Forwarded from کانال رسمی شیرین عبادی
🔷️ شب گذشته در یک طوفان توئیتری با هشتگ #برای_آزادی_اسماعیل_عبدی کاربران این شبکه خواهان آزادی این معلم زندانی شدند.
🔹️منیره عبدی، همسر اسماعیل عبدی:
ما خانوادهی اسماعیل بعد از ۸ سال زندان، منتظر آزادی او هستیم.
اعادهی دادرسی پروندهی حکم ۱۰ سال زندان او در دیوان عالی پذیرفته شده، اما همچنان در زندان است!!! ۱۶ سال زندان برای یک معلم عدالتخواه و مطالبهگر.
🔹️ #آرش_صادقی، فعال مدنی:
آقای اسماعیل عبدی در زندان هم صدای بسیاری از زندانیان بود. در روزهایی که من در سال ۹۶ محروم از درمان بودم اسماعیل در اعتراض به این امر در افسر نگهبانی بند ۶ تحصن کرد. به علت همین تحصن اسماعیل ماهها از مرخصی محروم شد. او صدای همهی ما بود، صدایش باشیم.
🔹️ #ضیاء_نبوی، فعال دانشجویی:
جای معلم زندان نیست.
🔹️ #محمد_حبیبی، فعال صنفی:
صدای گریهی دخترک لحظهای قطع نمیشود. دخترک شش ماهه حالا آغوش پدر را میخواهد که با دستانی در بند و مردانی که احاطهاش کردند، از در خانه خارج میشود. شروع تلخی است برای یک زندگی معمولی. اسماعیل حالا در بند است و ماندانا همچنان گریان است.
نگاه ماندانا که با لباسهایی تمیز و کیفی در دست گوشهای ایستاده است به در مدرسه است. دخترکانی دست در دست پدرانشان از مقابلش میگذرند و او که هفت سالگیاش را باید آغاز کند در انتظار پدر است. اشک گوشهی چشمانش را پاک میکند و اسماعیل همچنان در بند است.
دخترک چرخ میزند به راست، چرخ میزند به چپ و گیسوانش همچون آبشار کوچکی موج میخورند تا لبخندی بنشیند بر لبان خواهرش. ماندانا حالا آنقدر بزرگ شده است که بداند شب ازدواج خواهرش باید برقصد، باید بخندد و حتی طنازی کند تا نبود پدر احساس نشود. دخترک میرقصد ،دخترک میخندد، دخترک بغض میکند، اما اسماعیل همچنان در بند است.
@DhrcIran
🔹️منیره عبدی، همسر اسماعیل عبدی:
ما خانوادهی اسماعیل بعد از ۸ سال زندان، منتظر آزادی او هستیم.
اعادهی دادرسی پروندهی حکم ۱۰ سال زندان او در دیوان عالی پذیرفته شده، اما همچنان در زندان است!!! ۱۶ سال زندان برای یک معلم عدالتخواه و مطالبهگر.
🔹️ #آرش_صادقی، فعال مدنی:
آقای اسماعیل عبدی در زندان هم صدای بسیاری از زندانیان بود. در روزهایی که من در سال ۹۶ محروم از درمان بودم اسماعیل در اعتراض به این امر در افسر نگهبانی بند ۶ تحصن کرد. به علت همین تحصن اسماعیل ماهها از مرخصی محروم شد. او صدای همهی ما بود، صدایش باشیم.
🔹️ #ضیاء_نبوی، فعال دانشجویی:
جای معلم زندان نیست.
🔹️ #محمد_حبیبی، فعال صنفی:
صدای گریهی دخترک لحظهای قطع نمیشود. دخترک شش ماهه حالا آغوش پدر را میخواهد که با دستانی در بند و مردانی که احاطهاش کردند، از در خانه خارج میشود. شروع تلخی است برای یک زندگی معمولی. اسماعیل حالا در بند است و ماندانا همچنان گریان است.
نگاه ماندانا که با لباسهایی تمیز و کیفی در دست گوشهای ایستاده است به در مدرسه است. دخترکانی دست در دست پدرانشان از مقابلش میگذرند و او که هفت سالگیاش را باید آغاز کند در انتظار پدر است. اشک گوشهی چشمانش را پاک میکند و اسماعیل همچنان در بند است.
دخترک چرخ میزند به راست، چرخ میزند به چپ و گیسوانش همچون آبشار کوچکی موج میخورند تا لبخندی بنشیند بر لبان خواهرش. ماندانا حالا آنقدر بزرگ شده است که بداند شب ازدواج خواهرش باید برقصد، باید بخندد و حتی طنازی کند تا نبود پدر احساس نشود. دخترک میرقصد ،دخترک میخندد، دخترک بغض میکند، اما اسماعیل همچنان در بند است.
@DhrcIran