🔲"باور عامه" و نقش آن در امروز تاریک ما"
◼️مصدق
11
(تکه یازدهم)
۵. در این بازه زمانی به دلیل استبداد مصدق و دخالت او در همه امور "بسیاری از رهبران جبهه ملی مانند مظفر بقایی از جبهه ملی جدا شده و به مخالفت با اقدامات خلاف قانون مصدق می پردازند" و مصدق نیز به همه آنها برچسب اتهام دست داشتن در قتل افشارتوس می زند. این اتهام به قدری بی محتوا و غیر قابل باور بود که در نهایت خود دولت مجبور به سکوت در این زمینه شد و این اتهام را پی گیری نکرد. اما "مصدق که وجود این مخالفین در مجلس را بر نمی تافت به نمایندگان اکثریت که از جبهه ملی بودند دستور داد که استعفا دهند تا مجلس از اکثریت بیفتد و قادر به انحلال مجلس و برگزاری انتخابات دوباره شود". مصدق تصمیم داشت تا به کمک کاشانی و گروه های مذهبی انتخابات را مهندسی نماید به همین دلیل اقدام به جابه جایی افراد به شهرهای مختلف می کرد تا بتواند مجلسی کاملا موافق با خود را روی کار آورد. این برنامه که توسط توده ای ها لو رفت در روزنامه های گوناگون انعکاس پیدا کرده و در نتیجه، اعتراضات بسیاری در شهرها پدید آمده و بسیاری از شهرهای ایران منجمله تهران، رشت، زابل، خرم آباد، فسا و ... در جریان مبارزات انتخاباتی، شمار زیادی کشته شدند.
▪️"در این زمان مصدق در رادیوی ملی طی سخنانی اعلام کرد انتخابات مجلس هفدهم بدون دخالت داخلی و خارجی و زیر نظر کمیسون نظارت وی انجام خواهد شد". اما با آغاز انتخابات، دریافت که از ۱۳۶ نماینده تنها ۶۳ نفر از موافقان او رای آورده اند، بنابراین بدون لحاظ کردن رای بسیاری از مردم به ویژه در شهرهای کوچک که جبهه ملی شانسی برای برنده شدن نداشت، روند انتخابات را متوقف و دستور آغاز به کار مجلس را با همان هفتاد نماینده صادر کرد. (با ۷ تن نماینده مخالف). همین امر مخالفت مردمی بسیاری را به بار آورد. به ویژه مردم شهرهای کوچک و روستاها که دوباره زیر نظر ستمکاری های خان های قجری از اقوام مصدق بودند بر شدت مخالفت های خود با حکومت مصدق افزودند. مصدق نیروهای نظامی را به سرکوب مردم فرستاد که باعث کشته شدن بسیاری از مردم شد. اما در پاسخ به انتقاد عمومی از کشته شدن مردم گفته بود، بوی آزادی به مشام می رسد.
▪️ او پس از مدتی با مجلس تقلبی خود نیز نتوانست همکاری کند و به مجلس دستور داد که به مدت ۶ ماه اختیاراتش را به او واگذار نماید و پس از گذشت این مدت نیز دوباره ۶ ماه دیگر اختیاراتش را تمدید کرد!
@flith
◼️مصدق
11
(تکه یازدهم)
۵. در این بازه زمانی به دلیل استبداد مصدق و دخالت او در همه امور "بسیاری از رهبران جبهه ملی مانند مظفر بقایی از جبهه ملی جدا شده و به مخالفت با اقدامات خلاف قانون مصدق می پردازند" و مصدق نیز به همه آنها برچسب اتهام دست داشتن در قتل افشارتوس می زند. این اتهام به قدری بی محتوا و غیر قابل باور بود که در نهایت خود دولت مجبور به سکوت در این زمینه شد و این اتهام را پی گیری نکرد. اما "مصدق که وجود این مخالفین در مجلس را بر نمی تافت به نمایندگان اکثریت که از جبهه ملی بودند دستور داد که استعفا دهند تا مجلس از اکثریت بیفتد و قادر به انحلال مجلس و برگزاری انتخابات دوباره شود". مصدق تصمیم داشت تا به کمک کاشانی و گروه های مذهبی انتخابات را مهندسی نماید به همین دلیل اقدام به جابه جایی افراد به شهرهای مختلف می کرد تا بتواند مجلسی کاملا موافق با خود را روی کار آورد. این برنامه که توسط توده ای ها لو رفت در روزنامه های گوناگون انعکاس پیدا کرده و در نتیجه، اعتراضات بسیاری در شهرها پدید آمده و بسیاری از شهرهای ایران منجمله تهران، رشت، زابل، خرم آباد، فسا و ... در جریان مبارزات انتخاباتی، شمار زیادی کشته شدند.
▪️"در این زمان مصدق در رادیوی ملی طی سخنانی اعلام کرد انتخابات مجلس هفدهم بدون دخالت داخلی و خارجی و زیر نظر کمیسون نظارت وی انجام خواهد شد". اما با آغاز انتخابات، دریافت که از ۱۳۶ نماینده تنها ۶۳ نفر از موافقان او رای آورده اند، بنابراین بدون لحاظ کردن رای بسیاری از مردم به ویژه در شهرهای کوچک که جبهه ملی شانسی برای برنده شدن نداشت، روند انتخابات را متوقف و دستور آغاز به کار مجلس را با همان هفتاد نماینده صادر کرد. (با ۷ تن نماینده مخالف). همین امر مخالفت مردمی بسیاری را به بار آورد. به ویژه مردم شهرهای کوچک و روستاها که دوباره زیر نظر ستمکاری های خان های قجری از اقوام مصدق بودند بر شدت مخالفت های خود با حکومت مصدق افزودند. مصدق نیروهای نظامی را به سرکوب مردم فرستاد که باعث کشته شدن بسیاری از مردم شد. اما در پاسخ به انتقاد عمومی از کشته شدن مردم گفته بود، بوی آزادی به مشام می رسد.
▪️ او پس از مدتی با مجلس تقلبی خود نیز نتوانست همکاری کند و به مجلس دستور داد که به مدت ۶ ماه اختیاراتش را به او واگذار نماید و پس از گذشت این مدت نیز دوباره ۶ ماه دیگر اختیاراتش را تمدید کرد!
@flith
🔲"باور عامه" و نقش آن در امروز تاریک ما"
◼️مصدق
12
(تکه دوازدهم)
۶. او در حالی اختیار مجلس را در دست گرفت که مجلس می بایست عملکرد او به عنوان نخست وزیر را نقد می نمود! در همین اوضاع او وزارت جنگ را نیز به بهانه اینکه به کسی اعتماد ندارم در یک بده بستان سیاسی با خویشاوند خودش قوام السلطنه در دست گرفت و در عوض معاونت وزارت جنگ را که از این پس دفاع ملی نامیده بود به برادرزاده قوام لسلطنه یعنی سرلشکر وثوق داد. (البته پس از فراخوان هواداران مذهبیش به ریختن در خیابان و در نتیجه کشته شدن مردم. که آن را قیام ۳۰ تیر نامید.) در جریان رفتارهای مستبدانه و دیکتاتورگونه او، بسیاری از طرفداران مصدق از او جداشده و به مخالف او تبدیل شدند. مصدق نیز در مقابل برای افزایش تعداد هوادارنش دست در دست حزب توده نهاد و بدین ترتیب اتحاد استعمار سرخ و سیاه برای نخستین بار شکل گرفت.
▪️در این زمان مصدق با در دست داشتن قوه مجریه و بدست آوردن قوه مقننه با تصویب قانون های دلخواهش به قوه قضاییه نیز دست درازی نمود. به طوری که استقلال آن را کاملا از بین برد. در حالی که تا پیش از آن حتی شاه نیز نمی توانست یک قاضی را در یک شهر کوچک جابجا کند. با قوانین جدید، مصدق به یک دیکتاتور تمام عیار بدل شد و عملا حکومت قاجار دوباره به همان شکل پیش از انقلاب مشروطیت در حال پیاده شدن بود. او که مخالفانی در مجلس سنا داشت برای اینکه بتواند هرچه زودتر مخالفین خود را بیرون بکند دوره هر مجلس سنا را به ۲ سال کاهش داد تا با مهندسی کردن در انتخابات مجلس سنا نیز بتواند غلامان حلقه به گوش خود را به مجلس وارد نماید. وی حتی در این زمان نیز وجود مجلس را بر نمی تافت و با توجه به اینکه فهمیده بود با رفتارهای پوپولیستی و شعارهای پوچ می تواند احساسات مردم عامه و بی سواد را تحریک کند با حضور در بیرون مجلس و در جمع هواداران مذهبیش می گفت: مجلس همان جاییست که مردم هستند. و بدین ترتیب مجلس شورای ملی را فاقد ارزش و اعتبار می دانست. تمام شعارها و رفتارهای مذهبی مصدق بعدها توسط جمهوری اسلامی تکرار شد.
▪️ در ۱۹ تیرماه ۳۲ مصدق تمام ۳ قوه را در دست داشت. وی در ۲۳ تیر همان سال "نمایندگان اکثریت (جبهه ملی و از هواداران مصدق) را مجبور به استعفا نمود تا مجلس را منحل نماید". سپس در سخنرانی رادیویی گفت باتوجه به وضعیت مجلس باید برای قانون شدن انحلال مجلس، رفراندوم برگزار کند. در صورتی که طبق قانون مشروطه "حق انحلال مجلس فقط مختص شاه بود".
▪️ چند تن نماینده مخالف مجلس این کار مصدق را خلاف قانون دانسته و "خلیل ملکی و کریم سنجابی" از سران جبهه ملی خطرات این کار را به مصدق گوشزد کردند و گفتند در زمان انحلال مجلس، شاه طبق قانون می تواند دولت را عزل کرده و تا زمان شکل گیری مجلس جدید و معرفی نخست وزیر به مجلس برای دریافت رای اعتماد، نخست وزیر دیگری را معرفی نماید. اما او در پاسخ گفت : "شاه جرات مخالفت با من را ندارد". روز ۱۲ مرداد ۳۲ رفراندوم غیر قانونی و مهندسی شده را در تهران و ۱۹ مرداد در شهرستانها برگزار کرده و سپس از شاه خواست که بر خلاف قانون مجلس را منحل نماید که شاه با توجه به نص صریح قانون با این درخواست مخالفت کرد. سپس او خودسرانه مجلس را منحل و "مظفر بقایی رییس مجلس را که از جبهه ملی نیز بود روانه زندان می کند". (باید توجه داشت که رفراندوم باید در یک روز برگزار گردد تا از تقلب و رای دادن یک نفر در بیش از یک شهر جلوگیری شود.)
▪️علاوه بر این مصدق برای اولین بار کاری کرد که بعد ها در رفراندوم ۱۲ فروردین ۵۸ نیز به گونه دیگری تکرار شد. و آن جدا کردن صندوق های رای آری و نه بود. به گونه ای که گروهی سر صندوق ها به ارعاب مردم برای انداختن رای آری اقدام می کردند.(در ۱۲ فروردین ۵۸ نیز برگه های سبز و قرمز برای رای آری و نه در نظر گرفته شده بود که هر کس می خواست رای نه به صندوق بیاندازد از بقیه جدا می شد!)
@flith
◼️مصدق
12
(تکه دوازدهم)
۶. او در حالی اختیار مجلس را در دست گرفت که مجلس می بایست عملکرد او به عنوان نخست وزیر را نقد می نمود! در همین اوضاع او وزارت جنگ را نیز به بهانه اینکه به کسی اعتماد ندارم در یک بده بستان سیاسی با خویشاوند خودش قوام السلطنه در دست گرفت و در عوض معاونت وزارت جنگ را که از این پس دفاع ملی نامیده بود به برادرزاده قوام لسلطنه یعنی سرلشکر وثوق داد. (البته پس از فراخوان هواداران مذهبیش به ریختن در خیابان و در نتیجه کشته شدن مردم. که آن را قیام ۳۰ تیر نامید.) در جریان رفتارهای مستبدانه و دیکتاتورگونه او، بسیاری از طرفداران مصدق از او جداشده و به مخالف او تبدیل شدند. مصدق نیز در مقابل برای افزایش تعداد هوادارنش دست در دست حزب توده نهاد و بدین ترتیب اتحاد استعمار سرخ و سیاه برای نخستین بار شکل گرفت.
▪️در این زمان مصدق با در دست داشتن قوه مجریه و بدست آوردن قوه مقننه با تصویب قانون های دلخواهش به قوه قضاییه نیز دست درازی نمود. به طوری که استقلال آن را کاملا از بین برد. در حالی که تا پیش از آن حتی شاه نیز نمی توانست یک قاضی را در یک شهر کوچک جابجا کند. با قوانین جدید، مصدق به یک دیکتاتور تمام عیار بدل شد و عملا حکومت قاجار دوباره به همان شکل پیش از انقلاب مشروطیت در حال پیاده شدن بود. او که مخالفانی در مجلس سنا داشت برای اینکه بتواند هرچه زودتر مخالفین خود را بیرون بکند دوره هر مجلس سنا را به ۲ سال کاهش داد تا با مهندسی کردن در انتخابات مجلس سنا نیز بتواند غلامان حلقه به گوش خود را به مجلس وارد نماید. وی حتی در این زمان نیز وجود مجلس را بر نمی تافت و با توجه به اینکه فهمیده بود با رفتارهای پوپولیستی و شعارهای پوچ می تواند احساسات مردم عامه و بی سواد را تحریک کند با حضور در بیرون مجلس و در جمع هواداران مذهبیش می گفت: مجلس همان جاییست که مردم هستند. و بدین ترتیب مجلس شورای ملی را فاقد ارزش و اعتبار می دانست. تمام شعارها و رفتارهای مذهبی مصدق بعدها توسط جمهوری اسلامی تکرار شد.
▪️ در ۱۹ تیرماه ۳۲ مصدق تمام ۳ قوه را در دست داشت. وی در ۲۳ تیر همان سال "نمایندگان اکثریت (جبهه ملی و از هواداران مصدق) را مجبور به استعفا نمود تا مجلس را منحل نماید". سپس در سخنرانی رادیویی گفت باتوجه به وضعیت مجلس باید برای قانون شدن انحلال مجلس، رفراندوم برگزار کند. در صورتی که طبق قانون مشروطه "حق انحلال مجلس فقط مختص شاه بود".
▪️ چند تن نماینده مخالف مجلس این کار مصدق را خلاف قانون دانسته و "خلیل ملکی و کریم سنجابی" از سران جبهه ملی خطرات این کار را به مصدق گوشزد کردند و گفتند در زمان انحلال مجلس، شاه طبق قانون می تواند دولت را عزل کرده و تا زمان شکل گیری مجلس جدید و معرفی نخست وزیر به مجلس برای دریافت رای اعتماد، نخست وزیر دیگری را معرفی نماید. اما او در پاسخ گفت : "شاه جرات مخالفت با من را ندارد". روز ۱۲ مرداد ۳۲ رفراندوم غیر قانونی و مهندسی شده را در تهران و ۱۹ مرداد در شهرستانها برگزار کرده و سپس از شاه خواست که بر خلاف قانون مجلس را منحل نماید که شاه با توجه به نص صریح قانون با این درخواست مخالفت کرد. سپس او خودسرانه مجلس را منحل و "مظفر بقایی رییس مجلس را که از جبهه ملی نیز بود روانه زندان می کند". (باید توجه داشت که رفراندوم باید در یک روز برگزار گردد تا از تقلب و رای دادن یک نفر در بیش از یک شهر جلوگیری شود.)
▪️علاوه بر این مصدق برای اولین بار کاری کرد که بعد ها در رفراندوم ۱۲ فروردین ۵۸ نیز به گونه دیگری تکرار شد. و آن جدا کردن صندوق های رای آری و نه بود. به گونه ای که گروهی سر صندوق ها به ارعاب مردم برای انداختن رای آری اقدام می کردند.(در ۱۲ فروردین ۵۸ نیز برگه های سبز و قرمز برای رای آری و نه در نظر گرفته شده بود که هر کس می خواست رای نه به صندوق بیاندازد از بقیه جدا می شد!)
@flith
🔲"باور عامه" و نقش آن در امروز تاریک ما"
◼️مصدق
13
(تکه سیزدهم)
۷. در پی منحل کردن غیر قانونی مجلس توسط مصدق و به زندان فرستادن رییس مجلس، شاه مطابق با قانون وی را برکنار می کند. مصدق که به دلیل رفتارهای نادرستش همه هوادارانش در جبهه ملی و گروههای مذهبی مانند فداییان اسلام از دست داده بود به اتکای افسران توده ای مورد حمایتش در تاریخ 25 امرداد اقدام به کودتا بر علیه شاه می نماید. هدف این کودتا دستگیری و محاکمه و اعدام شاه مطابق با انقلاب روسیه بود. اما این کودتا باتوجه به مخالفت عمومی با مصدق و همچنین تنفر همگانی از حزب توده، مورد مخالفت همه گروههای سیاسی و مذهبی و همچنین مردم واقع شده و به قیام ملی ۲۸ امرداد می انجامد. درباره این وقایع شعبان جعفری که خود را مرید آیت الله کاشانی می داند، می گوید: "می گویند این دولت را من سرنگون کردم. اگر واقعا چنین باشد، دولتی که انقدر ضعیف باشد که توسط من (فردی عامی و بی سواد و لات مسلک) سرنگون شود همان بهتر که سقوط کند!
۸. شاه تا این زمان کاملا مطابق قانون عمل کرده و حتی از اقدامات خلاف قانون مصدق نیز چشم پوشی می نمود. در واقع این مصدق بود که کودتا کرد و با این کار به سرنگونی خویش کمک کرد. مصدق که در آغاز با شعارهایی چون پیاده سازی قوانین شریعت در اسلام آمد در پایان به دلیل عملکرد موذیانه اش کسی را اطراف خویش نداشت و ناچار شد بر خلاف همه حرف ها و شعارهایش به دامن کمونیسم و ضد مذهبی ها چنگ بیاندازد. اما سرنوشت دروغ و دغل در نهایت سرنگونی و شکست است.
۹. مصدق، مبلغ نظریه انگلیسی ولایت فقیه:
مصدق را باید نخستین کسی دانست که حکومت ولایت فقیه را رسما مطرح کرد. او در مجلس طبق قانون مشروطه که همه نمایندگان باید سوگند یاد می کردند که به شاهنشاهی ایران وفادار می ماندند، سوگند یاد نکرد و به جایش شمایل محمد، پیامبر اسلام را از جیبش بیرون آورد و گفت این کشور اسلام است. و به پادشاهی محمد سوگند یاد کرد. حمایت مادی و معنویش از ترورهای گروههای اسلامی مانند فداییان اسلام و موتلفه و ... جایی برای تردید باقی نمی گذارد که او به دستور اربابان انگلیسیش زمینه ساز پدید آوردن یک حکومت اسلامی شیعه در ایران بود. گذراندن قانون در مجلس برای آزادی قاتلان هوادارش یکی از شگفت انگیزترین رفتارهایی است که او بی هیچ شرمی آن را انجام داد.
@flith
◼️مصدق
13
(تکه سیزدهم)
۷. در پی منحل کردن غیر قانونی مجلس توسط مصدق و به زندان فرستادن رییس مجلس، شاه مطابق با قانون وی را برکنار می کند. مصدق که به دلیل رفتارهای نادرستش همه هوادارانش در جبهه ملی و گروههای مذهبی مانند فداییان اسلام از دست داده بود به اتکای افسران توده ای مورد حمایتش در تاریخ 25 امرداد اقدام به کودتا بر علیه شاه می نماید. هدف این کودتا دستگیری و محاکمه و اعدام شاه مطابق با انقلاب روسیه بود. اما این کودتا باتوجه به مخالفت عمومی با مصدق و همچنین تنفر همگانی از حزب توده، مورد مخالفت همه گروههای سیاسی و مذهبی و همچنین مردم واقع شده و به قیام ملی ۲۸ امرداد می انجامد. درباره این وقایع شعبان جعفری که خود را مرید آیت الله کاشانی می داند، می گوید: "می گویند این دولت را من سرنگون کردم. اگر واقعا چنین باشد، دولتی که انقدر ضعیف باشد که توسط من (فردی عامی و بی سواد و لات مسلک) سرنگون شود همان بهتر که سقوط کند!
۸. شاه تا این زمان کاملا مطابق قانون عمل کرده و حتی از اقدامات خلاف قانون مصدق نیز چشم پوشی می نمود. در واقع این مصدق بود که کودتا کرد و با این کار به سرنگونی خویش کمک کرد. مصدق که در آغاز با شعارهایی چون پیاده سازی قوانین شریعت در اسلام آمد در پایان به دلیل عملکرد موذیانه اش کسی را اطراف خویش نداشت و ناچار شد بر خلاف همه حرف ها و شعارهایش به دامن کمونیسم و ضد مذهبی ها چنگ بیاندازد. اما سرنوشت دروغ و دغل در نهایت سرنگونی و شکست است.
۹. مصدق، مبلغ نظریه انگلیسی ولایت فقیه:
مصدق را باید نخستین کسی دانست که حکومت ولایت فقیه را رسما مطرح کرد. او در مجلس طبق قانون مشروطه که همه نمایندگان باید سوگند یاد می کردند که به شاهنشاهی ایران وفادار می ماندند، سوگند یاد نکرد و به جایش شمایل محمد، پیامبر اسلام را از جیبش بیرون آورد و گفت این کشور اسلام است. و به پادشاهی محمد سوگند یاد کرد. حمایت مادی و معنویش از ترورهای گروههای اسلامی مانند فداییان اسلام و موتلفه و ... جایی برای تردید باقی نمی گذارد که او به دستور اربابان انگلیسیش زمینه ساز پدید آوردن یک حکومت اسلامی شیعه در ایران بود. گذراندن قانون در مجلس برای آزادی قاتلان هوادارش یکی از شگفت انگیزترین رفتارهایی است که او بی هیچ شرمی آن را انجام داد.
@flith
"باور عامه" و نقش آن در امروز تاریک ما"
مصدق
14
(تکه چهاردهم)
۱۰. تحریم ایران و وضع بد اقتصادی کشور: درباره ملی شدن صنعت نفت حرف بسیار استکه در جستاری دیگر به آن خواهیم پرداخت. اما برای دانستن اینکه ملی شدن چه سودی برای ما داشته باید کمی بیشتر بدانیم. و اینکه چرا رزم آرا با "روش مصدق" برای ملی شدن نفت مخالف بود و ... در قراردادی که پیش از ملی شدن نفت میان ایران و انگلیس بسته شده بود، ایران سودی ۲۰ درصدی از شرکت نفت بین المللی که نفت بسیاری از کشورها جمله عراق و لیبی و کویت و قطر و همچنین ۵۹ شرکت تابعه آن را در اختیار داشت. در واقع نفت ایران و بسیاری از کشورها با توجه به تولید هر یک فروخته و سود مشترکی بسته به تولید آنها به آن کشورها پرداخت می شد و ایران می توانست از فروش نفت دیگر کشورها نیز سود ببرد. (قرارداد در مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی موجود بوده و سایت مربوطه قابل دسترسی است). رزم آرا معتقد بود که "باید با سیاست، با انگلیس درباره ملی کردن نفت به توافق رسید تا سهم ایران از نفت سایر کشورها از دست نرود". اما با لجاجت و اشتباهات مصدق پرونده ایران به گونه ای پیش رفت که طبق مقررات بین المللی ایران نه تنها از آن سود محروم شد، بلکه مورد تحریم بین المللی نیز قرار گرفت و ناچار شد مبالغ هنگفتی را نیز صرف پرداخت غرامت به انگلیس کرده و انگلیس نیز تاسیسات فرسوده نفتی خود را با هزینه بسیار بیشتر به ایران فروخت در حالی که برای ایرانیان قابل استفاده نبود. در این شرای مصدق اقدام به گرفتن قرض های خارجی برای پرداخت مخارج کشور شد و پس از مدتی نیز به دلیل عدم توانایی در اداره کشور ناچار به چاپ پول بدون پشتوانه روی آورد که نتیجه آن تورم افسار گسیخته و گرانی شدید شد. افت شدید ارزش ریال در برابر دلار به گونه ای بود که دولت های بعدی تا چند سال نتوانستند این فاجعه اقتصادی را جبران نمایند. شایان ذکر است که مصدق به ادعای خودش در زمان مظفرالدین شاه و در اروپا دکترای حقوق گرفته بود! بنابراین می بایست دست کم بر حقوقی که رضاشاه برای ایران کسب کرده بود پایفشاری می کرد اما دقیقا برعکس عمل نمود. "چیزی که بررسی آن باعث می شود بدانیم شاهکار آقای مصدق زیانهای چند میلیارد دلاری به اقتصاد ایران وارد کرد"! در واقع ملی شدن صنعت نفت تنها شعاری عوام فریبانه بود که به نفع اقتصاد استعمار انگلیس رقم خورد. در حالی که ظاهر انگلیس خود را خشمگین و شکست خورده از ایران نشان می داد در باطن سود سرشاری از ملی شدن صنعت نفت در ایران برد. از سوی دیگر می دانست که با توجه به اینکه ایران نیروی انسانی متخصص و کافی نداسته همچنین نفتکش نیز ندارد برای استخراج و فروش نفت عملا وابسته به غرب خواهد ماند. انگلیس که پس از روی کار آمدن رضاشاه دیگر نمی توانست همانند دوران قاجاریه، سلطان قجر را حقوق بگیر خود کند، استعمارش را از جلوی پرده به پشت پرده برد و سود اقتصادی خود را توسط عواملش مانند مصدق السطنه به دست آورد در حالی که مردم ساده و عوام غرق در جشن و شادی بودند!!!
در حالی که بعدها جبهه ملی و حزب توده (هر دو از مخالفین مصدق) مصدق را پیشوای ناسیونالیسم ایرانی می دانستند، که خود او حتی در این باره یک خط نیز ننوشته است و هیچ توضیحی نیز درباره اشتباهات فاجعه بارش به ملت ایران نداده است. اما در عوض سخنرانی ها رسمی و نوشته های بسیاری درباره لزوم پیاده سازی قوانین اسلام در ایران دارد! که در واقع پایه جمهوری اسلامی شد.
@flith
مصدق
14
(تکه چهاردهم)
۱۰. تحریم ایران و وضع بد اقتصادی کشور: درباره ملی شدن صنعت نفت حرف بسیار استکه در جستاری دیگر به آن خواهیم پرداخت. اما برای دانستن اینکه ملی شدن چه سودی برای ما داشته باید کمی بیشتر بدانیم. و اینکه چرا رزم آرا با "روش مصدق" برای ملی شدن نفت مخالف بود و ... در قراردادی که پیش از ملی شدن نفت میان ایران و انگلیس بسته شده بود، ایران سودی ۲۰ درصدی از شرکت نفت بین المللی که نفت بسیاری از کشورها جمله عراق و لیبی و کویت و قطر و همچنین ۵۹ شرکت تابعه آن را در اختیار داشت. در واقع نفت ایران و بسیاری از کشورها با توجه به تولید هر یک فروخته و سود مشترکی بسته به تولید آنها به آن کشورها پرداخت می شد و ایران می توانست از فروش نفت دیگر کشورها نیز سود ببرد. (قرارداد در مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی موجود بوده و سایت مربوطه قابل دسترسی است). رزم آرا معتقد بود که "باید با سیاست، با انگلیس درباره ملی کردن نفت به توافق رسید تا سهم ایران از نفت سایر کشورها از دست نرود". اما با لجاجت و اشتباهات مصدق پرونده ایران به گونه ای پیش رفت که طبق مقررات بین المللی ایران نه تنها از آن سود محروم شد، بلکه مورد تحریم بین المللی نیز قرار گرفت و ناچار شد مبالغ هنگفتی را نیز صرف پرداخت غرامت به انگلیس کرده و انگلیس نیز تاسیسات فرسوده نفتی خود را با هزینه بسیار بیشتر به ایران فروخت در حالی که برای ایرانیان قابل استفاده نبود. در این شرای مصدق اقدام به گرفتن قرض های خارجی برای پرداخت مخارج کشور شد و پس از مدتی نیز به دلیل عدم توانایی در اداره کشور ناچار به چاپ پول بدون پشتوانه روی آورد که نتیجه آن تورم افسار گسیخته و گرانی شدید شد. افت شدید ارزش ریال در برابر دلار به گونه ای بود که دولت های بعدی تا چند سال نتوانستند این فاجعه اقتصادی را جبران نمایند. شایان ذکر است که مصدق به ادعای خودش در زمان مظفرالدین شاه و در اروپا دکترای حقوق گرفته بود! بنابراین می بایست دست کم بر حقوقی که رضاشاه برای ایران کسب کرده بود پایفشاری می کرد اما دقیقا برعکس عمل نمود. "چیزی که بررسی آن باعث می شود بدانیم شاهکار آقای مصدق زیانهای چند میلیارد دلاری به اقتصاد ایران وارد کرد"! در واقع ملی شدن صنعت نفت تنها شعاری عوام فریبانه بود که به نفع اقتصاد استعمار انگلیس رقم خورد. در حالی که ظاهر انگلیس خود را خشمگین و شکست خورده از ایران نشان می داد در باطن سود سرشاری از ملی شدن صنعت نفت در ایران برد. از سوی دیگر می دانست که با توجه به اینکه ایران نیروی انسانی متخصص و کافی نداسته همچنین نفتکش نیز ندارد برای استخراج و فروش نفت عملا وابسته به غرب خواهد ماند. انگلیس که پس از روی کار آمدن رضاشاه دیگر نمی توانست همانند دوران قاجاریه، سلطان قجر را حقوق بگیر خود کند، استعمارش را از جلوی پرده به پشت پرده برد و سود اقتصادی خود را توسط عواملش مانند مصدق السطنه به دست آورد در حالی که مردم ساده و عوام غرق در جشن و شادی بودند!!!
در حالی که بعدها جبهه ملی و حزب توده (هر دو از مخالفین مصدق) مصدق را پیشوای ناسیونالیسم ایرانی می دانستند، که خود او حتی در این باره یک خط نیز ننوشته است و هیچ توضیحی نیز درباره اشتباهات فاجعه بارش به ملت ایران نداده است. اما در عوض سخنرانی ها رسمی و نوشته های بسیاری درباره لزوم پیاده سازی قوانین اسلام در ایران دارد! که در واقع پایه جمهوری اسلامی شد.
@flith
🔲"باور عامه" و نقش آن در امروز تاریک ما
◼️مصدق
15
(تکه پانزدهم)
۱۱. مصدق، دمکراسی، دروغ:
وی همیشه شعار می داد شاه باید سلطنت کند نه حکومت! اما با بررسی گذشته وی درمیابیم که چنین نظری تنها در زمان پهلوی از وی ثبت شده و در زمان پادشاهی بستگان قاجاریش چنین نظراتی نداشته است. وی این جمله را زمانی عنوان کرد که "شاه کوچکترین رغبتی برای دخالت در حکومت نداشت و کاملا قانونی عمل می کرد". از سخنان مصدق چنان برمی آید که وی حکومت را از آن دولت(بخوانید خودش و ژن خوب قاجاریش) می دانست و نه مردم. وی در تمام عمر خود درباره به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه و انحلال مجلس ملی حتی سخنی به میان نیاورد و از شاهان قاجار به عنوان وطن پرست و آزاده نام می برد در حالی که قاجاریان رسما مستمری بگیر دولت انگلیس بودند و حتی نامه های همایونی شان به سفارت انگلیس در اعتراض به دیر شدن حقوق پرداختی موجود می باشد. (متن سخنرانی های مصدق موجود است) در زمان نخست وزیری وی به دلیل اینکه همه سیاستهای او در داخل شکست خورده بود، او مصمم به تظاهر به پیروزی سیاسی برابر انگلیس به هر قیمتی بود تا ظاهرا وضعیت بد اقتصادی و سیاسی داخلی را توجیه کند. به دلیل شرایط بد اقتصادی گسترش فقر و بیکاری، نا امنی اجتماعی نیز به اوج رسیده بود . مصدق برای در دست گرفتن اوضاع و سرکوب مخالفین در هر شهر کمیسیونی تشکیل داد که بتواند هر فردی را که صلاح دید "بدون دادگاه و دادرسی" محاکمه و اعدام و یا برای مدت طولانی به نقاط بدآب و هوا تبعید کند !!!! (این وضعیت بعدها در دادگاههای انقلاب نیز تکرار شد). مصدق خود از ملاک ها و فئودال ها بود و خودکامگی از کودکی در بند بند وجودش رسوخ کرده بود.
▪️او در زمانی که رضاشاه اقدام به ساخت راه آهن سراسری برای اتصال نقاط پرجمعیت کشور به یکدیگر کرد، به مخالفت برخواست و می گفت که "راه آهن باید از کرمانشاه به مشهد" برود. که بعدها مشخص شد این طرح برنامه انگلیس برای اتصال مستعمرات خود در شرق و غرب ایران یعنی عراق و افغانستان و پاکستان بوده است!
▪️زمانی که وی به جایی رسید که از اداره امور کشور باز ماند تلاش کرد نظریه توطئه سازی را مطرح کرده و تلاش به مظلوم نمایی و شهیدسازی از خود نمود. به طوریکه پس از دریافت حکم قانونی برکناریش از آن تمکین نکرد و با گفتن می خواهند کودتا کنند باعث شد در ۲۵ امرداد پای ارتش به موضوع باز شود ولی در عرض سه روز همه چیز به ضرر او تغییر کند. در اسناد منتشر شده وزارت امور خارجه امریکا کاملا مشخص است که حضور ارتش در کنار مردم در قیام ۲۸ امرداد بسیار ناگهانی مطرح می شود. مصدق با اینکه سه قوه مجریه و مقننه و قضاییه را در دست خود گرفته بود و عملا حکومتی مانند آنچه در ژاپن دوران جنگ جهانی دوم اتفاق افتاده بود تشکیل داده بود، باز هم نتوانست در برابر نیروهای مردمی مقاومت کند و این تصور که با تعدادی از افسران توده ای ارتش می تواند بر عیله شاه کودتا کند نیز غلط از آب در آمد.
▪️بررسی زندگی سیاسی مصدق سرتاسر نشانگر لجاجت، عوام فریبی، میل شدید به قدرت و جاه طلبی وی می باشد. به طوریکه منافع کشور را فدای این خواسته خویش می کند تا به عنوان قهرمان شناخته شود. وی چنان بود که همه جا به جای امضا می نوشت: دکترمصدق!
▪️او از افرادی است که از باورهای مذهبی مردم به نفع اهداف سیاسی خود سود می جست و در این راستا به اشاعه خرافات نیز می پرداخت به حدی که کار به جایی رسیده بود که درباره ملی کردن نفت حتی گفت که شخصی نورانی را درخواب دیده که به او این مسوولیت را داده و به این ترتیب می خواست علاوه بر جذب ملیون، "مذهبیون" را جذب خویش نماید. (روش هایی که در جریان انقلاب اسلامی دوباره باب شد!)
#
@flith
◼️مصدق
15
(تکه پانزدهم)
۱۱. مصدق، دمکراسی، دروغ:
وی همیشه شعار می داد شاه باید سلطنت کند نه حکومت! اما با بررسی گذشته وی درمیابیم که چنین نظری تنها در زمان پهلوی از وی ثبت شده و در زمان پادشاهی بستگان قاجاریش چنین نظراتی نداشته است. وی این جمله را زمانی عنوان کرد که "شاه کوچکترین رغبتی برای دخالت در حکومت نداشت و کاملا قانونی عمل می کرد". از سخنان مصدق چنان برمی آید که وی حکومت را از آن دولت(بخوانید خودش و ژن خوب قاجاریش) می دانست و نه مردم. وی در تمام عمر خود درباره به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه و انحلال مجلس ملی حتی سخنی به میان نیاورد و از شاهان قاجار به عنوان وطن پرست و آزاده نام می برد در حالی که قاجاریان رسما مستمری بگیر دولت انگلیس بودند و حتی نامه های همایونی شان به سفارت انگلیس در اعتراض به دیر شدن حقوق پرداختی موجود می باشد. (متن سخنرانی های مصدق موجود است) در زمان نخست وزیری وی به دلیل اینکه همه سیاستهای او در داخل شکست خورده بود، او مصمم به تظاهر به پیروزی سیاسی برابر انگلیس به هر قیمتی بود تا ظاهرا وضعیت بد اقتصادی و سیاسی داخلی را توجیه کند. به دلیل شرایط بد اقتصادی گسترش فقر و بیکاری، نا امنی اجتماعی نیز به اوج رسیده بود . مصدق برای در دست گرفتن اوضاع و سرکوب مخالفین در هر شهر کمیسیونی تشکیل داد که بتواند هر فردی را که صلاح دید "بدون دادگاه و دادرسی" محاکمه و اعدام و یا برای مدت طولانی به نقاط بدآب و هوا تبعید کند !!!! (این وضعیت بعدها در دادگاههای انقلاب نیز تکرار شد). مصدق خود از ملاک ها و فئودال ها بود و خودکامگی از کودکی در بند بند وجودش رسوخ کرده بود.
▪️او در زمانی که رضاشاه اقدام به ساخت راه آهن سراسری برای اتصال نقاط پرجمعیت کشور به یکدیگر کرد، به مخالفت برخواست و می گفت که "راه آهن باید از کرمانشاه به مشهد" برود. که بعدها مشخص شد این طرح برنامه انگلیس برای اتصال مستعمرات خود در شرق و غرب ایران یعنی عراق و افغانستان و پاکستان بوده است!
▪️زمانی که وی به جایی رسید که از اداره امور کشور باز ماند تلاش کرد نظریه توطئه سازی را مطرح کرده و تلاش به مظلوم نمایی و شهیدسازی از خود نمود. به طوریکه پس از دریافت حکم قانونی برکناریش از آن تمکین نکرد و با گفتن می خواهند کودتا کنند باعث شد در ۲۵ امرداد پای ارتش به موضوع باز شود ولی در عرض سه روز همه چیز به ضرر او تغییر کند. در اسناد منتشر شده وزارت امور خارجه امریکا کاملا مشخص است که حضور ارتش در کنار مردم در قیام ۲۸ امرداد بسیار ناگهانی مطرح می شود. مصدق با اینکه سه قوه مجریه و مقننه و قضاییه را در دست خود گرفته بود و عملا حکومتی مانند آنچه در ژاپن دوران جنگ جهانی دوم اتفاق افتاده بود تشکیل داده بود، باز هم نتوانست در برابر نیروهای مردمی مقاومت کند و این تصور که با تعدادی از افسران توده ای ارتش می تواند بر عیله شاه کودتا کند نیز غلط از آب در آمد.
▪️بررسی زندگی سیاسی مصدق سرتاسر نشانگر لجاجت، عوام فریبی، میل شدید به قدرت و جاه طلبی وی می باشد. به طوریکه منافع کشور را فدای این خواسته خویش می کند تا به عنوان قهرمان شناخته شود. وی چنان بود که همه جا به جای امضا می نوشت: دکترمصدق!
▪️او از افرادی است که از باورهای مذهبی مردم به نفع اهداف سیاسی خود سود می جست و در این راستا به اشاعه خرافات نیز می پرداخت به حدی که کار به جایی رسیده بود که درباره ملی کردن نفت حتی گفت که شخصی نورانی را درخواب دیده که به او این مسوولیت را داده و به این ترتیب می خواست علاوه بر جذب ملیون، "مذهبیون" را جذب خویش نماید. (روش هایی که در جریان انقلاب اسلامی دوباره باب شد!)
#
@flith
🔴"باور عامه" و نقش آن در امروز تاریک ما
🔸مصدق
16
(تکه شانزدهم)
۱۲. مصدق و کمونیسم، فراماسونری:
🔹حزب توده از دوران رضاشاه فعالیت خود را آغاز کرده بود. مصدق به دلیل سیاست های نادرستش کم کم هوادارانش را از دست داد و در اواخر نخست وزیریش ناچار شد تا با توده ای ها همکاری نماید که این باعث شد آخرین هوادارن او که مذهبی ها بودند نیز بر ضد او عمل نمایند.
🔹به دلیل فشار مصدق به شهربانی و دیگر دستگاه ها برای کاهش قدرت آنها و اضافه کردن اختیاراتشان به زیر مجموعه خودش، حزب توده که تا دوره مصدق تنها ۴۰ نفر از افسران ارتش و شهربانی را به خود جذب کرده بود، طی دوران ۲۸ ماهه مصدق ۶۳۰ تن از افسران و درجه داران ارتش را جذب خود کرد.
🔹 بعدها مشخص شد که برنامه حزب توده نیز همکاری با مصدق نبوده بلکه مقرر بود تا با استفاده از فضایی که مصدق به آنها داده بود کودتایی در جهت خواست شوروی توسط افسران توده ای انجام دهد ایران کشوری کمونیست گردد.
🔹 این تنها دلیل اصلی حمایت امریکا از قیام ملی ۲۸ امرداد بود که بعدها هم در اسناد انتشار یافت.
🔹او یکی از فراماسون هایی بود که در سوییس عضو این گروه شده بود و در زمان حیاتش سند درخواست عضویتش در کتاب محمود کتیرایی منتشر شد و به نظر می رسد سکوت وی حکم تایید اوست بر این سند.
@flith
🔸مصدق
16
(تکه شانزدهم)
۱۲. مصدق و کمونیسم، فراماسونری:
🔹حزب توده از دوران رضاشاه فعالیت خود را آغاز کرده بود. مصدق به دلیل سیاست های نادرستش کم کم هوادارانش را از دست داد و در اواخر نخست وزیریش ناچار شد تا با توده ای ها همکاری نماید که این باعث شد آخرین هوادارن او که مذهبی ها بودند نیز بر ضد او عمل نمایند.
🔹به دلیل فشار مصدق به شهربانی و دیگر دستگاه ها برای کاهش قدرت آنها و اضافه کردن اختیاراتشان به زیر مجموعه خودش، حزب توده که تا دوره مصدق تنها ۴۰ نفر از افسران ارتش و شهربانی را به خود جذب کرده بود، طی دوران ۲۸ ماهه مصدق ۶۳۰ تن از افسران و درجه داران ارتش را جذب خود کرد.
🔹 بعدها مشخص شد که برنامه حزب توده نیز همکاری با مصدق نبوده بلکه مقرر بود تا با استفاده از فضایی که مصدق به آنها داده بود کودتایی در جهت خواست شوروی توسط افسران توده ای انجام دهد ایران کشوری کمونیست گردد.
🔹 این تنها دلیل اصلی حمایت امریکا از قیام ملی ۲۸ امرداد بود که بعدها هم در اسناد انتشار یافت.
🔹او یکی از فراماسون هایی بود که در سوییس عضو این گروه شده بود و در زمان حیاتش سند درخواست عضویتش در کتاب محمود کتیرایی منتشر شد و به نظر می رسد سکوت وی حکم تایید اوست بر این سند.
@flith
🔴"باور عامه" و نقش آن در امروز تاریک ما
مصدق
17
(تکه هفدهم)
و در پایان...
🔹 وی کاری کرد که شاه به این نتیجه برسد که اگر بخواهد فقط سلطنت کند کسانی پیدا می شوند که با دروغ و عوامفریبی کشور را دو دستی به انگلیس و شوروی تقدیم کنند. شاه تا پیش از نخست وزیری مصدق فردی کاملا دمکرات بود و هر ۶ ماه یک بار نخست وزیر را یا عوض می کرد و یا دوباره به مجلس نمایندگان معرفی می کرد تا مجلس منتخب مردم که در انتخاباتی کاملا آزاد برگزیده شده بودند به وی رای اعتماد دهد تا دولت منتخب مردم باشد.
🔹 هیچ سند و شکایتی از دخالت دربار در انتخابات تا دوره موجود نیست. شاه تا آن زمان می پنداشت که مانند کشورهای اروپایی تنها یک سمبل است و باید در حیطه قانون عمل کند. و از شهریور ۲۰ تا مرداد ۳۲ دقیقا بر همین اساس کار کرد.
🔹مصدق جریان شکنجه و تبعید را برای مخالفینش گشود که تاکنون هم درباره سیاسیون ادامه دارد. اگر مصدق اجازه می داد شاه هر ۶ ماه یکبار حکم نخست وزیریش را طبق قانون تمدید کند و مجلس را منحل نمی کرد و حداقل در نهایت از حکم برکناریش تمکین می نمود؛ می توانست به حیات سیاسی خود ادامه دهد.
🔹با تمام این احوال و مشخص شدن نقش منفی و خیانتهای مصدق به کشور، شاه او را بخشید. اما مصدق با حمایت مالی از گروه فداییان اسلام که بعدها زیر نام هیات موتلفه اسلامی توسط هاشمی رفسنجانی و هم فکرانش شکل گرفته بود اقدام به دشمنی با شاه نمود. چنان که در خاطرات مصدق و رفسنجانی نوشته شده است او چند روز پیش از ترور علی منصور نخست وزیر ایران مبلغی را به هاشمی رفسنجانی هدیه کرده بود. او حتی در نامه ای از افکار اسلامیستی رفسنجانی حمایت کرده و کتاب او را که درباره حقوق فلسطین و لزوم کمک مسلمانان به فلسطینیان در برابر اسراییل نوشته شده بود را تقدیر کرد.
🔹مصدق چنان منفور شده بود که تا سالها نامی از وی به میان نمی آمد مگر در میان افرادی همچون هاشمی رفسنجانی و ... . در تمام دوران فعالیت سیاسی مصدق حمایت او از پیاده شدن قوانین اسلامی موج می زند. بستن مشروب فروشی ها، مخالفت با حق رای زنان، قطع رابطه با اسراییل، مصوب کردن تقویم رسمی ایران بر پایه هجرت محمد از مکه به مدینه، اشهد خواندن در مجلس، حمل همیشگی قرآن در جیبش و ارائه دایمی آن در مجلس و بسیاری از کارهای دیگر که در جهت اسلامیزه کردن کشور و بر ضد برنامه های مدرنیزاسیون رضاشاه بود.
🔹نام مصدق تنها در زمان انقلاب دوباره بر سر زبان ها افتاد زیرا نیروهایی که خود را ملی مذهبی می نامیدند می خواستند از این راه مردم را تحریک و خود را به مصدق پیوند بزنند. زیرا به این نکته پی برده بودند که مردم حافظه تاریخ کوتاه مدتی داشته و منافع لحظه ای خویش را بر هر چیزی ترجیح می دهند. جبهه ملی تنها با یک پروپاگاندا می توانست ابراز وجود کند. در جریان انقلاب برای استفاده از نفوذ ملیون تا پس از انقلاب مخالفتی با وجود نام وی نداشت. حتی وقتی که نام خیابان کورش تهران را به مصدق تغییر دادند، پس از مدتی این خیابان به شریعتی تبدیل شد.
@flith
مصدق
17
(تکه هفدهم)
و در پایان...
🔹 وی کاری کرد که شاه به این نتیجه برسد که اگر بخواهد فقط سلطنت کند کسانی پیدا می شوند که با دروغ و عوامفریبی کشور را دو دستی به انگلیس و شوروی تقدیم کنند. شاه تا پیش از نخست وزیری مصدق فردی کاملا دمکرات بود و هر ۶ ماه یک بار نخست وزیر را یا عوض می کرد و یا دوباره به مجلس نمایندگان معرفی می کرد تا مجلس منتخب مردم که در انتخاباتی کاملا آزاد برگزیده شده بودند به وی رای اعتماد دهد تا دولت منتخب مردم باشد.
🔹 هیچ سند و شکایتی از دخالت دربار در انتخابات تا دوره موجود نیست. شاه تا آن زمان می پنداشت که مانند کشورهای اروپایی تنها یک سمبل است و باید در حیطه قانون عمل کند. و از شهریور ۲۰ تا مرداد ۳۲ دقیقا بر همین اساس کار کرد.
🔹مصدق جریان شکنجه و تبعید را برای مخالفینش گشود که تاکنون هم درباره سیاسیون ادامه دارد. اگر مصدق اجازه می داد شاه هر ۶ ماه یکبار حکم نخست وزیریش را طبق قانون تمدید کند و مجلس را منحل نمی کرد و حداقل در نهایت از حکم برکناریش تمکین می نمود؛ می توانست به حیات سیاسی خود ادامه دهد.
🔹با تمام این احوال و مشخص شدن نقش منفی و خیانتهای مصدق به کشور، شاه او را بخشید. اما مصدق با حمایت مالی از گروه فداییان اسلام که بعدها زیر نام هیات موتلفه اسلامی توسط هاشمی رفسنجانی و هم فکرانش شکل گرفته بود اقدام به دشمنی با شاه نمود. چنان که در خاطرات مصدق و رفسنجانی نوشته شده است او چند روز پیش از ترور علی منصور نخست وزیر ایران مبلغی را به هاشمی رفسنجانی هدیه کرده بود. او حتی در نامه ای از افکار اسلامیستی رفسنجانی حمایت کرده و کتاب او را که درباره حقوق فلسطین و لزوم کمک مسلمانان به فلسطینیان در برابر اسراییل نوشته شده بود را تقدیر کرد.
🔹مصدق چنان منفور شده بود که تا سالها نامی از وی به میان نمی آمد مگر در میان افرادی همچون هاشمی رفسنجانی و ... . در تمام دوران فعالیت سیاسی مصدق حمایت او از پیاده شدن قوانین اسلامی موج می زند. بستن مشروب فروشی ها، مخالفت با حق رای زنان، قطع رابطه با اسراییل، مصوب کردن تقویم رسمی ایران بر پایه هجرت محمد از مکه به مدینه، اشهد خواندن در مجلس، حمل همیشگی قرآن در جیبش و ارائه دایمی آن در مجلس و بسیاری از کارهای دیگر که در جهت اسلامیزه کردن کشور و بر ضد برنامه های مدرنیزاسیون رضاشاه بود.
🔹نام مصدق تنها در زمان انقلاب دوباره بر سر زبان ها افتاد زیرا نیروهایی که خود را ملی مذهبی می نامیدند می خواستند از این راه مردم را تحریک و خود را به مصدق پیوند بزنند. زیرا به این نکته پی برده بودند که مردم حافظه تاریخ کوتاه مدتی داشته و منافع لحظه ای خویش را بر هر چیزی ترجیح می دهند. جبهه ملی تنها با یک پروپاگاندا می توانست ابراز وجود کند. در جریان انقلاب برای استفاده از نفوذ ملیون تا پس از انقلاب مخالفتی با وجود نام وی نداشت. حتی وقتی که نام خیابان کورش تهران را به مصدق تغییر دادند، پس از مدتی این خیابان به شریعتی تبدیل شد.
@flith
🔴"باور عامه" و نقش آن در امروز تاریک ما
مصدق
18
(تکه هژدهم)
🔹مردم نشان داده اند که دست کم در تاریخ معاصر در انتخاب هایشان چقدر ضعیف و احساسی عمل می کنند. گروهی از مردم به دلیل پروپاگاندای جبهه ملی و حزب توده می پندارند که ۲۵ مرداد زمانی بود که ایران در اوج دمکراسی بوده است و مصدق می توانست ایران را (با کودتا!) به نظام جمهوری واقعی برساند، اما دقت در شرایط کشورهای مشابه در خاورمیانه نشانگر آنست که اگر با مصدق به دوران قاجار پرتاب نمی شدیم در بهترین حالت ایجاد جمهوری توسط مصدق جز به پدید آمدن حکومتی شبیه حکومت موروثی اسد ها در سوریه، علی اف ها در آذربایجان، حزب بعث صدام در عراق و ... نمی انجامید. آن هم به شکل آبا و اجدای قاجاریش. به زبان ساده، او می خواست یه نام نخست وزیری، مصدق شاه شود و شاید قدرت از رفت رفته تبار قاجاریش را به دست آورد. چیزی که در عمل نشان داد جز این نیست. هرچند که کودتای ۲۵ امرداد بر ضد شاه به دست حزب توده انجام شد و به احتمال زیاد هم پس از آن به سرعت مصدق سقوط کرده و ایران کمونیستی بخشی از شوروی می شد. دوره نخست وزیری مصدق همچون دوره ای که در زمان قاجار وزیر مالیه یا دارایی بود سرشار است از بی کفایتی های اقتصادی. افزایش قروض خارجی، کاهش ارزش پول ملی، افزایش گرانی و تورم، چاپ پول بی پشتوانه و ... نشانه اشتباهات بسیار او در اداره کشو و نارضایتی مردم بود.
🔹در زمانی که مردم کشور در قحطی بودند، اقوام قاجاری وی در عیش و نوش به سر برده و خود ایشان نیز در سوییس در حال خرید ویلا و خردی و فروش املاک بود. خوی فئودالی او اجازه نمی داد از علاقه وی به زمین و ملک چیزی کم شود برای همین بعدها همین خرید ملک را در بورلی هیلز کالیفرنیا ادامه داد.
🔹چیزی که مستندات تاریخی ما از مصدق بر جای گذاشته است نشانگر کسی است که می خواست حتی افکار درست خودش را نیز حتی بر خلاف قانون پیاده کند. در تاریخ چنین افرادی زیاد بوده اند اما هیچ گاه به سر منزل مقصود نرسیده اند و در نهایت نیز روزی دستشان رو شده است.
🔹البته از نقش تاریخی مردم ایران هم در دیکتاتور پروری نباید گذشت!!!
@flith
مصدق
18
(تکه هژدهم)
🔹مردم نشان داده اند که دست کم در تاریخ معاصر در انتخاب هایشان چقدر ضعیف و احساسی عمل می کنند. گروهی از مردم به دلیل پروپاگاندای جبهه ملی و حزب توده می پندارند که ۲۵ مرداد زمانی بود که ایران در اوج دمکراسی بوده است و مصدق می توانست ایران را (با کودتا!) به نظام جمهوری واقعی برساند، اما دقت در شرایط کشورهای مشابه در خاورمیانه نشانگر آنست که اگر با مصدق به دوران قاجار پرتاب نمی شدیم در بهترین حالت ایجاد جمهوری توسط مصدق جز به پدید آمدن حکومتی شبیه حکومت موروثی اسد ها در سوریه، علی اف ها در آذربایجان، حزب بعث صدام در عراق و ... نمی انجامید. آن هم به شکل آبا و اجدای قاجاریش. به زبان ساده، او می خواست یه نام نخست وزیری، مصدق شاه شود و شاید قدرت از رفت رفته تبار قاجاریش را به دست آورد. چیزی که در عمل نشان داد جز این نیست. هرچند که کودتای ۲۵ امرداد بر ضد شاه به دست حزب توده انجام شد و به احتمال زیاد هم پس از آن به سرعت مصدق سقوط کرده و ایران کمونیستی بخشی از شوروی می شد. دوره نخست وزیری مصدق همچون دوره ای که در زمان قاجار وزیر مالیه یا دارایی بود سرشار است از بی کفایتی های اقتصادی. افزایش قروض خارجی، کاهش ارزش پول ملی، افزایش گرانی و تورم، چاپ پول بی پشتوانه و ... نشانه اشتباهات بسیار او در اداره کشو و نارضایتی مردم بود.
🔹در زمانی که مردم کشور در قحطی بودند، اقوام قاجاری وی در عیش و نوش به سر برده و خود ایشان نیز در سوییس در حال خرید ویلا و خردی و فروش املاک بود. خوی فئودالی او اجازه نمی داد از علاقه وی به زمین و ملک چیزی کم شود برای همین بعدها همین خرید ملک را در بورلی هیلز کالیفرنیا ادامه داد.
🔹چیزی که مستندات تاریخی ما از مصدق بر جای گذاشته است نشانگر کسی است که می خواست حتی افکار درست خودش را نیز حتی بر خلاف قانون پیاده کند. در تاریخ چنین افرادی زیاد بوده اند اما هیچ گاه به سر منزل مقصود نرسیده اند و در نهایت نیز روزی دستشان رو شده است.
🔹البته از نقش تاریخی مردم ایران هم در دیکتاتور پروری نباید گذشت!!!
@flith
"باور عامه" و نقش آن در امروز تاریک ما
19
(تکه نوزدهم)
فهرست منابع:
روزنامه رسمی ایران- شماره 1569- 5 تیر 1329 صفحه 1
روزنامه جمهوری اسلامی – شماره 4533- 28 دی 1373
نفت و خون- نوشته منوچهر فرمانفرماییان –صفحات 327 و 328
زندگی سیاسی مصدق در نهضت ملی ایران -نوشته دکتر فواد روحانی- به ویژه صفحه 380
خواب آشفته نفت- نوشته دکتر محمد علی موحد -صفحه 672
نگاهي به كارنامه سياسي دكتر محمد مصدق – نوشته جلال متینی- به ویژه صفحه 342
مصدق، نفت - جیمز بیل- ویلیام راجر لویس
دکتر محمد مصدق - خاطرات و تالمات دکتر محمد مصدق - مشتمل بر دو کتاب: ۱- شرح مختصری از زندگی و خاطراتم ۲- مختصری از تاریخ ملی شدن نفت در ایران - به کوشش ایرج افشار صفحه ۳۲تا 80
#معمای شاه- عباس میلانی
@flith
19
(تکه نوزدهم)
فهرست منابع:
روزنامه رسمی ایران- شماره 1569- 5 تیر 1329 صفحه 1
روزنامه جمهوری اسلامی – شماره 4533- 28 دی 1373
نفت و خون- نوشته منوچهر فرمانفرماییان –صفحات 327 و 328
زندگی سیاسی مصدق در نهضت ملی ایران -نوشته دکتر فواد روحانی- به ویژه صفحه 380
خواب آشفته نفت- نوشته دکتر محمد علی موحد -صفحه 672
نگاهي به كارنامه سياسي دكتر محمد مصدق – نوشته جلال متینی- به ویژه صفحه 342
مصدق، نفت - جیمز بیل- ویلیام راجر لویس
دکتر محمد مصدق - خاطرات و تالمات دکتر محمد مصدق - مشتمل بر دو کتاب: ۱- شرح مختصری از زندگی و خاطراتم ۲- مختصری از تاریخ ملی شدن نفت در ایران - به کوشش ایرج افشار صفحه ۳۲تا 80
#معمای شاه- عباس میلانی
@flith
در کتاب شاهان نفت ، اثر اندرو اسکات کوپر ، توضیح داده میشه که چطور شاه ایران و ملک فیصل پادشاه عربستان ، معادلات نفتی غرب را به هم زدن و چاره ای جز سرنگونی هر دو برای آمریکا باقی نماند.
شاه و ملک فیصل ، اوپک را به هم ریختند و فیصل برای دهن کجی به اسرائیل صدور نفت را به غرب دچار مشکل کرد و باعث بحران نفتی سال هفتاد و سه میلادی شد ، او خواست تا آمریکا بین نفت یا حمایت از اسراییل ، یکی را انتخاب کند.
حتی شاه ایران ، پا فراتر گذاشت و تهدید کرد که قرار دادهای نفتی را به هیچ وجه امضا نمیکند و قصد دارد انرژی کشور را از طریق اتمی ، تامین کند.
ملک فیصل ، سال هفتاد و پنج میلادی ترور میشود و جایش رو به یک مشت سیاست مدار فاسد آل سعود میدهد.
@flith
شاه و ملک فیصل ، اوپک را به هم ریختند و فیصل برای دهن کجی به اسرائیل صدور نفت را به غرب دچار مشکل کرد و باعث بحران نفتی سال هفتاد و سه میلادی شد ، او خواست تا آمریکا بین نفت یا حمایت از اسراییل ، یکی را انتخاب کند.
حتی شاه ایران ، پا فراتر گذاشت و تهدید کرد که قرار دادهای نفتی را به هیچ وجه امضا نمیکند و قصد دارد انرژی کشور را از طریق اتمی ، تامین کند.
ملک فیصل ، سال هفتاد و پنج میلادی ترور میشود و جایش رو به یک مشت سیاست مدار فاسد آل سعود میدهد.
@flith
ولنتاین، سپندارمذگان، یا هر روزِ عشق دیگری و به هر فرهنگی؛ فرقی نمیکند.
بد نیست گاهی، به هر بهانه ای یادمان بیُفتد که "عشق" اتفاقی مقدس است
بد نیست یادمان باشد؛ که عزیزانمان فقط به دوست داشتنِ دلیِ ما نیاز ندارند.
باید ابراز کرد،
باید با رفتاری، کلامی، لبخندی، هدیه یا شاخه گلی؛ دوست داشتنی بودنِ آدمها را یادشان آورد،
که میزان هیچ علاقه و خواستنی، حدس زدنی و هیچ دوست داشتنی، ناگفتنی نیست.
دوست داشتن ها را باید گفت، قبل از آنکه دیر شود...
اگر کسی را دوست داری، همین امروز هرجور شده اثباتش کن.
کمک کن بوتهی بی پناهِ عشق، نمیرد.
که بدون عشق؛ خیابانها سرد و غمگین،
و آدمها شبیهِ ربات میشوند !
#نرگس_صرافیان_طوفان
@flith
بد نیست گاهی، به هر بهانه ای یادمان بیُفتد که "عشق" اتفاقی مقدس است
بد نیست یادمان باشد؛ که عزیزانمان فقط به دوست داشتنِ دلیِ ما نیاز ندارند.
باید ابراز کرد،
باید با رفتاری، کلامی، لبخندی، هدیه یا شاخه گلی؛ دوست داشتنی بودنِ آدمها را یادشان آورد،
که میزان هیچ علاقه و خواستنی، حدس زدنی و هیچ دوست داشتنی، ناگفتنی نیست.
دوست داشتن ها را باید گفت، قبل از آنکه دیر شود...
اگر کسی را دوست داری، همین امروز هرجور شده اثباتش کن.
کمک کن بوتهی بی پناهِ عشق، نمیرد.
که بدون عشق؛ خیابانها سرد و غمگین،
و آدمها شبیهِ ربات میشوند !
#نرگس_صرافیان_طوفان
@flith
فروغ؛ زنی که بیشترین "فاحشه"های تاریخ معاصر را شنید!
درباره اینکه چرا به فروغ میگفتند فاحشه؟ در آن زمان هر کس به هر بهانه ای به فروغ حمله و هتاکی می کرد. هتاکان نه فقط در میان مردم عادی جامعه، که اتفاقا بخشی از روشنفکران آن سالها بودند که ظهور زن مطرح شده ی دوران، داشت خفه شان میکرد. جلال آلاحمد مریدانی داشت که کسب و کار دائم شان تمسخر، توهین و هتاکی به فروغ بود. خودِ جلال آلاحمد هم تا قبل از انتشار کتاب "تولدی دیگر"میانه ی خوبی با فروغ نداشت. شعر فروغ به نظرش پایین تنهای میآمد و آدم حسابش نمیکرد. فروغ فرخزاد، بی پرده، جسور، متجدد و موفق بود؛ شعر میگفت و از عصیان و رسوایی و تَناش مینوشت... به نقشهای رسمی تن نداده بود. به خودش می رسید، کمی هم بد دهن بود و نه تنها ماتیک میزد، که عرق هم میخورد و این یعنی او همهی اِلمانهای لازم را دارا بود برای آن که کفر آقایان را دربیاورد و دیوانهشان کند، و اینها همه توهینی به "کیانِ نرینگی آقایان" بود. یادمان باشد که بیشترین فاحشههای تاریخ معاصر را همین فروغ فرخزاد شنیده است.
نقل قول از خانم "شهرنوش پارسی پور"
#فروغ_فرخزاد
@flith
درباره اینکه چرا به فروغ میگفتند فاحشه؟ در آن زمان هر کس به هر بهانه ای به فروغ حمله و هتاکی می کرد. هتاکان نه فقط در میان مردم عادی جامعه، که اتفاقا بخشی از روشنفکران آن سالها بودند که ظهور زن مطرح شده ی دوران، داشت خفه شان میکرد. جلال آلاحمد مریدانی داشت که کسب و کار دائم شان تمسخر، توهین و هتاکی به فروغ بود. خودِ جلال آلاحمد هم تا قبل از انتشار کتاب "تولدی دیگر"میانه ی خوبی با فروغ نداشت. شعر فروغ به نظرش پایین تنهای میآمد و آدم حسابش نمیکرد. فروغ فرخزاد، بی پرده، جسور، متجدد و موفق بود؛ شعر میگفت و از عصیان و رسوایی و تَناش مینوشت... به نقشهای رسمی تن نداده بود. به خودش می رسید، کمی هم بد دهن بود و نه تنها ماتیک میزد، که عرق هم میخورد و این یعنی او همهی اِلمانهای لازم را دارا بود برای آن که کفر آقایان را دربیاورد و دیوانهشان کند، و اینها همه توهینی به "کیانِ نرینگی آقایان" بود. یادمان باشد که بیشترین فاحشههای تاریخ معاصر را همین فروغ فرخزاد شنیده است.
نقل قول از خانم "شهرنوش پارسی پور"
#فروغ_فرخزاد
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اصطلاح «مثل دخترها» معنایی منفی دارد
برای کاری که ضعیف و مسخره به نظر بیاید.
*مثل دخترا شوت میکنی!
*مثل دخترا میدوی!
*مثل دخترا پارک میکنی!
هزاران دختر از سراسر جهان بهپاخاستهاند که این مثال احمقانه را عوض کنند.
@flith
برای کاری که ضعیف و مسخره به نظر بیاید.
*مثل دخترا شوت میکنی!
*مثل دخترا میدوی!
*مثل دخترا پارک میکنی!
هزاران دختر از سراسر جهان بهپاخاستهاند که این مثال احمقانه را عوض کنند.
@flith
سروده ای از روانشاد سعیدی سیرجانی
وطن امروز اسیر دو سه تن بی وطن است
انهدام وطن از نکبت این چند تن است
این یکی لاشخور و آن دگری جغد سیاه
این یکی مرده خور و آن دگری گور کن است
آن شده پیش نماز چمن دانشگاه
واقعا قصه او قصه خر در چمن است
عطش قاضی اسلام بنازم که چنین
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حیوان عجیبی ماند
که دمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هیات حاکم ما هیات خیرات خوری ست
هیات دولت ما هیات زنجیر زن است
تا که باشد وطنم دست دو تن تعزیه خوان
همه جا قتل حسین یا که عزای حسن است
روزگاری که وطن غصب کفن دزدان است
عجبی نیست اگر مرده ما بی کفن است
می زند خون جوانان وطن موج هنوز
این چنین است که لب تشنه و خونین بدن است
مملکتداری از این قوم چه داری تو امید
که در اندیشه جیب و شکم وخیک تن است
بر نیاید ز بز و بزمچه خرمن کوبی
کار بر عهده گاو نر و مرد کهن است
شده هر بی خردی صاحب یک دسته قشون
هر خطا پیشه رئیس دوسه تا انجمن است
این یکی دشمن شعر و گل و موسیقی و عشق
آن یکی دشمن ملیت و خصم سنن است
بلبلان را همه کشتند به فتوای فقیه
حالیا وقت نوا خوانی زاغ و زغن است
حد شرعی به گل لاله و نرگس زده است
حاکم شرع که غارتگر دشت و دمن است
سرزمین گل و بلبل به چه روزی افتاد
بلبلِ آن وزغ است و چمن آن لجن است
مجلس ختم قناریست بیا ای قاری
که کنون نوبت تو طوطی شکر شکن است
این چه بوییست که از زیر عبا می آید
که چنین باعث دلسردی مشک ختن است
داده بودند خبر، بت شکنی می آید
بت شکن آمد و دیدیم که پیمان شکن است
مذهب مرجع تقلید اگر بی وطنی است
سجده بر خاک وطن مذهب و آئین من است.
@flith
وطن امروز اسیر دو سه تن بی وطن است
انهدام وطن از نکبت این چند تن است
این یکی لاشخور و آن دگری جغد سیاه
این یکی مرده خور و آن دگری گور کن است
آن شده پیش نماز چمن دانشگاه
واقعا قصه او قصه خر در چمن است
عطش قاضی اسلام بنازم که چنین
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حیوان عجیبی ماند
که دمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هیات حاکم ما هیات خیرات خوری ست
هیات دولت ما هیات زنجیر زن است
تا که باشد وطنم دست دو تن تعزیه خوان
همه جا قتل حسین یا که عزای حسن است
روزگاری که وطن غصب کفن دزدان است
عجبی نیست اگر مرده ما بی کفن است
می زند خون جوانان وطن موج هنوز
این چنین است که لب تشنه و خونین بدن است
مملکتداری از این قوم چه داری تو امید
که در اندیشه جیب و شکم وخیک تن است
بر نیاید ز بز و بزمچه خرمن کوبی
کار بر عهده گاو نر و مرد کهن است
شده هر بی خردی صاحب یک دسته قشون
هر خطا پیشه رئیس دوسه تا انجمن است
این یکی دشمن شعر و گل و موسیقی و عشق
آن یکی دشمن ملیت و خصم سنن است
بلبلان را همه کشتند به فتوای فقیه
حالیا وقت نوا خوانی زاغ و زغن است
حد شرعی به گل لاله و نرگس زده است
حاکم شرع که غارتگر دشت و دمن است
سرزمین گل و بلبل به چه روزی افتاد
بلبلِ آن وزغ است و چمن آن لجن است
مجلس ختم قناریست بیا ای قاری
که کنون نوبت تو طوطی شکر شکن است
این چه بوییست که از زیر عبا می آید
که چنین باعث دلسردی مشک ختن است
داده بودند خبر، بت شکنی می آید
بت شکن آمد و دیدیم که پیمان شکن است
مذهب مرجع تقلید اگر بی وطنی است
سجده بر خاک وطن مذهب و آئین من است.
@flith
گل چیدن یا گل پروردن؟
قربان عباسی
کامو متفکر بزرگ فرانسوی درجایی می نویسد:
«اگر کسی همینجا به من می گفت کتابی درباره اخلاق بنویسم کتابی که می نوشتم صد صفحه می داشت که نودو نه صفحه اش سفید بود و روی صفحه آخر می نوشتم؛من تنها یک وظیفه می شناسم و آن عشق ورزیدن است» که عشق سرشاری قلب است.» درباب فضیلت عشق ادبا و فلاسفه جهان به اندازه کافی نوشته اند و در اهمیت آن همین بس که عشق بنیان تمام فضائل انسانی است.افلاطون در ضیافت می نویسد که عشق هنر مراقبت و پرستاری است.
در اسطوره شناسی یونانی اروس الهه عشق نه مانند خدایان جاویدان است و نه مانند انسان نامیرا.بلکه چیزی است میان این دو.اروس میان خداوند و انسان قرار می گیرد و پیام ها و هدایا را از یکی به دیگری می رساند.او فقط سه پیام ردو بدل می کند؛زیبایی،خوبی و راستی.
ازدید افلاطون عشق نردبانی است که ما را بالا می کشد.نوعی استعلاست.نوعی فراتر رفتن ازخود.بارداری روح است که درنهایت به آفرینندگی منجر می شود.ازاین روست که می نویسد:«عشق نگاه کردن به یکدیگر نیست بلکه نگاه کردن به بیرون ازخود است».
آنتوانت دوسنت اگزوپری خالق شازده کوچولو معتقد بود«عشق تربیت قلب است.درآغوش کشیدن معشوق نیست بلکه درآغوش کشیدن زندگی است»
اریک فروم روانکاو آلمانی درهنر عشق ورزیدن می نویسد:«عشق یعنی کمک به معشوق که به رویاهای خود تحقق بخشد».عشق مبارزه و پیکاری است برای تحقق آرزو و خوشبختی دیگری.کسی که عاشق است همواره مراقب است.متضاد عشق نه نفرت بلکه افسردگی است.افسردگی یعنی ازدست دادن ظرفیت عاشق شدن.
سنت آگوستین معتقد بود انسان بدون بردوش کشیدن بارعشق هیچ وقت قادر به رفتن به ملکوت خداوند نخواهندبود.
مارسل پروست می گفت عقل ما را عاقل می کند اما عشق خردمند.بگذاریم که قلب آموزگاربشر باشد.بگذاریم فرزانگی بردانایی پیشی گیرد.
انسان دانا،دانا است اما وقتی دانایی خود را با عشق به دیگران ممزوج می کند به فرزانه بدل می شود.فرزانگی دانش عشق است.
ادبیات کلاسیک و مدرن ایرانی نیز سرشار از تم های عاشقانه است.مگر آشفته شیرازی نگفت:«عمری که صرف عشق نگردد بطالت است».یا یحی ابن معاذ رازی که نوشت»
«اگر دوزخ مرا بخشند هرگز هیچ عاشق را نسوزم ازبهر آنکه عشق او را صدبارسوخته است».
ووحشی بافقی سرود:
اگر صد آب حیوان خورده باشی/چو عشقی درتو نبود مرده باشی».که عشق حیات بخش است و حافظ سرتاپاشور سرود
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است درجریده عالم دوام ما».
و مولانا سماع کنان و پرشور و شرر نعره زد
آتشی ازعشق درخود برفروز
سر به سر فکر و عبارت را بسوز»
عشق و راز آن همه الحاح و اصرار و ایما و اشاره به آن همه ازآن روست که هم فلاسفه و اهل اخلاق و هم ادبا وهنرمندان می دانستند که خلق انسان خوب و نیک بدون عشق محال است.چون اس و اساس عشق نه با خود خواهی که با مراقبت ازدیگری آغاز می شود.عاشق می گوید می میرم تا معشوق خوشبخت بشود.نه اینکه چون جواب منفی بشنود اسید بر سیمای یاربپاشد.تنها ممیزه عشق و هوس همین است که عشق رو به دیگری دارد و هوس رو به خود.هوس گل چیدن است و عشق گل پروردن.
#عشق_آزادی_رهایی_پروست_افلاطون_اگزوپری_فروم_حافظ_مولانا_بافقی_معاذرازی_قربان_عباسی
@flith
قربان عباسی
کامو متفکر بزرگ فرانسوی درجایی می نویسد:
«اگر کسی همینجا به من می گفت کتابی درباره اخلاق بنویسم کتابی که می نوشتم صد صفحه می داشت که نودو نه صفحه اش سفید بود و روی صفحه آخر می نوشتم؛من تنها یک وظیفه می شناسم و آن عشق ورزیدن است» که عشق سرشاری قلب است.» درباب فضیلت عشق ادبا و فلاسفه جهان به اندازه کافی نوشته اند و در اهمیت آن همین بس که عشق بنیان تمام فضائل انسانی است.افلاطون در ضیافت می نویسد که عشق هنر مراقبت و پرستاری است.
در اسطوره شناسی یونانی اروس الهه عشق نه مانند خدایان جاویدان است و نه مانند انسان نامیرا.بلکه چیزی است میان این دو.اروس میان خداوند و انسان قرار می گیرد و پیام ها و هدایا را از یکی به دیگری می رساند.او فقط سه پیام ردو بدل می کند؛زیبایی،خوبی و راستی.
ازدید افلاطون عشق نردبانی است که ما را بالا می کشد.نوعی استعلاست.نوعی فراتر رفتن ازخود.بارداری روح است که درنهایت به آفرینندگی منجر می شود.ازاین روست که می نویسد:«عشق نگاه کردن به یکدیگر نیست بلکه نگاه کردن به بیرون ازخود است».
آنتوانت دوسنت اگزوپری خالق شازده کوچولو معتقد بود«عشق تربیت قلب است.درآغوش کشیدن معشوق نیست بلکه درآغوش کشیدن زندگی است»
اریک فروم روانکاو آلمانی درهنر عشق ورزیدن می نویسد:«عشق یعنی کمک به معشوق که به رویاهای خود تحقق بخشد».عشق مبارزه و پیکاری است برای تحقق آرزو و خوشبختی دیگری.کسی که عاشق است همواره مراقب است.متضاد عشق نه نفرت بلکه افسردگی است.افسردگی یعنی ازدست دادن ظرفیت عاشق شدن.
سنت آگوستین معتقد بود انسان بدون بردوش کشیدن بارعشق هیچ وقت قادر به رفتن به ملکوت خداوند نخواهندبود.
مارسل پروست می گفت عقل ما را عاقل می کند اما عشق خردمند.بگذاریم که قلب آموزگاربشر باشد.بگذاریم فرزانگی بردانایی پیشی گیرد.
انسان دانا،دانا است اما وقتی دانایی خود را با عشق به دیگران ممزوج می کند به فرزانه بدل می شود.فرزانگی دانش عشق است.
ادبیات کلاسیک و مدرن ایرانی نیز سرشار از تم های عاشقانه است.مگر آشفته شیرازی نگفت:«عمری که صرف عشق نگردد بطالت است».یا یحی ابن معاذ رازی که نوشت»
«اگر دوزخ مرا بخشند هرگز هیچ عاشق را نسوزم ازبهر آنکه عشق او را صدبارسوخته است».
ووحشی بافقی سرود:
اگر صد آب حیوان خورده باشی/چو عشقی درتو نبود مرده باشی».که عشق حیات بخش است و حافظ سرتاپاشور سرود
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است درجریده عالم دوام ما».
و مولانا سماع کنان و پرشور و شرر نعره زد
آتشی ازعشق درخود برفروز
سر به سر فکر و عبارت را بسوز»
عشق و راز آن همه الحاح و اصرار و ایما و اشاره به آن همه ازآن روست که هم فلاسفه و اهل اخلاق و هم ادبا وهنرمندان می دانستند که خلق انسان خوب و نیک بدون عشق محال است.چون اس و اساس عشق نه با خود خواهی که با مراقبت ازدیگری آغاز می شود.عاشق می گوید می میرم تا معشوق خوشبخت بشود.نه اینکه چون جواب منفی بشنود اسید بر سیمای یاربپاشد.تنها ممیزه عشق و هوس همین است که عشق رو به دیگری دارد و هوس رو به خود.هوس گل چیدن است و عشق گل پروردن.
#عشق_آزادی_رهایی_پروست_افلاطون_اگزوپری_فروم_حافظ_مولانا_بافقی_معاذرازی_قربان_عباسی
@flith
👍1
#تیکه_کتاب
من نمیدانم مردمی که هنوز روی خط کشی کفِ خیابان نمیتوانند حریم و حرمت همدیگر را نگاه دارند، دموکراسی را برای چه میخواهند ...؟!
📙جامعه شناسی خودمانی
✍🏻 #حسن_نراقی
@flith
من نمیدانم مردمی که هنوز روی خط کشی کفِ خیابان نمیتوانند حریم و حرمت همدیگر را نگاه دارند، دموکراسی را برای چه میخواهند ...؟!
📙جامعه شناسی خودمانی
✍🏻 #حسن_نراقی
@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ساکنان سرزمین نفرین شده !!!
آقای مدیری ماهیت شما مدتهاست برای این مردم شناخته شده است ، پس لازم نیست برایشان ادای سلبریتی مخالف و مردمی در آورید.!!
@flith
آقای مدیری ماهیت شما مدتهاست برای این مردم شناخته شده است ، پس لازم نیست برایشان ادای سلبریتی مخالف و مردمی در آورید.!!
@flith
#بریده_کتاب
میزان اهمیت ما به شکم و مغزهامون از مقایسه تعداد کتابسراها و کبابسراهای شهرمون مشخص میشه.
افسوسِ قضیه در اینه که بیشترین جایی که ما به مغز اهمیت می دیم تو کله پاچه فروشیه
اونم نه برای فکر کردن، بلکه برای خوردن!
📕 #گیله_مرد
✍ #بزرگ_علوی
@flith
میزان اهمیت ما به شکم و مغزهامون از مقایسه تعداد کتابسراها و کبابسراهای شهرمون مشخص میشه.
افسوسِ قضیه در اینه که بیشترین جایی که ما به مغز اهمیت می دیم تو کله پاچه فروشیه
اونم نه برای فکر کردن، بلکه برای خوردن!
📕 #گیله_مرد
✍ #بزرگ_علوی
@flith
👍1