@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شوهر_صدراعظم
✍️ مهدی تدینی
طبق آنچه ما در ایران دیدهایم و تجربه کردهایم، اگر همسرِ کسی بالاترین مقام اجرایی کشوری باشد میتواند به سِمتهای بالایی برسد. یکی از بهترین پلکانها یا اصلاً آسانسورهای ترقی در ایران روابط خانوادگی است. اگر کسی رئیسجمهور باشد، برادرش حداقل باید وزیر باشد؛ یا نه، مشاور ویژۀ رئیسجمهور، بازرس ریاستجمهوری! اگر هم تعداد برادرها زیاد باشد، آخرین برادر فعلاً باید تا اطلاع ثانوی به مقام ریاست فلان نهاد یا مدیریت فلان سازمان بسنده کند. اصلاً یکی از معیارهای صلاحیت فرد در ایران خانوادهاش است، پدرش، برادرش، عمویش، پدر همسرش، همۀ اینها معیارهای مهم صلاحیت است! بگذریم...
تردید نکنید که آنگلا مرکل یکی از شخصیتهای بزرگ تاریخ آلمان خواهد بود. ناقوس پایان ریاست او بر دولت به صدا درآمده است و خود اعلام کرده در پایان سال میلادی از ریاست حزب کنارهگیری خواهد کرد و همچنین گفته است در پایان این دورۀ صدارت، دیگر کاندید هیچ مقام سیاسیای نخواهد شد. مرکل برای آخرین بار در مارس همین سال 2018 به عنوان صدراعظم انتخاب شد. مرکل تا همین امروز هم که در نظر بگیریم، سیزده سال و هفت روز (از 22 نوامبر 2005) است که صدراعظم آلمان است، و اگر او این دوره را تا آخر در دولت بماند رکوردی تاریخی کسب خواهد کرد. در پایان این دوره صدارت او به هفده سال میرسد. از زمان اوتو فون بیسمارک، صدراعظم پولادینِ قرن نوزدهم آلمان که به مدت نوزده سال (1871ـ1890) صدراعظم امپراتوری آلمان بود، هیچ صدراعظم دیگری چنین رکوردی نداشته است. پیش از او هلموت کُهل بود که شانزده سال (1982ـ1998) صاحب کرسی صدارت بود. حتا هیتلر هم فقط 12 سال پیشوای آلمان بود. اما در نوشتاری دیگر باید به مرکل بپردازم و این مقدمه را گفتم تا از کس دیگری یاد کنم، از شخصیتی مطلقاً غیرسیاسی، اما جالب: «یوآخیم زاوِر، شوهر آنگلا مرکل».
یوآخیم زاوِر و آنگلا مرکل هر دو بزرگشدۀ آلمان شرقیاند، و هر دو شیمی خواندهاند. زاوِر پس از کسب مدرک فوقدکتری استاد و پژوهشگر شیمی شد و علاوه بر استادی، صدها کار علمیـپژوهشی انجام داده و نشانها و افتخارات علمی فراوانی در کارنامۀ خود دارد. اما آنچه موضوعیت سیاسی دارد، اتفاقاً زندگی خصوصی اوست که اصلاً هم سیاسی نیست. یوآخیم زاوِر سوژۀ جذابی است زیرا مانند کسی است که در دریا زندگی میکند، اما خیس نمیشود.
یوآخیم زاور و آنگلا مرکل در سال 1998 با هم ازدواج کردند. این دومین ازدواج مرکل بود. آنگلا پیشتر سالهای 1977 تا 1982 با مردی به نام اولریش مرکل مزدوج بود. اصلاً نام خانوادگی مرکل هم نام خانوادگی همسر اولش است (نام خانوادگی خود آنگلا مرکل، «کاسنر» است). مرکل از ازدواج اولش فرزندی نداشت و در ازدواج دوم هم فرزندی به دنیا نیاورد، اما زاور از ازدواج اولش دو پسر داشت که آنها را به زندگی مشترکش با مرکل آورد.
هفت سال پس از ازدواجشان مرکل صدراعظم آلمان شد (2005). در تمام این سالها یوآخیم زاور هیچگاه از کار حرفهای خود به عنوان شیمیدان پا بیرون نگذاشته است. او در مورد مسائل خانوادگی و سیاسی نیز هیچگاه نه صحبت میکند و نه مصاحبه میدهد. شرط او برای هر مصاحبهای این است که فقط در مورد مسائل کاری خود او (یعنی شیمی!) باشد. او فقط در موارد معدودی در برخی سفرها یا در مناسبهای خاصی مرکل را همراهی میکند.
اما دلیل چنین پدیدهای، یعنی دلیل اینکه کسی در دریای سیاست غیرسیاسی میماند هم شخصیتی است و هم نظام سیاسیـاجتماعی آلمان چنان حزبمدارانه و تخصصمحور است که نسبت خانوادگی کمترین تأثیر را در پاگشایی فرد به عالم سیاست و مدیریت دارد. اما اتفاق مهمتری که رخ داده این است که در کشورهایی چون آلمان از سیاست «افسونزدایی» شده است، به این معنا که سیاستمدار بودن دیگر «افسونی» ندارد. وقتی در سِمت سیاسی «رانت» و «قدرت» وجود نداشته باشد، افسون آن ناگهان رنگ میبازد، سیاست جذابیتش را از دست میدهد و آدم سیاستمدار نه تنها امتیاز خاصی ندارد، بلکه انبوهی از مسئولیتها و قواعد سختگیرانۀ حرفهای را باید رعایت کند.
تا از سیاست افسونزدایی نشود، تا تخصصمداری، شایستهسالاری و به خصوص نظام حزبی در فرهنگ سیاسی تثبیت نشود، پدیدههایی مانند یوآخیم زاور ظهور نمیکند.
در تصویر پیوست صدراعظم و همسرش را در زندگی خصوصی میبینید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شوهر_صدراعظم
✍️ مهدی تدینی
طبق آنچه ما در ایران دیدهایم و تجربه کردهایم، اگر همسرِ کسی بالاترین مقام اجرایی کشوری باشد میتواند به سِمتهای بالایی برسد. یکی از بهترین پلکانها یا اصلاً آسانسورهای ترقی در ایران روابط خانوادگی است. اگر کسی رئیسجمهور باشد، برادرش حداقل باید وزیر باشد؛ یا نه، مشاور ویژۀ رئیسجمهور، بازرس ریاستجمهوری! اگر هم تعداد برادرها زیاد باشد، آخرین برادر فعلاً باید تا اطلاع ثانوی به مقام ریاست فلان نهاد یا مدیریت فلان سازمان بسنده کند. اصلاً یکی از معیارهای صلاحیت فرد در ایران خانوادهاش است، پدرش، برادرش، عمویش، پدر همسرش، همۀ اینها معیارهای مهم صلاحیت است! بگذریم...
تردید نکنید که آنگلا مرکل یکی از شخصیتهای بزرگ تاریخ آلمان خواهد بود. ناقوس پایان ریاست او بر دولت به صدا درآمده است و خود اعلام کرده در پایان سال میلادی از ریاست حزب کنارهگیری خواهد کرد و همچنین گفته است در پایان این دورۀ صدارت، دیگر کاندید هیچ مقام سیاسیای نخواهد شد. مرکل برای آخرین بار در مارس همین سال 2018 به عنوان صدراعظم انتخاب شد. مرکل تا همین امروز هم که در نظر بگیریم، سیزده سال و هفت روز (از 22 نوامبر 2005) است که صدراعظم آلمان است، و اگر او این دوره را تا آخر در دولت بماند رکوردی تاریخی کسب خواهد کرد. در پایان این دوره صدارت او به هفده سال میرسد. از زمان اوتو فون بیسمارک، صدراعظم پولادینِ قرن نوزدهم آلمان که به مدت نوزده سال (1871ـ1890) صدراعظم امپراتوری آلمان بود، هیچ صدراعظم دیگری چنین رکوردی نداشته است. پیش از او هلموت کُهل بود که شانزده سال (1982ـ1998) صاحب کرسی صدارت بود. حتا هیتلر هم فقط 12 سال پیشوای آلمان بود. اما در نوشتاری دیگر باید به مرکل بپردازم و این مقدمه را گفتم تا از کس دیگری یاد کنم، از شخصیتی مطلقاً غیرسیاسی، اما جالب: «یوآخیم زاوِر، شوهر آنگلا مرکل».
یوآخیم زاوِر و آنگلا مرکل هر دو بزرگشدۀ آلمان شرقیاند، و هر دو شیمی خواندهاند. زاوِر پس از کسب مدرک فوقدکتری استاد و پژوهشگر شیمی شد و علاوه بر استادی، صدها کار علمیـپژوهشی انجام داده و نشانها و افتخارات علمی فراوانی در کارنامۀ خود دارد. اما آنچه موضوعیت سیاسی دارد، اتفاقاً زندگی خصوصی اوست که اصلاً هم سیاسی نیست. یوآخیم زاوِر سوژۀ جذابی است زیرا مانند کسی است که در دریا زندگی میکند، اما خیس نمیشود.
یوآخیم زاور و آنگلا مرکل در سال 1998 با هم ازدواج کردند. این دومین ازدواج مرکل بود. آنگلا پیشتر سالهای 1977 تا 1982 با مردی به نام اولریش مرکل مزدوج بود. اصلاً نام خانوادگی مرکل هم نام خانوادگی همسر اولش است (نام خانوادگی خود آنگلا مرکل، «کاسنر» است). مرکل از ازدواج اولش فرزندی نداشت و در ازدواج دوم هم فرزندی به دنیا نیاورد، اما زاور از ازدواج اولش دو پسر داشت که آنها را به زندگی مشترکش با مرکل آورد.
هفت سال پس از ازدواجشان مرکل صدراعظم آلمان شد (2005). در تمام این سالها یوآخیم زاور هیچگاه از کار حرفهای خود به عنوان شیمیدان پا بیرون نگذاشته است. او در مورد مسائل خانوادگی و سیاسی نیز هیچگاه نه صحبت میکند و نه مصاحبه میدهد. شرط او برای هر مصاحبهای این است که فقط در مورد مسائل کاری خود او (یعنی شیمی!) باشد. او فقط در موارد معدودی در برخی سفرها یا در مناسبهای خاصی مرکل را همراهی میکند.
اما دلیل چنین پدیدهای، یعنی دلیل اینکه کسی در دریای سیاست غیرسیاسی میماند هم شخصیتی است و هم نظام سیاسیـاجتماعی آلمان چنان حزبمدارانه و تخصصمحور است که نسبت خانوادگی کمترین تأثیر را در پاگشایی فرد به عالم سیاست و مدیریت دارد. اما اتفاق مهمتری که رخ داده این است که در کشورهایی چون آلمان از سیاست «افسونزدایی» شده است، به این معنا که سیاستمدار بودن دیگر «افسونی» ندارد. وقتی در سِمت سیاسی «رانت» و «قدرت» وجود نداشته باشد، افسون آن ناگهان رنگ میبازد، سیاست جذابیتش را از دست میدهد و آدم سیاستمدار نه تنها امتیاز خاصی ندارد، بلکه انبوهی از مسئولیتها و قواعد سختگیرانۀ حرفهای را باید رعایت کند.
تا از سیاست افسونزدایی نشود، تا تخصصمداری، شایستهسالاری و به خصوص نظام حزبی در فرهنگ سیاسی تثبیت نشود، پدیدههایی مانند یوآخیم زاور ظهور نمیکند.
در تصویر پیوست صدراعظم و همسرش را در زندگی خصوصی میبینید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اشتباهات ما در حجاب ! (قسمت اول)
✍️ محمد سروش محلاتی
وضع حجاب بانوان در جامعه ما مطلوب نیست و اینک کارشناسان بارها بدان اذعان داشته و در این باره آمارها ارائه میکنند ....
🔻طرح یک سوال
در شرایط کنونی یک سوُال هم این است که آیا ما از موضع فقه وحوزه چارچوب حجاب را بدرستی تبیین کرده ایم؟ و یا بدلیل آنکه از آن کاسته یا بر آن افزوده ایم، در وقوع این نابسامانی بی تاثیر نیستیم؟ بنظر میرسد در تلقی کنونی از حجاب شرعی چند اشتباه وجود دارد، اشتباهاتی که باعث شده حجاب از ابعاد شرعی آن حجیمتر و فربهتر معرفی شود و همانگونه که شهید مطهری هم متذکر شده، وقتی حجاب را افزایش داده و سنگین میکنیم، درحقیقت افراد باحجاب را کاهش داده و تقلیل میدهیم:
🔻۱.شرعی کردن حجاب عرفی
حجاب شرعی ستر و پوشش است، ولی ما به پوشش عرفی (چادر) اصرار ورزیدیم و آن را حجاب برتر یا کامل معرفی کردیم! وحاضر نشدیم این مدل را به شرع نسبت ندهیم بلکه تصریحا و یا تلویحا چادر را معیار حجاب قرار دادیم مثلا وقتی از مرجعی میپرسند که "برای پوشش چادر الزامی است؟" و کاملا روشن است که فقه، چادر را الزامی نمیداند ولی آن مرجع پاسخ میدهد: "حجاب کامل همان چادر است" و با این پاسخ جواب روشنی به سوال داده نمیشود و بالاخره معلوم نیست حجاب کامل یعنی چه و حجاب ناقص چیست؟ و آیا حجاب ناقص کافی است یا نه؟ و وقتی خانمی از مرجع دیگری میپرسد که میخواهد از مانتو و روسری استفاده کند و شوهرش میگوید چادر بپوش و از مرجع "وظیفه"اش را میپرسد، ایشان پاسخ میدهد: "نظر شوهر را رعایت کنید" ولی باز هم مرجع پاسخ او را بصراحت نمیدهد که وظیفه اش چیست و آیا شوهر میتواند به بیشتر از حجاب شرعی همسر خود را تکلیف کند؟ و زن در اینجا (با فرض عدم مخالفت با شؤون اجتماعی خانواده) وظیفه اطاعت دارد؟
این مثالها نمونه ای است از استفاءات فراوانی که نشان میدهد در فتاوا به شرع بسنده نکرده ایم و حتی وقتی از شرع میپرسند، ما پاسخ دیگری میدهیم.
🔻 ۲.مطلق کردن حکم نسبی حجاب:
حجاب، وظیفه ای است که شامل بسیاری از زنان نمیشود مثلا کنیزان از آن معاف اند. زنان سالخورده نیز وظیفه پوشاندن سر و گردن خود را ندارند: (و القواعد من النساء اللاتی لایرجون نکاحا فلیس جناح ان یضعن ثیابهن--نور۶۰) از سوی دیگر مخاطب این تکلیف، زنان مسلمانند (یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیهن --احزاب۵۹) ولی ما این حکم مقیّد و نسبی را مطلق تلقی کرده و برای پیرزن غیرمسلمان هم که وارد کشور میشود، حجاب را لازم میدانیم! چه اینکه نسبت به اقلیتهای دینی کشور هم توقع رعایت حجاب داریم و آنان را اجبار به رعایت آن میکنیم، با اینکه بقول آیت الله العظمی گلپایگانی آنان در پرتو حکومت اسلامی از آزادی درعمل بر طبق دین خود برخوردارند و "نباید" مورد نهی از منکر از سوی مسلمانان قرار گیرند (فلهم ان یعملوا بما هو مقتضی دینهم..و لا یجوز ذلک -الامر بالمعروف و النهی عن المنکر - بالنسبه الی اهل الذمه . الدر المنضود ج۱ص۳۵۰)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اشتباهات ما در حجاب ! (قسمت اول)
✍️ محمد سروش محلاتی
وضع حجاب بانوان در جامعه ما مطلوب نیست و اینک کارشناسان بارها بدان اذعان داشته و در این باره آمارها ارائه میکنند ....
🔻طرح یک سوال
در شرایط کنونی یک سوُال هم این است که آیا ما از موضع فقه وحوزه چارچوب حجاب را بدرستی تبیین کرده ایم؟ و یا بدلیل آنکه از آن کاسته یا بر آن افزوده ایم، در وقوع این نابسامانی بی تاثیر نیستیم؟ بنظر میرسد در تلقی کنونی از حجاب شرعی چند اشتباه وجود دارد، اشتباهاتی که باعث شده حجاب از ابعاد شرعی آن حجیمتر و فربهتر معرفی شود و همانگونه که شهید مطهری هم متذکر شده، وقتی حجاب را افزایش داده و سنگین میکنیم، درحقیقت افراد باحجاب را کاهش داده و تقلیل میدهیم:
🔻۱.شرعی کردن حجاب عرفی
حجاب شرعی ستر و پوشش است، ولی ما به پوشش عرفی (چادر) اصرار ورزیدیم و آن را حجاب برتر یا کامل معرفی کردیم! وحاضر نشدیم این مدل را به شرع نسبت ندهیم بلکه تصریحا و یا تلویحا چادر را معیار حجاب قرار دادیم مثلا وقتی از مرجعی میپرسند که "برای پوشش چادر الزامی است؟" و کاملا روشن است که فقه، چادر را الزامی نمیداند ولی آن مرجع پاسخ میدهد: "حجاب کامل همان چادر است" و با این پاسخ جواب روشنی به سوال داده نمیشود و بالاخره معلوم نیست حجاب کامل یعنی چه و حجاب ناقص چیست؟ و آیا حجاب ناقص کافی است یا نه؟ و وقتی خانمی از مرجع دیگری میپرسد که میخواهد از مانتو و روسری استفاده کند و شوهرش میگوید چادر بپوش و از مرجع "وظیفه"اش را میپرسد، ایشان پاسخ میدهد: "نظر شوهر را رعایت کنید" ولی باز هم مرجع پاسخ او را بصراحت نمیدهد که وظیفه اش چیست و آیا شوهر میتواند به بیشتر از حجاب شرعی همسر خود را تکلیف کند؟ و زن در اینجا (با فرض عدم مخالفت با شؤون اجتماعی خانواده) وظیفه اطاعت دارد؟
این مثالها نمونه ای است از استفاءات فراوانی که نشان میدهد در فتاوا به شرع بسنده نکرده ایم و حتی وقتی از شرع میپرسند، ما پاسخ دیگری میدهیم.
🔻 ۲.مطلق کردن حکم نسبی حجاب:
حجاب، وظیفه ای است که شامل بسیاری از زنان نمیشود مثلا کنیزان از آن معاف اند. زنان سالخورده نیز وظیفه پوشاندن سر و گردن خود را ندارند: (و القواعد من النساء اللاتی لایرجون نکاحا فلیس جناح ان یضعن ثیابهن--نور۶۰) از سوی دیگر مخاطب این تکلیف، زنان مسلمانند (یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیهن --احزاب۵۹) ولی ما این حکم مقیّد و نسبی را مطلق تلقی کرده و برای پیرزن غیرمسلمان هم که وارد کشور میشود، حجاب را لازم میدانیم! چه اینکه نسبت به اقلیتهای دینی کشور هم توقع رعایت حجاب داریم و آنان را اجبار به رعایت آن میکنیم، با اینکه بقول آیت الله العظمی گلپایگانی آنان در پرتو حکومت اسلامی از آزادی درعمل بر طبق دین خود برخوردارند و "نباید" مورد نهی از منکر از سوی مسلمانان قرار گیرند (فلهم ان یعملوا بما هو مقتضی دینهم..و لا یجوز ذلک -الامر بالمعروف و النهی عن المنکر - بالنسبه الی اهل الذمه . الدر المنضود ج۱ص۳۵۰)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زل زده بودم به چشماش
متن #محمدجواد_قیطاسی
دکلمه #محمد_علیخانزاده
پیانو #محمدرضا_رحمتی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
متن #محمدجواد_قیطاسی
دکلمه #محمد_علیخانزاده
پیانو #محمدرضا_رحمتی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و پنجاه
#نبرد_افراسیاب_با_کیخسرو_و_به_دام_افتادن_او
که کین پدر باز جست از نیا
به شمشیر و هم چاره و کیمیا
نیا را بکشت و خود ایدر نماند
جهان نیز منشور او را نخواند
چنینست رسم سرای سپنج
بدان کوش تا دور مانی زرنج
چون کار پیران ویسه به سر آمد، کیخسرو از هر سو مهتران را فراخواند تا لشکری بی کران فراهم آورد. نه تنها نامداران مشهور، بلکه شاه کرمان ، شاه یمن ، شاه کابل، شاه سوریا ، بزرگان بردع و اردبیل ، از بغداد و بلخ و شاه شهر دهستان تخوار و روم و بربرستان و شاه غرچگان و حتی بزرگان کوه قاف هم آمدند.
سپهدار توران هم از آن سوی جاج بر تخت عاج نشسته و از مرز کروشان زمین تا چین کپو ماجین همه را در دشت جمع کرده،آنچنانکه سپهر از سپاهیان خیره می شد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و پنجاه
#نبرد_افراسیاب_با_کیخسرو_و_به_دام_افتادن_او
که کین پدر باز جست از نیا
به شمشیر و هم چاره و کیمیا
نیا را بکشت و خود ایدر نماند
جهان نیز منشور او را نخواند
چنینست رسم سرای سپنج
بدان کوش تا دور مانی زرنج
چون کار پیران ویسه به سر آمد، کیخسرو از هر سو مهتران را فراخواند تا لشکری بی کران فراهم آورد. نه تنها نامداران مشهور، بلکه شاه کرمان ، شاه یمن ، شاه کابل، شاه سوریا ، بزرگان بردع و اردبیل ، از بغداد و بلخ و شاه شهر دهستان تخوار و روم و بربرستان و شاه غرچگان و حتی بزرگان کوه قاف هم آمدند.
سپهدار توران هم از آن سوی جاج بر تخت عاج نشسته و از مرز کروشان زمین تا چین کپو ماجین همه را در دشت جمع کرده،آنچنانکه سپهر از سپاهیان خیره می شد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اگر زنی رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند، و کلاه عجیب و غریبی سرش بگذارد، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خیابان می برد. ولی اگر کلاه کوچکی بر سرش بگذارد و کت و دامن خیاط دوز تن کند، شوهرش با کمال میل او را بیرون می برد و تمام مدت به زنی که لباس رنگ شاد پوشیده و کلاه عجیب و غریب سرش گذاشته و رژ لب زده است خیره می شود!
نانسی لین دزموند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نانسی لین دزموند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اشتباهات ما در حجاب (قسمت دوم)
✍️ محمد سروش محلاتی
🔻۳ . تفسیر بی حجابی به بی عفتی
ما حجاب را به "عفت" تفسیر کرده و بی حجابی را بی عفتی ، و قهرا "بی حجاب را بی عفت" معرفی کردیم . در حالی که شرعا این تفسیر باطل است . زیرا روشن است که شرع حاضر است استثاء برای حجاب را بپذیرد و مثلا سالخوردگان را از ان معاف بدارد ولی هرگز حاضر نیست احدی را از لزوم عفت استثناء کند . بعلاوه اگر فردی یک بی حجاب را به دلیل نوعِ پوشش به بی عفتی متهم کند ، مستحق مجازات بوده و حد قذف در باره او اجرا میشود : والذین یرمون المحصنات ثم لم یاتوا باربعه شهداء فاجلدوهم ثمانین جلده (نور -- ۴) و حتی اگر مسلمانی چنین نسبتی به یک زن غیر مسلمان بدهد تعزیر میشود . بی حجابی یک گناه است و ما حق نداریم وزن این گناه را با ضمیمه کردن عناوین مجرمانه و ضد اخلاقی دیگر سنگین کنیم و یا عدم پوشش لازم را علامت فساد اخلاقی بدانیم .
کسانی که بظاهر دَم از شرع میزنند و برای حجاب یقه پاره میکنند به چه جراُتی الفاظ رکیکی (مانند پتیاره) در باره زنان پاک دامن بکار میبرند ؟!. و ایا هیچ یک از این هتاکان که -بشهادت قران - گناهشان بمراتب بزرگتر از بدحجابان است (ان الذین یرمون المحصنات الغافلات المومنات لعنوا فی الدنیا و الاخره و لهم عذاب عظبم - نور ۲۳) تا کنون مجازات شده اند ؟!
🔻۴ . فاصله فتوا از مبنا
فتاوای فقهی دارای مبانی خاصی است که فقیه به ان رسیده است ، ولی حجاب از جمله مسائلی است که گاه فقیه فتوایی فراتر از مبنای خود صادر میکند تا بر قوت این حکم افزوده و ان را در جامعه بیشتر استوار سازد . مثلا در همان مسئله حجاب برای زنان غیر مسلمان ، ممکن است فقیهی به اقتضای انکه مبنایش "تکلیف کفار به فروع" است حجاب اسلامی را برای انان هم واجب بداند ، ولی چگونه ممکن است از این مبنا که در حد یک "قاعده فقهی" است به عنوان "یک اصل مسلم در اسلام " در پاسخ استفتاء یاد کند ؟ و در اثار مختلف ان را ارائه نماید ؟ در حالی که:
اولا فقهای بزرگی اساسا منکر این قاعده اند (مثل ایه الله خویی)
و ثانیا حتی اگر قاعده مورد توافق باشد باز هم تعبیر "اصل مسلم" در باره ان درست نیست .
و ثالثا : به فرض که کفار مکلف به فروع باشند ولی ما حق الزام انها به تکالیف اسلامی را نداریم و باید ازادیشان برای عمل بر طبق ایین خوشان را تامین کنیم . متن فتوای صریح ایه الله خویی چنین است :
ان وجوب النهی عن المنکر غیر ثابته بالاضافه الی الکفار الموجودین فی بلاد المسلمین حتی بناء علی انهم مکلفون بالفروع و ذلک لانهم یعیشون فی بلاد المسلمین علی حریتهم .. (التنقیح ج۱ص۳۱۷)
خود این فقیه نیز که در کتاب النکاح خویش در باره این قاعده بحث کرده ، توضیح داده که رفتار ما با غیر مسلمانان به اقتضای مکلف بودن انان به فروع نیست و مثلا انها را نهی از منکر نمی کنیم و یا مالکیت انان را بر خمر و خنزیر نفی نمیکنیم و نتیجه گرفته است "در دنیا مکلف به فروع بودن انها اثری برای ما ندارد " (ج ۶ ص ۲۶)
این تفاوت مبنا و فتوا نشان میدهد که برخی اراء سخت گیرانه در باب حجاب ریشه در مبنای فقهی ندارد و حساسیت های دیگری منشاُ ان میباشد .
در قسمت بعد توضیح خواهیم داد که دلیل این سخت گیری ها چیست ؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اشتباهات ما در حجاب (قسمت دوم)
✍️ محمد سروش محلاتی
🔻۳ . تفسیر بی حجابی به بی عفتی
ما حجاب را به "عفت" تفسیر کرده و بی حجابی را بی عفتی ، و قهرا "بی حجاب را بی عفت" معرفی کردیم . در حالی که شرعا این تفسیر باطل است . زیرا روشن است که شرع حاضر است استثاء برای حجاب را بپذیرد و مثلا سالخوردگان را از ان معاف بدارد ولی هرگز حاضر نیست احدی را از لزوم عفت استثناء کند . بعلاوه اگر فردی یک بی حجاب را به دلیل نوعِ پوشش به بی عفتی متهم کند ، مستحق مجازات بوده و حد قذف در باره او اجرا میشود : والذین یرمون المحصنات ثم لم یاتوا باربعه شهداء فاجلدوهم ثمانین جلده (نور -- ۴) و حتی اگر مسلمانی چنین نسبتی به یک زن غیر مسلمان بدهد تعزیر میشود . بی حجابی یک گناه است و ما حق نداریم وزن این گناه را با ضمیمه کردن عناوین مجرمانه و ضد اخلاقی دیگر سنگین کنیم و یا عدم پوشش لازم را علامت فساد اخلاقی بدانیم .
کسانی که بظاهر دَم از شرع میزنند و برای حجاب یقه پاره میکنند به چه جراُتی الفاظ رکیکی (مانند پتیاره) در باره زنان پاک دامن بکار میبرند ؟!. و ایا هیچ یک از این هتاکان که -بشهادت قران - گناهشان بمراتب بزرگتر از بدحجابان است (ان الذین یرمون المحصنات الغافلات المومنات لعنوا فی الدنیا و الاخره و لهم عذاب عظبم - نور ۲۳) تا کنون مجازات شده اند ؟!
🔻۴ . فاصله فتوا از مبنا
فتاوای فقهی دارای مبانی خاصی است که فقیه به ان رسیده است ، ولی حجاب از جمله مسائلی است که گاه فقیه فتوایی فراتر از مبنای خود صادر میکند تا بر قوت این حکم افزوده و ان را در جامعه بیشتر استوار سازد . مثلا در همان مسئله حجاب برای زنان غیر مسلمان ، ممکن است فقیهی به اقتضای انکه مبنایش "تکلیف کفار به فروع" است حجاب اسلامی را برای انان هم واجب بداند ، ولی چگونه ممکن است از این مبنا که در حد یک "قاعده فقهی" است به عنوان "یک اصل مسلم در اسلام " در پاسخ استفتاء یاد کند ؟ و در اثار مختلف ان را ارائه نماید ؟ در حالی که:
اولا فقهای بزرگی اساسا منکر این قاعده اند (مثل ایه الله خویی)
و ثانیا حتی اگر قاعده مورد توافق باشد باز هم تعبیر "اصل مسلم" در باره ان درست نیست .
و ثالثا : به فرض که کفار مکلف به فروع باشند ولی ما حق الزام انها به تکالیف اسلامی را نداریم و باید ازادیشان برای عمل بر طبق ایین خوشان را تامین کنیم . متن فتوای صریح ایه الله خویی چنین است :
ان وجوب النهی عن المنکر غیر ثابته بالاضافه الی الکفار الموجودین فی بلاد المسلمین حتی بناء علی انهم مکلفون بالفروع و ذلک لانهم یعیشون فی بلاد المسلمین علی حریتهم .. (التنقیح ج۱ص۳۱۷)
خود این فقیه نیز که در کتاب النکاح خویش در باره این قاعده بحث کرده ، توضیح داده که رفتار ما با غیر مسلمانان به اقتضای مکلف بودن انان به فروع نیست و مثلا انها را نهی از منکر نمی کنیم و یا مالکیت انان را بر خمر و خنزیر نفی نمیکنیم و نتیجه گرفته است "در دنیا مکلف به فروع بودن انها اثری برای ما ندارد " (ج ۶ ص ۲۶)
این تفاوت مبنا و فتوا نشان میدهد که برخی اراء سخت گیرانه در باب حجاب ریشه در مبنای فقهی ندارد و حساسیت های دیگری منشاُ ان میباشد .
در قسمت بعد توضیح خواهیم داد که دلیل این سخت گیری ها چیست ؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بیست هزار فرسنگ زیر خط فقر
#دکتر_محمد_فاضلی
#نامه_زیر_واقعی، و یکی از هموطنان برایم فرستاده است و فقط اندکی آنرا ویرایش و خلاصه کردهام. حرفم درباره نامه را در انتها آوردهام.
✅ من خانوم ... هستم، جوان و متاهل از شهر ... دارای یک فرزند پنج ساله. همسرم ... ساله است، و معلول، توان کار ندارد. خودم سرپرست همسر و فرزندم. غرض از مزاحمت، شرایط زندگیم بنا بدلایل زیر در شرایط نامناسب قرارگرفته است. من خانوادهای ندارم جز یک ... که به دلیل اعتیاد اطلاعی از احوالش ندارم. اما به همین خاطر در سن کم ازدواج کردم و با سختیهای زندگی ساختم. همسرم در حادثه تصادف معلول شد و از کارافتاده و به ناچار خودم کار میکردم. به دلیل حجم بالای کار در تولیدی - از ۸ صبح تا شب - مریض شدم و دو ماه است بیکارم. من در تولیدی جامع معلولین استان ... کار میکردم، خیاطی، ولی متاسفانه در تعطیات عید آب سرویس بهداشتی خونمون بسته شد. یکی گفت با اسید باز میشه، اسید ریختم راه اب باز بشه، برگشت سمت خودم. سرم را گرفتم پایین که به صورتم نریزه، نصف موهای سرم سوخت. به مددکار بهزیستی گفتم، وضع ما را دید ولی هیچ کاری نکرد. من مجبور شدم با اقای ... صحبت کنم. ایشون کمک کرد ولی بهزیستی به جای اینکه شرمنده بشه، شاکی شد که چرا از تهران کمک خواستم و آبروی استانمون را بردم. جون انسان مهمه یا آبروی استان؟ حقوقم را تازه درست کردن ماهی 250 هزار تومن میدن، که هیچ دردی دوا نمیکنه. ماهیانه 420 هزار تومن کرایه رفت و آمدم به کار که با بدبختی میرفتم. دلیل کار کردنم در تولیدی این بود که مسئولین مشکلاتمون را ببینن، ولی کاری که نکردن هیج اخراجم کردند چون از بهزیستی تهران کمک خواسته بودم. ... من موندم و یک عالمه بدهی، ۷ ماهه کرایه خونه ندادم و صاحب خونم میخواد بیرونم کنه. به نظرتون این انصافه؟ ... مغازهدار محلمون حسابم را بسته و دیگه نسیه نمیده، همه درا به روم بسته شده. ... اینم بگم مستاجر هستم و از بهزیستی خانه رو برامون به نام خودشون رهن کردند اما باید اجاره رو خودمون بدیم. ... من ...سالم هست ولی تا الان همه نوع سختی رو تحمل کردم چون میخوام زندگی سالمی داشته باشم. ... الان دیگه خیلی خسته شدم. بخدا کم آوردم در مقابل بچم. شرمندم نمیتونم هروقت چیزی ازم میخواد براش فراهم کنم زجر میکشم. ... بخدا الان یک ریال تو خونه ندارم و خیلی ناراحتم همش ارزوی مرگ خودمو میکنم. از شما عاجزانه درخواست پیگیری و کمک میکنم، امیدوارم به فریادمون برسین، چون به غیر از خدا هیج فریادرسی نداریم. ... بچه من حق زندگی کردن نداره؟ چقدر ما باید زجر بکشیم؟ به ما هم اجازه زندگی کردن بدین، حق زندگی کردن رو از ما نگیرین تو رو خدا. ... خیلی به ناظرم در بهزیستی التماس کردم که کمکم کنید اجاره خونمو بدم، هیج اعتنایی نکردن از تهرانم کمک گرفتم اونم بخاطر جون بچم ک اگه با این شرایط فاضلاب خونمون زندگی میکردیم بچم زبونم لال تلف میشد. بخدا این ظلمه. خدارو چرا نمیبینن. الان من بیکارم با همسر معلول که توان کار نداره با خونه اجارهای با بچه کوچیک، کلی بدهی چطور باید زندکی کنم؟ چطور نیازهای روزمره بچم را برطرف کنم؟ چطور سیرش کنم؟ (پایان)
✅ من نمیدانم چند انسان دیگر چنین وضعی دارند، اما میدانم از بیکفایتی ماست که هنوز بانک اطلاعات دقیق و مورد قبولی از وضعیت رفاهی ایرانیان نداریم تا فقیرترینها را تحت پوشش رفاهی قرار دهیم تا چنین به فلاکت نیفتند. ما خیلی بیکفایتیم که چند صد هزار میلیارد تومان یارانه پنهان بنزین و حاملهای سوخت در بودجه پنهان میشود و عمدتاً به اغنیا میرسد، اما میترسیم نظام درستی از سامان دادن به یارانهها و هدایت آنها به سمت فقرا طراحی و اجرا کنیم. ما خیلی ناکارآمدیم که هنوز نمیتوانیم برخی از فقیرترین کودکان این سرزمین را تحت پوشش اولیهترین خدمات و رعایت حقوق انسانی قرار دهیم. ما نظام بودجهنویسی عقبماندهای داریم که در آن بودجه رفاهی و ایجاد اشتغال هدفمند و کارآمد برای فقیرترین آدمهای این سرزمین، درست عمل نمیکند. ناکارآمدی یعنی چند هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی برخی، در مقابل این فروماندگان در دوزخ فقر.
✅ سؤال آخرم این است که بودجه سال 1398 شامل چه تمهیداتی است که یارانهها هدفمند و مالیاتها وصول شود تا عدهای بیست هزار فرسنگ زیر خط فقر باقی نمانند؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بیست هزار فرسنگ زیر خط فقر
#دکتر_محمد_فاضلی
#نامه_زیر_واقعی، و یکی از هموطنان برایم فرستاده است و فقط اندکی آنرا ویرایش و خلاصه کردهام. حرفم درباره نامه را در انتها آوردهام.
✅ من خانوم ... هستم، جوان و متاهل از شهر ... دارای یک فرزند پنج ساله. همسرم ... ساله است، و معلول، توان کار ندارد. خودم سرپرست همسر و فرزندم. غرض از مزاحمت، شرایط زندگیم بنا بدلایل زیر در شرایط نامناسب قرارگرفته است. من خانوادهای ندارم جز یک ... که به دلیل اعتیاد اطلاعی از احوالش ندارم. اما به همین خاطر در سن کم ازدواج کردم و با سختیهای زندگی ساختم. همسرم در حادثه تصادف معلول شد و از کارافتاده و به ناچار خودم کار میکردم. به دلیل حجم بالای کار در تولیدی - از ۸ صبح تا شب - مریض شدم و دو ماه است بیکارم. من در تولیدی جامع معلولین استان ... کار میکردم، خیاطی، ولی متاسفانه در تعطیات عید آب سرویس بهداشتی خونمون بسته شد. یکی گفت با اسید باز میشه، اسید ریختم راه اب باز بشه، برگشت سمت خودم. سرم را گرفتم پایین که به صورتم نریزه، نصف موهای سرم سوخت. به مددکار بهزیستی گفتم، وضع ما را دید ولی هیچ کاری نکرد. من مجبور شدم با اقای ... صحبت کنم. ایشون کمک کرد ولی بهزیستی به جای اینکه شرمنده بشه، شاکی شد که چرا از تهران کمک خواستم و آبروی استانمون را بردم. جون انسان مهمه یا آبروی استان؟ حقوقم را تازه درست کردن ماهی 250 هزار تومن میدن، که هیچ دردی دوا نمیکنه. ماهیانه 420 هزار تومن کرایه رفت و آمدم به کار که با بدبختی میرفتم. دلیل کار کردنم در تولیدی این بود که مسئولین مشکلاتمون را ببینن، ولی کاری که نکردن هیج اخراجم کردند چون از بهزیستی تهران کمک خواسته بودم. ... من موندم و یک عالمه بدهی، ۷ ماهه کرایه خونه ندادم و صاحب خونم میخواد بیرونم کنه. به نظرتون این انصافه؟ ... مغازهدار محلمون حسابم را بسته و دیگه نسیه نمیده، همه درا به روم بسته شده. ... اینم بگم مستاجر هستم و از بهزیستی خانه رو برامون به نام خودشون رهن کردند اما باید اجاره رو خودمون بدیم. ... من ...سالم هست ولی تا الان همه نوع سختی رو تحمل کردم چون میخوام زندگی سالمی داشته باشم. ... الان دیگه خیلی خسته شدم. بخدا کم آوردم در مقابل بچم. شرمندم نمیتونم هروقت چیزی ازم میخواد براش فراهم کنم زجر میکشم. ... بخدا الان یک ریال تو خونه ندارم و خیلی ناراحتم همش ارزوی مرگ خودمو میکنم. از شما عاجزانه درخواست پیگیری و کمک میکنم، امیدوارم به فریادمون برسین، چون به غیر از خدا هیج فریادرسی نداریم. ... بچه من حق زندگی کردن نداره؟ چقدر ما باید زجر بکشیم؟ به ما هم اجازه زندگی کردن بدین، حق زندگی کردن رو از ما نگیرین تو رو خدا. ... خیلی به ناظرم در بهزیستی التماس کردم که کمکم کنید اجاره خونمو بدم، هیج اعتنایی نکردن از تهرانم کمک گرفتم اونم بخاطر جون بچم ک اگه با این شرایط فاضلاب خونمون زندگی میکردیم بچم زبونم لال تلف میشد. بخدا این ظلمه. خدارو چرا نمیبینن. الان من بیکارم با همسر معلول که توان کار نداره با خونه اجارهای با بچه کوچیک، کلی بدهی چطور باید زندکی کنم؟ چطور نیازهای روزمره بچم را برطرف کنم؟ چطور سیرش کنم؟ (پایان)
✅ من نمیدانم چند انسان دیگر چنین وضعی دارند، اما میدانم از بیکفایتی ماست که هنوز بانک اطلاعات دقیق و مورد قبولی از وضعیت رفاهی ایرانیان نداریم تا فقیرترینها را تحت پوشش رفاهی قرار دهیم تا چنین به فلاکت نیفتند. ما خیلی بیکفایتیم که چند صد هزار میلیارد تومان یارانه پنهان بنزین و حاملهای سوخت در بودجه پنهان میشود و عمدتاً به اغنیا میرسد، اما میترسیم نظام درستی از سامان دادن به یارانهها و هدایت آنها به سمت فقرا طراحی و اجرا کنیم. ما خیلی ناکارآمدیم که هنوز نمیتوانیم برخی از فقیرترین کودکان این سرزمین را تحت پوشش اولیهترین خدمات و رعایت حقوق انسانی قرار دهیم. ما نظام بودجهنویسی عقبماندهای داریم که در آن بودجه رفاهی و ایجاد اشتغال هدفمند و کارآمد برای فقیرترین آدمهای این سرزمین، درست عمل نمیکند. ناکارآمدی یعنی چند هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی برخی، در مقابل این فروماندگان در دوزخ فقر.
✅ سؤال آخرم این است که بودجه سال 1398 شامل چه تمهیداتی است که یارانهها هدفمند و مالیاتها وصول شود تا عدهای بیست هزار فرسنگ زیر خط فقر باقی نمانند؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
از کتاب ۲۱ درس برای قرن بيست و يکم
يووال نوح هراری
مترجم: نيک گرگين
اجی مجی و صنعت باور
تمام داستانهايی که برای ما معنا و هويت ايجاد میکنند خيالی هستند، اما انسانها نياز دارند تا آنها را باور کنند. پس چه بايد کرد تا مردم داستان را واقعی حس کنند؟ واضح است که چرا مردم میخواهند داستان را باور کنند، اما اين باور کردن بهواقع چگونه صورت میگيرد؟
کشيشان و شامانها از همان هزاران سال پيش پاسخ را کشف کردند: تشريفات. تشريفات دينی يک عمل جادويی است که انتزاع را غير انتزاعی و مشخص، و خيالی را واقعی میکند. ذات تشريفات ادای کلمة سحرآميز «اجی مجی لاترجی، الف همان ب است!»، میباشد(۵)
چطور میتوان مسيح را برای پيروانش زنده کرد؟ کشيش در مراسم کليسايی يک تکه نان و يک ليوان شراب با خود میآورد و اعلام میکند که آن نان گوشت مسيح و شراب خون مسيح است، و مؤمنين با خوردن و آشاميدن آنها با مسيح محشور میشوند.
با چشيدن مسيح در دهان، عملاً چه چيز واقعیتری میتواند وجود داشته باشد؟ کشيش به طور سنتی اين اعلانهای جسورانه را به زبان لاتين ‐ زبان باستانی دين، قانون و رازهای زندگی ‐ ادا میکرد.
کشيش در برابر چشمان شگفتزدة جمع رعيتها تکه نانی را به هوا بلند میکرد و اعلام میکرد «اين جسم است»، «هو کست کورپوس» (Hoc est corpus)، و آنگاه نان فرضی به گوشت مسيح بدل میشد. «هو کست کورپوس» در گوش رعيتهای بیسواد، که به زبان لاتين هم صحبت نمیکردند، به «هوکوس پوکوس» (اجی مجی لاترجی) شنيده میشد، و بدينگونه اين کلام نيرومند زاده شد، که میتوانست قورباغهای را به يک شاهزاده و يک کدو تنبل را به کالسکه تبديل کند.(۶)
هزار سال قبل از تولد مسيحيت، هندوهای باستان از ترفند يکسانی استفاده میکردند. بريهادارانياکا آپانيشاد مراسم قربانی کردن يک اسب را به عنوان تحقق تمامی داستان کهکشان تعبير میکند.
ساختار متن «اجی مجی لاترجی، الف همان ب است!» میگويد: «سر اسب قربانی، طلوع خورشيد است، چشمانش خورشيد است، نيروی حياتیاش هوا است، دهان بازش آتشی است که وايسوانارا ناميده میشود، و جسم اسب قربانی سال است ...اندامهايش فصلها هستند، مفصلهايش نقطهٔ اتصال ميان ماهها و هفتهها هستند، پاهايش روزها و شبها هستند، استخوانهايش ستارگان هستند، و گوشتش ابرها هستند ... خميازهاش رعد و برق است، تکان بدنیاش غرش صاعقه است، ادرارش باران است و شيههاش صوت است»(۷)
تقريباً هر چيزی میتواند به مراسم بدل شود و با حرکات دنيوی، مثل روشن کردن شمع، به صدا درآوردن ناقوس يا تسبيح انداختن يک معنای عميق مذهبی بهوجود آورد. همين امر میتواند در مورد اشارات جسمانی صادق باشد، سر خم کردن، خود را به خاک انداختن، يا چسباندن کف دستها به هم. هر شکلی از پوشش سر، از عمامة سيکها گرفته تا حجاب مسلمانان، آنچنان بار معنايی يافته که طی صدها سال به جدالهای خونين انجاميده است.
غذا هم میتواند از بار ارزشی غذايی خود بسيار فراتر رود، و مفهومی معنوی به خود بگيرد، حال میخواهد تخم مرغ عيد پاک باشد که سمبل زندگی جديد و رستاخيز مسيح میشود يا گياهان تلخ و نان فطير باشد که يهوديان بايد در عيد فصح بخورند تا بردگی خود در مصر و رهايی معجزهآسای خود را بهياد آورند.
به سختی میتوان به غذايی برخورد که تفسيری سمبليک در آن نباشد. بدين شکل يهوديان در روز سال نو عسل میخورند تا سالی که در پيش است برایشان شيرين شود. آنها کلة ماهی میخورند تا مثل ماهی مفيد باشند و بهجای پس رفتن به پيش روند، و انار میخورند تا اعمال نيکوی آنها مثل دانههای انبوه انار زياد شود.
...
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
از کتاب ۲۱ درس برای قرن بيست و يکم
يووال نوح هراری
مترجم: نيک گرگين
اجی مجی و صنعت باور
تمام داستانهايی که برای ما معنا و هويت ايجاد میکنند خيالی هستند، اما انسانها نياز دارند تا آنها را باور کنند. پس چه بايد کرد تا مردم داستان را واقعی حس کنند؟ واضح است که چرا مردم میخواهند داستان را باور کنند، اما اين باور کردن بهواقع چگونه صورت میگيرد؟
کشيشان و شامانها از همان هزاران سال پيش پاسخ را کشف کردند: تشريفات. تشريفات دينی يک عمل جادويی است که انتزاع را غير انتزاعی و مشخص، و خيالی را واقعی میکند. ذات تشريفات ادای کلمة سحرآميز «اجی مجی لاترجی، الف همان ب است!»، میباشد(۵)
چطور میتوان مسيح را برای پيروانش زنده کرد؟ کشيش در مراسم کليسايی يک تکه نان و يک ليوان شراب با خود میآورد و اعلام میکند که آن نان گوشت مسيح و شراب خون مسيح است، و مؤمنين با خوردن و آشاميدن آنها با مسيح محشور میشوند.
با چشيدن مسيح در دهان، عملاً چه چيز واقعیتری میتواند وجود داشته باشد؟ کشيش به طور سنتی اين اعلانهای جسورانه را به زبان لاتين ‐ زبان باستانی دين، قانون و رازهای زندگی ‐ ادا میکرد.
کشيش در برابر چشمان شگفتزدة جمع رعيتها تکه نانی را به هوا بلند میکرد و اعلام میکرد «اين جسم است»، «هو کست کورپوس» (Hoc est corpus)، و آنگاه نان فرضی به گوشت مسيح بدل میشد. «هو کست کورپوس» در گوش رعيتهای بیسواد، که به زبان لاتين هم صحبت نمیکردند، به «هوکوس پوکوس» (اجی مجی لاترجی) شنيده میشد، و بدينگونه اين کلام نيرومند زاده شد، که میتوانست قورباغهای را به يک شاهزاده و يک کدو تنبل را به کالسکه تبديل کند.(۶)
هزار سال قبل از تولد مسيحيت، هندوهای باستان از ترفند يکسانی استفاده میکردند. بريهادارانياکا آپانيشاد مراسم قربانی کردن يک اسب را به عنوان تحقق تمامی داستان کهکشان تعبير میکند.
ساختار متن «اجی مجی لاترجی، الف همان ب است!» میگويد: «سر اسب قربانی، طلوع خورشيد است، چشمانش خورشيد است، نيروی حياتیاش هوا است، دهان بازش آتشی است که وايسوانارا ناميده میشود، و جسم اسب قربانی سال است ...اندامهايش فصلها هستند، مفصلهايش نقطهٔ اتصال ميان ماهها و هفتهها هستند، پاهايش روزها و شبها هستند، استخوانهايش ستارگان هستند، و گوشتش ابرها هستند ... خميازهاش رعد و برق است، تکان بدنیاش غرش صاعقه است، ادرارش باران است و شيههاش صوت است»(۷)
تقريباً هر چيزی میتواند به مراسم بدل شود و با حرکات دنيوی، مثل روشن کردن شمع، به صدا درآوردن ناقوس يا تسبيح انداختن يک معنای عميق مذهبی بهوجود آورد. همين امر میتواند در مورد اشارات جسمانی صادق باشد، سر خم کردن، خود را به خاک انداختن، يا چسباندن کف دستها به هم. هر شکلی از پوشش سر، از عمامة سيکها گرفته تا حجاب مسلمانان، آنچنان بار معنايی يافته که طی صدها سال به جدالهای خونين انجاميده است.
غذا هم میتواند از بار ارزشی غذايی خود بسيار فراتر رود، و مفهومی معنوی به خود بگيرد، حال میخواهد تخم مرغ عيد پاک باشد که سمبل زندگی جديد و رستاخيز مسيح میشود يا گياهان تلخ و نان فطير باشد که يهوديان بايد در عيد فصح بخورند تا بردگی خود در مصر و رهايی معجزهآسای خود را بهياد آورند.
به سختی میتوان به غذايی برخورد که تفسيری سمبليک در آن نباشد. بدين شکل يهوديان در روز سال نو عسل میخورند تا سالی که در پيش است برایشان شيرين شود. آنها کلة ماهی میخورند تا مثل ماهی مفيد باشند و بهجای پس رفتن به پيش روند، و انار میخورند تا اعمال نيکوی آنها مثل دانههای انبوه انار زياد شود.
...
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
عمادالدین باقی
خدا رحمت کند آیت الله منتظری را. او در دفاع از مظلومین، صداقت داشت نه سیاست. همان طور که از حقوق مردم فلسطین دفاع می کرد به سرکوب مسلمانان چچن، میانمار و چین هم اعتراض می کرد و بیانیه می داد و آنان را قربانی معاملات سیاسی نمی کرد.
امروز اگر آن بیانیه های آیت الله منتظری مرور شوند نکات جالبی دارند. از این رو بود که مردم او را باور می کردند اما حاکمان را باور نمی کنند زیرا با وجود مماشات خود فلسطینی ها با اسرائیل، کاتولیک تر از پاپ شده اند ولی در برابر کشتار و شکنجه مسلمانان چچن در روسیه و مسلمانان چین، سکوت مطلق اختیار می کنند.
دولت امریکا را هم باور نمی کنند چون جنایات سعودی ها در عربستان و السیسی در مصر را نمی بیند ولی خشونت علیه مسلمانان در چین را می بیند. انگیزه شان، انسان دوستانه نیست، سیاست بازی و قدرت است.
اگر آن رویکرد صادقانه آیت الله منتظری وجود داشت امروز وزارت خارجه ترامپ پرچم دار ریاکارانه اعتراض به سرکوب وحشیانه مسلمان چین و روسی نمی شد.
«انسان گرایی ناب و بدون ریا» این است که از «حقوق همه انسان ها» فارغ از مرام، منفعت و سیاست دفاع کنیم. دفاع از حقوق هر انسانی، لزوما دفاع از عقیده یا عمل ارتکابی او نیست.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
عمادالدین باقی
خدا رحمت کند آیت الله منتظری را. او در دفاع از مظلومین، صداقت داشت نه سیاست. همان طور که از حقوق مردم فلسطین دفاع می کرد به سرکوب مسلمانان چچن، میانمار و چین هم اعتراض می کرد و بیانیه می داد و آنان را قربانی معاملات سیاسی نمی کرد.
امروز اگر آن بیانیه های آیت الله منتظری مرور شوند نکات جالبی دارند. از این رو بود که مردم او را باور می کردند اما حاکمان را باور نمی کنند زیرا با وجود مماشات خود فلسطینی ها با اسرائیل، کاتولیک تر از پاپ شده اند ولی در برابر کشتار و شکنجه مسلمانان چچن در روسیه و مسلمانان چین، سکوت مطلق اختیار می کنند.
دولت امریکا را هم باور نمی کنند چون جنایات سعودی ها در عربستان و السیسی در مصر را نمی بیند ولی خشونت علیه مسلمانان در چین را می بیند. انگیزه شان، انسان دوستانه نیست، سیاست بازی و قدرت است.
اگر آن رویکرد صادقانه آیت الله منتظری وجود داشت امروز وزارت خارجه ترامپ پرچم دار ریاکارانه اعتراض به سرکوب وحشیانه مسلمان چین و روسی نمی شد.
«انسان گرایی ناب و بدون ریا» این است که از «حقوق همه انسان ها» فارغ از مرام، منفعت و سیاست دفاع کنیم. دفاع از حقوق هر انسانی، لزوما دفاع از عقیده یا عمل ارتکابی او نیست.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اشتباهات ما در حجاب (قسمت سوم)
حجاب و قانون
✍️ محمد سروش محلاتی
🔻۵ . تعمیم مفسده انگیزی
حجاب مانند هر حکم شرعی دیگر دارای مصلحت است ولی ما از میان همه مصالح ان بر یک مصلحت خاص اجتماعی در "جلو گیری از فساد" تاکید کرده ایم . این تاکید برای ان است که در دفاع از این حکم از منطق قوی تری برخوردار بوده و بعلاوه اقدام دولت برای برخورد با بد حجابان را موجه بدانیم زیرا وظیفه دولت در مقابله با فساد یک اصل پذیرفته شده است .
ولی این استدلال هم یکی از اشتباهات ماست زیرا استثاءاتی که برای حجاب وجود دارد مثل اینکه کنیزان از پوشاندن سر و گردن معاف هستند نشان میدهد که ملاک دیگری برای این حکم وجود دارد ، چرا که اسلام هرگز فساد را برای هیچ کس و از ان جمله کنیزان نمیپذیرد و اگر در بی حجابی انان هم مفسده باشد باید انان را موظف به پوشش کرد . چه اینکه اگر در عدم پوشش ارحام مانند عمه و خاله هم خوف وقوع فساد باشد انان هم باید رعایت حجاب در برابر برادرزاده و خواهرزاده خود کنند . زنان غیر مسلمان هم اگر بی حجابی شان مفسده انگیز باشد ، باید با حجاب مناسب خود جلوی فساد را بگیرند . فتوای ایه الله بهجت هم کاملا مطابق قاعده است که "الزام توریستها به حجاب در حد پیشگیری از زمینه فساد است" یعنی بدون در نظر این عنوان الزامی برای انان وجود ندارد . پس حجاب یک مساله است و فساد مساله دیگر و ملازمه ای در کار نیست . در فقه موارد زیادی وجود دارد که فقها فعلی را برای زنان ذاتا حلال میدانند (مثل همخوانی و رقص و دوچرخه سواری و عکاسی و..) ولی اگر موجب فساد گردد از ان منع میکنند . لذا نمیتوان پوشش سر و گردن را (بدون تبرج) از باب ممانعت از فساد لازم دانست بخصوص که چنین ادعایی بر خلاف مشاهده و وجدان است .
بهر حال پوشش بخشی از بدن زنان از باب پیشگیری از تحریک دیگران و جلوگیری از فساد لازم میشود و پوشش بخش دیگر (حتی صورت ) هم در صورت تبرج ضروری است و همان ملاک "جلوگیری از فساد" در این دو بخش وجود دارد ولی اصرار بر ملاک مفسده انکیز بودن "کشف راس" توجیهی دارد و در اینجا لزوم پوشش صرفا با دلیل تعبدی اثبات میشود . لذا ورود حکومت در این بخش از باب "مقابله با فساد" موَجه نیست و برای اینگونه مداخلات ، به مبنای وظیفه دولت در مقابله با گناه و یا همان "مسدود کردن راه جهنم" نیاز است !
🔻۶ . قانون انگاری
احکام شرعی برخی قابلیت برای "قانون شدن " دارند مثلا احکام تعدی به اموال دیگران و باب ضمان و مسئولیت مدنی چنین است ولی برخی از انها فاقد چنین ظرفیتی است مثل احکام عبادات . البته "تجاهر به فسق" میتواند به شکل قانون در امده و دولت بر طبق ان با متجاهران برخورد کند . ولی حجاب و پوشش زنان از موضوعاتی است که قابلیت قانون شدن ندارد و این هم یکی از خطاهای ماست زیرا شرع مقدس با تفاوت قایل شدن بین کنیزان و دیگران و با معاف کردن کنیزان از حجاب ، خود "راه تجاهر" به مکشوف بودن را باز کرده است این در حالی است که در مثل شرب خمر راه تجاهر را به روی همه شهروندان بسته وحتی اهل ذمه را اجازه شرب علنی نداده است و بهمین دلیل قانون "منع تجاهر" به شرب خمر معقول است . ولی در حجاب استثناءات علنی ، جلوی قانون شدن را میگیرد .
درست است که امروزه موضوعی به نام کنیز وجود ندارد ولی اگاهی از حکم ان در شرع ، در فهم درست از حکم حجاب موُثر است . این استثنا و استثناءات دیگر مثل زنان غیر مسلمان نشان میدهد که اسلام حجاب را به عنوان یک قاعده عمومی و همگانی برای زنان قرار نداده ، و وقتی حکمی عمومی نباشد قهرا نمیتوان ان را در قالب قانون در آورد زیرا قانون ضرورتاُ باید عام و فراگیر باشد . و ما برای انکه حجاب را از "حکم شرعی" به "قانون حکومتی" ارتقاء بخشیم ، بناچار استثاءات ان را حذف کرده و حقیقت ان را دست کاری کرده ایم !
لازم به توضیح نیست که حجاب در همان حدی که برای "همه زنان" لازم است و شرعا استثناء ناپذیر است ، میتواند --با توجه به مصالح اجتماعی-- جنبه قانونی پیدا کرده و اجرای ان بر عهده دولت قرار گیرد بخصوص که در این محدوده مستقیما به موضوع فساد مرتبط است . ولی در محدوه بیشتر از ان یک حکم شرعی است که ظرفیت قانون شدن ندارد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اشتباهات ما در حجاب (قسمت سوم)
حجاب و قانون
✍️ محمد سروش محلاتی
🔻۵ . تعمیم مفسده انگیزی
حجاب مانند هر حکم شرعی دیگر دارای مصلحت است ولی ما از میان همه مصالح ان بر یک مصلحت خاص اجتماعی در "جلو گیری از فساد" تاکید کرده ایم . این تاکید برای ان است که در دفاع از این حکم از منطق قوی تری برخوردار بوده و بعلاوه اقدام دولت برای برخورد با بد حجابان را موجه بدانیم زیرا وظیفه دولت در مقابله با فساد یک اصل پذیرفته شده است .
ولی این استدلال هم یکی از اشتباهات ماست زیرا استثاءاتی که برای حجاب وجود دارد مثل اینکه کنیزان از پوشاندن سر و گردن معاف هستند نشان میدهد که ملاک دیگری برای این حکم وجود دارد ، چرا که اسلام هرگز فساد را برای هیچ کس و از ان جمله کنیزان نمیپذیرد و اگر در بی حجابی انان هم مفسده باشد باید انان را موظف به پوشش کرد . چه اینکه اگر در عدم پوشش ارحام مانند عمه و خاله هم خوف وقوع فساد باشد انان هم باید رعایت حجاب در برابر برادرزاده و خواهرزاده خود کنند . زنان غیر مسلمان هم اگر بی حجابی شان مفسده انگیز باشد ، باید با حجاب مناسب خود جلوی فساد را بگیرند . فتوای ایه الله بهجت هم کاملا مطابق قاعده است که "الزام توریستها به حجاب در حد پیشگیری از زمینه فساد است" یعنی بدون در نظر این عنوان الزامی برای انان وجود ندارد . پس حجاب یک مساله است و فساد مساله دیگر و ملازمه ای در کار نیست . در فقه موارد زیادی وجود دارد که فقها فعلی را برای زنان ذاتا حلال میدانند (مثل همخوانی و رقص و دوچرخه سواری و عکاسی و..) ولی اگر موجب فساد گردد از ان منع میکنند . لذا نمیتوان پوشش سر و گردن را (بدون تبرج) از باب ممانعت از فساد لازم دانست بخصوص که چنین ادعایی بر خلاف مشاهده و وجدان است .
بهر حال پوشش بخشی از بدن زنان از باب پیشگیری از تحریک دیگران و جلوگیری از فساد لازم میشود و پوشش بخش دیگر (حتی صورت ) هم در صورت تبرج ضروری است و همان ملاک "جلوگیری از فساد" در این دو بخش وجود دارد ولی اصرار بر ملاک مفسده انکیز بودن "کشف راس" توجیهی دارد و در اینجا لزوم پوشش صرفا با دلیل تعبدی اثبات میشود . لذا ورود حکومت در این بخش از باب "مقابله با فساد" موَجه نیست و برای اینگونه مداخلات ، به مبنای وظیفه دولت در مقابله با گناه و یا همان "مسدود کردن راه جهنم" نیاز است !
🔻۶ . قانون انگاری
احکام شرعی برخی قابلیت برای "قانون شدن " دارند مثلا احکام تعدی به اموال دیگران و باب ضمان و مسئولیت مدنی چنین است ولی برخی از انها فاقد چنین ظرفیتی است مثل احکام عبادات . البته "تجاهر به فسق" میتواند به شکل قانون در امده و دولت بر طبق ان با متجاهران برخورد کند . ولی حجاب و پوشش زنان از موضوعاتی است که قابلیت قانون شدن ندارد و این هم یکی از خطاهای ماست زیرا شرع مقدس با تفاوت قایل شدن بین کنیزان و دیگران و با معاف کردن کنیزان از حجاب ، خود "راه تجاهر" به مکشوف بودن را باز کرده است این در حالی است که در مثل شرب خمر راه تجاهر را به روی همه شهروندان بسته وحتی اهل ذمه را اجازه شرب علنی نداده است و بهمین دلیل قانون "منع تجاهر" به شرب خمر معقول است . ولی در حجاب استثناءات علنی ، جلوی قانون شدن را میگیرد .
درست است که امروزه موضوعی به نام کنیز وجود ندارد ولی اگاهی از حکم ان در شرع ، در فهم درست از حکم حجاب موُثر است . این استثنا و استثناءات دیگر مثل زنان غیر مسلمان نشان میدهد که اسلام حجاب را به عنوان یک قاعده عمومی و همگانی برای زنان قرار نداده ، و وقتی حکمی عمومی نباشد قهرا نمیتوان ان را در قالب قانون در آورد زیرا قانون ضرورتاُ باید عام و فراگیر باشد . و ما برای انکه حجاب را از "حکم شرعی" به "قانون حکومتی" ارتقاء بخشیم ، بناچار استثاءات ان را حذف کرده و حقیقت ان را دست کاری کرده ایم !
لازم به توضیح نیست که حجاب در همان حدی که برای "همه زنان" لازم است و شرعا استثناء ناپذیر است ، میتواند --با توجه به مصالح اجتماعی-- جنبه قانونی پیدا کرده و اجرای ان بر عهده دولت قرار گیرد بخصوص که در این محدوده مستقیما به موضوع فساد مرتبط است . ولی در محدوه بیشتر از ان یک حکم شرعی است که ظرفیت قانون شدن ندارد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سکانس_ماندگار
«جهل مردم اکسیژن دیکتاتور است»
کارگردان: الیا کازان
بازیگران:مارلون براندو/آنتونی کوئین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«جهل مردم اکسیژن دیکتاتور است»
کارگردان: الیا کازان
بازیگران:مارلون براندو/آنتونی کوئین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و پنجاه و یک
#نبرد_افراسیاب_با_کیخسرو_و_به_دام_افتادن_او
سحرگاه سپاهی همچون گرد از راه رسید و داستان پیران و پهلوانان توران را برای افراسیاب تعریف کرد . افراسیاب از درد بگریست و کیخسرو را نفرین میکرد که به او خبر دادند لشکر کیخسرو به جیحون رسیده است. دو سپاه وقتی بهم رسیدند دو شب و روز بدون وقفه جنگیدند و روز چهارم که کار تنگ شد پشنگ نزد پدرش رفت و بعد از بازگو کردن گذشته ها و ستایش افراسیاب گفت من در آرزوی جنگ تن به تن با کیخسرو هستم و اگر او به نبرد با من بیاید با کشتن او دل و پشت ایرانیان شکسته می شود. در این میان شیده فرزند پشنگ پیش آمد و گفت : پنج پسرت زنده اند و من باید به جنگ کیخسرو بروم. پس شیده با پیام افراسیاب به سپاه ایران رفت و قارن کاویان جلوی او آمد و پیغام هایی بین او و افراسیاب رد وبدل شد تا آنکه پشنگ بر اسب نشست و خودش به نزدیک سپاه ایران آمد و کیخسرو را به نبرد طلبید. از میان دو صف شیده او را دید و آه سردی از دل کشید.
رهام از کیخسرو اجازه نبرد خواست ولی کیخسرو گفت : من از جنگیدن با عنوان پادشاه ننگ ندارم. کیخسرو از اسب شبرنگ فرود آمد و کلاه کیانی را از سر برداشت پیاده به میدان آمد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و پنجاه و یک
#نبرد_افراسیاب_با_کیخسرو_و_به_دام_افتادن_او
سحرگاه سپاهی همچون گرد از راه رسید و داستان پیران و پهلوانان توران را برای افراسیاب تعریف کرد . افراسیاب از درد بگریست و کیخسرو را نفرین میکرد که به او خبر دادند لشکر کیخسرو به جیحون رسیده است. دو سپاه وقتی بهم رسیدند دو شب و روز بدون وقفه جنگیدند و روز چهارم که کار تنگ شد پشنگ نزد پدرش رفت و بعد از بازگو کردن گذشته ها و ستایش افراسیاب گفت من در آرزوی جنگ تن به تن با کیخسرو هستم و اگر او به نبرد با من بیاید با کشتن او دل و پشت ایرانیان شکسته می شود. در این میان شیده فرزند پشنگ پیش آمد و گفت : پنج پسرت زنده اند و من باید به جنگ کیخسرو بروم. پس شیده با پیام افراسیاب به سپاه ایران رفت و قارن کاویان جلوی او آمد و پیغام هایی بین او و افراسیاب رد وبدل شد تا آنکه پشنگ بر اسب نشست و خودش به نزدیک سپاه ایران آمد و کیخسرو را به نبرد طلبید. از میان دو صف شیده او را دید و آه سردی از دل کشید.
رهام از کیخسرو اجازه نبرد خواست ولی کیخسرو گفت : من از جنگیدن با عنوان پادشاه ننگ ندارم. کیخسرو از اسب شبرنگ فرود آمد و کلاه کیانی را از سر برداشت پیاده به میدان آمد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✴️ نخستین کسی که #انقلاب_مذهبی ایران را پیشبینی کرد خود شاه بود ، در سال ۱۳۵۶ چاپخانه ملی اقدام به چاپ کتابی کرد به نام : #بسوی_دروازههای_تمدن_بزرگ که تالیف محمدرضا پهلوی بود ، کتابی قطور با جلد آبی که بیش از ٧٠٠ صفحه داشت در چهار فصل :
فصل اول : ایران پیش از رضاشاه
فصل دوم : ایران قبل و بعد از انقلاب سفید
فصل سوم : پیش به سوی تمدن بزرگ
فصل چهارم : مصاحبهها و سخنرانیهای شاه
✴️ اما جالبترین بخش کتاب فصل چهارم آن است که در آن تمام مصاحبههایی که شاه با تلویزیونهای آمریکایی و اروپایی داشته آمده ... در یکی از این مصاحبهها با کانال 24 فرانسه ، خبرنگار فرانسوی از شاه میپرسد : شما در دهه 70 به خاطر افزایش قیمت نفت موفقیتهای زیادی داشتید اما این موضوع اروپا و آمریکا را با بحران مواجه کرده ، آیا فکر نمیکنید آنها برای جلوگیری از ورشکستگی خود به فکر چارهای باشند ؟
✴️ شاه پاسخ میدهد : بله در چهار سال اخیر که قیمت نفت چند برابر شده ما کارخانههای جدیدی راهاندازی کردیم و صنایع کشور را اندکی بهبود بخشیدیم اما این اتفاق تنها در یک مقطع کوتاه به ما کمک خواهد کرد به همین دلیل بنا داریم که پس از اتمام قرارداد کنسرسیوم در سال ۱۹۷۹ تا مدتی از صادرات نفت به طور کلی جلوگیری کنیم چون برای پیشرفت باید بجای فروش نفت به فکر صنایع دیگر کشور باشیم ، مثلا ژاپن از ما نفت را میخرد بشکهای ۲۴ دلار و PVC را به ما میفروشد ۱۳۵ دلار ، یا فرانسه نفت را میخرد و بجای آن لاستیک را ٢٣٠ دلار به ما میفروشد ... ما باید خود بتوانیم PVC ، لاستیک و مشتقات نفتی را صادر کنیم در غیر این صورت به ضرر ماست
✴️ خبرنگار میگوید : این یعنی ورشکستگی صنایع اروپا و آمریکا ، آیا با ادامۀ این روند خطری حکومت شما را تهدید نمیکند ؟
✴️ شاه پاسخ میدهد :چرا ، در این هشت سال که قیمت نفت افزایش یافته خیلی سعی کردهایم باعث رفاه مردم شود اما به هر نحو این بحران مالی در جهان اثرات منفی خود را بر بازار ایران هم گذاشته و کمی باعث گرانی و تورم شده است و این مشکل ماست . ایران کشوری مذهبیست و اگر گروه یا دستهای به خصوص اگر مذهبی هم باشند پیدا شوند میتوانند به همین بهانه به مردم بگویند شما استثمار شدهاید و اگر ما بیاییم شما با کار کمتر سود بیشتری خواهید داشت و از این مدل حرفها ... آنگاه ما به خاطر یک مشت وعدۀ دروغ با مشکل بزرگی روبهرو خواهیم شد و یقین دارم که غرب نیر از این گروه مذهبی حمایت میکند !!
🔖 این مصاحبه در سال ١٣۵۴ انجام شده
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✴️ نخستین کسی که #انقلاب_مذهبی ایران را پیشبینی کرد خود شاه بود ، در سال ۱۳۵۶ چاپخانه ملی اقدام به چاپ کتابی کرد به نام : #بسوی_دروازههای_تمدن_بزرگ که تالیف محمدرضا پهلوی بود ، کتابی قطور با جلد آبی که بیش از ٧٠٠ صفحه داشت در چهار فصل :
فصل اول : ایران پیش از رضاشاه
فصل دوم : ایران قبل و بعد از انقلاب سفید
فصل سوم : پیش به سوی تمدن بزرگ
فصل چهارم : مصاحبهها و سخنرانیهای شاه
✴️ اما جالبترین بخش کتاب فصل چهارم آن است که در آن تمام مصاحبههایی که شاه با تلویزیونهای آمریکایی و اروپایی داشته آمده ... در یکی از این مصاحبهها با کانال 24 فرانسه ، خبرنگار فرانسوی از شاه میپرسد : شما در دهه 70 به خاطر افزایش قیمت نفت موفقیتهای زیادی داشتید اما این موضوع اروپا و آمریکا را با بحران مواجه کرده ، آیا فکر نمیکنید آنها برای جلوگیری از ورشکستگی خود به فکر چارهای باشند ؟
✴️ شاه پاسخ میدهد : بله در چهار سال اخیر که قیمت نفت چند برابر شده ما کارخانههای جدیدی راهاندازی کردیم و صنایع کشور را اندکی بهبود بخشیدیم اما این اتفاق تنها در یک مقطع کوتاه به ما کمک خواهد کرد به همین دلیل بنا داریم که پس از اتمام قرارداد کنسرسیوم در سال ۱۹۷۹ تا مدتی از صادرات نفت به طور کلی جلوگیری کنیم چون برای پیشرفت باید بجای فروش نفت به فکر صنایع دیگر کشور باشیم ، مثلا ژاپن از ما نفت را میخرد بشکهای ۲۴ دلار و PVC را به ما میفروشد ۱۳۵ دلار ، یا فرانسه نفت را میخرد و بجای آن لاستیک را ٢٣٠ دلار به ما میفروشد ... ما باید خود بتوانیم PVC ، لاستیک و مشتقات نفتی را صادر کنیم در غیر این صورت به ضرر ماست
✴️ خبرنگار میگوید : این یعنی ورشکستگی صنایع اروپا و آمریکا ، آیا با ادامۀ این روند خطری حکومت شما را تهدید نمیکند ؟
✴️ شاه پاسخ میدهد :چرا ، در این هشت سال که قیمت نفت افزایش یافته خیلی سعی کردهایم باعث رفاه مردم شود اما به هر نحو این بحران مالی در جهان اثرات منفی خود را بر بازار ایران هم گذاشته و کمی باعث گرانی و تورم شده است و این مشکل ماست . ایران کشوری مذهبیست و اگر گروه یا دستهای به خصوص اگر مذهبی هم باشند پیدا شوند میتوانند به همین بهانه به مردم بگویند شما استثمار شدهاید و اگر ما بیاییم شما با کار کمتر سود بیشتری خواهید داشت و از این مدل حرفها ... آنگاه ما به خاطر یک مشت وعدۀ دروغ با مشکل بزرگی روبهرو خواهیم شد و یقین دارم که غرب نیر از این گروه مذهبی حمایت میکند !!
🔖 این مصاحبه در سال ١٣۵۴ انجام شده
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#دزدی_ملایم
در دوران دانشجویی، پنیرتان را از یخچال مشترک خوابگاه کش رفته اند؟ راستش را بگویید آن سال ها با دیدن شیشه مربای هویج متعلق به یکی از دانشجویان، بی آن که به او بگویید، کمی از آن را نخورده اید؟! نه شما "دزد" بودید و نه آن دانشجو یا دانشجویانی که پنیرتان را یواشکی برداشته بودند. اگر به جای پنیر یا مربا، داخل یخچال "پول" دیده بودید، آن را بر نمی داشتید و آن دانشجویان هم همین طور.
این، موضوعِ آزمایش دکتر دن آریلی است که در زمینه اقتصاد رفتاری پژوهش می کند. او در تعدادی از یخچال های خوابگاه دانشجویی دانشگاه MIT آمریکا 6 بسته کوکاکولا قرار داد. همه نوشابه ها ظرف 72 ساعت توسط دانشجویان برداشته شدند. آریلی در ادامه به جای نوشابه، پول در یخچال ها گذاشت. همان دانشجویانی که نوشابه ها را برداشته و خورده بودند، به پول ها دست نزدند و سرانجام خود دکتر آریلی، پول ها را جمع کرد.
او آزمایش های بیشتری انجام داد. مثلاً در یک آزمایش به دانشجویان تعدادی سوال دادند؛ به آنها گفته شد به ازای هر پاسخ صحیح، مبلغی پول نقد می گیرند. به گروه دیگر گفته شد در قبال هر پاسخ صحیح، ژتونی می گیرند و می توانند آن ژتون را در همان اتاق، به پول نقد تبدیل کنند. نکته این بود که هر دانشجو، خودش تعداد پاسخ های صحیح اش را می شمرد و به ممتحن اعلام می کرد و بر اساس خوداظهاری، «پول» یا «ژتون قابل تبدیل به پول» می گرفت.*
فکر می کنید دانشجویان کدام گروه بیشتر مرتکب تقلب شدند؟ دانشجویانی که قرار بود پول بگیرند، کمتر تقلب کردند ولی گروه دیگر با ناراستی، نمرات خود را بیش از واقعیت اعلام کردند.
علت این است: انسان ها نسبت به "پول" حساسیت بیشتری دارند و اگر درستکار باشند، هرگز به "پول" دیگران تعدی نمی کنند اما این حساسیت در قبال اشیاء دیگری که آنها نیز ارزش پولی دارند، کمتر می شود؛ شاید اسم این پدیده را بتوان "دزدی ملایم" گذاشت. آزمایش دانشجویان و پول و ژتون را مرور کنید: وقتی قرار بود "پول" بگیرند، کمتر تقلب می کردند ولی وقتی قرار بود "ژتون" بگیرند بیشتر تقلب کردند و حال آن که می دانستند می توانند آن ژتون ها را در همان اتاق تحویل دهند و در مقابلش پول بگیرند.
پیشنهاد فردی:
به عنوان یک انسان درستکار، حواس تان به این باشد که ممکن است در قبال اموال غیر پولی دیگران، حساسیت کمتری داشته باشید و ناخودآگاه به حقوق آنها تعدی کنید.
مثلاً وقتی حواس رئیس تان نیست، ممکن نیست یواشکی از جیب اش 10 هزار تومان بردارید (اصلاً در شأن شما نیست و حتی فکر کردن به آن هم توهین آمیز است) اما بارها و بارها از تلفن اداره برای کار شخصی تان استفاده کرده اید در حالی که تلفن همراه تان روی میزتان قرار داشت. در واقع با این کار، از جیب مدیرتان حتی بیش از 10 هزار تومان نیز برای تلفن های شخصی تان برداشت کرده اید اما غیر مستقیم.
شما ممکن نیست از حسابداری شرکت تان 5 هزار تومان پول بردارید، ولی به راحتی یک دسته کاغذ را به خانه می برید.
مثال های دیگر: کارگری که پولی را مستقیم نمی دزدد ولی کم کاری می کند، مسافری که از پتوی مسافرتی که داخل پرواز به او داده اند خوشش آمده و آن را درون کیفش می گذارد، یک مشتری که کتی را می خرد و از آن خوشش نمی آید و آن را بدون کندن اتیکت به فروشنده بر می گرداند ولی نمی گوید که وقتی کت دستش بوده، گوشه ای از آن به لبه میز گرفته و نخ کش شده است، ناشری که کتاب دیگری را بدون اجازه اش چاپ می کند و ... دهها مثال دیگر.
یادمان باشد که هر آنچه ارزش مالی دارد، درست مانند خود پول است و همان طور که در قبال پول و دزدی آن، حساس هستیم درباره دیگر چیزهایی که ارزش پولی دارند نیز حساس باشیم.
◽️پیشنهاد سازمانی:
به عنوان صاحب یک کار و کسب، ساز و کارهای سازمانی را طوری بچینید که مراقبت از اموال سازمان نیز همانند مراقبت های پولی به رسمیت شناخته شود. به یاد داشته باشید که بسیاری از انسان های درستکار و شریف، در برابر اموال دیگران به اندازه پول دیگران حساس نیستند. یک آمار نشان می دهد که زیان وارده از محل تقلب در بازگرداندن لباس ها به فروشگاه های لباس فروشی، از کل خرده دزدی ها در آمریکا بیشتر است.
◽️پیشنهاد تربیتی:
به فرزندان خود، حفظ حقوق دیگران را به طور مشخص و با تعیین مصداق ها و گفتن مثال ها یاد دهید؛ به آنها بگویید که هر آنچه مشخصاً متعلق به خودشان نیست، اعم از پول و اشیاء دیگر، قطعاً متعلق به دیگری است و تنها با اجازه مشخص صاحبان آنها می توانند از آنها استفاده کنند.
منبع: کتاب نابخردیهای پیشبینی پذیر
نوشته : #دن_آریلی
ترجمه : رامین رامبد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#دزدی_ملایم
در دوران دانشجویی، پنیرتان را از یخچال مشترک خوابگاه کش رفته اند؟ راستش را بگویید آن سال ها با دیدن شیشه مربای هویج متعلق به یکی از دانشجویان، بی آن که به او بگویید، کمی از آن را نخورده اید؟! نه شما "دزد" بودید و نه آن دانشجو یا دانشجویانی که پنیرتان را یواشکی برداشته بودند. اگر به جای پنیر یا مربا، داخل یخچال "پول" دیده بودید، آن را بر نمی داشتید و آن دانشجویان هم همین طور.
این، موضوعِ آزمایش دکتر دن آریلی است که در زمینه اقتصاد رفتاری پژوهش می کند. او در تعدادی از یخچال های خوابگاه دانشجویی دانشگاه MIT آمریکا 6 بسته کوکاکولا قرار داد. همه نوشابه ها ظرف 72 ساعت توسط دانشجویان برداشته شدند. آریلی در ادامه به جای نوشابه، پول در یخچال ها گذاشت. همان دانشجویانی که نوشابه ها را برداشته و خورده بودند، به پول ها دست نزدند و سرانجام خود دکتر آریلی، پول ها را جمع کرد.
او آزمایش های بیشتری انجام داد. مثلاً در یک آزمایش به دانشجویان تعدادی سوال دادند؛ به آنها گفته شد به ازای هر پاسخ صحیح، مبلغی پول نقد می گیرند. به گروه دیگر گفته شد در قبال هر پاسخ صحیح، ژتونی می گیرند و می توانند آن ژتون را در همان اتاق، به پول نقد تبدیل کنند. نکته این بود که هر دانشجو، خودش تعداد پاسخ های صحیح اش را می شمرد و به ممتحن اعلام می کرد و بر اساس خوداظهاری، «پول» یا «ژتون قابل تبدیل به پول» می گرفت.*
فکر می کنید دانشجویان کدام گروه بیشتر مرتکب تقلب شدند؟ دانشجویانی که قرار بود پول بگیرند، کمتر تقلب کردند ولی گروه دیگر با ناراستی، نمرات خود را بیش از واقعیت اعلام کردند.
علت این است: انسان ها نسبت به "پول" حساسیت بیشتری دارند و اگر درستکار باشند، هرگز به "پول" دیگران تعدی نمی کنند اما این حساسیت در قبال اشیاء دیگری که آنها نیز ارزش پولی دارند، کمتر می شود؛ شاید اسم این پدیده را بتوان "دزدی ملایم" گذاشت. آزمایش دانشجویان و پول و ژتون را مرور کنید: وقتی قرار بود "پول" بگیرند، کمتر تقلب می کردند ولی وقتی قرار بود "ژتون" بگیرند بیشتر تقلب کردند و حال آن که می دانستند می توانند آن ژتون ها را در همان اتاق تحویل دهند و در مقابلش پول بگیرند.
پیشنهاد فردی:
به عنوان یک انسان درستکار، حواس تان به این باشد که ممکن است در قبال اموال غیر پولی دیگران، حساسیت کمتری داشته باشید و ناخودآگاه به حقوق آنها تعدی کنید.
مثلاً وقتی حواس رئیس تان نیست، ممکن نیست یواشکی از جیب اش 10 هزار تومان بردارید (اصلاً در شأن شما نیست و حتی فکر کردن به آن هم توهین آمیز است) اما بارها و بارها از تلفن اداره برای کار شخصی تان استفاده کرده اید در حالی که تلفن همراه تان روی میزتان قرار داشت. در واقع با این کار، از جیب مدیرتان حتی بیش از 10 هزار تومان نیز برای تلفن های شخصی تان برداشت کرده اید اما غیر مستقیم.
شما ممکن نیست از حسابداری شرکت تان 5 هزار تومان پول بردارید، ولی به راحتی یک دسته کاغذ را به خانه می برید.
مثال های دیگر: کارگری که پولی را مستقیم نمی دزدد ولی کم کاری می کند، مسافری که از پتوی مسافرتی که داخل پرواز به او داده اند خوشش آمده و آن را درون کیفش می گذارد، یک مشتری که کتی را می خرد و از آن خوشش نمی آید و آن را بدون کندن اتیکت به فروشنده بر می گرداند ولی نمی گوید که وقتی کت دستش بوده، گوشه ای از آن به لبه میز گرفته و نخ کش شده است، ناشری که کتاب دیگری را بدون اجازه اش چاپ می کند و ... دهها مثال دیگر.
یادمان باشد که هر آنچه ارزش مالی دارد، درست مانند خود پول است و همان طور که در قبال پول و دزدی آن، حساس هستیم درباره دیگر چیزهایی که ارزش پولی دارند نیز حساس باشیم.
◽️پیشنهاد سازمانی:
به عنوان صاحب یک کار و کسب، ساز و کارهای سازمانی را طوری بچینید که مراقبت از اموال سازمان نیز همانند مراقبت های پولی به رسمیت شناخته شود. به یاد داشته باشید که بسیاری از انسان های درستکار و شریف، در برابر اموال دیگران به اندازه پول دیگران حساس نیستند. یک آمار نشان می دهد که زیان وارده از محل تقلب در بازگرداندن لباس ها به فروشگاه های لباس فروشی، از کل خرده دزدی ها در آمریکا بیشتر است.
◽️پیشنهاد تربیتی:
به فرزندان خود، حفظ حقوق دیگران را به طور مشخص و با تعیین مصداق ها و گفتن مثال ها یاد دهید؛ به آنها بگویید که هر آنچه مشخصاً متعلق به خودشان نیست، اعم از پول و اشیاء دیگر، قطعاً متعلق به دیگری است و تنها با اجازه مشخص صاحبان آنها می توانند از آنها استفاده کنند.
منبع: کتاب نابخردیهای پیشبینی پذیر
نوشته : #دن_آریلی
ترجمه : رامین رامبد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرواز فکر و اندیشه
انسان خردمند یووال نوح هراری @flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چینی ها و ایرانی ها فاقد اختراعات تکنولوژیک مثل ماشین بخار نبودند (که میشد آزادانه کپی یا خریداری شود). آنچه فاقدش بودند ارزشها و اسطوره ها و دستگاه قضایی و ساختارهای سیاسی - اجتماعی بود که در غرب قرنها زمان برد تا ایجاد شود و جا بیفتد، و نمیشد به سرعت آنها را کپی کرد و در داخل مملکت رواج داد. فرانسه و آمریکا به سرعت از بریتانیا پیروی کردند، زیرا مهم ترین اسطوره ها و ساختارهای اجتماعی فرانسوی و آمریکایی ها در آن زمان با بریتانیایی ها یکی بود. چینی ها و ایرانی ها قادر به جبران سریع این عقب افتادگی ها نبودند، زیرا به گونه متفاوتی فکر میکردند و جوامع خود را به طرق دیگری سازمان می دادند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
درواقع به گواهی تاریخ ، یگانه پرستی مجموعه ی رنگارنگی از میراث های یگانه پرستی و دوگانه باوری و چندخداپرستی و روح باوری است که زیر یک چترواحد یزدانی درهم آمیخته شده اند. یک مسیحی معمولی همزمان مثل یگانه پرستان به یک خدای واحد ، مثل دوگانه باوران به اهریمن ، مثل چندخداپرستان به قدیسان ومثل روح باوران به ارواح اعتقاد دارد.
دین پژوهان این باور به افکارو اندیشه های گوناگون وحتی متناقض و آمیزش مناسک و اعمال برگرفته ازمنابع گوناگون را درهم آمیزی یا التقاط می نامند که درواقع شاید تنها دین بزرگ جهانی باشد .
#انسان_خردمند
#یووال_نوح_هراری
صفحه 313
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
درواقع به گواهی تاریخ ، یگانه پرستی مجموعه ی رنگارنگی از میراث های یگانه پرستی و دوگانه باوری و چندخداپرستی و روح باوری است که زیر یک چترواحد یزدانی درهم آمیخته شده اند. یک مسیحی معمولی همزمان مثل یگانه پرستان به یک خدای واحد ، مثل دوگانه باوران به اهریمن ، مثل چندخداپرستان به قدیسان ومثل روح باوران به ارواح اعتقاد دارد.
دین پژوهان این باور به افکارو اندیشه های گوناگون وحتی متناقض و آمیزش مناسک و اعمال برگرفته ازمنابع گوناگون را درهم آمیزی یا التقاط می نامند که درواقع شاید تنها دین بزرگ جهانی باشد .
#انسان_خردمند
#یووال_نوح_هراری
صفحه 313
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith