Forwarded from اتچ بات
🔴📣🔴خودکشی يا اقدام به خودكشي 9 كارگر اخراجي یا طلبکاراز کارفرمایان درنیمه اول فروردین ماه1397
«وقتي با استناد به اخبار و آمارهاي رسمي كه نيمي از واقعيت تلخ فرجام اخراج و تعديل و بيكاري اجباري كارگران است، جدولي با روزشمار ابتداي فروردين 1396 تا 15 فروردين 1397 ميبنديم كه ستون و رديفهايش با خبر خودكشي موفق يا اقدام به خودكشي 9 كارگر اخراجي يا گرفتار مشكلات معيشتي پر ميشود، ترجيح ميدهيم ماشينها به آتش كشيده شود و اموال عمومي تخريب شود تا اينكه كارگر اخراجي، تيغ و طناب و بنزين به دست بگيرد و رگ بزند و بالاي سر اتوبانها، گردن آويخته، تاب بخورد يا در شعلههاي آتش رقص مرگ كند و ترجيح ميدهيم دختر و پسر كارگر اخراجي، موادفروشي كنند و از ديوار مردم بالا بروند تا اينكه پدر، چكش به دست، بر بالين اعضاي خانواده بايستد و به قول نجفي تواناي حقوقدان، به «راهحل ابدي» براي پايان دادن به قصه فقر متوسل شود».
درگزارشی که18فروردین رسانه ای شد از جمله آمده است:
يك كيسه گوجه سبز كنار دست صندوقدار ميوه فروشي است. روي گوجه سبزهايي كه بيشتر شبيه هستههاي سبز رنگ است تا نوبرانهاي لذيذ، كاغذي گذاشتهاند با اين نوشته «نيمكيلو؛ 60 هزار تومن»
صندوقدار، در پاسخ به اعتراض مشتري كه ميگويد ميوه فروشي خيابان ديباجي، گوجه سبز را كيلويي 85 هزار تومان ميفروشد، جواب ميدهد: «تجريش همينو ميده 200 هزار تومن.»
يك كيلو گوجه سبز نارس؛ 200 هزار تومان؛ معادل يك هفتم دستمزد بيش از 80 درصد كارگران كشور. كارگراني كه معوقات مزدي 4 ماهه و 6 ماهه و 9 ماهه دارند و فقر مطلق، بسياري شان را به مرز جنون رسانده و خط پايان جنون؟ خودكشي، ديگركشي، خالي كردن خشم بر سر اموال عمومي، خالي كردن خشم بر جان آنهايي كه مسوول فقر كارگرند...
هفته پاياني اسفند ماه، كارگر اخراجي شهرداري نودژ (كرمان) يك شيشه 2 ليتري بنزين به دست گرفت و خود را به ماشين شهردار نودژ رساند و شيشه را روي شهردار و ماشين شهردار خالي كرد. ماشين و شهردار در آتش خشم مردي سوختند كه تنها راه تامين معاش خود و خانوادهاش را از دست داده بود؛ اين جمله بايد اصلاح شود؛ «تنها راه تامين معاشش را از دستش گرفته بودند.»
هفته گذشته، كارگر اخراجي شركت خودروسازي، وارد پاركينگ مجتمع توليدي شد و ماشينهاي 4 مديري كه پاي اخراج او امضا گذاشته بودند را به آتش كشيد. ماشينهاي گران قيمت مديران شركت خودروسازي در آتش خشم مردي سوخت كه تنها راه تامين معاش خود و خانوادهاش را از دست داده بود؛ اين جمله بايد اصلاح شود؛ «تنها راه تامين معاشش را از دستش گرفته بودند.»
وقتي با استناد به اخبار و آمارهاي رسمي كه نيمي از واقعيت تلخ فرجام اخراج و تعديل و بيكاري اجباري كارگران است، جدولي با روزشمار ابتداي فروردين 1396 تا 15 فروردين 1397 ميبنديم كه ستون و رديفهايش با خبر خودكشي موفق يا اقدام به خودكشي 9 كارگر اخراجي يا گرفتار مشكلات معيشتي پر ميشود، ترجيح ميدهيم ماشينها به آتش كشيده شود و اموال عمومي تخريب شود تا اينكه كارگر اخراجي، تيغ و طناب و بنزين به دست بگيرد و رگ بزند و بالاي سر اتوبانها، گردن آويخته، تاب بخورد يا در شعلههاي آتش رقص مرگ كند و ترجيح ميدهيم دختر و پسر كارگر اخراجي، موادفروشي كنند و از ديوار مردم بالا بروند تا اينكه پدر، چكش به دست، بر بالين اعضاي خانواده بايستد و به قول نجفي تواناي حقوقدان، به «راهحل ابدي» براي پايان دادن به قصه فقر متوسل شود.
اگر امروز، جمعي از جامعه 15 ميليون نفري كارگري كشور، اعتراض كفِ خياباني را به عنوان راهي براي رساندن صداهاي رو به خاموشي از فرط فقر، انتخاب كردهاند، چند برابر معادل اين تعداد معترض، ماههاست كه در كنج خانهنشيني از صدقه سرِ اخراج و تعديل، انديشه انتقامجويي در سر پرورش ميدهند. فكر كردن به انتقام گرفتن، چه از خود - به عنوان نمايش اعتراض با بلندترين صداي ممكن - و چه از ديگراني كه مسبب مشكلات فرد بودهاند شايد، محصول يك شب و يك روز و لحظه و آن نيست. آن شتكهاي ريز درهم پيوسته خشم، در يك بازه زماني نامعلوم به موج قد بلندي تبديل شده كه اگر در همان ابتدا كه حتي غليان فروخفته هم تلقي نميشد، راهكاري عقلاني براي فرو نشاندنش پيدا ميكردند، امروز نبايد اقيانوس پيما به اين كارزار ميفرستادند. كارزاري كه يك سمتش، كارگر است كه تنها سلاحش، زور بازوست و يك طرف، كارفرما كه پول و قدرت دارد و قلمي بيترحم.
#خودکشی_کارگران_اخراجی
@ettehad
«وقتي با استناد به اخبار و آمارهاي رسمي كه نيمي از واقعيت تلخ فرجام اخراج و تعديل و بيكاري اجباري كارگران است، جدولي با روزشمار ابتداي فروردين 1396 تا 15 فروردين 1397 ميبنديم كه ستون و رديفهايش با خبر خودكشي موفق يا اقدام به خودكشي 9 كارگر اخراجي يا گرفتار مشكلات معيشتي پر ميشود، ترجيح ميدهيم ماشينها به آتش كشيده شود و اموال عمومي تخريب شود تا اينكه كارگر اخراجي، تيغ و طناب و بنزين به دست بگيرد و رگ بزند و بالاي سر اتوبانها، گردن آويخته، تاب بخورد يا در شعلههاي آتش رقص مرگ كند و ترجيح ميدهيم دختر و پسر كارگر اخراجي، موادفروشي كنند و از ديوار مردم بالا بروند تا اينكه پدر، چكش به دست، بر بالين اعضاي خانواده بايستد و به قول نجفي تواناي حقوقدان، به «راهحل ابدي» براي پايان دادن به قصه فقر متوسل شود».
درگزارشی که18فروردین رسانه ای شد از جمله آمده است:
يك كيسه گوجه سبز كنار دست صندوقدار ميوه فروشي است. روي گوجه سبزهايي كه بيشتر شبيه هستههاي سبز رنگ است تا نوبرانهاي لذيذ، كاغذي گذاشتهاند با اين نوشته «نيمكيلو؛ 60 هزار تومن»
صندوقدار، در پاسخ به اعتراض مشتري كه ميگويد ميوه فروشي خيابان ديباجي، گوجه سبز را كيلويي 85 هزار تومان ميفروشد، جواب ميدهد: «تجريش همينو ميده 200 هزار تومن.»
يك كيلو گوجه سبز نارس؛ 200 هزار تومان؛ معادل يك هفتم دستمزد بيش از 80 درصد كارگران كشور. كارگراني كه معوقات مزدي 4 ماهه و 6 ماهه و 9 ماهه دارند و فقر مطلق، بسياري شان را به مرز جنون رسانده و خط پايان جنون؟ خودكشي، ديگركشي، خالي كردن خشم بر سر اموال عمومي، خالي كردن خشم بر جان آنهايي كه مسوول فقر كارگرند...
هفته پاياني اسفند ماه، كارگر اخراجي شهرداري نودژ (كرمان) يك شيشه 2 ليتري بنزين به دست گرفت و خود را به ماشين شهردار نودژ رساند و شيشه را روي شهردار و ماشين شهردار خالي كرد. ماشين و شهردار در آتش خشم مردي سوختند كه تنها راه تامين معاش خود و خانوادهاش را از دست داده بود؛ اين جمله بايد اصلاح شود؛ «تنها راه تامين معاشش را از دستش گرفته بودند.»
هفته گذشته، كارگر اخراجي شركت خودروسازي، وارد پاركينگ مجتمع توليدي شد و ماشينهاي 4 مديري كه پاي اخراج او امضا گذاشته بودند را به آتش كشيد. ماشينهاي گران قيمت مديران شركت خودروسازي در آتش خشم مردي سوخت كه تنها راه تامين معاش خود و خانوادهاش را از دست داده بود؛ اين جمله بايد اصلاح شود؛ «تنها راه تامين معاشش را از دستش گرفته بودند.»
وقتي با استناد به اخبار و آمارهاي رسمي كه نيمي از واقعيت تلخ فرجام اخراج و تعديل و بيكاري اجباري كارگران است، جدولي با روزشمار ابتداي فروردين 1396 تا 15 فروردين 1397 ميبنديم كه ستون و رديفهايش با خبر خودكشي موفق يا اقدام به خودكشي 9 كارگر اخراجي يا گرفتار مشكلات معيشتي پر ميشود، ترجيح ميدهيم ماشينها به آتش كشيده شود و اموال عمومي تخريب شود تا اينكه كارگر اخراجي، تيغ و طناب و بنزين به دست بگيرد و رگ بزند و بالاي سر اتوبانها، گردن آويخته، تاب بخورد يا در شعلههاي آتش رقص مرگ كند و ترجيح ميدهيم دختر و پسر كارگر اخراجي، موادفروشي كنند و از ديوار مردم بالا بروند تا اينكه پدر، چكش به دست، بر بالين اعضاي خانواده بايستد و به قول نجفي تواناي حقوقدان، به «راهحل ابدي» براي پايان دادن به قصه فقر متوسل شود.
اگر امروز، جمعي از جامعه 15 ميليون نفري كارگري كشور، اعتراض كفِ خياباني را به عنوان راهي براي رساندن صداهاي رو به خاموشي از فرط فقر، انتخاب كردهاند، چند برابر معادل اين تعداد معترض، ماههاست كه در كنج خانهنشيني از صدقه سرِ اخراج و تعديل، انديشه انتقامجويي در سر پرورش ميدهند. فكر كردن به انتقام گرفتن، چه از خود - به عنوان نمايش اعتراض با بلندترين صداي ممكن - و چه از ديگراني كه مسبب مشكلات فرد بودهاند شايد، محصول يك شب و يك روز و لحظه و آن نيست. آن شتكهاي ريز درهم پيوسته خشم، در يك بازه زماني نامعلوم به موج قد بلندي تبديل شده كه اگر در همان ابتدا كه حتي غليان فروخفته هم تلقي نميشد، راهكاري عقلاني براي فرو نشاندنش پيدا ميكردند، امروز نبايد اقيانوس پيما به اين كارزار ميفرستادند. كارزاري كه يك سمتش، كارگر است كه تنها سلاحش، زور بازوست و يك طرف، كارفرما كه پول و قدرت دارد و قلمي بيترحم.
#خودکشی_کارگران_اخراجی
@ettehad
Telegram
attach 📎