کدینگ ۵۰۴ | coding 504
52.5K subscribers
5.39K photos
3.04K videos
367 files
5.71K links
ما به شما کمک میکنیم تا سریعتر زبان انگلیسی را بیاموزید,
ادمین شما @O2021

کانال های دوره های ما👇🏻👇🏻
@Friends_en
@Coding_Toefl
@Extra_en
@Joey_en

نظرات و نتایج 👈 @coding_comments
Download Telegram
Jack and the Beanstalk
جک و لوبیای سحرآمیز
#داستان_کوتاه_انگلیسی

جک از دوشیدن شیر گاوشان خسته شده است. بنابراین تصمیم می‌گیرد که در بازار آن را بفروشد. در راه بازار دست‌فروشی وی را می‌بیند و جک را متقاعد می‌کند که گاو را به تعدادی لوبیای جادویی بفروشد. جک قبول می‌کند اما وقتی برمی‌گردد،مادرش عصبانی می‌شود و لوبیاها را از پنجره‌ی اتاق به بیرون پرت می‌کند. اما فردای آن روز …

🔸 فایل صوتی و ویدیو این داستان در زیر همین پست قرار دارند
#Short_story_25
🌱 @coding_504 🌱

💠ادامه داستان با ترجمه در⚡️instant view یا نمایش سریع قرار دارد.👇
Jack and the Beanstalk
جک و لوبیای سحرآمیز
#داستان_کوتاه_انگلیسی

جک از دوشیدن شیر گاوشان خسته شده است. بنابراین تصمیم می‌گیرد که در بازار آن را بفروشد. در راه بازار دست‌فروشی وی را می‌بیند و جک را متقاعد می‌کند که گاو را به تعدادی لوبیای جادویی بفروشد. جک قبول می‌کند اما وقتی برمی‌گردد،مادرش عصبانی می‌شود و لوبیاها را از پنجره‌ی اتاق به بیرون پرت می‌کند. اما فردای آن روز …

🔸 فایل صوتی و ویدیو این داستان در زیر همین پست قرار دارند
#Short_story_25
🌱 @coding_504 🌱

💠ادامه داستان با ترجمه در⚡️instant view یا نمایش سریع قرار دارد.👇
Jack and the Beanstalk
جک و لوبیای سحرآمیز
#داستان_کوتاه_انگلیسی

جک از دوشیدن شیر گاوشان خسته شده است. بنابراین تصمیم می‌گیرد که در بازار آن را بفروشد. در راه بازار دست‌فروشی وی را می‌بیند و جک را متقاعد می‌کند که گاو را به تعدادی لوبیای جادویی بفروشد. جک قبول می‌کند اما وقتی برمی‌گردد،مادرش عصبانی می‌شود و لوبیاها را از پنجره‌ی اتاق به بیرون پرت می‌کند. اما فردای آن روز …

🔸 فایل صوتی و ویدیو این داستان در زیر همین پست قرار دارند
#Short_story_25
🌱 @coding_504 🌱

💠ادامه داستان با ترجمه در⚡️instant view یا نمایش سریع قرار دارد.👇
Jack and the Beanstalk
جک و لوبیای سحرآمیز
#داستان_کوتاه_انگلیسی

جک از دوشیدن شیر گاوشان خسته شده است. بنابراین تصمیم می‌گیرد که در بازار آن را بفروشد. در راه بازار دست‌فروشی وی را می‌بیند و جک را متقاعد می‌کند که گاو را به تعدادی لوبیای جادویی بفروشد. جک قبول می‌کند اما وقتی برمی‌گردد،مادرش عصبانی می‌شود و لوبیاها را از پنجره‌ی اتاق به بیرون پرت می‌کند. اما فردای آن روز …

🔸 فایل صوتی و ویدیو این داستان در زیر همین پست قرار دارند
#Short_story_25
🌱 @coding_504 🌱

💠ادامه داستان با ترجمه در⚡️instant view یا نمایش سریع قرار دارد.👇