پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.2K photos
2.09K videos
84 files
983 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
مسئولان بی‌خیال و مردمانی که هر روز بیشتر از دیروز ناامید می‌شوند

#علی_برکت_الله
#اشیاء
#دستاورد
#مسئولان_بی_خیال

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، داستان و صفحه‌آرایی خلاقانه رسیده‌ایم به جایی که حسنی جا پای بهجت بگذارد و زن بدحجاب و مرد غیر حزب‌اللهی‌ را شبیه سگ و قاطر ببیند!

t.co/JMHUOfHfhq
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#مرز_انسان_اخلاقی و #انسان_وحشی

ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۷۴، ﻣﺎﺭﯾﻨﺎ ﺁﺑﺮﺍﻣﻮﻭﯾﭻ
 ﯾﮏ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻫﻨﺮﯼ ﺑﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻣﺪﺭﻥ ﺩﺍﺷﺖ: ﺍﻭ ﺍﻋﻼ‌ﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﯽ ﺍﺟﺮﺍﯼ ۶ ﺳﺎﻋﺘﻪ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﺷﯽﺀ ﺑﯽ ﺣﺮﮐﺖ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ.🔺
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ۷۲ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺁﺑﺮﺍﻣﻮﻭﯾﭻ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﺍﺳﺘﻮﺩﯾﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻫﻢ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ.ﺍﯾﻦ ﺍﺟﺮﺍ «ﺭﯾﺘﻢ ِ ﺻﻔﺮ» ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ.

▪️ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺯﯾﺮ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺭﺩ: ﺭﺍﻫﮑﺎﺭ: -۷۲ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻃﻮﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﯿﺪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻣﻦ ﺑﮑﺎﺭ ﺑﺒﺮﯾﺪ.
ﺗﻌﻬﺪ: - ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺕ ۶ ﺳﺎﻋﺖ ﺻﺮﻓﺎً ﯾﮏ ﺍﺑﮋﻩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺴﻮﻭﻟﯿﺖ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﻋﻮﺍﻗﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ. -۶ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺯ ۸ ﺷﺐ ﺗﺎ ۲ ﺻﺒﺢ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.
🔴 ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﻫﻢ ﺍﺩﻭﺍﺕ ﻟﺬﺕ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺮ، ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﻬﺎﯼ ﺍﺑﺮﯾﺸﻤﯽ، ﮔﻞ، ﺁﺏ ﻭ ... ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﻢ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﺷﮑﻨﺠﻪ: ﭼﺎﻗﻮ، ﺗﯿﻎ، ﺯﻧﺠﯿﺮ، ﺳﯿﻢ... ﻭ ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺍﺳﻠﺤﻪ ﯼ ﭘُﺮ! ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﮐﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺩﺭﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ. ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮔﻠﻬﺎ ﺁﺭﺍﺳﺖ. ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﯿﻢ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﯿﺊ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺴﺖ، ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻗﻠﻘﻠﮑﺶ ﺩﺍﺩ... ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺟﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻧﺪ! ﮐﻢ ﮐﻢ ﺯﻧﺠﯿﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﮑﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﺍﻭ ﺁﺏ ﭘﺎﺷﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﻭﺍﮐﻨﺸﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻧﻤﯽ‌ﺩﻫﺪ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻬﺎﺟﻤﯽ‌ﺗﺮ ﮔﺮﻓﺖ. ﻣﻨﺘﻘﺪ ﻫﻨﺮﯼ، ﺗﻮﻣﺎﺱ ﻣﮏ ﺍﻭﯾﻠﯽ، ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﭘﺮﻓﻮﺭﻣﻨﺲ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯽ‌ﺁﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻓﺘﻪ ﺭﻓﺘﻪ، ﺧﺸﻦ ﻭ ﺧﺸﻦ‌ﺗﺮ ﺷﺪ. «ﺍﻭﻟﺶ ﻣﻼ‌ﯾﻢ ﺑﻮﺩ، ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﭼﺮﺧﺎﻧﺪ، ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺯﻭﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ‌ ﺑﺮﺩ... ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﻧﻘﺎﻁ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺑﺪﻧﺶ ﺩﺳﺖ ﺯﺩ...» ﻣﺮﺩﯼ ﺟﻠﻮ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﯿﻎ ﺭﯾﺶ ﺗﺮﺍﺷﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮔﺮﺩﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺧﺎﺭﻫﺎﯼ ﮔﻞ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺷﮑﻢ ﺁﺑﺮﺍﻣﻮﻭﯾﭻ ﮐﺸﯿﺪ. ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺗﻔﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺑﺎﻻ‌ﯼ ﮔﯿﺠﮕﺎﻫﺶ ﺑﺮﺩ. ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻣﺪ ﺗﻔﻨﮓ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩ. ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭘﺮﻓﻮﺭﻣﻨﺲ ﺁﺑﺮﺍﻣﻮﻭﯾﭻ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﮔﺮﺍﯾﺶ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻣﻬﯿﺎ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪ ﭼﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺳﺮﻋﺘﯽ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ.⚠️
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﺎﻥ ۶ ﺳﺎﻋﺖ ﭘﺮﻓﻮﺭﻣﻨﺲ، ﺁﺑﺮﺍﻣﻮﻭﯾﭻ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻦ ﺍﺳﺘﻮﺩﯾﻮ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺩﺳﺘﯿﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﮔﺬﺷﺖ. ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﻭ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻫﻢ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻋﺎﺩﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺍﺻﻼ‌ً ﺍﺯ ﺧﺸﻮﻧﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﻣﯽ ﭘﯿﺶ ﺑﻪ ﺧﺮﺝ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺁﺯﺍﺭ ﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺷﺎﻥ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ. ﺍﯾﻦ ﺍﺛﺮ ﻧﮑﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﻫﺸﺘﻨﺎﮎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﺸﺮ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ. ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎﺷﺪ، ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻭ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺁﺳﺎﻧﯽ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻨﻮﻉ ﺧﻮﺩ ﺁﺳﯿﺐ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ، ﺑﻪ ﭼﻪ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﻓﺎﻉ ﻧﻤﯽ‌ﮐﻨﺪ ﯾﺎ ﻧﻤﯽ‌ﺟﻨﮕﺪ ﺑﻬﺮﻩ‌ﮐﺸﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﺴﺘﺮﺵ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ «ﻧﺮﻣﺎﻝ» ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺑﺮﻫﻢ ﺯﺩﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ ﺣﻘﯿﻘﺘﺎً ﻭﺣﺸﯽ ﻭ ﺧﺸﻦ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﻧﺪ.
ﻣﺎﺭﯾﻨﺎ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺍﻋﻼ‌ﻡ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺑﻪ ﻫﺘﻞ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﻋﺮﺽ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺳﻔﯿﺪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻋﺪﻡ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺍﻭ ﭼﻨﯿﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ‌ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺗﺤﻤﯿﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ.⚠️

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

در روز شنبه ۲۸ امرداد سال ۲۵۳۱ (۱۳۵۱) تروریستی به نام "احمد زیبرم" کشته شد.
او که از اعضای سازمان چریکها فدایی خلق وهمچین شبکه تروریستی سیاهکل بود، همانند دیگر همقطارانش برای "رهایی" خلق می جنگید و برای این کار از لت و پار کردن و کشتنشان هم البته غافل نبود.

در گزارش روزنامه وقت می خوانیم که در هنگام فرار هم یک مأمور پلیس را با گلوله مجروح می کند و هم میکاییل خواربار فروش را می کشد، سابقه بانکزنی هم که داشت و در خورجینش هم یک بمب ساعتی پیدا می کنند. هر "خلقی" هم که در برابرش سبز می شود را با هفت تیر تهدید می کند.
این "آزادی خواهان آزادی خوار" را "روشنفکران وقت" تقدیس می کردند. شاملو برای این موجود روانپریش خطرناک شعر سرود که " چه فروتنانه بر درگاهِ نجابت به خاک می‌شکند..." و مسعود خان کیمیایی که که فیلمهایش در تحکیم و ترویج لمپنیسم در سینما و فرهنگ ایران بی رقیب است فیلم خوش ساخت و گیرای "گوزنها" را بر مبنای شخصیت احمد زبیرم ساخت و عجیب این که فاجعه تروریستی سینما رکس آبادان هم در ۲۸ امرداد اتفاق افتاد و در حین نمایش این فیلم. لازم به یادآوری است که تا پیش از حادثه یازدهم سپتامبر، فاجعه سینما رکس از نظر تعداد قربانی در یک حرکت تروریستی، در جهان رکورددار بود.
زیبرم درهنگام درگیری و کشته شدن، گریم کرده بود که سخت شبیه به شخصیت "قدرت" در فیلم گوزنها با بازی فرامرز قریبیان است.
جالب این است که علیرغم ادّعاهای "رفقا" در دستگیر شدن این جماعت که حکومت وقت "خرابکار" می نامید مردم بسیار نقش داشتند. تروریستهای سیاهکل را که روستاییان دستگیر کردند و بعدها "اشرف دهقانی" در کتابش نوشت که چریک باید قاطع باشد و از آنجا که "خلق" هنوز سواد و شعور ندارد که طرفدار ما باشد در مواقع ضروری باید بدون راه دادن تردید به خود هر کس که سر راهش است را از میان بردارد.


کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه

@flith
( ahaang.com )
Homayoun Shajarian
🎤#همایون_شجریان


بگردید ، بگردید ، درین خانه بگردید
درین خانه غریبید ، غریبانه بگردید

یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود
جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith


داستان واقعی جوان نابغه ای که خودکشی کرد.

نوشته‌ای از دکتر نادر گرامیان:
قرار نیست ما در درس سیاست از ترامپ شیردل و پوتین‌ مارشال بنویسیم.....
گاهی خود شناسی، بهتر از دیگر شناسی است.
#رضاشاه ، مرد بزرگی بود. شاید دیگر تاریخ ایران، مردی به بزرگی و عظمت رضاشاه بخود نبیند.
او برای ساختن ایران نوین ۲۰ سال، چکمه از پای خود در نیاورد تا در آن زمان دِهِ ایران را يك کشور کرد....
او برای ایران، پل ساخت ، جاده احداث کرد ، راه‌آهن ساخت ، بیمارستان و دانشگاه ساخت ، دادگستری ساخت، وزارت دارائی ساخت ، شهربانی کلِ کشور را ساخت ، ناوِ بایندر را به آب‌ های خلیج‌ فارس انداخت. ....
اما رضا شاه، یک اشتباه بزرگ در تاریخ ایران کرد !... ولیعهدش را بجای اینکه در مدارس ايران و اطراف شاه عبدالعظیم، برای ادامه تحصیل بفرستد، به سوئیس اعزام کرد. یعنی‌ از دهِ تهران، به ژنو. آن‌هم در سنین نوجوانی، که شخصیت فرد، هنوز شکل نگرفته است .....
محمدرضاشاه، به سوئیس رفت. اما بعدها مشکلاتی برای خود و کشور، بوجود آورد که غیر قابل جبران بود.....

در سال ۱۳۵۲ استاد، دکتر بنی احمد، در سرِ کلاس انسان شناسی، ماجرائی را تعریف کرد که بی ربط به این بحث نیست.
او گفت: حدود ۲۰ سال پیش، یک نوجوان ۱۳ ساله را از شیراز به تهران اعزام کردند تا اساتید دانشگاه تهران، در مورد ادامه ی تحصیل او، نظر بدهند.
استاد ریاضی، فیزیک، فیزیک اتمی، هندسه و اجسام، و من هم دعوت شدم. این پسر، براستی نابغه بود .تمام فرمولهای ریاضی و جبر و هندسه را حفظ بود . تمام جذر و رادیکال اعداد را می‌دانست و در مغز خود، ضرب و تقسیم می‌کرد . این نوجوان، یک ساعت و نیم تست شد و قرار شد اساتید، در مورد ادامه ی رشته ی او نظر خود را به اداره ی علوم و آموزش عالی، بدهند، که همه ی اساتيد، رشته ی فیزیکِ اتمی را برای او انتخاب کردند. جلسه تمام شده بود و از من پرسیدند نظر شما چیست چرا سکوت کرده‌اید؟
من گفتم این نو جوان نابغه، نمی‌تواند ادامه ی تحصیل دهد و خودکشی می‌کند! همه تعجب كردند و علت را پرسیدند؟
گفتم در طول یک ساعت و نیم، او هرگز نخندید، فقط فرمول حل کرد. او زندگی نکرده است، فقط فرمول یاد گرفته است ....
این نوجوان، برای ادامه ی تحصیل، به فرانسه اعزام شد و ٣ سال گذشت . گاهی با اساتید دانشگاه او، در تماس بودم و همه می‌گفتند او نابغه است.
٣ سال بعد، نامه‌ای بدستم رسید و روبان مشکی در کنار نامه بود و نوشته بود:
دکترابراهیم بنی احمد؛ جامعه ی علمی دنیا، عزادار شد. هفته ی پیش، رسول وکیلی، دانشجوی مَقطعِ فوق‌ لیسانسِ دانشگاه سوربُنِ پاریس، در رشته فیزیکِ اتمی، بوسیله ی ملافه ی تختش، خود را حلق‌آویز کرد. به شما تسلیت می‌گویم.!!
پرفسورفلیپ دورستن، پاریس، سوربن. ميگويد: فرزندان خود را در سنین نوجوانی و بلوغ، از خود دور نکنید. صدمات عاطفی می‌خورند. آن‌ها ممكن است موفق شوند، اما انسان‌ های شادی نمی‌شوند.
انسان‌ها در زیر ۱۰ سال، می‌ترسند، و بعد از ۱۴ سال، فکر می‌کنند. در بین ۱۰ تا ۱۴ سال، نه می‌ترسند، و نه فکر می‌کنند.
#محمدرضاشاه ، در ۱۷ سالگی، برگشت و تمام وظایف خود را نسبت به کشورش انجام داد و پادشاه موفقی بود ولی‌ انسانِ شادی نبود.
در طول ٣٧ سال سلطنت ، عوض کردن ۲۱ نخست وزیر، از اشتباهات شاهِ فقید بود. او بعد از تولدِ ولیعهدِ ایران، سعی کرد شاد باشد، اما برای شادی او دیر شده بود.
او براستی یک سوئیسی بود. سوئیسی ها اهل مبارزه نیستند. آرام و موقرند. شاه همیشه آرام و موقر بود و زمانیکه باید در مقابل دشمنان خود می ایستاد، آرام و با وقار، از كشور رفت . او مبارزه و کشتن را درسوئیس، نیاموخته بود. سوئیسی ها جنگ نمی‌کنند، حتی با همديگر دعوا هم نمی‌کنند. سوئیسی ها دروغ نمی‌گویند. اهل فریب نیستند.💥
و ایران، تنها کشوری در خاورمیانه بود که یک پادشاهِ سوئیسی داشت...
او برای پادشاهی ایران، ٢٠٠ سال، زود بدنیا آمده بود.
#تاریخ

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان صد و بیست و شش
#اکوان_دیو

وقتی رستم بیدار شد اکوان دیو از او پرسید آرزویت چیست؟  ترا در خشکی بیاندازم یا دریا؟ رستم میدانست که هرچه بگوید دیو واژگونه عمل خواهد کرد. بنابراین پاسخ داد که دانای چین گفته :

که در آب هر کو بر آیدش هوش
به مینو روانش نبیند سروش

بکوهم بینداز تا ببر و شیر
ببینند چنگال مرد دلیر

اکوان دیو رستم را به دریا انداخت . رستم با دست چپ و پا شنا میکرد و با تیغ در دست راست نهنگان را که به او حمله میکردند از پا در می آورد تا به ساحل هامون رسید. خود را خشک کرد وبه سوی چشمه ای که آنجا خوابیده بود به امید پیدا کردن رخش رفت. ولی او را آنجا ندید. پیاده همی رفت تا به یک گله اسب در مرغزاری رسید. رخش در میان گله اسبان بود. گله داران که از اسبان افراسیاب نگهداری میکردند در خواب بودند. رستم زین بر رخش گذاشت که گله داران از صدای اسب ها بیدار شدند و به رستم حمله کردند ولی رستم دونفر از آنها را کشت و بقیه فرار کردند. در همین زمان بود که افراسیاب برای دیدن گله اسبان با نوازندگان و خوانندگان و چنگ ومی به آن دشت رسید .

منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
      به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ کنایه طنزنویس بی قانون به رحیم ‏پورازغدی:

- تاکنون چند جلد کتاب خوانده‌ای؟
+ قریب به ۷۰ هزار جلد
- وای استاد مگر می‌شود؟
+ جلد عزیزم! فقط جلدشان را مطالعه کن

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
‍ @flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


انور خوجه ، حاکم کمونیست آلبانی ، مبتلا به بیماری بیگانه‌هراسی بود. در طول دوران چهل ساله حکومتش بر کشور فقیر آلبانی ، مدام مردم را از حمله ارتش‌های متجاوز امپریالیستی می‌ترساند.

کار جنون خوجه به آنجا کشید که دستور داد هر خانواده ای برای خودش یک سنگر بتونی چهارنفره بسازد. مجموعا حدود یک میلیون سنگر بتونی با هزینه‌های گزاف در سراسر خاک کشور ساخته شد ، آن هم در کشوری که کل جمعیتش چهار پنج میلیون نفر بیشتر نبود.

آلبانی عملا دور خودش دیواری کشیده بود و عملا هیچ ارتباطی با جهان خارج نداشت. مردم این کشور تحت حکومت رهبر دیوانه اش به سومین کشور در جدول فقیرترین کشورهای جهان بدل شدند.

خوجه عاقبت مرد بدون اینکه هیچ سرباز خارجی ای پا در خاک آلبانی گذاشته باشد. اصولا نیازی هم به حمله خارجی نبود، دشمن اصلی خود خوجه بود که چنان بلایی به سر مردمش آورد که هیچ دشمن خارجی ای قادر به انجام آن نبود.

بقایای این سنگرهای بتونی هنوز در آلبانی دیده میشود. اگر میخواهید عمق جنون بیگانه هراسی انور خوجه را دریابید حتما این کتاب ها را بخوانید: "صحرای تاتارها " ، " انور خوجه ؛ مشت سرخ آهنین" ، و مجموعه کتابهای داستانی اسماعیل کاداره.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مرگ زمين در ايران؛ از استان همدان آغاز شد!

🔹 فروگودال شماره ٢٥ در استان همدان! به مساحت هزار متر مربع، به قطر ۶۰ متر و عمق ۴۰ متر در دشت کبودرآهنگ به وجود آمد.

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ایران خیلی ساله سوریه شده، حواسمون نیست... !!

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


▪️پیکر سوخته این پروانه ها را به اختلاسگران نان و ایمان مردم نشان دهید

✍ احسان محمدی

▪️چهار مرد امروز در میان آتش سوختند. در #مریوان، هنگام تلاش برای خاموش کردن آتشی که به جان جنگل افتاده بود.

▪️خیلی هایمان هیچوقت اسم شان را نشنیده بودیم. نه کسی به آنها مدال داده بود، نه مدعی #ژن_خوب بودند، نه به کسی گفتند اگر نمی توانید پول در بیاورید #بروید_بمیرید، نه جای مهر روی پیشانی شان را به دوربینی نشان دادند، نه از چفیه سو استفاده کردند... اما پسران راستین این سرزمین بودند.

▪️اگر لابلای کُنده های زغال شده، چیزی از پیکر سوخته این چهار مَرد مانده، نشان اختلاسگران، غارتگران ایمان و دزدان امید مردم بدهید.

▪️نشان آنها که فقط ادعای وطن پرستی دارند اما کاسب تحریم اند، نشان آنها که #داروها را انبار می کنند و از پرپر شدن بچه های بیمار روی دست پدرها و مادرهای ناامید شرم نمی کنند، نشان آنها که #دلار و #سکه انبار می کنند و می گویند گور بابای مملکت، آدم باید زرنگ باشه!

▪️تن های سوخته شان را نشان آنها بدهید که این کشور را لقمه چربی می دانند برای بلعیدن اما حاضر نیستند برای آبادی اش قدمی بردارند.

▪️این چهار نفر اما جان عزیزشان را فدای بلوط ها کردند، فدای درخت ها و بوته های این سرزمین، فدای طبیعت اش...

▪️ این چهار نفر شهیدان طبیعت ایران هستند. آنها نتوانستند تاب بیاورند و سوختن گوشه ای از سرزمین مادری شان را نظاره کنند... بر پیکر شما باید سجده کرد، پسران راستین ایرانِ در آتش.

1⃣ محمد پژوهی فرزند احمد
2⃣ رحمت حکیمی‌نیا فرزند امین
3⃣شریف باجور فرزند بایزید
4⃣ امید حسین‌زاده (کهنه‌پوشی) فرزند احمد


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زمین گندید،
آیا بر فرازِ آسمان کس نیست؟


#مهدی_اخوان_ثالث

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان صد و بیست و هفت
#اکوان_دیو

اسبان را در حال گریختن دید و چوپان پیر داستان رستم را برایش تعریف کرد. پس سپاهی به دنبال رستم فرستاد . رستم رستم شصت مرد دلاور از ایشان را با باریدن تیر کشت و بعد با گرز چهل نفر دیگر را کشت و چهار پیل سفید که از ایشان بود به غنیمت گرفت. سربازان فرار کردند . رستم گرز به دست دو فرسنگ به دنبال ایشان تاخت تا به کنار همان چشمه رسید که بار اول خفته بود. ناگهان اکوان دیو با او روبه رو شد. رستم فورا کمندی انداخت و تا اکوان خواست چاره کند رستم کمند را بهم پیچاند و با گرز به سر اکوان کوبید. پس از رخش فروجست و سرش را از تن جدا کرد.

تو مر دیو را مردم بدشناس
کسی کو ندارد زیزدان سپاس

هر آنکو گذشت از ره مردمی
زدیوان شمر مشمر از آدمی

رستم با سر بریده دیو بر پیل سوار شد و نزد کیخسرو رفت . کیخسرو یک هفته ایوان را بیاراست و با می و رود و رامشگران ،رستم داستان اکوان دیو را برایش تعریف کرد . بعد از دو هفته شادی رستم اجازه خواست نزد زال رفته و زود برگردد تا با پیل و گله دوباره به کین خواهی سیاوش بروند. شاه گوهر و گنج به رستم هدیه کرد و دو فرسنگ او را بدرقه کرد و رستم از آنجا روانه زابلستان شد.

منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
      به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#عشق_بورژوایی :

#آلن_بدیو می گوید درجامعه سرمایه داری ، #عشق نیز همانند سایر چیزها به #کالا تبدیل شده است و در بنگاه های #جفتیابی در قالب قراردادهای مطمئن و بیمه شده، معامله می شود. اما عشقی دروغین که ریسک پذیر نیست و خود را به دست شادی های نامنتظر و محاسبه شده و ماجراجویانه واگذار نمی کند.

به گفته او ، « در این رابطه های کذایی شخص به دنبال قراردادی است که او را در برابر ریسک بیمه کند. اما این عشق نیست. شما عشق را به پول نمی توانید بخرید. سکس را می شود خرید اما عشق را نه.»

آلن بدیو می گوید :« عشق عبارت از تفاهم و قرارداد دو آدم خودخواه نیست. عشق فرآیند بازساختن و باز آفریدن است که آنها را مجبور به فراتر رفتن از خودخواهی می نماید. برای این که عشق پایدار بماند، باید روی آن کار کرد و خود را هردم باز آفرید.»

#آلن_بدیو ( فیلسوف پست مدرنیسم )
#در_ستایش_عشق


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️