پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.21K photos
2.1K videos
84 files
986 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


بعضی وقتها که پای دوستی و رفاقت به میان می آید، آدم خودش را یله می دهد. یعنی بی خود و بی جهت سفره دلش را پیش رفیق باز می کند. این حال و احوال، بیشتر در جوانی برای مرد پیش می آید. آدم در همچو دمی دلش می خواهد با رفیقش یکی شود. اینست که راز های گور و گمشده ی زندگانی اش را آشکار می کند. خودداری اش را از دست می دهد و مثل اینکه مدیون طرف باشد، بدون جهت به او رشوه می دهد. انگار می خواهد خودش را آسوده کند. مخصوصا اگر از چیزی ناراحت باشد، خیال می کند با گفتنش باری را از دوش خودش برمی دارد. اینست که گاهی بزرگ ترین سِرّ زندگانی اش را آشکار می کند و حرفی را که هیچوقت نباید به زبان بیاورد، به آسانی برای رفیقش نقل می کند. حرفی که شاید - با سیخ داغ هم نشود از زبانش بیرون کشید، مثل آب دهن بیرون می ریزد. البته قصد بدی ندارد. فقط می خواهد بنمایاند خیلی با رفیقش جان در یک قالب است. که چفت و بست رفاقتشان خیلی محکم است. میخواهد بگوید که هیچ حجابی بینشان نیست. می خواهد راه غربت میان دو تا دل را کوتاه کند. دیوار را میخواهد از میانه بردارد. در جوانی، آدمیزاد خیلی گول دلش را می خورد.

کلیدر
محمود دولت آبادی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دبیرشورای عالی فضای مجازی:
تلگرام به تعهدات خود عمل نکرده و بحث فیلتر آن جدی است. /خانه ملت #فناوری


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


اندر دل من مها دل‌افروز توئی
یاران هستند لیک دلسوز توئی

شادند جهانیان به نوروز و به عید
#عید من و #نوروز من امروز توئی


#حضرت_مولانا 🌹

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

پیام آوران مدرنیته
✍️✍️عسگر موسوی-مشکین شهر

علی صادقی نویسنده کتاب"آزادی و تاریخ، تاملاتی در دیالکتیک هگل" بر این اعتقاداست که گالیله، ماکیاولی و میکل آنژ،ارکان سه گانه ی رنسانس و پیام آوران مدرنیته اند که در استقلال علم، سیاست و هنر پروژه ی مدرنیته را طراحی نمودند... می شودبا افزودن چندین تن از جمله داروین با این باور همراه و هم داستان شد چرا که اینها در پیچ های خطرناک تاریخ ،هر کدام به نوعی آیینه های شفاف و روشنی برای بشربوده اند. کلیسا که یک پایش در زمین و پای دیگرش در بهشت بود و دنیا و عقبی را در اختیار و انحصار داشت و زمین را مرکز عالم هستی در زیر پای درشتناک واتیکان می دید این سه تن ناقوس پر طمطراق کلیسا را از صدا در انداختند و چون اختیار گزمه گان را گرفتند از دل تاریکنای هولناک ظلمت و ستم، چون ستارگانی درخشیدند و نوید بخش سپیده دمان گردیدند که تا قبل از آن اصحاب کلیسا خرافات را در تنه تنومند درخت جهل و ترس پرورانده و در لباس علم بر مردم قالب می کردند و پاپها مروجان خرافات و خشونت بودند که به جای خرد گرایی و اصالت بشر، بار گناه اولیه را بر دوش بشریت بار می کردند و کلیسا سرشت پاک عریانی انسان را، با گناه مالامال می دید و با اسلوب خویش سعی در تطهیر آن داشت، همان سخت کیشی و فساد قافله و قافله سالاران کلیسا، خود عامل سکولار اندیشی و نوزایی فکری گردید و عصای عصیان بر دست خردمندان داد به مرور حواریون مسیحا و کلیسا در یافتند که متن انجیل و قوانین خشک کلیسا به تنهایی نمی تواند؛ ضامن سعادت و سلامت بوده باشد. در میان فریادها، فریاد مارتین لوتر،مبتنی بر وجدان آزاد که "هر کس در درون خود یک کلیسا دارد" از همه فریاد ها بلندتر بود که ساطع نور آن، یخ های اذهان منجمد را ذوب کرد و آموخت که وحدت در وحدت اندیشی نیست بلکه از تضارب آرا ءو افکار مختلف ،شعله وحدت تجلّی می گردد،یعنی لوتر واسطه گی کلیسای کاتولیک مابین خالق ومخلوق رارد نمودوراه را برای علم هرمنوتیک هموارساخت وپیامد تفاسیر شخصی هر کس از کتاب مقدس،پروتستانتیسم ودرواقع مبنای پلورالیسم ،آزادیهای فردی ولیبرالیسم گردید.این شیوه به ضرس قاطع چشمی هم بر اومانیسم واصالت انسان گشود،راه میانبری از دوران "اب"یا پدر بر دوران"ابن"پسر ایجاد نمودوبا فرسایش این دوره خردگرایی را جایگزین مونولوگ زورورزانه پاپیسم نمود. با تلنگر این گونه تفکر، کانون ستم عقیدتی به لرزه افتاد، مذاهب مختلف وارد کارزار شدند، نحله های فکری گوناگون از ستیز طولانی به ستوه آمدند تا اینکه پیروان مسیح به تساهل و تسامح اندیشیدند، از کشاکشهای سخت عقیدتی، لوتریسم، پیتیسم،دئیسم، اومانیسم، سکولاریسم و سایر فرزندان عصر روشنگری متولد شدند و مدارا گری بجای دگم اندیشی و به جای تعصب و تفرعن،اصول حیات اجتماعی انسان غربی گردید و نظریه دین طبیعی و وحدت اندیشی زیر چتر پلورالیسم و عرفان لوتری و معنویت برون دینی، جایگزین مرجعیت زورورزانه پاپیسم گردید به قول کانت بشر از کودکی و ناباوگی بدر آمد و گناهانش را بر گردن گرفت و انسان روسویی نیز بار گناه اولیه را از دوش بر افکند و روسو در قرداد اجتماعی بیان کرد که بشر آزاد آفریده شده،اما همه جا در بند است و این بندها و قلاده ها نه از گناهان نخستین، بلکه از ناملایمات و نامدارگری جامعه و تمدن بود و نیز غل و زنجیر تکفیری که اساسا نابخردان بر پای خردمندان می بستند، حالیکه مسیح یک پیام بود و پیام آور هیچ کلیسایی نبودو بر پای هیچ فرزانه ای زنجیر افترا و تهمت نمی بست و کسی را با چوب تکفیر و پتک تحجر نمی کوبید، مجبوریت بوروکراسی و هیرارشی وسطایی با هزینه خرافات آمد و قوانین خشک قرون سیاه ستم، مغرورانه وبا قهر تاخت ،کمر بندگی را زیبنده کمر بشریت دانست و همگان را در برابر حقیقت یگانه خویش به بردگی خواند، تا در ظل نیزه های آسمانی ،همگان را به سعادت وحقیقت مطلق خویش برساند، با داس خشک اندیشی چه خونها ریخته شد، چه سرهای سرفراز، گیوتین ها را بوسیدند چه استعدادهایی در میان این بوسه خون، سرکوب شدند، و در نهایت این قرون ظلمت و کرانه خیانت و جنایت، خیزش های مخاطره آمیز و پرهزینه برپا شدند و با استقلال علم و سیاست و هنر بساط خرافه را برچیدند و دیدگان بشر را بر افق های نو گشودند و راه های طولانی را پیمودند و می پیمایند...


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان شصت و شش
#فرنگیس_و_سیاوش 7

فرنگیس اشک به چشم آورده و گفت ای شاه اکنون بگو چه خواهی کرد؟ سیاوش گفت زاری مکن. دل با خدا داشته باش و غم مخور و راضی باش به رضای خدا. شاید گریسوز که نیکخواه ما است از سوی شاه مژده ای بیاورد.
سه شب بر این داستان گذشت و شب چهارم سیاوش از رویای هولناکی که در مورد آینده اش دیده بود از خواب برجست. دیری نگذشت که سواری از سوی گریسوز آمد. و پیام داد که ای سیاوش بر جان خود ترسلن باش. سیاوش به فرنگیس گفت : خواب من تعبیر شد و عمر من به سر آمد . میدانم پایان انسان جز مرگ نیست ولی آرزو داشتم زنده می ماندم تا فرزند تو را که در دل داری ببینم. اکنون پنج ماه است که تو بارداری. زمانی که به جهان می آید من دیگر نیستم . چون به جهان آمد، نام او را کیخسرو بگذار و به او آرامش بده. پیران جان تو را از شاه خواهد خواست و بهر حال با خواری و زاری در خانه پیران کیخسرو به جهان خواهد آمد.
سپس فرنگیس را به تلخی بدرود گفت و هر آنچه غم داشت با همرش در میان نهاد.
سیاوش به مکان اسب ها رفت. نخست سر اسبش، شبرنگ بهزاد را بر سینه نهاد و مدتی با او راز گفت و سپرد که اسب هوشیار من ، بیدار دل باش که با هیچکس مساز . چه زمانی که کیخسرو به کین خواهی من برخیزد بر تو خواهد نشست. در هیچ آخوری مکان مکن. و اسب را آزاد کرد. دیگر اسبان را همه پی زد. پس با گروهی از پهلوانان بر اسب نشست و از شهر بیرون رفت.

منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
  به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


افلاطون معتقد بود دولتی که زنان را
تعلیم و تربیت ندهد مانند کسی است که فقط دست راست خود را بپروراند.

#یوستین_گوردر
#دنیای_سوفی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


او چشمهایمان را باز کرد، اما نور برایمان زیادی شدید بود. به همین دلیل تصمیم گرفتیم دوباره آنها را ببندیم.

#ژوزه_ساراماگو
#نوت_بوک


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
همیشه چیزهایی که نداشته ام را
بسیار دوست داشته ام!

همچون تو
که بسیار دوری,
که بسیار ندارم ات...!

#پابلو_نرودا

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
⚽️کاریکاتور فوق العاده در خصوص ورود زنان با ریش و سبیل به استادیوم ها!

⛔️نمونه ای از کشسانی روح ایرانی و زیرکی برای دور زدن قانون های عجیب!


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان شصت و هفت
#مرگ_سیاوش 2

از ایران سپه بود مردی هزار
همه نامدار از در کارزار
همه کشته گشتند بر دشت کین
زخونشان همه لاله گون شد زمین

سیاوش که جانش خسته شد ، از پشت اسب سرنگون گردید و ترکان بر سرش ریخته، دو دستش را از پشت بسته واورا به زنجیر کشان کشان بردند.
افراسیاب از همان راه به سوی سیاوش گرد رفت و هنگام رفتن به گریسوز فرمان داد تا سیاوش را به سوی دیگر ببرند و سرش را ببرند. سپاهیان درشتی کرده و در آن میان ، پیلسم یکی از فرزندان کم سن وسال پیران گفت از دانایی شنیدم که آهسته دل کم پشیمان شود.


شتاب و بدی کار اهرمنست
پشیمانی جان و رنج تنست
سری را که باشی بدو پاد شا
بتیزی بریدن نبینم روا

ای شهریار اکنون بفرمای تا سیاوش در بند باشد و صبر کن ببینیم روزگار چه خواهد کرد. افراسیاب از سخن پیلسم نرم شد . گریسوز گفت به سخن این جوان گوش مکن . سست مشو . افراسیاب گفت من از سیاوش گناهی ندیده ام. میدانم اگر خون سیاوش بریزد طوفانی بر خواهد خواست. اگر او را رها کنم آینده نامعلومی خواهیم داشت.

رها کردنش بدتر از کشتن است
همان کشتنش درد و رنجم من است

فرنگیس که این سخنان را شنید گریه کنان به افراسیاب التماس کرد .

به سوک سیاوش همه جوشد آب
کند چرخ نفرین بر افراسیاب

افراسیاب چون سخنان فرنگیس را که بیهوش شده بود شنید دستور داد تا ماموران او را در کاخ خودش زندانی کنند .

منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


ما ملت مقلدی هستیم، هیچکداممان ابتکاری نداریم، حاضر نیستیم فکرمان را بکار بیندازیم و راههای تازه ای پیدا کنیم . بمحض اینکه می بینیم کار یکنفر گرفته همه به اون طرف حمله میبریم و می خواهیم نون او را از دستش بگیریم...

#عزیز_نسین
ما مردم مقلدی هستیم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد،
بی سواد حقيقی است،
هر چند تمام کتاب های دنيا را خوانده باشد...!
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور، حسادت و زباله‌های ديگر است، بدان که هيچگاه چيزی را نياموخته‌ای و هنوز رشد نکرده‌ای....

#کريشنا_مورتی
رهايی از دانستگی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هیچ چیز مثل حسد
نمی تواند فکر انسان را
یکجا تصرف کند.

#میلان_کوندرا
#والس_خداحافظی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#کتاب_صوتی
سرفه در کنسرت

نویسنده: #هاینریش_بل
خوانش: #امیر_علی_نبویان

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سرفه در کنسرت
@ketabdooni
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


مالزی اگر ایران بود، چه می کرد؟

گردشگری، درخت های پالم، کاکائو و معادن قلع؛ این ها تنها چیزهایی است که منابع درآمدی کشور مالزی را تشکیل می دهد.
مالزی هیچ چیز دیگری ندارد.
معادن قلع این کشور یک صدم معادن یکی از شهرهای ایران هم نمی شود و درخت های پالم و درخت های کاکائو در این کشور، آوازه جهانی و کیفیت زعفران و پسته ایران را ندارد.

مالزی نه تخت جمشید دارد و نه هزاران رشته صنایع دستی، نه فرش اش در تمام جهان شناخته شده است و نه از آب و هوای چهارفصل ایران برخوردار است.

مالزی یک کشور چند ملیتی است که از تقابل فرهنگی ملیت های مختلف برای رشد گردشگری خود استفاده کرده؛

پل خواجو نداشته اما در دولت اصلاحات از ایران اجازه گرفته تا 33 درصد از پل خواجوی اصفهان را با همین نام بازسازی کند و این پل و 6 پل بازسازی شده از دیگر کشورها، کپی برداری زیرکانه ای است که سالانه گردشگران زیادی را به این کشور می کشاند.

زمانی "ماهاتیرمحمد" گفته بود اگر یکی از پل های تاریخی اصفهان را داشت، ایران را از درآمد نفت بی نیاز می کرد. دولت مالزی که هم اکنون ادامه دهنده سیاست های نخست وزیر محبوب خود در بخش گردشگری است، ثابت کرده که این گفته ماهاتیر محمد قابل اجرا است
85 درصد اقتصاد این کشور در دست چینی ها است. در بخش پزشکی بسیار ضعیف اند و اقتصادی غیرتولیدی و کاملاً وابسته دارند. اقتصادی با سیاست درهای باز؛ اما با گردشگری نفس می کشند و سالانه میلیون ها نفر گردشگر را به کشور خود می آورند.

تعداد توریستهای کشور مالزی در سال ۲۰۱۲ بالغ بر ۲۵ میلیون نفر بوده و درآمد ناشی از این تعداد توریست، بالغ بر ۶۰ میلیارد دلار اعلام شده است.

طبق آمار سازمان جهانی توریسم ملل متحد(UNWTO) کشور مالزی رتبه ۱۰ صنعت توریسم جهان را به خود اختصاص داده است اما باید قبول کردمالزی چیزی جز زرق و برقی بی اصالت نیست.
هرچند تقابل فرهنگی و ملیت های مختلف در این کشور شما را با پازلی جذاب روبرو می کند اما کجا معماری مالزی، اصالت و ویژگی های معماری ایران را دارد؟

این در حالی است که تفاوت آمار گردشگران در ایران و مالزی، تفاوتی نجومی است.

سیاست ها و برنامه ریزی های متفاوت اقتصادی و گردشگری در این دو کشور، تنها چیزی است که درآمدهای اقتصادی مالزی از بخش گردشگری را به این جا رسانده است.

مالزی با 41 آژانس دهها برابر ایران توریست دارد، در حالی که در ایران بیش از 3000 دفتر خدمات مسافرتی دایر است که به دلیل سیاست های کلان دولت و تخصصی نبودن امور در این دفاتر، عملاً راه به جایی نبرده و اقتصاد گردشگری را تکانی نداده اند.

مالزی در طول هشت سال گذشته، در مسیر کامل توسعه یافتگی قرار گرفته و تفاوت های شاخصی با مالزی دهه قبل به دست آورده است.
اگرچه هنوز هم در صنعت، تولید و پزشکی، وابستگی و کمبودهای زیادی دارد اما در بخش گردشگری، نمونه بی بدیلی است.
مالزی نان تفکرش را می خورد و همین تفکر و درآمدزایی، مردم این کشور را در سطح قابل قبولی از رفاه اجتماعی قرار داده است.
تأثیر درآمد حاصل از گردشگری در دیگر بخش های این کشور را به راحتی می توان دید.
سیستم های حمل و نقل، هتل ها، مراکز تفریحی و گردشگری، زیباسازی شهر و امثال آن از جمله مواردی است که هم به مدد ورود بیشتر گردشگران به این کشور مهیا شده و هم خود عاملی برای جذب بیشتر گردشگر محسوب می شود.

این در حالی است که این کشور در بخش توریسم سلامت و اکوتوریسم حرف چندانی برای گفتن ندارد و یا دست کم با ایران قابل مقایسه نیست.
کشوری با دو فصل کم باران و پرباران است که چهارفصل بودن ایران را حسرت می خورد اما سرعت توسعه اش در کمتر کشوری دیده شده است.

چشم انداز سال 2020 مالزی می گوید که این کشور در این بازه زمانی به یک کشورکاملاً توسعه یافته تبدیل خواهد شد. چیزی حدود 40 درصد از بودجه عمومی سالیانه این کشور صرف آموزش و پرورش و تربیت نیروی متخصص می شود تا این هدف را محقق سازد.
با این همه باید تصور کرد اگر مالزی ایران بود، چه می شد و چه می کرد؟

#نفیسه_قانیان


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان شصت و هشت
#مرگ_سیاوش 3

افراسیاب بعد از آنکه فرنگیس را به زندان فرستاد گفت : اکنون بیایید سیاوش را به جایی ببرید که چون فریادرسی بخواهد کسی نشنود. سیاوش رو به پیلسم کرد و گفت :

دوردی زمن سوی پیران رسان
بگویش که گیتی دگر شد بسان

گریسوز در میان تمام سواران خود چشم گردانید تا بی شرم ترین آنها را برگزید ودر میان آنها چشمش به گروی زره افتاد .

ز گریسوز آن خنجر آبگون
گروی زره بستد از بهر خون
بیفکند پیل ژیان را به خاک
نه شرم آمدش زان سپهبد نه باک
بکی تشت بنهاد زرین برش
جدا کرد زان سرو سیمین سرش

سپس گروی زره تشت خون را به دست گرفت و به جایی برد که هیچ اثری از آن باقی نماند. او زمین خشکی را برگزید و خون سیاوش را بر آن جاری کرد. چون خون سیاوش بر زمین جاری شد

یکی باد با تیره گردی سیاه
برآمد بپوشید خورشید و ماه

(در افسانه ها هست درختی در انجا در اندک زمانی از خون سیاوش رویید که هم اکنون آن گیاه در کوه و دشت ایران فراوان می روید. گیاه خون سیاوش یا خون سیاوشان گواه است بر آنکه راستی و پاکی در سرزمین ایران تا جاودان برقرار خواهد بود )
 

منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
  به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


گفت که غصه اش را نخورَد، چونکه آدم اگر پیش از بلا شروع به غصه خوردن کند، بلا زودتر او را از پا می اندازد.

و گفت که تا برف نیامده آدم پارو برنمی دارد و بالای بام نمی رود.

#محمود_دولت_آبادی
گاواره بان


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️