@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان پنجاه و پنج
#رفتن_سیاوش_به_توران 2
سیاوش از مرو رود گذشت و به نزدیک بلخ رسید. هیج جا درنگ نکرد و با سرعت خود را به شهر بلخ رسانید. دیری نگذشت که دو سپاه در مقابل هم قرار گرفتند. سه روز دو لشکر جنگیدند و روز چهارم سیاوش پیروز شد.
سیاوش نامه ای به کاوس نوشت که سپاهش پیروز شده :
کنون تا به جیحون سپاه منست
جهان زیر فر کلاه منست
بسغد است با لشکر افراسیاب
سپاه و سپهبد بدان سوی آب
کاوس جواب داد افراسیاب داناست. خود اهریمنی است با هزار افسون. لشکر را پراکنده نکن و
مکن هیچ بر جنگ جستن شتاب
بجنگ خود آید افراسیاب
گریسوز بعد از فرار ، خود را به دربار شاه توران رسانیدو داستان پیروزی سیاوش را برای افراسیاب تعریف کرد. افراسیاب سخت عصبانی شد و اورا از نزد خود راند. پس از آن سران سپاه را پیش خواند و فرمان جنگ را به ایشان صادر کرد. و در پایان شب به خواب رفت. نیمه شب از خواب هولناکی که دیده بود با نعره ای از خواب بیدار شد. برادرش گریسوز او را در آغوش گرفت و پرسید داستان چه بود. افراسیاب گفت : در خواب دیدم که سپاهی بزرگ از ایران بر من تاختند و مرا دست بسته نزد کاوس بردند ودر کنار تختش جوان خوش سیمایی ایستاده بود که مرا با شمشیر به دو نیم کرد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان پنجاه و پنج
#رفتن_سیاوش_به_توران 2
سیاوش از مرو رود گذشت و به نزدیک بلخ رسید. هیج جا درنگ نکرد و با سرعت خود را به شهر بلخ رسانید. دیری نگذشت که دو سپاه در مقابل هم قرار گرفتند. سه روز دو لشکر جنگیدند و روز چهارم سیاوش پیروز شد.
سیاوش نامه ای به کاوس نوشت که سپاهش پیروز شده :
کنون تا به جیحون سپاه منست
جهان زیر فر کلاه منست
بسغد است با لشکر افراسیاب
سپاه و سپهبد بدان سوی آب
کاوس جواب داد افراسیاب داناست. خود اهریمنی است با هزار افسون. لشکر را پراکنده نکن و
مکن هیچ بر جنگ جستن شتاب
بجنگ خود آید افراسیاب
گریسوز بعد از فرار ، خود را به دربار شاه توران رسانیدو داستان پیروزی سیاوش را برای افراسیاب تعریف کرد. افراسیاب سخت عصبانی شد و اورا از نزد خود راند. پس از آن سران سپاه را پیش خواند و فرمان جنگ را به ایشان صادر کرد. و در پایان شب به خواب رفت. نیمه شب از خواب هولناکی که دیده بود با نعره ای از خواب بیدار شد. برادرش گریسوز او را در آغوش گرفت و پرسید داستان چه بود. افراسیاب گفت : در خواب دیدم که سپاهی بزرگ از ایران بر من تاختند و مرا دست بسته نزد کاوس بردند ودر کنار تختش جوان خوش سیمایی ایستاده بود که مرا با شمشیر به دو نیم کرد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
👆👆
تماشاگران استقلال دیروز مسحورکننده بودند. ۱۰۰ هزار نفر در روز وسط هفته و از میان ترافیک سنگین شب عید خود را به آزادی رساندند و همراه هم، مشق مدنیت و همگرایی انجام دادند. یک خرد جمعی شگفتانگیز که مدتهاست در جامعه ایرانی گم شده است. همین ۱۲ ساعت قبل از این بازی، لشگر بامزههای اینستاگرامی صفحه مرد میلیاردر و داغدیده ترک را(که دخترش را در سقوط جت شخصیاش در شهرکرد از دست داده بود) هدف انواع و اقسام رذالتهای کلامی خود ساخته بودند. یک توده بیشکل و هتاک که دیده بودیم این سالها همهجا هستند. در پشت دعواهای ترافیکی، ورزشگاهها، کلکلهای سیاسی، مهمانیهای مهوع جوانانه، متلکگویی به زنان، در زورگیریها، معتادان و طرفداران گروههای سیاسی (از همه طیفها) در جادهها و کوچهها و همهجا. یک نوع افسارگسیختگی اجتماعی که گویی هیچ درمانی نداشت. نوعی پرخاشگری بیپایان که همه جامعه ما را در برگرفته بود. همهجا، اما دیروز یک آرمان مشترک ۱۰۰ هزار طرفدار استقلال، این طرفداران پرشور و پرهیجان را به جماعتی خویشتندار و جنتلمن بدل ساخته بود. حتی وقتی تیمشان گل تساوی را از حریف دریافت کرد.
این ۱۰۰ هزار نفر برای من نشانههای امید هستند. این که هنوز میتوان ناامید نبود، یعنی این که هنوز همه چیز در لحاف سیاهی و کدورت و طغیان پیچیده نشده است. دوستی میگفت که فوتبال میتواند راه نجات ما ایرانیها باشد. حق دارد. در مدل فوتبال است که میتوانیم تمرین کنیم که جلوی اختلاسها و رانتها را از همان باشگاههای دولتی و نیمهدولتی بگیریم. در مدل فوتبال است که میتوانیم تمرین کنیم که همهچیز شفاف و قانونی باشد. در مدل فوتبال است که میتوانیم احترام به آرای مخالف و تیم رقیب را در هیجانیترین لحظات تمرین کنیم. در مدل فوتبال است که میتوانیم بازگشت مدنیت و انسانیت به دهها هزار تماشاگر جوان و هیجانزده را به آزمون بگذاریم. در مدل فوتبال است که میشود بازهم حس مثبت شادی همگانی را بدون ظواهر چندشآورش تمرین کنیم.
و خب نمایش این ۱۰۰ هزار نفر نشان داد که اگر آرمان مشترکی وجود داشته باشد هنوز جوانان و نوجوانان ما، آنهم از همه طبقات، میتوانند نمادهای مدنیت و شعور باشند. توان خودداری را دارند. آرمان مشترک، اینجا فوتبال است. آرمان مشترک اینجا هراس از محرومیتهای فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیاست که برش و تأثیرش در جامعه امروز ایرانی از قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل هم قویتر و شدیدتر است. کافی است این جوانان در دیگر لحظات زندگیشان یک چنین آرمان مشترکی را احساس کنند. سرمایه اجتماعی سهشنبه شب در ورزشگاه آزادی شگفتانگیز بود. چیزی که در جامعه این سالهای ایران احساس نمیشود. مگر در لجظات خاص، در تشییع غواصان شهید، در ماجرای پلاسکو و در غم و حزن از دست دادن بزرگان فرهنگ و هنر. این غم بوده است که رشته یکپارچگی را برای لحظاتی به ایرانیها، این ملت چندپارهی عصیانزده، هدیه کرده است. اما حادثه بازی استقلال و العین نشان داد که این مردم میتوانند در لحظات و مقاطع دیگر هم متحد، مدنی و فهمیده باشند. فقط کافی است بهانه مناسبی را به آنها عرضه کنید.
من مسحور ۱۰۰ هزار تماشاگر استقلال شدم….
#آرش_خوشخو
#تمرین_مسحورکننده_مدنیت_در_آزادی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
👆👆
تماشاگران استقلال دیروز مسحورکننده بودند. ۱۰۰ هزار نفر در روز وسط هفته و از میان ترافیک سنگین شب عید خود را به آزادی رساندند و همراه هم، مشق مدنیت و همگرایی انجام دادند. یک خرد جمعی شگفتانگیز که مدتهاست در جامعه ایرانی گم شده است. همین ۱۲ ساعت قبل از این بازی، لشگر بامزههای اینستاگرامی صفحه مرد میلیاردر و داغدیده ترک را(که دخترش را در سقوط جت شخصیاش در شهرکرد از دست داده بود) هدف انواع و اقسام رذالتهای کلامی خود ساخته بودند. یک توده بیشکل و هتاک که دیده بودیم این سالها همهجا هستند. در پشت دعواهای ترافیکی، ورزشگاهها، کلکلهای سیاسی، مهمانیهای مهوع جوانانه، متلکگویی به زنان، در زورگیریها، معتادان و طرفداران گروههای سیاسی (از همه طیفها) در جادهها و کوچهها و همهجا. یک نوع افسارگسیختگی اجتماعی که گویی هیچ درمانی نداشت. نوعی پرخاشگری بیپایان که همه جامعه ما را در برگرفته بود. همهجا، اما دیروز یک آرمان مشترک ۱۰۰ هزار طرفدار استقلال، این طرفداران پرشور و پرهیجان را به جماعتی خویشتندار و جنتلمن بدل ساخته بود. حتی وقتی تیمشان گل تساوی را از حریف دریافت کرد.
این ۱۰۰ هزار نفر برای من نشانههای امید هستند. این که هنوز میتوان ناامید نبود، یعنی این که هنوز همه چیز در لحاف سیاهی و کدورت و طغیان پیچیده نشده است. دوستی میگفت که فوتبال میتواند راه نجات ما ایرانیها باشد. حق دارد. در مدل فوتبال است که میتوانیم تمرین کنیم که جلوی اختلاسها و رانتها را از همان باشگاههای دولتی و نیمهدولتی بگیریم. در مدل فوتبال است که میتوانیم تمرین کنیم که همهچیز شفاف و قانونی باشد. در مدل فوتبال است که میتوانیم احترام به آرای مخالف و تیم رقیب را در هیجانیترین لحظات تمرین کنیم. در مدل فوتبال است که میتوانیم بازگشت مدنیت و انسانیت به دهها هزار تماشاگر جوان و هیجانزده را به آزمون بگذاریم. در مدل فوتبال است که میشود بازهم حس مثبت شادی همگانی را بدون ظواهر چندشآورش تمرین کنیم.
و خب نمایش این ۱۰۰ هزار نفر نشان داد که اگر آرمان مشترکی وجود داشته باشد هنوز جوانان و نوجوانان ما، آنهم از همه طبقات، میتوانند نمادهای مدنیت و شعور باشند. توان خودداری را دارند. آرمان مشترک، اینجا فوتبال است. آرمان مشترک اینجا هراس از محرومیتهای فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیاست که برش و تأثیرش در جامعه امروز ایرانی از قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل هم قویتر و شدیدتر است. کافی است این جوانان در دیگر لحظات زندگیشان یک چنین آرمان مشترکی را احساس کنند. سرمایه اجتماعی سهشنبه شب در ورزشگاه آزادی شگفتانگیز بود. چیزی که در جامعه این سالهای ایران احساس نمیشود. مگر در لجظات خاص، در تشییع غواصان شهید، در ماجرای پلاسکو و در غم و حزن از دست دادن بزرگان فرهنگ و هنر. این غم بوده است که رشته یکپارچگی را برای لحظاتی به ایرانیها، این ملت چندپارهی عصیانزده، هدیه کرده است. اما حادثه بازی استقلال و العین نشان داد که این مردم میتوانند در لحظات و مقاطع دیگر هم متحد، مدنی و فهمیده باشند. فقط کافی است بهانه مناسبی را به آنها عرضه کنید.
من مسحور ۱۰۰ هزار تماشاگر استقلال شدم….
#آرش_خوشخو
#تمرین_مسحورکننده_مدنیت_در_آزادی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«بزرگترین دشمن آگاهی، بی توجهی نیست. توهم آگاه بودن است»
پروفسور #استیون_ویلیام_هاوکینگ فیزیکدان نظری، کیهانشناس و نویسنده . بامداد دیروز در 76سالگی در زاد روز انیشتن در گذشت
@flith❄️
پروفسور #استیون_ویلیام_هاوکینگ فیزیکدان نظری، کیهانشناس و نویسنده . بامداد دیروز در 76سالگی در زاد روز انیشتن در گذشت
@flith❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سوال لری کینگ از #استیون_ها_وکینگ:
لری کینگ: چه چیزی به شما نیروی پیشروی می بخشد؟ همه ما از شرایط دشوار زندگی شما آگاهیم و می بینیم که چه خوب با آن کنار آمده اید.
چه چیزی در درونتان می جوشد و شما را به ادامه راهتان وادار می کند؟
هاوکینگ: کنجکاوی. من می خواهم پاسخ ها را بدانم. من از زندگی لذت می برم، تا آنجا که بتوانم راهم را دنبال خواهم کرد. آیا کار دیگری میشود کرد؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سوال لری کینگ از #استیون_ها_وکینگ:
لری کینگ: چه چیزی به شما نیروی پیشروی می بخشد؟ همه ما از شرایط دشوار زندگی شما آگاهیم و می بینیم که چه خوب با آن کنار آمده اید.
چه چیزی در درونتان می جوشد و شما را به ادامه راهتان وادار می کند؟
هاوکینگ: کنجکاوی. من می خواهم پاسخ ها را بدانم. من از زندگی لذت می برم، تا آنجا که بتوانم راهم را دنبال خواهم کرد. آیا کار دیگری میشود کرد؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استیون هاوکینگ فیزیکدان برجسته بریتانیایی در ۷۶ سالگی درگذشت.
او که بود و چرا اهمیت جهانی داشت؟
این ویدئو را ببینید و به دوستانتان هم بفرستید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
او که بود و چرا اهمیت جهانی داشت؟
این ویدئو را ببینید و به دوستانتان هم بفرستید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴 استیون هاوکینگ در سن ۷۶ سالگی درگذشت...
این فیزیکدان برجسته بریتانیایی به خاطر دستاوردهای علمی بزرگی در زمینه سیاهچاله ها و نسبیت عام مشهور بود.
http://bbc.in/2FFuu44
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
این فیزیکدان برجسته بریتانیایی به خاطر دستاوردهای علمی بزرگی در زمینه سیاهچاله ها و نسبیت عام مشهور بود.
http://bbc.in/2FFuu44
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
BBC News فارسی
استیون هاوکینگ در سن ۷۶ سالگی درگذشت
استیون هاوکینگ فیزیکدان برجسته بریتانیایی که کشفیات مهمی در زمینه سیاهچالهها داشت در سن ۷۶ سالگی درگذشته است. خبر درگذشت استیون هاوکینگ را سخنگوی خانواده او تایید کرده است.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
استیون هاکینگ در سن ۷۶ سالگی درگذشت
خانواده استیون هاکینگ فیزیکدان برجسته بریتانیایی می گوید او در سن ۷۶ سالگی درگذشته است.
او به خاطر دستاوردهای علمی بزرگی در زمینه سیاهچاله ها و نسبیت عام مشهور بود و چند کتاب علمی به زبان مفهوم و ساده نوشته بود که مشهورترین آنها "تاریخچه مختصر زمان" بود.
لوسی، رابرت و تیم فرزندان او نوشتند: "امروز از اینکه پدر عزیزمان درگذشته به نهایت غمگین هستیم."
"او یک دانشمند بزرگ و یک مرد فوق العاده بود که آثار و میراثش برای سال های طولانی زنده خواهد بود."
آنها "شهامت و پشتکار" پدرشان را ستودند و نوشتند که "نبوغ و شوخ طبعیاش" الهام بخش بسیاری در سراسر جهان بود.
"او یک بار گفته بود: کیهان ارزش زیادی نخواهد داشت مگر آنکه خانه کسانی باشد که دوستشان داری. جای او برای همیشه خالی خواهد بود."
ابتلای او به یک نوع نادر از بیماری نورون حرکتی در سن ۲۲ سالگی تشخیص داده شد و پزشکان تصور می کردند این بیماری به سرعت باعث مرگ او خواهد شد.
او فلج شد و عمدتا توانایی تکلم را از دست داد با این حال سال ها بعد با کمک دستگاه صوت ساز دوباره موفق به سخن گفتن شد.
خانواده اش گفت که او در آرامش در خانه اش در نزدیکی کمبریج درگذشت، جایی که بیشتر تحقیقات تراز اولش درباره سیاهچاله ها را انجام داده بود.
او اولین کسی بود که شروع به تدوین یک نظریه کیهانی شناختی با ترکیب فیزیک کوانتوم و نسبیت کرد.
او یک بار گفته بود: "هدف من ساده است. درک کامل کیهان، چرا به این شکل است که هست و اصلا چرا وجود دارد."
نکات مهم زندگی
متولد ۸ ژانویه ۱۹۴۲ در شهر آکسفورد انگلستاندر سال ۱۹۵۹ برای مطالعه علوم طبیعی در دانشگاه آکسفورد پذیرش گرفت و بعد برای پی اچ دی به کمبریج رفت
در سال ۱۹۶۳ ابتلای او به بیماری نورون حرکتی تشخیص داده شد و پزشکان به او گفتند دو سال بیشتر زنده نخواهد بود
در سال ۱۹۷۴ نظریه اش دایر بر اینکه سیاهچاله ها ساطع کننده "پرتو هاکینگ" هستند را تشریح کرد
کتاب "تاریخچه مخترص زمان" به قلم او در سال ۱۹۸۸ منتشر شد که تاکنون بیش از ۱۰ میلیون نسخه فروش رفته است
سرگذشت زندگی اش موضوع فیلم "نظریه همه چیز" محصول سال ۲۰۱۴ با بازیگری ادی ردمین بود
استیون هاوکینگ شهرت و اعتبار علمی خود را مدیون محاسبات ریاضی پیچیده و بسیار دقیقی است که در مورد چگونگی پیدایش و تحول سیاهچالههای آسمانی یا حفرههای سیاه انجام داده است.
.
هاوکینگ با قدرت اندیشه و محاسبات ریاضی چون و چرا ناپذیرش- نه فقط وجود سیاهچالهها را به اثبات رسانده و چگونگی شکل گیری و تحول آنها را نشان داده بلکه به نتایج جالبی در رابطه این اجرام با کیفیت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پیدایش کیهان دست یافته است که در دانش فیزیک اختری و کیهان شناسی اهمیت بسزایی دارد و به عقیده صاحبنظران بنای این علوم را در قرن آینده تشکیل خواهد داد.
مصاحبه او در سال ۲۰۱۴ با نشریه الموندو بسیار صدا کرد. او به طور قطع وجود خدا را انکار کرد و گفت: «ال موندو [به معنای جهان در اسپانیایی] حاصل پدیدههای علمی قابل توضیح است.» و «طبیعی است که پیش از درک دانش به خلق هستی به دست یک خداوندگار باور داشته باشیم. اما اکنون و در این عصر، دانش توضیحی مجابکنندهتر در اختیار ما قرار میدهد.» سپس خبرنگار «ال موندو» بازهم از نظریه پیشینِ هاوکینگ در کتاب «تاریخچه مختصر زمان» مبنی بر «کمک دانش به درک اندیشه خداوندگار توسط بشر» پرسید که هاوکینگ در پاسخ توضیح داد: «منظور من در آنجا این بود که اگر بر همه چیز عالم شویم، به درک اندیشه خداوند نیز نائل خواهیم آمد، با این قید که اساساً خدایی وجود داشته باشد، که این چنین نیست. من خداناباور هستم.»
او همچنین در سال ۲۰۱۱ اذعان کرده بود که «تنها شانس ما برای بقای بلند مدت، در کاوش و سفرهای فضایی است؛ چرا که زندگی در زمین دیگر گرهگشا نیست».
https://goo.gl/T555Ud
درباره استیون هاوکینگ بیشتر بخوانید:
استیون هاوکینگ، خداناباور کیهانشناس پرتلاش
https://goo.gl/98eNQb
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
استیون هاکینگ در سن ۷۶ سالگی درگذشت
خانواده استیون هاکینگ فیزیکدان برجسته بریتانیایی می گوید او در سن ۷۶ سالگی درگذشته است.
او به خاطر دستاوردهای علمی بزرگی در زمینه سیاهچاله ها و نسبیت عام مشهور بود و چند کتاب علمی به زبان مفهوم و ساده نوشته بود که مشهورترین آنها "تاریخچه مختصر زمان" بود.
لوسی، رابرت و تیم فرزندان او نوشتند: "امروز از اینکه پدر عزیزمان درگذشته به نهایت غمگین هستیم."
"او یک دانشمند بزرگ و یک مرد فوق العاده بود که آثار و میراثش برای سال های طولانی زنده خواهد بود."
آنها "شهامت و پشتکار" پدرشان را ستودند و نوشتند که "نبوغ و شوخ طبعیاش" الهام بخش بسیاری در سراسر جهان بود.
"او یک بار گفته بود: کیهان ارزش زیادی نخواهد داشت مگر آنکه خانه کسانی باشد که دوستشان داری. جای او برای همیشه خالی خواهد بود."
ابتلای او به یک نوع نادر از بیماری نورون حرکتی در سن ۲۲ سالگی تشخیص داده شد و پزشکان تصور می کردند این بیماری به سرعت باعث مرگ او خواهد شد.
او فلج شد و عمدتا توانایی تکلم را از دست داد با این حال سال ها بعد با کمک دستگاه صوت ساز دوباره موفق به سخن گفتن شد.
خانواده اش گفت که او در آرامش در خانه اش در نزدیکی کمبریج درگذشت، جایی که بیشتر تحقیقات تراز اولش درباره سیاهچاله ها را انجام داده بود.
او اولین کسی بود که شروع به تدوین یک نظریه کیهانی شناختی با ترکیب فیزیک کوانتوم و نسبیت کرد.
او یک بار گفته بود: "هدف من ساده است. درک کامل کیهان، چرا به این شکل است که هست و اصلا چرا وجود دارد."
نکات مهم زندگی
متولد ۸ ژانویه ۱۹۴۲ در شهر آکسفورد انگلستاندر سال ۱۹۵۹ برای مطالعه علوم طبیعی در دانشگاه آکسفورد پذیرش گرفت و بعد برای پی اچ دی به کمبریج رفت
در سال ۱۹۶۳ ابتلای او به بیماری نورون حرکتی تشخیص داده شد و پزشکان به او گفتند دو سال بیشتر زنده نخواهد بود
در سال ۱۹۷۴ نظریه اش دایر بر اینکه سیاهچاله ها ساطع کننده "پرتو هاکینگ" هستند را تشریح کرد
کتاب "تاریخچه مخترص زمان" به قلم او در سال ۱۹۸۸ منتشر شد که تاکنون بیش از ۱۰ میلیون نسخه فروش رفته است
سرگذشت زندگی اش موضوع فیلم "نظریه همه چیز" محصول سال ۲۰۱۴ با بازیگری ادی ردمین بود
استیون هاوکینگ شهرت و اعتبار علمی خود را مدیون محاسبات ریاضی پیچیده و بسیار دقیقی است که در مورد چگونگی پیدایش و تحول سیاهچالههای آسمانی یا حفرههای سیاه انجام داده است.
.
هاوکینگ با قدرت اندیشه و محاسبات ریاضی چون و چرا ناپذیرش- نه فقط وجود سیاهچالهها را به اثبات رسانده و چگونگی شکل گیری و تحول آنها را نشان داده بلکه به نتایج جالبی در رابطه این اجرام با کیفیت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پیدایش کیهان دست یافته است که در دانش فیزیک اختری و کیهان شناسی اهمیت بسزایی دارد و به عقیده صاحبنظران بنای این علوم را در قرن آینده تشکیل خواهد داد.
مصاحبه او در سال ۲۰۱۴ با نشریه الموندو بسیار صدا کرد. او به طور قطع وجود خدا را انکار کرد و گفت: «ال موندو [به معنای جهان در اسپانیایی] حاصل پدیدههای علمی قابل توضیح است.» و «طبیعی است که پیش از درک دانش به خلق هستی به دست یک خداوندگار باور داشته باشیم. اما اکنون و در این عصر، دانش توضیحی مجابکنندهتر در اختیار ما قرار میدهد.» سپس خبرنگار «ال موندو» بازهم از نظریه پیشینِ هاوکینگ در کتاب «تاریخچه مختصر زمان» مبنی بر «کمک دانش به درک اندیشه خداوندگار توسط بشر» پرسید که هاوکینگ در پاسخ توضیح داد: «منظور من در آنجا این بود که اگر بر همه چیز عالم شویم، به درک اندیشه خداوند نیز نائل خواهیم آمد، با این قید که اساساً خدایی وجود داشته باشد، که این چنین نیست. من خداناباور هستم.»
او همچنین در سال ۲۰۱۱ اذعان کرده بود که «تنها شانس ما برای بقای بلند مدت، در کاوش و سفرهای فضایی است؛ چرا که زندگی در زمین دیگر گرهگشا نیست».
https://goo.gl/T555Ud
درباره استیون هاوکینگ بیشتر بخوانید:
استیون هاوکینگ، خداناباور کیهانشناس پرتلاش
https://goo.gl/98eNQb
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. @tavaanatech استیون هاکینگ در سن ۷۶ سالگی درگذشت خانواده استیون هاکینگ فیزیکدان برجسته بریتانیایی می گوید او در سن ۷۶ سالگی درگذشته است. او به خاطر دستاوردهای علمی بزرگی در زمینه سیاهچاله ها و نسبیت عام مشهور بود و چند کتاب علمی به زبان مفهوم و ساده نوشته…
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان پنجاه و شش
#رفتن_سیاوش_به_توران 3
گریسوز خواب دانان را خواست و آنها گفتند در سپاه ایران شاهزاده ای هست که هیچکس در طالع بر او فزونی ندارد. و اگر شاه با سیاوش بجنگد جز شکست چیزی نصیب او نخواهد شد.
افراسیاب و گریسوز تصمیم گرفتند هدایایی برای سیاوش بفرستند و با او از در صلح درآمده و سرزمین هایی را که گرفته پس نگیرند. سیاوش با رستم به خلوت نشست و برای صلح شرایطی را تعیین کردند. از جمله یکصد گروگان که نام آنها را رستم انتخاب کرد و سپاه توران تمام سرزمینهای ایران تا بخارا و سند وسمرقند و چاچ و پنجاب را تخلیه و آنسوی گنگ سراپرده را برپا کنند.
سیاوش اندیشه کرد بهتر است فرستاده ای نزد کاوس روانه و آنچه را که گذشته به او اطلاع دهد. جهان پهلوان گفت بهتر است من خود به رسالت نزد کاوس بروم.
کاوس وقتی نامه سیاوش را برایش خواندند به رستم سخت عصبانی شد و گفت من تورا که آدم جهاندیده ای هستی با سیاوش فرستادم . آیا بدیهای افراسیاب را فراموش کردی؟ من باید خودم میرفتم . چگونه شما را فریب دادن ؟ چگونه با گرفتن صد ترک بیچاره بدنژاد که نام پدرانشان را نمی دانید صلح کردید. علاج تورانیان را فقط در جنگ می دانم .
رستم گفت : ای شهریار ، نخست حرف من را بشنو، تو گفتی صبر کنید تا او در جنگ شتاب کند . ما به فرمان تو صبر کردیم . ولی او از در آشتی درآمد.
کسی کاشتی جوید و سو و بزم
نه نیکو بود پیش رفتن برزم
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان پنجاه و شش
#رفتن_سیاوش_به_توران 3
گریسوز خواب دانان را خواست و آنها گفتند در سپاه ایران شاهزاده ای هست که هیچکس در طالع بر او فزونی ندارد. و اگر شاه با سیاوش بجنگد جز شکست چیزی نصیب او نخواهد شد.
افراسیاب و گریسوز تصمیم گرفتند هدایایی برای سیاوش بفرستند و با او از در صلح درآمده و سرزمین هایی را که گرفته پس نگیرند. سیاوش با رستم به خلوت نشست و برای صلح شرایطی را تعیین کردند. از جمله یکصد گروگان که نام آنها را رستم انتخاب کرد و سپاه توران تمام سرزمینهای ایران تا بخارا و سند وسمرقند و چاچ و پنجاب را تخلیه و آنسوی گنگ سراپرده را برپا کنند.
سیاوش اندیشه کرد بهتر است فرستاده ای نزد کاوس روانه و آنچه را که گذشته به او اطلاع دهد. جهان پهلوان گفت بهتر است من خود به رسالت نزد کاوس بروم.
کاوس وقتی نامه سیاوش را برایش خواندند به رستم سخت عصبانی شد و گفت من تورا که آدم جهاندیده ای هستی با سیاوش فرستادم . آیا بدیهای افراسیاب را فراموش کردی؟ من باید خودم میرفتم . چگونه شما را فریب دادن ؟ چگونه با گرفتن صد ترک بیچاره بدنژاد که نام پدرانشان را نمی دانید صلح کردید. علاج تورانیان را فقط در جنگ می دانم .
رستم گفت : ای شهریار ، نخست حرف من را بشنو، تو گفتی صبر کنید تا او در جنگ شتاب کند . ما به فرمان تو صبر کردیم . ولی او از در آشتی درآمد.
کسی کاشتی جوید و سو و بزم
نه نیکو بود پیش رفتن برزم
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دیروز روز مسابقهی برخی روزنامهنگاران بود برای ارسال و انتشار خبر تغییر نام خیابان نفت به خیابان دکتر مصدق. خبری که خیلیها را خوشحال کرد و خیلیها را هم ناراحت.
خوشحالان که معلوم است چه کسانی بودند؛ بخشی از مردمی که نزدیک چهل سال است کمترین توقعشان از شهرداری یا شورای شهرشان همین بوده است. ناراحتان هم دو دسته بودند. یک دسته همان اقلیتی که کلاً با هرچه به ملیت و ایرانیت ربط دارد، از جمله مصدق، مشکل گوارشی دارند و قابل هضم نیست برای معدههای مبارکشان.
دستهی دیگر هم بخش دیگری از همان مردمِ چهلسالمنتظر بودند که احساس کردند شورای شهریها دورشان زدهاند و بهجای مثلاً همان خیابان پررفتوآمد کارگر شمالی، که پیشنهاد اولیهی خود شورا بود، خیابان کماهمیت و سوتوکور نفت را به نام مصدق کردهاند. یکجور موش زاییدن کوه!
میپرسید ربط اینها به من و مزخرفات فارسی چیست؟ ربطش به تیتر خبری است که برخی روزنامهنگاران نوشتند و منتشر کردند: «خیابان نفت شمالی و جنوبی به نام دکتر مصدق تغییر نام پیدا کرد.» ماندهام کدامیک از همین دوستان وقتی میخواهند همین خبر را شفاهی بگویند از عبارت «تغییر نام پیدا کردن» استفاده میکنند که موقع نوشتن یکهو دستشان روی کیبورد میافتد توی دستانداز و بکسوات میکنند و شروع میکنند به پیچاندن کلام و بدنویسی.
چندین سال برخی ادیبان توی سرشان زدند که چرا به جای «وارد شدن» و «دخالت کردن» میگویید «ورود کردن». خب زورشان نرسید. مقامات و خبرنگاران دستبهدست هم آنقدر گفتند و نوشتند «ورود کردن» تا این عبارت جایگاه خاصی در ادبیات رسانهای پیدا کرد. ولی داستان به همینجا ختم نشد. اغلب بسیار اهل تعارفایم و خیال میکنیم باید هر چیز سادهای را هزارجور ورق و زرورق، البته از نوع غیرمخدر، بپیچیم تا جدیترمان بگیرند. برای همین کمکم عبارت «ورود پیدا کردن» هم خلق شد. اینروزها کم نمیشنویم و نمیخوانیم که مثلاً دادستانی به فلان موضوع سادهی بیاهمیت «ورود پیدا کرده است».
حالا حکایت همین «تغییر نام پیدا کردن» است. ببینید اگر این عبارتها و جملهها را به جای آن «تغییر نام پیدا کردن» بگذاریم، آیا ایرادی دارد؟
ـ نام دکتر مصدق بر خیابان نفت تهران
ـ تغییر نام خیابان نفت به خیابان دکتر مصدق
ـ نام خیابان نفت به خیابان دکتر مصدق تغییر کرد.
ـ خیابان نفت، با تصویب شورای شهر تهران، خیابان مصدق نامیده شد.
ـ خیابان نفت، با تصویب شورای شهر، خیابان دکتر مصدق نام گرفت.
امیدوارم سردبیران و ویراستاران رسانهها به این موضوع، اندکی «دخول پیدا کنند!»
پیدا کنید دکتر مصدق را!
#سید_رضا_شکراللهی
#روزنامه_اعتماد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دیروز روز مسابقهی برخی روزنامهنگاران بود برای ارسال و انتشار خبر تغییر نام خیابان نفت به خیابان دکتر مصدق. خبری که خیلیها را خوشحال کرد و خیلیها را هم ناراحت.
خوشحالان که معلوم است چه کسانی بودند؛ بخشی از مردمی که نزدیک چهل سال است کمترین توقعشان از شهرداری یا شورای شهرشان همین بوده است. ناراحتان هم دو دسته بودند. یک دسته همان اقلیتی که کلاً با هرچه به ملیت و ایرانیت ربط دارد، از جمله مصدق، مشکل گوارشی دارند و قابل هضم نیست برای معدههای مبارکشان.
دستهی دیگر هم بخش دیگری از همان مردمِ چهلسالمنتظر بودند که احساس کردند شورای شهریها دورشان زدهاند و بهجای مثلاً همان خیابان پررفتوآمد کارگر شمالی، که پیشنهاد اولیهی خود شورا بود، خیابان کماهمیت و سوتوکور نفت را به نام مصدق کردهاند. یکجور موش زاییدن کوه!
میپرسید ربط اینها به من و مزخرفات فارسی چیست؟ ربطش به تیتر خبری است که برخی روزنامهنگاران نوشتند و منتشر کردند: «خیابان نفت شمالی و جنوبی به نام دکتر مصدق تغییر نام پیدا کرد.» ماندهام کدامیک از همین دوستان وقتی میخواهند همین خبر را شفاهی بگویند از عبارت «تغییر نام پیدا کردن» استفاده میکنند که موقع نوشتن یکهو دستشان روی کیبورد میافتد توی دستانداز و بکسوات میکنند و شروع میکنند به پیچاندن کلام و بدنویسی.
چندین سال برخی ادیبان توی سرشان زدند که چرا به جای «وارد شدن» و «دخالت کردن» میگویید «ورود کردن». خب زورشان نرسید. مقامات و خبرنگاران دستبهدست هم آنقدر گفتند و نوشتند «ورود کردن» تا این عبارت جایگاه خاصی در ادبیات رسانهای پیدا کرد. ولی داستان به همینجا ختم نشد. اغلب بسیار اهل تعارفایم و خیال میکنیم باید هر چیز سادهای را هزارجور ورق و زرورق، البته از نوع غیرمخدر، بپیچیم تا جدیترمان بگیرند. برای همین کمکم عبارت «ورود پیدا کردن» هم خلق شد. اینروزها کم نمیشنویم و نمیخوانیم که مثلاً دادستانی به فلان موضوع سادهی بیاهمیت «ورود پیدا کرده است».
حالا حکایت همین «تغییر نام پیدا کردن» است. ببینید اگر این عبارتها و جملهها را به جای آن «تغییر نام پیدا کردن» بگذاریم، آیا ایرادی دارد؟
ـ نام دکتر مصدق بر خیابان نفت تهران
ـ تغییر نام خیابان نفت به خیابان دکتر مصدق
ـ نام خیابان نفت به خیابان دکتر مصدق تغییر کرد.
ـ خیابان نفت، با تصویب شورای شهر تهران، خیابان مصدق نامیده شد.
ـ خیابان نفت، با تصویب شورای شهر، خیابان دکتر مصدق نام گرفت.
امیدوارم سردبیران و ویراستاران رسانهها به این موضوع، اندکی «دخول پیدا کنند!»
پیدا کنید دکتر مصدق را!
#سید_رضا_شکراللهی
#روزنامه_اعتماد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#گذری_کوتاه_بر_هفت_سین
هفت سین ها باید دارای این ویژگی ها باشند:
۱- نام آنها پارسی باشد.
۲- با حرف سین آغاز شود.
۳- دارای ریشه گیاهی باشند.
۴- خوردنی باشند.
۵-ترکیبی نباشد(ترکیبی از دو واژه نباشد مثل :سیب زمینی)
بر این پایه :
_ ُسنبل ( نه خوراکی است نه پارسی ) تازی است.
_ سکه ( نه خوراکی است نه پارسی ) تازی است.
_ سماور ( نه خوراکی است نه پارسی ) روسی است.
و جزو هفت سین نیستند.
گفته اند هر یک از سین های هفت سین، نماد اهورامزدا، شش امشاسپندان ( هفت فرشته بزرگ ) کیش زرتشت هستند:
سیر : نماد اهورا مزدا
سبزه : فرشته اردیبهشت نماد آبهای پاک است
سیب : فرشته سپندارمذ، فرشته زن ، نماد بارداری و پرستاری است
سنجد : فرشته خرداد نماد دلبستگی
سرکه : فرشته امرداد نماد جاودانگی
سمنو : فرشته شهریور نماد خواربار
سماق : فرشته بهمن نماد باران
علاوه بر اینها روی سفره هفت سین کتاب مقدس ( قرآن، اوستا و ...)، شمعدان روشن ( آتش مقدس) ، اسپند ( نماد مادر زمین)، آینه ( نماد پاکی دل و روشنایی ضمیر و وسیله ای برای دیدن آنچه به چشم دیدینی نیست مانند ارواح پاک گذشتگان. رجوع کنید به فیلمهای سینمای وحشت که افراد معمولاً ارواح را در آینه می بینند!) ماهی (نماد برج اسفند و صورت فلکی حوت و نشانه حلول سال از اسفند به برج فروردین و صورت فلکی حَمَل یا بز) ، قطعه ای نان تزیین شده با پنیر و نمک ( نماد روزی و برکت. همان اصطلاح ما نون نمک شما رو خورده ایم...) شیرینی و نقل و نبات نیز قرار میگیرد.
متاسفانه در چند سال اخیر به خصوص با کج سلیقگی رسانه ها و بویژه رسانه ملی سکه نیز به سفره هفت سین تحمیل شده!! در واقع در سالیان اخیر برای تزیین سفره از سکه های زرد و سفید ( نماد طلا و نقره یا شاید شب و روز) استفاده شده که برخی به اشتباه آن را جزیی از هفت سین دانسته با حذف «سرکه» ، سکه را جایگزین آن نموده اند. عزیزان باید توجه داشته باشند که سکه جنبه تزیینی داشته و بخشی از اجزای هفتگانه سفره نیست. شایسته است جلوی این تحریف گرفته شود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#گذری_کوتاه_بر_هفت_سین
هفت سین ها باید دارای این ویژگی ها باشند:
۱- نام آنها پارسی باشد.
۲- با حرف سین آغاز شود.
۳- دارای ریشه گیاهی باشند.
۴- خوردنی باشند.
۵-ترکیبی نباشد(ترکیبی از دو واژه نباشد مثل :سیب زمینی)
بر این پایه :
_ ُسنبل ( نه خوراکی است نه پارسی ) تازی است.
_ سکه ( نه خوراکی است نه پارسی ) تازی است.
_ سماور ( نه خوراکی است نه پارسی ) روسی است.
و جزو هفت سین نیستند.
گفته اند هر یک از سین های هفت سین، نماد اهورامزدا، شش امشاسپندان ( هفت فرشته بزرگ ) کیش زرتشت هستند:
سیر : نماد اهورا مزدا
سبزه : فرشته اردیبهشت نماد آبهای پاک است
سیب : فرشته سپندارمذ، فرشته زن ، نماد بارداری و پرستاری است
سنجد : فرشته خرداد نماد دلبستگی
سرکه : فرشته امرداد نماد جاودانگی
سمنو : فرشته شهریور نماد خواربار
سماق : فرشته بهمن نماد باران
علاوه بر اینها روی سفره هفت سین کتاب مقدس ( قرآن، اوستا و ...)، شمعدان روشن ( آتش مقدس) ، اسپند ( نماد مادر زمین)، آینه ( نماد پاکی دل و روشنایی ضمیر و وسیله ای برای دیدن آنچه به چشم دیدینی نیست مانند ارواح پاک گذشتگان. رجوع کنید به فیلمهای سینمای وحشت که افراد معمولاً ارواح را در آینه می بینند!) ماهی (نماد برج اسفند و صورت فلکی حوت و نشانه حلول سال از اسفند به برج فروردین و صورت فلکی حَمَل یا بز) ، قطعه ای نان تزیین شده با پنیر و نمک ( نماد روزی و برکت. همان اصطلاح ما نون نمک شما رو خورده ایم...) شیرینی و نقل و نبات نیز قرار میگیرد.
متاسفانه در چند سال اخیر به خصوص با کج سلیقگی رسانه ها و بویژه رسانه ملی سکه نیز به سفره هفت سین تحمیل شده!! در واقع در سالیان اخیر برای تزیین سفره از سکه های زرد و سفید ( نماد طلا و نقره یا شاید شب و روز) استفاده شده که برخی به اشتباه آن را جزیی از هفت سین دانسته با حذف «سرکه» ، سکه را جایگزین آن نموده اند. عزیزان باید توجه داشته باشند که سکه جنبه تزیینی داشته و بخشی از اجزای هفتگانه سفره نیست. شایسته است جلوی این تحریف گرفته شود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#صادق_لاریجانی رییس دستگاه قضا تمام روزنامه ها ورسانه ها را تهدید کرده که اگر در زمینه فسادها و دزدیهای میلیاردی حکومتی اقدام به بزرگ نمایی کنند ، با آنها برخورد شدید خواهد شد
خشایار دیهیمی نویسنده اصالتا تبریزی در پاسخ به تهدید لاریجانی نامه ای شجاعانه نوشته که مطالعه و اشتراک گذاری آن حداقل قدردانیست که ازاین مرد آزاده میتوان انجام داد
ﻗﺎﻧﻮﻥ
ﺁﻗﺎﯼ ﺭﺋﯿﺲ ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﺋﯿﻪ !
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻣﯿﮑﻨﯽ !
ﺟﺰ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻭ ﺍﺭﻋﺎﺏ ﻭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﺷﻼﻕ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯽ .
ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺷﻼﻕ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﻝﻣﻦ ﺍﺧﻼﻕ !
ﺗﻮ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻧﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﺍﺯ ﻓﺴﺎﺩ ﻻﻧﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﺭﻧﻈﺎﻡ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﺳﺖ . ﺁﻥ ﻫﻢ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻓﺴﺎﺩ ﻣﺎﻟﯽ ، ﺑﻠﮑﻪ ﻓﺴﺎﺩ ﺍﺧﻼﻗﯽ، ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯾﯽ ، ﻭ ﺣﻖ ﺭﺍ ﻧﺎﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥ .
ﻣﺮﺍ ﻫﻢ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻫﺴﺖ.
ﻣﺮﺟﻊ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺗﻮ نیستی.ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺍﺳﺖ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﻨﻤﺎﯾﯽ ﻓﺴﺎﺩ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻻﭘﻮﺷﺎﻧﯽ ﻓﺴﺎﺩ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ .
ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺍﺭﺷﺪ ﻗﺎﻧﻮﻥ !
ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺷﮑﻨﺎﻥ ، ﺭﺍﻧﺖ ﺧﻮﺍﺭﺍﻥ ، ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯾﺎﻥ ﻭ ﺗﻬﻤﺖ ﺯﻧﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺑﺎﻻﯼ ﭼﺸﻤﺘﺎﻥ ﺍﺑﺮﻭﺳﺖ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﻨﻤﺎﯾﯽ ﻓﺴﺎﺩ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﻋﻘﻮﺑﺖ ﻣﯿﺒﯿﻨﻨﺪ .
ﻭ ﺗﻮ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻫﻢ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟
ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻻﻓﻬﺎﯼ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﻋﺎﻗﺒﺘﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺳﺨﻦ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ . ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﭼﯿﺰ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﮔﺮ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮔﺰﺍﻓﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﺕ ﻋﻤﻞ ﮐﻦ
ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺗﺤﺖ ﺍﻣﺮﺕ ﺑﻪ ﺣﮑﻢ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﻓﺮﺍﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻢ .
ﺑﯿﺎ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺎﻫﯽ ﻋﻠﻨﯽ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﻮ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﯾﮏ ﻻﻗﺒﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻩ . ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﮐﻬﺮﯾﺰﮎ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﯼ .
ﮔﻤﺎﻥ ﻣﺒﺮ ﮐﻪ ﺷﻬﺎﻣﺖ ﻣﺪﻧﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻧﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﻧﻪ ﺍﺯ ﻻﻑ ﻭ ﮔﺰﺍﻓﺖ . ﻣﺮﺩﻡ ﻗﻀﺎﻭﺗﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮد .اﻣﺮﻭﺯ ﺑﺮ ﻣﺴﻨﺪ ﻗﺪﺭﺗﯽ ﻭ ﻏﺮﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﻨﺪ . ﻣﻦ ﻧﻪ ﻣﺴﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺟﺰ ﻋﺰﺕ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺍﻡ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻭ ﻗﺪﺭﺗﯽ.
ﻗﺎﻣﺖ ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﺯﻭﺭﺗﺎﻥ ﺧﻤﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺳﺮﻓﺮﺍﺯ ﺍﺳﺖ . ﺗﻮ ﺩﻟﺖ ﺧﻤﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﻓﺨﺮ ﻣﻔﺮﻭﺵ . ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺗﮑﻠﯿﻒ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺭﻭﺷﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮد
#ﺧﺸﺎﯾﺎﺭ_ﺩﯾﻬﯿﻤﯽ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#صادق_لاریجانی رییس دستگاه قضا تمام روزنامه ها ورسانه ها را تهدید کرده که اگر در زمینه فسادها و دزدیهای میلیاردی حکومتی اقدام به بزرگ نمایی کنند ، با آنها برخورد شدید خواهد شد
خشایار دیهیمی نویسنده اصالتا تبریزی در پاسخ به تهدید لاریجانی نامه ای شجاعانه نوشته که مطالعه و اشتراک گذاری آن حداقل قدردانیست که ازاین مرد آزاده میتوان انجام داد
ﻗﺎﻧﻮﻥ
ﺁﻗﺎﯼ ﺭﺋﯿﺲ ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﺋﯿﻪ !
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻣﯿﮑﻨﯽ !
ﺟﺰ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻭ ﺍﺭﻋﺎﺏ ﻭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﺷﻼﻕ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯽ .
ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺷﻼﻕ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﻝﻣﻦ ﺍﺧﻼﻕ !
ﺗﻮ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻧﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﺍﺯ ﻓﺴﺎﺩ ﻻﻧﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﺭﻧﻈﺎﻡ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﺳﺖ . ﺁﻥ ﻫﻢ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻓﺴﺎﺩ ﻣﺎﻟﯽ ، ﺑﻠﮑﻪ ﻓﺴﺎﺩ ﺍﺧﻼﻗﯽ، ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯾﯽ ، ﻭ ﺣﻖ ﺭﺍ ﻧﺎﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥ .
ﻣﺮﺍ ﻫﻢ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻫﺴﺖ.
ﻣﺮﺟﻊ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺗﻮ نیستی.ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺍﺳﺖ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﻨﻤﺎﯾﯽ ﻓﺴﺎﺩ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻻﭘﻮﺷﺎﻧﯽ ﻓﺴﺎﺩ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ .
ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺍﺭﺷﺪ ﻗﺎﻧﻮﻥ !
ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺷﮑﻨﺎﻥ ، ﺭﺍﻧﺖ ﺧﻮﺍﺭﺍﻥ ، ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯾﺎﻥ ﻭ ﺗﻬﻤﺖ ﺯﻧﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺑﺎﻻﯼ ﭼﺸﻤﺘﺎﻥ ﺍﺑﺮﻭﺳﺖ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﻨﻤﺎﯾﯽ ﻓﺴﺎﺩ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﻋﻘﻮﺑﺖ ﻣﯿﺒﯿﻨﻨﺪ .
ﻭ ﺗﻮ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻫﻢ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟
ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻻﻓﻬﺎﯼ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﻋﺎﻗﺒﺘﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺳﺨﻦ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ . ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﭼﯿﺰ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﮔﺮ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮔﺰﺍﻓﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﺕ ﻋﻤﻞ ﮐﻦ
ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺗﺤﺖ ﺍﻣﺮﺕ ﺑﻪ ﺣﮑﻢ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﻓﺮﺍﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻢ .
ﺑﯿﺎ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺎﻫﯽ ﻋﻠﻨﯽ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﻮ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﯾﮏ ﻻﻗﺒﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻩ . ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﮐﻬﺮﯾﺰﮎ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﯼ .
ﮔﻤﺎﻥ ﻣﺒﺮ ﮐﻪ ﺷﻬﺎﻣﺖ ﻣﺪﻧﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻧﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﻧﻪ ﺍﺯ ﻻﻑ ﻭ ﮔﺰﺍﻓﺖ . ﻣﺮﺩﻡ ﻗﻀﺎﻭﺗﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮد .اﻣﺮﻭﺯ ﺑﺮ ﻣﺴﻨﺪ ﻗﺪﺭﺗﯽ ﻭ ﻏﺮﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﻨﺪ . ﻣﻦ ﻧﻪ ﻣﺴﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺟﺰ ﻋﺰﺕ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺍﻡ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻭ ﻗﺪﺭﺗﯽ.
ﻗﺎﻣﺖ ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﺯﻭﺭﺗﺎﻥ ﺧﻤﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺳﺮﻓﺮﺍﺯ ﺍﺳﺖ . ﺗﻮ ﺩﻟﺖ ﺧﻤﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﻓﺨﺮ ﻣﻔﺮﻭﺵ . ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺗﮑﻠﯿﻒ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺭﻭﺷﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮد
#ﺧﺸﺎﯾﺎﺭ_ﺩﯾﻬﯿﻤﯽ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان پنجاه و هفت
#رفتن_سیاوش_به_توران 4
از من بشنو از فرزند خود پیمان شکنی انتظار نداشته باش. کاوس سخنان رستم را بریده با کلامی پر از خشم گفت : پس این تو بودی که سیاوش را در راه صلح انداختی و ریشه کینه را از دلش در آوردی . تو این تنبلی را به او یاد دادی و دلت با آن هدیه هایی که به تو دادند شاد شد.
تو ایدر بمان تا سپهدار طوس
ببندد بر این کار بر پیل کوس
ودیگر اگر سیاوش هم از فرمان من سرپیچی کند سپاه را به طوس بسپارد و خود با اطرافیانش بازگردد تا در اینجا او را کیفری دهم که سزاوارش است.
رستم چون سخنان تلخ را از کاوس شنید :
غمی گشت رستم بآواز گفت
که گردون سر من بیارد نهفت
اگر طوس جنگی تر از رستم است
چنان دان که رستم زگیتی کم است
بگفت این و بیرون شد از پیش اوی
پر از خشم چشم و پر آژنگ روی
کاوس،طوس دلاور را احضار کردو فرمود لشکر بردار و روانه بلخ شو . کاوس همچنان نامه ای تند با سخنان تلخ برای سیاوش نوشت واز او خواست گروگانها را برایش بفرستد و گناه این صلح را گردن رستم انداخت که چشمش به مال افراسیاب افتاده .
چو نامه به نزد سیاوش رسید
بران گونه گفتار ناخوب دید
نزادی مرا کاشکی مادرم
وگر زاد مرگ آمدی بر سرم
شوم کشوری جویم اندر جهان
که نامم زکاوس ماند نهان
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان پنجاه و هفت
#رفتن_سیاوش_به_توران 4
از من بشنو از فرزند خود پیمان شکنی انتظار نداشته باش. کاوس سخنان رستم را بریده با کلامی پر از خشم گفت : پس این تو بودی که سیاوش را در راه صلح انداختی و ریشه کینه را از دلش در آوردی . تو این تنبلی را به او یاد دادی و دلت با آن هدیه هایی که به تو دادند شاد شد.
تو ایدر بمان تا سپهدار طوس
ببندد بر این کار بر پیل کوس
ودیگر اگر سیاوش هم از فرمان من سرپیچی کند سپاه را به طوس بسپارد و خود با اطرافیانش بازگردد تا در اینجا او را کیفری دهم که سزاوارش است.
رستم چون سخنان تلخ را از کاوس شنید :
غمی گشت رستم بآواز گفت
که گردون سر من بیارد نهفت
اگر طوس جنگی تر از رستم است
چنان دان که رستم زگیتی کم است
بگفت این و بیرون شد از پیش اوی
پر از خشم چشم و پر آژنگ روی
کاوس،طوس دلاور را احضار کردو فرمود لشکر بردار و روانه بلخ شو . کاوس همچنان نامه ای تند با سخنان تلخ برای سیاوش نوشت واز او خواست گروگانها را برایش بفرستد و گناه این صلح را گردن رستم انداخت که چشمش به مال افراسیاب افتاده .
چو نامه به نزد سیاوش رسید
بران گونه گفتار ناخوب دید
نزادی مرا کاشکی مادرم
وگر زاد مرگ آمدی بر سرم
شوم کشوری جویم اندر جهان
که نامم زکاوس ماند نهان
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کرول گفت : پدر بزرگِ من در ناپل متولد شد. چیز زیادی ازش یادم نمیاد، جز اینکه شطرنج بازی کردن رو بهم یاد داد. هر بار که بازیمون تموم می شد و مهره ها رو توی جعبه ش می ذاشتيم، یه چیز بهم می گفت، هنوز صدای آرومش توی گوشمه: می بینى کـَرول ! زندگی مثل شطرنجه؛ وقتی بازی تموم می شه، همه مهره ها،پیاده ها، شاه ها و وزیرها،همه به یک جعبه بر می گردن.
این می تونه درس خوبی برای تو هم باشه مارشال، بهش فکر کن؛ بعد از تموم شدن بازی، پیاده ها ، شاه ها و وزیرها همه به یک جعبه بر می گردن.
#دروغگویی_روى_مبل
#اروين_د_يالوم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کرول گفت : پدر بزرگِ من در ناپل متولد شد. چیز زیادی ازش یادم نمیاد، جز اینکه شطرنج بازی کردن رو بهم یاد داد. هر بار که بازیمون تموم می شد و مهره ها رو توی جعبه ش می ذاشتيم، یه چیز بهم می گفت، هنوز صدای آرومش توی گوشمه: می بینى کـَرول ! زندگی مثل شطرنجه؛ وقتی بازی تموم می شه، همه مهره ها،پیاده ها، شاه ها و وزیرها،همه به یک جعبه بر می گردن.
این می تونه درس خوبی برای تو هم باشه مارشال، بهش فکر کن؛ بعد از تموم شدن بازی، پیاده ها ، شاه ها و وزیرها همه به یک جعبه بر می گردن.
#دروغگویی_روى_مبل
#اروين_د_يالوم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من بارها با این مسئله برخورد کرده ام که اقوام و خویشاوندان، نسبت به یکدیگر رفتار نامطلوب تری دارند تا نسبت به بیگانگان.
خویشاوندان آدم به نقاط ضعف و نیروی انسان، آگاه هستند و برای حمله به او مواقع مناسبی را انتخاب میکنند.
برای تهمت های خود کم و بیش مدرک دارند و به آسانی با هم دست به گریبان میشوند.
#ماکسیم_گورکی
#در_جست_جوی_نان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من بارها با این مسئله برخورد کرده ام که اقوام و خویشاوندان، نسبت به یکدیگر رفتار نامطلوب تری دارند تا نسبت به بیگانگان.
خویشاوندان آدم به نقاط ضعف و نیروی انسان، آگاه هستند و برای حمله به او مواقع مناسبی را انتخاب میکنند.
برای تهمت های خود کم و بیش مدرک دارند و به آسانی با هم دست به گریبان میشوند.
#ماکسیم_گورکی
#در_جست_جوی_نان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پاره ای از قرائتهای دین افیون توده هاست
دین افیون توده ها نیست٬ اما دینداران در اثر فهم و تلقی نادرست دین ممکن است آنرا به صورت تریاک درآورند و همچون تریاک مصرف کنند. بنابراین٬ میتوان ادعا کرد که پاره ای از قرائتهای دین افیون توده هاست. نشانهی قرائت افیونی دین این است که آدمی برای پذیرش آن قرائت و عمل بر طبق آن ناگزیر است عقل خود را تعطیل کند. برای نجات و رستگاری آدمی صِرف وجود دین و عمل به آن کافی نیست٬ فهم درست دین هم شرط است و مشکل دقیقاً از همین جا برمیخیزد. از دین و متون دینی دستکم دونوع قرائت میتوان به دست داد:
قرائتِ افیونی و قرائت حیاتبخش؛ قرائت انسانکُش و قرائت انسان ساز٬ قرائتی که به زوال عقلانیت می انجامد و مبتنی بر تعطیل عقل است و قرائتی که به آزادی٬ رشد عقل و عقلانیت می انجامد و مبتنی بر تحریک عقل است. یکی از علل عمدهی رواج قرائت افیونی از دین در میان توده دینداران٬ خودداری و بل جلوگیری روحانیون از ترجمهی فرهنگی متون دین است.
اگر دینشناسان در مقام فهم و تفسیر دین٬ «ظرف» دین را از «مضمون» و «محتوای» دین جدا نکنند و آن را از در قالب ظرف عصر خود نریزند٬ دین به امری نافهمیدنی تبدیل میشود و نقش و کارکرد شایسته خود در زندگی دینداران را از دست خواهد داد و به صورت افیون درخواهد آمد. ظرف ظهور دین اسلام٬ یعنی فرهنگ اعرابِ صدر اسلام٬ در عین اینکه برای آنان شرط فهم دین و عمل به آن بوده است٬ برای کسانی که در دنیای جدید زندگی میکنند٬ مانع فهم دین و عمل به آن است؛ اینان برای فهم درست دین یا باید دنیای خود را عوض کنند و به عقب بازگردند و جلو تغییر و تحول دنیا را بگیرند٬ که کار نشدنی و در صورت امکان نامطلوب است٬ و یا باید دین را از دنیای قدیم جدا کنند تا بتوانند آن را به دنیای خود پیوند بزنند.
#دکتر_ابوالقاسم_فنایی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پاره ای از قرائتهای دین افیون توده هاست
دین افیون توده ها نیست٬ اما دینداران در اثر فهم و تلقی نادرست دین ممکن است آنرا به صورت تریاک درآورند و همچون تریاک مصرف کنند. بنابراین٬ میتوان ادعا کرد که پاره ای از قرائتهای دین افیون توده هاست. نشانهی قرائت افیونی دین این است که آدمی برای پذیرش آن قرائت و عمل بر طبق آن ناگزیر است عقل خود را تعطیل کند. برای نجات و رستگاری آدمی صِرف وجود دین و عمل به آن کافی نیست٬ فهم درست دین هم شرط است و مشکل دقیقاً از همین جا برمیخیزد. از دین و متون دینی دستکم دونوع قرائت میتوان به دست داد:
قرائتِ افیونی و قرائت حیاتبخش؛ قرائت انسانکُش و قرائت انسان ساز٬ قرائتی که به زوال عقلانیت می انجامد و مبتنی بر تعطیل عقل است و قرائتی که به آزادی٬ رشد عقل و عقلانیت می انجامد و مبتنی بر تحریک عقل است. یکی از علل عمدهی رواج قرائت افیونی از دین در میان توده دینداران٬ خودداری و بل جلوگیری روحانیون از ترجمهی فرهنگی متون دین است.
اگر دینشناسان در مقام فهم و تفسیر دین٬ «ظرف» دین را از «مضمون» و «محتوای» دین جدا نکنند و آن را از در قالب ظرف عصر خود نریزند٬ دین به امری نافهمیدنی تبدیل میشود و نقش و کارکرد شایسته خود در زندگی دینداران را از دست خواهد داد و به صورت افیون درخواهد آمد. ظرف ظهور دین اسلام٬ یعنی فرهنگ اعرابِ صدر اسلام٬ در عین اینکه برای آنان شرط فهم دین و عمل به آن بوده است٬ برای کسانی که در دنیای جدید زندگی میکنند٬ مانع فهم دین و عمل به آن است؛ اینان برای فهم درست دین یا باید دنیای خود را عوض کنند و به عقب بازگردند و جلو تغییر و تحول دنیا را بگیرند٬ که کار نشدنی و در صورت امکان نامطلوب است٬ و یا باید دین را از دنیای قدیم جدا کنند تا بتوانند آن را به دنیای خود پیوند بزنند.
#دکتر_ابوالقاسم_فنایی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️