مردی از یک حکیم پرسید: چگونه عیب های خودم را بشناسم؟
حکیم گفت: کافیست یک عیب زنت را به او بگویی و خواهی دید که تمام عیب های خودت، پدر، مادر، بستگان، همسایگان، دوستان و حتی آشنایان در کشورهای خارجی را به تو خواهد گفت! واقعا حیکم دانایی بود😄
@dowrehamysartakht
حکیم گفت: کافیست یک عیب زنت را به او بگویی و خواهی دید که تمام عیب های خودت، پدر، مادر، بستگان، همسایگان، دوستان و حتی آشنایان در کشورهای خارجی را به تو خواهد گفت! واقعا حیکم دانایی بود😄
@dowrehamysartakht
🔰 دستوراتي برای والدین داراي نوجوان افسرده
والدین یک نوجوان افسرده بودن و درست و سنجیده رفتار کردن، کار راحتی نیست. میتوانید از این توصیهها کمک بگیرید:
۱) اگر رفتار و اخلاق نوجوان شما به گونهای است که مشکوک هستید ممکن است افسرده شده باشد، با روان شناس مشورت کنید. اگر او سالم باشد ضرر نمیکنید اما اگر افسردگیاش درمان نشود ممکن است اعتیاد و خودکشی برای او به بار بیاورد.
۲) خانواده میتواند پناه خوبی برای یک نوجوان افسرده باشد. با فرزندتان مهربان باشید و به او اجازه دهید که احساسات و افکارش را با شما در میان بگذارد. روابط خوب و محکم با نوجوانتان به شما این امکان را میدهد که در همان مراحل اولیه افسردگی از حال او با خبر شوید و بتوانید سریعتر اقدام کنید. علائم افسردگی در نوجوانتان نباید شما را ناراحت کند و مهمتر این که رفتاری پرخاشگرانه با او نداشته باشید و هرگز او را مسخره نکنید.
۳) گوش شنوا باشید. از نصیحت کردن و فرمان دادن و دعوا کردن خودداری کنید و سعی کنید در عوض به مشکلات و احساسات فرزندتان گوش کنید و بفهمید که چه چیزهایی ذهن او را درگیر خودش کرده. درباره مشکلات خانواده هم به نحوی که بر آنها تاثیر منفی نداشته باشد و آنها را نگران نکند. صحبت کنید. در عین حال فرزند خود را تشویق کنید تا احساسات خود یا هر نگرانی دیگری که دارد را هر طور میخواهد با شما در میان بگذارد.
۴) نوجوانتان را تشویق کنید مهارتهای مورد علاقهاش را یاد بگیرد.همین مهارتها میتواندبه او انگیزه تلاش برای زندگی بدهد. مثلا اگر نقاشی یا ورزش خاصی را دوست دارد به او اجازه دهید در آن زمینه پیشرفت کند. همچنین لازم است این اطمینان را در آنها ایجاد کنید که کاملاً طبیعی است گاهی بعضی چیزها را بخوبی یاد نگیرند و تنها چیزی که برای آموختن نیاز دارند، زمان و تمرین بیشتر است.
۵) موفقیت فرزندتان در یک زمینه کوچک را بزرگ کنید و بگذارید مغرور شود. این تشویق به او کمک میکند که استعداد خود را بشناسد و تلاش بیشتری برای کسب موفقیتهای بیشتر کند.
🔴 دكتر پريسا ياسمي نژاد روان شناس كودك و نوجوان
@dowrehamysartakht
والدین یک نوجوان افسرده بودن و درست و سنجیده رفتار کردن، کار راحتی نیست. میتوانید از این توصیهها کمک بگیرید:
۱) اگر رفتار و اخلاق نوجوان شما به گونهای است که مشکوک هستید ممکن است افسرده شده باشد، با روان شناس مشورت کنید. اگر او سالم باشد ضرر نمیکنید اما اگر افسردگیاش درمان نشود ممکن است اعتیاد و خودکشی برای او به بار بیاورد.
۲) خانواده میتواند پناه خوبی برای یک نوجوان افسرده باشد. با فرزندتان مهربان باشید و به او اجازه دهید که احساسات و افکارش را با شما در میان بگذارد. روابط خوب و محکم با نوجوانتان به شما این امکان را میدهد که در همان مراحل اولیه افسردگی از حال او با خبر شوید و بتوانید سریعتر اقدام کنید. علائم افسردگی در نوجوانتان نباید شما را ناراحت کند و مهمتر این که رفتاری پرخاشگرانه با او نداشته باشید و هرگز او را مسخره نکنید.
۳) گوش شنوا باشید. از نصیحت کردن و فرمان دادن و دعوا کردن خودداری کنید و سعی کنید در عوض به مشکلات و احساسات فرزندتان گوش کنید و بفهمید که چه چیزهایی ذهن او را درگیر خودش کرده. درباره مشکلات خانواده هم به نحوی که بر آنها تاثیر منفی نداشته باشد و آنها را نگران نکند. صحبت کنید. در عین حال فرزند خود را تشویق کنید تا احساسات خود یا هر نگرانی دیگری که دارد را هر طور میخواهد با شما در میان بگذارد.
۴) نوجوانتان را تشویق کنید مهارتهای مورد علاقهاش را یاد بگیرد.همین مهارتها میتواندبه او انگیزه تلاش برای زندگی بدهد. مثلا اگر نقاشی یا ورزش خاصی را دوست دارد به او اجازه دهید در آن زمینه پیشرفت کند. همچنین لازم است این اطمینان را در آنها ایجاد کنید که کاملاً طبیعی است گاهی بعضی چیزها را بخوبی یاد نگیرند و تنها چیزی که برای آموختن نیاز دارند، زمان و تمرین بیشتر است.
۵) موفقیت فرزندتان در یک زمینه کوچک را بزرگ کنید و بگذارید مغرور شود. این تشویق به او کمک میکند که استعداد خود را بشناسد و تلاش بیشتری برای کسب موفقیتهای بیشتر کند.
🔴 دكتر پريسا ياسمي نژاد روان شناس كودك و نوجوان
@dowrehamysartakht
#معما
سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند.قیمت ساعت ۳۰ هزار تومان بوده و هر کدام نفری ۱۰ هزار تومن پرداخت میکنند. تا آن ساعت را خریداری کنند...
بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش میگوید قیمت ساعت ۲۵ هزار تومان بوده.
این ۵ هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان
شاگرد ۲ هزار تومان را برای خود بر میدارد
و ۳ هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان)
حال هر کدام از آنها نفری ۹ هزار تومان پرداخت کرده اند . که ۳*۹ برابر ۲۷ میشود
این مبلغ به علاوه آن ۲ هزار تومان که پیش شاگرد است میشود ۲۹ تومان
هزار تومان باقیمانده کجاست ؟
@dowrehamysartakht
سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند.قیمت ساعت ۳۰ هزار تومان بوده و هر کدام نفری ۱۰ هزار تومن پرداخت میکنند. تا آن ساعت را خریداری کنند...
بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش میگوید قیمت ساعت ۲۵ هزار تومان بوده.
این ۵ هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان
شاگرد ۲ هزار تومان را برای خود بر میدارد
و ۳ هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان)
حال هر کدام از آنها نفری ۹ هزار تومان پرداخت کرده اند . که ۳*۹ برابر ۲۷ میشود
این مبلغ به علاوه آن ۲ هزار تومان که پیش شاگرد است میشود ۲۹ تومان
هزار تومان باقیمانده کجاست ؟
@dowrehamysartakht
📝 مەسڵەێ پێیشنان(ضرب المثل)
✍ "هەر وەسە کێووانو دوو ڕێشیا"
🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀
شرح و تفسیر؛
✅ کسێ کە وە پسا ئەخوتنێ و قسە فڕە ئەکەێ.
فارسی؛
✅ کنایە از کسی کە پرحرف است و مدام غر می زند.
@dowrehamysartakht
😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒
✍ "هەر وەسە کێووانو دوو ڕێشیا"
🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀🤷♀
شرح و تفسیر؛
✅ کسێ کە وە پسا ئەخوتنێ و قسە فڕە ئەکەێ.
فارسی؛
✅ کنایە از کسی کە پرحرف است و مدام غر می زند.
@dowrehamysartakht
😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒
#داستان_کوتاه
پدر ما در مشهد در بازارچه حاج آقا جهان مغازه طباخی داشت. و تابستانها مرا به دم دکان خود میبرد و آنجا شاگردی میکردم. و در همانجا بود که وقتی جیگی جیگی بساط نمایشش را پهن میکرد، یکی از مشتریهایش من بودم. جیگی جیگی فردی سیه چرده و لاغر بود و ساز محلی میزد. موسیقیاش شاد بود هرچند خودش غم خاصی داشت. جیگی جیگی هرگز دنبال پول نبود. در آن زمان که کودکی ۱۰-۱۲ ساله بودم، حرکات او که با ساز انجام میداد برایم شگفتانگیز بود و شاید علاقهای که به عروسک نمایشی او داشتم باعث شد بعدها سراغ تئاتر بروم.
در همان زمان بچه دیگری هم بود به نام محمدرضا که محو مضراب جیگی جیگی میشد. پدر محمدرضا قاری قرآن بود و در مغازهاش به او تمرین قرآن میداد و این کودک کسی نبود جز محمدرضا شجریان که در دوره کودکیاش هرکس صدای قرآن خواندن او را میشنید میخکوب میشد.
جیگی جیگی مطرب بود و به حرم امام رضا راهش نمیدادند اما زمانی که فوت کرد همزمان با او مردی والا مقام در مشهد درگذشت که برایش مراسم ویژهای گرفتند، اما جالب اینجا بود که پیکرهای آنها در غسالخانه با هم جابجا شد. قرار بود آن مرد والا مقام در حرم حضرت امام رضا (ع) دفن شود که هزینه بسیار بالایی هم داشت و می خواستند جیگی جیگی را که مطرب بود به قبرستانی خارج از شهر ببرند، اما وقتی پیکرهای آنها با هم جابجا شد، جیگی جیگی با مراسم خاصی در حرم امام رضا و در زیر سقاخانه اسماعیل طلا دفن شد. بعدا خانواده آن مرد والا مقام درخواست نبش قبر کردند، اما آیت الله میلانی که مرجع تقلید بود اجازه این کار را نداد و قسمت این شد که هرکه به زیارت امام رضا میرود جیگی جیگی را هم زیارت میکند.
ارسال آقای کوروش کلهر از اراک
@dowrehamysartakht
پدر ما در مشهد در بازارچه حاج آقا جهان مغازه طباخی داشت. و تابستانها مرا به دم دکان خود میبرد و آنجا شاگردی میکردم. و در همانجا بود که وقتی جیگی جیگی بساط نمایشش را پهن میکرد، یکی از مشتریهایش من بودم. جیگی جیگی فردی سیه چرده و لاغر بود و ساز محلی میزد. موسیقیاش شاد بود هرچند خودش غم خاصی داشت. جیگی جیگی هرگز دنبال پول نبود. در آن زمان که کودکی ۱۰-۱۲ ساله بودم، حرکات او که با ساز انجام میداد برایم شگفتانگیز بود و شاید علاقهای که به عروسک نمایشی او داشتم باعث شد بعدها سراغ تئاتر بروم.
در همان زمان بچه دیگری هم بود به نام محمدرضا که محو مضراب جیگی جیگی میشد. پدر محمدرضا قاری قرآن بود و در مغازهاش به او تمرین قرآن میداد و این کودک کسی نبود جز محمدرضا شجریان که در دوره کودکیاش هرکس صدای قرآن خواندن او را میشنید میخکوب میشد.
جیگی جیگی مطرب بود و به حرم امام رضا راهش نمیدادند اما زمانی که فوت کرد همزمان با او مردی والا مقام در مشهد درگذشت که برایش مراسم ویژهای گرفتند، اما جالب اینجا بود که پیکرهای آنها در غسالخانه با هم جابجا شد. قرار بود آن مرد والا مقام در حرم حضرت امام رضا (ع) دفن شود که هزینه بسیار بالایی هم داشت و می خواستند جیگی جیگی را که مطرب بود به قبرستانی خارج از شهر ببرند، اما وقتی پیکرهای آنها با هم جابجا شد، جیگی جیگی با مراسم خاصی در حرم امام رضا و در زیر سقاخانه اسماعیل طلا دفن شد. بعدا خانواده آن مرد والا مقام درخواست نبش قبر کردند، اما آیت الله میلانی که مرجع تقلید بود اجازه این کار را نداد و قسمت این شد که هرکه به زیارت امام رضا میرود جیگی جیگی را هم زیارت میکند.
ارسال آقای کوروش کلهر از اراک
@dowrehamysartakht
زمان ما تو زمستان یه بخاری تو کلاس بود اما نه برای گرم کردن ما، برای نرم کردن شیلنگ که تو دستای ما بزنن تا درکنار کار کردن بیشتر درس بخونیم.
ارسال آقای فردین قبادی
@dowrehamysartakht
ارسال آقای فردین قبادی
@dowrehamysartakht
گفتم : مادر!
گفت : جانم!
گفتم : درد دارم!
گفت : بجانم!
گفتم : خسته ام!
گفت : پریشانم!
گفتم : گرسنه ام!
گفت : بخور از سهم نانم!
گفتم : کجا بخوابم!
گفت : روى چشمانم!
مادرم تمام جانم
ارسال آقای معین سالکی
@dowrehamysartakht
گفت : جانم!
گفتم : درد دارم!
گفت : بجانم!
گفتم : خسته ام!
گفت : پریشانم!
گفتم : گرسنه ام!
گفت : بخور از سهم نانم!
گفتم : کجا بخوابم!
گفت : روى چشمانم!
مادرم تمام جانم
ارسال آقای معین سالکی
@dowrehamysartakht
معما تا جایی که شاگرد دوهزار تومان رو برای خود و سه هزار رو به آنها پس میدهد درست است اما مشکل اینجا وجود داره که وقتی نفری ۱۰۰۰ میگیرن در واقع نفری ۹۰۰۰ تومان پرداخته اند که ۹۰۰۰*۳=۲۷۰۰۰ و + ۲۰۰۰ میشه ۲۹۰۰۰ تومان!!!!
اشتباه همین جاست که نباید ۲۷ رو با ۲ جمع کرد و درواقع باید آنها رو از هم کم کرد.(۲۵+۲ تومان پول شاگرد =۲۷)
یعنی سه نفر ۳۰۰۰۰ تومان پول دادند که سه هزار تومان رو شاگرد به آنها برمیگرداند پس آنها ۲۷۰۰۰ تومان دادند که ۲۰۰۰ تومان رو شاگرد برداشته و ۲۵۰۰۰ هزار تومان رو بابت پول ساعت پرداخته اند. به همین سادگی
@dowrehamysartakht
اشتباه همین جاست که نباید ۲۷ رو با ۲ جمع کرد و درواقع باید آنها رو از هم کم کرد.(۲۵+۲ تومان پول شاگرد =۲۷)
یعنی سه نفر ۳۰۰۰۰ تومان پول دادند که سه هزار تومان رو شاگرد به آنها برمیگرداند پس آنها ۲۷۰۰۰ تومان دادند که ۲۰۰۰ تومان رو شاگرد برداشته و ۲۵۰۰۰ هزار تومان رو بابت پول ساعت پرداخته اند. به همین سادگی
@dowrehamysartakht
✍ کسانیکه به معمای امروز پاسخ درست دادن
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
♦️ خانم فیروزه سلطانی از اراک
♦️ آقای کوروش کلهر از اراک
♦️ آقای افشین احمدی از کرمانشاه
♦️ آقای محسن مرزبانی از کرمانشاه
♦️ آقای نیما اسفندیاری از کرمانشاه
♦️ آقای پوریا اسفندیاری از کرمانشاه
♦️ آقای فردین قبادی از کرمانشاه
♦️ آقای محمود مرادی از کاشان
♦️ آقای ماهان سلطانی از سرتخت
♦️ آقای سیروس زارعی از کرمانشاه
♦️ آقای فرشاد رنجبر از سرتخت
♦️ آقای امیر رضا سلیمی از مویینه
👏👏👏👏👏👏👏👏👏
@dowrehamysartakht
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
♦️ خانم فیروزه سلطانی از اراک
♦️ آقای کوروش کلهر از اراک
♦️ آقای افشین احمدی از کرمانشاه
♦️ آقای محسن مرزبانی از کرمانشاه
♦️ آقای نیما اسفندیاری از کرمانشاه
♦️ آقای پوریا اسفندیاری از کرمانشاه
♦️ آقای فردین قبادی از کرمانشاه
♦️ آقای محمود مرادی از کاشان
♦️ آقای ماهان سلطانی از سرتخت
♦️ آقای سیروس زارعی از کرمانشاه
♦️ آقای فرشاد رنجبر از سرتخت
♦️ آقای امیر رضا سلیمی از مویینه
👏👏👏👏👏👏👏👏👏
@dowrehamysartakht
💕هفت پند مولانا
شب باش : در پوشیدن خطای دیگران
زمین باش : در فروتنی
خورشیدباش : در مهر و دوستی
کوه باش : در هنگام خشم و غضب
رودباش : در سخاوت و یاری به دیگران
دریاباش : در کنار آمدن با دیگران
خودت باش : همانگونه که می نمایی..
: ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻧﮑﻨﯿﺪ:
ﺁﻧﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ…ﺩﻭﻡ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﻫﺴﺘﯿﺪ…..
همیشه یادمان باشد که نگفته ها را میتوان گفت ولی گفته ها را نمیتوان پس گرفت!..
چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ بزنی شکست با کوزه است…..
ارسال آقای حسین چنانی
@dowrehamysartakht
شب باش : در پوشیدن خطای دیگران
زمین باش : در فروتنی
خورشیدباش : در مهر و دوستی
کوه باش : در هنگام خشم و غضب
رودباش : در سخاوت و یاری به دیگران
دریاباش : در کنار آمدن با دیگران
خودت باش : همانگونه که می نمایی..
: ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻧﮑﻨﯿﺪ:
ﺁﻧﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ…ﺩﻭﻡ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﻫﺴﺘﯿﺪ…..
همیشه یادمان باشد که نگفته ها را میتوان گفت ولی گفته ها را نمیتوان پس گرفت!..
چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ بزنی شکست با کوزه است…..
ارسال آقای حسین چنانی
@dowrehamysartakht
✅بردبار بودن ! ! !
💬روزی علی (ع) یکی از غلامان خود را صدا زد، ولی او جوابی نداد بار دوم و سوم هم او را صدا کرد، اما او جواب نداد.
🔴حضرت برخاست و نزد او رفت و دید که استراحت کرده، به او فرمود:
🔹 آیا صدایم را نشنیدی؟ عرض کرد: شنیدم.
🔸حضرت فرمود: پس چرا جواب مرا ندادی؟
⚠️عرض کرد: یا علی (ع) چون از عقوبت و توبیخ و تنبیه تو، خود را در امان می دیدم و مطمئن بودم که مرا توبیخ نمی کنی، لذا سهل انگاری کردم.
⚜حضرت فرمود: تو را به خاطر خدا آزاد کردم.
ارسال آقای محمد سلطانی
@dowrehamysartakht
💬روزی علی (ع) یکی از غلامان خود را صدا زد، ولی او جوابی نداد بار دوم و سوم هم او را صدا کرد، اما او جواب نداد.
🔴حضرت برخاست و نزد او رفت و دید که استراحت کرده، به او فرمود:
🔹 آیا صدایم را نشنیدی؟ عرض کرد: شنیدم.
🔸حضرت فرمود: پس چرا جواب مرا ندادی؟
⚠️عرض کرد: یا علی (ع) چون از عقوبت و توبیخ و تنبیه تو، خود را در امان می دیدم و مطمئن بودم که مرا توبیخ نمی کنی، لذا سهل انگاری کردم.
⚜حضرت فرمود: تو را به خاطر خدا آزاد کردم.
ارسال آقای محمد سلطانی
@dowrehamysartakht