《ما کلمهای برای اعتقاد نداشتن به خدای یونانی زئوس نداریم و میتوان گفت که همگی ما نسبت به او خداناباور هستیم. همچنین ما هیچ کلمهای برای نامیدن فردی که طالع بین نیست نداریم. چنین کلماتی هنگامی از بین میروند که ما به سطحی از بلوغ و صداقت فکری برسیم که دیگر به اطمینان داشتن در مورد چیزهایی که به آنها مطمئن نیستیم تظاهر نکنیم》.
●سم هریس
#sam_harris
⚛ @dr_nayeri ✍
●سم هریس
#sam_harris
⚛ @dr_nayeri ✍
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●شبهعلم، بارِ اخلاقی گذاشتن روی علم است!
#دکتر_علی_نیری
شبه علم یعنی وامگیری از واژگان زیبا مثل انرژی(Energy)، کیهان(Cosmos) و شعور(Consciousness) برای منطقی جلوه دادن اعتقادات.
⚛ @dr_nayeri ✍
#دکتر_علی_نیری
شبه علم یعنی وامگیری از واژگان زیبا مثل انرژی(Energy)، کیهان(Cosmos) و شعور(Consciousness) برای منطقی جلوه دادن اعتقادات.
⚛ @dr_nayeri ✍
Forwarded from 🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
«تربیت آزاد اندیشان».pdf
6.7 MB
📗کتاب تربیت آزاد اندیشان
🌱راهنمای کاربردی پرورش کودکان فارغ از اصول مذهبی
♨️حتما بخوانید و با دوستان خود این اثر نفیس را به اشتراک بگذارید.
⚛ @dr_nayeri ✍
🌱راهنمای کاربردی پرورش کودکان فارغ از اصول مذهبی
♨️حتما بخوانید و با دوستان خود این اثر نفیس را به اشتراک بگذارید.
⚛ @dr_nayeri ✍
Forwarded from پارادیگما: مطالعات علم و فناوری
✒ زوال سیاسی و اختناق، زمینه ظهور فرقه های جدید مذهبی
✔برخی جامعه شناسان بر این باورند که در شرایط زوال سیاسی و اجتماعی، میل به ظهور منجی در جامعه به گونه کاملا معناداری افزایش می یابد. در چنین شرایطی ، به خصوص در بین بدنه مذهبی جامعه، دعاوی خدایی و پیامبری و امام غایب بودن از هر سو شنیده می شود و هر یک از این منجیان آخرالزمانی یا راهبران عرفانی خود را تنها راه نجات می نامند. این مساله در سالهای اخیر در ایران نیز روز به روز در حال گسترش بوده و ظهور فرقه های مذهبی و یا عرفانی و یا مدعیان خدایی یا امام زمانی تبدیل به یک روال عادی شده است. اگر دهه های پیش از انقلاب مدعیان امامت نظیر سید غضنفر وزیری ظهور می کردند پس از انقلاب اسلامی افرادی مانند ابراهیم میرزایی ، ایلیا میم یا احمد الحسن یا دکتر سایان و بسیاری دیگر ظاهر شده اند و هر یک خود را مرشد و راهبر یا حتی منجی آخرالزمان ، سبیل حق و عدالت و راه نجات می دانند. شکل گیری چنین فرقه ها و گروه های مذهبی و میل به ظهور منجی در شرایط بن بست سیاسی و اختناق، به ما چه می گوید؟
🌐این برنامه را از طریق فیس بوک و اینستاگرام و همچنین وبسایت توانا مشاهده خواهید کرد.
✔برخی جامعه شناسان بر این باورند که در شرایط زوال سیاسی و اجتماعی، میل به ظهور منجی در جامعه به گونه کاملا معناداری افزایش می یابد. در چنین شرایطی ، به خصوص در بین بدنه مذهبی جامعه، دعاوی خدایی و پیامبری و امام غایب بودن از هر سو شنیده می شود و هر یک از این منجیان آخرالزمانی یا راهبران عرفانی خود را تنها راه نجات می نامند. این مساله در سالهای اخیر در ایران نیز روز به روز در حال گسترش بوده و ظهور فرقه های مذهبی و یا عرفانی و یا مدعیان خدایی یا امام زمانی تبدیل به یک روال عادی شده است. اگر دهه های پیش از انقلاب مدعیان امامت نظیر سید غضنفر وزیری ظهور می کردند پس از انقلاب اسلامی افرادی مانند ابراهیم میرزایی ، ایلیا میم یا احمد الحسن یا دکتر سایان و بسیاری دیگر ظاهر شده اند و هر یک خود را مرشد و راهبر یا حتی منجی آخرالزمان ، سبیل حق و عدالت و راه نجات می دانند. شکل گیری چنین فرقه ها و گروه های مذهبی و میل به ظهور منجی در شرایط بن بست سیاسی و اختناق، به ما چه می گوید؟
🌐این برنامه را از طریق فیس بوک و اینستاگرام و همچنین وبسایت توانا مشاهده خواهید کرد.
Forwarded from مِهبانگ ، دکتر علی نیری Mehbang
«درماندگیِ آموخته شده» چیست؟
مارتین سلیگمن و همکارانش در دهه 60 میلادی در دانشگاه آکسفورد بر روی واکنش سگها به شوک الکتریکی مطالعه میکردند. در این پژوهش سگها در قفسی مخصوص قرار میگرفتند سپس از کف قفس به آنها شوک داده میشد. دسته اول سگها قبل از شروع شوک یک زنگ هشدار میشنیدند اما دسته دوم بدون هشدار مورد شوک قرار می گرفتند.
سگها برای نجات پیدا کردن، کافی بود از روی دیوارهی کوتاه بپرند و به سمت دیگر بروند. دستهی اول که هیچ تجربهای از شوک نداشتند خیلی زود راه فرار را پیدا کردند و از روی دیواره پریدند. دسته دوم سگها که یاد گرفته بودند با پوزهی خود شوک را قطع کنند، این بار هم خیلی زود متوجه شدند که با پریدن از دیواره میتوانند خود را نجات دهند. اماجالب اینجا بود که بیشتر سگهای دسته سوم که در مرحله قبل هیچ راه نجاتی برای فرار از شوک نداشتند، این بار هم برای فرار کاری نکردند. آنها روی کف برق دار قفس خوابیدند و شروع به زوزه کشیدن کردند!
مارتین سلیگمن نام این وضعیت سگهای نالان را «درماندگیِ آموخته شده» گذاشت. سگها چون در مرحلهی قبل بارها تلاششان برای نجات با شکست مواجه شده بود، فکر میکردند که این بار نیز هیچ راهی برای فرار ندارند. آنها نالان رنج شوکالکتریکی را تحمل میکردند تا تمام شود.
با انجام آزمایشهای دیگر سلیگمن متوجه شد که این وضعیت درباره انسانها و حتی جامعهی انسانی نیز صادق است. سلیگمن پی برد که درماندگی آموخته شده میتواند از مهمترین دلایل افسردگی باشد. او درماندگی آموخته شده را به دو دسته تقسیم کرد عمومی و فردی. درماندگی عمومی حالتی است که فرد شرایط، جامعه و دیگران را مقصر شکست میداند و در درماندگی فردی، شخص خودش را سرزنش میکند که برخلاف دیگران توانایی انجام کاری را ندارد.
«فلاکت آموخته شده یا learned helplessness یکی از اثرات جدی در عدم موفقیت افراد/ملل شناخته میشود. اگر شخص/گروه/ملت به درماندگی خو کرد یاد گرفت که فلاکتش درمانی ندارد، دست از تلاش میکشد.
درماندگی آموخته شده آیا تجربهی آشنایی نیست؟
@Mehbaang 🌱بانگِ خرَد و دانش
bit.ly/2QR0qvU
مارتین سلیگمن و همکارانش در دهه 60 میلادی در دانشگاه آکسفورد بر روی واکنش سگها به شوک الکتریکی مطالعه میکردند. در این پژوهش سگها در قفسی مخصوص قرار میگرفتند سپس از کف قفس به آنها شوک داده میشد. دسته اول سگها قبل از شروع شوک یک زنگ هشدار میشنیدند اما دسته دوم بدون هشدار مورد شوک قرار می گرفتند.
سگها برای نجات پیدا کردن، کافی بود از روی دیوارهی کوتاه بپرند و به سمت دیگر بروند. دستهی اول که هیچ تجربهای از شوک نداشتند خیلی زود راه فرار را پیدا کردند و از روی دیواره پریدند. دسته دوم سگها که یاد گرفته بودند با پوزهی خود شوک را قطع کنند، این بار هم خیلی زود متوجه شدند که با پریدن از دیواره میتوانند خود را نجات دهند. اماجالب اینجا بود که بیشتر سگهای دسته سوم که در مرحله قبل هیچ راه نجاتی برای فرار از شوک نداشتند، این بار هم برای فرار کاری نکردند. آنها روی کف برق دار قفس خوابیدند و شروع به زوزه کشیدن کردند!
مارتین سلیگمن نام این وضعیت سگهای نالان را «درماندگیِ آموخته شده» گذاشت. سگها چون در مرحلهی قبل بارها تلاششان برای نجات با شکست مواجه شده بود، فکر میکردند که این بار نیز هیچ راهی برای فرار ندارند. آنها نالان رنج شوکالکتریکی را تحمل میکردند تا تمام شود.
با انجام آزمایشهای دیگر سلیگمن متوجه شد که این وضعیت درباره انسانها و حتی جامعهی انسانی نیز صادق است. سلیگمن پی برد که درماندگی آموخته شده میتواند از مهمترین دلایل افسردگی باشد. او درماندگی آموخته شده را به دو دسته تقسیم کرد عمومی و فردی. درماندگی عمومی حالتی است که فرد شرایط، جامعه و دیگران را مقصر شکست میداند و در درماندگی فردی، شخص خودش را سرزنش میکند که برخلاف دیگران توانایی انجام کاری را ندارد.
«فلاکت آموخته شده یا learned helplessness یکی از اثرات جدی در عدم موفقیت افراد/ملل شناخته میشود. اگر شخص/گروه/ملت به درماندگی خو کرد یاد گرفت که فلاکتش درمانی ندارد، دست از تلاش میکشد.
درماندگی آموخته شده آیا تجربهی آشنایی نیست؟
@Mehbaang 🌱بانگِ خرَد و دانش
bit.ly/2QR0qvU
Forwarded from مِهبانگ ، دکتر علی نیری Mehbang
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برشی از برنامه ✒️ زوال سیاسی و اختناق، زمینهی ظهور فرقههای جدید مذهبی
⭕️کانال «مطالعاتِ علم» را به دوستداران علم معرفی کنید:
@thermophil
⭕️کانال «مطالعاتِ علم» را به دوستداران علم معرفی کنید:
@thermophil
《به طور تاریخی، هرگاه انسان به علت نبود دانش، ناتوان از دریافتن رویداد مورد بررسی، میشد، "خدای نبود دانایی(God of Gaps)" را برای پر نمودن جای خالی دانش خویش میساخت. دریانوردی که از ستاره شناسی چیزی نمیدانست، خورشید گرفتی را نشانهای از سوی خدا تفسیر مینمود. مادری، نا آگاه از بودن ویروسها و میکرو ارگانیسمها، بیماری دخترش را خشم خدا، یا شاید خشم اهریمن میدانست. کشاورز قرن چهاردهمی، نابودی حاصل زمینهای خود را، از گناه خانواده و خودش میدانست. نا آگاه از فرگشت بیولوژیک، انسان قرون وسطی پیچیدگی پیکر خویش را نشانهی آفرینش خدا میدانست. شکاف بزرگتر در درک علمی، نیاز تاریخی بزرگتر به یک معجزه گر "خداوند کمبود دانش" دارد.
چرا باران میبارد؟ چون خدا میخواهد.
چرا باد میآید؟ چون خدا فرمان میدهد.
چرا آسمان آبی است؟ چون خدا فرمان داده است.
چرا خورشید میتابد؟ چون خدا فرمان داده است.
همهی این پرسشها دارای پاسخهای ارزشمند علمی هستند. ولی انسان پیش از رنسانس، در دورهای زندگی میکرد، که خرافات بر خردورزی منطقی چیره و زمانی که شخصی توضیح علمی میداد از سوی کارگزاران دین، تا نزدیک مردن شکنجه میشد》.
کتاب جهان بیخدا نوشته دیوید مایلز صفحه ۹۱ و ۹۲
https://t.me/dr_nayeri/11856?single
⚛ @dr_nayeri ✍🏼
چرا باران میبارد؟ چون خدا میخواهد.
چرا باد میآید؟ چون خدا فرمان میدهد.
چرا آسمان آبی است؟ چون خدا فرمان داده است.
چرا خورشید میتابد؟ چون خدا فرمان داده است.
همهی این پرسشها دارای پاسخهای ارزشمند علمی هستند. ولی انسان پیش از رنسانس، در دورهای زندگی میکرد، که خرافات بر خردورزی منطقی چیره و زمانی که شخصی توضیح علمی میداد از سوی کارگزاران دین، تا نزدیک مردن شکنجه میشد》.
کتاب جهان بیخدا نوشته دیوید مایلز صفحه ۹۱ و ۹۲
https://t.me/dr_nayeri/11856?single
⚛ @dr_nayeri ✍🏼
Telegram
🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
درک صحیح از مفهوم "تفکر انتقادی" یا آنچه در انگلیسی "critical thinking" گفته می شود...
کتاب درآمدی بر تفکر انتقادی نوشته حسن قاضی مرادی صفحه 15
⚛ @dr_nayeri ✍🏼
کتاب درآمدی بر تفکر انتقادی نوشته حسن قاضی مرادی صفحه 15
⚛ @dr_nayeri ✍🏼
《خطر ایمان دینی، این است که آدمیان عادی را وا میدارد تا میوههای جنون را بچینند و آنها را مقدس تلقی کنند؛ تمدن هنوز در محاصرهی لشکریان احمق است زیرا هنوز به کودکان تعلیم میدهند که گزاره های دینی، برخلاف گزارههای دیگر محتاج توجیه نیستند. حتی امروزه مردم همدیگر را به خاطر ادبیات باستانی می کشند. در تصور چه کسی می گنجد که این تراژدی پوچی رخ دهد؟》.
● سم هریس، عصبشناس و فیلسوفشکگرا
#Sam_Harris
⚛ @dr_nayeri ✍
● سم هریس، عصبشناس و فیلسوفشکگرا
#Sam_Harris
⚛ @dr_nayeri ✍
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
●سخنان عدهای از دانشمندان که اعتقاد به ادیان را ترک کردهاند : جیمز رندی، نیل تایسون، استیون هاوکینگ، سم هریس، شان کرول، ریچارد داوکینز. از زبان خودشان بشنوید.
⚛ @dr_nayeri ✍
⚛ @dr_nayeri ✍