کانون مدافعان حقوق بشر
1.28K subscribers
2.91K photos
909 videos
11 files
660 links
کانال رسمی کانون مدافعان حقوق بشر

سایت: www.humanrights-ir.org

اینستاگرام: instagram.com/dhrc.ir

ایمیل: info@humanrights-ir.org
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⬛️تشکیل پرونده‌ی قضایی برای خسرو آذربیگ به دلیل نواختن ساز در مترو تهران

◾️ #خسرو_آذربیگ، نوازنده و دوچرخه‌سوار جهانگرد، در تاریخ ۲۰ دی به دلیل نواختن ساز در یکی از ایستگاه‌های مترو تهران، بازداشت و ساعاتی بعد آزاد شد.

◾️از خسرو آذربیگ خواسته شده است تا ظرف ۱۰ روز خود را به دادسرا معرفی کند.

◾️خسرو آذربیگ، دوچرخه سوار، مستندساز و جهانگرد است. او اقدامات انسان‌دوستانه‌ی بسیاری در حمایت از خانواده‌های مستضعف منطقه‌ی سیستان و بلوچستان و خانواده‌ی کودکان کار انجام داده است.

◽️جمهوری اسلامی دشمن زن، زندگی و آزادی،
دشمن موسیقی، صلح و آبادی است.
به امید روزی که از خاک ایران جوانه‌های شادی، عشق و امید بروید.
@DhrcIran
⬛️یادداشتی از زندانی سیاسی سعید ماسوری در شروع بیست و چهارمین سالگرد حبس

◾️ #سعید_ماسوری، از قدیمی‌‌ترین زندانیان سیاسی ایران با نوشتن نامه‌ای به مناسبت ورود به بیست و چهارمین سال حبسش، به تجربه‌های دردناک خود در زندان و وضعیت زندانیان سیاسی دیگر اشاره کرده است.

◾️او در تاریخ ۱۹ دی‌ ۱۳۷۹ به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق در شهرستان دزفول بازداشت شد. این زندانی سیاسی در سال ۱۳۸۱ در دادگاه انقلاب تهران با اتهام محاربه به اعدام محکوم شد ولی در ‌‌‌‌نهایت حکم او به حبس ابد تقلیل پیدا کرد.

◽️متن کامل نامه‌ی او را در پست بعد بخوانید👇
@DhrcIran
⬛️متن کامل نامه‌ی سعید ماسوری به شرح زیر است

◾️ای عاشقان ای عاشقان امروز مائیم و شما
در پشت انبوه دیوارها و آنگاه سیم‌های خاردار و باز دیوار و سیم خاردار، سلول مجرد و دیوارهای تقریباً به هم چسبیده آن، حفره‌ایی به نام پنجره و آنگاه من بیست و چهارمین سال زندان را آغاز می‌کنم.

◾️همچون فرزند مریم که صلیبش را بر دوش می‌کشد، ۲۴ سال است که سنگینی دیوارهای قطور و میله‌های آن را تحمل میکنم. فضای خفقان‌آور آن را لحظه به لحظه زندگی کرده‌ام و همیشه به خود می‌گفتم که:
ما رخ ز شکر افروخته با موج و بحر آموخته زان سان که ماهی را بود، دریا و طوفان جانفزا

◾️ولی بیست و سومین سال به گونه‌ایی دیگر بود. سالی خونین و شاید خونین‌ترین سال‌های این ۲۳ ساله. چرا که هنوز گرمای نفس و نجوای عزیزانی مثل زندانیان سیاسی #محسن_شکاری، #محمدمهدی_کرمی، #سیدحسین_حسینی، #خدانور_لجه‌ای، #میلاد_زهره‌وند و یا #قاسم_آبسته، #ایوب_کریمی و #داوود_عبداللهی (آسو) را که در همین کشتارگاه قزلحصار به مسلخ بردند بر گونه‌های خود احساس می‌کنم.

◾️گویی که صدای فریاد آن‌ها را که هم از پشت همین دیوارهای کناری‌مان می‌شنوم… و انبوه دیگر هم که در صف کشتار و قتل عام قرار دارند. مثل #خسرو_بشارت، #انور_خضری، #فرهاد_سلیمی، #کامران_شیخه، #مجاهد_کورکور و #رضا_رسایی و …

◾️چرا که ماران روئیده بر دوش این ضحاک هنوز از خون و مغز جوانان‌مان سیر نگشته و تازه خدای جنایت و کشتار و نه خداوند مهربانی و رحمت، دستورات این جنایت ها را بر زبان آن ضحاک جاری گردانده.

◾️زندان به تنهایی می‌تواند قبرستان انسان و انسانیت باشد و آنگاه که مأموران کشتار و اعدام هر روز یکی را از کنارت، برای اعدام با دستبند و زنجیر به انفرادی می‌برند و آخرین نگاهش بر تو قفل می‌شود و هیچ کاری از دستت برنمی‌آید…هر لحظه و پس از او حلق‌آویز و اعدام شده‌ایی و من تمام این یک سال را لحظه به لحظه با آن‌ها اعدام شده‌ام. ولی به راستی تا کی… و تا به کجا…؟

◾️قطعا تا به جایی که قطره قطره آزادی‌های گرفته شده از مردم‌مان را پس بگیریم و این البته بهایی بس خونین است که هر لحظه پرداخته و قرار است بیش از آن را هم بپردازیم. شاید این سرنوشت عاشقان آزادی و ایران باشد.

◾️ولی خطاب به همه آزادگان و عاشقان ایران می‌گویم: ای عاشقان ای عاشقان امروز مائیم و شما افتاده در غرق آبه‌ایی، تا خود که داند آشنا

◾️ما را از این دریای خون نمی‌توانند بترسانند و به خاطر عظمت و بزرگی آن عشق، در کانون این دریای خون هم به قول مولوی آشنا کردن (شنا کردن) خواهیم پرداخت تا ساحل آزادی و عدالت و برابری.

◾️زندانی سیاسی #سعید_ماسوری
دی ۱۴۰۲
@DhrcIran
⬛️سپیده رشنو، از معترضین به حجاب اجباری، پنج‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۲، با انتشار تصویری تجربه‌ی سفر خود به روستای زادگاهش در لرستان و طرز مواجهه‌ی پدرش با پوشش اختیاری‌‌اش را روایت کرد

◾️در قسمتی از این یادداشت، سپیده رشنو نوشت: "برادرم گفت اون‌جا تهران نیست، پدرم قاطی می‌کنه، با دلخوری میندازی سرت. گفتم که زن، زندگی، آزادی فقط برای تهران نیست."

◾️دادگاه تجدید نظر استان تهران سپیده رشنو را در مجموع به سه سال و ۱۱ ماه حبس قطعی محکوم کرد.

◾️گوهر عشقی، مادر دادخواه #ستار_بهشتی، در واکنش به یادداشت سپیده رشنو نوشت:
"دخترم، سپیده عزیزم؛
نوشته‌ی شجاعانه‌ی تو را گفتم با صدای بلند برایم بخوانند، باشنیدن هرکلمه‌اش قدرت در برابر ظالم و عشق به وطن را حس کردم.
دخترم! باور دارم به بهاری که در آن شکوفه‌های امید جوانه خواهند زد و شما و تمام دختران سرزمینم در آن آزاد و رها به دور از هیچ زنجیری رقص آزادی خواهید کرد. برای رسیدن به آن روز در کنارتان هستم، قوی بمانید، روی حقوق انسانی خود محکم پافشاری کنید که فصل تاریک دیکتاتوری رو به پایان است!"

◽️متن کامل نوشته‌ی سپیده رشنو را در پست بعد بخوانید👇
@DhrcIran
⬛️‏متن کامل نوشته‌ی #سپیده_رشنو

◾️با سامان داشتیم می‌زدیم‌ بیرون که راه بیفتیم سمت خرم‌آباد. سامان گفت : «پس شال نمیاری؟» گفتم نه. گفت: «اون‌جا تهران نیست، ایرج (پدرم) قاطی می‌کنه، با دلخوری میندازی سرت.» با نیشِ بازی گفتم «زن، زندگی، آزادی» که فقط برای تهران نیست.
گفت: «مِه کاری وات نارم، خوت دونی و ایرج.»

◾️بعد از ۱۱ ماه داشتم می‌رفتم خانهٔ پدری. چرا ۱۱ ماه؟ چند ماهیش آن روزهای قبل از خبرِ تعلیقِ دانشگاه بود. ایرج فکر می‌کرد دخترش سرش را زیر انداخته، توی تهران روسری سر می‌کند و دارد درسش را می‌خواند. اصلاً به همین خاطر بود که با برگشتن به تهران بعد بازداشت اول موافقت کرده‌ بود. که دخترش نه تنها سر نکرده‌ بود، قید دانشگاه و درس خواندن را هم زده‌ بود و آن حالت قهریِ خانواده را هم به جان خریده‌ بود. بخش دومِ این یازده ماه برمی‌گردد به پروند‌ه‌‌ دومی که فی‌الفور بعد از خبر تعلیق دانشگاه ساخته‌شد و ممنوع‌الخروجی از تهران تا حالا.

◾️شب رسیدیم. پدرم حمام بود. چند بار رفتم جلوی درِ حمام صداش کردم. ادای پشه‌ توی مهمونی را درآوردم که: «ایرج... ایرج... » جواب نداد. بعد ۱۱ ماه همچنان قهر بود. خونم تلخ شد و انگار که از آن خونِ تلخ به اندازهٔ بُزاقی نشت کرد توی دهانم که نمی‌شد قورتش داد. سامان توی اتاق‌خواب نشسته‌ بود و مادرم جلوی تلویزیون. هر دو سکوت کرده‌ بودند.

◾️از حمام که آمد بیرون پریدم و با همان لختی، پوستِ خیسش را بغل کردم. لاغریِ میانسالی نشست توی بغلم.‌ ریش‌های سیاهِ حنا هندی گذاشته‌اش و کله‌ سفیدش از هفت فرسخی داد می‌زد که هم‌چنان زندگی را دوست دارد و نمی‌خواهد سفیدیِ سال‌های زحمت از سر تا ریشش بنشیند.

◾️یک سال دوری و دلتنگی و رفتن توی نقشِ پشه، نیشش را باز کرد. راند اول به خیر گذشت. یعنی اصلاً نفهمیده بود کله‌ی من تهران تا خرم‌آباد را چه شکلی آمده. عصبانیتِ تا این‌جاش هم برای همهٔ تیترهایی بود که در شبکه‌ها دیده‌بود یا چیزهایی که مادرم ازش قایم کرده‌بود و از دهن همسایه و آشنا شنیده‌ بود.

◾️فرداش از خانه می‌زدیم بیرون که برویم خانه‌ی مادربزرگم که توی روستا بود. مادرم گفت: «هوا سرده، یک کلاهی بپوش که سرما نخوری.» گردن کج کردم و خندیدم که نترس ملوک، چیزی نمی‌شه. رفتیم خانه‌ی مادربزرگم. همسایه‌‌ها با دهان باز و بعضاً لبخند زُل می‌زدند. کمی توی تخمِ چشمِ روستا چرخیدیم، به مادربزرگ سری زدیم و برگشتیم.

◾️برگشتیم و پدرم دم خانه بود. داشت با ماسه و شن و بیل ور می‌رفت. به رد چشمش که خوردیم، چشم تنگ کرد و نگاه تیز. عصبانیت دهانش را خط صافی بدل کرده‌بود. سوت راند سخت زده‌ شد.

◾️داد زد سر مادرم که تو بلد نیستی به بچه‌ات بگی چطور لباس بپوشه؟ گفتم به خودم بگو. دوباره رو به مادرم داد زد یعنی تو نمی‌فهمی این‌جا روستاست و ما آبرو داریم؟ دو نفر از همسایه‌ها روی پشت‌بام بودند و شاهد دعوا. گفتم چرا به خودم نمی‌گی؟ بابام یک تهدیدی کرد رو به مادرم که بهش بگو یک چیزی بندازه روی سرش. ایرجِ شاکی بود. دوباره پشه شدم تا قبح دعوا بریزد و بقیهٔ سکانس دعوا توی خانه اکشن بخورد. شب هم قهر بود. هم با من، هم با مادرم. یک بار دیگر هم دعوا شد، بحث شد اما چیزی برای همیشه عوض شده‌بود. پذیرفته؟ نمی‌دانم. ولی دیگر می‌داند که چیزی نمی‌تواند جلوی من را بگیرد.

◾️این‌جا «دست‌به‌زانو»ست. ساد‌ه‌ روستایی در ده کیلومتریِ مرکز شهر خرم‌آباد. جایی که در مدرسهٔ دو کلاسه‌اش اولین اِنشایم را خواندم. جایی که تونلِ حجاب‌بان ندارد اما مرد‌ها و حتی خود زن‌ها، به سفت روسری‌ بستنِ زن‌ها عادت کرده‌اند. شبیه مادرم که می‌گوید احساس می‌کنم لختم. می‌گویم اولش همین‌طوری است. آدم احساس می‌کند پوست سرش باد می‌خورد بعد کم کم عادت می‌کنی. کاش مردهای همین روستا یک روز روسروی بپوشند تا شاخ دربیاورند که چرا این پارچه باید دور سرشان باشد.

◾️این‌جا دست به زانوست و گل‌افشانِ پنجم همان کوچه‌ایست که زن ۲۳ ساله‌‌ای در تاریکیِ شب با عرقِ سردی پشت گردنش از آن دوید برای آینده‌ای که یک مِه غلیظ بود. دوید برای سرزمینِ مقدسِ فردیت. که یا باید می‌ماند و تبدیل به هیئتِ زندگیِ از دست رفته‌ی غم‌انگیزی می‌شد یا می‌رفت برای زندگی و همه‌ی خسارتِ رفتن را به جان می‌خرید. 
این‌جا همان کوچه است و حالا زنی ۲۹ ساله بازگشته با حقیقتی که دیگر نمی‌خواهد از کسی پنهانش کند. بی این که بدود، بی این که فرار کند و بی این که بیمِ روبرو شدن داشته باشد. بازگشته تا بر چهرهٔ زادگاهش، بر چهره‌ی روستا بنویسد زنده‌باد همه‌ی سدهایی که شکستند و زنده‌باد همه‌ی سد شکنان. بنویسد زنده باد فاتحانِ ایستاده بر سدها، زنده‌باد ویداها...
@DhrcIran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⬛️‏شروین حاجی‌پور،‌ آهنگساز و خواننده، از انتشار ویدیوی جدید خود به نام «آشغال» خبر داد

◾️ #شروین_حاجی‌پور، خواننده و آهنگساز معترض ایرانی، در شبکه‌های اجتماعی ترانه‌ای جدید منتشر کرده و از احضار مجدد خود به دادگاه خبر داده است.

◾️او گفته است که این چندمین بار بعد از انتشار ترانه‌ی «برای» است که احضار می‌شود.

◾️ شروین حاجی‌پور همچنین در حساب کاربری خود در اینستاگرام نوشت: «شاید خاک را هم انحصاری کرده‌اند. شاید وطن برای ما مردم عادی نیست و آدمی بدون وطنش هیچ نیست، الا زباله‌ای دور انداختنی...»

◽️جهت حمایت از شروین حاجی‌پور، ترانه‌ی جدید او را از کانال یوتیوب خودش بشنوید👇
youtu.be/yt-T-odSJfo

@DhrcIran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⬛️به یاد جاویدنام حمیدرضا روحی

◾️ ‏علی روحی، پدر جاویدنام #حمیدرضا_روحی، ضمن انتشار این ویدیو نوشت: "مرگ پایان راه نیست بلکه
آغاز مسیریست بی‌انتها،
پس از مرگ
کالبد خاکی به خاک
نفس‌ها به هوا
آب تشکیل دهنده‌ی کالبد به آب دریاها
و گرمای تن به آتش بازمی‌گردد
ودر این میان؛
هوشیاری و آگاهی به هوشیاری جهان می‌پیوندد
مرگی (رفتنی) در کار نیست
حمیدرضا جانم تو جاودانه‌ای پسر دلیر ایران زمین"

◾️ زنده‌یاد #حمیدرضا_روحی، ۱۹ ساله، در تاریخ ۲۶ آبان ۱۴۰۱ در شهر زیبا، با شلیک مستقیم گلوله‌های نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.

◽️علیه فراموشی و با امید دادخواهی
@DhrcIran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⬛️درخواست کمک گلستان ارژنگی، درباره‌ی خطر اعدام همسرش و سه زندانی سیاسی کُرد دیگر توسط جمهوری اسلامی

◾️گلستان ارژنگی، همسر ‎#وفا_آذربار، یکی از چهار زندانی کُرد محکوم به اعدام، ضمن تاکید بر دروغین بودن اتهامات وارده و ناعادلانه بودن دادگاه این زندانیان از مردم ایران و جهان خواست "در برابر این ظلم سکوت نکنند و با خانوادە‌ی این زندانیان همراە باشند."

◾️ #محسن_مظلوم، #محمد_فرامرزی، #پژمان_فاتحی و وفا آذربار اوایل تیر ۱۴۰۱ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

◾️تاکنون صدا وسیمای جمهوری اسلامی دوبار ویدیوی اعتراف این چهار زندانی را منتشر و ادعا کرده آن‌ها با همکاری اسرائیل برای منفجر کردن یک مرکز صنعتی به اصفهان رفته‌اند. خانواده‌ی زندانیان اما بارها تاکید کرده‌اند که اعترافات عزیزانشان تحت شکنجه بوده است.

◽️اعدام نکنید؛ مجازات غیر انسانی اعدام نه فقط برای معترضین و نیروهای سیاسی، بلکه باید به طور کل لغو شود. هیچ انسانی حتی اگر مجرم تشخیص داده شود، با هر تابعیتی، ملیتی و پیشینه‌ای، نباید از حق زندگی محروم شود.
@DhrcIran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⬛️نگرانی از اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدام چهار زندانی سیاسی کُرد

◾️جوانا طیمسی، همسر ‎#محسن_مظلوم، زندانی سیاسی محکوم به اعدام در پیامی ویدیویی از مردم و نهادهای حقوق بشری می‌خواهد که اجازه ندهند جمهوری اسلامی در خفا و بی‌خبری همسرش و سه زندانی کُرد دیگر به نام‌های ‎#وفا_آذربار، ‎#محمد_فرامرزی و ‎#پژمان_فاتحی را اعدام کند.

◾️اخیرا محسن مظلوم به همراه وفا آذربار، محمد فرامرزی و پژمان فاتحی بە اتهام همکاری با اسرائیل طی دادگاهی ناعادلانە بە اعدام محکوم شدند. خانم طیمسی ضمن رد اتهام این افراد، می‌گوید که این چهار فعال سیاسی از ابتدای بازداشت تاکنون از تمام حقوق بدیهی یک متهم، از جمله حق داشتن وکیل مستقل، برقراری تماس و ملاقات حضوری با خانواده محروم بوده‌اند.

◽️روز شنبه ٢٣دی ۱۴۰۲، فیلم اعترافات اجباری و تحت شکنجه‌ی این چهار زندانی سیاسی کُرد بار دیگر از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد. پخش مجدد این فیلم که مربوط به سال گذشته است نگرانی‌ها را از قصد حکومت برای فریب افکار عمومی و اجرای حکم اعدام افزایش داده است. صدایشان باشیم.
@DhrcIran
⬛️ایمان حسنوند، شهروند اهل خرم‌آباد، زیر شکنجه‌ی ماموران اداره‌ی آگاهی تهران جان خود را از دست داد

◾️طبق گزارش هه‌نگاو خانواده‌ی #ایمان_حسنوند روز شنبه ۲۳ دی‌ ۱۴۰۲ طی تماسی از سوی نهادهای امنیتی از مرگ این جوان ۳۰ ساله مطلع شدند.

◾️خانواده‌ی حسنوند به شدت تهدید شده‌اند که درباره‌ی کشته شدن فرزندشان اطلاع‌رسانی نکنند.

◾️ایمان حسنوند در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ همزمان با اولین سالگرد قتل حکومتی زنده‌یاد ژینا #مهسا_امینی با هجوم نیروهای اداره‌ی آگاهی در تهران بازداشت شد.

◾️در جریان این یورش، یکی از دوستان او به نام #مجید_رضایی از ناحیه‌ی سر هدف گلوله‌ی ماموران قرار گرفته و کشته شد.

◾️اخیرا جوان دیگری به نام #پیمان_عبدی در بازداشت اداره‌ی آگاهی کرمانشاه زیر شکنجه به کما رفته و در بیمارستان جان باخت.

◽️از حقوق اولیه‌ی یک زندانی، داشتن امنیت جانی در مدت بازداشت و زندان است و مسئولیت سلامتی زندانیان بر عهده‌ی دستگاه قضایی و سازمان زندان‌هاست. مسئولیتی که طبق شواهد فراوان به انجام نمی‌رسد.
@DhrcIran
⬛️خبر خوش آزادی، هرچند موقت

◾️امروز یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، #نیلوفر_حامدی و #الهه_محمدی، روزنامه‌نگاران محبوس در زندان اوین با وثیقه‌ی سنگین ۱۰ میلیارد تومانی موقتا آزاد شدند.

◾️نیلوفر حامدی، خبرنگار روزنامه‌ی شرق در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۱، بازداشت شد. او کسی بود که عکس زنده‌یاد #مهسا_امینی (ژینا) را در کما منتشر کرد. همچنین، الهه محمدی خبرنگار روزنامه‌ی هم‌میهن در تاریخ ۷ مهر ۱۴۰۱ بازداشت شد. او به سقز سفر کرده و گزارشی از مرگ ژینا امینی منتشر کرده بود.

◽️مبارک باشد این آزادی و به امید آزادی دیگر بی‌گناهان دربند
@DhrcIran
◾️روز گذشته، شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۲، #خسرو_علیکردی، وکیل دادگستری با انتشار یک توئیت در حساب کاربری خود اعلام کرد که "حکم دو فقره مجازات نقدی، نشر اکاذیب و افشای اسرار، توسط شعبه‌ی ۱۳۱ دادگاه کیفری دو" علیه او در دادگاه تجدیدنظر قطعی شده است.

◾️ این وکیل دادگستری همچنین افزود، "در خصوص مجازات‌های‌ یک سال زندان، دو سال تبعید به نهبندان، دو سال منع اشتغال به وکالت" پرونده در مرحله‌ی تجدیدنظر بوده و هنوز قطعی نشده است.

◾️لازم به ذکر است که این حکم توسط قاضی هادی منصوری صادر شده است.

◽️محرومیت از وکالت، تبعید، زندان و دیگر فشارها و محرومیت‌ها، نتیجه‌ی تلاش وکلای شریف ایرانی در جهت حفظ استقلال و پاسداری از حقوق بشر است.
@DhrcIran
⬛️تشکیل پرونده‌ی قضایی جدید تنها یک روز پس از آزادی

◾️طبق گزارش میزان، علیه نیلوفر حامدی و الهه محمدی دو زن روزنامه‌نگار، پرونده‌ی جدیدی در دادسرای عمومی و انقلاب تهران تشکیل شده است. در این گزارش دلیل تشکیل این پرونده کشف حجاب عنوان شده است.

◾️درحالی خبر تشکیل پرونده‌ی جدید برای #نیلوفر_حامدی و #الهه_محمدی منتشر می‌شود که آن‌ها روز گذشته در میان استقبال پرشور دوستان و همکاران خود و بعد از گذشت ۴۵۰ روز به‌طور موقت از زندان اوین آزاد شدند.

◾️انتشار تصاویر آزادی این دو روزنامه‌نگار بازداشتی با موجی از احساسات و اظهارنظرهای مثبت کاربران شبکه‌های اجتماعی همراه بود.

◾️الهه محمدی و نیلوفر حامدی اندکی پس از انتشار اخبار مرتبط با کشته شدن زنده‌یاد ژینا #مهسا_امینی بازداشت شدند.

◾️امجد امینی، پدر ژینا امینی، روز گذشته و در واکنش به خبر آزادی الهه و نیلوفر نوشت: "خبر آزادی شما بزرگواران بعد از ۴۰۰ روز تحمل زندان و دوری از خانواده همه‌ی ما را خوشحال کرد و کاممان را شیرین گردانید."

◽️برای الهه و نیلوفر و تمام زنان ایرانی که سال‌هاست برای بازپس‌گیری حق انتخاب پوشش مبارزه می‌کنند.

*طرح از فاطمه قاسمی‌نژاد
@DhrcIran
⬛️سومین محکومیت نرگس محمدی

◾️نرگس محمدی، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر و برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل ۲۰۲۳، به تحمل ۱۵ ماه زندان، دو سال تبعید به خارج از تهران و استان‌های مجاور، دو سال منع خروج از کشور، دو سال منع عضویت در گروه‌های اجتماعی-سیاسی و دو سال منع استفاده از تلفن هوشمند محکوم شد.

◾️در این پرونده #نرگس_محمدی، متهم به تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی بوده و حاضر به شرکت در جلسات بازپرسی و محاکمه نشده است.

◾️این فعال حقوق بشر روز ۲۸ آذر در شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست ایمان افشاری و با شکایت وزارت اطلاعات محاکمە و رای در همان جلسه به طور غیابی صادر شده است.

◾️نرگس محمدی از سال ١٤٠٠ پنج بار توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران بە حبس محکوم شدە است کە در مجموع شامل ١٢ سال حبس و ١٥٤ ضربە شلاق، چهار ماه رفتگری، دو سال ممنوع‌الخروجی و تبعید و محرومیت‌های اجتماعی و سیاسی دیگر می‌باشد.

◽️جمهوری اسلامی از شنیده شدن صدای افراد تاثیرگذاری چون نرگس محمدی واهمه دارد. درنتیجه با پرونده‌سازی مجدد و صدور احکام سنگین حبس، تلاش دارد تا او را همچنان در پشت میله‌های زندان نگه دارد.
@DhrcIran
⬛️حامد قره اوغلانی دست به اعتصاب غذا زد

◾️ #حامد_قره‌اوغلانی، زندانی سیاسی که دوران محکومیت ۱۳ ساله‌ی خود را در زندان ارومیه سپری می‌کند، از رسیدگی پزشکی مناسب محروم مانده است.

◾️این زندانی سیاسی که اخیرا بیماری‌اش شدت گرفته، در اعتراض به عدم انتقال به بیمارستان و نیز عدم اعطای مرخصی درمانی از تاریخ ۲۵ دی دست به اعتصاب غذا زده است.

◾️او دچار بیماری صرع گراندمال است و اخیرا بیماری‌اش تشدید شده است. با این‌حال و علائم شدت یافتن علائم بیماری، مسئولین از اعزام این زندانی سیاسی به بیمارستان خودداری کردند.

◾️او پیش‌تر در تاریخ ۷ تیر ۱۳۹۹ توسط وزارت اطلاعات بازداشت و بعد از چند روز بازجویی در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۹۹ به زندان ارومیه منتقل شد.

◽️دسترسی مناسب و به موقع به درمان حق تمام زندانیان است. نتایج ناگوار هرگونه کوتاهی در این حق بر عهده‌ی قوه‌ی قضائیه است.
@DhrcIran
⬛️نرگس منصوری در پی وخامت حال به بیمارستان منتقل شد

◾️ #نرگس_منصوری در زندان اوین، در پی وخامت وضعیت جسمی پس از ۲۳ روز اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شد.

◾️این زندانی سیاسی در اعتراض به مصادره‌ی خانه‌ی مادرش اعتصاب غذا کرده است.

◾️او از امضاکنندگان نامه‌ی درخواست استعفای علی خامنه‌ای است.

◾️او پیش‌تر در پیامی از زندان، اعلام کرده بود که "از این پس مسئولیت حفظ جان من با شخص خامنه‌ای است."

◽️دستور مزایده‌ی ملک مادر نرگس منصوری که به عنوان وثیقه سپرده شده بود، درحالی به صورت غیرقانونی صادر شده است که او در حبس به سر می‌برد. آنچه امروز بر نرگس منصوری می‌گذرد، سند دیگری است بر بی‌ارزش بودن جان انسان‌ها و اصل کرامت انسانی در حکومت جمهوری اسلامی.
@DhrcIran
⬛️ اعتراض دانشجویان به بازداشت مجدد محمد شباهتی

◾️ #‏محمد_شباهتی، فعال صنفی-دانشجویی، روز سه‌شنبه ۱۹ دی‌ با هجوم نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت شد.

◾️طبق اطلاع مصطفی نیلی، وکیل دادگستری، این بازداشت مرتبط با پرونده‌ی او در سال ۹۹ است که طی آن محمد شباهتی به صورت غیابی و غیرقانونی به تحمل پنج سال حبس تعزیری محکوم شد.

◾️طبق گزارش کانال شوراهای صنفی دانشجویان کشور، محمد شباهتی پیشتر در جریان اعتراضات سراسری در تاریخ ۱۶ آذر ۱۴۰۱ در دانشگاه تهران توسط نیرو‌های حراست دانشگاه مورد حمله قرار گرفت و پس از ضرب و شتم شدید بازداشت شد. در نهایت او پس از تحمل ۳۳ روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شد.

◾️در اعتراض به بازداشت مجدد محمد شباهتی، دانشجویان دانشکده‌های علوم‌اجتماعی، روانشناسی و علوم تربیتی، علوم و فناوری‌های میان رشته‌ای و پردیس مرکزی دانشگاه تهران اقدام به نصب و انتشار پوستر اعتراضی کردند.
@DhrcIran
⬛️بی‌خبری از وضعیت مجاهد کورکور

◾️نگار کورکور، خواهر #مجاهد_کورکور، معترض محکوم به اعدام، ضمن هشدار درباره‌ی خطر اجرای قریب‌الوقوع حکم برادرش در شبکه‌ی اجتماعی ایکس نوشت: "مردم شریف ایران برادرم از روز بازداشت تا به امروز در انفرادی است و از وضعیت او هیچ اطلاعی در دسترس نیست. هر لحظه امکان دارد اتفاقی برای برادرم بیفتد، صدای برادرم و خانواده‌ام باشید."

◾️طبق ادعای قوه‌ی قضائیه، مجاهد کورکور متهم اصلی در پرونده‌‌ی تیراندازی ۲۵ آبان است که طی آن هفت شهروند ازجمله ‎#کیان_پیرفلک کشته شدند. حکم اعدام او در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۴۰۲ توسط قوه‌‌ی قضاییه‌ی جمهوری اسلامی تایید شد.

◽️سایه‌ی سیاه اعدام درحالی بر سر مجاهد کورکور است که خانواده‌های کشته‌شدگان ایذه پیش‌تر اعلام کرده بودند که او قاتل عزیزانشان نیست. اعدام مجاهد کورکور برابر است با قتل عامدانه‌ی یک انسان بی‌گناه. اعدام نکنید.
@DhrcIran
⬛️عبدالله مومنی، فعال سیاسی جهت تحمل حبس راهی زندان اوین شد

◾️روز گذشته چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، #عبدالله_مومنی، معلم و فعال سیاسی پس از مراجعه به شعبه‌ی اجرای احکام دادسرای اوین، جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد.

◾️طبق گزارش‌های منتشر شده عبدالله مومنی در هنگام بازداشت و اعزام به زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

◾️اردشیر امیرارجمند، در ارتباط با علت ضرب و شتم این فعال سیاسی در شبکه‌ی اجتماعی ایکس خود نوشت: "به جرم شرکت در همایش نجات ایران به زندان رفت و در حین انتقال به جهت امتناع از زدن دستبند توسط مسئول انتظامات دادسرای ۳۳ انقلاب (که فریاد می‌زد هیچکس جلودار ما نیست) و نیروهای امنیتی تحت امرش، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و با بینی شکسته راهی زندان شد."

◽️آزادی بیان از حقوق اساسی هر ملتی است. اندیشه را نمی‌توان تا همیشه به بند کشید.
@DhrcIran
⬛️در پی حمله‌ی موشکی و پهپادی ارتش پاکستان به ‎سراوان در استان سیستان و بلوچستان دست‌کم ۱۲ نفر کشته ومجروح شده‌اند.

◾️این حمله که در پاسخ به حملات اخیر ایران به خاک پاکستان انجام شده، منجر به کشته شدن سه زن و چهار کودک و همچنین مجروح شدن چندین فرد دیگر شده است.

◾️ماهکان بلوچ، چراغ چند ماهه، ‎بابر دو ساله و هانی سه ساله فرزندان دوستین و همسر دوستین به نام جان بی‌بی ۳۵ ساله اسامی برخی از کشته‌شدگانی است که حال‌وش احراز کرده است.

◾️ارتش پاکستان در بیانیه‌ای حمله‌ی خود را تائید و اعلام کرده که این اقدام در واکنش به حمله‌ی ایران به خاک خود صورت گرفته است.

◽️فرزندان ارزشمند این سرزمین، کودکان بدون شناسنامه‌ی #سراوان قربانی قدرت‌طلبی سیاستمداران و رقابت‌های نظامی حکومت‌ها شدند. تسلیت به هموطنان عزیز بلوچ.
@DhrcIran