کمپین بازگشت شاهزاده
34K subscribers
91.1K photos
79.4K videos
468 files
47.2K links
https://telegram.me/C_B_SHAHZADEH
کانال کمپین👆
https://t.me/joinchat/QGibi-Oc3jFYRx5E
ابرگروه کمپین👆

https://twitter.com/payandeiranam
توییتر کمپین👆
Download Telegram
#فوری
این توییتِ بلافاصلهٔ تروریست محسن رضایی بعد
از حادثه پرواز فلای‌دبی دقیقاً همان قطعهٔ گمشدهٔ
پازل است که سناریو را به یک حرکت تروریستی با
هدف ارسال پیامِ امنیتی-خونینِ صریح به ابوظبی
تبدیل می‌کند

اینکه هواپیما متعلق به فلای‌دبی (پرچمِ رسمیِ امارات) است اما بدنهٔ مسافرانش شهروندانِ اسرائیلی هستند، یعنی طراحانِ این سناریوی احتمالی با یک تیر دو نشانِ استراتژیک را نشانه رفته بودند:

ضربه به اسرائیل و خلقِ یک فاجعهٔ انسانیِ بی‌سابقه برای فشار بر افکار عمومیِ تل‌آویو.

تحقیر و مجازاتِ امارات بابت سفر نتانیاهو و جلسه‌ای که با سران کشورهای عرب برگزار شد

وقتی محسن رضایی علناً امارات را مخاطب قرار می‌دهد و می‌گوید «میزبانی از اسرائیل پیامدهای خوبی نخواهد داشت... از جنگِ آخر درس بگیرید»، در واقع در حال ارائهٔ پیوستِ رسانه‌ای و تهدیدآمیز به همین رخدادِ امروز است.

این موضع‌گیری نشان می‌دهد که تهران از سفرِ محرمانهٔ نتانیاهو به امارات و نشستِ او با رهبرانِ عرب به‌شدت خشمگین و هراسان است.

حادثهٔ FZ1073 نه یک اتفاقِ خودسرانه، بلکه به احتمال بسیار بالا خط‌ونشانِ عملیاتیِ رژیم برای ابوظبی بوده تا به آن‌ها بفهماند هزینهٔ میزبانی از نتانیاهو و تعمیقِ آبراهام، ناامن شدنِ پروازهای دبی-تل‌آویو است.

احتمالا رژیم سعی کرد با هدف قرار دادنِ این پرواز، معاهدهٔ امارات و اسرائیل را غرق در خون کند؛ اما شکستِ این پروژه، امارات را بیش از پیش به سمتِ آغوشِ ائتلاف و تثبیتِ فرمولِ حذفِ کاملِ تهدید سوق خواهد داد.

#جاویدشاه

Ramin Fallah
👍129❤13💯6👏2👌2🤯1
#فوری
خب نقش جمهوری اسلامی در حادثه پایگاه هوایی
راف فیرفورد (RAF Fairford)هم کاملا تایید شد!

اظهارات اندی برنهام، نخست‌‌وزیر بریتانیا دربارهٔ نقش داشتنِ مستقیمِ جمهوری اسلامی در حادثهٔ پایگاهِ هوایی راف فیرفورد که کانونِ استقرارِ بمب‌افکن‌های استراتژیکِ سنگینِ آمریکا در انگلستان اس آخرین قطعه از پازلِ ورودِ رسمیِ رژیم به پرونده تهدید بین‌المللی است.

همپوشانی این خبر با اخبارِ چند ساعتِ گذشته حادثهٔ پروازِ اماراتی FZ1073 و اولتیماتومِ محسن رضایی بسیار بالاست.

وقتی نخست‌وزیرِ بریتانیا رسماً فاکتورِ دخالتِ رژیم در یک پایگاهِ نظامیِ کلیدی را روی میز می‌گذارد، بندِ ۵ پیمانِ ناتو و پروتکل‌های دفاعِ مشترکِ واشنگتن-لندن به حرکت درمی‌آیند.

این ادعا دیگر یک گمانه‌زنیِ رسانه‌ای نیست؛ این حقوقی‌سازیِ پیامدهای نظامی و اعطای مشروعیتِ کامل به ائتلاف برای پاک‌سازیِ ماشینِ ترور و مرکزِ فرماندهی در تهران است.

#جاویدشاه

Ramin Fallah

@C_B_SHAHZADEH
❤121👍55💯13👏5👌2🔥1
کمپین بازگشت شاهزاده
#فوری خب نقش جمهوری اسلامی در حادثه پایگاه هوایی راف فیرفورد (RAF Fairford)هم کاملا تایید شد! اظهارات اندی برنهام، نخست‌‌وزیر بریتانیا دربارهٔ نقش داشتنِ مستقیمِ جمهوری اسلامی در حادثهٔ پایگاهِ هوایی راف فیرفورد که کانونِ استقرارِ بمب‌افکن‌های استراتژیکِ…
#فوری
وزن حقوقیِ اعلام رسمی در نظام بریتانیا بسیار بالاست
اگر قرار بود بریتانیا پاسخی نظامی یا قاطع ندهد، نخست‌وزیر (اندی برنهام) می‌توانست طبق پروتکل‌های محافظه‌کارانهٔ کلاسیک لندن از عباراتی مانند «تحقیقات همچنان ادامه دارد» یا «هنوز برای انگشت اتهام دراز کردن زود است» استفاده کند تا برای خود زمان و فضای عقب‌نشینی بخرد.

اما زمانی که شخص نخست‌وزیر رسماً و در برابر افکار عمومی و پارلمان، نام جمهوری اسلامی را به‌عنوان آمر یا عامل حمله به یک پایگاه نظامی کلیدی مطرح می‌کند مسئله ابعاد جدیدی پیدا می‌کند:

افکار عمومی و حاکمیت:

افکار عمومی بریتانیا و نهادهای امنیتی-نظامی بعد از تایید نقش داشتن جمهوری اسلامی در این حادثه، اعادهٔ اعتبار و پاسخ متقابل را طلب می‌کنند.

ماشین حقوقی پیمان‌ها:

متغیرهای امنیت ملی، پروتکل‌های دفاع مشترک واشنگتن-لندن و مکانیزم‌های بند ۵ ناتو از حالت بالقوه به بالفعل نزدیک می‌شوند.

پنهان‌سازی یا کتمان نقش رژیم در چنین ابعادی برای نخست‌وزیر بریتانیا غیرممکن بود، چرا که پنهان‌کاری نشان‌دهندهٔ ضعف حاکمیت تلقی می‌شد.

تأیید رسمی این نقش، دقیقاً گامِ پیش‌نیاز برای «کسب مشروعیتِ اقدام متقابل» است. برنهام با افشای شواهد، افکار عمومی را برای پاسخ سخت آماده کرده تا هم پاسخ به تجاوز را مشروعیت ببخشد و هم رهبریِ خود را در پوشش یک تصمیم‌گیر قاطع و قهرمانِ دفاع از امنیت ملی تثبیت کند.

نتیجه‌گیری:

تأیید نقش رژیم توسط برنهام یک موضع‌گیری تشریفاتی نیست؛ بلکه نقطهٔ آغازِ پوششِ حقوقی و سیاسی برای واکنشی است که مقدماتِ عملیاتیِ آن پیش‌تر با در اختیار گذاشتن پایگاه‌های هوایی فراهم شده بود.

ضمنا این تصور که بریتانیا تازه می‌خواهد تصمیم بگیرد وارد اقدام عملی شود، نادیده گرفتن فکت‌های روی زمین است.

موافقت لندن با استقرار و برخاستن بمب‌افکن‌های استراتژیک سنگین آمریکا از خاک بریتانیا (پایگاه RAF Fairford)، خودِ «اقدام عملی و مشارکت در لجستیک جنگ» بود.

اساساً هدف خرابکاری قرار گرفتن این پایگاه توسط رژیم، واکنش به همین نقش‌آفرینیِ فعال بریتانیا در ائتلاف بوده است.

#جاویدشاه x.com/Osint613/statu…


تکمیلی
@C_B_SHAHZADEH
❤81👍46👌4💯4👏1🫡1
کمپین بازگشت شاهزاده
🔴 ترامپ: آخرین نیروهای آمریکایی امروز عراق را ترک می‌کنند دونالد ترامپ اعلام کرد: «امروز خوشحالم اعلام کنم که آخرین نیروهای آمریکایی در حال ترک عراق هستند.» @C_B_SHAHZADEH
#فوری
توییت دونالد ترامپ دقیقاً همان قطعهٔ شاه‌کلیدی
است که تمام تحلیل‌های ما دربارهٔ «تغییر هندسهٔ
بازی در عراق و قیچی کردنِ نیابتی‌ها» را به شکلِ
قطعی مهر و موم می‌کند

پایانِ باتلاقِ ۲۳ ساله؛ دکترینِ ترامپ
لایه‌برداری از بازیِ نیابتی‌ها در عراق

بیانیهٔ تاریخ‌سازِ ۴۷اُمین رئیس‌جمهور آمریکا

اعلامِ رسمیِ پایانِ عملیات «Inherent Resolve» و خروجِ کاملِ آخرین نیروها و تجهیزاتِ نظامیِ آمریکا از پایگاهِ هواییِ اربیل توسط دونالد ترامپ، نقطهٔ عطفی است که هندسهٔ امنیتِ منطقه‌ای را وارد فازِ نوینی می‌سازد.

این بیانیه پیش از آنکه یک مانورِ تبلیغاتی برای جلبِ رضایتِ افکار عمومیِ آمریکا باشد، بازخوانیِ عریانِ یک «دکترینِ خروجِ منظم و هوشمندانه» است که قواعدِ بازی را برای شبه‌نظامیان و جریان‌های وابسته به رژیمِ ایران در بغداد کاملاً دگرگون می‌کند.

کالبدشکافیِ پیام‌های پنهان و آشکارِ این بیانیه، سه ستونِ اصلیِ راهبردی را عیان می‌سازد:

برچیده شدنِ «اهدافِ آسان» و انسدادِ خطِ باج‌گیری:

ترامپ با دست گذاشتن روی خروجِ کاملِ تجهیزات و نیروها و تمایز دادنِ آن با «شتاب‌زدگی و فاجعهٔ افغانستان»، ابزارِ خطای محاسباتی را از دستِ نیروهای نیابتی گرفت.

سال‌ها استقرارِ نیروهای زمینی به عنوان «سیبلِ ایستا» به حشدالشعبی و گروه‌های وابسته اجازه می‌داد تا با حملاتِ راکتیِ ارزان، مانورِ اقتدار بدهند.

با صفر شدنِ این حضور، واشنگتن بزرگ‌ترین نقطهٔ آسیب‌پذیریِ تدافعیِ خود را پاک کرد تا دستِ سنتکام برای پاسخ‌های صاعقه‌وارِ هوایی بدون نگرانی از تلفاتِ انسانی آزاد باشد.

تثبیتِ چیدمانِ سیاسی و حمایتِ علنی از «علی الزیدی»:

تأکیدِ صریحِ ترامپ بر حمایتِ کامل از نخست‌وزیرِ جدید، علی الزیدی، و توصیفِ پیروزیِ قاطعِ او در انتخابات، به معنای قفل کردنِ پشتِ صحنهٔ سیاسیِ بغداد است.

واشنگتن پیش از خالی کردنِ زمین، فرماندهیِ امور را به حکومتی سپرده که متعهد به انضباطِ اداری، خلعِ سلاحِ شبکه‌های موازی و تثبیتِ حاکمیتِ قانون است.

بدین ترتیب، مسئولیتِ مواجهه با گروه‌های غیرقانونی رسماً بر دوشِ دولتِ بغداد افتاده و بهانهٔ «مبارزه با اشغالگر» کاملاً باطل شده است.

سلبِ کارتِ تروریسم و اعلامِ پایانِ خلافت:

تصریحِ ترامپ مبنی بر اینکه «ما برای نابودیِ خلافت آمدیم و دیگر خلافتی وجود ندارد»، آخرین پوششِ ایدئولوژیک و امنیتیِ گروه‌های مسلح برای بقا در ساختارِ رسمیِ عراق را منهدم ساخت.

ترامپ پروندهٔ حضورِ ۲۳ سالهٔ نظامیِ آمریکا در «باتلاقِ عراق» را بست، اما زمینِ بازی را شسته و آماده تحویل داد.

خروجِ آمریکا به معنای رهاسازیِ منطقه نیست، بلکه گذار از «پلیسِ محلی روی زمین» به «چترِ هوایی، اطلاعاتی و حمایتِ هدفمند از حاکمیتِ ملیِ بغداد» است.

با رفتنِ داور، پردهٔ دومِ این درام آغاز شده است:

جایی که گروه‌های نیابتیِ رژیم بدونِ داشتنِ سوژه برای باج‌گیری، باید مستقیماً در برابرِ ارادهٔ دولتِ الزایدی و خشمِ عمومیِ ملتِ عراق برای بازگرداندنِ استقلالِ کشورشان پاسخ‌گو باشند.

البته اگر غول خفته جنگ قبیله‌ای در عراق بیدار نشود

ماجرای عراق جالب خواهد شد...

#جاویدشاه

Ramin Fallah
❤96👍37👏14💯3👌2
👤 Ramin Fallah (@raminfallahh)
#فوری
این توییتِ بلافاصلهٔ تروریست محسن رضایی بعد
از حادثه پرواز فلای‌دبی دقیقاً همان قطعهٔ گمشدهٔ
پازل است که سناریو را به یک حرکت تروریستی با
هدف ارسال پیامِ امنیتی-خونینِ صریح به ابوظبی
تبدیل می‌کند


اینکه هواپیما متعلق به فلای‌دبی (پرچمِ رسمیِ امارات) است اما بدنهٔ مسافرانش شهروندانِ اسرائیلی هستند، یعنی طراحانِ این سناریوی احتمالی با یک تیر دو نشانِ استراتژیک را نشانه رفته بودند:


ضربه به اسرائیل و خلقِ یک فاجعهٔ انسانیِ بی‌سابقه برای فشار بر افکار عمومیِ تل‌آویو.


تحقیر و مجازاتِ امارات بابت سفر نتانیاهو و جلسه‌ای که با سران کشورهای عرب برگزار شد


وقتی محسن رضایی علناً امارات را مخاطب قرار می‌دهد و می‌گوید «میزبانی از اسرائیل پیامدهای خوبی نخواهد داشت... از جنگِ آخر درس بگیرید»، در واقع در حال ارائهٔ پیوستِ رسانه‌ای و تهدیدآمیز به همین رخدادِ امروز است.


این موضع‌گیری نشان می‌دهد که تهران از سفرِ محرمانهٔ نتانیاهو به امارات و نشستِ او با رهبرانِ عرب به‌شدت خشمگین و هراسان است.


حادثهٔ FZ1073 نه یک اتفاقِ خودسرانه، بلکه به احتمال بسیار بالا خط‌ونشانِ عملیاتیِ رژیم برای ابوظبی بوده تا به آن‌ها بفهماند هزینهٔ میزبانی از نتانیاهو و تعمیقِ آبراهام، ناامن شدنِ پروازهای دبی-تل‌آویو است.


احتمالا رژیم سعی کرد با هدف قرار دادنِ این پرواز، معاهدهٔ امارات و اسرائیل را غرق در خون کند؛ اما شکستِ این پروژه، امارات را بیش از پیش به سمتِ آغوشِ ائتلاف و تثبیتِ فرمولِ حذفِ کاملِ تهدید سوق خواهد داد.


#جاویدشاه


#فوری
گزارش حادثه پرواز FZ1073 فلای‌دبی کاملاً روشن
و پر از نکات بارز امنیتی است؛ اما آنچه که به عنوان
یک فکت بر جای مانده مسئلهٔ نجاتِ معجزه‌آسا است


دو حادثه شوم اما با پایانی معجزه‌وار
گوش زخمی ترامپ و بال زخمی هواپیما


گاهی در تاریخِ یک اتفاق ناگهانی، مسیرِ آیندهٔ را
در یک ثانیه تغییر داده و نتیجه بازی تغییر کرده


همان‌گونه که نفوذِ چند میلی‌متریِ گلوله به گوشِ دونالد ترامپ در پنسیلوانیا، سناریوی از پیش‌نوشته‌شدهٔ گلوبالیسم را در یک پلک‌زدن خنثی کرد و مسیرِ تاریخ را چرخاند، حادثهٔ پرواز FZ1073 فلای‌دبی نیز دقیقاً رخ‌دادنِ معجزه‌ای در همین تراز بود.


سقوط یا ربایش پرواز با بیش از ۱۵۰ مسافرِ اسرائیلی در لبهٔ مواجههٔ نهایی، جرقه‌ای بود که می‌توانست معادلات بازی را تغییر دهد.


خنثی‌شدنِ این حادثه در فاصلهٔ چند هزار فوتی از زمین، چیزی شبیه به همان معجزهٔ پنسیلوانیا بود:


اتفاقی که باید می‌افتاد و هندسهٔ قدرت را دستخوشِ زلزله می‌کرد، به شکلی تصادفی و با مداخلاتِ لحظه‌ایِ انسانی عقیم ماند.


اگر از زاویهٔ سایه‌روشن‌های جنگِ امنیتی به این رویداد بنگریم، سناریوی پشتِ پرده را می‌توان این‌گونه کادربندی کرد:


در لحظاتی که ائتلاف، تمامِ اهرم‌های نظامی و اقتصادی رژیم را قفل کرده، روی آوردن گلوبالیسم به پروژه‌های ترورهای پیچیده از طریقِ شبکه‌های ارواح و پیمانکارانِ ترور، تنهای راهِ ایجادِ شوکِ محاسباتی است؛


سناریویی که هدفش وارد کردنِ یک ضربهٔ هولناک به افکارِ عمومیِ آمریکا و اسرائیل است، بدونِ آنکه ردّپای ساختاری یا سندِ مستقیمی از آمریتِ گلوبالیسم بر جای بماند.


در این فرضیه، کمک خلبانی که انگیزهٔ انتحاری یا وابستگی‌های ایدئولوژیک/تکفیری داشته، همان مهرهٔ بوکمارک‌شده‌ای بوده است که برای چنین روزِ مبادایی حفظ شده بود.


هدف، نهایی‌سازیِ یک شوکِ استراتژیک بود؛


خواه از طریقِ کوبیدنِ هواپیما به زمین و خلقِ یک ۱۱ سپتامبرِ منطقه‌ای، و خواه تلاش برای هدایتِ هواپیما به سمتِ ایران جهتِ گروگان سنگینِ سیاسی.


شکستِ سناریو در ثانیهٔ نود:


تمامِ محاسباتِ این پروژه تا لحظهٔ ورود به کابین و مجروح‌کردنِ کاپیتان طبقِ نقشه پیش رفت؛


اما آنچه ریاضیاتِ این ترور را به هم ریخت، ورودِ عنصرِ تصادفِ محض بود. حضورِ خلبانانِ غیرموظف در میانِ مسافران و واکنشِ لحظه‌ایِ کادر و مسافران، دقیقاً همان چرخشِ میلی‌متریِ سر بود که مانع از اصابتِ تیرِ خلاص به ترامپ شد.


نتیجه‌گیری


فارغ از نتیجه تحقیقات یک حقیقتِ غیرقابل‌انکار بر جای می‌‌ماند: تاریخِ خاورمیانه در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ از روی یک گسلِ عظیم رد شد.


خنثی‌شدنِ این حادثه، فرصتِ بازی با کارتِ فاجعه را از گلوبالیسم گرفت و ائتلاف و ملتِ ایران را در همان مسیرِ قطعیِ پیشین یعنی سقوط کامل جمهوری اسلامی باقی گذاشت


#جاویدشاه

@C_B_SHAHZADEH
👍146❤34👌10💯6✍1👏1🤬1
#فوری
امشب مهم‌ترین ویدئوی ترامپ را دیدم و در یک
کلام باید بگویم این مرد فوق‌العاده زیرک است!

نمی‌دانم چرا تایم لاین به این ویدیو و اصلِ زیرمتنِ آن دقت نکردند؛ ترامپ دیگر اصلاً از «مذاکره» حرف نمی‌زند، بلکه مستقیماً وارد فازِ بحث دربارهٔ «گذارِ کنترل‌شده»، نحوهٔ مدیریتِ سقوط و ادارهٔ کشور در روزِ پس از رژیم (Day After) شده است.

با این حال، بازخوانیِ سخنانِ او دربارهٔ تجربیاتِ تلخِ پس از سرنگونیِ حکومتِ صدام در عراق، موجی از تحلیل‌های نادرست را کلید زد.

برخی با شتاب‌زدگی کلامِ او را این‌گونه تفسیر کردند که «هدفِ ترامپ همکاری با ورژنِ جدیدِ سپاه است».

این خوانش کاملاً اشتباه است و ناشی از عدمِ درکِ تمایز میان «رأسِ ایدئولوژیکِ رژیم» و «بدنهٔ ساختاری و اداریِ کشور» است.

کالبدشکافیِ دقیقِ این اظهارات، نقشهٔ راه و دکترینِ واقعیِ واشنگتن را عیان می‌سازد:

۱. نفیِ فرمولِ شکست‌خوردهٔ «بعث‌زداییِ شتاب‌زده»

ترامپ صریحاً می‌گوید: «بعد از سقوطِ صدام، آمریکایی‌ها تقریباً همه را اخراج کردند: ژنرال‌ها، پلیس، کارمندان و حتی آتش‌نشانی. نتیجه این شد که هیچ‌کس برای ادارهٔ کشور نماند و از دلِ همان افراد، داعش شکل گرفت. ما این حماقت را تکرار نمی‌کنیم.»

منظورِ ترامپ به هیچ وجه معامله با پاسدارانِ فاسد و حفظِ راسِ سپاه نیست؛ بلکه منظور «حفظِ بدنهٔ اداری، تکنسین‌ها، نیروهای خدماتی و پلیسِ شهری» است. هدف این است که با حذفِ رژیم، شریان‌های حیاتیِ کشور (آب، برق، بهداشت و امنیتِ عمومی) دچار انارشی و خلاءِ قدرت نشود و نیروهای ساختاری به سمتِ کانون‌های شورشی سوق داده نشوند.

۲. الگوی «السیسی - پهلوی»؛

کدگشایی از موضع‌گیری‌های ترامپ دربارهٔ پادشاه رضا پهلوی در کنارِ تاکیدش بر «تکیه بر عناصرِ اجرایی از داخل»، از یک مدلِ عقلانی برای انتقالِ بی‌خطرِ قدرت پرده برمی‌دارد:

مشروعیت و چترِ ملی (پادشاه رضا پهلوی):

در سطحِ بین‌المللی، اصلِ مطرح شدنِ نامِ پهلوی در اتاق قوی‌ترین فردِ دنیا و اشاره تو به اینکه «بعضی‌ها او را بسیار دوست دارند»، تثبیتِ جایگاهِ پادشاه به‌عنوان تنها چترِ فراگیر، مشروع و محبوبِ ملی است.

نزد ترامپ از هیچ چهرهٔ دیگری تا به حال نام برده نشده است.

اهرمِ مهارِ بدنه (عنصرِ داخلِ سیستم):

وقتی ترامپ اشاره می‌کند که علاوه بر فردی از داخل سیستم، یک فرد محبوب در کشور نیز لازم است، دقیقاً به ضامنِ اجرایی اشاره دارد؛

یعنی ترکیبی شبیه به الگوی السیسی. یک چهرهٔ تسلیم پذیر (یک ارتشی یا حتی پزشکیان) از بدنهٔ نیروهای مسلح یا تکنوکرات‌ها در کنارِ رهبریِ پادشاه رضا پهلوی، سقوطِ جمهوری اسلامی و ورود به دورانِ گذار را اعلام می‌کنند.

این ترکیب باعث می‌شود نه کلِ ساختارِ اداریِ کشور فرو بپاشد و نه کشور وارد آشوب و خلاءِ قدرت شود.

۳. حفظِ یکپارچگی و نفیِ سناریوی تجزیه

تأکیدِ ترامپ بر مدیریتِ دقیقِ روزهای نخستِ پس از سقوط، اثبات می‌کند که استراتژیِ ائتلاف بر پایهٔ «انحلالِ رژیم، بدونِ انهدامِ کشور» استوار است.

اگر قرار بود ایران دچار تجزیه یا آشوبِ بی‌کنترل شود، عالی‌ترین مقامِ آمریکایی اصلاً دربارهٔ جزئیاتِ ادارهٔ عمومیِ کشور بلافاصله بعد از سقوط صحبت نمی‌کرد.

ایران نه عراقِ ۲۰۰۳ خواهد شد و نه شوروی؛

چرا که نقشهٔ راه برای انحلال کامل ساختار و انتقالِ کنترل‌شدهٔ قدرت کاملاً تدوین شده است.

خطِ پایانی

ترامپ صریحاً اعلام کرده که واشنگتن از «حماقتِ انحلالِ کاملِ ساختارها» درس گرفته است. این موضع‌گیری، پاسخِ قاطعی است به مانورهای تبلیغاتیِ رژیم که تلاش دارد بقای خود را به «حفظِ تمامیتِ ارضی و جلوگیری از آشوب» گره بزند.

پیامِ ترامپ روشن است: رأسِ سرکوبگر و ایدئولوژیکِ رژیم رفتنی است، اما کشور با تکیه بر رهبریِ نمادین و محبوبِ پادشاه رضا پهلوی و حفظِ انضباطِ بدنهٔ داخلی، با اقتدار و بدونِ فروپاشی وارد عصرِ جدید خواهد شد.

#جاویدشاه
Ramin Fallah
❤147👍24👏14👌3💯3❤‍🔥2🤬1
کمپین بازگشت شاهزاده
#فوری امشب مهم‌ترین ویدئوی ترامپ را دیدم و در یک کلام باید بگویم این مرد فوق‌العاده زیرک است! نمی‌دانم چرا تایم لاین به این ویدیو و اصلِ زیرمتنِ آن دقت نکردند؛ ترامپ دیگر اصلاً از «مذاکره» حرف نمی‌زند، بلکه مستقیماً وارد فازِ بحث دربارهٔ «گذارِ کنترل‌شده»،…
#فوری
بعد از این پست کوت‌شده و تحلیل سخنان ترامپ
در مورد آینده ایران بعد از سقوط جمهوری اسلامی
و خواندن کامنت‌ها متوجه یک نکته مهم شدم؛

کسانی که فکر میکنند #پهلوی قرار نیست به قدرت
برسد، قطعا از بهره هوشی بسیار پایینی برخوردارند

در وصف کسانی که فکر می‌کنند پهلوی قرار
نیست به قدرت برسد، دلم برایتان می‌سوزد؛

میزان ساده‌لوحی سیاسی شما دقیقاً اتمسفر سال ۱۳۵۷ را برای من تداعی می‌کند. منتها با این تفاوت که در سال ۵۷ الیت سیاسی ما آمریکا را درک نکردند و این باعث شد از نظم پساجنگ جهانی دوم جان سالم به در نبریم، و آن (۲) که آریامهر گفت نباید ۳ بشود، ۳ شد و ایران برای بار سوم اشغال شد.

اشغال اول و دوم، اشغال سرزمینی بود؛ اما اشغال سوم یعنی شورش ۵۷ و اعلام بی‌طرفی ارتش، اشغال حاکمیتی و یک کودتای ساختاری بود.

یعنی کل حکومت شاهنشاهی با ارتش و بخش بروکراسی کشور به اشغال نیروهای غیرملی و غیربومی (بیگانگان) درآمد.

امروز هم الیت سیاسی ما اسرائیل را درک نمی‌کنند

در این وضعیت اشغالی ایران، همای سعادت بر بام خانه ما نشسته و اشغالگرمان یعنی جمهوری اسلامی، یک نیروی ضد اسرائیلی و یهودستیز است.

بنابراین در این پیچ تاریخی طاقت‌فرسا، تنها بازیگر و نیروی منطقه‌ای که در کنار مردم ایران، آرایشِ عملیاتیِ گرفته تا پاکسازی و اخراجِ شبکه‌های نفوذِ بیگانگان در ایران تکمیل شود، کشور اسرائیل است.

اگر توانِ اطلاعاتی و فشارِ قاطعِ اسرائیل در معادلات حضور نداشت، ایالات متحده احتمالاً از دکترینِ «فروپاشیِ کاملِ ساختار» چشم‌پوشی می‌کرد و مجدداً به دنبال سناریوهای کم‌هزینه‌تر نظیر «کودتای ساختاری یا اصلاحاتِ کنترل‌شده» می‌رفت.

اما دکترینِ امنیتیِ اسرائیل بر پایهٔ اصلاحاتِ سطحی یا راهکارهای موقت («تف‌مالی») استوار نیست.

امنیتِ زیستیِ اسرائیل موضوعی غیرقابل‌مذاکره و شوخی‌ناپذیر است؛ از این رو، نظامِ سیاسیِ آیندهٔ ایران باید به‌طور هم‌زمان و قاطع از هرگونه عنصر، جریان یا تفکرِ ضدیهودی و ضدایرانی پاکسازی شود.

در این پارادایمِ جدید، «امنیتِ اسرائیل، امنیتِ ایران است و امنیتِ ایران، امنیتِ اسرائیل.»

اگر فعالان و سیاسیونِ ما عینیت و هم‌پوشانیِ مطلقِ منافعِ ملیِ ایران با منافعِ استراتژیکِ اسرائیل را درک نکنند (حقیقتِ بنیادینی که پادشاه رضا پهلوی کاملاً بر آن اشراف دارد)، سیاستِ منطقه‌ای و فرامنطقه‌ایِ کشور مجدداً دچار تضادها، فرسایش‌ها و هزینه‌های سهمگین خواهد شد.

از سوی دیگر، باید توجه داشت که شعاع و توانِ مانورِ استراتژیکِ اسرائیل علیرغم تمام پیشرفت‌های حیرت‌انگیزِ تکنولوژیک و اطلاعاتی‌اش همچنان محدودتر از توانِ مانورِ جهانیِ قدرت‌های جهانی است.

بنابراین، اسرائیل نمی‌تواند و نمی‌خواهد خود را مدام و در فواصلِ کوتاه درگیرِ تقابل‌های سنگینِ هژمونیک در منطقه کند.

در جهانِ امروز، گران‌ترین و گران‌بهاترین کالای استراتژیک، «امنیت» است و ثباتِ پایدارِ منطقه بر هر مولفهٔ دیگری ارجحیت دارد.

بر همین مبنا، منطقِ حاکم بر این نبرد، منطقِ «جنگِ اول به از صلحِ آخر» است؛ ماشینِ تولید و تثبیتِ امنیتِ اسرائیل هرگز متوقف نخواهد شد و تا انهدامِ کاملِ کانون‌های تهدید به پیش خواهد رفت.

حال اگر همچنان در بازگشت و به قدرت رسیدنِ پهلوی تردید داری، با بازخوانیِ این معماریِ اطلاعاتی و امنیتی با من همراه شو...

سند استراتژیک چشم‌انداز امنیتی خاورمیانه ۲۰۳۰؛ گذار از «نظم انرژی‌ها» به «نظم داده‌ها» و بازگذاریِ پلتفرم پهلوی

مقدمه:

امروز تحولاتِ سهمگین، شتابان و پرتنشِ خاورمیانه (از حذف قاسم سلیمانی تا حذف خامنه‌ای و حادثه پرابهام امنیتی دیروز در پرواز فلای‌دبی) دیگر با عینکِ متداول و روش‌های سنتیِ تحلیل سیاسی قابل کادربندی نیستند.

تقلیل دادنِ این زنجیره رویدادها به «تقابل صرفا نظامیِ» ناشی از ناشناخته ماندنِ ماهیتِ نظمی است که در حال بارگذاری روی منطقه است.

ادامه 👇

Ramin Fallah
👍110❤12💯7👌2👏1
فوری
انتشار ویدئوی قیام مردم ایران (شب ۱۸ دی) توسط
ترامپ بلافاصله پس از اولتیماتوم بی‌سابقه به رژیم
پالس نهایی از نزدیکی ساعت صفر است:
به زودی انقلاب از پایین، بمباران از بالا
رژیم جمهوری اسلامی ۱۵ هفته آینده را نخواهد دید
بازنشر این ویدئو سیگنالی شفاف به جامعه است که مشروعیتِ تغییر، تماماً در اختیار ملت ایران است:
خیابان کانون اصلی بی‌ثبات‌سازی موازنهٔ رژیم است
خط‌ونشانِ قاطع یک ساعت پیش ترامپ برای لایه‌های فرماندهی نشان می‌دهد که هرگونه حرکت در کف خیابان، با چترِ حمایتی و سخت از آسمان پشتیبانی خواهد شد
رژیم حاکم اکنون در تله‌ای تاریخی گیر افتاده است؛
نه توانِ پاسخ‌گویی به فشار سنگینِ خارجی را دارد و نه قدرتِ مهارِ ارادهٔ ملتی که برای براندازی قیام کرده است.
فصل دیپلماسیِ خسته‌‌کننده به پایان رسیده و قیچیِ انقلاب در پایین و ضربه از بالا در حال بسته‌شدن روی ساختار رژیم است.
#جاویدشاه


@C_B_SHAHZADEH
❤174💯18👏10🔥5👍4👌3❤‍🔥2👾1
#فوری
نشانه دیگر از قریب‌الوقوع بودن جنگ!

نشست غیرعلنی و چندساعته عالی‌ترین مقامات امنیتی، اطلاعاتی و سیاسی دولت ایالات متحده در کمپ دیوید، آن هم با حضور هم‌زمان وزرای خارجه و جنگ، رئیس سازمان سیا و رئیس ستاد مشترک ارتش رویدادی نیست که بتوان آن را در حد یک هماهنگی ساده نظامی برای جنگ تقلیل داد.

ترکیب بی‌سابقه حاضران در این نشست، پیام واضحی از بوروکراسی قدرت در آمریکا صادر می‌کند:

حضور رئیس سازمان سیا و فرستاده ویژه کاخ سفید در کنار عالی‌ترین فرماندهان نظامی، نشان می‌دهد که مسئله اصلی، از (تحلیل صحنه نبرد) فراتر رفته و به فاز مدیریت خلاء قدرت، مهندسی سیاسی و سناریوهای دوران گذار وارد شده است.

تصمیم‌گیری در خصوص عملیات نظامی، از اختیارات روزمره پنتاگون و فرماندهی سنتکام است؛ اما وقتی ترامپ کل بوروکراسی اطلاعاتی، دیپلماتیک و دفاعی را دور یک میز جمع می‌کند، موضوع بحث، هماهنگی بین‌دستگاهی برای مواجهه با یک تحول ساختاری عمیق در خاورمیانه است.

گنجانده شدن درخواست عربستان سعودی برای ضربه قطعی به حوثی‌ها در این جلسه نیز بخشی از همین پازل گذار است؛

چراکه امنیت آبراه‌های بین‌المللی و خطوط انرژی، پیش‌شرط حیاتیِ تثبیت منطقه در طول پروسه انتقال قدرت در تهران محسوب می‌شود.

اعلام بن‌بست در مذاکرات دیپلماتیک و هم‌زمان شدن آن با نشست کمپ دیوید، نشانه‌ای آشکار از پایان مرحله ارزیابی و ورود به «فاز اجرای زمان‌بندی‌شده» است.

احتمالا آنچه در کمپ دیوید روی داد، نه جلسه‌ای برای تداوم جنگ فرسایشی، بلکه نشستی برای نهایی‌سازی نقشه راهِ ورود ایران به دوران گذار و بازطراحی نظم منطقه‌ای بود.

#جاویدشاه

Ramin Fallah
👍134❤14💯14👏11❤‍🔥3
#فوری
اونایی که این 🎒 نشان حرامزادگی کنار اسمشونه!
همین الان سقوط بخشی از موشک شلیک شده
از سوی سپاه روی یک مدرسه دخترانه در قشم
میناب هم یه چیزی شبیه همینه حالا ببینید
قابل توجه کسانی که این نشان حرامزادگی 🎒 رو گذاشتند
شما خودتون بستر کشته شدن بچه‌های میناب رو فراهم کردید

@C_B_SHAHZADEH
🤬175👌48💯8❤2👍2💔2
#فوری فوری فوری
وقتی نخست‌وزیر اسرائیل بی‌بی نتانیاهو درست ۱۸
ساعت بعد از حادثه‌ای در سطح فلای‌دبی، مستقیماً
تریبون بین‌المللی مثل دیلی میل را انتخاب می‌کند
و به زبانی ساده اما عمیقاً استراتژیک اپوزوسیون
جمهوری اسلامی(انقلاب شیرخورشید) را خطاب
قرار میدهد، یعنی دارد یک سیگنال زمان‌بندی‌شده
صادر می‌کند، نه فقط یک دلداری یا همدردی ساده

وقتی با ادبیات دلگرم کننده میگوید:

«ایمان‌تان را از دست ندهید / زمان می‌برد»

یعنی بی‌بی کاملا بر اتمسفر جامعه ایران مسلط
است و با این سخنش در حال مدیریت فاز انتظار
و جلوگیری از فروپاشی ذهنی ماست.

چون بزرگ‌ترین خطر در فازهای نهایی سقوط یک حاکمیت توتالیتر، خستگی ذهنی و ناامیدی مردم از طولانی شدن فرآیندی است که زیر پوست حکومت در جریان است.

تأکید روی عبارت «زمان می‌برد اما قطعی است»، یک هشدار هوشمندانه است برای اینکه مردم وارد صبوری استراتژیک شوند، فریب تحلیل‌ها و خطوط عوامل ناشناس دشمن رو نخورند و دچار سردرگمی یا ترس نشوند.

یا وقتی گفت «روز آزادی‌تان خواهد رسید»، دقیقاً دارد پیام اصلی رو گوشزد می‌‌کند:

فرآیند خلع‌سلاح و تضعیف ساختاری از بیرون و بالا در حال انجام است، اما نقطه نهایی و ضربه آخر نیازمند آمادگی، هوشیاری و حضور ملت ایران در ساعت صفر تاریخی است.

پیام بی‌بی کاملاً واضح و عاری از ابهام است:

ما با رهبر مخالفان جمهوری اسلامی یعنی پهلوی هماهنگیم، وشرط او برای تضعیف حداکثری رژیم را برآورده کردیم و رژیم امروز از درون خالی شده؛

پس حواستان به میدان باشد و آمادگی ذهنی خود را حفظ کنید.

#جاویدشاه

Ramin Fallah
❤185👍38🫡8💯5🤝3👏1👌1
کمپین بازگشت شاهزاده
🔴🇺🇸🇮🇷پرزیدنت ترامپ:ما یک تصمیم در مورد ایران خواهیم گرفت و من این تصمیم را خواهم گرفت. ما این کار را یا به روشی آسان یا به روشی دشوار انجام خواهیم داد. @C_B_SHAHZADEH
#فوری فوری فوری

ترامپ از یک‌سو می‌گوید: «جمهوری اسلامی عملاً تمام برنامه‌هایش برای سلاح هسته‌ای را کنار گذاشته است» و از سوی دیگر بلافاصله اولتیماتوم می‌دهد که «تصمیم نهایی با من است؛ یا از راه آسان یا از راه سخت!»

بر اساس این سخن ترامپ می‌تواند فهمید که پزشکیان در نیویورک وقتی صریحاً سیگنال «تحویل اورانیوم غنی‌شده» را فرستاد یعنی عراقچی در اتاق‌های پشت درهای بسته نیویورک، واقعا خلع‌سلاح هسته‌ای را روی کاغذ پذیرا شده بود.

این یعنی رژیم تمام کارت‌های هسته‌ای‌اش را رو کرد تا در قبالش «رفع فوری تحریم‌ها، لغو دکترین طرد اقتصادی بسنت و آزادسازی فوری پول‌های بلوکه‌شده» را بگیرد.

اما سوال اینجاست اگر جمهوری اسلامی خلع سلاح هسته‌ای را پذیرفت، پس چرا ترامپ قبول نکرد؟
و چرا خبر از اقدام سخت میدهد؟

این همان تفاوت دکترین ترامپ با اوباما/بایدن است

رژیم دنبال فرمول قدیمی بود:

«امضای وعده خلع‌سلاح در برابر دریافت پول نقد و اکسیژن تنفسی». اما ترامپ کلاه سرش نمی‌رود!

ترامپ می‌داند وعده نقد روی کاغذ از سوی رژیمی که انتحاری است هیچ اعتباری ندارد. دکترین ترامپ صریح است:

«اول اقدام واقعی و برچیدن کامل تأسیسات، تحویل اورانیوم و اجازه بازرسی، سپس گفتگو درباره مرحله بعد و آزادسازی پول.

معنای «راه سخت یا راه آسان نیز این است:

راه آسان: تسلیم عملیاتی، خروج کامل اورانیوم، برچیدن برگشت‌ناپذیر تأسیسات و پذیرش کامل شرایط قبل از بمباران گسترده و جراحی دوباره سر مار

راه سخت: همان دکترین ضربه صاعقه‌ای و تمام‌کننده پیت هگست؛ بریدن سر مار و جراحی سریع رأس قدرت بدون معطلی.

رژیم می‌خواست روی کاغذ نقد کند تا زمان بخرد، اما ترامپ چک سفید نداد. بازی زمان به پایان رسیده و رژیم میان «تسلیم کامل در عمل» یا «ضربه صاعقه‌ای در میدان» گیر کرده است.

پاینده ایران

#جاویدشاه x.com/clashreport/st…

Ramin Fallah
❤148👍53👏10💯4
#فوری
آغاز عملیات پاک‌سازی در جبهه یمن؛ بیانیه رشاد
العلیمی مبنی بر آغاز یک عملیات نظامی گسترده
برای پس گرفتن کامل مناطق تحت کنترل حوثی‌
چیزی بود که انتظارش را می‌کشیدیم.

قطعا بدون چراغ سبز مستقیم آمریکا، پشتیبانی
هوایی/اطلاعاتی اسرائیل و پشتیبانی همه‌جانبه
مالی و لجستیکی عربستان، العلیمی هرگز چنین بیانیه قطعی و تهاجمی صادر نمی‌کرد.

این یعنی عربستان سعودی پس از ماه‌ها دست‌وپا زدن، بلاخره توانسته اجماع عملیاتی را به دست آورد.

همان‌طور که در تهران رژیم با دلار ۲۷۰ هزار تومانی ضربه‌فنی ارزی شده، مقامات تهران یک چشمشان به آسمان و نگران اسرائیل و چشم دیگرشان به خیابان و نگران انقلاب هستند، کابوس حوثی‌ها نیز در صنعا آغاز شد

قطع پشتیبانی مالی و موشکی از تهران، حوثی‌ها را به بی‌دفاع‌ترین حالت ممکن رسانده و بهترین زمان را برای ریاض و حکومت قانونی یمن فراهم کرده است.

با امن شدن باب‌المندب، آخرین اهرم باج‌گیری و ناامنی دریایی رژیم برای همیشه نابود می‌شود.

همان‌طور که پیت هگست گفت «کار را تمام می‌کنیم»، این دکترین شامل تمام پیاده‌نظام و پروکسی‌های رژیم در منطقه می‌شود.

خاورمیانه جدید بدون تروریسم و بدون بازوهای نیابتی در حال تولد است.

پایان بازی در تمام جبهه‌ها فرارسیده است

پاینده ایران

#جاویدشاه x.com/clashreport/st…

Ramin Fallah
👌128💯10❤8👍7❤‍🔥3👏2
#فوری
یک اکانت خبری اومده و خبری که باید کالبدشکافی
بشه رو کمی پیچونده و باعث شده دوباره دلواپسی
دلواپسان بزنه بالا و اینجاست که رامین اعصابش
خرد میشه و میره میگرده ببینه داستان چیه؟

آیا آمریکا داره تجهیزاتشو خارج و عقب‌نشینی می‌کنه؟

اطلاعاتی که این کاربر منتشر کرده، نه تنها ناقض سناریوی قطعیت جنگ نیست، بلکه دقیقاً تأییدکننده پایان فاز «پشتیبانی سنگین هوایی/فرسایشی» و ورود به فاز «جراحی جبهه‌ای، محاصره اقتصادی و عملیات آبی-خاکی» است.

دلایل زیر نشان می‌دهد چرا این جابه‌جایی و خروج
بخشی از سوخت‌رسان‌ها یا بمب‌افکن‌های فیرفورد
هیچ خللی در عملیات نهایی ایجاد نمی‌کند:

۱. تفکیک وظایف: اسرائیل «لایه‌برداری»، آمریکا «جبهه جنوب»

همان‌طور که از چند ماه پیش گفتیم، در عملیات «آبی و سفید» دقیقا مانند جنگ ۱۲ روزه، ترورها و لایه‌برداری، انهدام مراکز سرکوب، خنثی‌سازی پدافند و هدف قرار دادن رأس ساختار سیاسی، نظامی حتی در استانها بر عهده نیروی هوایی اسرائیل است.

اسرائیل برای این لایه‌برداری نیازی به صدها تانکر سوخت‌رسان آمریکایی در سنتکام ندارد؛ ظرفیت سوخت‌رسانی خود اسرائیل و پایگاه‌های منطقه‌ای/تاکتیکی برای جنگ ۱۲ روزه یا ضربات صاعقه‌ای کاملاً کفایت می‌کند.

۲. B-52 و کوه کلنگ؛ عدم نیاز به استقرار دائمی در فیرفورد

در سناریو عملیات آبی و سفید گفتیم که بعد از لایه‌برداری، آمریکا کوه کلنگ را بمباران میکند، و برای انهدام مراکز مستحکم مانند تأسیسات کوه کلنگ، نیازی به استقرار فرسایشی ۱۲ بمب‌افکن در فیرفورد انگلیس نیست.

بمب‌افکن‌های استراتژیک B-52H یا B-2 Spirit می‌توانند مستقیماً از دیگو گارسیا، پایگاه‌های جنوب اروپا (یونان/قبرس) یا حتی با یک پرواز مستقیم غیرایستاده از خاک اصلی آمریکا (مثل پایگاه وایت‌من یا بارکسدیل) بلند شوند، سنگین‌ترین سنگرشکن‌ها را رها کنند و بازگردند.

خروج آن‌ها از فیرفورد صرفاً یک «بهینه‌سازی لجستیکی» و خروج از حالت آماده‌باش فرسایشی است.

۳. آرایش سنگین در دریا؛ اصل ماجرا جنوب است!

داده‌هایی که از منطقه عملیاتی سنتکام در خلیج فارس داریم اصل قضیه را عریان می‌کند:

حضور ناو USS George Washington در دریای عرب.

گروه آبی-خاکی USS Boxer (به همراه Portland و Comstock) در نزدیکی تنگه هرمز.

حرکت گروه رزمی USS Theodore Roosevelt و یگان ۱۳ تفنگداران دریایی (13th MEU) که تا اواخر اکتبر و نوامبر وارد منطقه می‌شوند.

این تراکم نیروهای آبی-خاکی و ناوهای هواپیمابر نشان می‌دهد آمریکا تمرکز خود را از جنگ هوایی فرسایشی و پرهزینه به محاصره کامل دریایی ، تسخیر جزایر و ایجاد منطقه امن در جنوب منتقل کرده است.

۴. چرخش از «جنگ فرسایشی» به «خفگی مالی و جراحی سریع»

گزارش کاربر درباره «تأکید بر محاصره دریایی و تحریم‌های اقتصادی» دقیقاً همان نقطه‌ای است که رژیم را ضربه‌فنی کرده است:

وقتی دلار به ارقام بحرانی رسیده و شریان‌های نفتی در حال مسدود شدن است، آمریکا نیازی به پرواز روزانه ده‌ها تانکر سوخت‌رسان ندارد.

اهرم اصلی، خفگی ارزی در داخل + لایه‌برداری نقطه-زن توسط اسرائیل + پیاده‌سازی تفنگداران دریایی در جزایر و پایانه‌ها (خارگ، ابوموسی و...) است تا بستر برای ورود پادشاه رضا پهلوی و اعلام حاکمیت ملی آماده شود.

نتیجه‌گیری

برخلاف تصور تحلیل‌گران ظاهربین که خروج چند هواپیما را «عقب‌نشینی آمریکا» می‌بینند، این تحرکات نشان‌دهنده «پایان فاز استقرار سنگین پدافندی/سوخت‌رسانی و آغاز فاز جراحی مینیاتوری و محاصره خفه‌کننده» است.

بازی اصلاً تغییر نکرده؛ فقط مهره‌های زائد جمع‌آوری شده‌اند تا مهره‌های آبی-خاکی و جراحی هوایی، ضربه نهایی را وارد کنند.

ساعت صفر دقیقاً طبق همان پازل در حال پیش‌رفت است.

#جاویدشاه

Ramin Fallah
❤120👍40💯7⚡2👏1🤯1🙏1
کمپین بازگشت شاهزاده
🔹بازگشت هنگ 13 سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده به منطقه بعد از جنگ افغانستان 📰 فاکس‌ نیوز به نقل از مقام‌های نظامی آمریکایی گزارش می دهد : ◀️ هنگ 13 تفنگداران ویژه دریایی ارتش آمریکا به منطقه اعزام شده‌ است. این واحد سابقه‌ای طولانی در عملیات‌های ویژه…
#فوری
انتشار خبر اعزام یگان سیزدهم تفنگداران دریایی
و (13th MEU) همراه با گروه آبی‌خاکی ماکین آیلند
دقیقاً تطبیق ۱۰۰ درصدی با تحلیل کوت‌شده سه ماه
پیش و دکترین تسخیر جزائر است که گفتیم!

حضور ناو باکسر به تنهایی یک نشانگر بود؛ اما پیوستن گروه آمادگی ماکین آیلند (شامل ناوهای Makin Island، Anchorage و John P. Murtha) به همراه ناو باکسر، ناوگان تهاجم آبی-خاکی (Amphibious Assault Fleet) سنتکام را به بالاترین سطح عملیاتی در جزائر
ایران می‌رساند.

این ظرفیت لجستیکی و تسلیحاتی دقیقاً برای پیاده‌سازی هم‌زمان نیرو روی چندین نقطه استراتژیک (مانند جزیره خارگ، ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک و سواحل چابهار) نیاز است.

ماهیت ساختاری 13th MEU (یگان سیزدهم اعزامی):

همان‌طور که اشاره شد، MEU یک «هنگ پیاده نظام کلاسیک ارتش» نیست، بلکه یک «واحد نبرد چندبعدی، خوداتکا و جراحی‌پذیر» است.

وجود جنگنده‌های عمودپرواز F-35B، بالگردها/آسپری‌های ترابری (MV-22 Osprey)، شناورهای سبک تهاجمی و تفنگداران آموزش‌دیده برای عملیات تهاجم آبی-خاکی (Amphibious Assault)، دقیقاً ابزار تصرف سریع، تثبیت و ایمن‌سازی سواحل، جزایر و تاسیسات نفتی بدون نیاز به ایجاد پایگاه‌های زمینی سنگین است.

چتر حمایتی ۳ ناو هواپیمابر (روزولت، بوش و واشنگتن):

تمرکز ۳ ناو هواپیمابر در منطقه‌ای مثل خلیج فارس و دریای عمان، نه برای جنگ شهری یا پیاده‌نظام سنگین در عمق خاک، بلکه برای ایجاد برتری مطلق هوایی ۳۶۰ درجه و انهدام هرگونه پدافند یا موشکی است تا MEU بتواند بدون هیچ خطری پایانه‌های نفتی و جزایر را پاک‌سازی و ضبط کند.

زمان‌بندی استراتژیک (ورود تا پایان نوامبر ۲۰۲۶):

این استقرار تا پایان نوامبر، دقیقاً با فاز نهایی ضربه‌فنی ارزی و ساختاری رژیم در داخل (دلار ۲۷۰ هزار تومانی و خفگی اقتصادی) هم‌‌زمان شده است تا با تسخیر پایانه‌ها، آخرین شریان صادرات نفت رژیم قطع و زمین برای اعلان منطقه آزادشده و ورود لیدرشپ ملی آماده شود.

#جاویدشاه

Ramin Fallah
👍121❤20🤝4🙏2👏1
#فوری
اختصاصی ـ ارتش مردمی؛ دکترین تسخیر و تثبیت،
عبور از اعتراض، و راهپیمایی و ورود به فاز تسخیر

همان‌طور که همه ما به روشنی می‌بینیم و حدس
می‌زنیم، در هفته‌های آینده شاهد شکل‌گیری فضایی
خواهیم بود که مستقیماً به خروش سراسری ملت
ایران منتهی می‌شود.

تعیین زمان دقیق این فراخوان
به‌عهده پادشاه رضا پهلوی است

اما حتمی بودن این رخداد، غیرقابل تردید است

بنابراین لازم است نکته‌ای را مد نظر قرار دهیم:

در تمام خیزش‌های قبلی، جامعه غالباً بر این نکته تمرکز داشت که دلیل شکست ما این است که مردم دست‌خالی هستند، سلاح ندارند یا ابزار و امکانات لازم برای پیروزی فیزیکی در اختیارشان نیست.

اما واقعیت این است که پیش از توجه به فیزیکِ میدان و ابزار مادی، ما نیازمند یک تجهیز ذهنی هستیم.

مردم ایران پیش از هر چیز باید به یک فلسفه ذهنی مجهز شوند؛ این فلسفه‌ همان ارتش مردمی است

این ذهنیت ماست که سمت‌وسوی حرکتمان را مشخص می‌کند و قدرت واقعی را پیش از وارد شدن به خیابان، در روان جمعی ملت شکل می‌دهد.

وقتی پادشاه رضا پهلوی اعلام کرد:

"ارتش من ملت ایران است"

پیامی عاری از ابهام را به همه ما مخابره کرد؛

پیام این است:

پیاده‌نظامِ فتح تهران، تک‌تک شهروندان ایران هستند

پس باید این حقیقت استراتژیک را عمیقاً درک کرد:

جمهوری اسلامی یک حاکمیت متعارف نیست؛ یک «قدرت اشغالگر واقعی» است.

اشغالگر هرگز با راهپیمایی، تظاهرات اعتراضی یا شعاردهی خنثی، خاک را پس نمی‌دهد.

اشغالگر تا آخرین زنجیره توان خود می‌جنگد تا سرزمین را نگه دارد؛ بنابراین، ماهیتِ حرکتی که برای اعتراض صورت می‌گیرد با حرکتی که برای تسخیر طراحی می‌شود، بنیادین و کاملاً متفاوت است.

برای بازپس‌گیری یک سرزمین از چنگال حاکمیت اشغالگر، به فلسفه ارتش مردمی نیاز داریم.

ارتش مردمی، یک سازمان یا ساختار نظامی نیست چون ما حالا گارد جاویدان را داریم

ارتش مردمی یک آستانه ادراکی، یک نگرش عملیاتی و یک فلسفه ذهنی همگانی است.

این یعنی پایان دادن به الگوی قدیمی راهپیمایی و آغاز عصر «شهروند-سرباز» برای بیرون کشیدن زمین از کنترل اشغالگران.

مفهوم ارتش مردمی در ناخودآگاه تاریخی ملت ایران حک شده است. از پیوستن داوطلبانه توده‌ها به نادرشاه برای پایان دادن به اشغال و فتح اصفهان، تا قیام مشروطه‌خواهان و حرکت آنها برای فتح تهران، تاریخ ایران اثبات کرده که در مقاطع سرنوشت‌ساز، این پیوند ارگانیک میان مردم و خاک است که کشور را از سقوط نجات می‌دهد.

امروز نیز همان ظرفیت کهن اجتماعی فعال شده است؛

ارتش مردمی ۸۰ میلیون ایرانی را به یک پیاده‌نظام نامرئی و تسخیرناپذیر تبدیل میکند

اما تاکتیک شهروند-سرباز چیست؟

در روزی که فرمان نبرد آخر و فراخوان نهایی توسط رهبر انقلابِ شیر و خورشید، پادشاه رضا پهلوی صادر می‌شود، هر ایرانی باید در قامت یک «شهروند-سرباز» و بخشی از ارتش مردمی وارد میدان شود.

تجهیز با هر ابزار ممکن:

هیچ شهروندی نباید به دلیل نداشتن سلاح گرم، دست‌خالی بیرون بیاید. هر ابزاری (چه گرم، چه سرد، چه ابزارهای دفاعی و محافظتی) که بتواند جانِ خود فرد یا هم‌میهنش را نجات دهد و یکی از نیروها یا مهره‌های ماشین سرکوب را از کار بیندازد، ابزاری کافی و حیاتی است.

اولین اصل، زنده ماندن است:

ذهنیت ارتش مردمی یعنی ورود به خیابان با هدف کشته‌نشدن، مهار ضربه دشمن، خنثی‌سازی خطرات و تصرف منطقه.

تثبیت و ماندگاری:

ارتش مردمی پس از وارد شدن، خیابان را رها نمی‌کند. هر خیابان، هر چهارراه، هر مقر و هر منطقه‌ای که از کنترل اشغالگران خارج شد، باید بلافاصله تصرف و تثبیت شود.

شهروند-سربازان در همان نقطه مستقر می‌مانند، نمادهای انقلاب، پرچم شیر و خورشید و تصویر پادشاه را برپا می‌کنند و ساعتها و روزها از آن منطقه محافظت می‌کنند تا حلقه فتح در سراسر کشور کامل شود و سقوط رژیم از سوی فرمانده کل قیام یعنی پادشاه رضا پهلوی اعلام گردد

شکل‌گیری ارتش مردمی در روز خیزش نهایی بر سه گام عملیاتی استوار است:

۱. تسخیر استراتژیک شریان‌ها:

عبور کامل از ایستادگی در خیابان‌های فرعی و حرکت مستقیم به سمت تصرف و تثبیت چهارراه‌های اصلی، میادین کلیدی، مراکز کنترل شهری و شریان‌های ارتباطی.

هدف این لایه، سلب کامل توان مانور و قطع تنفس عملیاتی از ماشین سرکوب است.

۲. خنثی‌سازی تروریسم خیابانی:

هماهنگی بدنه ارتش مردمی با هسته‌های گارد جاویدان برای مهار، محاصره و خنثی‌سازی خطوط سرکوب.

در این مرحله، مدارا پایان یافته و پاکسازی فیزیکی و معنوی شهرها از عناصری که بقای خود را در نابودی ملت می‌جویند، آغاز می‌شود.

۳. استقرار و پایدارسازی حاکمیت:
❤‍🔥91❤20🫡13👍9👏1💯1
خیابان از محل فریاد اعتراضی به محل استقرار قدرت ملی تبدیل می‌شود؛ بسترسازی عینی برای حفظ امنیت، نصب نمادهای انقلاب، پرچم شیر و خورشید و تصویر پادشاه، و نگهداری سنگرها تا تحویل رسمی قدرت به پادشاه و دولت انتقالی او در روز فتح تهران.

خلاصه:

ارتش مردمی ایران می‌آید تا سرزمینش را قدم‌به‌قدم از اشغالگر پس بگیرد، کنترل را به دست گیرد و آن را تا لحظه سقوط کامل رژیم حفظ کند.

این نبرد، نبردی برای ماندن، تسخیر کردن و تثبیت حاکمیت ملی است.

پیروزی قاطع از آنِ ملت ایران است

#جاویدشاه

Ramin Fallah
👏109🫡17❤9❤‍🔥5👍3💯3
#فکت و #فوری

اختصاصی ـ معادله زمان‌بندی تل‌آویو؛ بررسی
تقویم عملیاتی ‌بی‌‌بی، قبل یا بعد از انتخابات؟

سخنرانی بی‌بی نتانیاهو به مناسبت سومین سالگرد ۷ اکتبر و تاکید بر اینکه «رژیم در ضعیف‌ترین حالت تاریخی است و ضربه نهایی وارد خواهد شد»، صورت‌مسئله اصلی را از «آیا حمله می‌شود؟» به «زمان‌بندی دقیق حمله» تغییر داده است.

سوال بنیادی این است:

آیا بی‌بی این جراحی نهایی و سقوط رژیم را به عنوان «هدیه پیش از انتخابات» کادو می‌کند یا به عنوان «وعده پیروزی برای فتح مجدد کنست» به صندوق‌های رای می‌برد؟

سناریوی اول (هدیه پیش از انتخابات):

نتانیاهو دکترین «پیروزی قاطع و ملموس» را می‌خواهد. او می‌داند جامعه افکار عمومی اسرائیل بعد از ۳ سال جنگ، یک هدیه بزرگ را به عنوان بزرگ‌ترین دستاورد تاریخ اسرائیل کادو می‌گیرد و پیروزی او را قطعی می‌کند.(مثلاً حذف یا ربودن احمد وحیدی)

در سناریوی اول، ضربه صاعقه‌ای لایه‌برداری و خنثی‌سازی رأس سرکوب در تهران کمی قبل از رای‌گیری رخ می‌دهد تا هیچ اهرم فشاری برای اپوزیسیون بی‌بی در اسرائیل باقی نماند.

سناریوی دوم (وعده بعد از انتخابات):

بی‌بی ابتدا اکثریت مطلق کنست را با شعار «پایان دادن به تهدید موجودیتی برای همیشه» تثبیت می‌کند و سپس با ماندگاری ۴ ساله تضمین‌شده، دست به شلیک نهایی می‌زند.

هم‌زمانی این زمان‌بندی با خفگی مطلق ارزی در داخل (دلار ۲۷۰ هزار تومانی)، فروپاشی بازوهای نیابتی در یمن (عملیات فجر یمن) و ناکامی دکترین قطع اینترنت با استارلینک، نشان می‌دهد که همه شرایط روی زمین آماده است.

بی‌بی در سخنانش تاکید کرد که «این مأموریت را به نسل‌های بعدی واگذار نمی‌کنیم»؛ یعنی ساعتی که برای شلیک نهایی کوک شده، متعلق به همین دوره و همین فرماندهی است، نه آینده‌ای دور.

دکترین «آبی و سفید» اسرائیل با چتر حمایتی آبی-خاکی آمریکا در جنوب، هماهنگی ۱۰۰ درصدی دارد؛

واشنگتن و تل‌آویو هر دو به دنبال بستن سریع پرونده پیش از ورود به فاز سیاسی جدید هستند.

چه «هدیه پیش از انتخابات» باشد و چه «اولین اقدام پس از فتح کنست»، بازه زمانی شلیک نهایی بسیار کوتاه است و از ۱۵ هفته تجاوز نخواهد کرد.

رژیم دیگر هیچ اهرم مانوری روی زمین، در دریا و در فضای مجازی ندارد؛ فروپاشی ساختاری وارد مرحله غیرقابل بازگشت شده است.

جاده برای استقرار لیدرشپ پادشاه رضا پهلوی و اعلان حاکمیت ملی در خاک میهن هموارتر از هر زمان دیگری است.

پایان بازی فرارسیده است

#جاویدشاه x.com/clashreport/st…

Ramin Fallah
❤‍🔥85❤17👏14👍7🙏1💯1
کمپین بازگشت شاهزاده
#فکت و #فوری

اختصاصی ـ معادله زمان‌بندی تل‌آویو؛ بررسی
تقویم عملیاتی ‌بی‌‌بی، قبل یا بعد از انتخابات؟

سخنرانی بی‌بی نتانیاهو به مناسبت سومین سالگرد ۷ اکتبر و تاکید بر اینکه «رژیم در ضعیف‌ترین حالت تاریخی است و ضربه نهایی وارد خواهد شد»، صورت‌مسئله اصلی را از «آیا حمله می‌شود؟» به «زمان‌بندی دقیق حمله» تغییر داده است.

سوال بنیادی این است:

آیا بی‌بی این جراحی نهایی و سقوط رژیم را به عنوان «هدیه پیش از انتخابات» کادو می‌کند یا به عنوان «وعده پیروزی برای فتح مجدد کنست» به صندوق‌های رای می‌برد؟

سناریوی اول (هدیه پیش از انتخابات):

نتانیاهو دکترین «پیروزی قاطع و ملموس» را می‌خواهد. او می‌داند جامعه افکار عمومی اسرائیل بعد از ۳ سال جنگ، یک هدیه بزرگ را به عنوان بزرگ‌ترین دستاورد تاریخ اسرائیل کادو می‌گیرد و پیروزی او را قطعی می‌کند.(مثلاً حذف یا ربودن احمد وحیدی)

در سناریوی اول، ضربه صاعقه‌ای لایه‌برداری و خنثی‌سازی رأس سرکوب در تهران کمی قبل از رای‌گیری رخ می‌دهد تا هیچ اهرم فشاری برای اپوزیسیون بی‌بی در اسرائیل باقی نماند.

سناریوی دوم (وعده بعد از انتخابات):

بی‌بی ابتدا اکثریت مطلق کنست را با شعار
#فوری
حتما این توییت کوت‌شده رو بخونید تا بریم سراغ
پیشبینی زمان #حمله اسرائیل و تحلیل رفتار ‌بی‌بی

وقتی توییت رو خوندی تو هم حدستو بگو!

سنتز نهایی؛ چگونه ذهنیت تاریخی نتانیاهو
و واقعیت‌های جبهه داخلی به یک نقطه شلیک
واحد می‌رسند؟

وقتی روانشناسی وجودی بی‌بی (نگاه او به رسالت تاریخی‌اش) را با استراتژی میدانی و ریسک‌های جبهه داخلی ترکیب می‌کنیم، معماری نهایی رفتار سیاسی-نظامی نتانیاهو عریان می‌شود.

روانشناسی سیاسی نتانیاهو بر ۳ اصل استوار است:

• پرونده ایران یک مناقشه حزبی نیست بلکه
«تهدید وجودی شماره یک تاریخ یهود» است

• انجام رسالت تاریخی بالاتر از رای و پیروزی در انتخابات است

• شرط‌بندی روی آینده شکننده اصلاً در فرهنگ سیاسی او وجود ندارد

در سمت استراتژی میدانی، بی‌بی با ۳ واقعیت سخت مواجه است:

عدم اطمینان به نظرسنجی‌های قطبی‌شده کنست

خطر خرابکاری انتحاری موشکی/امنیتی رژیم و یا حزب‌الله نزدیک به روز رای‌گیری

خستگی جبهه داخلی از جنگ فرسایشی و در نتیجه ریزش آرای او قبل از انتخابات

نقطه پیوند این دو بعد (روانشناسی + میدان):

احتمالا نتانیاهو اجازه نمی‌دهد بزرگ‌ترین رسالت زندگی‌اش و سرنوشت امنیت اسرائیل، گروگان بحران‌های داخلی یا بازی‌های سیاسی رژیم تا روز انتخابات شود.

زدن ضربه صاعقه‌ای و لایه‌برداری از تهران پیش از انتخابات، برای بی‌بی صرفاً یک مانور انتخابی نیست؛ بلکه احتمالا تنها ابزار تضمین‌کننده برای خنثی‌سازی یک‌شبه تمام بحران‌های داخلی اسرائیل است.

خدمت به اسرائیل برای بی‌بی از افتخار مهم‌تر است
اگر احساس کند سقوط رژیم مهمتر از پیروزی در
انتخابات اسرائیل است قطعا این‌ کار را میکند

آیا بی‌بی به جای اینکه منتظر بماند تا مردم اسرائیل در صندوق رای به او شانس مجدد بدهند، با کادو کردن سقوط رژیم، عنوان قهرمان غیرقابل‌‌جایگزین امنیت ملی را پدید آورده و پیروزی در کنست را تحمیل و تضمین می‌کند؟

در سمت مقابل، خفگی ارزی داخل (دلار ۲۷۰ هزار تومانی)، فروپاشی حوثی‌ها در باب‌المندب و عجز سپاه در برابر استارلینک، نشان می‌دهد که رژیم هیچ ابزار موازنه یا پاسخی ندارد.

این پیش‌دستی ‌بی‌‌بی قبل از انتخابات، هم تعهد ذاتیش به امنیت اسرائیل را در اوج اقتدار ایفا می‌کند و هم نام او را به عنوان رهبری که سر مار را قطع کرد، در تاریخ حک خواهد کرد.

ترکیب روانشناسی بی‌بی و داده‌های میدانی نشان می‌دهد که او هرگز خطر تاخیر را نخواهد پذیرفت؛ سناریوی شلیک پیش از انتخابات تنها خروجی احتمالی این معادله است.

پایان بازی فرارسیده است

پاینده ایران

#جاویدشاه
تحلیلی از
Ramin Fallah
❤103👍35👏5🤝2✍1
#فوری
افشاگری اخیر شبکه i24NEWS ابعاد تازه‌ای
از حادثه پرواز فلای‌دبی را عیان کرده است!!!!

احتمالا فرضیه ما در توییت کو‌ت‌شده تارگت شود
ردپایی از سپاه قدس و تروریست وحشی وحیدی

بر اساس این گزارش، خلبان دوم عمانی هواپیما
یک «پلان B و هدف جایگزین» نیز داشته است:

اگر موفق نمی‌شد هواپیما را در بن‌گوریون تل‌آویو منهدم کند، قصد داشت این بوئینگ ۷۳۷ پر از سوخت و مسافر را روی پایگاه هوایی «موفق السلطی» در الأزرق اردن (مهم‌ترین مقر پدافندی و هوایی نیروهای آمریکایی در منطقه) کوبیده و یک فاجعه انسانی-نظامی ایجاد کند.

۱. ابطال فرضیه «عامل خودجوش و هیجان تکفیری»

در دکترین‌های امنیتی، اقداماتی که بر پایه گرایش‌های فردی، جنون ناگهانی یا افراط‌گرایی ایزوله شکل می‌گیرند، ویژگی مشخصی دارند:

«تک‌هدفی، فرصت‌طلبانه و فاقد انعطاف عملیاتی»

یک عامل منفرد و تکفیری پس از درگیری در کابین، در صورت شکست اولیه، هواپیما را در اولین نقطه ممکن به زمین می‌زند.

اما تعریف یک «Alternate Target» (هدف دوم) که دقیقاً منطبق بر یک سامانه پیچیده نظامی است، نیازمند دسترسی به اطلاعات موقعیت، محاسبه میزان سوخت، و سنجش سناریوهای پدافندی است.

این ساختار دو مرحله‌ای ثابت می‌کند با یک «عملیات چندلایه اطلاعاتی» مواجهیم نه یک جنون انفرادی.

۲. هم‌راستایی کامل با بانک اهداف سپاه قدس

پایگاه هوایی «موفق السلطی» اردن، همان نقطه‌ای است که در تمام ماه‌های اخیر، سیبل اصلی حملات پهپادی و موشکی گروه‌های نیابتی محور تهران بوده است.

انتخاب دقیق این پایگاه نظامی به عنوان «برنامه دوم سقوط»، گواهی روشن بر این واقعیت است که خلبان ضارب، دستورکار خود را مستقیماً از بانک اهداف اتاق جنگ سپاه قدس و محور مقاومت دریافت کرده بود.

۳. دکترین «آرور»؛ تبدیل هواپیمای مسافربری به موشک کروز زنده

استفاده از هوانیوز تجاری و مسافربری به عنوان یک «کلاهک جنگی زنده»، لایه نوینی از جنگ ترکیبی (Hybrid Warfare) است.

هدایت یک هواپیمای ۱۸۲ نفره برای انهدام یکی از دو پایگاه اصلی تل‌آویو یا سنتکام در اردن، نشان می‌دهد که طراحان این اقدام قصد داشتند ضربه‌ای کاری به پدافند لایه‌ای مشترک آمریکا و اسرائیل وارد سازند، بدون آنکه مسئولیت مستقیم یک شلیک موشکی رسمی را بپذیرند.

افشای نقش پایگاه موفق السلطی در پلان B این حمله، پرونده پرواز فلای‌دبی را از یک «نقض امنیتی در ناوگان هوایی» به یک «تجاوز تروریستی سازمان‌یافته با هدایت برون‌مرزی» ارتقا داده است.

این تحول دقیقاً همان قطعه مفقوده‌ای است که نشان می‌دهد، پرونده پاسخ قاطع و پیش‌دستانه واشنگتن و تل‌آویو مستقیماً روی میز اتاق جنگ قرار گرفته است.

#جاویدشاه
Ramin Fallah
👍60❤9🤬3👌1💯1