🍏کانال 🍎 سـرتخت🍏
1.35K subscribers
6.13K photos
1.17K videos
124 files
145 links
اخبار روز سرتخت📰
مطالب آموزنده📑


لطفا از ارسال پست سیاسی خودداری فرمایید

آی دی ادمین اصلی جهت ارسال هرگونه پیشنهاد یا انتقاد
👇👇👇👇👇
@ayavarisartakht
Download Telegram
متنی واقعا زیبا

"ﻣﺮﺩ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﻋﻘﻠﺶ" ﺑﻨﮕﺮ ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺛﺮﻭﺗﺶ" !!

"ﺯﻥ" ﺭﺍ ﺑﻪ‌ "ﻭﻓﺎﯾﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺟﻤﺎﻟﺶ" !!

"ﺩﻭﺳﺖ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﻣﺤﺒﺘﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﮐﻼﻣﺶ" !!

"ﻋﺎﺷﻖ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺻﺒﺮﺵ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺍﺩﻋﺎﯾﺶ" !!

"ﻣﺎﻝ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺑﺮﮐﺘﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﻣﻘﺪﺍﺭﺵ" !!

"ﺧﺎﻧﻪ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﺁﺭﺍﻣﺸﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺑﺰﺭﮔﻴﺶ" !!

"ﺩﻝ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﭘﺎﮐﯿﺶ" بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺻﺎﺣﺒﺶ" !!

"فرزند" را به "ایمانش" بنگر ؛ نه به "وفاداریش" !!

"پدر" و "مادر" را فقط ؛ بنگر !! هر چه بیشتر ؛ بهتر !!

ارسال آقای حمزه چنانی

@dowrehamysartakht
سوال هوش امروز
یک سگ، یک گربه و یک خرگوش داریم. یک ترازو هم در اختیار داریم و می خواهیم آنها را وزن کنیم. اما به روش ترکیبی! یعنی حیوانات را دو به دو بر روی ترازو قرار می دهیم و وزن آنها را اندازه می گیریم. آیا می توانید بگویید این سه حیوان، روی هم چند کیلو وزن دارند؟

@dowrehamysartakht  
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به این دلیل میگن جلوی کامیون و تریلی لاین عوض نکنین.

@dowrehamysartakht
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🍃

یادی از گذشته یادی از بچگی ها😐😂

دوقلوهای افسانه ای

گیف.طنز

🌸🍃 @dowrehamysartakht
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فکر کن توی دستشویی باشی و یهو با این صحنه روبرو بشی!

ارسال نیما اسفندیاری از کرمانشاه

@dowrehamysartakht
آورده اند که شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت كعبه رود،
با كاروانی همراه شد و چون توانایی پرداخت برای مركبی نداشت ، پیاده سفر كرده و خدمت دیگران می كرد
تا در منزلی فرود آمدند
و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت
زیر درختی ، مرد ژنده پوشی
با حالی پریشان دید و از احوال وی جویا شد، دریافت كه از خجالت اهل و عیال در عدم كسب روزی به اینجا پناه آورده است و هفته ای است كه خود و خانواده اش در گرسنگی به سر برده اند.
شیخ چند درهم اندوخته خود را
به وی داد و گفت برو ...
مرد بینوا گفت : مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم

شیخ گفت :
حج من تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف كنم به ز آنكه هفتاد بار زیارت آن بنا كنم

همه روز روزه بودن ، همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن ، سفر حجاز کردن

شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش ، طلب نیاز کردن

به خدا که هیچ کس را ، ثمر آنقدر نباشد
که به روی نا امیدی در بسته باز کردن

ارسال آقای محمد رسول رنجبر

@dowrehamysartakht
🌸شجاع ترین آدمها کیا هستند ؟🌸

معلم به بچه ها گفت :
" تو یه کاغذ بنویسید به نظرتون شجاع ترین آدما کیان ؟
بهترین متن جایزه داره "

یکی نوشته بود:
غواص که بدون محافظ تواقیانوس با کوسه ها شنامیکننه

یه نفر نوشته بود :
اونا که شب میتونن تو قبرستون بخوابن

یکی دیگه نوشته بود :
اونایی که تنها چادرمیزنن تو جنگل از حیوونا نمیترسن . و...

هر کی یه چیزی نوشته بود
💫 اما
این نوشته دست ودلشو لرزوند ، تو کاغذ نوشته شده بود :

" شجاع ترین آدما اونان کـه خجالت نمیکشن و دست پدرمادرشونو میبوسن...نه سنگ قبرشونو...!!! "

قطره اشکی بر پهنای صورت معلم دوید.به همراه زمزمه ای ...
افسوس منهم شجاع نبودم...

یادمون باشه
تو خونه ای که {بزرگترها} کوچک میشن
{کوچکترها} هرگز بزرگ نمیشن

@dowrehamysartakht
نمایی از کوه سنگه ره یل سرتخت
اردیبهشت 96

@dowrehamysartakht
فروردین 96 سرتخت

@dowrehamysartakht
📸 طرحی جالب و خلاقانه / خواب قوی تر از تو است، هنگام خستگی رانندگی نکنید.

👉 @dowrehamysartakh
🔴 روزی حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود که مرد میانسالی را در حال کار بر روی زمین کشاورزی دید

حاکم پس از دیدن آن مرد بی مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند .
روستایی بی نوا با ترس و لرز در مقابل تخت حاکم ایستاد.
به دستور حاکم لباس گران بهایی بر او پوشاندند.
حاکم گفت یک قاطر راهوار به همراه افسار و پالان خوب هم به او بدهید... حاکم که از تخت پایین آمده بود و آرام قدم میزد به مرد کشاورز گفت میتوانی بر سر کارت برگردی.
ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند، حاکم کشیده ای محکم پس گردن او نواخت!

همه حیران از آن عطا و حکمت این جفا، منتظر توضیح حاکم بودند... حاکم از کشاورز پرسید : مرا می شناسی؟
کشاورز بیچاره گفت : شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید.
حاکم گفت: آیا بیش از این مرا میشناسی؟
سکوت مرد حاکی از استیصال و درماندگی او بود.
حاکم گفت: بخاطر داری بیست سال قبل که من و تو با هم دوست بودیم، در یک شب بارانی که درِ رحمت خدا باز بود، من رو با آسمان کردم و گفتم خدایا به حقّ این باران و رحمتت، مرا حاکم نیشابور کن! و تو محکم بر گردن من زدی و گفتی که ای ساده دل! من سالهاست از خدا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزیم می خواهم، هنوز اجابت نشده، آن وقت تو حکومت نیشابور را می خواهی؟!
یک باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد...
حاکم گفت: این هم قاطر و پالانی که می خواستی، این کشیده هم تلافی همان کشیده ای که به من زدی...
فقط می خواستم بدانی که برای خدا، حکومت نیشابور یا قاطر و پالان فرق ندارد... فقط ایمان و اعتقاد من و توست که فرق دارد... از خدا بخواه، و زیاد هم بخواه...
خدا بی نهایت بخشنده و مهربان است و در بخشیدن بی انتهاست،
ولی به خواسته ات ایمان داشته باش

@dowrehamysartakht
پس از "ناگفته" پرمخاطب ترین کنسرت تاریخ موسیقی ایران، اکنون کنسرت آواز پارسی
شهرام ناظری و حافظ ناظری

👇👇👇👇
»فرصتی استثنایی«
تهیه بلیط هم اکنون در تیکت
www.tik8.com

👆👆👆👆

@dowrehamysartakht
رفتم بهزیستی طرف گفت امرتون؟


گفتم اومدم برای چند تا بچه پدری کنم،گفت خیلی عالیه



رفتم به چنتا بچه گفتم درس بخونید و کتکشون زدم و کولرم خاموش کردم


نمیدونم چرا
زنگ زدن حراست☹️☹️😂

ارسال آقای مهندس یاوری از تهران

@dowrehamysartakht
.
واران وارانه

شهرام ناظری
واران وارانه ، واران وارانه ، عزیزكم گل ریزه ریزه 
(باران بارانه، باران بارانه،عزیزم گل پر پره) 

وعده ی وهار دای عزیزكم ، یه خو پاییزه 
(تو وعده بها ر به من دادی عزیزم، این كه پاییزه) 

واران وارانه ، عزیزكم، واران وارانه 
(باران بارانه ، عزیزم، باران بارانه) 

واوارن وارانه، واران ترم كرد 
(باران بارانه ،باران خیسم كرد) 

سوزی چاو خمار عزیزكم ، له دین درم كرد 
(سبزه روی چشم خمار عزیزم، از دین به درم كرد) 

نازنین ، له دین درم كرد 
(نازنین ، از دین به درم كرد) 

شرطو له داخت عزیزكم هرگز نه خنم 
(شرط میبندم كه از غصه تو عزیزم هرگز نخندم ) 

برگی آزییتی عزیزكم، له ور نكنم 
(لباس عذا را عزیزم، از تن بیرون نیاورم) 

واران وارانه، عزیزكم، واران وارانه 
(باران بارانه، عزیزم، باران بارانه) 

واوارن وارانه، واران ترم كرد 
(باران بارانه، باران خیسم كرد) 

سوزی چاو خمار عزیزكم ، له دین درم كرد 
(سبزه روی چشم خمار عزیزم، از دین به درم كرد) 

نازنین، له دین درم كرد 
(نازنین، از دین به درم كرد) 

واران وارانه، عزیزكم، واران وارانه 
(باران بارانه، عزیزم، باران بارانه) 

شیرین شیرینم، شیرین شمامه 
(شیرین شیرینم، شیرین شمامه "شمامه نام میوه ای زیبا است درمنطقه كرمانشاه") 

ساتی نینمت عازیزكم، عمرم تمامه، نازنین ،عمرم تمامه.
( لحظه ای تو را نبینم عزیزم، عمرم تمام است، نازنین، عمرم تمام است)

ارسال آقای کوروش کلهر از اراک



@dowrehamysartakht