This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📢 کانال 🌟مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی فرهنگی ↩️
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی فرهنگی ↩️
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
⚽️روز قشنگ آزادی
__________
دکتر محسن رنانی ،برگزیده از متن/
اکنون که نوشتن این متن را آغاز کردهام، دقیقه ۲۴ شهرآورد استقلال و پرسپولیس در دهم اسفند ۱۳۹۶ است و من در گوشهای از ورزشگاه آزادی تهران نشستهام و با چشمانی خیس این متن را مینویسم. من امروز یکی از اعجاببرانگیزترین پدیدههای ساخته دست بشر یعنی فوتبال را برای اولین بار از نزدیک میبینم. قبلاً (در یادداشت «مسیر آشتی») اشاره کرده بودم که فوتبال را در کنار کامیپوتر و پول و چند مورد دیگر، جزء «اشرف مخلوقات انسانی» میدانم؛ اما امروز آمدم تا آن را از نزدیک ببینم. برای اولینبار است که یک مسابقه را مستقیم در ورزشگاه میبینم. اینجا همه با هیجان بازی را دنبال میکنند و من تنها چیزی که نمیبینم بازی است. من محو این حماسهی انسانیام که ۹۰ دقیقه در استادیوم آزادی جریان دارد. آنچه روی چمن ورزشگاه در جریان است یک مساله فرعی است. چه عطشی، چه موجی از انرژی، چه شوری و کلاس درسی است اینجا. میاندیشم که چه ظرفیت آموزشی عظیمی دارد این فوتبال. چه ظرفیتی برای هیجان و سرگرمی، چه ظرفیتی برای تمرین نظم، هماهنگی و تولید همبستگی اجتماعی. معجزه است که میتوان با یک توپ بادی، چنین سرمایه عظیم اجتماعی تولید کرد. دریغ که سیاستمداران ما این ابعاد مهم فوتبال را نمیبینند. ای کاش در همه محلههای شهرمان یک ورزشگاه برای فوتبال میساختیم و هر محله شهرمان یک تیم فوتبال داشت.
من جمعیت ۸۰ تا ۹۰ هزار نفری ورزشگاه آزادی را که دیدم دریافتم که بسیاری از راهپیماییهایی که در انقلاب و پس از انقلاب، به آنها راهپیمایی میلیونی میگفتهایم میلیونی نبودهاند.
اما چه شد که امروز به ورزشگاه آزادی آمدم؟ اولین بار است که در زندگیام یک بازی فوتبال را به طور مستقیم در ورزشگاه میبینم و همیشه دلم میخواست که چنین فرصتی دست دهد.
رنگ من رنگ بنفش است یعنی همه تیمهای کشورم را دوست دارم.
پیش از ورود به ورزشگاه با [سلمان دانشجوی دوره دکتری ام ] قرار گذاشتیم که فحشهایی که به گوشمان میخورد را بشماریم. قرار شد من فحشهای عمومی و سلمان فحشهای کافدار را بشمارد. خیلی عجیب بود، ما آمده بودیم تا بر اساس آنچه شنیده بودیم با موجی از آدمهای بیاخلاق که یک ریز فحاشی میکنند روبهروشویم. در طول مسابقه شاید یکی دو مورد فحاشی انفرادی شنیدیم. حتی وقتی پس از مسابقه از ورزشگاه خارج میشدیم، در مسیر خروج با آن که جمعیت سرخپوش و آبی پوش شانه به شانه هم حرکت میکردند فضا بسیار متین بود هیچ کس نه نیشخندی کرد و کلام زشتی گفت. سرخپوش ها مغموم بودند اما آرام، و آبی پوش ها شادمان بودند اما متین. برای من باور کردنی نبود. به گمانم در این مورد به فوتبال جفا شده است. من امروز ورزشگاه آزادی را بداخلاقتر از خیابانهای شهرها نیافتم. اگر میشود به زنانمان اجازه دهیم که به خیابانها بروند و خرید کنند و رانندگی کنند، میشود به آنها اجازه داد که به ورزشگاه هم بروند.
در طول مسابقه شاید دو سه دقیقه به آنچه در زمین چمن در جریان بود نگاه کردم. تمام مدت داشتم چهرهها را و رفتارها و دینامیک جمعیت را مرور می کردم. همیشه میدانستم که فوتبال یکی از سازوکارهای تولید سرمایه اجتماعی است. اما هرگز گمان نمیکردم که فوتبال، مولد سرمایه معنوی هم باشد. یعنی همانکاری را بکند که موسیقی در دنیای مدرن میکند. در جهان جدید، موسیقی و هنر بخشی از وظیفه مذهب در تولید سرمایه معنوی را برعهده گرفتهاند و من امروز در ورزشگاه آزادی دیدم که چگونه فوتبال با تولید یک روح جمعی، سرمایه معنوی میآفریند. و این همان نکتهای است که سیاستمداران ما باید به آن توجه کنند.
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
__________
دکتر محسن رنانی ،برگزیده از متن/
اکنون که نوشتن این متن را آغاز کردهام، دقیقه ۲۴ شهرآورد استقلال و پرسپولیس در دهم اسفند ۱۳۹۶ است و من در گوشهای از ورزشگاه آزادی تهران نشستهام و با چشمانی خیس این متن را مینویسم. من امروز یکی از اعجاببرانگیزترین پدیدههای ساخته دست بشر یعنی فوتبال را برای اولین بار از نزدیک میبینم. قبلاً (در یادداشت «مسیر آشتی») اشاره کرده بودم که فوتبال را در کنار کامیپوتر و پول و چند مورد دیگر، جزء «اشرف مخلوقات انسانی» میدانم؛ اما امروز آمدم تا آن را از نزدیک ببینم. برای اولینبار است که یک مسابقه را مستقیم در ورزشگاه میبینم. اینجا همه با هیجان بازی را دنبال میکنند و من تنها چیزی که نمیبینم بازی است. من محو این حماسهی انسانیام که ۹۰ دقیقه در استادیوم آزادی جریان دارد. آنچه روی چمن ورزشگاه در جریان است یک مساله فرعی است. چه عطشی، چه موجی از انرژی، چه شوری و کلاس درسی است اینجا. میاندیشم که چه ظرفیت آموزشی عظیمی دارد این فوتبال. چه ظرفیتی برای هیجان و سرگرمی، چه ظرفیتی برای تمرین نظم، هماهنگی و تولید همبستگی اجتماعی. معجزه است که میتوان با یک توپ بادی، چنین سرمایه عظیم اجتماعی تولید کرد. دریغ که سیاستمداران ما این ابعاد مهم فوتبال را نمیبینند. ای کاش در همه محلههای شهرمان یک ورزشگاه برای فوتبال میساختیم و هر محله شهرمان یک تیم فوتبال داشت.
من جمعیت ۸۰ تا ۹۰ هزار نفری ورزشگاه آزادی را که دیدم دریافتم که بسیاری از راهپیماییهایی که در انقلاب و پس از انقلاب، به آنها راهپیمایی میلیونی میگفتهایم میلیونی نبودهاند.
اما چه شد که امروز به ورزشگاه آزادی آمدم؟ اولین بار است که در زندگیام یک بازی فوتبال را به طور مستقیم در ورزشگاه میبینم و همیشه دلم میخواست که چنین فرصتی دست دهد.
رنگ من رنگ بنفش است یعنی همه تیمهای کشورم را دوست دارم.
پیش از ورود به ورزشگاه با [سلمان دانشجوی دوره دکتری ام ] قرار گذاشتیم که فحشهایی که به گوشمان میخورد را بشماریم. قرار شد من فحشهای عمومی و سلمان فحشهای کافدار را بشمارد. خیلی عجیب بود، ما آمده بودیم تا بر اساس آنچه شنیده بودیم با موجی از آدمهای بیاخلاق که یک ریز فحاشی میکنند روبهروشویم. در طول مسابقه شاید یکی دو مورد فحاشی انفرادی شنیدیم. حتی وقتی پس از مسابقه از ورزشگاه خارج میشدیم، در مسیر خروج با آن که جمعیت سرخپوش و آبی پوش شانه به شانه هم حرکت میکردند فضا بسیار متین بود هیچ کس نه نیشخندی کرد و کلام زشتی گفت. سرخپوش ها مغموم بودند اما آرام، و آبی پوش ها شادمان بودند اما متین. برای من باور کردنی نبود. به گمانم در این مورد به فوتبال جفا شده است. من امروز ورزشگاه آزادی را بداخلاقتر از خیابانهای شهرها نیافتم. اگر میشود به زنانمان اجازه دهیم که به خیابانها بروند و خرید کنند و رانندگی کنند، میشود به آنها اجازه داد که به ورزشگاه هم بروند.
در طول مسابقه شاید دو سه دقیقه به آنچه در زمین چمن در جریان بود نگاه کردم. تمام مدت داشتم چهرهها را و رفتارها و دینامیک جمعیت را مرور می کردم. همیشه میدانستم که فوتبال یکی از سازوکارهای تولید سرمایه اجتماعی است. اما هرگز گمان نمیکردم که فوتبال، مولد سرمایه معنوی هم باشد. یعنی همانکاری را بکند که موسیقی در دنیای مدرن میکند. در جهان جدید، موسیقی و هنر بخشی از وظیفه مذهب در تولید سرمایه معنوی را برعهده گرفتهاند و من امروز در ورزشگاه آزادی دیدم که چگونه فوتبال با تولید یک روح جمعی، سرمایه معنوی میآفریند. و این همان نکتهای است که سیاستمداران ما باید به آن توجه کنند.
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from 🖌مقاله،ویدیو آموزشی
📚 ادامه معرفی کتاب طرح #پیک_کتابخوانی برای دوره ابتدایی. 👇🍀
🌱برکه آب
#آب
#محیط_زیست
نویسنده و تصویرگر: گریم بیس
مترجم: پریسا مثمری
انتشارات:مدرسه
گروه سنی:ب و ج
📚طرح #پیک_کتابخوانی
mybabysworld
@eduarticle
#آب
#محیط_زیست
نویسنده و تصویرگر: گریم بیس
مترجم: پریسا مثمری
انتشارات:مدرسه
گروه سنی:ب و ج
📚طرح #پیک_کتابخوانی
mybabysworld
@eduarticle
نخستین اطلس بدن من
نویسنده: دیوید برنی
مترجم: حسین الوندی
انتشارات: قدیانی
قطع: رحلی
گروه سنی:ب و ج
قیمت: ۲۴۰۰۰ تومان
📚طرح #پیک_کتابخوانی
ketabnoosh1
@eduarticle
نویسنده: دیوید برنی
مترجم: حسین الوندی
انتشارات: قدیانی
قطع: رحلی
گروه سنی:ب و ج
قیمت: ۲۴۰۰۰ تومان
📚طرح #پیک_کتابخوانی
ketabnoosh1
@eduarticle
📚 ۱۲قصه تصویری از شاهنامه
قطع: رحلی
گروه سنی: ب،ج،د
ناشر: قدیانی
تعداد صفحه: ۱۵۲
قیمت:28000تومان
📚 طرح #پیک_کتابخوانی
ketabnoosh1
@eduarticle
قطع: رحلی
گروه سنی: ب،ج،د
ناشر: قدیانی
تعداد صفحه: ۱۵۲
قیمت:28000تومان
📚 طرح #پیک_کتابخوانی
ketabnoosh1
@eduarticle
🌀جذابیت ماندگار تئوری توطئه
—---------------—
در حالیکه پارهای از نظریههای #توطئه تا حد زیادی بیضرر هستند، سایر آنها پیامدهای مخربی به همراه دارند. پژوهشگران با بررسیهای جدید، در حال درک این موضوع هستند که چرا عده زیادی از مردم به چیزهای غیرواقعی اعتقاد دارند.
در سال ۲۰۱۷، پنجاه و هشت مورد ابتلا به سرخک در ایالت مینه سوتا ثبت شد - که این بزرگترین موج ابتلا به این بیماری در سی سال گذشته بود. همچنین در سال ۲۰۰۸ در کالیفرنیا سرخک بسیار شایع شد، تصور میشد ناقل اصلی پسربچه هفت سالهای باشد که واکسینه نشده نبود.
کمتر از یک دهه پیش، سرخک تقریبا در امریکا ریشه کن شده بود. محققان میگویند، دلیل بازگشت تدریجی این بیماری به طور مستقیم به افرادی که واکسینه نشده اند، بر میگردد.
مخالفان واکسیناسیون عمدتا باور دارند که واکسیناسیون عملی زیانبار است - و اغلب اینطور فکر میکنند که شرکتهای دارویی ( و دیگران ) بر زیانهای ناشی از واکسیناسیون سرپوش میگذارند. اما این تنها یکی از بسیار نظریههای توطئه به شمار میرود که در برابر شواهد علمی قد علم کرده است یک جستجوی سریع اینترنتی صدها مورد دیگر از این نظریهها را برملا میکند.
آنها که به یکی از نظریههای توطئه باور دارند، اغلب مستعد آن هستند که به سایر نظریههای توطئه نیز اعتقاد پیدا کنند.
تئوری توطئه مبحث تازهای نیست. از همان قرن سوم میلادی، بر پایه نقل قول نادرستی از انجیل مفقود شده فیلیپ، باور بر این بود مسیح و مریم مجدلیه با هم ازدواج کردند، گمان غلطی که که در داستانهای عامه پسندانهای همچون رمز داوینچی، یادآوری شده است. بعضی رد پای توطئه اسرارآمیز شستشوی مغزی گروه موسوم به ایلومیناتی را تا یک انجمن سری در سال ۱۷۷۶ دنبال کرده اند، البته آن انجمن سری هیچ شباهتی به گروه ایلومیناتی امروزی ندارد. همچنین اخیرا عدهای وقوع هولوکاست را انکار میکنند و با وجود شواهد دلخراش، اعتقاد دارند که نازیها در طول جنگ جهانی دوم شش میلیون یهودی را نکشتهاند.
پرسشی که روانشناسانی همچون کارن داگلاس، استاد دانشگاه کنت، از خود میپرسند این است که چرا چنین باورهایی پابرجا ماندهاند؟
پاسخ سادهای برای این پرسش وجود ندارد. با توجه به طیف وسیع تئوریهای توطئه و در نظر گرفتن این واقعیت که بیش از نیمی از شهروندان ایالات متحده امریکا دست کم به یکی از آنها اعتقاد دارند، به راحتی ویژگیهایی که شرح حال درستی از چنین افرادی ارائه کند، در دست نیست. چه کسی دلش نمیخواهد فکر کند که هنرمند محبوبش که فوت کرده، ممکن است هنوز زنده باشد؟ الویس پریسلی و توپاک شاکور هر دو موضوع چنین مباحثی هستند.
راهکار دیگری که میتواند به حل این مساله کمک کند، آموزش افراد است تا بتوانند منابع موثق و قابل اعتماد را بهتر تشخیص دهند، همچنین میتوان افرادی را که اطلاعات نادرست منتشر میکنند، وادار به پاسخگویی کرد. چندین وبسایت بررسی حقایق و عدهای از روزنامه نگاران در این زمینه در تلاشند اما این کار همیشه کارساز نیست. طبق یافتههای گریمز، بعید است بتوان نظر افرادی را که به چیزی اعتقاد راسخ پیدا کردهاند، تغییر داد. اما آنها که به اعتقادشان «کاملا متعهد نیستند»، با ارائه شواهد، ممکن است تغییر عقیده بدهند. امیدواری او بدان معناست که با ارائه شواهد واقعی و قانع کننده به مردم، می توانیم بسیاری از توطئهها را نابود کنیم.
در پایان،ما میتوانیم مطالبی را که خودمان در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذاریم، با دقت بیشتری بررسی کنیم. بیشتر وقتها مردم مطلبی را که عنوانی هوشمندانه دارد، به اشتراک میگذارند، بدون آنکه واقعا آن را خوانده باشند.
گریمز میگوید: « ما اطلاعات هستی را در سرانگشتانمان داریم اما هنوز با خیالات واهی و داستانهای غیرواقعی درگیریم.» و دقیقا به همین دلیل است که اخبار غلط و تئوریهای توطئه به آسانی میتوانند گسترش پیدا کنند.
این بدان معناست که ما نباید همیشه آنچه را که میخوانیم و میشنویم، باور کنیم. اگر چیزی عجیب و غریب و یا ساختگی به نظر برسد، این احتمال وجود دارد که غیرواقعی باشد. اگر شما آگاه باشید که چه تعداد تئوری توطئه در حال دست به دست شدن هستند، آنگاه پیشگام جلوگیری از بازنشر آنها هستید.
متن کامل این مطلب خوب در سایت کانال مقاله ها 👈 https://eduarticle.me/?p=3639
_______
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------—
در حالیکه پارهای از نظریههای #توطئه تا حد زیادی بیضرر هستند، سایر آنها پیامدهای مخربی به همراه دارند. پژوهشگران با بررسیهای جدید، در حال درک این موضوع هستند که چرا عده زیادی از مردم به چیزهای غیرواقعی اعتقاد دارند.
در سال ۲۰۱۷، پنجاه و هشت مورد ابتلا به سرخک در ایالت مینه سوتا ثبت شد - که این بزرگترین موج ابتلا به این بیماری در سی سال گذشته بود. همچنین در سال ۲۰۰۸ در کالیفرنیا سرخک بسیار شایع شد، تصور میشد ناقل اصلی پسربچه هفت سالهای باشد که واکسینه نشده نبود.
کمتر از یک دهه پیش، سرخک تقریبا در امریکا ریشه کن شده بود. محققان میگویند، دلیل بازگشت تدریجی این بیماری به طور مستقیم به افرادی که واکسینه نشده اند، بر میگردد.
مخالفان واکسیناسیون عمدتا باور دارند که واکسیناسیون عملی زیانبار است - و اغلب اینطور فکر میکنند که شرکتهای دارویی ( و دیگران ) بر زیانهای ناشی از واکسیناسیون سرپوش میگذارند. اما این تنها یکی از بسیار نظریههای توطئه به شمار میرود که در برابر شواهد علمی قد علم کرده است یک جستجوی سریع اینترنتی صدها مورد دیگر از این نظریهها را برملا میکند.
آنها که به یکی از نظریههای توطئه باور دارند، اغلب مستعد آن هستند که به سایر نظریههای توطئه نیز اعتقاد پیدا کنند.
تئوری توطئه مبحث تازهای نیست. از همان قرن سوم میلادی، بر پایه نقل قول نادرستی از انجیل مفقود شده فیلیپ، باور بر این بود مسیح و مریم مجدلیه با هم ازدواج کردند، گمان غلطی که که در داستانهای عامه پسندانهای همچون رمز داوینچی، یادآوری شده است. بعضی رد پای توطئه اسرارآمیز شستشوی مغزی گروه موسوم به ایلومیناتی را تا یک انجمن سری در سال ۱۷۷۶ دنبال کرده اند، البته آن انجمن سری هیچ شباهتی به گروه ایلومیناتی امروزی ندارد. همچنین اخیرا عدهای وقوع هولوکاست را انکار میکنند و با وجود شواهد دلخراش، اعتقاد دارند که نازیها در طول جنگ جهانی دوم شش میلیون یهودی را نکشتهاند.
پرسشی که روانشناسانی همچون کارن داگلاس، استاد دانشگاه کنت، از خود میپرسند این است که چرا چنین باورهایی پابرجا ماندهاند؟
پاسخ سادهای برای این پرسش وجود ندارد. با توجه به طیف وسیع تئوریهای توطئه و در نظر گرفتن این واقعیت که بیش از نیمی از شهروندان ایالات متحده امریکا دست کم به یکی از آنها اعتقاد دارند، به راحتی ویژگیهایی که شرح حال درستی از چنین افرادی ارائه کند، در دست نیست. چه کسی دلش نمیخواهد فکر کند که هنرمند محبوبش که فوت کرده، ممکن است هنوز زنده باشد؟ الویس پریسلی و توپاک شاکور هر دو موضوع چنین مباحثی هستند.
راهکار دیگری که میتواند به حل این مساله کمک کند، آموزش افراد است تا بتوانند منابع موثق و قابل اعتماد را بهتر تشخیص دهند، همچنین میتوان افرادی را که اطلاعات نادرست منتشر میکنند، وادار به پاسخگویی کرد. چندین وبسایت بررسی حقایق و عدهای از روزنامه نگاران در این زمینه در تلاشند اما این کار همیشه کارساز نیست. طبق یافتههای گریمز، بعید است بتوان نظر افرادی را که به چیزی اعتقاد راسخ پیدا کردهاند، تغییر داد. اما آنها که به اعتقادشان «کاملا متعهد نیستند»، با ارائه شواهد، ممکن است تغییر عقیده بدهند. امیدواری او بدان معناست که با ارائه شواهد واقعی و قانع کننده به مردم، می توانیم بسیاری از توطئهها را نابود کنیم.
در پایان،ما میتوانیم مطالبی را که خودمان در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذاریم، با دقت بیشتری بررسی کنیم. بیشتر وقتها مردم مطلبی را که عنوانی هوشمندانه دارد، به اشتراک میگذارند، بدون آنکه واقعا آن را خوانده باشند.
گریمز میگوید: « ما اطلاعات هستی را در سرانگشتانمان داریم اما هنوز با خیالات واهی و داستانهای غیرواقعی درگیریم.» و دقیقا به همین دلیل است که اخبار غلط و تئوریهای توطئه به آسانی میتوانند گسترش پیدا کنند.
این بدان معناست که ما نباید همیشه آنچه را که میخوانیم و میشنویم، باور کنیم. اگر چیزی عجیب و غریب و یا ساختگی به نظر برسد، این احتمال وجود دارد که غیرواقعی باشد. اگر شما آگاه باشید که چه تعداد تئوری توطئه در حال دست به دست شدن هستند، آنگاه پیشگام جلوگیری از بازنشر آنها هستید.
متن کامل این مطلب خوب در سایت کانال مقاله ها 👈 https://eduarticle.me/?p=3639
_______
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
#جیره_موسیقی شبانه🎼🎼🌒🌒
آشنایی با #موسیقی_محلی نواحی ایران ۷/ #خراسانی/ و #لری
دو پست بعدی در ادامه 👇 🎧
🌹🌹
کانال مقاله ها @eduarticle
آشنایی با #موسیقی_محلی نواحی ایران ۷/ #خراسانی/ و #لری
دو پست بعدی در ادامه 👇 🎧
🌹🌹
کانال مقاله ها @eduarticle
⚽️ پاسخي به يادداشت دكتر رناني
____________
علي عالي روزنامه اعتماد/با حذفیات/
يادداشت محسن رناني، استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان درباره شهرآورد تهران خواندني بود. دكتر رناني براي اولينبار قدم به استاديوم گذاشت و اعتراف كرد «آمده بوديم تا بر اساس آنچه شنيده بوديم با موجي از آدمهاي بياخلاق كه يكريز فحاشي ميكنند روبهرو شويم.» استاد اقتصاد در پايان يادداشت اما به نتيجه تازهاي دست يافت: «امروز ورزشگاه را بداخلاقتر از خيابانهاي شهرها نيافتم. اگر ميشود به زنانمان اجازه دهيم كه به خيابانها بروند و خريد و رانندگي كنند، ميشود كه به ورزشگاه هم بروند.»نكته مهم در اين نوشته آنجا بود كه برخلاف زيبايي زاويه نگاه و متن، اعتراف به بياطلاعي جامعه روشنفكري نسبت به عمق و حقيقت فوتبال و هوادارانش نمايان شد.
رناني ٥٢ ساله براي اولينبار روي صندلي هواداري نشست و دريافت حقيقت چيز ديگري است و مشكلات از جايي ديگر آمده است. از نظر نگارنده، يادداشت دكتر رناني –كه با هدف خيرخواهي نوشته شد و موضوعات بسيار خوبي طرح شد- از روي هيجان و التهاب نوشته شد. همانند بسياري از مسوولان عالي تا روشنفكراني چون او كه درباره فوتبال و هواداران و حاشيههايش «قضاوت» داشتند و فضاي استاديوم را خطرناك ميدانستند و تحليلهايشان را عموما از فضاي مجازي به دست ميآوردند. تصويري غيرواقعي از فوتبال و هوادارانش. عجيبتر آنجاست كه براي معضلات ورزش نسخه هم پيچيدند و سالها موضوعات حلشده در دنيا را به عنوان معضل و مشكل به بدنه فوتبال تحميل كردند.
محسن رناني «نميداند» هجدههزار باشگاه در سراسر كشور وجود دارد و آنها چه سهم مهمي در ورزش و ورزشدوستان دارند؟ نميداند باشگاههاي بزرگ ورزش ايران با وجود كاستيها و مشكلات، چگونه چرخ ورزش را ميگردانند. آيا همه اين ماجراهاي خوب در دربي٨٦ يكشبه اتفاق افتاده است؟ در همين دربي كه آقاي رناني با لذت نگاهش كرد، ١٥سال كار فرهنگي مداوم شده تا به امروزش برسد و او از نكات مثبتش هم بنويسد. آيا بهخاطر دارد در همين دربي، بزرگترين معضل، كتككاري از بازيكن تا روي سكو بود؟ بهخاطر دارد در همين دربي شيشههاي بسياري از اتوبوسهاي شركت واحد روي آسفالت ريخته ميشد؟ بهخاطر دارد بزرگترين معضل دربيها، حجم عجيب زبالهها در خيابان و استاديوم بود؟ پس چرا در دربي٨٦ خبري از همه آن معضلات نبود؟ حتما نميدانست. حق هم دارد. هيچگاه ورزش و فوتبال اولويت روشنفكران و مديران عالي اجرايي نبود. در همه اين سالها صدها مطلب نوشته شد، صدها مصاحبه شد، هزاران برگه منتشر شد و دهها روزنامهنگار و پژوهشگر نوشتند تا دربي و فضاي استاديومها با كمترين حاشيه همراه باشد و امروز استاد دانشگاه اصفهان اعتراف كند فوتبال نهتنها توليد سرمايه اجتماعي است بلكه مولد سرمايه معنوي هم ميتواند باشد. كاش شرايطي فراهم شود تا مراجع عظام، مديران عالي و ائمهجمعه كشور هم به استاديوم ورزشي بيايند تا برايشان محرز شود «اين استاديوم»، «آن استاديومي كه برايشان تعريف ميكنند» نيست.دریافت یادداشت دکتر رنانی اینجا 👈 https://t.me/eduarticle/4875
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
____________
علي عالي روزنامه اعتماد/با حذفیات/
يادداشت محسن رناني، استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان درباره شهرآورد تهران خواندني بود. دكتر رناني براي اولينبار قدم به استاديوم گذاشت و اعتراف كرد «آمده بوديم تا بر اساس آنچه شنيده بوديم با موجي از آدمهاي بياخلاق كه يكريز فحاشي ميكنند روبهرو شويم.» استاد اقتصاد در پايان يادداشت اما به نتيجه تازهاي دست يافت: «امروز ورزشگاه را بداخلاقتر از خيابانهاي شهرها نيافتم. اگر ميشود به زنانمان اجازه دهيم كه به خيابانها بروند و خريد و رانندگي كنند، ميشود كه به ورزشگاه هم بروند.»نكته مهم در اين نوشته آنجا بود كه برخلاف زيبايي زاويه نگاه و متن، اعتراف به بياطلاعي جامعه روشنفكري نسبت به عمق و حقيقت فوتبال و هوادارانش نمايان شد.
رناني ٥٢ ساله براي اولينبار روي صندلي هواداري نشست و دريافت حقيقت چيز ديگري است و مشكلات از جايي ديگر آمده است. از نظر نگارنده، يادداشت دكتر رناني –كه با هدف خيرخواهي نوشته شد و موضوعات بسيار خوبي طرح شد- از روي هيجان و التهاب نوشته شد. همانند بسياري از مسوولان عالي تا روشنفكراني چون او كه درباره فوتبال و هواداران و حاشيههايش «قضاوت» داشتند و فضاي استاديوم را خطرناك ميدانستند و تحليلهايشان را عموما از فضاي مجازي به دست ميآوردند. تصويري غيرواقعي از فوتبال و هوادارانش. عجيبتر آنجاست كه براي معضلات ورزش نسخه هم پيچيدند و سالها موضوعات حلشده در دنيا را به عنوان معضل و مشكل به بدنه فوتبال تحميل كردند.
محسن رناني «نميداند» هجدههزار باشگاه در سراسر كشور وجود دارد و آنها چه سهم مهمي در ورزش و ورزشدوستان دارند؟ نميداند باشگاههاي بزرگ ورزش ايران با وجود كاستيها و مشكلات، چگونه چرخ ورزش را ميگردانند. آيا همه اين ماجراهاي خوب در دربي٨٦ يكشبه اتفاق افتاده است؟ در همين دربي كه آقاي رناني با لذت نگاهش كرد، ١٥سال كار فرهنگي مداوم شده تا به امروزش برسد و او از نكات مثبتش هم بنويسد. آيا بهخاطر دارد در همين دربي، بزرگترين معضل، كتككاري از بازيكن تا روي سكو بود؟ بهخاطر دارد در همين دربي شيشههاي بسياري از اتوبوسهاي شركت واحد روي آسفالت ريخته ميشد؟ بهخاطر دارد بزرگترين معضل دربيها، حجم عجيب زبالهها در خيابان و استاديوم بود؟ پس چرا در دربي٨٦ خبري از همه آن معضلات نبود؟ حتما نميدانست. حق هم دارد. هيچگاه ورزش و فوتبال اولويت روشنفكران و مديران عالي اجرايي نبود. در همه اين سالها صدها مطلب نوشته شد، صدها مصاحبه شد، هزاران برگه منتشر شد و دهها روزنامهنگار و پژوهشگر نوشتند تا دربي و فضاي استاديومها با كمترين حاشيه همراه باشد و امروز استاد دانشگاه اصفهان اعتراف كند فوتبال نهتنها توليد سرمايه اجتماعي است بلكه مولد سرمايه معنوي هم ميتواند باشد. كاش شرايطي فراهم شود تا مراجع عظام، مديران عالي و ائمهجمعه كشور هم به استاديوم ورزشي بيايند تا برايشان محرز شود «اين استاديوم»، «آن استاديومي كه برايشان تعريف ميكنند» نيست.دریافت یادداشت دکتر رنانی اینجا 👈 https://t.me/eduarticle/4875
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 #معرفی_فیلم
نام فیلم: To Sir, with Love
ژانر: درام /سال تولید: 1967/زمان: 105 دقیقه/کشور: بریتانیا/زبان: انگلیسی/
#فیلمهای پیرامون #تعلیم_تربیت
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
🎬 #معرفی_فیلم
نام فیلم: To Sir, with Love
ژانر: درام /سال تولید: 1967/زمان: 105 دقیقه/کشور: بریتانیا/زبان: انگلیسی/
#فیلمهای پیرامون #تعلیم_تربیت
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
Forwarded from نسل نو (Sahar Soltani)
📚 ادامه معرفی کتاب مناسب دوره ابتدایی , طرح #پیک_کتابخوانی تعطیلات نوروزی 👇🍀
📚۱۰ قصه تصویری از هزارو یک شب
به روایت: حسین فتاحی
انتشارات: قدیانی
قطع: رحلی
تعداد صفحه: ۱۲۸
گروه سنی: ب و ج و د
قیمت: ۲۴۰۰۰ تومان
📚طرح #پیک_کتابخوانی
ketabnoosh1
@eduarticle
به روایت: حسین فتاحی
انتشارات: قدیانی
قطع: رحلی
تعداد صفحه: ۱۲۸
گروه سنی: ب و ج و د
قیمت: ۲۴۰۰۰ تومان
📚طرح #پیک_کتابخوانی
ketabnoosh1
@eduarticle
📚مجموعه ۳ جلدی ماهی سیاهه
نویسنده: لئو لیونی
مترجم: غلامرضا امامی
ناشر: به نگار
قطع: رقعی
گروه سنی: ب و ج
قیمت هر جلد: ۶۵۰۰ تومان
📚طرح #پیک_کتابخوانی
ketabnoosh1
@eduarticle
نویسنده: لئو لیونی
مترجم: غلامرضا امامی
ناشر: به نگار
قطع: رقعی
گروه سنی: ب و ج
قیمت هر جلد: ۶۵۰۰ تومان
📚طرح #پیک_کتابخوانی
ketabnoosh1
@eduarticle
#تخیلی
🌱 مجموعه لی لی و کانگوروی آبی.
نویسنده و تصویرگر: اما چیچستر کلارک
مترجم: مریم رزاقی
نشر:زعفران
گروه سنی:الف و ب
📚طرح #پیک_کتابخوانی
mybabysworld
@eduarticle 🌺
🌱 مجموعه لی لی و کانگوروی آبی.
نویسنده و تصویرگر: اما چیچستر کلارک
مترجم: مریم رزاقی
نشر:زعفران
گروه سنی:الف و ب
📚طرح #پیک_کتابخوانی
mybabysworld
@eduarticle 🌺
🌱شاه میداس و انگشتان جادویی
بازگفته: شارلوت کرافت
تصویرگر: کینو کو کرافت
مترجم: علی خاکبازان
نشر:کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
گروه سنی: ج و د
📚طرح #پیک_کتابخوانی
mybabysworld
@eduarticle 🌺
بازگفته: شارلوت کرافت
تصویرگر: کینو کو کرافت
مترجم: علی خاکبازان
نشر:کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
گروه سنی: ج و د
📚طرح #پیک_کتابخوانی
mybabysworld
@eduarticle 🌺
🌱خرگوش و بازیافت
نویسنده: نانسی الیزابت والاس
مترجم: هایده کروبی
انتشارات:فنی ایران
📚طرح #پیک_کتابخوانی
mybabysworld
@eduarticle 🌺
نویسنده: نانسی الیزابت والاس
مترجم: هایده کروبی
انتشارات:فنی ایران
📚طرح #پیک_کتابخوانی
mybabysworld
@eduarticle 🌺
🌱داستان دوستی پسرک و پنگوئن
نویسنده: الیور جفرز
مترجم: مریم رزاقی
ناشر: زعفرانی
۷۸۰۰ تومان
گروه سنی: خردسال + کلاس اولیها
کاربرد: یادآوری اهمیت دوستی
📚طرح #پیک_کتابخوانی
mybabysworld
@eduarticle 🌺
نویسنده: الیور جفرز
مترجم: مریم رزاقی
ناشر: زعفرانی
۷۸۰۰ تومان
گروه سنی: خردسال + کلاس اولیها
کاربرد: یادآوری اهمیت دوستی
📚طرح #پیک_کتابخوانی
mybabysworld
@eduarticle 🌺