⬛️ متن کامل نامهی فریبا کمالآبادی از زندان اوین در واکنش به موج سرکوب بهائیان در ایران
◾️ صبح چهارشنبه ۱۷ آبان در تماس تلفنی با همسرم امکان گفتگو با مادر دامادم خانم شوقانگیز سروریان را یافتم که برای معالجه و دیدار دخترش از همدان به تهران سفر کرده بود. از ایشان شنیدم که گروهی از مامورین امنیتی به منزلشان در همدان حمله کرده و در غیاب صاحبخانه در را شکسته و خانه را زیر و رو کردهاند.
◾️ ذهنم بیدرنگ به سال ۱۳۶۶ برگشت. به زمانی که شوقانگیزخانم و همسرشان به اتهام بهائی بودن دستگیر و از همدان به زندان اوین منتقل شده بودند. آنها در آن زمان سه فرزند خردسال ۴، ۶ و ۸ ساله داشتند که با دستگیری پدر و مادر از سرپرستی والدین محروم مانده بودند. پس از چند ماه بیخبری کامل از یکدیگر، سرانجام بستگان برای مدتی مدید، هر هفته هر سه کودک را به تهران میبردند تا در یک روز پدر و در روز دیگر مادر خود را ملاقات کنند و به همدان و مدرسه بازگردند.
◾️ ناگفته پیداست که این قبیل دستگیریهای والدین دارای فرزندان خردسال بهعنوان یک اقدام برنامهریزی شده که هنوز هم متأسفانه ادامه دارد، تأثیرات منفی جبرانناپذیری بر کودکان و والدین آنان بر جای میگذارد و مصداقی است از «شکنجه کودک».
◾️ اما آن دختر ۴ ساله بعدها در اواخر دههی ۸۰ که دیگر جوانی برومند شده بود، به نوبهی خود در همدان دستگیر و به زندان نهاوند تبعید شد. حال نوبت مادر سالخورده و تنهای او بود که هر هفته از همدان به نهاوند برود تا دختر جوانش را که در بند عمومی زندان نهاوند و در شرایطی بسیار نامناسب نگهداری میشد ملاقات کند. اکنون پس از حدود ۳۶ سال، خانهی این خانم ۸۲ ساله به طرزی وحشیانه مورد تعرض و تاراج قرار گرفته و عمداً امنیت روانی او مختل شده است.
◾️ همچنین شنیدم که منزل خانم #اختر_کوثری (نعیمی) که ۸۸ ساله و دچار آلزایمر هستند نیز مورد حمله قرار گرفته و زیر و رو شده است. ایشان همسر آقای دکتر فیروز نعیمی یکی از برجستهترین، سرشناسترین و محبوبترین متخصصان همدان هستند که در سالهای اولیهی انقلاب به همراه ۶ بهائی دیگر دستگیر شده و به و وحشیانهترین صورت ممکن و بر اثر شکنجههای هولناک اعدام شده بودند.
◾️ دو منزل دیگر که مورد حمله واقع شده، منزل خانم #پوران_حبیبی (خاندل) و پسرشان #مهران_خاندل است. همسر ایشان آقای #حسین_خاندل و دو عمویشان آقایان سهیل و #سهراب_حبیبی نیز در زمرهی همان ۷ نفر بودند.
◾️صبح چهارشنبهی من با این اخبار و با تداعی تاریخ غمبار ۴۰ سالهی این چند خانواده آغاز شد. درحالیکه قلبم مملو از حزن و اندوه بود. اندوه برای شدت ستم و حزن به جهت شد خصومت حکومت با جمعی از صلحجوترین و قانونمندترین شهروندان ایرانی. تداوم همان اندوهی که از اواخر تابستان سال گذشته در پی قیام اعتراضی مردم در مرگ مهسا (ژینا) امینی و مرگ تعدادی از جوانان عزیز ایران در مسیر احقاق حقوق اولیهی انسانیشان بر قلب من و قلبهای بسیاری از هموطنان عزیزم مستولی شده بود.
◾️ بعدازظهر همان روز دقایقی فرصت تماس تلفنی با فرزندانم را داشتم که شنیدم حمله به منازل بهائیان، منحصر به آن چند خانواده نبوده است؛ بلکه حدود ۲۵ منزل مورد حمله و تاراج قرار گرفته و ۹ نفر در همدان دستگیر و زندانی شدهاند. همچنین خبر دستگیری حدود ۶ بهائی دیگر در کرج را هم شنیدم. یکی از آنها برادرزاده همسرم #فواد_طائفی دارای ۳ فرزند خردسال و نوجوان است. فواد هم در زمان کودکیاش شاهد زندانی شدن پدرش و بعدها دستگیری مادرش در مشهد و سپس شاهد دستگیری و زندانی شدن پدر همسرش در زندان رجاییشهر کرج بوده است. در میان دستگیرشدگان در کرج، زن و شوهر جوانی هستند که آنها نیز دو کودک خردسال دارند.
◾️ به جرات میتوان گفت که حتی یک خانوادهی بهائی در ایران نیست که گذشتهای مملو از رنجها و صدماتی این چنین در چند نسل متوالی نداشته باشد.
◾️ پس از شنیدن این اخبار هولناک به خاطر آوردم در مرداد ۱۴۰۱ در جلسات بازجویی وقتی برای بازجو توضیح میدادم که شما میدانید که تشکیلات بهائی که مسؤولیت ادارهی امور داخلی جامعهی بهائی را به عهده داشت، از سال ۱۳۸۷ وقتی من در زندان بودم تعطیل شده است؛ بعد از آزادیام در سال ۱۳۹۶ هم هر لحظه مرا زیر نظر داشته و میدانید که اتهام «تشکیل جمعیت غیرقانونی ...» دربارهی من مصداق ندارد و من اکنون همانند تمامی بهائیان ساکن ایران فاقد مسؤولیت اداری هستم پس تکرار این اتهام برای چیست؟ بازجو پاسخ داد بله میدانیم که شما هیچ مسئولیتی در این مدت نداشتهاید ولی از نظر ما همهی بهائیانی که در ایران باقی مانده و ایران را ترک نکردهاند باید دستگیر و زندانی شوند و اگر دستمان باز بود همه را زندانی میکردیم.
ادامه👇
@DhrcIran
◾️ صبح چهارشنبه ۱۷ آبان در تماس تلفنی با همسرم امکان گفتگو با مادر دامادم خانم شوقانگیز سروریان را یافتم که برای معالجه و دیدار دخترش از همدان به تهران سفر کرده بود. از ایشان شنیدم که گروهی از مامورین امنیتی به منزلشان در همدان حمله کرده و در غیاب صاحبخانه در را شکسته و خانه را زیر و رو کردهاند.
◾️ ذهنم بیدرنگ به سال ۱۳۶۶ برگشت. به زمانی که شوقانگیزخانم و همسرشان به اتهام بهائی بودن دستگیر و از همدان به زندان اوین منتقل شده بودند. آنها در آن زمان سه فرزند خردسال ۴، ۶ و ۸ ساله داشتند که با دستگیری پدر و مادر از سرپرستی والدین محروم مانده بودند. پس از چند ماه بیخبری کامل از یکدیگر، سرانجام بستگان برای مدتی مدید، هر هفته هر سه کودک را به تهران میبردند تا در یک روز پدر و در روز دیگر مادر خود را ملاقات کنند و به همدان و مدرسه بازگردند.
◾️ ناگفته پیداست که این قبیل دستگیریهای والدین دارای فرزندان خردسال بهعنوان یک اقدام برنامهریزی شده که هنوز هم متأسفانه ادامه دارد، تأثیرات منفی جبرانناپذیری بر کودکان و والدین آنان بر جای میگذارد و مصداقی است از «شکنجه کودک».
◾️ اما آن دختر ۴ ساله بعدها در اواخر دههی ۸۰ که دیگر جوانی برومند شده بود، به نوبهی خود در همدان دستگیر و به زندان نهاوند تبعید شد. حال نوبت مادر سالخورده و تنهای او بود که هر هفته از همدان به نهاوند برود تا دختر جوانش را که در بند عمومی زندان نهاوند و در شرایطی بسیار نامناسب نگهداری میشد ملاقات کند. اکنون پس از حدود ۳۶ سال، خانهی این خانم ۸۲ ساله به طرزی وحشیانه مورد تعرض و تاراج قرار گرفته و عمداً امنیت روانی او مختل شده است.
◾️ همچنین شنیدم که منزل خانم #اختر_کوثری (نعیمی) که ۸۸ ساله و دچار آلزایمر هستند نیز مورد حمله قرار گرفته و زیر و رو شده است. ایشان همسر آقای دکتر فیروز نعیمی یکی از برجستهترین، سرشناسترین و محبوبترین متخصصان همدان هستند که در سالهای اولیهی انقلاب به همراه ۶ بهائی دیگر دستگیر شده و به و وحشیانهترین صورت ممکن و بر اثر شکنجههای هولناک اعدام شده بودند.
◾️ دو منزل دیگر که مورد حمله واقع شده، منزل خانم #پوران_حبیبی (خاندل) و پسرشان #مهران_خاندل است. همسر ایشان آقای #حسین_خاندل و دو عمویشان آقایان سهیل و #سهراب_حبیبی نیز در زمرهی همان ۷ نفر بودند.
◾️صبح چهارشنبهی من با این اخبار و با تداعی تاریخ غمبار ۴۰ سالهی این چند خانواده آغاز شد. درحالیکه قلبم مملو از حزن و اندوه بود. اندوه برای شدت ستم و حزن به جهت شد خصومت حکومت با جمعی از صلحجوترین و قانونمندترین شهروندان ایرانی. تداوم همان اندوهی که از اواخر تابستان سال گذشته در پی قیام اعتراضی مردم در مرگ مهسا (ژینا) امینی و مرگ تعدادی از جوانان عزیز ایران در مسیر احقاق حقوق اولیهی انسانیشان بر قلب من و قلبهای بسیاری از هموطنان عزیزم مستولی شده بود.
◾️ بعدازظهر همان روز دقایقی فرصت تماس تلفنی با فرزندانم را داشتم که شنیدم حمله به منازل بهائیان، منحصر به آن چند خانواده نبوده است؛ بلکه حدود ۲۵ منزل مورد حمله و تاراج قرار گرفته و ۹ نفر در همدان دستگیر و زندانی شدهاند. همچنین خبر دستگیری حدود ۶ بهائی دیگر در کرج را هم شنیدم. یکی از آنها برادرزاده همسرم #فواد_طائفی دارای ۳ فرزند خردسال و نوجوان است. فواد هم در زمان کودکیاش شاهد زندانی شدن پدرش و بعدها دستگیری مادرش در مشهد و سپس شاهد دستگیری و زندانی شدن پدر همسرش در زندان رجاییشهر کرج بوده است. در میان دستگیرشدگان در کرج، زن و شوهر جوانی هستند که آنها نیز دو کودک خردسال دارند.
◾️ به جرات میتوان گفت که حتی یک خانوادهی بهائی در ایران نیست که گذشتهای مملو از رنجها و صدماتی این چنین در چند نسل متوالی نداشته باشد.
◾️ پس از شنیدن این اخبار هولناک به خاطر آوردم در مرداد ۱۴۰۱ در جلسات بازجویی وقتی برای بازجو توضیح میدادم که شما میدانید که تشکیلات بهائی که مسؤولیت ادارهی امور داخلی جامعهی بهائی را به عهده داشت، از سال ۱۳۸۷ وقتی من در زندان بودم تعطیل شده است؛ بعد از آزادیام در سال ۱۳۹۶ هم هر لحظه مرا زیر نظر داشته و میدانید که اتهام «تشکیل جمعیت غیرقانونی ...» دربارهی من مصداق ندارد و من اکنون همانند تمامی بهائیان ساکن ایران فاقد مسؤولیت اداری هستم پس تکرار این اتهام برای چیست؟ بازجو پاسخ داد بله میدانیم که شما هیچ مسئولیتی در این مدت نداشتهاید ولی از نظر ما همهی بهائیانی که در ایران باقی مانده و ایران را ترک نکردهاند باید دستگیر و زندانی شوند و اگر دستمان باز بود همه را زندانی میکردیم.
ادامه👇
@DhrcIran