"آتنا دائمی در زندان لاکان رشت تهدید به مرگ شد"
حسین دائمی و انسیه دائمی پدر و خواهر آتنا دائمی در صفحه توییتر خود از تهدید آتنا دائمی به مرگ در زندان لاکان رشت گزارش دادند و اینگونه نوشتند:
حسین دائمی:
"متاسفانه هنوزدارو ولوازم شخصی آتناروبهش تحویل ندادن،هنوزاسم آتنا درسیستم زندان ثبت نشده ازطرفی آتناازطرف عده ای موردتهدید قرار گرفته به اوگفتن اسمت ثبت نشده مراقب باش سربه نیست نشی،هراتفاقی برای آنتای من بیافته مسئولیتش مستقیم با حکومت و سازمان زندانهاست"
انسیه دائمی:
"وضعيت بهداشت و خوراك #زندان_لاکان_رشت افتضاح است، #آتنا_دائمی را در زندان تهديد به مرگ كردن و گفتند نامش در زندان ثبت نيست و به راحتى ميتوانند او را بكشند بدون اينكه جايى ثبت شود و جنازه اى تحويل دهند."
🚩انقلاب زنانه ضمن اعلام اینکه جمهوری اسلامی نماینده قاتلین مردم ایران است و باید در دادگاههای علنی محاکمه شوند، از تمام جوامع بین الملل خواستار بایکوت همه جانبه این حکومت ناقض علنی حقوق بشر است.
✊خواست آزادی زندانی سیاسی یه درخواست نیست این یک هشدار است.
زندانیان سیاسی و فعالین در بند را همین امروز و بی قید و شرط باید آزاد کنید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#زن #زنان #انقلاب_زنانه #انقلاب_آتی_ایران_یک_انقلاب_زنانه_است
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#جمهوری_اسلامی_سرنگون_سرنگون
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
#BoycottIRI
#iran
👈فرم عضویت و فعالیت در انقلاب زنانه
https://t.me/enghelabezananeh/17983
#زن #زنان #انقلاب_زنانه
تلگرام، سیگنال ۰۰۴۶۷۳۹۶۸۱۴۳۸
🚩پیامگیر تلگرام https://t.me/sjktamas
🚩 کانال تلگرام t.me/enghelabezananeh
🚩 توییتر http://twitter.com/enghelabezanane
🚩فیسبوک https://www.facebook.com/womens.revolution1
🚩 اینستاگرام http://instagram.com/women.revolution
حسین دائمی و انسیه دائمی پدر و خواهر آتنا دائمی در صفحه توییتر خود از تهدید آتنا دائمی به مرگ در زندان لاکان رشت گزارش دادند و اینگونه نوشتند:
حسین دائمی:
"متاسفانه هنوزدارو ولوازم شخصی آتناروبهش تحویل ندادن،هنوزاسم آتنا درسیستم زندان ثبت نشده ازطرفی آتناازطرف عده ای موردتهدید قرار گرفته به اوگفتن اسمت ثبت نشده مراقب باش سربه نیست نشی،هراتفاقی برای آنتای من بیافته مسئولیتش مستقیم با حکومت و سازمان زندانهاست"
انسیه دائمی:
"وضعيت بهداشت و خوراك #زندان_لاکان_رشت افتضاح است، #آتنا_دائمی را در زندان تهديد به مرگ كردن و گفتند نامش در زندان ثبت نيست و به راحتى ميتوانند او را بكشند بدون اينكه جايى ثبت شود و جنازه اى تحويل دهند."
🚩انقلاب زنانه ضمن اعلام اینکه جمهوری اسلامی نماینده قاتلین مردم ایران است و باید در دادگاههای علنی محاکمه شوند، از تمام جوامع بین الملل خواستار بایکوت همه جانبه این حکومت ناقض علنی حقوق بشر است.
✊خواست آزادی زندانی سیاسی یه درخواست نیست این یک هشدار است.
زندانیان سیاسی و فعالین در بند را همین امروز و بی قید و شرط باید آزاد کنید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#زن #زنان #انقلاب_زنانه #انقلاب_آتی_ایران_یک_انقلاب_زنانه_است
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#جمهوری_اسلامی_سرنگون_سرنگون
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
#BoycottIRI
#iran
👈فرم عضویت و فعالیت در انقلاب زنانه
https://t.me/enghelabezananeh/17983
#زن #زنان #انقلاب_زنانه
تلگرام، سیگنال ۰۰۴۶۷۳۹۶۸۱۴۳۸
🚩پیامگیر تلگرام https://t.me/sjktamas
🚩 کانال تلگرام t.me/enghelabezananeh
🚩 توییتر http://twitter.com/enghelabezanane
🚩فیسبوک https://www.facebook.com/womens.revolution1
🚩 اینستاگرام http://instagram.com/women.revolution
Telegram
📎
دستنوشتهای از زنده یاد #سارا_دلدار
اول مرداد هزار و چهارصد و سه، فردا روزی که یکسال پیش از دادگاه مستقیم به #زندان_لاکان_رشت برده شدم هیچ حس و درد و ترسی نداشتم یا حتی نگفتم با خودم کاش این کارو نمیکردم چون من کاری نکردم جز اینکه زخمیا رو نجات دادم و جراحی کردیم و سکوت نکردم در برابر وجدانم و وجز قلمی که جز راستی هیچ ننوشت
روزها گذشت داخل زندان و تا حکمم اومد دو تا جرم یک سال و سه ماه و ده روز و شش ماه و خورده ای موندم و ازادی مشروطم اومد این مدت هر چقدر هر ثانیه چه چیزایی گذشت و بگم بازم کمه از بهداشت از دعواها از سرما از گرما از اینکه ارزوت باشه ماه و اسمونو ببینی ولی خب همه این چیزا و صد برابرش برای وطن کمه وقتی که اومدم به هیچ کس نگفتم تا استقبالم نیان تا هیچ گلی نیارن وقتی ازادی هیچ معنی نداشت روزها گذشت همش فکر و ذهنم زندان بود پیش دخترایی که کمکشون کردم ترک کردن پیش اینکه وای دعوا نشه وای برف نیاد سردشون میشه حتی غذاهایی که هوس کرده بودن برام درست میکردن نمیخوردم تا اینکه گفتم اینجوری نمیشه باید بلند شم مثل همیشه رفتم سر کار خودم از صبح تا شب درگیر کردم تا برسم خونه بخوابم و فکری نکنم همه رو محل کار خندوندم و انرژی دادم تا اینکه کم کم مریض شدم پیگیری کردم دکتر رفتم تا اینکه هر روز بدتر عفونت و هنوز از دومین ماه که زندان بودم پریود شدم دیگه نشدم تا الان تو زندان فشار عصبی گرفتم و بعد مشکلای دیگه گفتم شایدچون من کبدم مشکل داشت این عفونتارو گرفتم یه هفته بیمارستان خوابیدم دیگه ادم قبل نبودم ضعیف ضعیف شدم کمخونی شدید و بزرگ شدن طحال و کلیه و تخمدان بعد دیدم بچه هایی که از زندان اومدن خیلیاشون بیماری زمینه ای گرفتن
ولی با تمام این رنج ها دردا ساچمه ی تو بدنم و سرم هر لحظه ناخوداگاه میبینم خیابون پر از صدای تیر و خون ، رژه میرن تو ذهنم و جز مشت کردن ناخن داخل گوشتم هیچ تسلی نیست
ولی باز هم با تمام وجود به تمام شیر زنان سرزمینم افتخار میکنم و روحم پیش خواهرای تو بند که تمام رنجاشونو دیدم و باهاشون زندگی کردم …
#زن_زندگی_آزادی ✌️🕊
سارا دلدار زن شجاع و انقلابی ۳۲ ساله اهل رشت در روزهای آتشین انقلاب زن زندگی آزادی، هدف گلولههای ساچمهای مزدوران خامنهای قرار گرفت. سارا پس از ماهها درد و رنج و بالاخره از عفونت ناشی از گلولههای ساچمهای، سرانجام جان خود را از دست داد.
🚩این انقلاب زنانه است کل نظام نشانه است
📲https://t.me/WRtamas
📲۰۰۴۶۷۳۹۶۸۱۴۳۸
📩womensrevolution1@gmail.com
🌐www.wriran.com فرم عضویت و فعالیت
اول مرداد هزار و چهارصد و سه، فردا روزی که یکسال پیش از دادگاه مستقیم به #زندان_لاکان_رشت برده شدم هیچ حس و درد و ترسی نداشتم یا حتی نگفتم با خودم کاش این کارو نمیکردم چون من کاری نکردم جز اینکه زخمیا رو نجات دادم و جراحی کردیم و سکوت نکردم در برابر وجدانم و وجز قلمی که جز راستی هیچ ننوشت
روزها گذشت داخل زندان و تا حکمم اومد دو تا جرم یک سال و سه ماه و ده روز و شش ماه و خورده ای موندم و ازادی مشروطم اومد این مدت هر چقدر هر ثانیه چه چیزایی گذشت و بگم بازم کمه از بهداشت از دعواها از سرما از گرما از اینکه ارزوت باشه ماه و اسمونو ببینی ولی خب همه این چیزا و صد برابرش برای وطن کمه وقتی که اومدم به هیچ کس نگفتم تا استقبالم نیان تا هیچ گلی نیارن وقتی ازادی هیچ معنی نداشت روزها گذشت همش فکر و ذهنم زندان بود پیش دخترایی که کمکشون کردم ترک کردن پیش اینکه وای دعوا نشه وای برف نیاد سردشون میشه حتی غذاهایی که هوس کرده بودن برام درست میکردن نمیخوردم تا اینکه گفتم اینجوری نمیشه باید بلند شم مثل همیشه رفتم سر کار خودم از صبح تا شب درگیر کردم تا برسم خونه بخوابم و فکری نکنم همه رو محل کار خندوندم و انرژی دادم تا اینکه کم کم مریض شدم پیگیری کردم دکتر رفتم تا اینکه هر روز بدتر عفونت و هنوز از دومین ماه که زندان بودم پریود شدم دیگه نشدم تا الان تو زندان فشار عصبی گرفتم و بعد مشکلای دیگه گفتم شایدچون من کبدم مشکل داشت این عفونتارو گرفتم یه هفته بیمارستان خوابیدم دیگه ادم قبل نبودم ضعیف ضعیف شدم کمخونی شدید و بزرگ شدن طحال و کلیه و تخمدان بعد دیدم بچه هایی که از زندان اومدن خیلیاشون بیماری زمینه ای گرفتن
ولی با تمام این رنج ها دردا ساچمه ی تو بدنم و سرم هر لحظه ناخوداگاه میبینم خیابون پر از صدای تیر و خون ، رژه میرن تو ذهنم و جز مشت کردن ناخن داخل گوشتم هیچ تسلی نیست
ولی باز هم با تمام وجود به تمام شیر زنان سرزمینم افتخار میکنم و روحم پیش خواهرای تو بند که تمام رنجاشونو دیدم و باهاشون زندگی کردم …
#زن_زندگی_آزادی ✌️🕊
سارا دلدار زن شجاع و انقلابی ۳۲ ساله اهل رشت در روزهای آتشین انقلاب زن زندگی آزادی، هدف گلولههای ساچمهای مزدوران خامنهای قرار گرفت. سارا پس از ماهها درد و رنج و بالاخره از عفونت ناشی از گلولههای ساچمهای، سرانجام جان خود را از دست داد.
🚩این انقلاب زنانه است کل نظام نشانه است
📲https://t.me/WRtamas
📲۰۰۴۶۷۳۹۶۸۱۴۳۸
📩womensrevolution1@gmail.com
🌐www.wriran.com فرم عضویت و فعالیت
😢6
زهره دادرس، همبندی سابق شریفه محمدی، زندانی محکوم به اعدام، ساعات ملاقات او را با خانواده این گونه زیبا تشریح میکند:
«در بند زنان #زندان_لاکان رشت، دوشنبهها روز ملاقات است. ساعاتی دیگر #شریفه_محمدی را برای ملاقات صدا میکنند و شریفه با ظرافت تمام، آماده میشود که به کابین ملاقات برود، گوشی را به دست بگیرد و از پشت شیشهی تار و کثیف سالن کوچکی که سیستم گرمایشی-سرمایشی و صندلی برای نشستن ندارد، با عزیزانش گفتگو کند. با رفتن شریفه به سمت کابین، ما اهالی اتاق، دیگر خوب میدانیم که او حالا حالاها قرار نیست از این مکالمه و دیدار دست بکشد و پیج کردنهای چندبارهی نگهبانها هم چندان فایدهای ندارد. او آنچنان تشنهی دیدار و ابراز عشق خود به همسر مهربانش سیروس و فرزند دوستداشتنیاش آیدین است که گوشش به این حرفها بدهکار نیست. نگهبانان زندان، ۱۶ ماه است که شاهدان نامحرم بر این عشق اصیل هستند. آنها از عادت شریفه برای نهایت استفاده از دیدار عزیزانش با خبر اند و دیگر برای بازگرداندن اجباری او به اتاق چندان تلاشی نمیکنند.
در زندان بیش از هرجا و هر زمان دیگری احساس میکنی که چقدر از آدمها و جمعهایی که تا چندی پیش به آنها تعلق داشتی دور هستی و دیگر "وجود" نداری. گاهی تسلیم این احساس رنج هم میشوی و انزوای زندان را ترجیح میدهی. شاید بنیادینترین رنجی که در زندان به سراغ یک زندانی هرچند مقاوم میآید، همین احساس دوری و طردی ست که زندان به او تحمیل کرده است. بسیار شنیدهایم از دوستیها و عاشقانههایی که دیوارهای زندان و همین دوری، آنها را به خاکستری سرد نشانده است.
در چنین شرایطی اگر اهل زندگی باشی، برای نگهداشتن پیوندهای خود با آنطرف دیوار به دنبال روزنه خواهی گشت. دیدار کابینی یکی از آن روزنههای کوچکی است که میتواند پیوندمان به بیرون و آنچه به اجبار، از زندگی، عشق و مسئولیت در پشت دیوارها بهجا گذاشتهایم، نگه دارد.
و #شریفه_محمدی آنجا برایم مقاوم تعریف میشود که از این دوری تحمیلی، رنج فراوان میکشد اما باز هم "تمام و تمام" توانش را به کار میگیرد که عشق به زندگی و عزیزانش بیرون از آن زندان جانفرسا را از دست ندهد.
و من، روزهای سرد زمستان در زندان لاکان را به یاد میآورم که شریفه همین لباس را به تن کرده بود. این لباس، یادگاری عزیز و هدیه عشق سیروس به اوست. و من هربار که این لباس "گرم" را میپوشید و حال خوبی در صورتش نمایان بود، در خیال خودم، او را در آغوش "گرم" سیروس تصور میکردم؛ و تا آن روز نامش را فریاد میزنم.»
🚩این انقلاب زنانه است، کل نظام نشانه است
🔹کانال تلگرام
🔺فرم عضویت برای متقاضیان داخل کشور
🔻فرم عضویت برای متقاضیان خارج کشور
زهره دادرس، همبندی سابق شریفه محمدی، زندانی محکوم به اعدام، ساعات ملاقات او را با خانواده این گونه زیبا تشریح میکند:
«در بند زنان #زندان_لاکان رشت، دوشنبهها روز ملاقات است. ساعاتی دیگر #شریفه_محمدی را برای ملاقات صدا میکنند و شریفه با ظرافت تمام، آماده میشود که به کابین ملاقات برود، گوشی را به دست بگیرد و از پشت شیشهی تار و کثیف سالن کوچکی که سیستم گرمایشی-سرمایشی و صندلی برای نشستن ندارد، با عزیزانش گفتگو کند. با رفتن شریفه به سمت کابین، ما اهالی اتاق، دیگر خوب میدانیم که او حالا حالاها قرار نیست از این مکالمه و دیدار دست بکشد و پیج کردنهای چندبارهی نگهبانها هم چندان فایدهای ندارد. او آنچنان تشنهی دیدار و ابراز عشق خود به همسر مهربانش سیروس و فرزند دوستداشتنیاش آیدین است که گوشش به این حرفها بدهکار نیست. نگهبانان زندان، ۱۶ ماه است که شاهدان نامحرم بر این عشق اصیل هستند. آنها از عادت شریفه برای نهایت استفاده از دیدار عزیزانش با خبر اند و دیگر برای بازگرداندن اجباری او به اتاق چندان تلاشی نمیکنند.
در زندان بیش از هرجا و هر زمان دیگری احساس میکنی که چقدر از آدمها و جمعهایی که تا چندی پیش به آنها تعلق داشتی دور هستی و دیگر "وجود" نداری. گاهی تسلیم این احساس رنج هم میشوی و انزوای زندان را ترجیح میدهی. شاید بنیادینترین رنجی که در زندان به سراغ یک زندانی هرچند مقاوم میآید، همین احساس دوری و طردی ست که زندان به او تحمیل کرده است. بسیار شنیدهایم از دوستیها و عاشقانههایی که دیوارهای زندان و همین دوری، آنها را به خاکستری سرد نشانده است.
در چنین شرایطی اگر اهل زندگی باشی، برای نگهداشتن پیوندهای خود با آنطرف دیوار به دنبال روزنه خواهی گشت. دیدار کابینی یکی از آن روزنههای کوچکی است که میتواند پیوندمان به بیرون و آنچه به اجبار، از زندگی، عشق و مسئولیت در پشت دیوارها بهجا گذاشتهایم، نگه دارد.
و #شریفه_محمدی آنجا برایم مقاوم تعریف میشود که از این دوری تحمیلی، رنج فراوان میکشد اما باز هم "تمام و تمام" توانش را به کار میگیرد که عشق به زندگی و عزیزانش بیرون از آن زندان جانفرسا را از دست ندهد.
و من، روزهای سرد زمستان در زندان لاکان را به یاد میآورم که شریفه همین لباس را به تن کرده بود. این لباس، یادگاری عزیز و هدیه عشق سیروس به اوست. و من هربار که این لباس "گرم" را میپوشید و حال خوبی در صورتش نمایان بود، در خیال خودم، او را در آغوش "گرم" سیروس تصور میکردم؛ و تا آن روز نامش را فریاد میزنم.»
📲ارتباط با ما 🔸پیامگیر تلگرام
🚩این انقلاب زنانه است، کل نظام نشانه است
🔹کانال تلگرام
🔺فرم عضویت برای متقاضیان داخل کشور
🔻فرم عضویت برای متقاضیان خارج کشور
👍6👎1