@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان شصت و سه
#فرنگیس_و_سیاوش 4
به دل گفت سالی بر این نگذرد
سیاوش کسی را به کس نشمرد
گریسوز در همان رنج بود که در گوی بازی هم سیاوش بر او پیشی گرفت و دیگر حسادت او را بیشتر به جوش آورد. روزی به خواهش گریسوز دلیری از ترکان به نبرد سیاوش فرستادند و سیاوش بی آنکه گرز وکمند در دست بگیرد پهلوان ترک را از رمین گرفت و بر خاک افکند. سپس از اسب پیاده شد و از او دلجویی کرد. و این نیز بر حسادت گریسوز افزود.
چون گریسوز نزد افراسیاب بازگشت و نامه سیاوش را تسلیم او کرد. افراسیاب شاد شد ولی گریسوز هرلحظه منتظر بود تا زهر خود را به جان سیاوش بریزد. تا روزی که توانست افراسیاب را بفریبد.
روزی گریسوز بد کنش ،دروغگوی بد دل به دروغ گفت : ای شاه چنین دانستم سیاوش دل با تو ندارد و برای خود راهی دیگر برگزیده . هرچند یکبار فرستادگانی از سوی کاوس پنهانی نزد او آمده و از روم و چین نیز فرستادگانی پنهانی برایش پیغام می آورند. اکنون سپاه فراوانی بر او گرد شده اند و اگر قدم پیش گذارد، جان تو در خطر است نژاد تو با نژاد ایرج هرگز یکی نخواهد شد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان شصت و سه
#فرنگیس_و_سیاوش 4
به دل گفت سالی بر این نگذرد
سیاوش کسی را به کس نشمرد
گریسوز در همان رنج بود که در گوی بازی هم سیاوش بر او پیشی گرفت و دیگر حسادت او را بیشتر به جوش آورد. روزی به خواهش گریسوز دلیری از ترکان به نبرد سیاوش فرستادند و سیاوش بی آنکه گرز وکمند در دست بگیرد پهلوان ترک را از رمین گرفت و بر خاک افکند. سپس از اسب پیاده شد و از او دلجویی کرد. و این نیز بر حسادت گریسوز افزود.
چون گریسوز نزد افراسیاب بازگشت و نامه سیاوش را تسلیم او کرد. افراسیاب شاد شد ولی گریسوز هرلحظه منتظر بود تا زهر خود را به جان سیاوش بریزد. تا روزی که توانست افراسیاب را بفریبد.
روزی گریسوز بد کنش ،دروغگوی بد دل به دروغ گفت : ای شاه چنین دانستم سیاوش دل با تو ندارد و برای خود راهی دیگر برگزیده . هرچند یکبار فرستادگانی از سوی کاوس پنهانی نزد او آمده و از روم و چین نیز فرستادگانی پنهانی برایش پیغام می آورند. اکنون سپاه فراوانی بر او گرد شده اند و اگر قدم پیش گذارد، جان تو در خطر است نژاد تو با نژاد ایرج هرگز یکی نخواهد شد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بازی_چیست؟
بازی راهی است که به کودک آنچه را که کسی نمی تواند به او بیاموزد یاد می دهد. همچنین بازی همانند زندگی کودک است. بدون اینکه به نتیجه نهایی آن توجه داشته باشد یا منتظر دریافت پاداش باشد.
بازی یک رفتار فطری است که در همه موجودات دیده می شود و عامل رشد و یادگیری در موجودات زنده است. به عبارتی کودک بازی می کند تا رشد و پرورش یابد.
بازی فعالیتی طبیعی، لذت بخش، شگفت انگیز و پر رمز و راز است. همگان می دانند بازی چیست اما کسی نمی تواند آن را تعریف کند. بازی وسیله ای برای بیان احساسات، برقراری روابط، توصیف تجربیات، آشکار کردن آرزوها و خود شکوفایی است.
نگرش کودک به خود و جهان اطرافش به وسیله بازی شکل می گیرد. درواقع کودک از طریق بازی است که به احساسات خود ودیگران آگاه می شود. به عبارتی کودکی که از بازی محروم می شود رشد طبیعی و سالمی نخواهد داشت.
از طریق مشاهده بازی کودک می توان به میزان هوش وی پی برد. بازی همراه با فعالیت بدنی، دلیل بر سلامت جسمی کودک است. بازی برای کودک همانند کار برای بزرگسال است؛ اما کاری که احتیاج به آموختن ندارد. کودک سالم نمی تواند پنج دقیقه آرام بنشیند و دائما در تلاش و بازی با چیزهایی است که می بیند و لمس می کند. در نتیجه کودک به محیطی نیازمند است که بتواند خودش باشد، جایی که بتواند بدود، خود را بالا بکشد، فریاد بزند، بشکند و بسازد. در واقع او همه امیال خود را با بازی ارضا می کند.
کودک سالم منحصرا به یک نوع فعالیت نمی پردازد بلکه از فعالیتی به فعالیت دیگر متوجه می شود. بازی این فرصترا برای کودک فراهم می کند که با کمال آزادی حواس خود را به کار بیاندازدو نیروی تفکر، خلاقیت و هیجانات خود را پرورش دهد. در نتیجه کودک به وسیله بازی همه استعدادهای خود را کشف می کند. بنابراین بازی تمرینی است برای زندگی
#لوزا_مینایی
#روانشناس_کودک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بازی_چیست؟
بازی راهی است که به کودک آنچه را که کسی نمی تواند به او بیاموزد یاد می دهد. همچنین بازی همانند زندگی کودک است. بدون اینکه به نتیجه نهایی آن توجه داشته باشد یا منتظر دریافت پاداش باشد.
بازی یک رفتار فطری است که در همه موجودات دیده می شود و عامل رشد و یادگیری در موجودات زنده است. به عبارتی کودک بازی می کند تا رشد و پرورش یابد.
بازی فعالیتی طبیعی، لذت بخش، شگفت انگیز و پر رمز و راز است. همگان می دانند بازی چیست اما کسی نمی تواند آن را تعریف کند. بازی وسیله ای برای بیان احساسات، برقراری روابط، توصیف تجربیات، آشکار کردن آرزوها و خود شکوفایی است.
نگرش کودک به خود و جهان اطرافش به وسیله بازی شکل می گیرد. درواقع کودک از طریق بازی است که به احساسات خود ودیگران آگاه می شود. به عبارتی کودکی که از بازی محروم می شود رشد طبیعی و سالمی نخواهد داشت.
از طریق مشاهده بازی کودک می توان به میزان هوش وی پی برد. بازی همراه با فعالیت بدنی، دلیل بر سلامت جسمی کودک است. بازی برای کودک همانند کار برای بزرگسال است؛ اما کاری که احتیاج به آموختن ندارد. کودک سالم نمی تواند پنج دقیقه آرام بنشیند و دائما در تلاش و بازی با چیزهایی است که می بیند و لمس می کند. در نتیجه کودک به محیطی نیازمند است که بتواند خودش باشد، جایی که بتواند بدود، خود را بالا بکشد، فریاد بزند، بشکند و بسازد. در واقع او همه امیال خود را با بازی ارضا می کند.
کودک سالم منحصرا به یک نوع فعالیت نمی پردازد بلکه از فعالیتی به فعالیت دیگر متوجه می شود. بازی این فرصترا برای کودک فراهم می کند که با کمال آزادی حواس خود را به کار بیاندازدو نیروی تفکر، خلاقیت و هیجانات خود را پرورش دهد. در نتیجه کودک به وسیله بازی همه استعدادهای خود را کشف می کند. بنابراین بازی تمرینی است برای زندگی
#لوزا_مینایی
#روانشناس_کودک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرهاد مهراد؛ جمعه نهم دی ماه سال ۷۳ در سینما سپیده روی صحنه رفت.
استقبال مخاطبان بلیتهای ۲۵۰۰ تومانی کنسرت را سه روزه به پایان رساند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
استقبال مخاطبان بلیتهای ۲۵۰۰ تومانی کنسرت را سه روزه به پایان رساند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آمد بهار جانها
ای شاخ تر به رقص آ
چون یوسف اندرآمد
مصر و شکر به رقص آ
ای شاه عشق پرور
مانند شیر مادر
ای شیرجوش دررو
جان پدر به رقص آ
#حضرت_مولانای
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آمد بهار جانها
ای شاخ تر به رقص آ
چون یوسف اندرآمد
مصر و شکر به رقص آ
ای شاه عشق پرور
مانند شیر مادر
ای شیرجوش دررو
جان پدر به رقص آ
#حضرت_مولانای
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🔅اگر انسان ایمان نداشته باشد، چه خواهد بود؟ لابد یک لاابالی؟! اما مگر ایمان چیست؟ ایمان یعنی باور. ایمان یعنی باور داشتن به ضوابطی خاص. اما کدام ضوابطی در دنیا هستند که تغییرناپذیر باشند؟ هیچ چارچوبی نمی توان شناخت که دچار دگرگونی نشده باشد، یا نشود. و طبیعیست که با دگرگونی هر چهارچوب، باور نسبت به آن هم دچار دگرگونی می شود. پس تنها می توان به دگرگونی باور داشت : دگرگونی!
#محمود_دولت_آبادی
#نون_نوشتن
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🔅اگر انسان ایمان نداشته باشد، چه خواهد بود؟ لابد یک لاابالی؟! اما مگر ایمان چیست؟ ایمان یعنی باور. ایمان یعنی باور داشتن به ضوابطی خاص. اما کدام ضوابطی در دنیا هستند که تغییرناپذیر باشند؟ هیچ چارچوبی نمی توان شناخت که دچار دگرگونی نشده باشد، یا نشود. و طبیعیست که با دگرگونی هر چهارچوب، باور نسبت به آن هم دچار دگرگونی می شود. پس تنها می توان به دگرگونی باور داشت : دگرگونی!
#محمود_دولت_آبادی
#نون_نوشتن
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
آدمهایی که دیگران را رنج میدهند، خیلی اوقات رنجکشیدههایی هستند که از زخمهای خودشان نتوانستهاند عبور کنند...
#اروین_یالوم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#اروین_یالوم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
میگن دروغگو دشمن خداست ...
بمیرم برات خدا که این همه دشمن داری
دوستاتم که ما هستیم یه مشت علیل هستیم! ...
🎬 سوته دلان/ علی حاتمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بمیرم برات خدا که این همه دشمن داری
دوستاتم که ما هستیم یه مشت علیل هستیم! ...
🎬 سوته دلان/ علی حاتمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بحث و گفتگو همراه با مطالب مفید در
سوپر گروه
تالار اندیشه (همراه ما باشيد،براى ارتقاء انديشه ها)
https://t.me/joinchat/BenbgUJcTzhiHZWYFSPjzA
سوپر گروه
تالار اندیشه (همراه ما باشيد،براى ارتقاء انديشه ها)
https://t.me/joinchat/BenbgUJcTzhiHZWYFSPjzA
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان شصت و چهار
#فرنگیس_و_سیاوش 5
افراسیاب گفت کمی صبر کن . سه روز مشورت میکنیم. بعد از سه روز افراسیاب گفت : بهتر است او را نزد خود خوانده و به آرامی نزد کاوس باز گردانیم. گریسوز گفت : اگر او به ایران بازگردد، راز کشور تو را می داند و هر راهی را می شناسد. پس هوشیار باش چه به آسانی می تواند بر جان تو بدی کند. سخنان گریسوز در افراسیاب اثر کرد و از آنچه با سیاوش کرده بود پشیمان شد و گفت : بهتر است کمی صبر کنیم . فعلا او را نزد خود بخواهیم چون کژی او آشکار شود ، کسی آن زمان مرا سرزنش نخواهد کرد.
یک روز افراسیاب به گریسوز گفت : هم اکنون برخیز نزد سیاوش برو، بگو دل من یاد مهر او و فرنگیس را کرده اینک برخیزند و به دیدار من آیند. چون پیغام افراسیاب را سیاوش شنید شاد شد و گفت : اکنون آماده ام که شانه به شانه تو نزد افراسیاب برویم. ولی سه روز اینجا صبر کن و استراحت نما. گریسوز حیله گر زمانی خاموش ماند و چشم بر سیاوش دوخت ناگهان اشک از چشمان فرو ریخت. سیاوش گفت : چه غمی جان تو را می کاهد ؟ اگر از شاه توران سرگرانی با تو می آیم و آن غم را پایان می دهم. گریسوز همچنان نالان گفت :نه من برای خودم رنجی ندارم . فقط میبینم بار دیگر افراسیاب دارد کینه کهنه را نو می کند. تو خوی تند او را نمی دانی او بر خون تو تشنه است. رنج من از اندوه تو است . بیهوده پدرت را در ایران از دست داده ای . روی او را زمین گذاشتی.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان شصت و چهار
#فرنگیس_و_سیاوش 5
افراسیاب گفت کمی صبر کن . سه روز مشورت میکنیم. بعد از سه روز افراسیاب گفت : بهتر است او را نزد خود خوانده و به آرامی نزد کاوس باز گردانیم. گریسوز گفت : اگر او به ایران بازگردد، راز کشور تو را می داند و هر راهی را می شناسد. پس هوشیار باش چه به آسانی می تواند بر جان تو بدی کند. سخنان گریسوز در افراسیاب اثر کرد و از آنچه با سیاوش کرده بود پشیمان شد و گفت : بهتر است کمی صبر کنیم . فعلا او را نزد خود بخواهیم چون کژی او آشکار شود ، کسی آن زمان مرا سرزنش نخواهد کرد.
یک روز افراسیاب به گریسوز گفت : هم اکنون برخیز نزد سیاوش برو، بگو دل من یاد مهر او و فرنگیس را کرده اینک برخیزند و به دیدار من آیند. چون پیغام افراسیاب را سیاوش شنید شاد شد و گفت : اکنون آماده ام که شانه به شانه تو نزد افراسیاب برویم. ولی سه روز اینجا صبر کن و استراحت نما. گریسوز حیله گر زمانی خاموش ماند و چشم بر سیاوش دوخت ناگهان اشک از چشمان فرو ریخت. سیاوش گفت : چه غمی جان تو را می کاهد ؟ اگر از شاه توران سرگرانی با تو می آیم و آن غم را پایان می دهم. گریسوز همچنان نالان گفت :نه من برای خودم رنجی ندارم . فقط میبینم بار دیگر افراسیاب دارد کینه کهنه را نو می کند. تو خوی تند او را نمی دانی او بر خون تو تشنه است. رنج من از اندوه تو است . بیهوده پدرت را در ایران از دست داده ای . روی او را زمین گذاشتی.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آدم باید یا دیگران را همانطورکه هستند بپذیرد، یا همانطورکه هستند، به حال خودشان بگذارد.
آدم نمیتواند آنها را عوض کند، فقط توازنشان را برهم میزند. چون یک انسان از قطعههای واحدی درست نشده است که بتوان تکهای را برداشت و بهجایش چیزِ دیگری گذاشت. او یک کل است، و اگر آدم یکسویش را بکشد، سوی دیگرش، چه بخواهی چه نخواهی، کشیده میشود.
#فرانتس_کافکا
#نامه_به_فلیسه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آدم باید یا دیگران را همانطورکه هستند بپذیرد، یا همانطورکه هستند، به حال خودشان بگذارد.
آدم نمیتواند آنها را عوض کند، فقط توازنشان را برهم میزند. چون یک انسان از قطعههای واحدی درست نشده است که بتوان تکهای را برداشت و بهجایش چیزِ دیگری گذاشت. او یک کل است، و اگر آدم یکسویش را بکشد، سوی دیگرش، چه بخواهی چه نخواهی، کشیده میشود.
#فرانتس_کافکا
#نامه_به_فلیسه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی یک سیاستمدار ساکت است اتفاق بدی میافتد،
سیاستمدارها شبیه مرغاند؛
وقتی تخم میگذارند زیاد سر و صدا میکنند، اما وقتی خراب میکنند، آرام آن را دفن میکنند...
عزیز نيسین
@flith ❄️
سیاستمدارها شبیه مرغاند؛
وقتی تخم میگذارند زیاد سر و صدا میکنند، اما وقتی خراب میکنند، آرام آن را دفن میکنند...
عزیز نيسین
@flith ❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد
از آن که دلبر دمی به فکر ما نباشد
در این بهار ای صنم بیا و آشتی کن
که جنگ و کین با من حزین روا نباشد
صبحدم بلبل بردرخت گل به خنده می گفت
نازنینان را، مه جبینان را وفا نباشد
اگر که با این دل حزین تو عهد بستی
حبیب من با رقیب من چرا نشستی
چرا دلم را عزیز من از کینه خستی
بیا در برم از وفا یک شب ای مه نخشب
تازه کن عهدی که بر شکستی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد
از آن که دلبر دمی به فکر ما نباشد
در این بهار ای صنم بیا و آشتی کن
که جنگ و کین با من حزین روا نباشد
صبحدم بلبل بردرخت گل به خنده می گفت
نازنینان را، مه جبینان را وفا نباشد
اگر که با این دل حزین تو عهد بستی
حبیب من با رقیب من چرا نشستی
چرا دلم را عزیز من از کینه خستی
بیا در برم از وفا یک شب ای مه نخشب
تازه کن عهدی که بر شکستی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان شصت و پنج
#فرنگیس_و_سیاوش 6
گریسوز باز اشک بر دیدگان فرود آورد. سیاوش بار دیگر گفت برخیز باهم به دیدار افراسیاب برویم. ولی گریسوز نادرست و نیرنگ ساز آنقدر گفت تا اینکه سیاوش به گفتار او گروید و نخست نامه ای به افراسیاب نوشت که فرنگیس اکنون بیمار است ،آرزوی دل ما دیدار توست. صبر میکنم تا اگر از بیماری رها شد هر دو به خوشی خواهیم آمد. وقتی گریسوز نامه سیاوش را به افراسیاب دهد با زبانی پر دروغ و روانی پر گناه به افراسیاب گفت : چون به سیاوش گرد رسیدم مرا به هیچ نشمردند، سیاوش حتی نامه تو را نخواند و سخن مرا نشنید. دستور داد تا مرا پایین تختش دو زانو نشاندند . دانستم که پیوسته از ایران نامه ها به او می رسد . سپاهی عظیم از روم وچین بر او جمع شدند. اگر لحظه ای بیشتر درنگ کنی او جنگ را شروع می کند و اگر سپاهش به ایران برود چه کسی قادر خواهد بود جلوی او را بگیرد.
افراسیاب آنچنان خشمگین شد که به گریسوز پاسخ نداد و فرمود تا سران سپاه را جمع کنند . آنچه را که گریسوز گفته بود به ایشان گفت و گفتار گریسوز بدکش درختی از کینه ساخت که تا قرن ها باز مرگ و خون برای مردم دو سرزمین به بار آورد .
چون گریسوز برفت سیاوش با تنی لرزان و چهره ای زرد نزد فرنگیس آمد.
فرنگیس گفت که ای گو شیر چنگ
چه بودت که دیگر شدستی برنگ
چنین داد پاسخ که ای خوبروی
به توران زمین شد مرا آب روی
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان شصت و پنج
#فرنگیس_و_سیاوش 6
گریسوز باز اشک بر دیدگان فرود آورد. سیاوش بار دیگر گفت برخیز باهم به دیدار افراسیاب برویم. ولی گریسوز نادرست و نیرنگ ساز آنقدر گفت تا اینکه سیاوش به گفتار او گروید و نخست نامه ای به افراسیاب نوشت که فرنگیس اکنون بیمار است ،آرزوی دل ما دیدار توست. صبر میکنم تا اگر از بیماری رها شد هر دو به خوشی خواهیم آمد. وقتی گریسوز نامه سیاوش را به افراسیاب دهد با زبانی پر دروغ و روانی پر گناه به افراسیاب گفت : چون به سیاوش گرد رسیدم مرا به هیچ نشمردند، سیاوش حتی نامه تو را نخواند و سخن مرا نشنید. دستور داد تا مرا پایین تختش دو زانو نشاندند . دانستم که پیوسته از ایران نامه ها به او می رسد . سپاهی عظیم از روم وچین بر او جمع شدند. اگر لحظه ای بیشتر درنگ کنی او جنگ را شروع می کند و اگر سپاهش به ایران برود چه کسی قادر خواهد بود جلوی او را بگیرد.
افراسیاب آنچنان خشمگین شد که به گریسوز پاسخ نداد و فرمود تا سران سپاه را جمع کنند . آنچه را که گریسوز گفته بود به ایشان گفت و گفتار گریسوز بدکش درختی از کینه ساخت که تا قرن ها باز مرگ و خون برای مردم دو سرزمین به بار آورد .
چون گریسوز برفت سیاوش با تنی لرزان و چهره ای زرد نزد فرنگیس آمد.
فرنگیس گفت که ای گو شیر چنگ
چه بودت که دیگر شدستی برنگ
چنین داد پاسخ که ای خوبروی
به توران زمین شد مرا آب روی
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بهشت_قالیباف_یا_جهنم_نجفی؟!!
#سام_محمودی_سرابی
خبر با همهی کوتاهیاش، صدبرابر هولناک و هزار برابر حیرتانگیز بود: محمدعلی نجفی شهردار تهران، استعفا کرد! (کرده شد! یا…)
اگر دست از شیطنتهای خبرنویسی برداریم باید عنوان کنیم که اساسا هر چند استعفای نجفی به بهانههای مختلفی به شورای شهر تهران تسلیم شده اما شواهد امر از کارگر افتادن توپ و تشرهای سپاه و دادستانی بر این تصمیم مدیر کهنهکار تکنوکرات حکایت دارد. تصمیمی که چند روز پس از رقص قاسمآبادی* چند دختر هفت-هشتساله(که اساسا جشنی سنتی و بومی است و در استان گیلان و شالیزارهای آن که کوچک و بزرگ؛ مرد و زن؛ پیر و جوان به شکرانهی گذار از فصل زمستان به بهار و نوشدن طبیعت به پایکوبی میپردازند) گرفته شد تا مگر سپاه پاسداران به تهدیدها و دادستانی استان تهران به تحقیر او و کارهایش برای دمیدن روح نشاط در شهر مردهای چون تهران خاتمه دهد.
تصمیم محمدعلی نجفی، به رفتن از «خیابان بهشت» آنقدر شوکبرانگیز و حیرتآور بود که در ابتدای طرح استعفای شهردار تهران، خیلیها اعم از چند عضو شورای شهر تهران را به تکذیب واداشت. آنهم بعد از اینکه فقط هفتماه از حضور نجفی در این سمت میگذشت، اما میزان فشاری که سپاه، دادستانی و حتی مجموعههای تحت نظر بیت رهبری به شهردار تکنوکرات پایتخت آوردند آنقدر بود نجفی همه کارهایی که قرار بود انجام دهد به کناری نهد وامیدوار باشد تا شاید جانشین او در این سمت، کار نیمهتمام و گاه شروع نشدهی مدیر محبوب آیتالله هاشمی را انجام دهد. اما توگویی همانطور که آیتالله خامنهای با رفتارش ثابت کرد، برخلاف هاشمی، علاقه چندانی به مدیری چون نجفی ندارد. چراکه چندی بود که درخواست ملاقات شهردار با رهبری به تعویق میافتاد تا این بیاعتنایی و آن تهدید و تحقیر سپاه و دادستانی به مخالفت راس نظام و بخشهای اصلی حکومت، با نجفی تعبیر شود!
فراموش نباید کرد که از همان روزهای نخست طرح اسم مدیر تکنوکرات در شورای شهر پنجم که تقریبا تمام آنها درمورد قابلیتهای نجفی برای تصدی پست شهرداری تهران، متفقالقول بودند، زمزمههایی وجود داشت برای جلوگیری از ورود او به محدودهای که تا پیشاز آن محل جولان اصولگرایانی بود که دفعتا بههیچ اصولی پایبند نبودند.
شاید بتوان مدعی شد که دلیل اصلی گزک گرفتن این روزهای دو مرجع حقوقی تندرو (که بخاطر نزدیکی به مرکز ثقل حاکمیت عملا مورد حمایت قانون هستند) از حرکات موزون کودکانه چند دختربچه، نه بهخطر افتادن اسلام که احساس خطر آنها از حضور کسی است که رشا و ارتشا و اختلاس و زیروروکشی در قراردادهای کلان را نهتنها برنمیتابد که از بازگویی همه آنچه هست واهمهای ندارد.
طبیعیست «جهنم»ی که قالیباف پس از ۱۲ سال به نجفی تحویل داده بود با همهی ۵۲ هزار میلیارد تومان بدهیاش هنوز برای خیلیها آنقدر «بهشت» هست که بخواهند با خیلیها زد و بند کنند برای مسکوت گذاشتن بسیاری از مسائلی که طبیعی بود صدای نجفی را دربیاورد که آورد.
او ۲۴ دیماه گزارش صد روزه خودش را که بررسی عملکرد شهرداری در دوره قبل را هم شامل میشد به شورای شهر تهران ارایه داد و بر اساس گزارش نجفی، «واگذاری سلیقهای ۶۷۴ ملک» به اشخاص مختلف (که در پروندهای موسوم به املاک نجومی پیگیری شد)، استخدامهای بیرویه (که موجب شده به ازای هر ۱۰۰ پست، ۴۲۶ نفر در استخدام شهرداری تهران باشند)، تخلفات زیستمحیطی (از جمله تفکیککردن هوشمند تنها ۳ درصد زباله شهر تهران) و حفر ۳۲ حلقه چاه برای تامین آب، «هزینهکردن بودجه شهرداری در انتخابات ریاستجمهوری»، «استخدام ناگهانی ۱۳ هزار نفر در آستانه انتخابات» و «خیانت در صندوق ذخیره کارکنان شهرداری» و… تنها بخشی از تخلفات شهردار پیشین تهران محسوب میشوند.
قاعدتا تنها دوسه مورد از همه این موارد گزارش شده به شورای شهر کافیست تا سردار محمدباقر قالیباف در یک نظام قضایی عادل سالها مهمان زندان اوین شده انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ را (که گفته میشود مجددا قصد دارد درآن شرکت کند) از یکی از تلویزیونهای بندهای ۷یا۸ زندان اوین پیگیری کند. البته تاکنون رابطه بسیار خوب او با رهبر جمهوری اسلامی برایش آنقدر مصونیت قضایی ایجاد کرده که اتهاماتی چند ده برابر این موارد نیز نمیتواند قالیباف را نگران کند.
باری درصورت نهایی شدن استعفای شهردار تهران باید دوران محمدعلی نجفی را (که بخاطر رفتار فراجناحیاش در کنار نگذاشتن مدیران دوره قالیباف حتی صدای همفکرانش را نیز درآورد) کوتاهترین دوره مدیریت بر تهران دانست. دورهای که حتی از دوره ۱۰ ماهه حضور محمدحسین ملکمدنی در ساختمان محبوب خیابان بهشت نیز کوتاهتر بود.
👈🏻لینک مستقیم گزارش: https://goo.gl/5XMeFH
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بهشت_قالیباف_یا_جهنم_نجفی؟!!
#سام_محمودی_سرابی
خبر با همهی کوتاهیاش، صدبرابر هولناک و هزار برابر حیرتانگیز بود: محمدعلی نجفی شهردار تهران، استعفا کرد! (کرده شد! یا…)
اگر دست از شیطنتهای خبرنویسی برداریم باید عنوان کنیم که اساسا هر چند استعفای نجفی به بهانههای مختلفی به شورای شهر تهران تسلیم شده اما شواهد امر از کارگر افتادن توپ و تشرهای سپاه و دادستانی بر این تصمیم مدیر کهنهکار تکنوکرات حکایت دارد. تصمیمی که چند روز پس از رقص قاسمآبادی* چند دختر هفت-هشتساله(که اساسا جشنی سنتی و بومی است و در استان گیلان و شالیزارهای آن که کوچک و بزرگ؛ مرد و زن؛ پیر و جوان به شکرانهی گذار از فصل زمستان به بهار و نوشدن طبیعت به پایکوبی میپردازند) گرفته شد تا مگر سپاه پاسداران به تهدیدها و دادستانی استان تهران به تحقیر او و کارهایش برای دمیدن روح نشاط در شهر مردهای چون تهران خاتمه دهد.
تصمیم محمدعلی نجفی، به رفتن از «خیابان بهشت» آنقدر شوکبرانگیز و حیرتآور بود که در ابتدای طرح استعفای شهردار تهران، خیلیها اعم از چند عضو شورای شهر تهران را به تکذیب واداشت. آنهم بعد از اینکه فقط هفتماه از حضور نجفی در این سمت میگذشت، اما میزان فشاری که سپاه، دادستانی و حتی مجموعههای تحت نظر بیت رهبری به شهردار تکنوکرات پایتخت آوردند آنقدر بود نجفی همه کارهایی که قرار بود انجام دهد به کناری نهد وامیدوار باشد تا شاید جانشین او در این سمت، کار نیمهتمام و گاه شروع نشدهی مدیر محبوب آیتالله هاشمی را انجام دهد. اما توگویی همانطور که آیتالله خامنهای با رفتارش ثابت کرد، برخلاف هاشمی، علاقه چندانی به مدیری چون نجفی ندارد. چراکه چندی بود که درخواست ملاقات شهردار با رهبری به تعویق میافتاد تا این بیاعتنایی و آن تهدید و تحقیر سپاه و دادستانی به مخالفت راس نظام و بخشهای اصلی حکومت، با نجفی تعبیر شود!
فراموش نباید کرد که از همان روزهای نخست طرح اسم مدیر تکنوکرات در شورای شهر پنجم که تقریبا تمام آنها درمورد قابلیتهای نجفی برای تصدی پست شهرداری تهران، متفقالقول بودند، زمزمههایی وجود داشت برای جلوگیری از ورود او به محدودهای که تا پیشاز آن محل جولان اصولگرایانی بود که دفعتا بههیچ اصولی پایبند نبودند.
شاید بتوان مدعی شد که دلیل اصلی گزک گرفتن این روزهای دو مرجع حقوقی تندرو (که بخاطر نزدیکی به مرکز ثقل حاکمیت عملا مورد حمایت قانون هستند) از حرکات موزون کودکانه چند دختربچه، نه بهخطر افتادن اسلام که احساس خطر آنها از حضور کسی است که رشا و ارتشا و اختلاس و زیروروکشی در قراردادهای کلان را نهتنها برنمیتابد که از بازگویی همه آنچه هست واهمهای ندارد.
طبیعیست «جهنم»ی که قالیباف پس از ۱۲ سال به نجفی تحویل داده بود با همهی ۵۲ هزار میلیارد تومان بدهیاش هنوز برای خیلیها آنقدر «بهشت» هست که بخواهند با خیلیها زد و بند کنند برای مسکوت گذاشتن بسیاری از مسائلی که طبیعی بود صدای نجفی را دربیاورد که آورد.
او ۲۴ دیماه گزارش صد روزه خودش را که بررسی عملکرد شهرداری در دوره قبل را هم شامل میشد به شورای شهر تهران ارایه داد و بر اساس گزارش نجفی، «واگذاری سلیقهای ۶۷۴ ملک» به اشخاص مختلف (که در پروندهای موسوم به املاک نجومی پیگیری شد)، استخدامهای بیرویه (که موجب شده به ازای هر ۱۰۰ پست، ۴۲۶ نفر در استخدام شهرداری تهران باشند)، تخلفات زیستمحیطی (از جمله تفکیککردن هوشمند تنها ۳ درصد زباله شهر تهران) و حفر ۳۲ حلقه چاه برای تامین آب، «هزینهکردن بودجه شهرداری در انتخابات ریاستجمهوری»، «استخدام ناگهانی ۱۳ هزار نفر در آستانه انتخابات» و «خیانت در صندوق ذخیره کارکنان شهرداری» و… تنها بخشی از تخلفات شهردار پیشین تهران محسوب میشوند.
قاعدتا تنها دوسه مورد از همه این موارد گزارش شده به شورای شهر کافیست تا سردار محمدباقر قالیباف در یک نظام قضایی عادل سالها مهمان زندان اوین شده انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ را (که گفته میشود مجددا قصد دارد درآن شرکت کند) از یکی از تلویزیونهای بندهای ۷یا۸ زندان اوین پیگیری کند. البته تاکنون رابطه بسیار خوب او با رهبر جمهوری اسلامی برایش آنقدر مصونیت قضایی ایجاد کرده که اتهاماتی چند ده برابر این موارد نیز نمیتواند قالیباف را نگران کند.
باری درصورت نهایی شدن استعفای شهردار تهران باید دوران محمدعلی نجفی را (که بخاطر رفتار فراجناحیاش در کنار نگذاشتن مدیران دوره قالیباف حتی صدای همفکرانش را نیز درآورد) کوتاهترین دوره مدیریت بر تهران دانست. دورهای که حتی از دوره ۱۰ ماهه حضور محمدحسین ملکمدنی در ساختمان محبوب خیابان بهشت نیز کوتاهتر بود.
👈🏻لینک مستقیم گزارش: https://goo.gl/5XMeFH
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فاجعه ای بنام بحران آب!
اخیرا بنیامین نتانیاهو در اجلاس "ایپک" در آمریکا سخنرانی می کرد و اولین چیزی که درباره ویژگی برتر اسرائیل می گفت چه بود؟ تسلیحات نظامی اش؟گنبد آهنین اش، موسادش یا ...؟
هیچ کدام!
او درباره قدرت اسرائیل در عرصه "آب" سخن می گفت...
نتانیاهو گفت؛ ۹۰درصد آب مصرفی در اسرائیل بازیافت می شود و این بالاترین رقم در سراسر جهان است.
او همچنین از فناوری های مرتبط با کشاورزی سخن گفت که می تواند مصرف آب کشاورزی را مدیریت کند.
سرزمین اشغالی فلسطین، از کم آب ترین مناطق خاورمیانه به شمار می رود؛
رژیم اسرائیل که همواره مسائل امنیتی در آن حرف اول را می زند ولی حاکمان اشغالگر، در دهه های گذشته نه تنها مباحث امنیتی را دلیلی بر عدم توجه شان به آب قلمداد نکردند بلکه خود آب را محوری ترین مسأله امنیتی دانسته و برایش برنامه ریزی کرده اند.
نتانیاهو، بر خلاف همه دروغ ها و دغل هایش، درباره آب راست گفته است؛ اسرائیل در جهان به مدیریت منابع آب به ویژه در عرصه "بازیافت و تصفیه آب" شهره است به طوری که رتبه نخست جهان در زمینه بازیافت آب های مصرف شده را دارد و بعد از آن، اسپانیا و آلمان قرار دارند.
آنچه روز جمعه، ۱۸ اسفند ۹۶ در استان اصفهان رخ داد، هشداری بسیار جدی بود. صدها کشاورز با پلیس درگیر شدند تا مانع انتقال آب از اصفهان به یزد شوند و در نهایت هم موفق شدند با ایجاد اختلال در برق سامانه آبرسانی، انتقال آب به یزد را برای چند ساعت مختل کنند.
از آن طرف نیز خوزستانی ها هر از گاهی تجمعات اعتراض آمیز علیه انتقال آب کارون به استان های مرکزی از جمله اصفهان برگزار می کنند. اوضاع در سایر نقاط کشور نیز چندان مساعد نیست و دشت های برداشت ممنوع تقریباً همه کشور را فرا گرفته اند.
مدیریت آب کشور باید متمرکز، عالمانه و آمرانه باشد؛ آب کم (که کمتر می شود) و تقاضای زیاد (که زیادتر می شود)، این را می طلبد. نمی شود که نمایندگان فلان استان کم آب برای جلب نظر رأی دهندگان، امتیاز مجتمع های صنعتی که نیاز به آب فراوان دارند برای استان خود بگیرند ولی در واقع یک نقطه بحران زا در استان بیافرینند که برای دهه ها آب منطقه را می بلعد و نهایتاً کار به انتقال آب می کشد و ... .
صنایع فولاد و خودروسازی از جمله آب بر ترین صنایع هستند ولی به جای آن که در حاشیه آب های خلیج فارس و عمان تأسیس شوند، در کنار شهرهای کویری و کم آبی مانند اصفهان و کاشان راه اندازی شده اند. چرا در برخی مناطق کم آب ایران مانند سیستان و بلوچستان و اصفهان، برنج کاری می کنند که آب بر ترین محصول کشاورزی است؟!
در کشاورزی نیز که بیشترین آب مصرفی کشور را به خود اختصاص داده است، هنوز هم روش های سنتی و باستانی آبیاری(غرقابی) حرف اول را می زند!
آب، بی تردید اولین مسأله کشور است اما جامعه ما درگیر امور فرعی، سیاسی و حاشیه ای است!
به راستی در سخنرانی های مسؤولان، نطق ها و مصوبات مجلس، برنامه های دولت و گفت و گوهای مردم چقدر به آب بهاد داده می شود؟! تقریبا هیچ!
از اسرائیل گرفته تا کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، برنامه های جدی برای مدیریت منابع آب دارند: شیرین سازی آب دریا، مدرنیزه کردن کشاورزی و تغییر الگوی کشت، تصفیه آب های مصرفی و بازیافت فاضلاب، نوسازی شبکه های انتقال آب و ... اما در ایران برغم تمام هشدارها، مسأله آب جدی گرفته نمی شود!!!
کار بدانجا می رسد که مردم یک شهر کشور علیه انتقال آب به شهر دیگر کشورمان با پلیس زد و خورد می کنند!!
آنچه در استان اصفهان اتفاق افتاد، چیزی فراتر از یک هشدار آبی بود؛ فقط کافیست اندکی به این بیندیشیم که همبن مردم روزگاری برای دفاع از کشور، همسنگر هم بودند و در حق هم چه ایثارها و جانفشانی ها که نمی کردند ولی اکنون کار به جایی رسیده که همین مردم برای بستن آب بر روی یکدیگر درگیر می شوند!
دردمندانه باید گفت مسأله آب از "بحران" گذشته است و با توجه به تبعاتی که به بار می آورد -و البته آورده است- باید سراغ تعبیر "فاجعه" رفت.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فاجعه ای بنام بحران آب!
اخیرا بنیامین نتانیاهو در اجلاس "ایپک" در آمریکا سخنرانی می کرد و اولین چیزی که درباره ویژگی برتر اسرائیل می گفت چه بود؟ تسلیحات نظامی اش؟گنبد آهنین اش، موسادش یا ...؟
هیچ کدام!
او درباره قدرت اسرائیل در عرصه "آب" سخن می گفت...
نتانیاهو گفت؛ ۹۰درصد آب مصرفی در اسرائیل بازیافت می شود و این بالاترین رقم در سراسر جهان است.
او همچنین از فناوری های مرتبط با کشاورزی سخن گفت که می تواند مصرف آب کشاورزی را مدیریت کند.
سرزمین اشغالی فلسطین، از کم آب ترین مناطق خاورمیانه به شمار می رود؛
رژیم اسرائیل که همواره مسائل امنیتی در آن حرف اول را می زند ولی حاکمان اشغالگر، در دهه های گذشته نه تنها مباحث امنیتی را دلیلی بر عدم توجه شان به آب قلمداد نکردند بلکه خود آب را محوری ترین مسأله امنیتی دانسته و برایش برنامه ریزی کرده اند.
نتانیاهو، بر خلاف همه دروغ ها و دغل هایش، درباره آب راست گفته است؛ اسرائیل در جهان به مدیریت منابع آب به ویژه در عرصه "بازیافت و تصفیه آب" شهره است به طوری که رتبه نخست جهان در زمینه بازیافت آب های مصرف شده را دارد و بعد از آن، اسپانیا و آلمان قرار دارند.
آنچه روز جمعه، ۱۸ اسفند ۹۶ در استان اصفهان رخ داد، هشداری بسیار جدی بود. صدها کشاورز با پلیس درگیر شدند تا مانع انتقال آب از اصفهان به یزد شوند و در نهایت هم موفق شدند با ایجاد اختلال در برق سامانه آبرسانی، انتقال آب به یزد را برای چند ساعت مختل کنند.
از آن طرف نیز خوزستانی ها هر از گاهی تجمعات اعتراض آمیز علیه انتقال آب کارون به استان های مرکزی از جمله اصفهان برگزار می کنند. اوضاع در سایر نقاط کشور نیز چندان مساعد نیست و دشت های برداشت ممنوع تقریباً همه کشور را فرا گرفته اند.
مدیریت آب کشور باید متمرکز، عالمانه و آمرانه باشد؛ آب کم (که کمتر می شود) و تقاضای زیاد (که زیادتر می شود)، این را می طلبد. نمی شود که نمایندگان فلان استان کم آب برای جلب نظر رأی دهندگان، امتیاز مجتمع های صنعتی که نیاز به آب فراوان دارند برای استان خود بگیرند ولی در واقع یک نقطه بحران زا در استان بیافرینند که برای دهه ها آب منطقه را می بلعد و نهایتاً کار به انتقال آب می کشد و ... .
صنایع فولاد و خودروسازی از جمله آب بر ترین صنایع هستند ولی به جای آن که در حاشیه آب های خلیج فارس و عمان تأسیس شوند، در کنار شهرهای کویری و کم آبی مانند اصفهان و کاشان راه اندازی شده اند. چرا در برخی مناطق کم آب ایران مانند سیستان و بلوچستان و اصفهان، برنج کاری می کنند که آب بر ترین محصول کشاورزی است؟!
در کشاورزی نیز که بیشترین آب مصرفی کشور را به خود اختصاص داده است، هنوز هم روش های سنتی و باستانی آبیاری(غرقابی) حرف اول را می زند!
آب، بی تردید اولین مسأله کشور است اما جامعه ما درگیر امور فرعی، سیاسی و حاشیه ای است!
به راستی در سخنرانی های مسؤولان، نطق ها و مصوبات مجلس، برنامه های دولت و گفت و گوهای مردم چقدر به آب بهاد داده می شود؟! تقریبا هیچ!
از اسرائیل گرفته تا کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، برنامه های جدی برای مدیریت منابع آب دارند: شیرین سازی آب دریا، مدرنیزه کردن کشاورزی و تغییر الگوی کشت، تصفیه آب های مصرفی و بازیافت فاضلاب، نوسازی شبکه های انتقال آب و ... اما در ایران برغم تمام هشدارها، مسأله آب جدی گرفته نمی شود!!!
کار بدانجا می رسد که مردم یک شهر کشور علیه انتقال آب به شهر دیگر کشورمان با پلیس زد و خورد می کنند!!
آنچه در استان اصفهان اتفاق افتاد، چیزی فراتر از یک هشدار آبی بود؛ فقط کافیست اندکی به این بیندیشیم که همبن مردم روزگاری برای دفاع از کشور، همسنگر هم بودند و در حق هم چه ایثارها و جانفشانی ها که نمی کردند ولی اکنون کار به جایی رسیده که همین مردم برای بستن آب بر روی یکدیگر درگیر می شوند!
دردمندانه باید گفت مسأله آب از "بحران" گذشته است و با توجه به تبعاتی که به بار می آورد -و البته آورده است- باید سراغ تعبیر "فاجعه" رفت.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️