Forwarded from همگام با رضاشاه دوم
نامش داود بود یکی از همان هایی که هیچ وقت صدا نداشتند تا وقتی جانشان صدا شد داود کارگر بود جوان مستاجر پدر سه فرزند برای زندگی بهتر برای نان شرافتمندانه به بهارستان اصفهان رفت
برای کار اما تیر زندگی را نشانه گرفت و داود به جمع جاویدنام ها پیوست او را شبانه با تدابیر امنیتی در ایذه به خاک سپردند انگار می شد با تاریکی نامش را خاموش کرد
اما نام هایی که با رنج نوشته می شوند خاموش نمی شوند
داود یکی از ما بود یکی از هزاران کارگری که بی صدا زندگی می کنند و اگر کشته شوند نباید فراموش شوند
او نام دارد داود
او داستان دارد زندگی پر از تلاش
او خانواده دارد که تا همیشه جای خالی اش را زندگی خواهند کرد
داود فقط یک نفر نبود او صدای تمام بی صداهاست
و تا وقتی نامش گفته می شود تا وقتی به یاد آورده می شود او زنده است
دختر خاله عزیزم سمیرا جان برای تو صبری فراتر از توان انسان و برای داود آرامشی که شایسته اش بود آرزو می کنم
کوکب بداغی پگاه_ایذه
#جاوید_نام _داود_حاجتی_شیمنی
#ایذه
#بهارستان_اصفهان
#ایران
@siasatTalkh
برای کار اما تیر زندگی را نشانه گرفت و داود به جمع جاویدنام ها پیوست او را شبانه با تدابیر امنیتی در ایذه به خاک سپردند انگار می شد با تاریکی نامش را خاموش کرد
اما نام هایی که با رنج نوشته می شوند خاموش نمی شوند
داود یکی از ما بود یکی از هزاران کارگری که بی صدا زندگی می کنند و اگر کشته شوند نباید فراموش شوند
او نام دارد داود
او داستان دارد زندگی پر از تلاش
او خانواده دارد که تا همیشه جای خالی اش را زندگی خواهند کرد
داود فقط یک نفر نبود او صدای تمام بی صداهاست
و تا وقتی نامش گفته می شود تا وقتی به یاد آورده می شود او زنده است
دختر خاله عزیزم سمیرا جان برای تو صبری فراتر از توان انسان و برای داود آرامشی که شایسته اش بود آرزو می کنم
کوکب بداغی پگاه_ایذه
#جاوید_نام _داود_حاجتی_شیمنی
#ایذه
#بهارستان_اصفهان
#ایران
@siasatTalkh
❤1