🎓جان دادن نظام آموزش مديريت در ايران
فوق ديپلم دارند اما خود را دکتر ميدانند!
اين سالها افزايش بيحساب و کتاب ظرفيت دورههاي مقاطع تحصيلات تکميلي (ارشد و دکتري) و صدور مجوز برگزاري دورههاي کوتاهمدت بيارزش يا کمارزش تحت عناوين MBA و DBA، توهم دانايي ايجاد کرده و نظام آموزش مديريت در ايران در حال جان دادن است.
...اين روزها سازمانهاي ايراني آکنده از دکتر و فوق ليسانسه مديريت (يا ساير رشته هاي دانشگاهي) شدهاند. برخي از دانش آموختگان MBAو DBA در دورههاي مشابه تدريس هم ميکنند و خود را مزين به عنوان استادي هم کردهاند و در حال پرورش افرادي مانند خود هستند. متأسفانه بحران دومينووار درحال تشديد است. اين سالها افزايش بيحساب و کتاب ظرفيت دورههاي مقاطع تحصيلات تکميلي (ارشد و دکتري) و صدور مجوز برگزاري دورههاي کوتاهمدت بيارزش يا کمارزش تحت عناوين MBAو DBA، توهم دانايي ايجاد کرده و نظام آموزش مديريت در ايران در حال جان دادن است. نظام آموزش مديريت، مغز نظام مديريت است؛ بنابراين اکنون آثار منفي نابهنجاريهاي اين مغز رو به زوال در کالبد نيمهجان مديريت کشور ظهور کرده و به تدريج بيشتر هم خواهد شد.
آيا کسي جرأت خواهد کرد اين بازي را بر هم بزند و کيفيگرايي و استانداردهاي حقيقي را جايگزين بلبشوي فعلي کند؟ اگر اوضاع بهتر از قبل نميشود؛ پس لطفاً اقلاً اوضاع را به حالت قبل بازگردانيد!
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 اینجا
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
فوق ديپلم دارند اما خود را دکتر ميدانند!
اين سالها افزايش بيحساب و کتاب ظرفيت دورههاي مقاطع تحصيلات تکميلي (ارشد و دکتري) و صدور مجوز برگزاري دورههاي کوتاهمدت بيارزش يا کمارزش تحت عناوين MBA و DBA، توهم دانايي ايجاد کرده و نظام آموزش مديريت در ايران در حال جان دادن است.
...اين روزها سازمانهاي ايراني آکنده از دکتر و فوق ليسانسه مديريت (يا ساير رشته هاي دانشگاهي) شدهاند. برخي از دانش آموختگان MBAو DBA در دورههاي مشابه تدريس هم ميکنند و خود را مزين به عنوان استادي هم کردهاند و در حال پرورش افرادي مانند خود هستند. متأسفانه بحران دومينووار درحال تشديد است. اين سالها افزايش بيحساب و کتاب ظرفيت دورههاي مقاطع تحصيلات تکميلي (ارشد و دکتري) و صدور مجوز برگزاري دورههاي کوتاهمدت بيارزش يا کمارزش تحت عناوين MBAو DBA، توهم دانايي ايجاد کرده و نظام آموزش مديريت در ايران در حال جان دادن است. نظام آموزش مديريت، مغز نظام مديريت است؛ بنابراين اکنون آثار منفي نابهنجاريهاي اين مغز رو به زوال در کالبد نيمهجان مديريت کشور ظهور کرده و به تدريج بيشتر هم خواهد شد.
آيا کسي جرأت خواهد کرد اين بازي را بر هم بزند و کيفيگرايي و استانداردهاي حقيقي را جايگزين بلبشوي فعلي کند؟ اگر اوضاع بهتر از قبل نميشود؛ پس لطفاً اقلاً اوضاع را به حالت قبل بازگردانيد!
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 اینجا
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
جان دادن نظام آموزش مدیریت در ایران
فوق دیپلم دارند اما خود را دکتر میدانند! این سالها افزایش بیحساب و کتاب ظرفیت دورههای مقاطع تحصیلات تکمیلی (ارشد و دکتری) و صدور مجوز برگزاری دورههای کوتاهمدت بیارزش یا کمارزش تحت عناوین MBA و
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی
🎥 #کودکهمسری و افزایش نگرانیها درباره «کودک مادر» و «کودک مطلقه» / اعتمادآنلاین
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
🎥 #کودکهمسری و افزایش نگرانیها درباره «کودک مادر» و «کودک مطلقه» / اعتمادآنلاین
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
🔻مکانيزمهاي باز توليد خشونت در مدارس
بهمن حوري زاد، عضو هيات علمي دانشگاه کسرا با بيان اينکه محتواي سنگين کتابهاي درسي و تکاليف زياد بيشتر از جنس #خشونت زايي براي #دانشآموزان است، گفت: مدرسه و برنامه درسي پنهان را به عنوان جعبه سياه آموزش و پرورش بايد بازخواني کرد. آنچه در کلاس درس اتفاق ميافتد جعبه سياه آموزش و پرورش است.
دانشآموزي که رفتار خشن را از مدير و معلم مشاهده ميکند، آسيب ميبيند و بچههايي که شاهد خشونت هستند نيز آسيب ميبينند و همين موضوع باعث ميشود تا دانشآموز خشونت را فرا بگيرد، براي خشونتزدايي در مدارس چه کردهايم؟ مدرسه و برنامه درسي پنهان را به عنوان جعبه سياه آموزش و پرورش بايد بازخواني کرد آنچه در کلاس درس اتفاق ميافتد جعبه سياه آموزش و پرورش است.
حوري زاد افزود: برنامه درسي حرفي براي آموزش صلح ندارد و بيشتر از جنس خشونت زايي است؛ حجم زياد #کتابهاي_درسي و حجم تکاليف زياد و فشاري که به کودک وارد ميکند او را از درس خواندن منزجر ميکند؛ از سوي ديگر ناکارآمدي روشهاي تاريخ مصرف گذشته، کنکور، رقابت، ارتباطات نامطلوب، حجم زياد کتابها، معماري نامناسب فضاهاي آموزشي، بيعدالتي در مدرسه، دانشآموزان ساکت و بي حرکت و چيدمان صندلي و ميز و نيمکتها در شکلگيري خشونت در فضاي مدرسه تأثير دارند.
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها 👈اینجا
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
بهمن حوري زاد، عضو هيات علمي دانشگاه کسرا با بيان اينکه محتواي سنگين کتابهاي درسي و تکاليف زياد بيشتر از جنس #خشونت زايي براي #دانشآموزان است، گفت: مدرسه و برنامه درسي پنهان را به عنوان جعبه سياه آموزش و پرورش بايد بازخواني کرد. آنچه در کلاس درس اتفاق ميافتد جعبه سياه آموزش و پرورش است.
دانشآموزي که رفتار خشن را از مدير و معلم مشاهده ميکند، آسيب ميبيند و بچههايي که شاهد خشونت هستند نيز آسيب ميبينند و همين موضوع باعث ميشود تا دانشآموز خشونت را فرا بگيرد، براي خشونتزدايي در مدارس چه کردهايم؟ مدرسه و برنامه درسي پنهان را به عنوان جعبه سياه آموزش و پرورش بايد بازخواني کرد آنچه در کلاس درس اتفاق ميافتد جعبه سياه آموزش و پرورش است.
حوري زاد افزود: برنامه درسي حرفي براي آموزش صلح ندارد و بيشتر از جنس خشونت زايي است؛ حجم زياد #کتابهاي_درسي و حجم تکاليف زياد و فشاري که به کودک وارد ميکند او را از درس خواندن منزجر ميکند؛ از سوي ديگر ناکارآمدي روشهاي تاريخ مصرف گذشته، کنکور، رقابت، ارتباطات نامطلوب، حجم زياد کتابها، معماري نامناسب فضاهاي آموزشي، بيعدالتي در مدرسه، دانشآموزان ساکت و بي حرکت و چيدمان صندلي و ميز و نيمکتها در شکلگيري خشونت در فضاي مدرسه تأثير دارند.
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها 👈اینجا
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
مکانیزمهای باز تولید خشونت در مدارس
یک استاد دانشگاه با بیان اینکه محتوای سنگین کتابهای درسی و تکالیف زیاد بیشتر از جنس خشونت زایی برای دانشآموزان است، گفت: مدرسه و برنامه درسی پنهان را به عنوان جعبه سیاه آموزش و پرورش باید بازخوانی ک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی
فیلم کوتاه
زود قضاوت نکنیم...
#فیلمهای پیرامون #تعلیم_تربیت
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
فیلم کوتاه
زود قضاوت نکنیم...
#فیلمهای پیرامون #تعلیم_تربیت
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
📚 نقل قول از نیویورک تایمز و والاستریت ژورنال درباره فواید حجاب و تشکیل گشت پوشش توسط پلیس نیویورک!
در #کتاب_درسی «پیامهای آسمان» پایه هفتم نوشته شده برخی نشریات معتبر غربی در گزارشهای خود مطالبی درباره فواید حجاب منتشر کردهاند.
نویسندگان کتاب درسی با استناد به مقالهای با عنوان «امنیت زنان در اسلام» که مدعیاند در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده درباره فواید حجاب و ایجاد امنیت برای زنان نوشتهاند و و به نقل از وال استریت مدعی شدهاند «پلیس در نیویورک، واحدهای گشتی مخصوص تذکر به زنان بدپوشش تاسیس کرده است.»
به نقل از کانال فکتنامه نه در والاستریت ژورنال و نه در هیچ نشریه دیگری نشانی از خبر تاسیس «واحد گشتی مخصوص تذکر به زنان بدپوشش» در نیویورک نیست.
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
در #کتاب_درسی «پیامهای آسمان» پایه هفتم نوشته شده برخی نشریات معتبر غربی در گزارشهای خود مطالبی درباره فواید حجاب منتشر کردهاند.
نویسندگان کتاب درسی با استناد به مقالهای با عنوان «امنیت زنان در اسلام» که مدعیاند در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده درباره فواید حجاب و ایجاد امنیت برای زنان نوشتهاند و و به نقل از وال استریت مدعی شدهاند «پلیس در نیویورک، واحدهای گشتی مخصوص تذکر به زنان بدپوشش تاسیس کرده است.»
به نقل از کانال فکتنامه نه در والاستریت ژورنال و نه در هیچ نشریه دیگری نشانی از خبر تاسیس «واحد گشتی مخصوص تذکر به زنان بدپوشش» در نیویورک نیست.
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
⭕️عالم بودن، معلم بودن یک شرف است ، یک افتخار است و عزت نفس خود را برای اینکه حق ام را نمی دهند نباید از دست داد و کرنش کرد .
🔹انسان یک شرف اش این است که اگر فقیر هم هست عزت نفس اش را حفظ کند. علی بن ابیطالب در نهج البلاغه جمله ای دارند که می گویند: "چقدر نیک است که ثروتمندان در برابر فقرا، تواضع و فروتنی کنند و از آن زیباتر اینکه فقرا در برابر اغنیا کبر بورزند". انسان اگر از لحاظ مادی هم افت بکند نباید عزت نفس اش را از دست بدهد. این نوع عجز و لابه ها با عزت نفس یک انسان منافات دارد. این معنایش این نیست که تو نباید بروی حق ات را بگیری، تو باید بروی از آن وزیر ، از آن کسی که رئیس اداره ات هست، از هرکس که هست باید بروی حق ات را بگیری ولی چنان بگیری که عزت نفس ات محفوظ بماند. خفیف نکن خودت را، خفیف نکن. حالا اوضاع و احوال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشورم چنان شده که حق من استیفا نمی شود ، اما من هنوز معتقدم که عالم بودن، #معلم بودن یک شرف است ، یک افتخار است و عزت نفس ام را به خاطر اینکه حق ام را نمی دهند از دست نمی دهم و بنابراین کرنش نمی کنم.
🔹من خودم هم معلم ام، همسرم هم معلم است و شرف ام هم به این است که معلم ام، من هیچ چیز را بهتر از معلمی دوست ندارم، اما می گویم ما معلمان باید عزت نفس مان را حفظ کنیم. حتی صورت خودمان را با سیلی سرخ نگه داریم برای اینکه دیگران فکر نکنند که حالا چون حقوق ما کم است، عزت نفس مان را هم از دست داده ایم ؛ آن وقت با ما رفتاری بکنن که نه فقط مادیت نداشته باشیم ، معنویت مان را هم از دست بدهیم.
🔹بنابراین معلمان باید جوری رفتار کنند که کاملاً عزت نفس از حرکات و سکنات شان ببارد و کسی به طمع نیفتد که به یک معلمی بگوید آقا بعد از ظهر ها بیا در مغازه من. این برای یک معلم بد است.معلم باید فقر را تحمل بکند و البته حق اش را بگیرد.
🔹بالاخره هر چیزی در جهان هزینه هایی دارد، هیچ اشکالی ندارد.به گفته ی نیما یوشیج :" تا چیزها ندهی چیزکی به تو نمی دهند". جهان قاعده اش این است. توجه به هر چیزی، روی کردن به هر چیزی، فقط به قیمت پشت کردن به بقیه است، اگر من توجه به علم کردم یکی از چیزها که باید به آن پشت بکنم ثروت است. اگر این را بگویی و بگویی که این وضع لباس مندرس ام هم هزینه ای است که برای علم آموزی دارم می پردازم و افتخار هم می کنم؛ این اشکالی ندارد. نه اینکه برعکس برود بگوید: مردم آخر و عاقبت علم این است! بروید از اول شاگرد مغازه بشوید، چهار صباح دیگر هم یک مغازه ای و یک حجره ای و... این ها. این که اشکالی ندارد اگر لباست همان لباس مندرس است که می پوشی، اشکال ندارد اما به شرط اینکه سند افتخار خودت بدانی، نه سند و مدرک برای ذلت و خفت.
➖مصطفی ملکیان،مصاحبه ای پیرامون نیازها و وظایف معلمان،گفتگوی حمید جعفری،اردیبهشت 94
🆔 @eduarticle
🔹انسان یک شرف اش این است که اگر فقیر هم هست عزت نفس اش را حفظ کند. علی بن ابیطالب در نهج البلاغه جمله ای دارند که می گویند: "چقدر نیک است که ثروتمندان در برابر فقرا، تواضع و فروتنی کنند و از آن زیباتر اینکه فقرا در برابر اغنیا کبر بورزند". انسان اگر از لحاظ مادی هم افت بکند نباید عزت نفس اش را از دست بدهد. این نوع عجز و لابه ها با عزت نفس یک انسان منافات دارد. این معنایش این نیست که تو نباید بروی حق ات را بگیری، تو باید بروی از آن وزیر ، از آن کسی که رئیس اداره ات هست، از هرکس که هست باید بروی حق ات را بگیری ولی چنان بگیری که عزت نفس ات محفوظ بماند. خفیف نکن خودت را، خفیف نکن. حالا اوضاع و احوال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشورم چنان شده که حق من استیفا نمی شود ، اما من هنوز معتقدم که عالم بودن، #معلم بودن یک شرف است ، یک افتخار است و عزت نفس ام را به خاطر اینکه حق ام را نمی دهند از دست نمی دهم و بنابراین کرنش نمی کنم.
🔹من خودم هم معلم ام، همسرم هم معلم است و شرف ام هم به این است که معلم ام، من هیچ چیز را بهتر از معلمی دوست ندارم، اما می گویم ما معلمان باید عزت نفس مان را حفظ کنیم. حتی صورت خودمان را با سیلی سرخ نگه داریم برای اینکه دیگران فکر نکنند که حالا چون حقوق ما کم است، عزت نفس مان را هم از دست داده ایم ؛ آن وقت با ما رفتاری بکنن که نه فقط مادیت نداشته باشیم ، معنویت مان را هم از دست بدهیم.
🔹بنابراین معلمان باید جوری رفتار کنند که کاملاً عزت نفس از حرکات و سکنات شان ببارد و کسی به طمع نیفتد که به یک معلمی بگوید آقا بعد از ظهر ها بیا در مغازه من. این برای یک معلم بد است.معلم باید فقر را تحمل بکند و البته حق اش را بگیرد.
🔹بالاخره هر چیزی در جهان هزینه هایی دارد، هیچ اشکالی ندارد.به گفته ی نیما یوشیج :" تا چیزها ندهی چیزکی به تو نمی دهند". جهان قاعده اش این است. توجه به هر چیزی، روی کردن به هر چیزی، فقط به قیمت پشت کردن به بقیه است، اگر من توجه به علم کردم یکی از چیزها که باید به آن پشت بکنم ثروت است. اگر این را بگویی و بگویی که این وضع لباس مندرس ام هم هزینه ای است که برای علم آموزی دارم می پردازم و افتخار هم می کنم؛ این اشکالی ندارد. نه اینکه برعکس برود بگوید: مردم آخر و عاقبت علم این است! بروید از اول شاگرد مغازه بشوید، چهار صباح دیگر هم یک مغازه ای و یک حجره ای و... این ها. این که اشکالی ندارد اگر لباست همان لباس مندرس است که می پوشی، اشکال ندارد اما به شرط اینکه سند افتخار خودت بدانی، نه سند و مدرک برای ذلت و خفت.
➖مصطفی ملکیان،مصاحبه ای پیرامون نیازها و وظایف معلمان،گفتگوی حمید جعفری،اردیبهشت 94
🆔 @eduarticle
Telegraph
دیدگاه کاربران
👤 ۰ دیدگاه ثبت شده است. 💬 Send Comment | ثبت دیدگاه 💬
🖌 #حکایتها ، تاریخی ۱۵۵
ابوالمشاغل حکومت قاجار و پهلوی
مهدی قلی خان هدایت ملقب به مخبرالسلطنه در دو دوره تسلط پادشاهان قاجار و پهلوی مشاغل متعددی را بر عهده داشت. تعدد مشاغل و پستهای او به حدی بود که او را ابوالمشاغل شاهان قاجار و پهلوی خواندند. او شش سال صدراعظم رضاشاه، پنج بار وزیر فوائد عامه و تجارت، چهار بار وزیر علوم و دادگستری، سه بار استاندار آذربایجان، وزیر دارایی و داخله، استاندار فارس، نمایندگی چهارمین دوره مجلس شورای ملی و ریاست دیوان تمیز بود.
مهدی قلی در سال ۱۲۴۳ در تهران به دنیا آمد. او پسر علی قلی خان هدایت ملقب به مخبرالدوله، وزیر پست و تلگراف ناصرالدین شاه و وزیر داخلی مظفرالدین شاه و نواده رضا قلیخان ادیب، محقق، شاعر، تذکره نویس، سفیر خوازم، رییس مدرسه دارالفنون در تهران بود.
به زبانهای فارسی و عربی مسلط بود، رشته موسیقی را به صورت آکادمیک آموخته بود و کتاب معروفی در باب آموزش نت نوشت، در ریاضیات، هیات و فلسفه صاحبنظر بود، در علم حقوق، فیزیک، شیمی و علوم طبیعی هم به دلیل علاقمندی مطالعه داشت و تا حدودی در این علوم هم صاحب نظر بود.
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
ابوالمشاغل حکومت قاجار و پهلوی
مهدی قلی خان هدایت ملقب به مخبرالسلطنه در دو دوره تسلط پادشاهان قاجار و پهلوی مشاغل متعددی را بر عهده داشت. تعدد مشاغل و پستهای او به حدی بود که او را ابوالمشاغل شاهان قاجار و پهلوی خواندند. او شش سال صدراعظم رضاشاه، پنج بار وزیر فوائد عامه و تجارت، چهار بار وزیر علوم و دادگستری، سه بار استاندار آذربایجان، وزیر دارایی و داخله، استاندار فارس، نمایندگی چهارمین دوره مجلس شورای ملی و ریاست دیوان تمیز بود.
مهدی قلی در سال ۱۲۴۳ در تهران به دنیا آمد. او پسر علی قلی خان هدایت ملقب به مخبرالدوله، وزیر پست و تلگراف ناصرالدین شاه و وزیر داخلی مظفرالدین شاه و نواده رضا قلیخان ادیب، محقق، شاعر، تذکره نویس، سفیر خوازم، رییس مدرسه دارالفنون در تهران بود.
به زبانهای فارسی و عربی مسلط بود، رشته موسیقی را به صورت آکادمیک آموخته بود و کتاب معروفی در باب آموزش نت نوشت، در ریاضیات، هیات و فلسفه صاحبنظر بود، در علم حقوق، فیزیک، شیمی و علوم طبیعی هم به دلیل علاقمندی مطالعه داشت و تا حدودی در این علوم هم صاحب نظر بود.
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
✔️طوبی آزموده ٰبنیانگذار مدارس دخترانهٔ کنونی
#ویدیو_آموزشی
#ویدیو_خبری
توبا در ۱۲۵۷ شمسی در خانوادهای از طبقه متوسط در تهران به دنیا آمد. پدر وی میرزا حسن خان سرتیپ فردی باسواد و ارتشی بود. وی در خانه نزد آموزگاران سرخانه به تحصیل پرداخت و بعد از ازدواج نیز نزد معلمان خصوصی به آموختن فارسی و فرانسه و عربی ادامه داد. در ۱۴ سالگی به ازدواج مردی نظامی درآمد اما زود جدا شدند. توبا پس از جدایی چند سال درس خواند و به آموختن علوم مختلف مشغول شد.
او دبستان ناموس را در ۱۲۸۶ شمسی در تهران با مشقات فراوان و مخالفتهای بسیار تأسیس کرد. توبا این مدرسه را با پشتکار و مبارزه حفظ کرد و در سال ۱۳۰۷ نخستین دبیرستان دخترانه تهران را نیز تأسیس نمود.آزموده در سال ۱۳۱۵ در سن ۶۰ سالگی درگذشت.
فعالیتها
در سالهای پس از انقلاب مشروطه باسواد شدن زنان و تحصیل علم دختران از مهمترین خواستههای جنبش زنان ایران بود و اینچنین بود که تلاشها برای تأسیس مدرسه دخترانه آغاز شد. بانو آزموده در تهران نخستین مدرسه دخترانه را به نام «پرورش» در سال 1321 قمری (1282 خورشیدی) افتتاح کرد. اما به دلیل ضدیت و فشار مخالفان فرهنگ، عمر این مدرسه پس از چهار روز فعالیت به سر آمد. ماموران دولت با تهدید و فحاشی مدرسه را بستند. توبا آزموده به تأسیس مدرسه و آموزش دختران همت گماشت و مدرسه جدیدی را تحت عنوان دبستان دخترانه ناموس در سال ۱۲۸۶ در خیابان شاهپور (حافظ فعلی) و نزدیک چهار راه حسنآباد تأسیس کرد و به این سبب، نام او ماندگار شد. او توانست در مدتی کوتاه تعداد #مدارس_دخترانه را به شش مدرسه برساند و در سال ۱۲۹۳، یعنی ۸ سال پس از تأسیس اولین #مدرسه، ۳۴۷۴ دختر #دانشآموز را جذب این مدارس کند. آزموده، این مدارس را به صورت یکی از مهمترین و مجهزترین مدارس متوسطه کامل و کانون پرورش دختران متجدد درآورد. به عبارت دیگر اگر میرزا حسن رشدیه بنیانگذار مدارس کنونی پسرانه است، توبا آزموده را نیز باید بنیانگذار مدارس دخترانهٔ کنونی دانست.
🔸برای آگاهی بیشتربه سایت بانک مقاله ها 👈اینجا مراجعه نمایید.
منبع ویدیو: پژواک
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
#ویدیو_آموزشی
#ویدیو_خبری
توبا در ۱۲۵۷ شمسی در خانوادهای از طبقه متوسط در تهران به دنیا آمد. پدر وی میرزا حسن خان سرتیپ فردی باسواد و ارتشی بود. وی در خانه نزد آموزگاران سرخانه به تحصیل پرداخت و بعد از ازدواج نیز نزد معلمان خصوصی به آموختن فارسی و فرانسه و عربی ادامه داد. در ۱۴ سالگی به ازدواج مردی نظامی درآمد اما زود جدا شدند. توبا پس از جدایی چند سال درس خواند و به آموختن علوم مختلف مشغول شد.
او دبستان ناموس را در ۱۲۸۶ شمسی در تهران با مشقات فراوان و مخالفتهای بسیار تأسیس کرد. توبا این مدرسه را با پشتکار و مبارزه حفظ کرد و در سال ۱۳۰۷ نخستین دبیرستان دخترانه تهران را نیز تأسیس نمود.آزموده در سال ۱۳۱۵ در سن ۶۰ سالگی درگذشت.
فعالیتها
در سالهای پس از انقلاب مشروطه باسواد شدن زنان و تحصیل علم دختران از مهمترین خواستههای جنبش زنان ایران بود و اینچنین بود که تلاشها برای تأسیس مدرسه دخترانه آغاز شد. بانو آزموده در تهران نخستین مدرسه دخترانه را به نام «پرورش» در سال 1321 قمری (1282 خورشیدی) افتتاح کرد. اما به دلیل ضدیت و فشار مخالفان فرهنگ، عمر این مدرسه پس از چهار روز فعالیت به سر آمد. ماموران دولت با تهدید و فحاشی مدرسه را بستند. توبا آزموده به تأسیس مدرسه و آموزش دختران همت گماشت و مدرسه جدیدی را تحت عنوان دبستان دخترانه ناموس در سال ۱۲۸۶ در خیابان شاهپور (حافظ فعلی) و نزدیک چهار راه حسنآباد تأسیس کرد و به این سبب، نام او ماندگار شد. او توانست در مدتی کوتاه تعداد #مدارس_دخترانه را به شش مدرسه برساند و در سال ۱۲۹۳، یعنی ۸ سال پس از تأسیس اولین #مدرسه، ۳۴۷۴ دختر #دانشآموز را جذب این مدارس کند. آزموده، این مدارس را به صورت یکی از مهمترین و مجهزترین مدارس متوسطه کامل و کانون پرورش دختران متجدد درآورد. به عبارت دیگر اگر میرزا حسن رشدیه بنیانگذار مدارس کنونی پسرانه است، توبا آزموده را نیز باید بنیانگذار مدارس دخترانهٔ کنونی دانست.
🔸برای آگاهی بیشتربه سایت بانک مقاله ها 👈اینجا مراجعه نمایید.
منبع ویدیو: پژواک
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
Telegram
-
⚠️ترک تحصيل يک ميليوني و پيامدهاي اجتماعي و رواني آن
خبر #ترک_تحصيل نزديک به يک ميليون #دانشآموز (970هزار نفر) را اگر به شمار بازماندگان از تحصيل از همان دوره ابتدايي اضافه کنيم، با چشماندازي مواجه ميشويم که در آيندهاي نزديک به سوي جامعه گشوده خواهد شد و پيامدهاي آن از سطوح اجتماعي، فرهنگي و سياسي خواهد گذشت و بيشترين آسيب را به بدنه نحيف «فرهنگ و روان» فرد و جامعه وارد خواهد کرد.
نخستين پيامد ترک تحصيل دانشآموزان، کاستن از ميزان سواد و معلومات آنها و کل جامعه است؛ سطح کمي و کيفي آموزش در مدارس کشور را هرچه قدر هم که پايين تصور کنيم، بدون ترديد يک دانشآموز سال آخر دبيرستان از همه جهات، معلومات بيشتري نسبت به همکلاسي پيشين خود دارد که در دوره يا پايههاي گذشته، از تحصيل بازمانده است.
مقصر کرونا باشد يا شرايط اقتصادي يا فقر فرهنگي و اقتصادي خانوادها، بايد فکري عاجل کرد و اقدامي زودهنگام؛ يادمان باشد اين آسيبها به افراد ترک تحصيلي محدود نخواهد ماند و دير يا زود دامان کل جامعه را خواهد گرفت.| دکتر محمدرضا رئيسي|ايرنا
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها 👈اینجا
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
خبر #ترک_تحصيل نزديک به يک ميليون #دانشآموز (970هزار نفر) را اگر به شمار بازماندگان از تحصيل از همان دوره ابتدايي اضافه کنيم، با چشماندازي مواجه ميشويم که در آيندهاي نزديک به سوي جامعه گشوده خواهد شد و پيامدهاي آن از سطوح اجتماعي، فرهنگي و سياسي خواهد گذشت و بيشترين آسيب را به بدنه نحيف «فرهنگ و روان» فرد و جامعه وارد خواهد کرد.
نخستين پيامد ترک تحصيل دانشآموزان، کاستن از ميزان سواد و معلومات آنها و کل جامعه است؛ سطح کمي و کيفي آموزش در مدارس کشور را هرچه قدر هم که پايين تصور کنيم، بدون ترديد يک دانشآموز سال آخر دبيرستان از همه جهات، معلومات بيشتري نسبت به همکلاسي پيشين خود دارد که در دوره يا پايههاي گذشته، از تحصيل بازمانده است.
مقصر کرونا باشد يا شرايط اقتصادي يا فقر فرهنگي و اقتصادي خانوادها، بايد فکري عاجل کرد و اقدامي زودهنگام؛ يادمان باشد اين آسيبها به افراد ترک تحصيلي محدود نخواهد ماند و دير يا زود دامان کل جامعه را خواهد گرفت.| دکتر محمدرضا رئيسي|ايرنا
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها 👈اینجا
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
ترک تحصیل یک میلیونی و پیامدهای اجتماعی و روانی آن
خبر ترک تحصیل نزدیک به یک میلیون دانشآموز (۹۷۰هزار نفر) را اگر به شمار بازماندگان از تحصیل از همان دوره ابتدایی اضافه کنیم، با چشماندازی مواجه میشویم که در آیندهای نزدیک به سوی جامعه گشوده خواهد
🖌 #حکایتها ، ۱۵۶
آمده است که کنفسیوس وقتی مغضوب امپراطور چین و محکوم به اعدام شد، شب قبل ازاعدام که در زندان بود، به همبندی خود گفت ببین این پروانه وقتی بالهایش را باز میکند چه رنگی پیدا میکند و وقتی بالهایش را میبندد چه رنگی! همبندی او گفت: من گمان میکردم تو آدم فرزانهای باشی اما میبینم ابلهی بیش نیستی. توچگونه با اطلاع از اینکه فردا اعدام میشوی میتوانی به این دل خوش کنی؟ کنفوسیوس گفت من نمیگذارم مُردن فردایم مانع لذت بُردن از اکنونم شود. ضمن اینکه اگر میدانستم این لذت نبُردن، موجب تخفیف مجازات و مرگ من میشود از آن چشمپوشی میکردم، اما وقتی میدانم تأثیری ندارد، چرا از همین مقدار لذت، خودم را محروم کنم.
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
آمده است که کنفسیوس وقتی مغضوب امپراطور چین و محکوم به اعدام شد، شب قبل ازاعدام که در زندان بود، به همبندی خود گفت ببین این پروانه وقتی بالهایش را باز میکند چه رنگی پیدا میکند و وقتی بالهایش را میبندد چه رنگی! همبندی او گفت: من گمان میکردم تو آدم فرزانهای باشی اما میبینم ابلهی بیش نیستی. توچگونه با اطلاع از اینکه فردا اعدام میشوی میتوانی به این دل خوش کنی؟ کنفوسیوس گفت من نمیگذارم مُردن فردایم مانع لذت بُردن از اکنونم شود. ضمن اینکه اگر میدانستم این لذت نبُردن، موجب تخفیف مجازات و مرگ من میشود از آن چشمپوشی میکردم، اما وقتی میدانم تأثیری ندارد، چرا از همین مقدار لذت، خودم را محروم کنم.
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 #ویدیو_خبری
🎥 کشمکشهای بیسرانجام بر سر لایحه رتبهبندی معلمان / اعتمادآنلاین
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
🎥 کشمکشهای بیسرانجام بر سر لایحه رتبهبندی معلمان / اعتمادآنلاین
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
معلمان و مکانیسم پیگیری مطالباتشان
در یک وضعیت مطلوب، #معلمان به عنوان مهمترین قشر فرهنگساز جامعه نباید دغدغۀ معیشت داشته باشند. درآمد آنها باید برای ادارۀ زندگیشان مکفی باشد. طبعاً فردی که حرفۀ معلمی را انتخاب میکند بنا به سرشت فرهنگی و معنوی این شغل، عملاً از خیر یک زندگی پرتجمل و همراه با رفاه بالا چشم پوشیده است، اما لازم است زندگیاش به عنوان عضوی از طبقۀ میانی جامعه کاملاً تأمین و بدون هرگونه دردسر باشد تا تمام فکر و ذکر خود را صرف تعلیم و تربیت فرزندان مردم کند.
در سالهای اخیر تورم لگام گسیخته، درآمد عموم مردم را بیرحمانه میبلعد و در این میان، فرهنگیان کشور با حقوقی که معمولاً متناسب با نرخ تورم افزایش نمییابد، دچار مشکلات معیشتی شدهاند و صدای اعتراضشان بلند شده است.
از طرفی، حکومت هم با کسری بودجه و تحریمهای اقتصادی روبروست و توفیقی در مهار تورم ندارد. قاعدتاً وظیفۀ حکومت در درجۀ نخست این است که در جهت لغو تحریمها بکوشد، اقتصاد را پویا و پررونق کند، تورم را لگام زند و سطح زندگی عموم مردم بخصوص کارکنان خود را تا رفع دغدغههای ذهنی آنان بهبود بخشد.
صرفنظر از اینکه این کارها از حکومت برمیآید یا نمیآید، در حال حاضر فرهنگیان به جان آمدهاند و دولت هم دچار کسری بودجه است. پس زورآزمایی آنها با یکدیگر تا حدودی گریزناپذیر است.
با این حال، این زورآزمایی اگر قرار به رسیدن به نتیجه باشد، ضوابطی دارد که از هر دو سوی ماجرا لازم است رعایت شود، در غیر این صورت چه بسا عواقبی خارج از ارادۀ هر دو طرف به بار آورد که وضع کلی کشور را از این هم که هست خرابتر کند.
در سوی #فرهنگیان، به نظرم آنان لازم است که نمایندگانی مورد اجماع، برای مذاکره و گفتگو با نهادهای رسمی انتخاب کنند. این نمایندگان باید با فن گفتگو و مذاکره کاملاً آشنا و از قدرتِ اقناعسازیِ طرف مقابل برخوردار باشند. این کار علاوه بر بیان و کلامی رسا و متقن، مستلزم شناخت مجموعۀ امکانات و محدودیتهای هر دو طرف گفتگوست تا راه حلی عملی پیدا شود. افراد هیجانی و تندمزاج و ناآشنا به امکانات و محدودیتها، معمولاً این قبیل چهرهها را به "سازشکاری" متهم و با بدنام کردن آنها از میدان خارجشان میکنند، حال آنکه خودشان هم توان مذاکرۀ معطوف به حل مشکل را ندارند و عملاً کار را به وخامت بیشتر میکشانند.
از این رو، نمایندگان فرهنگیان باید از طریق مصاحبه با رسانهها، دانش و خردمندی و قدرت اقناع کنندگی خود را به نمایش بگذارند تا تمامیت جامعه نسبت به حقانیت مطالبات آنها قانع شود و از آنها حمایت کند. این حمایت طبعاً جنبۀ معنوی دارد و به مفهموم حضور دیگر اقشار جامعه در اعتراضهای صنفی آنها نیست. بنابراین، فرهنگیان مانند دیگر گروههای صنفی و شغلی در این زمینه باید صرفاً به قدرت خود متکی باشند و کار خود را با تکیه به زانوی خویش به پیش ببرند.
در سوی نهادهای حاکم اما آنها باید پیش از هر چیز ،حق اعتراض و اعتصاب و هر کنش مسالمتجویانه و منضبط فرهنگیان و دیگر اقشار را به رسمیت شناسند. راهِ شکلگیری نهادهای مدنی و صنفی به نمایندگی از عموم آنان را در محیطی کاملاً امن و آزاد، هموار و تسهیل کنند و در هر موضوع مورد اختلاف با آنها وارد مذاکره و گفتگو شوند.
استفادۀ دولت از هر گونه ابزار زور و یا اعمال قدرت و خشونت در برابر فرهنگیان کاملاً نامشروع است و بازداشت فعالان این حوزه به هر دلیلی، محلی از اعراب ندارد و لازم است معلمان زندانی هرچه سریعتر آزاد شوند. همانطور اعتراض فرهنگیان هم باید مقید به ضوابط مدنی و مسالمتآمیز باشد و از این چارچوب گامی فراتر نگذارد زیرا در غیر این صورت، برخی نهادهای خوگرفته به اعمال زور با امنیتی نشان دادن تجمعات صنفی زمینۀ برخورد با آنها را فراهم میآورند و وضع را به تشنج میکشانند به گونهای که اصلِ داستان به حاشیه میرود.
اگر این قبیل مکانیسمهای حل اختلاف در کشور ما نهادینه شود، میتوان برای کشورمان آیندهای متصور شد، اما بدبختانه، فرهنگ کشور ما در اغلب سطوح آن، با این نوع کنشها بیگانه است؛ بخصوص در سطحِ نهادهای حاکم!
احمد زیدآبادی
🆔 @eduarticle
در یک وضعیت مطلوب، #معلمان به عنوان مهمترین قشر فرهنگساز جامعه نباید دغدغۀ معیشت داشته باشند. درآمد آنها باید برای ادارۀ زندگیشان مکفی باشد. طبعاً فردی که حرفۀ معلمی را انتخاب میکند بنا به سرشت فرهنگی و معنوی این شغل، عملاً از خیر یک زندگی پرتجمل و همراه با رفاه بالا چشم پوشیده است، اما لازم است زندگیاش به عنوان عضوی از طبقۀ میانی جامعه کاملاً تأمین و بدون هرگونه دردسر باشد تا تمام فکر و ذکر خود را صرف تعلیم و تربیت فرزندان مردم کند.
در سالهای اخیر تورم لگام گسیخته، درآمد عموم مردم را بیرحمانه میبلعد و در این میان، فرهنگیان کشور با حقوقی که معمولاً متناسب با نرخ تورم افزایش نمییابد، دچار مشکلات معیشتی شدهاند و صدای اعتراضشان بلند شده است.
از طرفی، حکومت هم با کسری بودجه و تحریمهای اقتصادی روبروست و توفیقی در مهار تورم ندارد. قاعدتاً وظیفۀ حکومت در درجۀ نخست این است که در جهت لغو تحریمها بکوشد، اقتصاد را پویا و پررونق کند، تورم را لگام زند و سطح زندگی عموم مردم بخصوص کارکنان خود را تا رفع دغدغههای ذهنی آنان بهبود بخشد.
صرفنظر از اینکه این کارها از حکومت برمیآید یا نمیآید، در حال حاضر فرهنگیان به جان آمدهاند و دولت هم دچار کسری بودجه است. پس زورآزمایی آنها با یکدیگر تا حدودی گریزناپذیر است.
با این حال، این زورآزمایی اگر قرار به رسیدن به نتیجه باشد، ضوابطی دارد که از هر دو سوی ماجرا لازم است رعایت شود، در غیر این صورت چه بسا عواقبی خارج از ارادۀ هر دو طرف به بار آورد که وضع کلی کشور را از این هم که هست خرابتر کند.
در سوی #فرهنگیان، به نظرم آنان لازم است که نمایندگانی مورد اجماع، برای مذاکره و گفتگو با نهادهای رسمی انتخاب کنند. این نمایندگان باید با فن گفتگو و مذاکره کاملاً آشنا و از قدرتِ اقناعسازیِ طرف مقابل برخوردار باشند. این کار علاوه بر بیان و کلامی رسا و متقن، مستلزم شناخت مجموعۀ امکانات و محدودیتهای هر دو طرف گفتگوست تا راه حلی عملی پیدا شود. افراد هیجانی و تندمزاج و ناآشنا به امکانات و محدودیتها، معمولاً این قبیل چهرهها را به "سازشکاری" متهم و با بدنام کردن آنها از میدان خارجشان میکنند، حال آنکه خودشان هم توان مذاکرۀ معطوف به حل مشکل را ندارند و عملاً کار را به وخامت بیشتر میکشانند.
از این رو، نمایندگان فرهنگیان باید از طریق مصاحبه با رسانهها، دانش و خردمندی و قدرت اقناع کنندگی خود را به نمایش بگذارند تا تمامیت جامعه نسبت به حقانیت مطالبات آنها قانع شود و از آنها حمایت کند. این حمایت طبعاً جنبۀ معنوی دارد و به مفهموم حضور دیگر اقشار جامعه در اعتراضهای صنفی آنها نیست. بنابراین، فرهنگیان مانند دیگر گروههای صنفی و شغلی در این زمینه باید صرفاً به قدرت خود متکی باشند و کار خود را با تکیه به زانوی خویش به پیش ببرند.
در سوی نهادهای حاکم اما آنها باید پیش از هر چیز ،حق اعتراض و اعتصاب و هر کنش مسالمتجویانه و منضبط فرهنگیان و دیگر اقشار را به رسمیت شناسند. راهِ شکلگیری نهادهای مدنی و صنفی به نمایندگی از عموم آنان را در محیطی کاملاً امن و آزاد، هموار و تسهیل کنند و در هر موضوع مورد اختلاف با آنها وارد مذاکره و گفتگو شوند.
استفادۀ دولت از هر گونه ابزار زور و یا اعمال قدرت و خشونت در برابر فرهنگیان کاملاً نامشروع است و بازداشت فعالان این حوزه به هر دلیلی، محلی از اعراب ندارد و لازم است معلمان زندانی هرچه سریعتر آزاد شوند. همانطور اعتراض فرهنگیان هم باید مقید به ضوابط مدنی و مسالمتآمیز باشد و از این چارچوب گامی فراتر نگذارد زیرا در غیر این صورت، برخی نهادهای خوگرفته به اعمال زور با امنیتی نشان دادن تجمعات صنفی زمینۀ برخورد با آنها را فراهم میآورند و وضع را به تشنج میکشانند به گونهای که اصلِ داستان به حاشیه میرود.
اگر این قبیل مکانیسمهای حل اختلاف در کشور ما نهادینه شود، میتوان برای کشورمان آیندهای متصور شد، اما بدبختانه، فرهنگ کشور ما در اغلب سطوح آن، با این نوع کنشها بیگانه است؛ بخصوص در سطحِ نهادهای حاکم!
احمد زیدآبادی
🆔 @eduarticle
Telegraph
دیدگاه کاربران
👤 ۰ دیدگاه ثبت شده است. 💬 Send Comment | ثبت دیدگاه 💬
🔺يك سند جديد جايگزين كنوانسيون حقوق #كودك
🔹رئیسجمهور چندی پیش سند ملی حقوق کودک و نوجوان را برای اجرا به دستگاهها ابلاغ کرد، سندی که نگارندگانش ادعا دارند میتواند جایگزین خوبی برای پیماننامه کنوانسیون حقوق کودک و نوجوان شود. این در حالی است که طبق نظر بسیاری از فعالان حوزه کودک، این سند ایراداتی اساسی دارد که حتی منجر به آسیب بیشتر به کودکان خواهد شد. یکی از آسیبهای اساسی این سند، تفکیک بین کودکان از نظر مذهب، جنسیت و قومیت است. کودکانی که جزء بیدفاعترین اقشار و گروههای جامعه محسوب میشوند و قانون باید حامی جدی آنها باشد، اما گاه مفاد پیماننامه کنوانسیون هم به درستی برای آنها اجرا نمیشود و حالا حرف از سندی ملی با رویکرد خاصی از اسلام است که احتمال افزایش چالشهای این حوزه را در پی دارد.
🔻گزارش «نسترن فرخه» را اینجا بخوانید:
https://eduarticle.me/?p=6167
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
🔹رئیسجمهور چندی پیش سند ملی حقوق کودک و نوجوان را برای اجرا به دستگاهها ابلاغ کرد، سندی که نگارندگانش ادعا دارند میتواند جایگزین خوبی برای پیماننامه کنوانسیون حقوق کودک و نوجوان شود. این در حالی است که طبق نظر بسیاری از فعالان حوزه کودک، این سند ایراداتی اساسی دارد که حتی منجر به آسیب بیشتر به کودکان خواهد شد. یکی از آسیبهای اساسی این سند، تفکیک بین کودکان از نظر مذهب، جنسیت و قومیت است. کودکانی که جزء بیدفاعترین اقشار و گروههای جامعه محسوب میشوند و قانون باید حامی جدی آنها باشد، اما گاه مفاد پیماننامه کنوانسیون هم به درستی برای آنها اجرا نمیشود و حالا حرف از سندی ملی با رویکرد خاصی از اسلام است که احتمال افزایش چالشهای این حوزه را در پی دارد.
🔻گزارش «نسترن فرخه» را اینجا بخوانید:
https://eduarticle.me/?p=6167
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
🔻علم در خدمت صلح و پايداري
در حالی که از سال ۱۹۹۹روزی با عنوان «روز جهانی علم درخدمت #صلح و توسعه» در تقویمها وارد شد، تاکنون تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا از مزایای #علم و فناوری در جهت بهبود کیفیت زندگی بشریت بهره برداری شود، ولی به گفته محققان تنها در پاندمی کرونا بود که این هدف نهایی جهانی معنا یافت؛ از این رو پیشنهاد میشود جوامع با هوشمندی، استفاده از علم را در راس امور قرار دهند؛ چرا که چنین جامعهای پایدارتر میشود و چون بر مبنای دادههای علمی کارشان را پیش میبرند، توسعهیافتهتر میشوند.
در رویکرد جدید #یونسکو، صلح به معنای نبود جنگ بین دولتها نیست، بلکه میتواند به معنای شرایط مدیریت سازنده ملی، حل و فصل اختلافات و ایجاد هماهنگی در بخشهای بین نهادی یک جامعه باشد. بهرهمندی از روشهای علمی میتواند دیدگاه مشترکی برای نگاه به جهان ارائه دهد و به جای تمرکز بر تفاوتها، بر نقاط مشترک تاکید کند تا به صلح فرصت شکوفا شدن داده شود.
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها 👈اینجا
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
در حالی که از سال ۱۹۹۹روزی با عنوان «روز جهانی علم درخدمت #صلح و توسعه» در تقویمها وارد شد، تاکنون تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا از مزایای #علم و فناوری در جهت بهبود کیفیت زندگی بشریت بهره برداری شود، ولی به گفته محققان تنها در پاندمی کرونا بود که این هدف نهایی جهانی معنا یافت؛ از این رو پیشنهاد میشود جوامع با هوشمندی، استفاده از علم را در راس امور قرار دهند؛ چرا که چنین جامعهای پایدارتر میشود و چون بر مبنای دادههای علمی کارشان را پیش میبرند، توسعهیافتهتر میشوند.
در رویکرد جدید #یونسکو، صلح به معنای نبود جنگ بین دولتها نیست، بلکه میتواند به معنای شرایط مدیریت سازنده ملی، حل و فصل اختلافات و ایجاد هماهنگی در بخشهای بین نهادی یک جامعه باشد. بهرهمندی از روشهای علمی میتواند دیدگاه مشترکی برای نگاه به جهان ارائه دهد و به جای تمرکز بر تفاوتها، بر نقاط مشترک تاکید کند تا به صلح فرصت شکوفا شدن داده شود.
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها 👈اینجا
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
علم در خدمت صلح و پایداری
در حالی که از سال ۱۹۹۹روزی با عنوان «روز جهانی علم درخدمت صلح و توسعه» در تقویمها وارد شد، تاکنون تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا از مزایای علم و فناوری در جهت بهبود کیفیت زندگی بشریت بهره برداری شو
@eduarticle
ziaei
فال حافظ شب #یلدا
شعری از حضرت #حافظ
خوانش: عبدالحمید ضیایی
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست
هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست
از چشم خود بپرس که ما را که میکشد
جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست
او را به چشم پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست
فرصت شمر طریقه رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو
حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
شعری از حضرت #حافظ
خوانش: عبدالحمید ضیایی
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست
هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست
از چشم خود بپرس که ما را که میکشد
جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست
او را به چشم پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست
فرصت شمر طریقه رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو
حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
❤1
Audio
#پادکست_آموزشی
🍉همه چیز درباره شباهتهای #یلدا و #کریسمس
🔊عبدالحمید ضیایی
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
🍉همه چیز درباره شباهتهای #یلدا و #کریسمس
🔊عبدالحمید ضیایی
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
Forwarded from 🖌مقاله،ویدیو آموزشی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻كاهش سن مهاجرت به زير ٣٠سال
...طبق آمارها از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ حدودا ۵۰۰ هزار نفر به تعداد مهاجران ایرانی اضافه شده است. در واقع بهطور متوسط، هر ساله ۵۰ هزار نفر از شهروندان ایرانی مهاجرت کردهاند! بخش مهمی از این #مهاجرت، طی همین چند سال اخیر اتفاق افتاده است. در واقع میتوان گفت که سیل مهاجرت در ایران، در یکی دو سال اخیر به سونامی مهاجرت تغییر پیدا کرده است و دلیل اصلی آن کاهش امید به آینده در کشوری است که به «مرز پرگهر» شهرت دارد. با این حال برای بررسی این مشکلات «آرمان ملی» با مجید ابهری، آسیبشناس گفتوگویی انجام داده که حاوی نکات قابل تاملی است.
رشد آمار خودکشی، اعتیاد، فرار از خانه و آسیبهای دیگر اجتماعی، حکایت از آن دارد که امید در مسیر کاهش قرار گرفته است. نگاهی بهچهرههای گرفته و بعضا عصبی افراد در جوامع شهری و روستایی، صداقت آمار رسمی را تصدیق نمیکند، بلکه برعکس نشان میدهد که بسیاری از افراد در حالت برزخی خشم و ناامیدی و اندکی امید به فردا قرار دارند و این موضوع به دلیل فشارهای اقتصادی، مشکلات محیط زیستی و شیوع بیماری همچون کرونا است.
اخبار مرگ و میر بر اثر کرونا، سیل، زلزله و همچنین اخبار گرانی کالا و اقلام خوراکی در کنار اختلاسهای چند هزار میلیاردی، امید مردم را به صدها کیلومتر آنطرفتر ایران ها برده تا شاید گشایشی در آینده و در موضوع برجام رخ دهد. عدم تحقق وعده مسئولان و دولتمردان موجب کاهش و به صفر رسیدن اعتماد اجتماعی در بسیاری از افراد جامعه شده و این همان مصداق اخبار بد است.
تبعیض در انتصابها و واگذاری منصبهای اداری و سازمانی، بهدلیل دوستی، فامیلی و روابط خونی و جناحی به ناامیدی نخبگان و جوانان تحصیلکرده دامن زده است.
در نگاهی به آمار خودکشی و اعتیاد، نیز این اعداد و ارقام، بیانگر این حقیقت تلخ است که افرادی که گرایش به اینگونه رفتارها پیدا میکنند با زمینه اصلی ناامیدی روبهرو بودهاند که این افکار مخرب در آنها رشد پیدا کرده است. در حال حاضر بسیاری از افراد جامعه ما برای تامین مایحتاج زندگی خود دارای دو تا سه شغل هستند که این امر سبب میشود که آنها وقتی برای در کنار خانواده بودن و رفتن به تفریح نداشته باشند.
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 اینجا
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
...طبق آمارها از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ حدودا ۵۰۰ هزار نفر به تعداد مهاجران ایرانی اضافه شده است. در واقع بهطور متوسط، هر ساله ۵۰ هزار نفر از شهروندان ایرانی مهاجرت کردهاند! بخش مهمی از این #مهاجرت، طی همین چند سال اخیر اتفاق افتاده است. در واقع میتوان گفت که سیل مهاجرت در ایران، در یکی دو سال اخیر به سونامی مهاجرت تغییر پیدا کرده است و دلیل اصلی آن کاهش امید به آینده در کشوری است که به «مرز پرگهر» شهرت دارد. با این حال برای بررسی این مشکلات «آرمان ملی» با مجید ابهری، آسیبشناس گفتوگویی انجام داده که حاوی نکات قابل تاملی است.
رشد آمار خودکشی، اعتیاد، فرار از خانه و آسیبهای دیگر اجتماعی، حکایت از آن دارد که امید در مسیر کاهش قرار گرفته است. نگاهی بهچهرههای گرفته و بعضا عصبی افراد در جوامع شهری و روستایی، صداقت آمار رسمی را تصدیق نمیکند، بلکه برعکس نشان میدهد که بسیاری از افراد در حالت برزخی خشم و ناامیدی و اندکی امید به فردا قرار دارند و این موضوع به دلیل فشارهای اقتصادی، مشکلات محیط زیستی و شیوع بیماری همچون کرونا است.
اخبار مرگ و میر بر اثر کرونا، سیل، زلزله و همچنین اخبار گرانی کالا و اقلام خوراکی در کنار اختلاسهای چند هزار میلیاردی، امید مردم را به صدها کیلومتر آنطرفتر ایران ها برده تا شاید گشایشی در آینده و در موضوع برجام رخ دهد. عدم تحقق وعده مسئولان و دولتمردان موجب کاهش و به صفر رسیدن اعتماد اجتماعی در بسیاری از افراد جامعه شده و این همان مصداق اخبار بد است.
تبعیض در انتصابها و واگذاری منصبهای اداری و سازمانی، بهدلیل دوستی، فامیلی و روابط خونی و جناحی به ناامیدی نخبگان و جوانان تحصیلکرده دامن زده است.
در نگاهی به آمار خودکشی و اعتیاد، نیز این اعداد و ارقام، بیانگر این حقیقت تلخ است که افرادی که گرایش به اینگونه رفتارها پیدا میکنند با زمینه اصلی ناامیدی روبهرو بودهاند که این افکار مخرب در آنها رشد پیدا کرده است. در حال حاضر بسیاری از افراد جامعه ما برای تامین مایحتاج زندگی خود دارای دو تا سه شغل هستند که این امر سبب میشود که آنها وقتی برای در کنار خانواده بودن و رفتن به تفریح نداشته باشند.
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 اینجا
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
کاهش سن مهاجرت به زیر ٣٠سال
…طبق آمارها از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ حدودا ۵۰۰ هزار نفر به تعداد مهاجران ایرانی اضافه شده است. در واقع بهطور متوسط، هر ساله ۵۰ هزار نفر از شهروندان ایرانی مهاجرت کردهاند! بخش مهمی از این مهاجرت، طی
😢1