#ارسالی
امروز توی جمعیت تعدادی از بسیجیایی که ماسک زده بودن و مشکی پوشیده بودن دیده شد. ماسکاتونو تا وقتی به جایی امن برسید درنیارید.
@elmosnewss
امروز توی جمعیت تعدادی از بسیجیایی که ماسک زده بودن و مشکی پوشیده بودن دیده شد. ماسکاتونو تا وقتی به جایی امن برسید درنیارید.
@elmosnewss
💔15👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حضور عوامل غیر دانشجویی و خارج از دانشگاه بسیج در حمله به تجمع اعتراضی امروز دانشجویان علم صنعت ، پایین دانشکده صنایع
@elmosnewss
@elmosnewss
🤯20👍6👎5💔3
فردی که امروز توی حمله به بچهها نقش پررنگی داشت و میومد تو جمعیت ماسک بچهها رو از صورتشون میکند.
اطلاعات تکمیلیتون از این فرد رو برامون ارسال کنید.
@elmosnewsadmin
@elmosnewss
اطلاعات تکمیلیتون از این فرد رو برامون ارسال کنید.
@elmosnewsadmin
@elmosnewss
👍32🤯7❤4👎1
⭕روایت شاهدان و گزارشی از تجمع سهشنبه ۵ اسفند دانشگاه علم و صنعت
🔺فراخوان ابتدا درمقابل دانشکده مکانیک ساعت ۱٢ بود. از ابتدای صبح با ممنوع الورودی دست کم ٣۵ نفر از دانشجویان(بدون احتساب لیست دانشجویان دختر) و چک کردن مداوم کارتها فضای امنیتی بر دانشگاه حاکم بود. بنا بر گزارشهای رسیده تعدادی از دانشجویان از خوابگاه بیرون شدند و در اتوبوس خوابگاه دانشجویان را به صف چک میکردند و کارت ممنوع الورودها را ضبط میکردند. بنا به این دلایل فراخوان به مقابل دانشکده کامپیوتر تغییر یافت. از حدود ساعت ١٢ تا ١٢:٣٠ با افزایش جمعیت دانشجویان مقابل دانشکده کامپیوتر تحصنی در آنجا شکل گرفت.
🔺گفتههای یکی از حاضران در تجمع:
اول که رفتیم جلوی کامپیوتر یه تعداد کمی از بچهها نشسته بودن و بقیه ایستاده بودن و یکم پخش بودن بچهها.
حراست هم کلی بود و دونه دونه به بچهها میگفتن واسه چی اومدین اینجا پاشین برین.
یکم بعد فیلی (رئیس حراست) هم اومد. یکی دو دقیقه گذشت بچهها پاشدن رفتن پایین کامپیوتر یعنی جلوی سالن ملک لو.
که دیگه شروع کردن با «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»
بعد قرار شد حرکت کنیم سمت در یک. حراست نمیذاشت رد شیم و بسیجیها از پشت کامپیوتر اومدن (روز قبلم یاد گرفتن از یطرف دیگه میان جلوی جمعیت عمدا که درگیری درست کنن) اونجا دعوا شد که همه بیشرف بیشرف گفتن اون وسط یکی گفت دارن میزنن و جمعیت اومد عقب تشنج بالا رفت گفت فرار کنین.
یسری دویدیم سمت مکانیک و مواد یسری سمت سلف. یکی دونفر لگد خوردن و هل میدادن بچه هارو دیگه بچه ها پراکنده شدن. تا اینا تجمعشون اومد سمت مواد و میم شیمی و حراست اومد دم پلههای میم شیمی گفت برید داخل دانشکده تا تموم شه این قضیه و همه رو هل دادن داخل دانشکده من دیگه از زیرپله مواد درومدم ولی بعدش باز اونجا بچه ها جمع بودن.
🔺یکی دیگر از افراد حاضر در تجمع نوشته است:
از سمت سلف یه پسره که لباس کلا مشکی پوشیده بود و اسکارف یا نقاب مشکی هم داشت خیلی وحشی بازی در میاورد. پشت سلف دخترا داشت یکیو میزد. یه قسمتی از جمعیت راه افتاد سمت سلف که از اونجا برن در یک. اونجا همین پسره میومد بشکن میزد به یکی مثلا میگفت ترسیدی؟ فرار کن
ما اومدیم تو مسیر به سمت دانشکده برق وایسادیم.
یکی دیگه که اسکارف سفید داشت دنبال یه پسره کردن و داد میزدن وحشی بازی درمیاورن و فحش میدادن. یکم بعد از مسیر بالایی صنایع صدای داد و بیداد میومد و فیلی و واحدی رو دیدم از بین ساختمونا میدوییدن. پرچم و چماق به دستاشون افتاده بودن دنبال چند نفر و میزدنشون(همین فیلمی که بالای صنایعه مربوط به این موضوعه) من فقط دیدم میدوون و صدای و کمک یکی میاد.
خشونت امروز خیلی خیلی زیاد بود و تاحالا دانشگاهو اینجوری ندیده بودم. با یکشنبه که مقایسه میکنم آخرای تجمع شاید ۲۰ ۳۰ نفر بودن بسیجیا ولی امروز خیلی آدم از بیرون آورده بودن. اینایی که اسکارف داشتن مشخصا اومده بودن به خون بکشن و بعدا هم دیدم دارن از دانشگاه خارج میشن کارت نشون نمیدادن چون اصلا دانشجو نبودن. زناشونم حدودا ۵۰-۶۰ ساله بودن.
موقع خروج همه درارو بسته بودن بچه ها اینطرف اونطرف دانشگاه منتظر بودن چجوری برن بیرون و خب فقط در ۳ باز بود که کلی حراست وایساده بودن ببینن کیو یادشونه از تجمع کارتشو میدیدن و شماره دانشجویی مینوشتن. حتی برای خوابگاهم باید از در ۳ میرفتیم بیرون. دیگه کارت نشون دادیم اومدیم.
@elmosnewss
🔺فراخوان ابتدا درمقابل دانشکده مکانیک ساعت ۱٢ بود. از ابتدای صبح با ممنوع الورودی دست کم ٣۵ نفر از دانشجویان(بدون احتساب لیست دانشجویان دختر) و چک کردن مداوم کارتها فضای امنیتی بر دانشگاه حاکم بود. بنا بر گزارشهای رسیده تعدادی از دانشجویان از خوابگاه بیرون شدند و در اتوبوس خوابگاه دانشجویان را به صف چک میکردند و کارت ممنوع الورودها را ضبط میکردند. بنا به این دلایل فراخوان به مقابل دانشکده کامپیوتر تغییر یافت. از حدود ساعت ١٢ تا ١٢:٣٠ با افزایش جمعیت دانشجویان مقابل دانشکده کامپیوتر تحصنی در آنجا شکل گرفت.
🔺گفتههای یکی از حاضران در تجمع:
اول که رفتیم جلوی کامپیوتر یه تعداد کمی از بچهها نشسته بودن و بقیه ایستاده بودن و یکم پخش بودن بچهها.
حراست هم کلی بود و دونه دونه به بچهها میگفتن واسه چی اومدین اینجا پاشین برین.
یکم بعد فیلی (رئیس حراست) هم اومد. یکی دو دقیقه گذشت بچهها پاشدن رفتن پایین کامپیوتر یعنی جلوی سالن ملک لو.
که دیگه شروع کردن با «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»
بعد قرار شد حرکت کنیم سمت در یک. حراست نمیذاشت رد شیم و بسیجیها از پشت کامپیوتر اومدن (روز قبلم یاد گرفتن از یطرف دیگه میان جلوی جمعیت عمدا که درگیری درست کنن) اونجا دعوا شد که همه بیشرف بیشرف گفتن اون وسط یکی گفت دارن میزنن و جمعیت اومد عقب تشنج بالا رفت گفت فرار کنین.
یسری دویدیم سمت مکانیک و مواد یسری سمت سلف. یکی دونفر لگد خوردن و هل میدادن بچه هارو دیگه بچه ها پراکنده شدن. تا اینا تجمعشون اومد سمت مواد و میم شیمی و حراست اومد دم پلههای میم شیمی گفت برید داخل دانشکده تا تموم شه این قضیه و همه رو هل دادن داخل دانشکده من دیگه از زیرپله مواد درومدم ولی بعدش باز اونجا بچه ها جمع بودن.
🔺یکی دیگر از افراد حاضر در تجمع نوشته است:
از سمت سلف یه پسره که لباس کلا مشکی پوشیده بود و اسکارف یا نقاب مشکی هم داشت خیلی وحشی بازی در میاورد. پشت سلف دخترا داشت یکیو میزد. یه قسمتی از جمعیت راه افتاد سمت سلف که از اونجا برن در یک. اونجا همین پسره میومد بشکن میزد به یکی مثلا میگفت ترسیدی؟ فرار کن
ما اومدیم تو مسیر به سمت دانشکده برق وایسادیم.
یکی دیگه که اسکارف سفید داشت دنبال یه پسره کردن و داد میزدن وحشی بازی درمیاورن و فحش میدادن. یکم بعد از مسیر بالایی صنایع صدای داد و بیداد میومد و فیلی و واحدی رو دیدم از بین ساختمونا میدوییدن. پرچم و چماق به دستاشون افتاده بودن دنبال چند نفر و میزدنشون(همین فیلمی که بالای صنایعه مربوط به این موضوعه) من فقط دیدم میدوون و صدای و کمک یکی میاد.
خشونت امروز خیلی خیلی زیاد بود و تاحالا دانشگاهو اینجوری ندیده بودم. با یکشنبه که مقایسه میکنم آخرای تجمع شاید ۲۰ ۳۰ نفر بودن بسیجیا ولی امروز خیلی آدم از بیرون آورده بودن. اینایی که اسکارف داشتن مشخصا اومده بودن به خون بکشن و بعدا هم دیدم دارن از دانشگاه خارج میشن کارت نشون نمیدادن چون اصلا دانشجو نبودن. زناشونم حدودا ۵۰-۶۰ ساله بودن.
موقع خروج همه درارو بسته بودن بچه ها اینطرف اونطرف دانشگاه منتظر بودن چجوری برن بیرون و خب فقط در ۳ باز بود که کلی حراست وایساده بودن ببینن کیو یادشونه از تجمع کارتشو میدیدن و شماره دانشجویی مینوشتن. حتی برای خوابگاهم باید از در ۳ میرفتیم بیرون. دیگه کارت نشون دادیم اومدیم.
@elmosnewss
❤21👍7🤯5👎3
Elmosnews
فردی که امروز توی حمله به بچهها نقش پررنگی داشت و میومد تو جمعیت ماسک بچهها رو از صورتشون میکند. اطلاعات تکمیلیتون از این فرد رو برامون ارسال کنید. @elmosnewsadmin @elmosnewss
⭕️اطلاعات اولیه حاکی از این موضوع هست که این فرد از اعضای شبهنظامیان بسیجی از یکی از دانشگاهای ایدئولوژیک تهران هست. اطلاعات تکمیلی بزودی منتشر خواهد شد.
@elmosnewss
@elmosnewss
🤯17👍4🏆2👎1
گفتگوهای پشت دانشکده
تصمیم گرفتیم به طور مرتب تعدادی متن به عنوان تحلیل و یادداشت بنویسیم تا نظراتمون رو دقیقتر درباره وضعیت فعلی کشور ترسیم کنیم. از شما مخاطبان هم درخواست داریم بازخوردها و نظرات و تحلیلهای مرتبط خودتون رو بفرستید. لزومی هم نداره زبان خاصی داشته باشه و خیلی حرفهای نوشته شده باشه. این مطالب با هشتگ #گفتگوهای_پشت_دانشکده در کانال قرار داده میشه.
@elmosnewss
تصمیم گرفتیم به طور مرتب تعدادی متن به عنوان تحلیل و یادداشت بنویسیم تا نظراتمون رو دقیقتر درباره وضعیت فعلی کشور ترسیم کنیم. از شما مخاطبان هم درخواست داریم بازخوردها و نظرات و تحلیلهای مرتبط خودتون رو بفرستید. لزومی هم نداره زبان خاصی داشته باشه و خیلی حرفهای نوشته شده باشه. این مطالب با هشتگ #گفتگوهای_پشت_دانشکده در کانال قرار داده میشه.
@elmosnewss
👍10👎8❤2
جستاری در باب شعار سه فاسد
#گفتگوهای_پشت_دانشکده
شماره ۱
در تمام اعتراضات سراسری گذشته، آزادی و حق زندگی چه مستقیم و چه غیرمستقیم حضور داشتند و از مطالبات جدی معترضان بودند. زمانی که شعار زن زندگی آزادی مطرح شد، به معنای تاکید بر آزادی زن و گره خوردن آن با آزادی و زندگی همه بود، در واقع تاکید زن زندگی آزادی بر «زن» است وگرنه خواست زندگی و آزادی که قبلاً هم مطرح بودند.
در شعار مرگ بر سه فاسد نیز، تاکید بر چپ است وگرنه ملا و حکومت ملایان که همیشه هدف جنبشهای اعتراضی بوده اند. مجاهدین هم به عنوان یک حزب سیاسی اساساً نه وزنی دارند و نه محلی از اِعراب، بماند که در روند عجیب تحولشان کاملا به سمت راست حرکت کرده اند و هیچ گروه چپ شناختهشدهی ایرانی یا خارجی در داخل یا خارج از کشور با آنها همکاری نمیکند.
شعار مرگ بر چپ اشکالات زیادی دارد:
مرگ بر چپ، به معنای این است که افراد به صرف داشتن عقیده و گرایشهای چپ مستحق مرگ اند (یا دست کم شکلی از مجازات). مرگ بر چپ همانقدر احمقانه است که کسی بگوید مرگ بر لیبرال یا مرگ بر ضد ولایت فقیه. چرا کسی باید به دلیل مخالفت با نظریه ولایت فقیه، چپ بودن یا لیبرال بودن برود و بمیرد؟ مسخره است و در تعارض با حقوق بشر. حتی همین قانون اساسی جمهوری اسلامی هم حق داشتن عقیده را به رسمیت شناخته است. دیگر از قانون خود جمهوری اسلامی که مرتجعتر نباشید. مرگ بر چپ یعنی مرگ بر فعالان کارگری، مرگ بر بسیاری از فعالان صنفی معلمان، مرگ بر بسیاری از نویسندگان و دانشگاهیان و مترجمان و وکلا، مرگ بر طیف گستردهای از فمینیستها و فعالان حقوق زنان، مرگ بر فعالان حقوق کودکان، و به طور کلی مرگ بر بخش بزرگی از جامعه مدنی نحیف و شکسته ایران که زیر سرکوب رژیم تا به اینجا ادامه داده است، آن هم به صرف داشتن عقیدهای.
از این رو سر دادن چنین شعاری یک اشتباه استراتژیک است چرا که به جای هدف گرفتن نیروهای مستقر در ساختار قدرت، افراد مدنی مستقر در ساختار جامعه را هدف میگیرد. دقیقاً بر خلاف شعار «مرگ بر ستمگر» و «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه» که هدفش را ساختارهای ظالمانه و مناسبات ستم و نظامهای دیکتاتوری اعلام میکند.
اما مشکل اصلی دیگر این شعار این است که چپ یک دال بزرگ و سیال است و هر کسی یا چیزی را میتوان در آن جا داد، آش به قدری شور شده است که امروز برخی لیبرالها، سنتریستها و حتی محافظهکاران هم برچسب چپ میخورند و بر آنها مرگ سر داده میشود. با نسبت دادن عنوان چپ بر هر چیزی میتوان نفی و سرکوب آن را مشروع دانست همانطور که رژیم با نسبت دادن عناوین مختلف از مزدور خارجی و جاسوس و اغتشاشگر تا منافق و غربزده و حتی لیبرال، از مخالفانش انسانیتزدایی کرده و سرکوب را برای پایگاه اجتماعیاش مشروع جلوه میدهد. نظام در واقع با این شکل تعریفِ «نجس سیاسی»، تودهی تحت فرمان خود را کنترل میکنند. طبق آموزههای فقهی، با لمس شیٔ نجس، نجس میشوید. نجسسازی سیاسی یک رویکرد دینخویانه است و نیروهای سکولار باید از آن پرهیز کنند. در فقه اسلام، نجاست و طهارت بیش از آن که به بهداشت فردی و پاکیزگی ربط داشته باشد، یک برساخت اجتماعی اند. به عنوان مثال، کافر، عین نجس شناخته میشود یعنی حتی اگر منِ کافر از حمام هم بیرون بیایم باز هم از نظر مسلمانِ باورمند به فقه، نجس هستم. اینجا نجاست، مفهومی است که دینباوران برای ایجاد فشار و هراس اجتماعی بر دگراندیشان و دگرباشان استفاده میکنند. از شعارها و رویکردهای دینخو، ضدجنبش و پیشامدرن بپرهیزید و آنها را ترویج نکنید.
@elmosnewss
#گفتگوهای_پشت_دانشکده
شماره ۱
در تمام اعتراضات سراسری گذشته، آزادی و حق زندگی چه مستقیم و چه غیرمستقیم حضور داشتند و از مطالبات جدی معترضان بودند. زمانی که شعار زن زندگی آزادی مطرح شد، به معنای تاکید بر آزادی زن و گره خوردن آن با آزادی و زندگی همه بود، در واقع تاکید زن زندگی آزادی بر «زن» است وگرنه خواست زندگی و آزادی که قبلاً هم مطرح بودند.
در شعار مرگ بر سه فاسد نیز، تاکید بر چپ است وگرنه ملا و حکومت ملایان که همیشه هدف جنبشهای اعتراضی بوده اند. مجاهدین هم به عنوان یک حزب سیاسی اساساً نه وزنی دارند و نه محلی از اِعراب، بماند که در روند عجیب تحولشان کاملا به سمت راست حرکت کرده اند و هیچ گروه چپ شناختهشدهی ایرانی یا خارجی در داخل یا خارج از کشور با آنها همکاری نمیکند.
شعار مرگ بر چپ اشکالات زیادی دارد:
مرگ بر چپ، به معنای این است که افراد به صرف داشتن عقیده و گرایشهای چپ مستحق مرگ اند (یا دست کم شکلی از مجازات). مرگ بر چپ همانقدر احمقانه است که کسی بگوید مرگ بر لیبرال یا مرگ بر ضد ولایت فقیه. چرا کسی باید به دلیل مخالفت با نظریه ولایت فقیه، چپ بودن یا لیبرال بودن برود و بمیرد؟ مسخره است و در تعارض با حقوق بشر. حتی همین قانون اساسی جمهوری اسلامی هم حق داشتن عقیده را به رسمیت شناخته است. دیگر از قانون خود جمهوری اسلامی که مرتجعتر نباشید. مرگ بر چپ یعنی مرگ بر فعالان کارگری، مرگ بر بسیاری از فعالان صنفی معلمان، مرگ بر بسیاری از نویسندگان و دانشگاهیان و مترجمان و وکلا، مرگ بر طیف گستردهای از فمینیستها و فعالان حقوق زنان، مرگ بر فعالان حقوق کودکان، و به طور کلی مرگ بر بخش بزرگی از جامعه مدنی نحیف و شکسته ایران که زیر سرکوب رژیم تا به اینجا ادامه داده است، آن هم به صرف داشتن عقیدهای.
از این رو سر دادن چنین شعاری یک اشتباه استراتژیک است چرا که به جای هدف گرفتن نیروهای مستقر در ساختار قدرت، افراد مدنی مستقر در ساختار جامعه را هدف میگیرد. دقیقاً بر خلاف شعار «مرگ بر ستمگر» و «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه» که هدفش را ساختارهای ظالمانه و مناسبات ستم و نظامهای دیکتاتوری اعلام میکند.
اما مشکل اصلی دیگر این شعار این است که چپ یک دال بزرگ و سیال است و هر کسی یا چیزی را میتوان در آن جا داد، آش به قدری شور شده است که امروز برخی لیبرالها، سنتریستها و حتی محافظهکاران هم برچسب چپ میخورند و بر آنها مرگ سر داده میشود. با نسبت دادن عنوان چپ بر هر چیزی میتوان نفی و سرکوب آن را مشروع دانست همانطور که رژیم با نسبت دادن عناوین مختلف از مزدور خارجی و جاسوس و اغتشاشگر تا منافق و غربزده و حتی لیبرال، از مخالفانش انسانیتزدایی کرده و سرکوب را برای پایگاه اجتماعیاش مشروع جلوه میدهد. نظام در واقع با این شکل تعریفِ «نجس سیاسی»، تودهی تحت فرمان خود را کنترل میکنند. طبق آموزههای فقهی، با لمس شیٔ نجس، نجس میشوید. نجسسازی سیاسی یک رویکرد دینخویانه است و نیروهای سکولار باید از آن پرهیز کنند. در فقه اسلام، نجاست و طهارت بیش از آن که به بهداشت فردی و پاکیزگی ربط داشته باشد، یک برساخت اجتماعی اند. به عنوان مثال، کافر، عین نجس شناخته میشود یعنی حتی اگر منِ کافر از حمام هم بیرون بیایم باز هم از نظر مسلمانِ باورمند به فقه، نجس هستم. اینجا نجاست، مفهومی است که دینباوران برای ایجاد فشار و هراس اجتماعی بر دگراندیشان و دگرباشان استفاده میکنند. از شعارها و رویکردهای دینخو، ضدجنبش و پیشامدرن بپرهیزید و آنها را ترویج نکنید.
@elmosnewss
👎62👍56❤2🤯1
Elmosnews
واحدی عضو کمیته انضباطی و استاد دانشکده فیزیک #ارسالی @elmosnewss
#ارسالی
⭕️ #محمد_واحدی معاون فرهنگی که معرف حضور همهی دانشگاه هست در تجمعات امروز از بسیجیا بسیار کتک خورده و آسیب دیده و اخباری در حال انتشاره که امشب استعفا داده.
حالا شاید بپرسید بسیجیا که همشون این فردو میشناسن و همیشه حامیشون بوده رو چرا دیگه زدن؟ چون برای این دانشگاه نبودن و نمیشناختنش!
@elmosnewss
⭕️ #محمد_واحدی معاون فرهنگی که معرف حضور همهی دانشگاه هست در تجمعات امروز از بسیجیا بسیار کتک خورده و آسیب دیده و اخباری در حال انتشاره که امشب استعفا داده.
حالا شاید بپرسید بسیجیا که همشون این فردو میشناسن و همیشه حامیشون بوده رو چرا دیگه زدن؟ چون برای این دانشگاه نبودن و نمیشناختنش!
@elmosnewss
😐71🤯19👍7👎7❤1
⚫️مراسم چهلم مهران تاجداری، دانشجوی مهندسی ارشد کارآفرینی نوین دانشگاه علم و صنعت، پنجشنبه ٧ اسفند ساعت ١۵ در قطعه ١١٢ بهشت زهرا برگزار خواهد شد.
@Rouyesh_IUST
@elmosnewss
@Rouyesh_IUST
@elmosnewss
🕊46💔23❤2
Elmosnews
#ارسالی ⭕️ #محمد_واحدی معاون فرهنگی که معرف حضور همهی دانشگاه هست در تجمعات امروز از بسیجیا بسیار کتک خورده و آسیب دیده و اخباری در حال انتشاره که امشب استعفا داده. حالا شاید بپرسید بسیجیا که همشون این فردو میشناسن و همیشه حامیشون بوده رو چرا دیگه زدن؟ چون…
#ارسالی
در ارتباط با این خبر بگم که این آقای واحدی همون کسیه که وقتی سال 1401 افراد حراست یکی از بچههای آرمان رو به شدت کتک زد و به خاک و خون کشید کامل انکار کرد قضیه رو و حتی بعدا توی کمیته انضباطی اون دانشجو رو تعلیق کرد.
@elmosnewss
در ارتباط با این خبر بگم که این آقای واحدی همون کسیه که وقتی سال 1401 افراد حراست یکی از بچههای آرمان رو به شدت کتک زد و به خاک و خون کشید کامل انکار کرد قضیه رو و حتی بعدا توی کمیته انضباطی اون دانشجو رو تعلیق کرد.
@elmosnewss
👍40❤2👎2
الهیات دستگاه سلطنت
#گفتگوهای_پشت_دانشکده
شماره ۲
ایدهی سلطنت در ایران، برخلاف آنچه امروز در روایتهای ناسیونالیستی و نوستالژیک تبلیغ میشود، نه یک شکل «سکولار» از سازمان قدرت، بلکه شکلی کهن از حاکمیت دینی است. سلطنت در ایران تاریخی، از همان آغاز، بر جداییناپذیری قدرت سیاسی و امر قدسی بنا شده است. شاه نه صرفاً یک مدیر یا نمایندهی عرفی جامعه، بلکه حامل ارادهای متعالی، برگزیدهی نیروهای کیهانی و واسطهای میان آسمان و زمین است. این منطق، منطق الهیات است، نه سیاست.
در سنت زرتشتی، شاهی بدون «فرّه ایزدی» اصولاً قابل تصور نیست. فرّه، نیرویی قدسی، نوری الهی و موهبتی آسمانی است که به فردی خاص اعطا میشود و او را شایستهی فرمانروایی میسازد. مشروعیت قدرت نه از مردم، نه از قرارداد اجتماعی، نه از رضایت جمعی، بلکه از اتصال به نظم کیهانی میآید. شاه تا زمانی شاه است که فرّه با اوست، و سقوط او نیز نه نتیجهی نقد یا مقاومت سیاسی، بلکه نتیجهی سلب این لطف الهی تلقی میشود. این دقیقاً همان الگویی است که در تمام نظامهای دینیِ اقتدارگرا تکرار میشود: قدرت، رازآلود، طبیعیشده و ماورایی جلوه داده میشود.
در این چارچوب، جامعه بهمثابه یک کل سیاسیِ برابر تصور نمیشود. مردم «رعیت»اند، نه شهروند. نسبت آنها با شاه، نسبت مشارکت یا نمایندگی نیست؛ نسبت اطاعت است. اطاعتی که نهفقط سیاسی، بلکه اخلاقی و کیهانی است. شورش علیه شاه، در این منطق، صرفاً تخلف از قانون نیست، بلکه اخلال در نظم جهان، در اشه، در هماهنگی هستی است. به همین دلیل است که سلطنت ایرانی، حتی پیش از اسلام، واجد تمام مؤلفههای یک الهیات سیاسی تمامعیار است.
ستایش امروزین سلطنت بهعنوان بدیلی «غیرمذهبی» برای جمهوری اسلامی، یا ناشی از ناآگاهی تاریخی است یا تحریف آگاهانه. اینکه نام خدا عوض شود، بهجای «الله» از «اهورامزدا» یا «ایران باستان» استفاده شود، چیزی از ماهیت دینی قدرت کم نمیکند. مسئله، زبان نیست؛ ساختار است. ساختاری که در آن قدرت، موروثی، تقدیری و خارج از دسترس نقد رادیکال مردم تعریف میشود.
حتی روایتهای مدرنشدهی سلطنت، از مشروطه به بعد، هرگز موفق نشدند این هستهی قدسی را بهطور کامل منهدم کنند. «شاهِ قانونمند» هم همچنان شاه است؛ یعنی نقطهای متعالی که نظم سیاسی حول او سازمان مییابد. به همین دلیل است که در بحرانها، سلطنت همواره تمایل دارد به چهرهی اصیل خود بازگردد: تمرکز قدرت، حذف میانجیها، و بازتولید اسطورهی نجاتبخش.
در نهایت، دفاع از سلطنت در ایران، دفاع از یک سنت الهیاتی است که نابرابری را طبیعی، اطاعت را فضیلت، و قدرت را امری مقدس میفهمد. این ایده، چه با زبان اسلامی یا زرتشتی بیان شود، چه با نمادهای ملیگرایانه، در تضاد مستقیم با هر پروژهی رهاییبخش، دموکراتیک و برابریطلب قرار دارد. مسئله فقط گذشته نیست؛ مسئله این است که سلطنت، بهمثابه یک فرم، همواره حامل این منطق دینی است: اینکه کسی «بیش از دیگران» است، نه بهخاطر انتخاب جمعی، بلکه بهخاطر تقدیر.
و دقیقاً به همین دلیل است که نقد سلطنت، نه یک دعوای تاریخی یا سلیقهای، بلکه بخشی جداییناپذیر از نقد الهیات قدرت در ایران است؛ الهیاتی که فقط لباسش عوض شده، اما استخوانبندیاش همچنان پابرجاست.
منبع
برای مشارکت در گفتگوهای پشت دانشکده، مطالب و یادداشتهای خود را میتوانید به این آدرس بفرستید
@elmosnewss
#گفتگوهای_پشت_دانشکده
شماره ۲
ایدهی سلطنت در ایران، برخلاف آنچه امروز در روایتهای ناسیونالیستی و نوستالژیک تبلیغ میشود، نه یک شکل «سکولار» از سازمان قدرت، بلکه شکلی کهن از حاکمیت دینی است. سلطنت در ایران تاریخی، از همان آغاز، بر جداییناپذیری قدرت سیاسی و امر قدسی بنا شده است. شاه نه صرفاً یک مدیر یا نمایندهی عرفی جامعه، بلکه حامل ارادهای متعالی، برگزیدهی نیروهای کیهانی و واسطهای میان آسمان و زمین است. این منطق، منطق الهیات است، نه سیاست.
در سنت زرتشتی، شاهی بدون «فرّه ایزدی» اصولاً قابل تصور نیست. فرّه، نیرویی قدسی، نوری الهی و موهبتی آسمانی است که به فردی خاص اعطا میشود و او را شایستهی فرمانروایی میسازد. مشروعیت قدرت نه از مردم، نه از قرارداد اجتماعی، نه از رضایت جمعی، بلکه از اتصال به نظم کیهانی میآید. شاه تا زمانی شاه است که فرّه با اوست، و سقوط او نیز نه نتیجهی نقد یا مقاومت سیاسی، بلکه نتیجهی سلب این لطف الهی تلقی میشود. این دقیقاً همان الگویی است که در تمام نظامهای دینیِ اقتدارگرا تکرار میشود: قدرت، رازآلود، طبیعیشده و ماورایی جلوه داده میشود.
در این چارچوب، جامعه بهمثابه یک کل سیاسیِ برابر تصور نمیشود. مردم «رعیت»اند، نه شهروند. نسبت آنها با شاه، نسبت مشارکت یا نمایندگی نیست؛ نسبت اطاعت است. اطاعتی که نهفقط سیاسی، بلکه اخلاقی و کیهانی است. شورش علیه شاه، در این منطق، صرفاً تخلف از قانون نیست، بلکه اخلال در نظم جهان، در اشه، در هماهنگی هستی است. به همین دلیل است که سلطنت ایرانی، حتی پیش از اسلام، واجد تمام مؤلفههای یک الهیات سیاسی تمامعیار است.
ستایش امروزین سلطنت بهعنوان بدیلی «غیرمذهبی» برای جمهوری اسلامی، یا ناشی از ناآگاهی تاریخی است یا تحریف آگاهانه. اینکه نام خدا عوض شود، بهجای «الله» از «اهورامزدا» یا «ایران باستان» استفاده شود، چیزی از ماهیت دینی قدرت کم نمیکند. مسئله، زبان نیست؛ ساختار است. ساختاری که در آن قدرت، موروثی، تقدیری و خارج از دسترس نقد رادیکال مردم تعریف میشود.
حتی روایتهای مدرنشدهی سلطنت، از مشروطه به بعد، هرگز موفق نشدند این هستهی قدسی را بهطور کامل منهدم کنند. «شاهِ قانونمند» هم همچنان شاه است؛ یعنی نقطهای متعالی که نظم سیاسی حول او سازمان مییابد. به همین دلیل است که در بحرانها، سلطنت همواره تمایل دارد به چهرهی اصیل خود بازگردد: تمرکز قدرت، حذف میانجیها، و بازتولید اسطورهی نجاتبخش.
در نهایت، دفاع از سلطنت در ایران، دفاع از یک سنت الهیاتی است که نابرابری را طبیعی، اطاعت را فضیلت، و قدرت را امری مقدس میفهمد. این ایده، چه با زبان اسلامی یا زرتشتی بیان شود، چه با نمادهای ملیگرایانه، در تضاد مستقیم با هر پروژهی رهاییبخش، دموکراتیک و برابریطلب قرار دارد. مسئله فقط گذشته نیست؛ مسئله این است که سلطنت، بهمثابه یک فرم، همواره حامل این منطق دینی است: اینکه کسی «بیش از دیگران» است، نه بهخاطر انتخاب جمعی، بلکه بهخاطر تقدیر.
و دقیقاً به همین دلیل است که نقد سلطنت، نه یک دعوای تاریخی یا سلیقهای، بلکه بخشی جداییناپذیر از نقد الهیات قدرت در ایران است؛ الهیاتی که فقط لباسش عوض شده، اما استخوانبندیاش همچنان پابرجاست.
منبع
برای مشارکت در گفتگوهای پشت دانشکده، مطالب و یادداشتهای خود را میتوانید به این آدرس بفرستید
@elmosnewss
👎47👍39❤3🏆1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
درخواست مادر #مهران_تاجداری دانشجوی کارشناسی ارشد کارآفرینی دانشکده پیشرفت از دانشجویان در مراسم چهلم جاویدنام.
@elmosnewss
درخواست مادر #مهران_تاجداری دانشجوی کارشناسی ارشد کارآفرینی دانشکده پیشرفت از دانشجویان در مراسم چهلم جاویدنام.
@elmosnewss
💔103❤1🤯1🏆1
Forwarded from شورای صنفی - رفاهی دانشگاه علم و صنعت ایران
در پی اعتراضات روزهای ۳ و ۵ اسفندماه، در دانشگاه شاهد موجی از اقدامات سرکوبگرانه، غیرقانونی و خارج از ضابطه علیه دانشجویان هستیم. شورای صنفی دانشجویان دانشگاه علموصنعت موارد زیر را اعلام و منتظر اقدام از مسئولان ذیربط است.
◾️ بیرون انداختن صاحب خانه و اشغال خانه؟
شورای صنفی-رفاهی دانشگاه علم و صنعت ایران
🆔 @senfi_iust
◾️ بیرون انداختن صاحب خانه و اشغال خانه؟
تعداد زیادی از دانشجویان را ممنوع الورود و ورود سایرین را نیز با رصد کارت کنترل کردید، اما همزمان دانشگاه شاهد حضور افرادی است که نه کارت دانشجویی دارند و نه هویت مشخص. حضور این افراد بدون رصد کارت و با هماهنگی حراست بوده است؟◾️ حمله و درگیری فیزیکی با دانشجو؛ عبور از خط قرمز؟!
مسئولیت ورود غیرقانونی افراد، مستقیماً متوجه مدیریت دانشگاه و حراست است. دانشگاه ملک شخصی هیچ نهادی نیست که ورود و خروج در آن بهصورت گزینشی و تبعیضآمیز اعمال شود.
دست بلند کردن روی دانشجو نه «برقراری نظم» است و نه «اقدام انضباطی»؛ خشونت عریان و جرم آشکار است. خط قرمز، خودِ تعرض و زد و خورد است؛ و هنگامی که این تعرض علیه دانشجویان دختر رخ داده باشد، به واسطه تناقض این رفتار با عقاید عاملین به این جرم ابعاد ویژهتری به خود میگیرد. هیچ عنوانی از جمله «بسیجی گری» یا «حفظ امنیت» مجوز ضربوشتم و اعمال زور نیست.◾️ استاندارد دوگانهٔ حراست؛ وادار کردن دانشجو به عقب نشینی، مصونیت برای مهاجمان
علاوه بر تعرض به دانشجویان این عمل تعرض به دین نیز هست که برای عدهای ابزار شده تا خشونت را با آن توجیه کنند اما همزمان به اصول آن نیز پایبند نباشند. مسئولان دانشگاه باید پاسخ بدهند: چه کسی و با کدام اختیار، به خود اجازه داده است که جسم دانشجو را میدان اعمال قدرت کند؟
دانشجوی معترض را با کوچکترین صدا «آشوبگر» مینامید، اما نیروهای منتسب به بسیج تهدید میکنند، رجز میخوانند و بیمحابا پیشروی میکنند و حراست سکوت میکند. وقتی دانشجو تهدید میشود، شما «نمیشنوید»؛ اما اگر همان کلمات از دهان دانشجوی معترض بیرون بیاید، همان لحظه تبدیل به پرونده میشود. این تبعیض آشکار قابل چشم پوشی نیست.◾️ خفتگیری و خشونت سازمانیافته در درهای دانشگاه
در محوطه سردر دانشگاه، گروههای ناشناس به دانشجویان حمله کردند، کارت دانشجویی آنان را به زور ضبط کردند و آنها را مورد آزار و اذیت قرار دادند. این رفتار «کنترل» نیست؛ خفتگیری است و در محوطهٔ دانشگاه رخ داده است. مدیریت دانشگاه باید روشن کند: این افراد تحت امر چه کسی هستند و چرا در دانشگاه امکان اعمال زور دارند؟◾️مسئول هدایت این روند در دانشگاه کیست؟
این نیروهای خودمختار نه تنها از مسئولان دانشگاه فرمان نمیبرند، بلکه کار به درگیری فیزیکی و ضربوشتم کشیده و حتی برخی اساتید دانشگاه نیز از خشونت آنان در امان نماندهاند. وقتی کار به کتککاری در فضای دانشگاه میرسد، دیگر هیچ توجیهی نه «حفظ نظم» و نه «حفظ امنیت» پذیرفتنی نیست.
پرسش اصلی و غیرقابل انکار این است:
◾️محرومسازی غیرقانونی از خوابگاه و دانشگاه
هدایت و فرماندهی این روند در دانشگاه دقیقاً دست چه کسی است؟ چه نهادی به این افراد اختیار داده که در دانشگاه اعمال قدرت کنند، به دانشجو تعرض کنند و حتی به استاد هم حملهور شوند؟ اگر دانشگاه نمیتواند آنها را کنترل کند، یعنی عملاً مدیریت دانشگاه از کار افتاده است؛ و اگر میتواند اما نمیخواهد، یعنی این خشونت با چراغ سبز و مسئولیت مستقیم مدیریتی در حال وقوع است.
دانشجو را بدون اطلاع قبلی از خوابگاه اخراج میکنید و حتی فرصت تهیهٔ بلیت هم نمیدهید. تعداد زیادی از دانشجویان بدون ابلاغ رسمی زمان آغاز و پایان ممنوع الورودی، بدون ارائهٔ مستندات و بدون طی روند قانونی ممنوعالورود شدهاند. این اقدامات نه «انضباط» است و نه «مدیریت بحران»؛ محرومسازی غیرقانونی و سوءاستفاده از ضوابط انظباطی است.◾️ کمیتهٔ انضباطی؛ ابزار فشار، نه رسیدگی؛
کمیتهای که به آییننامه انظباطی هم پایبند نیست؛ ابزار ارعاب است. دانشجو را بدون ارائهٔ هیچ سندی احضار میکنید و به محض تفهیم اتهام مجبور به نوشتن دفاعیه میکنید. علاوه بر این، احضارشدهها توسط نیروهای منتسب به بسیج مستقیماً تهدید شدهاند و دانشگاه هیچ اقدامی نکرده است.☑️ از هیئت رییسه دانشگاه و مسیولین ذیربط انتظار میرود در صورتی که اختیاری در مدیریت دانشگاه دارند در اولین فرصت نسبت به موارد فوق پاسخ داده و از تکرار چنین مواردی جلوگیری کنند در غیر این صورت سکوت این افراد به معنی تایید و تصدیق وضعیت رخ داده تلقی خواهد شد.
طبق آیین نامه در تمامی مراحل دادرسی پرونده میبایست محرمانه رسیدگی شود. چه کسی اطلاعات انظباطی را به دست افراد غیر رسانده تا از آن جهت اعمال تهدید استفاده کنند؟ دانشگاه موظف است اطلاعات دانشجویان را محرمانه نگه دارد و هرگونه تهدید باید فوراً ثبت، پیگیری و رسیدگی شود.
شورای صنفی-رفاهی دانشگاه علم و صنعت ایران
🆔 @senfi_iust
👍72❤9👎8
Forwarded from دانشجویان متحد
راهنمای_بقا_در_زمان_جنگ_ایران.pdf
3.2 MB
🖇 راهنمای بقا در زمان جنگ
[این محتوای کارآمد، توسط شهروندی مسئول و خلاق به اسم Elyar Rose
با الهام از کتابچه راهنمای سوئدی، راهنمایی برای بقا در شرایط بحرانی در ایران ساخته شده است.]
🆔@anjmotahed
[این محتوای کارآمد، توسط شهروندی مسئول و خلاق به اسم Elyar Rose
با الهام از کتابچه راهنمای سوئدی، راهنمایی برای بقا در شرایط بحرانی در ایران ساخته شده است.]
🆔@anjmotahed
❤3👎2👍1😱1