Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔴 جنگ نعمت است!
🔸از دانشجویان خود سوال کردم که چند نفر از شما حاضرید برای یک امر والا، مانند وطن، دین، عقیده و یا امثال اینها جانتان را فدا کنید؟ پاسخها بسیار امیدوارکننده بود و مرا به این نسل امیدوار کرد. از میان پنجاه و اندی نفر، تنها دو نفر حاضر بودند جان خود را فدا کنند؛ یک دانشجوی خانم برای عقیده و یک آقا برای همسرش.
🔸این روزها که سوال اساسی در حوزهی عمومی بر محور جنگ و احتمال درگیری نظامی با کشور آمریکا میچرخد، کرور کرور آدم دیدهام که نه تنها از احتمال جنگ و خرابیهای آن در هراس نیستند، که آن را مشتاقانه آرزو دارند و به انتظار نشستهاند. شما را نمیدانم اما شهروندانی که من دیده و با آنان همکلام شدهام، جنگ را گزینهای در خلاصشدن از وضعیت کنونی و پایان ساختاری میدانند که عقیده دارند حقشان را میخورد، نادیدهشان میگیرد و زندگی را بر آنان حرام کرده است.
🔸امروز سوال جامعهشناختی این نیست که آیا جنگ میشود یا نه، و اگر میشود پایان کار چیست؟ سوال جامعهشناختی این است که چه بر سر شهروندان آمده است که به "جنگ"، به مثابهی "نعمت" مینگرند و اساسا هر نوع پایان را بر استمرار شرایط کنونی ترجیح میدهند؟ سوالی که پاسخ آن از روز نیز روشنتر است و گواه بر اجتماعی است که ریشههای تعلق خود را یکی یکی بر باد رفته میبیند. بر بادرفته مانند عمرش، آرزوهایش، جوانی و آرمانهایش.
داروین صبوری
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔴 جنگ نعمت است!
🔸از دانشجویان خود سوال کردم که چند نفر از شما حاضرید برای یک امر والا، مانند وطن، دین، عقیده و یا امثال اینها جانتان را فدا کنید؟ پاسخها بسیار امیدوارکننده بود و مرا به این نسل امیدوار کرد. از میان پنجاه و اندی نفر، تنها دو نفر حاضر بودند جان خود را فدا کنند؛ یک دانشجوی خانم برای عقیده و یک آقا برای همسرش.
🔸این روزها که سوال اساسی در حوزهی عمومی بر محور جنگ و احتمال درگیری نظامی با کشور آمریکا میچرخد، کرور کرور آدم دیدهام که نه تنها از احتمال جنگ و خرابیهای آن در هراس نیستند، که آن را مشتاقانه آرزو دارند و به انتظار نشستهاند. شما را نمیدانم اما شهروندانی که من دیده و با آنان همکلام شدهام، جنگ را گزینهای در خلاصشدن از وضعیت کنونی و پایان ساختاری میدانند که عقیده دارند حقشان را میخورد، نادیدهشان میگیرد و زندگی را بر آنان حرام کرده است.
🔸امروز سوال جامعهشناختی این نیست که آیا جنگ میشود یا نه، و اگر میشود پایان کار چیست؟ سوال جامعهشناختی این است که چه بر سر شهروندان آمده است که به "جنگ"، به مثابهی "نعمت" مینگرند و اساسا هر نوع پایان را بر استمرار شرایط کنونی ترجیح میدهند؟ سوالی که پاسخ آن از روز نیز روشنتر است و گواه بر اجتماعی است که ریشههای تعلق خود را یکی یکی بر باد رفته میبیند. بر بادرفته مانند عمرش، آرزوهایش، جوانی و آرمانهایش.
داروین صبوری
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بیا تا جهان را، به بد نسپریم
به کوشش، همه دستِ نیکی بریم
نباشد همی، نیک و بد پایدار!
همان بِهْ که نیکی بوَد یادگار
همان گنج و دینار و کاخِ بلند
نخواهد بُدن، مر تو را سودمند
سَخُن مانَد از تو همی یادگار
سخن را چنین خوارمایه مدار
فریدونِ فرّخ فرشته نبود
ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت، آن نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی
ورا بُد جهان سالیان پنجصد
نیفکنْد یکروز بنیاد بد
جهان چون برو بر نمانْد ای پسر
تو نیز آز مپرست و اندُه مخور
📝 حکیم ابوالقاسم #فردوسی توسی
"سدهی چهارم هجری قمری"
📚 "شاهنامه"
25 اردیبهشت روز بزرگذاشت فردوسی گرامی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بیا تا جهان را، به بد نسپریم
به کوشش، همه دستِ نیکی بریم
نباشد همی، نیک و بد پایدار!
همان بِهْ که نیکی بوَد یادگار
همان گنج و دینار و کاخِ بلند
نخواهد بُدن، مر تو را سودمند
سَخُن مانَد از تو همی یادگار
سخن را چنین خوارمایه مدار
فریدونِ فرّخ فرشته نبود
ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت، آن نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی
ورا بُد جهان سالیان پنجصد
نیفکنْد یکروز بنیاد بد
جهان چون برو بر نمانْد ای پسر
تو نیز آز مپرست و اندُه مخور
📝 حکیم ابوالقاسم #فردوسی توسی
"سدهی چهارم هجری قمری"
📚 "شاهنامه"
25 اردیبهشت روز بزرگذاشت فردوسی گرامی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سری که بر تن ماست و در اختیار شما!
سهند ایرانمهر
آمریکا آمده بیخ گوش ما. با همه عِدّه و عُدّه . گرانی و بیکاری و فقر و فساد هم دستش را گذاشته روی گلوی مان. شیخ و شحنه شهرهم علی حده خرده فرمایشاتی برای قیام و قعودت دارند.
از گرانی بگویی، گوش ت را در این برهه حساس می پیچانند و از آمریکا بگویی و احتمال جنگ، می شوی " آتش بیار معرکه"،
می ماند اینکه بشینی و برای وطن بنالی و متجاوز را نفرین کنی که تازه آن هم در نگاه عده ای دیگر نشان مزدوری توست چون در نبود کاوه، اسکندری پیدا شده سوار بر سفینه نجات که دلش از تو بیشتر بر این مملکت می سوزد و باید برایش طاق نصرت بست!
در این – به قول حسین منزوی_ "کشاکش توفانی بهار و خزان" گویی تویی که باید با همه چیز بسازی.
تویی که باید سنگینی بار معیشت را قبول کنی. تویی که باید بار خاطر سیاستمداران و مدیرانی که بارها وبارها بی کفایتی شان، اثبات و جایگاهشان مستحکم و مطمئن تر شده است؛قبول کنی.
تویی که باید مراقب باشی تا آوازی یا ترنمی که اندکی از غمت کاسته است، عرش و فرش ایمان و شریعت را به هم نریزد و گرنه مگر از افزونی کیسه ها یا فربه گی شکم ها و دود شدن خان و خانمان مملکت به دست بالا نشینان، رخنه ای در ایمان می آید؟
مگر از خوار شدن خون و حراج آبرو رخنه ای در سد سدید معرفت و دین پدید می آید؟
تویی که باید مراقب باشی که قرار نشیمن زنان بر دو چرخه، سرین ملکوت و چرخ فلک را برهم نریزد و بهشت برین را از دسترس خارج نکند وگرنه با التفات ساق زور بر قلم نی مظلوم که چیزی در جایی نمی جنبد، تویی که باید مراقب باشی که سنگ آسیاب همه فشارها، دردها، کاستی ها و تلخی ها باشی اما آن سوتر کسانی با همه کبکبه و دبدبه -و مسئولیتی که باید بدان اعتنا کنند و نمی کنند - فارغ البال ، گوش بر صدای خلق ببندند و و کوچکترین صدا را تحمل نکنند.
اینها همه هیچ، دردناک تر از همه اینها، بایدهایی است که بی انکه از توان تو، از قوت و از آستانه تحملت بپرسند ، برتو الزام میکنند :
از باید چنین کنی ، باید چنان کنی،باید کوتاه بیایی،باید سکوت کنی، باید تمکین کنی ،باید اشکنه بخوری ،گرفته تا باید بجنگی وباید مقاومت کنی وباید بمیری....
گویی این سر که بر تن می کشی اش، نه سر که گلابی تازه رسیده است و فرمان چیدنش بر زبان همه جز خودت، سر، که نه ؛ جمجمه ملفوف در گوشت و مو و متاعی در بازار حراج قدرت که اگر گفتند "بزیر " به زیرش افکنی و وقتی گفتند:" به دار" ،" به دارش بدهی" و وقتی گفتند :"بباز"، ببازی اش.
احمدبنحسین همدانی معروف به « بدیع الزمان همدانی»( ادیب قرن چهارم، در کتاب «مقامات» ) چه موجز و شیرین گفت درد امروز ما را:
به فلان حمام رفتم و چون، در شدم؛ دلاکی از پی من بدوید و قطعه گِلی بر سر من چسبانید و برفت. من بماندم و در انتظار تا دیگری بیامد و مشتی چند بر گردن من زد و شروع کرد تا سر من بتراشد.
آن اول پیدا شد و گفت این سر را رها کن که از آن من است و من با گِل نشانش کردهام. آن دیگر، راضی نشد و جنگ برخاست. مشتی چند بر گردن یکدیگر و من زدند وآخر، حکومت پیش استاد حمامی بردند. نزاع بالا گرفت و مرا که گِل بر سر مالیده و نصف سر تیغ خورده بود به عنف پیش استاد حمامی بردند. استاد حمامی، مرا بگفت که این دو کس بر سر تو نزاع دارند راست بگو این سر از آن کیست؟
گفتم معلوم است که این سر من است. با همین سر حج گزارده ام و به عرفات شدهام .گفت ای ناکس فرومایه، معرفت متراش ! بگو سر از آن کیست؟
گفتم بالله که سرِ من است و هیچکس را در آن شریک نخواهم کرد. پس با غضب روی به یکی از ایشان کرد و گفت تا کی خصومت بر سر این احمق می کنید! فلسی از او بگیرید و بگذارید این سر بی مقدار را ببرد به جهنم!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سری که بر تن ماست و در اختیار شما!
سهند ایرانمهر
آمریکا آمده بیخ گوش ما. با همه عِدّه و عُدّه . گرانی و بیکاری و فقر و فساد هم دستش را گذاشته روی گلوی مان. شیخ و شحنه شهرهم علی حده خرده فرمایشاتی برای قیام و قعودت دارند.
از گرانی بگویی، گوش ت را در این برهه حساس می پیچانند و از آمریکا بگویی و احتمال جنگ، می شوی " آتش بیار معرکه"،
می ماند اینکه بشینی و برای وطن بنالی و متجاوز را نفرین کنی که تازه آن هم در نگاه عده ای دیگر نشان مزدوری توست چون در نبود کاوه، اسکندری پیدا شده سوار بر سفینه نجات که دلش از تو بیشتر بر این مملکت می سوزد و باید برایش طاق نصرت بست!
در این – به قول حسین منزوی_ "کشاکش توفانی بهار و خزان" گویی تویی که باید با همه چیز بسازی.
تویی که باید سنگینی بار معیشت را قبول کنی. تویی که باید بار خاطر سیاستمداران و مدیرانی که بارها وبارها بی کفایتی شان، اثبات و جایگاهشان مستحکم و مطمئن تر شده است؛قبول کنی.
تویی که باید مراقب باشی تا آوازی یا ترنمی که اندکی از غمت کاسته است، عرش و فرش ایمان و شریعت را به هم نریزد و گرنه مگر از افزونی کیسه ها یا فربه گی شکم ها و دود شدن خان و خانمان مملکت به دست بالا نشینان، رخنه ای در ایمان می آید؟
مگر از خوار شدن خون و حراج آبرو رخنه ای در سد سدید معرفت و دین پدید می آید؟
تویی که باید مراقب باشی که قرار نشیمن زنان بر دو چرخه، سرین ملکوت و چرخ فلک را برهم نریزد و بهشت برین را از دسترس خارج نکند وگرنه با التفات ساق زور بر قلم نی مظلوم که چیزی در جایی نمی جنبد، تویی که باید مراقب باشی که سنگ آسیاب همه فشارها، دردها، کاستی ها و تلخی ها باشی اما آن سوتر کسانی با همه کبکبه و دبدبه -و مسئولیتی که باید بدان اعتنا کنند و نمی کنند - فارغ البال ، گوش بر صدای خلق ببندند و و کوچکترین صدا را تحمل نکنند.
اینها همه هیچ، دردناک تر از همه اینها، بایدهایی است که بی انکه از توان تو، از قوت و از آستانه تحملت بپرسند ، برتو الزام میکنند :
از باید چنین کنی ، باید چنان کنی،باید کوتاه بیایی،باید سکوت کنی، باید تمکین کنی ،باید اشکنه بخوری ،گرفته تا باید بجنگی وباید مقاومت کنی وباید بمیری....
گویی این سر که بر تن می کشی اش، نه سر که گلابی تازه رسیده است و فرمان چیدنش بر زبان همه جز خودت، سر، که نه ؛ جمجمه ملفوف در گوشت و مو و متاعی در بازار حراج قدرت که اگر گفتند "بزیر " به زیرش افکنی و وقتی گفتند:" به دار" ،" به دارش بدهی" و وقتی گفتند :"بباز"، ببازی اش.
احمدبنحسین همدانی معروف به « بدیع الزمان همدانی»( ادیب قرن چهارم، در کتاب «مقامات» ) چه موجز و شیرین گفت درد امروز ما را:
به فلان حمام رفتم و چون، در شدم؛ دلاکی از پی من بدوید و قطعه گِلی بر سر من چسبانید و برفت. من بماندم و در انتظار تا دیگری بیامد و مشتی چند بر گردن من زد و شروع کرد تا سر من بتراشد.
آن اول پیدا شد و گفت این سر را رها کن که از آن من است و من با گِل نشانش کردهام. آن دیگر، راضی نشد و جنگ برخاست. مشتی چند بر گردن یکدیگر و من زدند وآخر، حکومت پیش استاد حمامی بردند. نزاع بالا گرفت و مرا که گِل بر سر مالیده و نصف سر تیغ خورده بود به عنف پیش استاد حمامی بردند. استاد حمامی، مرا بگفت که این دو کس بر سر تو نزاع دارند راست بگو این سر از آن کیست؟
گفتم معلوم است که این سر من است. با همین سر حج گزارده ام و به عرفات شدهام .گفت ای ناکس فرومایه، معرفت متراش ! بگو سر از آن کیست؟
گفتم بالله که سرِ من است و هیچکس را در آن شریک نخواهم کرد. پس با غضب روی به یکی از ایشان کرد و گفت تا کی خصومت بر سر این احمق می کنید! فلسی از او بگیرید و بگذارید این سر بی مقدار را ببرد به جهنم!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
معرفی کتاب #انسان_خردمند؛ تاریخ مختصر بشر
کتاب «انسان خردمند» روایتی تاریخی و علمی از پیدایش و تکامل انسان است. نویسنده با بررسی زیستشناسی و تاریخیِ انسان صدهزار سال پیش تا انسان امروزی، درک ما را از انسان و بشریت افزایش میدهد. دکتر یووال نوح هراری، دانشآموخته دانشگاه آکسفورد و استاد تاریخ جهان دانشگاه اورشلیم است و این کتاب را در سال ۲۰۱۴ منتشر کرد. انسان خردمند تاکنون به بیش از چهل زبانِ زنده دنیا ترجمه شده و یکی از پرفروشترین کتابهای نیویورکتایمز است.
نویسنده در این کتاب سیر تحول زیستی و فکری انسان را به چهار بخش تقسیم میکند: انقلاب شناختی که انسان خودش و پیرامونش را شناخت. انقلاب کشاورزی که بین ۸۵۰۰ تا ۹۵۰۰ سال پیش از میلاد رخ داد و انسان را یکجانشین کرد. بخش سوم در مورد وحدت بشر است، که نشان میدهد چطور به تدریج سازمانهای سیاسی تحکیم یافتند و به سمت یک امپراتوری جهانی حرکت کردند. در بخش چهارم کتاب، به موضوع انقلاب علمی میپردازد و اینکه چگونه این تحول باعث شد انسانها با نابودی بقیه گونهها خود را به سلطهگران این دنیا تبدیل کنند.
هفتادهزار سال پیش، «انسان خردمند» موجودی کماهمیت بود که بیش از جاندارن دیگر، تاثیری بر محیط نداشت. او میکوشید تنها حیات خود را در میان موجودات دیگر حفظ کند؛ اما براثر تحولات زیستی و تغییرات تطبیقی دیگر با محیط مانند کشف آتش، کار گروهی، ساختن ابزار و... به رأس هرم جانداران صعود کرد. ضرورت تطبیق سریع با محیطزیست، احساس ترس، حس غلبهجویی بر محیط و سایر موجودات، او را بسیار بیرحم، تهاجمی و خطرناک کرد و اکنون او خود را خدا و ارباب جهان میداند.
هراری در انتهای کتاب موضوع ادعای خدایی انسان را مطرح میکند و میگوید با این که انسان تا کنون کارهای شگفتانگیزی کرده است، همچنان ناخشنود و ناراضی است و نمیداند با این قدرتی که دارد چه کند. ما تبدیل به خدایان خودساختهای شدهایم که به دنبال چیزی جز آسایش و شادی خود نیستیم و تازه هرگز هم به رضایت خاطر نمیرسیم. آیا چیزی خطرناکتر از خدایانِ ناخشنود و ولنگار که نمیدانند چه میخواهند وجود دارد؟
این اثر برای تمامی پژوهشگران تاریخ و علاقهمندان به مباحث جدید تاریخ بشر نگاشته شده و البته برای تمام کسانی که میخواهند بدانند انسانها از کجا آمدند و آیندهشان چه خواهد شد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
معرفی کتاب #انسان_خردمند؛ تاریخ مختصر بشر
کتاب «انسان خردمند» روایتی تاریخی و علمی از پیدایش و تکامل انسان است. نویسنده با بررسی زیستشناسی و تاریخیِ انسان صدهزار سال پیش تا انسان امروزی، درک ما را از انسان و بشریت افزایش میدهد. دکتر یووال نوح هراری، دانشآموخته دانشگاه آکسفورد و استاد تاریخ جهان دانشگاه اورشلیم است و این کتاب را در سال ۲۰۱۴ منتشر کرد. انسان خردمند تاکنون به بیش از چهل زبانِ زنده دنیا ترجمه شده و یکی از پرفروشترین کتابهای نیویورکتایمز است.
نویسنده در این کتاب سیر تحول زیستی و فکری انسان را به چهار بخش تقسیم میکند: انقلاب شناختی که انسان خودش و پیرامونش را شناخت. انقلاب کشاورزی که بین ۸۵۰۰ تا ۹۵۰۰ سال پیش از میلاد رخ داد و انسان را یکجانشین کرد. بخش سوم در مورد وحدت بشر است، که نشان میدهد چطور به تدریج سازمانهای سیاسی تحکیم یافتند و به سمت یک امپراتوری جهانی حرکت کردند. در بخش چهارم کتاب، به موضوع انقلاب علمی میپردازد و اینکه چگونه این تحول باعث شد انسانها با نابودی بقیه گونهها خود را به سلطهگران این دنیا تبدیل کنند.
هفتادهزار سال پیش، «انسان خردمند» موجودی کماهمیت بود که بیش از جاندارن دیگر، تاثیری بر محیط نداشت. او میکوشید تنها حیات خود را در میان موجودات دیگر حفظ کند؛ اما براثر تحولات زیستی و تغییرات تطبیقی دیگر با محیط مانند کشف آتش، کار گروهی، ساختن ابزار و... به رأس هرم جانداران صعود کرد. ضرورت تطبیق سریع با محیطزیست، احساس ترس، حس غلبهجویی بر محیط و سایر موجودات، او را بسیار بیرحم، تهاجمی و خطرناک کرد و اکنون او خود را خدا و ارباب جهان میداند.
هراری در انتهای کتاب موضوع ادعای خدایی انسان را مطرح میکند و میگوید با این که انسان تا کنون کارهای شگفتانگیزی کرده است، همچنان ناخشنود و ناراضی است و نمیداند با این قدرتی که دارد چه کند. ما تبدیل به خدایان خودساختهای شدهایم که به دنبال چیزی جز آسایش و شادی خود نیستیم و تازه هرگز هم به رضایت خاطر نمیرسیم. آیا چیزی خطرناکتر از خدایانِ ناخشنود و ولنگار که نمیدانند چه میخواهند وجود دارد؟
این اثر برای تمامی پژوهشگران تاریخ و علاقهمندان به مباحث جدید تاریخ بشر نگاشته شده و البته برای تمام کسانی که میخواهند بدانند انسانها از کجا آمدند و آیندهشان چه خواهد شد.
`اخیرا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از لغو مجوز نشر کتابهای انسان خردمند و انسان خداگونه، نوشته یووال نوح هراری نویسنده اسرائیلی خبر داده است.@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
لوگوی گوگل به مناسبت تولد خیام 😍
گوگل به مناسبت روز_خیام امروز لوگوی خود را به این شاعر و ریاضیدان ایرانی اختصاص دادهاست. در ایران به خاطر دستاوردهای خیام در ریاضی، این روز را روز_ریاضیات نیز مینامند.
"هر كشورى و سرزمينى شكسپيرى دارد و شكسپير ايران، عمرخيام است"
👤ژنه_گوردون
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
گوگل به مناسبت روز_خیام امروز لوگوی خود را به این شاعر و ریاضیدان ایرانی اختصاص دادهاست. در ایران به خاطر دستاوردهای خیام در ریاضی، این روز را روز_ریاضیات نیز مینامند.
"هر كشورى و سرزمينى شكسپيرى دارد و شكسپير ايران، عمرخيام است"
👤ژنه_گوردون
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دکتر_محمود_سریعالقلم
میگویند چرا شهروندان ایرانی به این فکر افتادهاند که داراییهای خود را به ارز تبدیل کنند و در کشورهای همسایه مانند ترکیه و آذربایجان مستغلات بخرند ؟
آیا اماراتیها ، گرجستانیها و مردم ترکیه پول و سرمایه خود را به بانکهای ایرانی منتقل میکنند ؟
و پرسش اصلیتر اینکه چرا مسئولان گرجستان ویزا برای ایرانیها را لغو کردهاند تا زمینه برای سرمایهگذاری میلیاردی آنها را در کشور خود فراهم کنند ؟؟
این سوال و دهها سوال مشابه به اصول حکمرانی بر میگردد....
اگر شخصی روزی چهار پاکت سیگار مصرف کند و نیم کیلو چربی وارد بدن خود کند و با هر چای دوازده حبه قند بخورد نمیتواند وقتی در CCU بستری شد روزگار و اطرافیانش را سرزنش کند ...
حکمرانی هم مانند سلامتی جسم انسان اصول مشخصی دارد که اگر رعایت نشوند کارآمدی حکومت دچار اختلال میشود...
وقتی شهروندان یک کشور شب بخوابند و صبح متوجه شوند ۴٠%ارزش داراییهای آنها کاسته شده به طور طبیعی در پی چارهاندیشی خواهند بود !!
حکمرانی مانند پزشکی و معماری یک تخصص است و متونی در حد چند هزار کتاب دارد .....
آیا آمریکا میتواند در امور نروژ دخالت کند ؟
آیا آمریکا ، روسیه ، انگلستان ، آلمان و چین میتوانند نروژ هراسی به راه اندازند ؟
خیر نمیتوانند چون نروژ ثبات دارد و اولین شرط حکمرانی ایجاد ثبات و تأمین امنیت اقتصادی مدنی و اجتماعی برای شهروندان است...
تا زمانی که ایران رابطۀ خود با آمریکا را عادی نکند سیاست خارجیاش ، امنیتی و نظامی باقی خواهد ماند...
و تا زمانی که سیاست خارجی ایران امنیتی و نظامی باشد ادغام ایران در سیستم جهانی غیر ممکن خواهد بود و بدون ورود به سیستم جهانی نیز ایران نمیتواند از قابلیتها و پتانسیلهای بینظیر اقتصادی خود بهرهای ببرد..... .
در جنگ سردی که بین ایران و آمریکا در جریان است ما آسیب بسیار دیده و خواهیم دید پس عادی کردن رابطه با منافع ملی ایرانیان همسوتر است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دکتر_محمود_سریعالقلم
میگویند چرا شهروندان ایرانی به این فکر افتادهاند که داراییهای خود را به ارز تبدیل کنند و در کشورهای همسایه مانند ترکیه و آذربایجان مستغلات بخرند ؟
آیا اماراتیها ، گرجستانیها و مردم ترکیه پول و سرمایه خود را به بانکهای ایرانی منتقل میکنند ؟
و پرسش اصلیتر اینکه چرا مسئولان گرجستان ویزا برای ایرانیها را لغو کردهاند تا زمینه برای سرمایهگذاری میلیاردی آنها را در کشور خود فراهم کنند ؟؟
این سوال و دهها سوال مشابه به اصول حکمرانی بر میگردد....
اگر شخصی روزی چهار پاکت سیگار مصرف کند و نیم کیلو چربی وارد بدن خود کند و با هر چای دوازده حبه قند بخورد نمیتواند وقتی در CCU بستری شد روزگار و اطرافیانش را سرزنش کند ...
حکمرانی هم مانند سلامتی جسم انسان اصول مشخصی دارد که اگر رعایت نشوند کارآمدی حکومت دچار اختلال میشود...
وقتی شهروندان یک کشور شب بخوابند و صبح متوجه شوند ۴٠%ارزش داراییهای آنها کاسته شده به طور طبیعی در پی چارهاندیشی خواهند بود !!
حکمرانی مانند پزشکی و معماری یک تخصص است و متونی در حد چند هزار کتاب دارد .....
آیا آمریکا میتواند در امور نروژ دخالت کند ؟
آیا آمریکا ، روسیه ، انگلستان ، آلمان و چین میتوانند نروژ هراسی به راه اندازند ؟
خیر نمیتوانند چون نروژ ثبات دارد و اولین شرط حکمرانی ایجاد ثبات و تأمین امنیت اقتصادی مدنی و اجتماعی برای شهروندان است...
تا زمانی که ایران رابطۀ خود با آمریکا را عادی نکند سیاست خارجیاش ، امنیتی و نظامی باقی خواهد ماند...
و تا زمانی که سیاست خارجی ایران امنیتی و نظامی باشد ادغام ایران در سیستم جهانی غیر ممکن خواهد بود و بدون ورود به سیستم جهانی نیز ایران نمیتواند از قابلیتها و پتانسیلهای بینظیر اقتصادی خود بهرهای ببرد..... .
در جنگ سردی که بین ایران و آمریکا در جریان است ما آسیب بسیار دیده و خواهیم دید پس عادی کردن رابطه با منافع ملی ایرانیان همسوتر است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه (Dadvand)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قومی متفکرند در مذهب و دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از آن که بانگ آید روزی
کای بیخبران راه نه آنست و نه این
#حکیم_عمر_خیام
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قومی متفکرند در مذهب و دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از آن که بانگ آید روزی
کای بیخبران راه نه آنست و نه این
#حکیم_عمر_خیام
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه (Dadvand)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بیست و هشتم اردیبهشت
#عمر_خیام
ریاضی دان، اخترشناس ، فیلسوف و شاعر
#زندگینامه
خیام با نام کامل "غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری"در بیست و هشتم اردیبهشت سال 427 هجری شمسی در نیشابور زاده شد.
او فقه، را در نزد" امام موفق نیشابوری" آموخت، در برخی روایات نامعتبر خیام را شاگرد "ابو علی سینا "نیز می دادند، که با توجه به فاصله زمانی این دو چنین امری ممکن نیست، ولی خیام همیشه از نظر معنوی خود را شاگرد ابن سینا می دانست.
خیام در ریاضیات، ستاره شناسی، حکمت، فقه و تفسیر به درجه استادی رسید و به او لقب "حجة الحق "داده شد. او در سال 449 هجری قمری تحت سرپرستی و حمایت "ابوطاهر قاضی القضات سمرقندی "اولین کتاب خویش را تحت عنوان "رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله "به زبان عربی نگاشت ، که در مورد جبر و حل معادلات درجه سوم است، خیام اولین کسی است که نشان داد معادلات درجه سوم می توانند بیش از یک جواب داشته باشند و یا اصلا جوابی نداشته باشند.
خیام این کتاب را به دیگر ریاضی دان و وزیر سرشناس ایرانی "خواجه نظام الملک "تقدیم کرد، همین امر موجب دوستی این دو ریاضی دان و نزدیک شدن خیام به دربار "جلال الدین ملک شاه سلجوقی "شد، و به در خواست "خواجه نظام الملک "خیام برای بر عهده گرفتن ریاست رصدخانه اصفهان از نیشابور به اصفهان می رود.
او هجده سال در اصفهان زندگی می کند، و مهمترین اقدام او در این دوره تدوین تقویم هجری شمسی یا تقویم جلالی است که دقیق ترین تقویم در جهان است و میزان خطا آن در هر 10 هزار سال یک ثانیه است. خیام به احترام جلال الدین ملک شاه، این نام را برتقویم خویش می نهد.
با مرگ شاه و قتل خواجه نظام الملک موقعیت خیام هم در دربار متزلزل می شود و خیام اصفهان را ترک کرده و به سوی مرو می رود، زمان مرگ او به طور دقیق معلوم نیست و به احتمال زیاد در فاصله سال های 516 تا 520 هجری قمری در زادگاهش نیشابور چشم از جهان فرو بسته است .
جایگاه علمی خیام بسیار بالاتر از جایگاه ادبی اوست، هر چند که در حال حاضر همه او را بیشتر به عنوان رباعی سرای مشهوری می شناسند،اولین تحقیق علمی در مورد اصالت اشعار او توسط "صادق هدایت "صورت گرفته که او در دو کتاب به بررسی اشعار خیام می پردازد و در واقع تنها پنجاه و هفت رباعی به طور قطع متعلق به خیام است.
در سال 1857میلادی "ادوارد فیتزجرالد "انگلیسی ، با ترجمه اشعار خیام، سبب شهرت جهانی او به عنوان یک شاعر و فیلسوف شرقی می شود.
در ستاره شناسی هم یکی از گودال های سطح ماه و سیارکی به نام او نامگذاری شده است.
متن از لیلا دلارستاقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بیست و هشتم اردیبهشت
#عمر_خیام
ریاضی دان، اخترشناس ، فیلسوف و شاعر
#زندگینامه
خیام با نام کامل "غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری"در بیست و هشتم اردیبهشت سال 427 هجری شمسی در نیشابور زاده شد.
او فقه، را در نزد" امام موفق نیشابوری" آموخت، در برخی روایات نامعتبر خیام را شاگرد "ابو علی سینا "نیز می دادند، که با توجه به فاصله زمانی این دو چنین امری ممکن نیست، ولی خیام همیشه از نظر معنوی خود را شاگرد ابن سینا می دانست.
خیام در ریاضیات، ستاره شناسی، حکمت، فقه و تفسیر به درجه استادی رسید و به او لقب "حجة الحق "داده شد. او در سال 449 هجری قمری تحت سرپرستی و حمایت "ابوطاهر قاضی القضات سمرقندی "اولین کتاب خویش را تحت عنوان "رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله "به زبان عربی نگاشت ، که در مورد جبر و حل معادلات درجه سوم است، خیام اولین کسی است که نشان داد معادلات درجه سوم می توانند بیش از یک جواب داشته باشند و یا اصلا جوابی نداشته باشند.
خیام این کتاب را به دیگر ریاضی دان و وزیر سرشناس ایرانی "خواجه نظام الملک "تقدیم کرد، همین امر موجب دوستی این دو ریاضی دان و نزدیک شدن خیام به دربار "جلال الدین ملک شاه سلجوقی "شد، و به در خواست "خواجه نظام الملک "خیام برای بر عهده گرفتن ریاست رصدخانه اصفهان از نیشابور به اصفهان می رود.
او هجده سال در اصفهان زندگی می کند، و مهمترین اقدام او در این دوره تدوین تقویم هجری شمسی یا تقویم جلالی است که دقیق ترین تقویم در جهان است و میزان خطا آن در هر 10 هزار سال یک ثانیه است. خیام به احترام جلال الدین ملک شاه، این نام را برتقویم خویش می نهد.
با مرگ شاه و قتل خواجه نظام الملک موقعیت خیام هم در دربار متزلزل می شود و خیام اصفهان را ترک کرده و به سوی مرو می رود، زمان مرگ او به طور دقیق معلوم نیست و به احتمال زیاد در فاصله سال های 516 تا 520 هجری قمری در زادگاهش نیشابور چشم از جهان فرو بسته است .
جایگاه علمی خیام بسیار بالاتر از جایگاه ادبی اوست، هر چند که در حال حاضر همه او را بیشتر به عنوان رباعی سرای مشهوری می شناسند،اولین تحقیق علمی در مورد اصالت اشعار او توسط "صادق هدایت "صورت گرفته که او در دو کتاب به بررسی اشعار خیام می پردازد و در واقع تنها پنجاه و هفت رباعی به طور قطع متعلق به خیام است.
در سال 1857میلادی "ادوارد فیتزجرالد "انگلیسی ، با ترجمه اشعار خیام، سبب شهرت جهانی او به عنوان یک شاعر و فیلسوف شرقی می شود.
در ستاره شناسی هم یکی از گودال های سطح ماه و سیارکی به نام او نامگذاری شده است.
متن از لیلا دلارستاقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
"فیتزجرالد و خیام"
غوغای خیّام را در غرب ادوارد فیتزجرالد (1883-1809)
شاعر و نویسندۀ نامی انگلیس در قرن نوزده برانگیخت.
فیتزجرالد شاعری لطیف طبع و مشکل پسند
و پژوهنده ای پر تلاش و خردمند بود
و به فتوای جان کیتس (John Keats)
در کار هنر دل در سودای اثری داشت که
هرچه بیشتر به کمال محض نزدیک باشد
و دعایش مانند آنا ویکم، شاعر معاصر، آن بود که :
"خدایا به جای همۀ نعمتها مرا یک چیز کامل عطا کن".
داستان آشنایی فیتزجرالد با خیّام و ادب پارسی
در این مختصر نمی گنجد.
اما بی گمان فیتزجرالد در همین جستجوی کمال
وقتی به خیّام رسیده و از شراب سخن او مست شده
دریغش آمده است که صاحبدلان دیار خویش را
از این شراب بی نصیب گذارد.
اما چون جام سخن خیّام را برای مردم دیار و روزگار خویش
که در فضای فرهنگی دیگری پرورش یافته بودند مناسب نمی دید
آن شراب نیشابور را ابتدا در هفتاد و پنج
و نهایتاً در یکصد و چهار جام پرشکوه
از ذوق و فرهنگ عهد ویکتوریا
و آراسته به نقوش سنّت های دیرین ادبی مغرب زمین
بریخت و به بازار ادب آورد
اما به گفتۀ مولانا:
آن باده همان است اگر جام بَدَل شد
بنگر که چه خوش بر سر خَمّار برآمد
یک رباعی از خیّام با ترجمه فیتزجرالد
برای شاهد مثال در تمثیل باده و جام
از نظر می گذرد.
ای رفته به چوگان ِ قضا همچون گو
چپ می خور و راست میرو و هیچ مگو
کانکس که تو را فکند اندر تک و پو
او دانــد و او دانــد و او دانــد و او
خیّام
The Ball no question makes of Ayes and Noes,
But Right or Left as strikes the Player goes;
And He that tossed you down into the Field,
He knows about it all- He knows – He knows!
بر گرفته از مقدمه کتاب "رباعیات حکیم عمر خیّام"
به قلم حسین الهی قمشه اي
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
"فیتزجرالد و خیام"
غوغای خیّام را در غرب ادوارد فیتزجرالد (1883-1809)
شاعر و نویسندۀ نامی انگلیس در قرن نوزده برانگیخت.
فیتزجرالد شاعری لطیف طبع و مشکل پسند
و پژوهنده ای پر تلاش و خردمند بود
و به فتوای جان کیتس (John Keats)
در کار هنر دل در سودای اثری داشت که
هرچه بیشتر به کمال محض نزدیک باشد
و دعایش مانند آنا ویکم، شاعر معاصر، آن بود که :
"خدایا به جای همۀ نعمتها مرا یک چیز کامل عطا کن".
داستان آشنایی فیتزجرالد با خیّام و ادب پارسی
در این مختصر نمی گنجد.
اما بی گمان فیتزجرالد در همین جستجوی کمال
وقتی به خیّام رسیده و از شراب سخن او مست شده
دریغش آمده است که صاحبدلان دیار خویش را
از این شراب بی نصیب گذارد.
اما چون جام سخن خیّام را برای مردم دیار و روزگار خویش
که در فضای فرهنگی دیگری پرورش یافته بودند مناسب نمی دید
آن شراب نیشابور را ابتدا در هفتاد و پنج
و نهایتاً در یکصد و چهار جام پرشکوه
از ذوق و فرهنگ عهد ویکتوریا
و آراسته به نقوش سنّت های دیرین ادبی مغرب زمین
بریخت و به بازار ادب آورد
اما به گفتۀ مولانا:
آن باده همان است اگر جام بَدَل شد
بنگر که چه خوش بر سر خَمّار برآمد
یک رباعی از خیّام با ترجمه فیتزجرالد
برای شاهد مثال در تمثیل باده و جام
از نظر می گذرد.
ای رفته به چوگان ِ قضا همچون گو
چپ می خور و راست میرو و هیچ مگو
کانکس که تو را فکند اندر تک و پو
او دانــد و او دانــد و او دانــد و او
خیّام
The Ball no question makes of Ayes and Noes,
But Right or Left as strikes the Player goes;
And He that tossed you down into the Field,
He knows about it all- He knows – He knows!
بر گرفته از مقدمه کتاب "رباعیات حکیم عمر خیّام"
به قلم حسین الهی قمشه اي
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
شراب گس و تلخمزهی خیام هر چه کهنهتر میشود بر گیرندگیاش بیشتر میافزاید. به همین جهت ترانههای او در همه جای دنیا و در محیطهای گوناگون و بین نژادهای مختلف طرف توجه شده. هر کدام از افکار خیام را جداگانه میشود نزد شعرا و فلاسفهی بزرگ پیدا کرد. ولی رویهمرفته هیچکدام از آنها را نمیشود با خیام سنجید و خیام در سبک خودش از اغلب آنها جلو افتاده. قیافهی متین خیام او را بیش از همه چیز یک فیلسوف و شاعر بزرگ همدوش لوکرتیوس، اپیکور، گوته، شکسپیر و #شوپنهاور معرفی میکند.
#صادق_هدایت
#ترانه_های_خیام
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
شراب گس و تلخمزهی خیام هر چه کهنهتر میشود بر گیرندگیاش بیشتر میافزاید. به همین جهت ترانههای او در همه جای دنیا و در محیطهای گوناگون و بین نژادهای مختلف طرف توجه شده. هر کدام از افکار خیام را جداگانه میشود نزد شعرا و فلاسفهی بزرگ پیدا کرد. ولی رویهمرفته هیچکدام از آنها را نمیشود با خیام سنجید و خیام در سبک خودش از اغلب آنها جلو افتاده. قیافهی متین خیام او را بیش از همه چیز یک فیلسوف و شاعر بزرگ همدوش لوکرتیوس، اپیکور، گوته، شکسپیر و #شوپنهاور معرفی میکند.
#صادق_هدایت
#ترانه_های_خیام
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
تاثیر خیام بر ادبیات ،سینما و موسیقی جهان
بدون تردید عمر خیام شناخته شده ترین چهره ی ادبیات ایران در مغرب زمین است . اغراق نیست اگر بگوییم وی سهم قابل توجهی از این شهرت را مدیون ادوارد فیتزجرالد (Edward FitzGerald)، نویسنده، شاعر و مترجم بریتانیایی است که 150 سال پیش رباعیات خیام را به انگلیسی ترجمه کرد.
هرچند خود فیتزجرالد نیز معتقد بود، ترجمه ی او نمی تواند نشانگر عظمت کلام خیام باشد، قدرت ترجمه ی وی به حدی بالا بود که تاثیرش پس از 150 سال همچنان بر شاخه های مختلف هنر و ادبیات بریتانیا و دیگر کشورها پدیدار است.
جملات و اصطلاحاتی که فیتزجرالد در ترجمه ی رباعیات استفاده کرده بود، بعدها در نوشته های بسیاری از نویسندگان متاخر وی استفاده شد. از جمله در کتاب «قتل با انگشتان لرزان» اثر «آگاتا کریستی» رد پای ترجمه ی فیتزجرالد وجود دارد. داستانهای کوتاه «ویلیام سیدنی پورتر» (William Sydney Porter) که با نام O. Henry شهرت دارد نیز سرشار است از جملات ترجمه ی فیتزجرالد. در یکی از داستانهای پل مارلو (Paul Marlowe’s) نویسنده ی داستانهای علمی-تخیلی، یکی از شخصیتهای داستان تنها قادر است با ابیات خیام با دیگران صحبت کند.
عمر خیام بر موسیقی غرب نیز اثرگذار بوده است. «گرنویل بنتوک» (Granville Bantock) موسیقی دان بریتانیایی آلبوم عمر خیام را با الهام از اشعار وی، در اوایل قرن بیستم ساخت. الن هوهانس (Alan Hovhaness) موسیقیدان ارمنی نیز در کارهای خود از رباعیات خیام الهام گرفته است.
ادموند دولاک (Edmund Dulac) هنرمند فرانسوی بخشی از شهرتش را مدیون تصویرگری کتاب رباعیات خیام است.
محبوبیت رباعیات خیام در غرب به قدری زیاد است که نسخه های طنز رباعیات (Parody)، به تقلید از رباعیات وی سروده شده است. رباعیات یک گربه ی ایرانی، رباعیات یک اتوموبیل و رباعیات یک گلف باز از این جمله اند.
گستره ی تاثیر خیام بر هنر مغرب زمین محدود به ادبیات و موسیقی نبوده است. حتی هالیوود هم خیام را می شناسد.
در قسمتی از فیلم سینمایی «بیوفا» (Unfaithful) محصول سال 2002 به کارگردانی نویسنده و کارگردان مشهور هالیوود، «آدریان لین» (Adrian Lyne). در این صحنه شخصیت اول فیلم پس از این که رباعیات خیام را از قفسه ی کتابخانه برمی دارد، رباعی مشهور زیر را میخواند :
می نوش که عمر جاودانی این است
خود حاصلت از دور جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی ان است
البته استفاده از اشعار خیام در هالیوود به مدتها پیشتر برمی گردد. در فیلم وسترنی «دوئل زیر آفتاب» (Duel in the Sun) با بازی گریگوری پک، محصول سال 1946، یکی از رباعیات خیام نقل می شود. آخرین حضور خیام در صنعت سینما و تلویزیون آمریکا مربوط به سریال تلویزیونی «آمستردام جدید» (New Amsterdam) محصول سال 2008 شبکه ی فاکس نیوز است. در این سریال کتاب خیام کتاب مورد علاقه ی یکی از شخصیتهای داستان است.
⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith
تاثیر خیام بر ادبیات ،سینما و موسیقی جهان
بدون تردید عمر خیام شناخته شده ترین چهره ی ادبیات ایران در مغرب زمین است . اغراق نیست اگر بگوییم وی سهم قابل توجهی از این شهرت را مدیون ادوارد فیتزجرالد (Edward FitzGerald)، نویسنده، شاعر و مترجم بریتانیایی است که 150 سال پیش رباعیات خیام را به انگلیسی ترجمه کرد.
هرچند خود فیتزجرالد نیز معتقد بود، ترجمه ی او نمی تواند نشانگر عظمت کلام خیام باشد، قدرت ترجمه ی وی به حدی بالا بود که تاثیرش پس از 150 سال همچنان بر شاخه های مختلف هنر و ادبیات بریتانیا و دیگر کشورها پدیدار است.
جملات و اصطلاحاتی که فیتزجرالد در ترجمه ی رباعیات استفاده کرده بود، بعدها در نوشته های بسیاری از نویسندگان متاخر وی استفاده شد. از جمله در کتاب «قتل با انگشتان لرزان» اثر «آگاتا کریستی» رد پای ترجمه ی فیتزجرالد وجود دارد. داستانهای کوتاه «ویلیام سیدنی پورتر» (William Sydney Porter) که با نام O. Henry شهرت دارد نیز سرشار است از جملات ترجمه ی فیتزجرالد. در یکی از داستانهای پل مارلو (Paul Marlowe’s) نویسنده ی داستانهای علمی-تخیلی، یکی از شخصیتهای داستان تنها قادر است با ابیات خیام با دیگران صحبت کند.
عمر خیام بر موسیقی غرب نیز اثرگذار بوده است. «گرنویل بنتوک» (Granville Bantock) موسیقی دان بریتانیایی آلبوم عمر خیام را با الهام از اشعار وی، در اوایل قرن بیستم ساخت. الن هوهانس (Alan Hovhaness) موسیقیدان ارمنی نیز در کارهای خود از رباعیات خیام الهام گرفته است.
ادموند دولاک (Edmund Dulac) هنرمند فرانسوی بخشی از شهرتش را مدیون تصویرگری کتاب رباعیات خیام است.
محبوبیت رباعیات خیام در غرب به قدری زیاد است که نسخه های طنز رباعیات (Parody)، به تقلید از رباعیات وی سروده شده است. رباعیات یک گربه ی ایرانی، رباعیات یک اتوموبیل و رباعیات یک گلف باز از این جمله اند.
گستره ی تاثیر خیام بر هنر مغرب زمین محدود به ادبیات و موسیقی نبوده است. حتی هالیوود هم خیام را می شناسد.
در قسمتی از فیلم سینمایی «بیوفا» (Unfaithful) محصول سال 2002 به کارگردانی نویسنده و کارگردان مشهور هالیوود، «آدریان لین» (Adrian Lyne). در این صحنه شخصیت اول فیلم پس از این که رباعیات خیام را از قفسه ی کتابخانه برمی دارد، رباعی مشهور زیر را میخواند :
می نوش که عمر جاودانی این است
خود حاصلت از دور جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی ان است
البته استفاده از اشعار خیام در هالیوود به مدتها پیشتر برمی گردد. در فیلم وسترنی «دوئل زیر آفتاب» (Duel in the Sun) با بازی گریگوری پک، محصول سال 1946، یکی از رباعیات خیام نقل می شود. آخرین حضور خیام در صنعت سینما و تلویزیون آمریکا مربوط به سریال تلویزیونی «آمستردام جدید» (New Amsterdam) محصول سال 2008 شبکه ی فاکس نیوز است. در این سریال کتاب خیام کتاب مورد علاقه ی یکی از شخصیتهای داستان است.
⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه (Maryam)
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
#خیام؛ برگرفتن فلسفه شخصی از سنت فلسفی
(به مناسبت 28 اردیبهشت یادروز خیام)
✍️ #علی_غزالیفر
🔅عموم مردم خیام (440-536 ه.ق) را شاعری بزرگ میدانند و خواص او را دانشمندی سترگ. هر دو گروه درست میگویند، اما ناقص. خیام فیلسوف هم هست و آثار فلسفی متعددی دارد، اما جنبه فلسفی او به محاق رفته است. دو چیز به این امر دامن زده. اول اینکه خیام انسان منزوی و گوشهگیری بود و مایل نبود که درس و بحث رسمی فلسفی مفصلی داشته باشد. او از پذیرفتن شاگردان امتناع میکرد و نمیخواست خلوت خود را از دست بدهد. دوم اینکه سرشت تفکر فلسفی خاص او اقتضا میکرد که در فلسفه رسمی بهطور جدی شلوغکاری نکند. فلسفههای رسمی در دوران پیشامدرن غالبا باید محکم، بلندپروازانه، یقینی و با جنگ و دعوا همراه باشند تا جدی گرفته شوند. فلیسوفی که در شناخت حقایق عالم ادعاهای بلندپروازانه نداشته باشد، مشتری پیدا نمیکند و صد البته خود چنین فیلسوفی پیشاپیش از مرید و مشتری فرار میکند. خیام نیز شاگرد نمیپذیرفت و به این چیزها اعتقادی نداشت و لذا طبیعی است که وارد نزاع و کارزار فلسفی نشود.
🔅با وجود این، او هم به سنت رسمی و تاریخی فلسفه توجه کرد و هم فلسفه خاص خود را داشت، و البته این دو در ارتباط با یکدیگر. این مطلب درسی است که میتوان از خیام آموخت. از این جهت او یک الگوی حقیقتا خوب برای اهل فلسفه است؛ چراکه هم یک نسبت وثیق با سنت فلسفی بزرگ روزگار خود داشت و هم بهره خاص خویش را از آن گرفت. بیشتر اهل فلسفه فراموش میکنند که داد خود را از فلسفه بستانند. آنان همه آگاهی فلسفی خود را وقف یک جریان فلسفی میکنند و در نهایت فلسفهدانی میشوند مبلغ فلان فیلسوف و بهمان فلسفه و عمر خود را در دوستی و دشمنی واهی با این و آن تلف میکنند.
خیام متعلق به سنت فلسفی مشاء است. بهطور مشخص او به فلسفه مشائی ابنسینا (370-428 ه.ق) گرایش داشت و نه، مثلا، فلسفه مشائی فارابی (259-339 ه.ق). چند شاهد برای این مدعا وجود دارد: 1-خیام فلسفه ابنسینا را تدریس میکرد. 2-خیام برخی از رسالههای ابنسینا را شرح کرده است. 3- او دستکم یکی از رسالههای ابنسینا را ترجمه کرد.
🔅بهنظر نگارنده فلسفه شکاکانه خیام از فلسفه ابنسینا نشأت میگیرد. فلسفه سینوی علیرغم عقلگرایی، منطقی بودن و اهتمام فراوان به برهان، بذرهای یک شکاکیت رادیکال را در دل خود دارد. خیام نیز این رگه را دنبال کرد و به نتایج نهایی رساند. چه بسا بتوان ادعا کرد که در دل هر فلسفهای رگهای از شکاکیت هست که اگر دنبال شود، باعث میشود کل آن فلسفه ترک بخورد و در نهایت بشکافد. همچنین، هیچ فلسفهای یک امر تمامشده نیست. نظامهای بزرگ فلسفی چارچوبهای بسته و نهایی نیستند، بلکه افقی باز به روی امکانهای متعددی هستند. اما چگونه اندیشه فلسفی خیام از فلسفه ابنسینا سرچشمه میگیرد؟
سختگیریهای معرفتشناختی ابنسینا در منطق که شرایط بسیار دشوار و پیچیدهای را در دو مبحث تعریف و استدلال بنیان گذاشت، سبب شد که برای برخی این مطلب محرز شود که اساسا حد تام و برهان دستیافتنی نیست و لذا باید از یقین دست شست و همه معرفتهای بشری را ظنی بهشمار آورد. خیام در اینباره مینویسد: «فیلسوفان به ادله عقلی صرف در قوانین منطقی طلب شناخت کردند و هیچگونه به ادله اقناعی قناعت نکردند. لیکن ایشان نیز به قوانین منطق وفا نتوانستند کرد و از آن عاجز آمدند.» این مطلبی است که نهتنها کسانی همچون خیام به آن رسیدند، بلکه حتی خود ابنسینا نیز در برخی از آثار خود، همچون "التعلیقات"، صریحا آن را اعلام میکند؛ چیزی که بیشتر اهل فلسفه اسلامی نمیخواهند بپذیرند یا حتی آن را ببیند. فلسفههای سفت و سخت و بلندپروازانه غالبا به ضد خود بدل میشوند. از این روی میتوان گفت که فلسفه خیام یکی از بسطهای ممکن فلسفه سینوی است و رباعیات او نیز یکی از محصولات فلسفه شخصی او.
🔅با این همه، همین معرفت ناقص، محدود و ظنی تنها و حداکثر چیز ارزشمندی است که انسان میتواند به آن دست پیدا کند، آن هم با تلاش فراوان. خیام نیز به همین امر باور داشت.
🔅در تذکرهها به نقل از داماد خیام گفتهاند که او مشغول تدریس کتاب الهیات شفای ابنسینا به جمع کوچکی از علاقمندان بود. در حین تدریس نیز خلال دندانی را به دهان گرفته بود. در بحث وحدت و کثرت بود که یکباره خلال را از دهان بیرون کشید و لای صفحات نهاد. کتاب را بست و دستها را گشود. دعا کرد: «اللهم انی عرفتك علی مبلغ امکانی، فاغفر لی. فان معرفتی ایاك وسیلتی الیك.»** گفت و درگذشت.
🔅**ترجمه: «بار خدایا، من تو را به اندازه تواناییام شناختم، پس مرا بیامرز؛ چراکه شناختم از تو راه من به سوی توست.»
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith
#خیام؛ برگرفتن فلسفه شخصی از سنت فلسفی
(به مناسبت 28 اردیبهشت یادروز خیام)
✍️ #علی_غزالیفر
🔅عموم مردم خیام (440-536 ه.ق) را شاعری بزرگ میدانند و خواص او را دانشمندی سترگ. هر دو گروه درست میگویند، اما ناقص. خیام فیلسوف هم هست و آثار فلسفی متعددی دارد، اما جنبه فلسفی او به محاق رفته است. دو چیز به این امر دامن زده. اول اینکه خیام انسان منزوی و گوشهگیری بود و مایل نبود که درس و بحث رسمی فلسفی مفصلی داشته باشد. او از پذیرفتن شاگردان امتناع میکرد و نمیخواست خلوت خود را از دست بدهد. دوم اینکه سرشت تفکر فلسفی خاص او اقتضا میکرد که در فلسفه رسمی بهطور جدی شلوغکاری نکند. فلسفههای رسمی در دوران پیشامدرن غالبا باید محکم، بلندپروازانه، یقینی و با جنگ و دعوا همراه باشند تا جدی گرفته شوند. فلیسوفی که در شناخت حقایق عالم ادعاهای بلندپروازانه نداشته باشد، مشتری پیدا نمیکند و صد البته خود چنین فیلسوفی پیشاپیش از مرید و مشتری فرار میکند. خیام نیز شاگرد نمیپذیرفت و به این چیزها اعتقادی نداشت و لذا طبیعی است که وارد نزاع و کارزار فلسفی نشود.
🔅با وجود این، او هم به سنت رسمی و تاریخی فلسفه توجه کرد و هم فلسفه خاص خود را داشت، و البته این دو در ارتباط با یکدیگر. این مطلب درسی است که میتوان از خیام آموخت. از این جهت او یک الگوی حقیقتا خوب برای اهل فلسفه است؛ چراکه هم یک نسبت وثیق با سنت فلسفی بزرگ روزگار خود داشت و هم بهره خاص خویش را از آن گرفت. بیشتر اهل فلسفه فراموش میکنند که داد خود را از فلسفه بستانند. آنان همه آگاهی فلسفی خود را وقف یک جریان فلسفی میکنند و در نهایت فلسفهدانی میشوند مبلغ فلان فیلسوف و بهمان فلسفه و عمر خود را در دوستی و دشمنی واهی با این و آن تلف میکنند.
خیام متعلق به سنت فلسفی مشاء است. بهطور مشخص او به فلسفه مشائی ابنسینا (370-428 ه.ق) گرایش داشت و نه، مثلا، فلسفه مشائی فارابی (259-339 ه.ق). چند شاهد برای این مدعا وجود دارد: 1-خیام فلسفه ابنسینا را تدریس میکرد. 2-خیام برخی از رسالههای ابنسینا را شرح کرده است. 3- او دستکم یکی از رسالههای ابنسینا را ترجمه کرد.
🔅بهنظر نگارنده فلسفه شکاکانه خیام از فلسفه ابنسینا نشأت میگیرد. فلسفه سینوی علیرغم عقلگرایی، منطقی بودن و اهتمام فراوان به برهان، بذرهای یک شکاکیت رادیکال را در دل خود دارد. خیام نیز این رگه را دنبال کرد و به نتایج نهایی رساند. چه بسا بتوان ادعا کرد که در دل هر فلسفهای رگهای از شکاکیت هست که اگر دنبال شود، باعث میشود کل آن فلسفه ترک بخورد و در نهایت بشکافد. همچنین، هیچ فلسفهای یک امر تمامشده نیست. نظامهای بزرگ فلسفی چارچوبهای بسته و نهایی نیستند، بلکه افقی باز به روی امکانهای متعددی هستند. اما چگونه اندیشه فلسفی خیام از فلسفه ابنسینا سرچشمه میگیرد؟
سختگیریهای معرفتشناختی ابنسینا در منطق که شرایط بسیار دشوار و پیچیدهای را در دو مبحث تعریف و استدلال بنیان گذاشت، سبب شد که برای برخی این مطلب محرز شود که اساسا حد تام و برهان دستیافتنی نیست و لذا باید از یقین دست شست و همه معرفتهای بشری را ظنی بهشمار آورد. خیام در اینباره مینویسد: «فیلسوفان به ادله عقلی صرف در قوانین منطقی طلب شناخت کردند و هیچگونه به ادله اقناعی قناعت نکردند. لیکن ایشان نیز به قوانین منطق وفا نتوانستند کرد و از آن عاجز آمدند.» این مطلبی است که نهتنها کسانی همچون خیام به آن رسیدند، بلکه حتی خود ابنسینا نیز در برخی از آثار خود، همچون "التعلیقات"، صریحا آن را اعلام میکند؛ چیزی که بیشتر اهل فلسفه اسلامی نمیخواهند بپذیرند یا حتی آن را ببیند. فلسفههای سفت و سخت و بلندپروازانه غالبا به ضد خود بدل میشوند. از این روی میتوان گفت که فلسفه خیام یکی از بسطهای ممکن فلسفه سینوی است و رباعیات او نیز یکی از محصولات فلسفه شخصی او.
🔅با این همه، همین معرفت ناقص، محدود و ظنی تنها و حداکثر چیز ارزشمندی است که انسان میتواند به آن دست پیدا کند، آن هم با تلاش فراوان. خیام نیز به همین امر باور داشت.
🔅در تذکرهها به نقل از داماد خیام گفتهاند که او مشغول تدریس کتاب الهیات شفای ابنسینا به جمع کوچکی از علاقمندان بود. در حین تدریس نیز خلال دندانی را به دهان گرفته بود. در بحث وحدت و کثرت بود که یکباره خلال را از دهان بیرون کشید و لای صفحات نهاد. کتاب را بست و دستها را گشود. دعا کرد: «اللهم انی عرفتك علی مبلغ امکانی، فاغفر لی. فان معرفتی ایاك وسیلتی الیك.»** گفت و درگذشت.
🔅**ترجمه: «بار خدایا، من تو را به اندازه تواناییام شناختم، پس مرا بیامرز؛ چراکه شناختم از تو راه من به سوی توست.»
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دین شناسی وارونه و معرفی #بدحجابی_گناهی_بدتر_از_اختلاس
احمدحیدری
آیتالله علمالهدی امام جمعه مشهد در مورد علت تأکیدات همیشگیاش بر بدحجابی، گفت: «انسانی که مالِ مردم را میخورد، حرف حرامی میزند یا نگاه حرامی میکند، فقط خودش مرتکب گناه شده در حالی که بدحجاب ابزار شیطان است تا دیگران را منحرف سازد. بدحجاب و آرایش کرده وقتی با موی پریشان ظاهر میشود، علاوه بر گناهکاری خودش، ابزاری برای وادار کردن حداقل 100 نفر دیگر به کار حرام میشود، از اینرو از بدترین گناهان است.» به بیان ایشان «بدحجابی» گمراهی است و «گمراهگری شدید» و به این جهت مورد عنایت ویژه ولی مثل اختلاس و ... فقط گمراهی است. آیا استدلال ایشان با قرآن و سنت همراستا است؟
با مراجعه به آیات قرآن میبینیم که خداوند برای ترویج عفت و حیا در جامعه، بر مردان و زنان دو تکلیف را بار کرده:
1. خودداری از چشم چرانی؛ 2. حفظ عفت و پاکدامنی؛(نور31) و زنان را دو تکلیف دیگر هم اضافه کرده: 1. خودداری از «تبرّج» و خودنمایی و چشمها را به سوی خود کشیدن و فریبایی کردن؛ چون جسم زن مطلوب مرد است و مرد در پی شکار و تصاحب آن میباشد، تبرّج زن حسّ شکار را در مرد تقویت و اشتهای سیریناپذیر او را تحریک میکند و او را از حالت طبیعی و عادی خارج ساخته و به وادی شهوت و گناه سوق میدهد.
2. پوشاندن زینتهای طبیعی و عاریتی از نامحرمان تا به عفت و ایمان شناخته شوند و در حریم امن قرار گرفته، از تعرض افراد فاسد و لاابالی در امان باشند زیرا لاابالیها دنبال همرنگ خود هستند.
تبرّج و فریبایی معمولا از سوی زنان و دخترانی است که همسر ندارند و نیاز جنسی آنان تأمین نشده و با دلربایی و فریبایی در صدد شکار جنس مخالف و اشباع نیاز جنسی خود هستند و معمولا خریدار بازار تبرّج هم جوانانی هستند که ازدواج نکرده و نیاز جنسی آنان فوران دارد. قرآن با توجه به این حقیقت و برای حل مشکل، هم خود زنان و مردان را به ازدواج و اشباع نیاز جنسی از راه حلال امر کرده و هم حکومت و جامعه را به ازدواج دادن آنان مأمور میکند(نور32).
وقتی حکومت و جامعه نابسامان است و در اثر بی تدبیریها، ندانمکاریها، صرف بودجه در امور کم اهمیتتر، و ...، امکان ازدواج فراهم نمیشود و جوانان نمیتوانند با گذشت بیش از دو دهه از عمر شغل مناسب یافته و ازدواج کنند و نیاز جنسی هم در اوج و فضاهای تحریک بیشمار، طبیعی است که دختران جوان به خودآرایی و فریبایی و تبرج رومیآورند و پسران هم هرزه میگردند و مسبب اصلی، حکومت و حاکمانی هستد که نتوانستهاند اسباب اشتغال و ازدواج را فراهم کنند علاوه زمینههای کثرت طلاق را فراهم آوردهاند.
زنان با تبرّج یا بدحجابی در صدد منحرف، کافر یا مشرک ساختن دیگران و بازداشتن آنان از راه خدا و بندگی نیستند و حداکثر آنان را به سوی فسق و گناه سوق میدهند از این رو مبارزه شدید با بدحجابی و بیحجابی این گونه که بین ما مرسوم شده، در حکومت پیامبران و معصومان سابقه ندارد و گزارش نشده است.
این گناه عامل دین گریزی هم نیست اما جرمهایی چون اختلاس و دستبردن در بیت المال که از نگاه ایشان کماهمیتتر است، مصداق فسادگری در زمین و بستن راه خدا و برگرداندن جامعه از یاد خدا است(اعراف86-85). خداوند هیچ امتی را به خاطر بدحجابی زنانشان به عذاب استیصال نابود نکرده حال آن که امت شعیب به کیفر گناه اختلاس و دستبرد در اموال دیگران نابود شدند.
امام علی که گزارشی از برخورد قهرآمیزش با بدحجابی سراغ نداریم، با دست اندازان به بیتالمال برخوردی بسیار شدید دارند از جمله برخورد ایشان با «ابن هرمه» که نظارت بر بازار اهواز را عهده دار بود، عبرتآموز تاریخ است(دعائم الاسلام2/532) در نگاه امام علی اختلاس و دست اندازی در اموال عمومی از جانب مسئولان و منسوبانشان، آن قدر قبیح و بد است که دو فرزند دلبندش را به خاطر تصرفی اندک که ممکن بود از نگاه بهانهجویان، تصرف غیر مجاز و رانت تلقی شود، به شدت توبیخ میکند(مناقب1/312 و تهذیب10/151)
تأثیر منفی اختلاس و رانت خواری یک مسئول و منسوبانش در حکومت دینی و در دینداری جامعه با هیچ بدحجابی و بیحجابیای_حتی در سطح گسترده آن_ قابل قیاس نیست. با توجه به این توضیحات مختصر معلوم میشود وقتی در نگاه بعض مربیان جامعه «بدحجابی بدتر از اختلاس» باشد و بر اساس این بینش، مشی و سیاست کنند، چه نتایج وحشتناکی حاصل میشود.
آنچه امروز از دینگریزی گسترده در جامعه میبینیم یکی از مهمترین عواملش همین بینش و برخورد مبتنی بر آن میباشد. وقتی با جرمهای «دین بر باد ده» مسامحه میشود ولی با جرمی چون بدحجابی با این شدت و حدّت برخورد میگردد، انتظاری جز دین گریزی نمیتوان داشت.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دین شناسی وارونه و معرفی #بدحجابی_گناهی_بدتر_از_اختلاس
احمدحیدری
آیتالله علمالهدی امام جمعه مشهد در مورد علت تأکیدات همیشگیاش بر بدحجابی، گفت: «انسانی که مالِ مردم را میخورد، حرف حرامی میزند یا نگاه حرامی میکند، فقط خودش مرتکب گناه شده در حالی که بدحجاب ابزار شیطان است تا دیگران را منحرف سازد. بدحجاب و آرایش کرده وقتی با موی پریشان ظاهر میشود، علاوه بر گناهکاری خودش، ابزاری برای وادار کردن حداقل 100 نفر دیگر به کار حرام میشود، از اینرو از بدترین گناهان است.» به بیان ایشان «بدحجابی» گمراهی است و «گمراهگری شدید» و به این جهت مورد عنایت ویژه ولی مثل اختلاس و ... فقط گمراهی است. آیا استدلال ایشان با قرآن و سنت همراستا است؟
با مراجعه به آیات قرآن میبینیم که خداوند برای ترویج عفت و حیا در جامعه، بر مردان و زنان دو تکلیف را بار کرده:
1. خودداری از چشم چرانی؛ 2. حفظ عفت و پاکدامنی؛(نور31) و زنان را دو تکلیف دیگر هم اضافه کرده: 1. خودداری از «تبرّج» و خودنمایی و چشمها را به سوی خود کشیدن و فریبایی کردن؛ چون جسم زن مطلوب مرد است و مرد در پی شکار و تصاحب آن میباشد، تبرّج زن حسّ شکار را در مرد تقویت و اشتهای سیریناپذیر او را تحریک میکند و او را از حالت طبیعی و عادی خارج ساخته و به وادی شهوت و گناه سوق میدهد.
2. پوشاندن زینتهای طبیعی و عاریتی از نامحرمان تا به عفت و ایمان شناخته شوند و در حریم امن قرار گرفته، از تعرض افراد فاسد و لاابالی در امان باشند زیرا لاابالیها دنبال همرنگ خود هستند.
تبرّج و فریبایی معمولا از سوی زنان و دخترانی است که همسر ندارند و نیاز جنسی آنان تأمین نشده و با دلربایی و فریبایی در صدد شکار جنس مخالف و اشباع نیاز جنسی خود هستند و معمولا خریدار بازار تبرّج هم جوانانی هستند که ازدواج نکرده و نیاز جنسی آنان فوران دارد. قرآن با توجه به این حقیقت و برای حل مشکل، هم خود زنان و مردان را به ازدواج و اشباع نیاز جنسی از راه حلال امر کرده و هم حکومت و جامعه را به ازدواج دادن آنان مأمور میکند(نور32).
وقتی حکومت و جامعه نابسامان است و در اثر بی تدبیریها، ندانمکاریها، صرف بودجه در امور کم اهمیتتر، و ...، امکان ازدواج فراهم نمیشود و جوانان نمیتوانند با گذشت بیش از دو دهه از عمر شغل مناسب یافته و ازدواج کنند و نیاز جنسی هم در اوج و فضاهای تحریک بیشمار، طبیعی است که دختران جوان به خودآرایی و فریبایی و تبرج رومیآورند و پسران هم هرزه میگردند و مسبب اصلی، حکومت و حاکمانی هستد که نتوانستهاند اسباب اشتغال و ازدواج را فراهم کنند علاوه زمینههای کثرت طلاق را فراهم آوردهاند.
زنان با تبرّج یا بدحجابی در صدد منحرف، کافر یا مشرک ساختن دیگران و بازداشتن آنان از راه خدا و بندگی نیستند و حداکثر آنان را به سوی فسق و گناه سوق میدهند از این رو مبارزه شدید با بدحجابی و بیحجابی این گونه که بین ما مرسوم شده، در حکومت پیامبران و معصومان سابقه ندارد و گزارش نشده است.
این گناه عامل دین گریزی هم نیست اما جرمهایی چون اختلاس و دستبردن در بیت المال که از نگاه ایشان کماهمیتتر است، مصداق فسادگری در زمین و بستن راه خدا و برگرداندن جامعه از یاد خدا است(اعراف86-85). خداوند هیچ امتی را به خاطر بدحجابی زنانشان به عذاب استیصال نابود نکرده حال آن که امت شعیب به کیفر گناه اختلاس و دستبرد در اموال دیگران نابود شدند.
امام علی که گزارشی از برخورد قهرآمیزش با بدحجابی سراغ نداریم، با دست اندازان به بیتالمال برخوردی بسیار شدید دارند از جمله برخورد ایشان با «ابن هرمه» که نظارت بر بازار اهواز را عهده دار بود، عبرتآموز تاریخ است(دعائم الاسلام2/532) در نگاه امام علی اختلاس و دست اندازی در اموال عمومی از جانب مسئولان و منسوبانشان، آن قدر قبیح و بد است که دو فرزند دلبندش را به خاطر تصرفی اندک که ممکن بود از نگاه بهانهجویان، تصرف غیر مجاز و رانت تلقی شود، به شدت توبیخ میکند(مناقب1/312 و تهذیب10/151)
تأثیر منفی اختلاس و رانت خواری یک مسئول و منسوبانش در حکومت دینی و در دینداری جامعه با هیچ بدحجابی و بیحجابیای_حتی در سطح گسترده آن_ قابل قیاس نیست. با توجه به این توضیحات مختصر معلوم میشود وقتی در نگاه بعض مربیان جامعه «بدحجابی بدتر از اختلاس» باشد و بر اساس این بینش، مشی و سیاست کنند، چه نتایج وحشتناکی حاصل میشود.
آنچه امروز از دینگریزی گسترده در جامعه میبینیم یکی از مهمترین عواملش همین بینش و برخورد مبتنی بر آن میباشد. وقتی با جرمهای «دین بر باد ده» مسامحه میشود ولی با جرمی چون بدحجابی با این شدت و حدّت برخورد میگردد، انتظاری جز دین گریزی نمیتوان داشت.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چهار جمله از چهار کودک که در تاریخ بشر به خط سیاه حک شده است
1️⃣ دختر سوری بود که در وقت جان کندن یعنی آخرین مرحله زندگیش گفت : همه چیز را به خداوند خواهم گفت
2️⃣ دختر معصومی که از وحشت جنگ سوریه از صحنه جنگ فرار میکرد خطاب به خبرنگاری که می خواست ازش فیلم بگیرد در حالت گریه وزاری گفت :
عمو به خاطر خدا عکسم را نگیر چون بی حجاب ام
3️⃣ دختری کوچکی بود که از گرسنگی چنین گفت:
ای الله چیزی نمانده از گرسنگی بمیرم نان خوردن نداریم مرا به جنت خود ببر که در آنجا نان بخورم
4️⃣ دختر افغانی بود که در انفجار دستش زخمی شده بود
دکتر در حال آمادگی برای عمل جراحی بود تا دستش را قطع کند دخترک گفت: آقا دکتر آستینم را پاره نکن جز این لباس دیگر ندارم
این نتیجه تمام جنگهاست چه ببری چه ببازی‼️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چهار جمله از چهار کودک که در تاریخ بشر به خط سیاه حک شده است
1️⃣ دختر سوری بود که در وقت جان کندن یعنی آخرین مرحله زندگیش گفت : همه چیز را به خداوند خواهم گفت
2️⃣ دختر معصومی که از وحشت جنگ سوریه از صحنه جنگ فرار میکرد خطاب به خبرنگاری که می خواست ازش فیلم بگیرد در حالت گریه وزاری گفت :
عمو به خاطر خدا عکسم را نگیر چون بی حجاب ام
3️⃣ دختری کوچکی بود که از گرسنگی چنین گفت:
ای الله چیزی نمانده از گرسنگی بمیرم نان خوردن نداریم مرا به جنت خود ببر که در آنجا نان بخورم
4️⃣ دختر افغانی بود که در انفجار دستش زخمی شده بود
دکتر در حال آمادگی برای عمل جراحی بود تا دستش را قطع کند دخترک گفت: آقا دکتر آستینم را پاره نکن جز این لباس دیگر ندارم
این نتیجه تمام جنگهاست چه ببری چه ببازی‼️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ای شیر پیر بستهبهزنجیر
کز بندت هیچ عار نیامد،
دیری گذشت و چون تو دلیری
در صفّ کارزار نیامد...
شعر #مهدی_اخوانثالث در ستایش #دکتر_محمد_مصدق
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کز بندت هیچ عار نیامد،
دیری گذشت و چون تو دلیری
در صفّ کارزار نیامد...
شعر #مهدی_اخوانثالث در ستایش #دکتر_محمد_مصدق
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
#فدرالیسم، در مورد ایران کنونی، هیچ موضوعیتی ندارد.
🔻واقعاً این همه جهل درباره مفاهیم اساسی سیاسی و حقوقی در ایران، شگفتانگیز است! برخی در نهایت جهالت (و یا شاید خباثت)، ایده فدرالیسم را برای ایران مطرح می کنند! این افراد مطلقاً معنا و مفهوم فدرالیسم را نفهمیدهاند و به طرز بچگانهای در مورد فدرالیسم حرف میزنند و بسیاری از آنها دقیقاً فدرالیسم را عین دوست داشتن آبنبات چوبی توسط کودکان دو سه ساله، دوست دارند! یکبار برای همیشه، باید به این افراد فهماند که:
فدرالیسم برای حل مشکل اقوام ابداع نشده است.
فدرالیسم برای عدالت و رفع تبعیض ابداع نشده است.
فدرالیسم برای تمرکززدایی از قدرت و ثروت ابداع نشده است.
فدرالیسم برای ایران اساساً موضوعیت ندارد، معنا ندارد، دخلی ندارد!
خیلیها مرا در فضای مجازی و فضای حقیقی، به عنوان مخالف فدرالیسم میشناسند، در حالیکه این تصور غلط است، من چرا باید مخالف فدرالیسم باشم؟! سیستم فدرال ایالات متحده آمریکا را ببینید، آیا ساختاری پراحتشام تر از آن سراغ دارید؟! فدرالیسم نه تنها بد نیست که بسیار عالیست، اما برای آمریکا و موارد مشابه آن بسیار عالیست، برای ایران موضوعیت ندارد. اصلاً اینجا بحث خوبی و بدی، حسن و قبح و کلاً ارزشیابی مطرح نیست. یک مثال خیلی ساده میزنم. یک سر کچل را تصور کنید، هیچ مویی در آن نیست، آیا من باید مخالف شانه زدن به این سر باشم یا نباشم؟! اصلاً اینجا مخالفت و یا موافقت من با زدن شانه به آن سر کچل، معنا و مفهومی ندارد! در مورد فدرالیسم در ایران هم همین است، موافقت یا مخالفت من با آن معنایی ندارد! چون موضوعیت ندارد!
لذا کسی که در مورد ایران، حرف از فدرالیسم میزند، یا معنای فدرالیسم را مطلقاً نفهمیده است، یا اینکه دنبال تجزیه و نابودی ایران است. فدرالیسم یک حرکت تدریجی از کثرت به وحدت است، نه بالعکس! مورد بلژیک یک استثناء در تاریخ است که فدرالیسم آن با توجه به ملزومات اروپای عصر جدید بر مبنای حرکت از وحدت به کثرت ایجاد شد.
فدرالیسم از بعد حقوقی و سیاسی، بدین صورت است که چند قدرت و نهاد برساخته، با هم متحد میشوند و دولت فدرال تشکیل میدهند، مانند مهاجرنشین های آمریکای شمالی که در اواسط قرن هجدهم و با یک روند تدریجی با هم متحد شدند و یا شاهزاده نشین های آلمانی که با یک روند تدریجی باهم متحد شدند و دولت فدرال تشکیل دادند. تا تبدیل به قدرتی بزرگ تر و دارای منزلتی بیشتر در محیط منطقهای و بینالمللی شوند. فدرالیسم یعنی اینکه چند ساختار قدرت تصمیم میگیرند و بخشی از قدرت خود را به یک قدرت مرکزی (فدرال) تفویض میکنند تا تبدیل به یک قدرت بزرگتر شوند! نه اینکه یک قدرت مرکزی اختیارات بیشتر به تقسیمات خود در پهنه جغرافیایی کشور بدهد، که این فدرالیسم نیست! تقسیمات کشوری است. تقسیمات کشوری توسط حکومت میتواند به هر صورتی باشد و دولت مرکزی با توجه به خیر و مصلحیت عمومی، هرچقدر اختیار حاکمیتی که بخواهد میتواند به استانها، شهرستانها، شهرها و روستاها و بخشداریها و دهداری ها و ... واگذار کند و این فقره، هیچ ارتباطی با فدرالیسم ندارد. حتی اگر اسم تقسیمات کشوری بجای «استان»، «ایالت» هم باشد، دلالتی بر فدرالیسم نمیکند! در ایران قبل از انقلاب قانونی تحت نام «... انجمنهای ایالتی و ولایتی» وجود داشت، آیا کلمه «ایالت» در این قانون نشانگر وجود حکومت «فدرال» در ایران قبل از انقلاب دارد؟! معلوم است که ندارد! 👇👇👇
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
#فدرالیسم، در مورد ایران کنونی، هیچ موضوعیتی ندارد.
🔻واقعاً این همه جهل درباره مفاهیم اساسی سیاسی و حقوقی در ایران، شگفتانگیز است! برخی در نهایت جهالت (و یا شاید خباثت)، ایده فدرالیسم را برای ایران مطرح می کنند! این افراد مطلقاً معنا و مفهوم فدرالیسم را نفهمیدهاند و به طرز بچگانهای در مورد فدرالیسم حرف میزنند و بسیاری از آنها دقیقاً فدرالیسم را عین دوست داشتن آبنبات چوبی توسط کودکان دو سه ساله، دوست دارند! یکبار برای همیشه، باید به این افراد فهماند که:
فدرالیسم برای حل مشکل اقوام ابداع نشده است.
فدرالیسم برای عدالت و رفع تبعیض ابداع نشده است.
فدرالیسم برای تمرکززدایی از قدرت و ثروت ابداع نشده است.
فدرالیسم برای ایران اساساً موضوعیت ندارد، معنا ندارد، دخلی ندارد!
خیلیها مرا در فضای مجازی و فضای حقیقی، به عنوان مخالف فدرالیسم میشناسند، در حالیکه این تصور غلط است، من چرا باید مخالف فدرالیسم باشم؟! سیستم فدرال ایالات متحده آمریکا را ببینید، آیا ساختاری پراحتشام تر از آن سراغ دارید؟! فدرالیسم نه تنها بد نیست که بسیار عالیست، اما برای آمریکا و موارد مشابه آن بسیار عالیست، برای ایران موضوعیت ندارد. اصلاً اینجا بحث خوبی و بدی، حسن و قبح و کلاً ارزشیابی مطرح نیست. یک مثال خیلی ساده میزنم. یک سر کچل را تصور کنید، هیچ مویی در آن نیست، آیا من باید مخالف شانه زدن به این سر باشم یا نباشم؟! اصلاً اینجا مخالفت و یا موافقت من با زدن شانه به آن سر کچل، معنا و مفهومی ندارد! در مورد فدرالیسم در ایران هم همین است، موافقت یا مخالفت من با آن معنایی ندارد! چون موضوعیت ندارد!
لذا کسی که در مورد ایران، حرف از فدرالیسم میزند، یا معنای فدرالیسم را مطلقاً نفهمیده است، یا اینکه دنبال تجزیه و نابودی ایران است. فدرالیسم یک حرکت تدریجی از کثرت به وحدت است، نه بالعکس! مورد بلژیک یک استثناء در تاریخ است که فدرالیسم آن با توجه به ملزومات اروپای عصر جدید بر مبنای حرکت از وحدت به کثرت ایجاد شد.
فدرالیسم از بعد حقوقی و سیاسی، بدین صورت است که چند قدرت و نهاد برساخته، با هم متحد میشوند و دولت فدرال تشکیل میدهند، مانند مهاجرنشین های آمریکای شمالی که در اواسط قرن هجدهم و با یک روند تدریجی با هم متحد شدند و یا شاهزاده نشین های آلمانی که با یک روند تدریجی باهم متحد شدند و دولت فدرال تشکیل دادند. تا تبدیل به قدرتی بزرگ تر و دارای منزلتی بیشتر در محیط منطقهای و بینالمللی شوند. فدرالیسم یعنی اینکه چند ساختار قدرت تصمیم میگیرند و بخشی از قدرت خود را به یک قدرت مرکزی (فدرال) تفویض میکنند تا تبدیل به یک قدرت بزرگتر شوند! نه اینکه یک قدرت مرکزی اختیارات بیشتر به تقسیمات خود در پهنه جغرافیایی کشور بدهد، که این فدرالیسم نیست! تقسیمات کشوری است. تقسیمات کشوری توسط حکومت میتواند به هر صورتی باشد و دولت مرکزی با توجه به خیر و مصلحیت عمومی، هرچقدر اختیار حاکمیتی که بخواهد میتواند به استانها، شهرستانها، شهرها و روستاها و بخشداریها و دهداری ها و ... واگذار کند و این فقره، هیچ ارتباطی با فدرالیسم ندارد. حتی اگر اسم تقسیمات کشوری بجای «استان»، «ایالت» هم باشد، دلالتی بر فدرالیسم نمیکند! در ایران قبل از انقلاب قانونی تحت نام «... انجمنهای ایالتی و ولایتی» وجود داشت، آیا کلمه «ایالت» در این قانون نشانگر وجود حکومت «فدرال» در ایران قبل از انقلاب دارد؟! معلوم است که ندارد! 👇👇👇
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith