اینک در آستانه جشنواره سالانه فیلم و موسیقی که در بهمن ماه تحت عنوان "فجر" شکل میگیرد و البته مورد توجه نسبی برخی از هنرمندان داخلی با نگاهی شاید به دور از ما بدل گشته است، این نامه را به صورت مشترک از جانب: #حسین_رجبیان و #کیوان_کریمی (هر دو فیلمساز) و #مهدی_رجبیان و #یوسف_عمادی (هر دو آهنگساز و نوازنده) که در حال گذراندن دوران محکومیت چند سالهشان برای فعالیت هنری در زندان اوین به سر میبرند به رشته تحریر در میآوریم.
در روزهای پیش روی، گردهمایی سالانه هنرمندان داخلی تنها این سوال بیپاسخ را در ذهنمان متبادر میکند که آیا آنها اخبار حمایت جهانی هنرمندان و جشنوارههای بینالمللی پیرامون ما را نشنیدهاند که اینچنین درباره احکام قضایی و سرنوشت هنریمان سکوت کردهاند، یا تن به مصحلتاندیشی و از سرتاسف منفعتطلبی دادهاند که متاسفانه خود از اصل رسالت بیپروای هنر به دور است یا آنکه سوال اساسی دیگر این است، که به واقع هنرمند داخلی به جز انگشتشمار، آنقدر از قلههای شرقی هنری جهان به دورند که مخیلهشان تنها به مرز و محدوده جغرافیای کوچه و خیابانهای بنبست پایتخت بسنده کرده است و اگر ادعای بیش از این بوده پس چرا سکوت!؟
این چند خط را نگاشتهایم که عنوان کرده باشیم تمام آثارمان که در چند سال اخیر تولید و آماده ارائه بودهاند به شکل مستقیم و غیر مستقیم مورد مصادره و توقیف قرار گرفتهاند و هیچیک از هنرمندان داخلی برخلاف واکنش هنرمندان تراز اول دنیا به احکام سنگین زندان و مصادره آثار هنریمان واکنشی نشان ندادهاند و برداشت ما در این اثنا و از این عمل، چیزی جز این نیست که آنها به واضح روی از این حقیقت برگردانده و چشم بر آن بستهاند و گویی این بیتفاوتی نصیبی برایشان در پی داشته که اینچنین بر آن پای میفشارند.
به راستی آرزوی به حق هر هنرمندی تبلور رویای هنریاش در آمیختگی با فرهنگ و تاریخ سرزمینش است و هنرمند حقیقی برگی به حق از تاریخ خواهد بود. پس ای کاش به عنوان هنرمند حقیقی این چنین فاتحانه نگاشتن تاریخ را به مغلوبان وا نمینهادیم که همواره فاتحان، تاریخ را نگاشتهاند…
مهدی رجبیان – آهنگساز
یوسف عمادی – آهنگساز
حسین رجبیان – فیلمساز
کیوان کریمی – فیلمساز
۳۰ دی ماه ۹۵
زندان اوین
@ettehad
در روزهای پیش روی، گردهمایی سالانه هنرمندان داخلی تنها این سوال بیپاسخ را در ذهنمان متبادر میکند که آیا آنها اخبار حمایت جهانی هنرمندان و جشنوارههای بینالمللی پیرامون ما را نشنیدهاند که اینچنین درباره احکام قضایی و سرنوشت هنریمان سکوت کردهاند، یا تن به مصحلتاندیشی و از سرتاسف منفعتطلبی دادهاند که متاسفانه خود از اصل رسالت بیپروای هنر به دور است یا آنکه سوال اساسی دیگر این است، که به واقع هنرمند داخلی به جز انگشتشمار، آنقدر از قلههای شرقی هنری جهان به دورند که مخیلهشان تنها به مرز و محدوده جغرافیای کوچه و خیابانهای بنبست پایتخت بسنده کرده است و اگر ادعای بیش از این بوده پس چرا سکوت!؟
این چند خط را نگاشتهایم که عنوان کرده باشیم تمام آثارمان که در چند سال اخیر تولید و آماده ارائه بودهاند به شکل مستقیم و غیر مستقیم مورد مصادره و توقیف قرار گرفتهاند و هیچیک از هنرمندان داخلی برخلاف واکنش هنرمندان تراز اول دنیا به احکام سنگین زندان و مصادره آثار هنریمان واکنشی نشان ندادهاند و برداشت ما در این اثنا و از این عمل، چیزی جز این نیست که آنها به واضح روی از این حقیقت برگردانده و چشم بر آن بستهاند و گویی این بیتفاوتی نصیبی برایشان در پی داشته که اینچنین بر آن پای میفشارند.
به راستی آرزوی به حق هر هنرمندی تبلور رویای هنریاش در آمیختگی با فرهنگ و تاریخ سرزمینش است و هنرمند حقیقی برگی به حق از تاریخ خواهد بود. پس ای کاش به عنوان هنرمند حقیقی این چنین فاتحانه نگاشتن تاریخ را به مغلوبان وا نمینهادیم که همواره فاتحان، تاریخ را نگاشتهاند…
مهدی رجبیان – آهنگساز
یوسف عمادی – آهنگساز
حسین رجبیان – فیلمساز
کیوان کریمی – فیلمساز
۳۰ دی ماه ۹۵
زندان اوین
@ettehad