دروازههای طلایی جدیدی را به روی شاه گشوده است!
●اما نکات بسیار مهم●
باید پذیرفت که در دنیایِ سیاست، هر ابزاری، کارکردی موقت دارد. با اتکا به ده سال تجربهیِ فعالیتِ سیاسی و تحصیلات در رشتهیِ کارشناسیِ علومِ سیاسی، بر این باورم که این تیم، ابزاری استراتژیک برایِ پیشبردِ اهدافِ کوتاهمدتِ شاه است.
توجه کنید:👇
باید درک کنیم که در سیاست، هر ابزاری، تاریخ مصرفی دارد. شاه به خوبی میداند که این تیم، ابزاری موقت است و در آینده، تغییراتی را اعمال خواهد کرد.
اما در حال حاضر، بهترین استفاده را از این تیم میبرد تا منافع مردم ایران را تأمین کند.
نباید از یاد برد که استراتژیِ بلندمدتِ ایشان، فراتر از این چارچوبِ فعلی است.
نشست ایران هم با بازتاب رسانهای گسترده، توسط تیم استراتژیک شاه هماهنگ شد. این تیم، با گشایش کانالهای دیپلماتیک جدید و افزایش پوشش رسانهای، به شاه کمک میکند تا به اهداف کوتاهمدت خود دست یابد.
تخریب این تیم در حال حاضر به ضرر شاه خواهد بود. شاه با هوشمندی، از این تیم برای بهرهبرداری حداکثری استفاده میکند.
شاه دارد از این تیم، به عنوان یک اهرم برای پیشبرد برنامههای خود استفاده میکند و شواهد این مدعا نیز کاملا مشهود است.
بنابراین، وظیفهیِ ما در این مقطعِ زمانی، درکِ ظرافتهایِ استراتژیِ شاه و حمایتِ قاطع از ایشان در راستایِ تحققِ اهدافِ کوتاهمدت است. بدانیم که تخریبِ تیمِ کنونی، نه تنها سودی ندارد، بلکه میتواند برنامههایِ فعلیِ شاه را نیز با اخلال مواجه کند.
بهخاطر داشته باشیم که شاه، رهبری دوراندیش و آیندهنگر است. او در زمانِ مقتضی، با همان قاطعیت و هوشمندی که از او سراغ داریم، تغییراتِ لازم را در تیمِ خود اعمال خواهد کرد.
پس تا آن زمان، به استراتژیِ فعلیِ شاه اعتماد کنیم و با حمایتِ همهجانبه، ایشان را در مسیرِ رسیدن به اهدافِ کوتاهمدت یاری رسانیم. این، رمزِ موفقیتِ ما در شرایطِ کنونی است.
✍ #اشو
بذر من خوب و گرونه
ذهنتون قابل کِشت
وقتشه یه فصل تازه نوشت
و در نهایت روی سخنم با تخریب گران است👇
همون همیشگی؛ تیم شید من تک
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
❤128👍31🔥2😢1
Forwarded from اَشو
🔹 پاسخ به منتقدان: استدلال شاه در باب حق حاکمیت ملی و بیطرفی دوران گذار
در منظومه پیچیده گذار سیاسی ایران، گاه کوچکترین تفاوتها در تعاریف حقوقی میتواند به بزرگترین شکافها در اتحاد نیروهای مخالف بدل شود. یکی از محوریترین و گمراهکنندهترین مناقشاتی که علیه شاه رضا پهلوی مطرح میشود، این ادعاست که ایشان به آرمان پادشاهیخواهان بیاعتنا هستند، زیرا با انحصار قانون اساسی مشروطه به عنوان تنها سند حاکم بر دوران گذار مخالفت میکنند.
این برداشت، نه تنها سادهانگارانه است، بلکه درک عمقی از التزام شاه به دموکراسی و حق حاکمیت ملی را نادیده میگیرد.
❗️ برخلاف آنچه بدخواهان القا میکنند، شاه رضا پهلوی بیشترین توجه و اعتبار را برای پایگاه مردمی پادشاهیخواهان قائل هستند. این اعتقاد ریشه در این باور راسخ دارد که اکثریت مردم ایران، در یک فرآیند آزاد و شفاف، بار دیگر نظام پادشاهی مشروطه را به عنوان بهترین چارچوب حکمرانی برای ایران آینده انتخاب خواهند کرد.
این باور، نهتنها یک امید، بلکه یک یقین استراتژیک است که نیازی به تضمین ساختاری پیش از موعد ندارد.
باید صریح بود: قانون اساسی مشروطه، سندی الهامگرفته از اراده تاریخی ملت ایران در مبارزه با استبداد است، اما ستون فقرات و جوهر محتوایی آن، به طور مطلق بر نهاد پادشاهی استوار است.
این امر در تمامی مواد و فصول آن مشهود است.
پرسش بنیادین، یک چالش منطقی و حقوقی است: تصور کنید ما با این فرض که پادشاهی اکثریت جامعه را دارد، قانون اساسی مشروطه را به عنوان مرجع حقوقی دوره گذار میپذیریم. اما چه میشود اگر، در کمال دموکراتیک، نتیجه انتخابات آزاد و فرآیندی که خود مدعی بیطرفی آن هستیم، یک درصد حکایت از انتخاب جمهوری یا نظامی متفاوت کند؟
در این سناریو، قانون اساسی مشروطهای که تماما ً بر اساس پیشفرض پادشاهی طراحی شده است، عملا اعتبار خود را از دست میدهد و کل فرآیند در خلا قانونی و تشنج فرو میرود.
کسانی که بدون قید و شرط خواستار اعمال قانون اساسی مشروطه در دوره گذار هستند، ناخواسته در دام این پارادوکس میافتند.
آنها با این اصرار، در واقع، بر این نکته چشم میپوشند که بیطرفی مطلق در دوره گذار، مستلزم یک سند حقوقی است که صرفا تنظیمکننده اصول برگزاری انتخابات آزاد، تضمینکننده حقوق مدنی و ناظر بر فرآیند انتقال قدرت باشد؛ نه سندی که خود، ساختار نهایی حکومت را از پیش تعیین کرده باشد.
اتهام خیانت یا کمتوجهی به پادشاهیخواهان، تلاشی مذبوحانه برای تخریب رهبری ای است که بزرگترین خدمت را به آرمان پادشاهی میکند: اعتماد به مردم.
شاه رضا پهلوی نه تنها به پادشاهیخواهی باور دارد، بلکه با رد تحمیل قانون اساسی مشروطه در دوره گذار، دقیقا نشان میدهد که به رای اکثریت مردم ایران ایمان دارد. او میداند که در رقابتی آزاد، اکثریت قاطع مردم، همانگونه که در بطن جامعه ایران نهفته است، نظام پادشاهی مشروطه را بر خواهند گزید.
و قص علی هذا ، این گلهها و تخریبها تنها از سر عدم فهم این تمایز ظریف میان آرمان نهایی و ابزار موقت گذار است.
وظیفه فعالان سیاسی در این مقطع، باور به اکثریت خویش و تلاش برای تضمین یک انتخابات آزاد است، نه ایجاد تفرقه بر سر چارچوبی که اگر به اجبار پذیرفته شود، خود به بزرگترین مانع برای مشروعیتبخشی نهایی به پیروزی پادشاهیخواهان تبدیل خواهد شد. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم ایران باور دارند و این باور، خود، بزرگترین ضمانت برای آینده پادشاهی مشروطه است.
اصرار بر حاکمیت این قانون در دوره گذار، عملا به معنای بستن راه انتخاب آزاد مردم است و با روح دموکراتیک مورد ادعای ما در تضاد قرار میگیرد.
این موضع شاه، نه تنها نشانهای از کمتوجهی نیست، بلکه در واقع، عالیترین سطح احترام به آرمان پادشاهیخواهی و اعتماد کامل به خواست ملت است. ایشان باور دارند که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان پادشاهی هستند و برای تضمین این پیروزی، نیازی به تحمیل چارچوب حقوقی جانبدارانه در دوره گذار نیست. شاه با اصرار بر سندی بیطرف برای دوره گذار—سندی که تنها ناظر بر آزادیهای مدنی و سازوکار برگزاری انتخابات آزاد باشد— عملا بر یک اصل بنیادین دموکراسی تاکید میورزند. بنابراین، تخریبها و گلههایی که از سر سوءتفاهم صورت میگیرد، باید متوقف شود. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم باور کامل دارند و مسیرشان، تثبیت مشروعیت پادشاهی از طریق رای آزاد و قاطع مردم ایران است، نه از طریق ابزارهای حقوقی که بیطرفی مسیر را خدشهدار کنند.
✍ #اشو
بازم کویره که،همه جویده جنس
نعشه کل صحنه جوری خالتور جمیله جر
ته رویاشون اینه بشن تو جریده ذکر...
من میگم قانون اساسی مشروطه نه! چرا؟ دوباره بخونید و اندکی تفکر ...
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
در منظومه پیچیده گذار سیاسی ایران، گاه کوچکترین تفاوتها در تعاریف حقوقی میتواند به بزرگترین شکافها در اتحاد نیروهای مخالف بدل شود. یکی از محوریترین و گمراهکنندهترین مناقشاتی که علیه شاه رضا پهلوی مطرح میشود، این ادعاست که ایشان به آرمان پادشاهیخواهان بیاعتنا هستند، زیرا با انحصار قانون اساسی مشروطه به عنوان تنها سند حاکم بر دوران گذار مخالفت میکنند.
این برداشت، نه تنها سادهانگارانه است، بلکه درک عمقی از التزام شاه به دموکراسی و حق حاکمیت ملی را نادیده میگیرد.
❗️ برخلاف آنچه بدخواهان القا میکنند، شاه رضا پهلوی بیشترین توجه و اعتبار را برای پایگاه مردمی پادشاهیخواهان قائل هستند. این اعتقاد ریشه در این باور راسخ دارد که اکثریت مردم ایران، در یک فرآیند آزاد و شفاف، بار دیگر نظام پادشاهی مشروطه را به عنوان بهترین چارچوب حکمرانی برای ایران آینده انتخاب خواهند کرد.
این باور، نهتنها یک امید، بلکه یک یقین استراتژیک است که نیازی به تضمین ساختاری پیش از موعد ندارد.
باید صریح بود: قانون اساسی مشروطه، سندی الهامگرفته از اراده تاریخی ملت ایران در مبارزه با استبداد است، اما ستون فقرات و جوهر محتوایی آن، به طور مطلق بر نهاد پادشاهی استوار است.
این امر در تمامی مواد و فصول آن مشهود است.
پرسش بنیادین، یک چالش منطقی و حقوقی است: تصور کنید ما با این فرض که پادشاهی اکثریت جامعه را دارد، قانون اساسی مشروطه را به عنوان مرجع حقوقی دوره گذار میپذیریم. اما چه میشود اگر، در کمال دموکراتیک، نتیجه انتخابات آزاد و فرآیندی که خود مدعی بیطرفی آن هستیم، یک درصد حکایت از انتخاب جمهوری یا نظامی متفاوت کند؟
در این سناریو، قانون اساسی مشروطهای که تماما ً بر اساس پیشفرض پادشاهی طراحی شده است، عملا اعتبار خود را از دست میدهد و کل فرآیند در خلا قانونی و تشنج فرو میرود.
کسانی که بدون قید و شرط خواستار اعمال قانون اساسی مشروطه در دوره گذار هستند، ناخواسته در دام این پارادوکس میافتند.
آنها با این اصرار، در واقع، بر این نکته چشم میپوشند که بیطرفی مطلق در دوره گذار، مستلزم یک سند حقوقی است که صرفا تنظیمکننده اصول برگزاری انتخابات آزاد، تضمینکننده حقوق مدنی و ناظر بر فرآیند انتقال قدرت باشد؛ نه سندی که خود، ساختار نهایی حکومت را از پیش تعیین کرده باشد.
اتهام خیانت یا کمتوجهی به پادشاهیخواهان، تلاشی مذبوحانه برای تخریب رهبری ای است که بزرگترین خدمت را به آرمان پادشاهی میکند: اعتماد به مردم.
شاه رضا پهلوی نه تنها به پادشاهیخواهی باور دارد، بلکه با رد تحمیل قانون اساسی مشروطه در دوره گذار، دقیقا نشان میدهد که به رای اکثریت مردم ایران ایمان دارد. او میداند که در رقابتی آزاد، اکثریت قاطع مردم، همانگونه که در بطن جامعه ایران نهفته است، نظام پادشاهی مشروطه را بر خواهند گزید.
و قص علی هذا ، این گلهها و تخریبها تنها از سر عدم فهم این تمایز ظریف میان آرمان نهایی و ابزار موقت گذار است.
وظیفه فعالان سیاسی در این مقطع، باور به اکثریت خویش و تلاش برای تضمین یک انتخابات آزاد است، نه ایجاد تفرقه بر سر چارچوبی که اگر به اجبار پذیرفته شود، خود به بزرگترین مانع برای مشروعیتبخشی نهایی به پیروزی پادشاهیخواهان تبدیل خواهد شد. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم ایران باور دارند و این باور، خود، بزرگترین ضمانت برای آینده پادشاهی مشروطه است.
اصرار بر حاکمیت این قانون در دوره گذار، عملا به معنای بستن راه انتخاب آزاد مردم است و با روح دموکراتیک مورد ادعای ما در تضاد قرار میگیرد.
این موضع شاه، نه تنها نشانهای از کمتوجهی نیست، بلکه در واقع، عالیترین سطح احترام به آرمان پادشاهیخواهی و اعتماد کامل به خواست ملت است. ایشان باور دارند که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان پادشاهی هستند و برای تضمین این پیروزی، نیازی به تحمیل چارچوب حقوقی جانبدارانه در دوره گذار نیست. شاه با اصرار بر سندی بیطرف برای دوره گذار—سندی که تنها ناظر بر آزادیهای مدنی و سازوکار برگزاری انتخابات آزاد باشد— عملا بر یک اصل بنیادین دموکراسی تاکید میورزند. بنابراین، تخریبها و گلههایی که از سر سوءتفاهم صورت میگیرد، باید متوقف شود. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم باور کامل دارند و مسیرشان، تثبیت مشروعیت پادشاهی از طریق رای آزاد و قاطع مردم ایران است، نه از طریق ابزارهای حقوقی که بیطرفی مسیر را خدشهدار کنند.
✍ #اشو
بازم کویره که،همه جویده جنس
نعشه کل صحنه جوری خالتور جمیله جر
ته رویاشون اینه بشن تو جریده ذکر...
من میگم قانون اساسی مشروطه نه! چرا؟ دوباره بخونید و اندکی تفکر ...
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
👍108❤12😱2👏1