🔶 رقص بر ویرانهها؛ چرا بخشی از دیاسپورا برای جنگ شادی میکند؟
🔻 گزارشی از الینا فرهادی
از زمان آغاز حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، کاربران بسیاری در داخل کشور در شبکههای اجتماعی از روزها و شبهایی نوشتهاند که با اضطراب و نگرانی میگذرند. برخی از صدای انفجارها، نگرانی برای امنیت خانوادهها و ترس کودکان نوشتهاند. برخی دیگر از نگرانی از آینده، گسترش دامنه جنگ و روند فرسایشی آن گفتهاند.
اما در حالی که مردم داخل ایران در وحشت حملات هوایی مداوم بهسر میبرند، تصاویر و ویدئوهایی از شهرهای اروپایی و آمریکایی در شبکههای اجتماعی منتشر میشود که بخشی از دیاسپورا را در خیابانهای شهرهای اروپایی و آمریکایی در حال برگزاری تجمعاتی همراه با رقص و آواز نشان میدهد.
این تضاد رفتاری، موجی از نقدهای تند را در شبکههای اجتماعی برانگیخته است. منتقدان در توئیتر با هشتگهایی نظیر #بیوطن و #جنگطلبی، این رفتار را "وقاحت اخلاقی" و "سادیسم سیاسی" نامیدهاند.
در مقابل، موافقان این شادیها معتقدند که این نه جشن برای مرگ هموطن، بلکه "جشن پایان یک کابوس ۴۷ ساله" و تنها راه فروپاشی ساختار سرکوب است.
به عقیده متخصصان سلامت روان، برای فهم این واکنشها ابتدا باید پیچیدگیهای روانشناسی "دیاسپورای ایرانی" را کالبدشکافی کرد.
در تحلیل این تمایل به مداخله خارجی، صبا آلاله به "ناتوانی جمعی" اشاره میکند و به دلیل سلب امید از امکان تغییر و اصلاح درونی، به سمت عوامل و قدرتهای خارجی متمایل میگردد. در این مرحله، ذهن دچار "سوگیری شناختی" یا روانی میشود، بدین معنا که فرد تمام اقدامات آن قدرت خارجی را در چارچوب "رهایی" معنا میکند.
اورال حاتمی اما ابراز شادمانی از جنگ را نشانه یک آسیب عمیقتر میداند: «این رفتار مسئله "فقر اخلاق اجتماعی" را به عنوان یک واقعیت جامعهشناختی عیان کرد.
@dw_farsi
🔻 گزارشی از الینا فرهادی
از زمان آغاز حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، کاربران بسیاری در داخل کشور در شبکههای اجتماعی از روزها و شبهایی نوشتهاند که با اضطراب و نگرانی میگذرند. برخی از صدای انفجارها، نگرانی برای امنیت خانوادهها و ترس کودکان نوشتهاند. برخی دیگر از نگرانی از آینده، گسترش دامنه جنگ و روند فرسایشی آن گفتهاند.
اما در حالی که مردم داخل ایران در وحشت حملات هوایی مداوم بهسر میبرند، تصاویر و ویدئوهایی از شهرهای اروپایی و آمریکایی در شبکههای اجتماعی منتشر میشود که بخشی از دیاسپورا را در خیابانهای شهرهای اروپایی و آمریکایی در حال برگزاری تجمعاتی همراه با رقص و آواز نشان میدهد.
این تضاد رفتاری، موجی از نقدهای تند را در شبکههای اجتماعی برانگیخته است. منتقدان در توئیتر با هشتگهایی نظیر #بیوطن و #جنگطلبی، این رفتار را "وقاحت اخلاقی" و "سادیسم سیاسی" نامیدهاند.
در مقابل، موافقان این شادیها معتقدند که این نه جشن برای مرگ هموطن، بلکه "جشن پایان یک کابوس ۴۷ ساله" و تنها راه فروپاشی ساختار سرکوب است.
به عقیده متخصصان سلامت روان، برای فهم این واکنشها ابتدا باید پیچیدگیهای روانشناسی "دیاسپورای ایرانی" را کالبدشکافی کرد.
در تحلیل این تمایل به مداخله خارجی، صبا آلاله به "ناتوانی جمعی" اشاره میکند و به دلیل سلب امید از امکان تغییر و اصلاح درونی، به سمت عوامل و قدرتهای خارجی متمایل میگردد. در این مرحله، ذهن دچار "سوگیری شناختی" یا روانی میشود، بدین معنا که فرد تمام اقدامات آن قدرت خارجی را در چارچوب "رهایی" معنا میکند.
اورال حاتمی اما ابراز شادمانی از جنگ را نشانه یک آسیب عمیقتر میداند: «این رفتار مسئله "فقر اخلاق اجتماعی" را به عنوان یک واقعیت جامعهشناختی عیان کرد.
@dw_farsi
DW
رقص بر ویرانهها؛ چرا بخشی از دیاسپورا برای جنگ شادی میکند؟
از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائيل علیه ایران، در شبکههای اجتماعی دو تصویر کاملا متفاوت از یک واقعیت مشترک دیده میشود؛ تصاویری که از دو جهان متفاوت روایت میشوند: اندوه و نگرانی عدهای در مقابل رقص و شادی عدهای دیگر.
👍266👎43❤17😁1💔1