Forwarded from کارگروه دفاع از حقوق دانشجویان علم و صنعت
⭕️ باتوجه به تماسهای انجام شده از سوی کمیته انضباطی با تعدادی از دانشجویان، از دانشجویان محترم تقاضا میشود درصورتی که از سرشماره دانشگاه تماسی مبنی بر شرکت در جلسه تفهیم اتهام دارند و یا تماسهای مشابه داشتند، جهت دریافت مشاوره این موضوع را با کارگروه دفاع از حقوق دانشجویان درمیان بگذارند.
راه ارتباطی با کارگروه:
@students_rights_admin
@iust_students_rights
راه ارتباطی با کارگروه:
@students_rights_admin
@iust_students_rights
👍20❤4
تصاویر #ارسالی شما
تصاویرتون از راهپیمایی علیه جمهوری اسلامی در شهرهای مختلف رو با رعایت اصول امنیتی برامون ارسال کنید.
@elmosnewss
تصاویرتون از راهپیمایی علیه جمهوری اسلامی در شهرهای مختلف رو با رعایت اصول امنیتی برامون ارسال کنید.
@elmosnewss
❤30👎11👍3
Forwarded from انجمن اسلامی آرمان دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران
⭕️ بازداشتیهای علم و صنعت
⚫️ چهل و پنجمین روز بازداشت #مجید_جمشیدزاده
"من از یادت نمیکاهم🕊️"
@IUSTArman
⚫️ چهل و پنجمین روز بازداشت #مجید_جمشیدزاده
"من از یادت نمیکاهم🕊️"
@IUSTArman
❤36💔28🕊7👎4🏆1
همین مسئله به ظاهر پیشپا افتاده اما مهم میتونه تلنگری باشه علیه تفکر ناتوان پنداری نیروهای درونی ملت که باعث میشه برای شکوفاییش اقدامی نکنیم و چشم به راه منجیها باشیم.
وقتی در کنار هم بودنو یاد بگیریم حتما میتونیم در مقیاسهای بزرگتر هم پیادش کنیم.
زنده باد اتحاد
@elmosnewss
https://t.me/IUST_EDU/2150
وقتی در کنار هم بودنو یاد بگیریم حتما میتونیم در مقیاسهای بزرگتر هم پیادش کنیم.
زنده باد اتحاد
@elmosnewss
https://t.me/IUST_EDU/2150
Telegram
کانال آموزش دانشگاه علم و صنعت ایران
به اطلاع دانشجویان عزیز میرساند کلاسهای نیمسال دوم ۱۴۰۴_۱۴۰۵ از دوم اسفندماه به صورت حضوری و مطابق تقویم آموزشی برگزار میشود.
🆔کانال: سروش | بله | تلگرام
👤ادمین: @iusteduadmin
✉️ایمیل: golestan@iust.ac.ir
🖥معاونت آموزشی: education.iust.ac.ir
🖥مدیریت…
🆔کانال: سروش | بله | تلگرام
👤ادمین: @iusteduadmin
✉️ایمیل: golestan@iust.ac.ir
🖥معاونت آموزشی: education.iust.ac.ir
🖥مدیریت…
❤33👎9👍8😐2
Forwarded from کارگروه دفاع از حقوق دانشجویان علم و صنعت
🛑🛑 مجید جمشیدزاده، به تحمل ۵ سال حبس محکوم شد.
مجید جمشید زاده دانشجوی طراحی صنعتی ورودی ۱۴۰۱ دانشگاه علم و صنعت که از جمعه مورخ ۱۲ دی در بازداشت به سر میبرد، به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی کشور» و «برهم زدن نظم عمومی» توسط شعبه ١۵ دادگاه انقلاب، به ریاست قاضی صلواتی، به تحمل ۵ سال حبس محکوم شد.
@iust_students_rights
مجید جمشید زاده دانشجوی طراحی صنعتی ورودی ۱۴۰۱ دانشگاه علم و صنعت که از جمعه مورخ ۱۲ دی در بازداشت به سر میبرد، به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی کشور» و «برهم زدن نظم عمومی» توسط شعبه ١۵ دادگاه انقلاب، به ریاست قاضی صلواتی، به تحمل ۵ سال حبس محکوم شد.
@iust_students_rights
💔170👍14🤯4🕊3👎2😐1
«و نترسیم از مرگ
مرگ پایان کبوتر نیست»
نویسنده: دانشجوی سابق (۹۹) علم و صنعت - تهران
از شدتِ غم، زبان همیشه یک قدم عقبتر میماند.
واژهها نفسنفس میزنند و به گردِ واقعیتی میچرخند که پیشتر فرو ریخته است. آنچه بر دل میگذرد، تندتر از آن است که در دهان جا بگیرد.
در این عقبماندگیِ زبان، غم کار خودش را میکند. آرام و بیادعا، در لایههای پنهانِ جان تهنشین میشود. کسی صدایش را نمیشنود، چون فریاد نمیزند؛ فقط وزنش را میگذارد روی شانهها. و شانهها، بیآنکه اعتراضی کنند، کمی خمتر میشوند.
اما درست در همانجا، در همان جایی که کلمه کم میآورد و نگاه به زمین میافتد، چیزی دیگر آغاز میشود. نوعی فهمِ بیصدا. نوعی دیدن که احتیاج به توضیح ندارد. غم، وقتی گفتنی نباشد، ماندگارتر میشود؛ از سطحِ صدا عبور میکند و به عمقِ معنا میرود.
روزها مهیب میگذرند و از شدتِ این روزها، زبان باز هم یک قدم عقبتر میماند.
ما دانشجویانیم؛ میان سطرهای کتاب، میان خبرهای سیاه، میان فاجعههایی که بیوقفه بر صفحهها میلغزند. میخواهیم بفهمیم، میخواهیم بگوییم، اما واژهها پیش از آنکه به دهان برسند، زیر بار واقعیت خم میشوند.
محکوم به زندگیایم.
محکوم به ادامه دادن.
کلاسها برقرارند، امتحانها سرِ وقتاند، پروژهها مهلت دارند؛ گویی جهانِ بیرون فرو نمیریزد. گویی جنایت و خونریزی فقط تیتر است و نه لرزهای در استخوان. ما اما با همان دستهایی که خبرها را بالا و پایین میکنند، باید جزوه بنویسیم. با همان چشمهایی که تصاویر را دیدهاند، باید سطر بخوانیم.
هیچ مقام بالاتری نیست که دست بر شانهمان بگذارد و بگوید:
«آنچه حس میکنی واقعیست.
آنچه بر تو میگذرد، مهم است.»
هیچ مُهر تأییدی بر اضطرابمان زده نمیشود.
هیچ تریبونی برای لرزش صدایمان آماده نیست.
و ما، در میان این بیپناهی، ناگهان خود را بالغتر از سنمان مییابیم؛ نه از سرِ انتخاب، که از سرِ ناگزیری.
استیصال، در ما فریاد نمیشود؛ تهنشین میشود.
در سکوتِ کتابخانهها، در صفِ سلف، در راهروهای طویل دانشگاه. لبخند میزنیم، دربارهی آینده حرف میزنیم، از برنامهها میگوییم؛ اما در عمقِ هر جمله، سؤالی بیپاسخ موج میزند:
چگونه میشود در جهانی چنین شکسته، عادی ماند؟
با این همه، ادامه میدهیم.
نه از سرِ بیحسی، که از سرِ سرسختیِ خاموشی که خودمان هم گاهی از آن بیخبریم. ما که هیچ مرجعِ بالاتری برای تأییدِ رنجمان نداریم، ناچار میشویم خود، شاهدِ هم باشیم. نگاهِ کوتاهی میان دو همکلاسی رد میشود و میگوید: «میفهمم.» همین، گاهی کافیست.
بیپناهی، وقتی پذیرفته میشود، به نوعی آگاهی بدل میگردد.
میفهمیم که قرار نیست همیشه کسی بیاید و نامی بر درد ما بگذارد. میآموزیم خودمان نامگذاری کنیم، خودمان معنا بسازیم. از دلِ همین فقدانِ تأیید، نوعی استقلالِ تلخ زاده میشود.
آری، شاید زبان جا بماند، اما جان نه.
جان راه خودش را بلد است.
از میانِ ویرانیها عبور میکند، چیزی کوچک اما واقعی با خود برمیدارد - تکهای روشنایی، تکهای آگاهی - و همان را آهسته در دل مینشاند.
یک آن درمییابیم که نترسیم از این فرو ریختنهای پیاپی.
نترسیم از اینکه جهان آنگونه که وعده داده بودند، امن و منظم از آب درنیامد.
شاید این تاریکی، پایانِ پروازِ ما نباشد.
شاید آنچه در خبرها میمیرد، در دلِ ما به شکل دیگری ادامه پیدا کند؛
به شکلِ پرسشی جدیتر،
به شکلِ مسئولیتی بیدارتر،
به شکلِ ایستادنی آرام اما مداوم.
ما بیپناهیم، آری
اما بیریشه نه.
و اگر چیزی فرو میریزد،
شاید فقط پوستِ نازکِ توهمیست
تا جرأتِ پرواز،
جای دیگری در ما جوانه بزند.
@elmosnewss
مرگ پایان کبوتر نیست»
نویسنده: دانشجوی سابق (۹۹) علم و صنعت - تهران
از شدتِ غم، زبان همیشه یک قدم عقبتر میماند.
واژهها نفسنفس میزنند و به گردِ واقعیتی میچرخند که پیشتر فرو ریخته است. آنچه بر دل میگذرد، تندتر از آن است که در دهان جا بگیرد.
در این عقبماندگیِ زبان، غم کار خودش را میکند. آرام و بیادعا، در لایههای پنهانِ جان تهنشین میشود. کسی صدایش را نمیشنود، چون فریاد نمیزند؛ فقط وزنش را میگذارد روی شانهها. و شانهها، بیآنکه اعتراضی کنند، کمی خمتر میشوند.
اما درست در همانجا، در همان جایی که کلمه کم میآورد و نگاه به زمین میافتد، چیزی دیگر آغاز میشود. نوعی فهمِ بیصدا. نوعی دیدن که احتیاج به توضیح ندارد. غم، وقتی گفتنی نباشد، ماندگارتر میشود؛ از سطحِ صدا عبور میکند و به عمقِ معنا میرود.
روزها مهیب میگذرند و از شدتِ این روزها، زبان باز هم یک قدم عقبتر میماند.
ما دانشجویانیم؛ میان سطرهای کتاب، میان خبرهای سیاه، میان فاجعههایی که بیوقفه بر صفحهها میلغزند. میخواهیم بفهمیم، میخواهیم بگوییم، اما واژهها پیش از آنکه به دهان برسند، زیر بار واقعیت خم میشوند.
محکوم به زندگیایم.
محکوم به ادامه دادن.
کلاسها برقرارند، امتحانها سرِ وقتاند، پروژهها مهلت دارند؛ گویی جهانِ بیرون فرو نمیریزد. گویی جنایت و خونریزی فقط تیتر است و نه لرزهای در استخوان. ما اما با همان دستهایی که خبرها را بالا و پایین میکنند، باید جزوه بنویسیم. با همان چشمهایی که تصاویر را دیدهاند، باید سطر بخوانیم.
هیچ مقام بالاتری نیست که دست بر شانهمان بگذارد و بگوید:
«آنچه حس میکنی واقعیست.
آنچه بر تو میگذرد، مهم است.»
هیچ مُهر تأییدی بر اضطرابمان زده نمیشود.
هیچ تریبونی برای لرزش صدایمان آماده نیست.
و ما، در میان این بیپناهی، ناگهان خود را بالغتر از سنمان مییابیم؛ نه از سرِ انتخاب، که از سرِ ناگزیری.
استیصال، در ما فریاد نمیشود؛ تهنشین میشود.
در سکوتِ کتابخانهها، در صفِ سلف، در راهروهای طویل دانشگاه. لبخند میزنیم، دربارهی آینده حرف میزنیم، از برنامهها میگوییم؛ اما در عمقِ هر جمله، سؤالی بیپاسخ موج میزند:
چگونه میشود در جهانی چنین شکسته، عادی ماند؟
با این همه، ادامه میدهیم.
نه از سرِ بیحسی، که از سرِ سرسختیِ خاموشی که خودمان هم گاهی از آن بیخبریم. ما که هیچ مرجعِ بالاتری برای تأییدِ رنجمان نداریم، ناچار میشویم خود، شاهدِ هم باشیم. نگاهِ کوتاهی میان دو همکلاسی رد میشود و میگوید: «میفهمم.» همین، گاهی کافیست.
بیپناهی، وقتی پذیرفته میشود، به نوعی آگاهی بدل میگردد.
میفهمیم که قرار نیست همیشه کسی بیاید و نامی بر درد ما بگذارد. میآموزیم خودمان نامگذاری کنیم، خودمان معنا بسازیم. از دلِ همین فقدانِ تأیید، نوعی استقلالِ تلخ زاده میشود.
آری، شاید زبان جا بماند، اما جان نه.
جان راه خودش را بلد است.
از میانِ ویرانیها عبور میکند، چیزی کوچک اما واقعی با خود برمیدارد - تکهای روشنایی، تکهای آگاهی - و همان را آهسته در دل مینشاند.
یک آن درمییابیم که نترسیم از این فرو ریختنهای پیاپی.
نترسیم از اینکه جهان آنگونه که وعده داده بودند، امن و منظم از آب درنیامد.
شاید این تاریکی، پایانِ پروازِ ما نباشد.
شاید آنچه در خبرها میمیرد، در دلِ ما به شکل دیگری ادامه پیدا کند؛
به شکلِ پرسشی جدیتر،
به شکلِ مسئولیتی بیدارتر،
به شکلِ ایستادنی آرام اما مداوم.
ما بیپناهیم، آری
اما بیریشه نه.
و اگر چیزی فرو میریزد،
شاید فقط پوستِ نازکِ توهمیست
تا جرأتِ پرواز،
جای دیگری در ما جوانه بزند.
@elmosnewss
💔24❤8👎3👍1
⭕️تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه شریف
🔻بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، امروز شنبه ۲ اسفندماه، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، دست به تجمع اعتراضی زدند.
🔻از شعارهای دانشجویان در این تجمع میتوان به «آزادی آزادی آزادی»، «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود»، «میجنگیم میمیریم ایرانو پس میگیریم» اشاره کرد.
🆔@anjmotahed
@elmosnewss
🔻بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، امروز شنبه ۲ اسفندماه، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، دست به تجمع اعتراضی زدند.
🔻از شعارهای دانشجویان در این تجمع میتوان به «آزادی آزادی آزادی»، «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود»، «میجنگیم میمیریم ایرانو پس میگیریم» اشاره کرد.
🆔@anjmotahed
@elmosnewss
❤19👎11👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ تقابل سرکوبگران بسیج با دانشجویان آزادیخواه شریف
🔻در ادامه تجمع روز شنبه دانشگاه شریف، سرکوبگران بسیجی وارد تجمع شده و با معترضان درگیر شدند.
🔻دانشجویان در مقابله با بسیج، آنها را «بیشرف» خطاب کردند.
🆔@anjmotahed
@elmosnewss
🔻در ادامه تجمع روز شنبه دانشگاه شریف، سرکوبگران بسیجی وارد تجمع شده و با معترضان درگیر شدند.
🔻دانشجویان در مقابله با بسیج، آنها را «بیشرف» خطاب کردند.
🆔@anjmotahed
@elmosnewss
❤26👎13👍1
⭕️تجمع اعتراضی دانشجویان پلیتکنیک
🔻بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، شنبه ۲ اسفندماه، دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلیتکنیک) دست به تجمع اعتراضی زدند.
🔻دانشجویان «پاینده ایران» گفتند و با شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» یاد جاویدنامان دی را گرامی داشتند با شعار «این آخرین پیامه، هدف کل نظامه» و «امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه»، «این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت» خواستار نابودی جمهوری اسلامی شدند.
🆔@anjmotahed
@elmosnewss
🔻بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، شنبه ۲ اسفندماه، دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلیتکنیک) دست به تجمع اعتراضی زدند.
🔻دانشجویان «پاینده ایران» گفتند و با شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» یاد جاویدنامان دی را گرامی داشتند با شعار «این آخرین پیامه، هدف کل نظامه» و «امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه»، «این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت» خواستار نابودی جمهوری اسلامی شدند.
🆔@anjmotahed
@elmosnewss
❤23👎12👍1🕊1
⭕️ تحصن دانشجویان دانشگاه بهشتی
🔻 دانشجویان دانشکده روانشناسی و علومتربیتی دانشگاه بهشتی، امروز شنبه ۲ اسفند، به یاد کشتهشدگان دی ماه ۱۴۰۴ و دانشجویان بازداشتی تحصن کردند.
🔻 دانشجویان سرود «سوگند به عاشقان ایران» و سرود «ای ایران» را خواندند و به یاد هادی فروغ، فارغالتحصیل این دانشگاه، شمع روشن کردند و یادبود برگزار کردند.
🔻 همچنین دانشجویان در برابر مسئولان دانشگاه آزادی دو دانشجوی این دانشگاه که همچنان بازداشت هستند را مطالبه کردند.
🆔@anjmotahed
@elmosnewss
🔻 دانشجویان دانشکده روانشناسی و علومتربیتی دانشگاه بهشتی، امروز شنبه ۲ اسفند، به یاد کشتهشدگان دی ماه ۱۴۰۴ و دانشجویان بازداشتی تحصن کردند.
🔻 دانشجویان سرود «سوگند به عاشقان ایران» و سرود «ای ایران» را خواندند و به یاد هادی فروغ، فارغالتحصیل این دانشگاه، شمع روشن کردند و یادبود برگزار کردند.
🔻 همچنین دانشجویان در برابر مسئولان دانشگاه آزادی دو دانشجوی این دانشگاه که همچنان بازداشت هستند را مطالبه کردند.
🆔@anjmotahed
@elmosnewss
❤23👎7😐6👍1