یادداشت‌های فاطمه توفیقی
981 subscribers
69 photos
16 videos
4 files
107 links
دین‌پژوه
ارتباط با نویسنده از طریق ایمیل: fatimat@gmail.com
Download Telegram
🎙دریافت سخنرانی با عنوان «مراقبت، غیرت و زنانگی در قرآن کریم»
انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد
https://www.instagram.com/p/CBdzwwdgsX2/
@fatimatofighi
📝 چنین کنند بزرگان

به زندگی بزرگان و متفکران سرک می‌کشیم و دوست داریم بدانیم اوقات روزانه آنها چگونه می‌گذرد و چه عادت‌های خوب یا بدی دارند. همان‌گونه که من و شما عادات خاصی داریم که بعضی خیلی سودمند هستند و برخی بی‌خاصیت و برخی زیان‌بار، بزرگان نیز چنین هستند.
آثار ادبی و هنری بزرگ مانند یولیسیس، نظریات علمی کلان مانند نظریه تکامل و اختراعات و اکتشافات ‌زاده فعالیت مستمر ذهن‌های پرورده و منظم متفکران است. این کسان برای پیشبرد کار خود خواسته یا نخواسته عاداتی در خود پدید می‌آوردند و کار خود را راحت می‌کردند، گرچه گاه اسیر همین عادات می‌شدند. نگاهی به زندگینامه بزرگان نشان می‌دهد که همه آنها کمابیش عادات ثابتی دارند. شناخت آنها به ما کمک می‌کند درباره عادات خود کمی بیندیشیم.

مِیسن کری در کتاب عادات و آداب روزانه بزرگان: چنین کنند بزرگان چو کرد باید کرد (ترجمه حسن کامشاد، تهران، فرهنگ جاوید، 1394، 258ص)، 160 نفر از شخصیت‌های معتبر عرصه‌های ادبی، هنری و علمی را بررسی کرده است و عادت‌های روزانه آنها را بیرون کشیده و بر آفتاب نگاه کنجکاو ما افکنده است. این شخصیت‌ها عادات خاص خود را دارند. کسانی سحرخیز و منظم هستند، دیگران جغد شبانگاهی هستند و صبح‌ها را در رختخواب می‌مانند. در حالی که عده‌ای بسیار منظم هستند، دیگران بی‌نظم و چه بسا نظم‌ستیز به نظر می‌رسند، مانند جویس. عده‌ای جدول کاری مشخصی دارند، ولی عده‌ای دیگر خود را به دست امواج حوادث می‌سپارند. با این همه، کمابیش عادات مشترکی را می‌توان میان آنها شناسایی کرد. مهم‌ترین عادت مشترک آنها پیاده‌روی منظم روزانه آنهاست. آنها به شکل منظمی بخشی از روز را به پیاده‌روی طولانی و شدید می‌رفتند. حتی کسانی مانند داروین به شکل منظم روزی سه نوبت پیاده‌روی می‌کردند. بتهوون، کرکگارد، فروید، یونگ، گوستاو مالر، ویلیام فاکنر، جاناثان ادواردز، ویلیام جیمز، کافکا، بالزاک، میلتون، ویکتور هوگو، دیکنز، ناثاناییل هاوثورن، تولستوی، چایکوفسکی، و ژرژ سیمنون همه اهل پیاده‌روی‌های بلند و گاه چهارساعته بودند.

ویژگی مشترک دیگر آنها نوشیدن قهوه یا چیزی در این مایه‌ها بوده است. بالزاک گاه روزی پنجاه فنجان قهوه می‌نوشید. باز ویژگی مشترک این کسان اشتیاق شیفته‌وار به کارشان بوده است. اینگمار برگمان می‌گفت: «من بدون وقفه کار کرده‌ام. مثل سیلی که از چشم‌انداز روح انسان بگذرد.» آنها گاه خانواده خود را نیز قربانی کار خود می‌کردند تا جایی که مارکس مدعی بود اگر دوباره زندگی از سر گیرد، همان مسیر انقلابی را دنبال خواهد کرد، جز آنکه ازدواج نخواهد کرد. همچنین درآمد برخی از این افراد نه از راه نوشتن یا نقاشی یا شاعری، بلکه از طریق کارمندی در ادارات پست یا بانک بوده است، مانند توماس الیوت و ترالپ. برخی از آنها نیز تا پایان عمر با فقر کلنجار می‌رفته‌اند. مارکس که بیشترین دغدغه اقتصاد را در زندگی داشت و کتاب سرمایه او حاصل زندگی‌اش بود، خود زندگی مرتبی نداشت. دوستش انگِلس از صندوق تنخواه نساجی پدرش پول بلند می‌کرد و به او می‌داد. او هم ولخرجی می‌کرد «چون در نگهداری پول هیچ سررشته‌ای نداشت.» این افراد معمولا اهل مراقبه بودند چه در شکل سنتی و آیینی آن و چه به شکل مدرن و کاملا فردی. یونگ به شکل منظمی زندگی شهری را ترک می‌کرد و در خانه قلعه‌مانندی که فاقد برق و آب لوله‌کشی و شبیه خانه‌های قرن 18 بود زندگی می‌کرد. آب از چاه می‌کشید و هیزم می‌شکست و معتقد بود این کارهای ساده «انسان را ساده می‌کند و چقدر سخت است ساده بودن.»

همه این افراد در کار خود کمابیش پرکار بودند و روزانه ساعات خلاق زیادی را صرف کار خود می‌کردند، مانند فروید، همینگوی و سیمنون که می‌گفت نوشتن هر کتاب یک لیتر و نیم از او عرق بیرون می‌کشد. آنها در عین تخصص در کار خود تنوع علایق داشتند، برای مثال، یونگ روانکاو، نقاشی می‌کرد و استیون جی. گولد دانشمند تکاملی آواز هم می‌خواند. همه اینها وقتی را به شکل اختصاصی صرف و با خود خلوت می‌کردند،زیرا اصولا لازمه آفرینش با خود بودن است. همچنین در مجموع این افراد معمولا زندگی ساده‌ای داشته‌اند مانند سارتر، فلوبر و دوبوار.

در مجموع این کتاب خواندنی و آموزنده است. گرچه فکر می‌کنم ترجمه‌های قبلی کامشاد بهتر از این یکی بوده است. نکته آخر آنکه عنوان اصلی کتاب متواضعانه‌تر و دقیق‌تر و گویای آن است که این بزرگان چگونه در دل گرفتاری‌های روزانه برای خود وقت پیدا می‌کردند یا می‌آفریدند «مناسک روزانه: چگونه ذهن‌های بزرگ وقت به دست می‌آورند، الهام می‌گیرند و کار می‌کنند.»

سید حسن اسلامی اردکانی
ستون #در_ستایش_جزییات / صفحه آخر روزنامه اعتماد، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹

https://b2n.ir/901719
www.hassaneslami.ir
@hassan_eslami
سخنی پیرامون رابطه روایت‌ها و هویت
ایراد شده در برنامه «شب روایت»، شبکه چهار، زمستان ۹۷

https://www.aparat.com/v/1qdA3/%D8%A7%D9%88%D9%84_%D8%B4%D8%AE%D8%B5_%D9%85%D9%81%D8%B1%D8%AF
@ftofighi
Forwarded from Twitter (𝕏) Media Downloader دانلود از توییتر (ایکس)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔗 Sadra Mohaqeq (@SadraMohaqeq):
بحران کرونا منجر به افزایش ۲ هزار درصدی حجم تولید ماسک و پلاستیک‌های یک‌بار مصرف در جهان شده، این مقدار پلاستیک برای محیط‌زیست و کره‌زمین کمر شکنه.
دم فرزانه فصیحی قهرمان دومیدانی گرم که برای کم کردن تولید زباله توصیه می‌کنه.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔗 آرش محمدنیا (@Arashmohmadnia):
چون رسانه #به_ظاهر ملی نشونش نمیده..
#فرزانه_فصیحی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖


📲 @twittervid_bot
📺
پادکست‌های روایت‌های عاشورایی (معرفی کتاب‌های عاشورایی) با اجرای علی سلطانی:
۱. محمد اسفندیاری، عاشوراشناسی
https://www.instagram.com/p/CEUbvMZFMlO/
۲. محمدتقی جعفری، امام حسین (ع): شهید فرهنگ پیش‌روی انسانیت
https://www.instagram.com/p/CEYX9jUFrQh/
۳. مهدی مسائلی، عار یا شعار؟ قمه‌زنی در ترازوی عقل و شرع
https://www.instagram.com/p/CEbDCnXpAUg/
۴. سید مهدی شجاعی، سقای آب و ادب
https://www.instagram.com/p/CEcLGwuJAZT/
۵. ابوالفضل زرویی نصرآباد، ماه به روایت آه
https://www.instagram.com/p/CEhkfyeJrGc/
۶. مهدی امین فروغی، محتشم‌نامه
https://www.instagram.com/p/CErjV28jaGm/

همچنین فایلها در کانال تلگرامی عطر سیب ۹۹ قابل دریافت است:
https://t.me/bayadeto
@ftofighi
🔷به زودی از انتشارات کتاب طه🔷

کتاب 📚فلسفه و فمنیسم، نوشته میراندا فریکر و جین گریمشاو و با ترجمه فاطمه توفیقی
از سری مجموعه راهنمای فلسفه بلَک وِل

@tahabooks
فراخوان عضویت در انجمن علمی دین‌پژوهی

اعضای هیئت موسس:
🔹محسن جوادی
🔹محمود مروارید
🔹رسول رسولی‌پور
🔹احمد واعظی
🔹نعمت الله صفری فروشانی
🔹فرزانه گشتاسب
🔹ابوالفضل محمودی
🔹مرتضی کریمی‌نیا
🔹مهدی مهریزی
🔹زهرا پورسینا
🔹نعیمه پورمحمدی
🔹محمود حکمت‌نیا
🔹یونس نوربخش
🔹باقر طالبی دارابی
🔹مسعود شاورانی
🔹شهباز محسنی
🔹فاطمه توفیقی
🔹وحید سهرابی‌فر
🔹نرجس ابوالقاسمی دهاقانی


⭕️ @IranianARS
📢پاسخ به چند پرسش رایج:

⚫️ اهداف و دامنه فعالیت‌های انجمن علمی دین‌پژوهی چیست؟
انجمن‌های علمی مراکزی برای فعالیت داوطلبانه و فرادانشگاهی هستند. فعالیت‌هایی از قبیل نشست‌های داخلی و بین‌المللی، دوره‌ها و کارگاه‌ها، همکاری در تولید آثار علمی مکتوب یا صوتی-تصویری — در سطح خرد یا کلان — در انجمن‌های علمی قابل پیگیری است. همچنین در شرایطی که دانشجویان و طلاب و اساتید در رشته‌های علمی به صورت جزیره‌ای در مراکز علمی مشغول به فعالیت هستند، انجمن‌ها چارچوبی را فراهم می‌کنند که افراد از زمینه‌های گوناگون و از نقاط مختلف کشور با هم تبادل نظر علمی داشته باشند. اما عمدهٔ برنامه‌ها بعد از شکل‌گیری هیئت مدیره و مجمع عمومی قابل طراحی و پیگیری است.

⚫️ اعضای انجمن از چه رشته‌هایی جذب می‌شوند؟
با توجه به رواج پژوهش‌های میان‌رشته‌ای در دین‌پژوهی، همهٔ کسانی که تحصیلات یا تحقیقات منتشرشده‌ای مرتبط با دین داشته‌اند، امکان عضویت دارند. رزومه‌ای که در قالب ایمیل می‌فرستید، امکان بررسی ارتباط زمینهٔ شما با دین‌پژوهی را فراهم می‌سازد.

⚫️ آیا نگاه درون‌دینی و الاهیاتی هم در انجمن دین‌پژوهی پیگیری می‌شود؟
تلقی انجمن از دین‌پژوهی پژوهش پیرامون همهٔ ساحت‌های دین و از نگاه‌های گوناگون است. محققان حوزوی و دانشگاهی‌ای که از منظر درون‌دینی به بررسی دین می‌پردازند، می‌توانند فعالیت‌های علمی داوطلبانهٔ خود را در انجمن پیگیری کنند. پژوهشگرانی هم که از سایر رشته‌های علوم (انسانی) به بررسی دین می‌پردازند، در انجمن فضایی مناسب خواهند داشت.

⚫️ من می‌خواهم در انجمن عضو شوم. چه کار باید بکنم؟
رزومه و کارت دانشجویی/طلبگی یا حکم کارگزینی خود را برای ما ایمیل کنید.

⚫️ آیا عضویت منحصر به اتباع ایرانی است؟
خیر.

⚫️ بعد از عضویت چه اتفاقی می‌افتد؟
مجمع عمومی تشکیل می‌شود و شما امکان انتخاب اعضای هیئت مدیره (و حتی در صورت احراز شرایط عضویت در هیئت مدیره) را خواهید داشت. پس از آن برنامه‌های علمی پیش خواهد رفت.

⚫️اگر سٰوال یا نکته‌ای بود، حتما با ایمیل ما (IranianARS@gmail.com) تماس بگیرید. انجمن دین‌پژوهی را هم به سایر علاقه‌مندان معرفی کنید و آنان را به عضویت دعوت کنید.

@IranianARS
Forwarded from نقد حال
مسیری که فیرحی برای ایران هموار می‌کند

«با امید به بهبودی هرچه زودتر ایشان»

توجه به اندیشه‌ها و پروژهٔ فکری فیرحی به دلیل تأثیرگذاری و اهمیتی که برای تحلیل مسئله‌های سیاسی و حقوقی ایران دارد ضروری بوده و این یادداشت برآن است تا تنها با اشاراتی به این مسیر فکری این ضرورت را نشان دهد.

به نظر می‌آید که فیرحی گره اصلی کنونی ایران را به درستی دریافته است و برای گشودنش پله به پله پروژه‌های فکری خود را یکی پس از دیگری تعریف کرده و پیش می‌برد. او تصویری را نقش می‌زند که از قِبَل آن آورده‌های مهمی نصیب ایران خواهد شد.

برای فهم اهمیت پروژه‌های فکری فیرحی کافی است نیم‌نگاهی به مناقشات و مذاکرات قانون‌گذاری در مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان و بحث‌های پیرامونی آن انداخت و سپس اندکی آن را با مذاکرات قانونگذاری در مجلس شورای ملی در دوران مشروطه سنجید؛ بی‌شک از این همه شباهت حیرت خواهیم کرد. انگار فاصلهٔ تاریخی بیش از صدساله‌ای در کار نباشد؛ هنوز در بر همان پاشنه می‌چرخد، مسئله یکی است و همان دوگانه‌ها هستند که حل‌نشده همچنان به حیات خود ادامه می‌دهند.

فیرحی به‌خوبی درک کرده است که چه کوتاه‌اندیشانه خواهد بود اگر مشکلات خود را صرفاً به سی چهل سال اخیر ارتباط دهیم درحالی‌که مسئله فراتر از این‌هاست. تجربهٔ قانون‌گذاری در ایران امری پیچیده است و زمانی که به‌دنبال شالودهٔ محکمی برای قانون‌گذاری هستیم، باید تبیین کنیم که دقیقاً از چه چیزی سخن می‌گوییم. در اندیشهٔ او مهم‌تر از طرح جدید، تلاشی صورت می‌گیرد برای کالبدشکافی طرح و سامانهٔ استدلالی قدیم زیرا اگر این سامانه خوب شناخته نشده باشد، طرح جدید نیز موفق نخواهد بود.

او معتقد است که نظریه‌پردازان موفق کاوشگران باریک‌بین نظریه‌های موجودند که از نارسایی‌ها و امکانات آنها راهی برای نظریهٔ جدید پیدا می‌کنند و خود نیز در همین مسیر گام بر می‌دارد.

در ادبیات فیرحی دین و دولت یک دوگانگی دائمی در ایران دارد. موضوع بر سر این نیست که یا دین باشد یا دولت بلکه بحث بر سر این روایت از دین و دولت یا آن روایت است.
تلاش برای خروج از این دوگانه و تنظیم مجدد رابطه‌ها در ایران تاریخ یکصدساله‌ای دارد که فیرحی در پروژه‌های فکری خود برخی وجوه ممکن و افت‌وخیزهای آن را کاوش می‌کند. او در پی پاسخ به این پرسش‌هاست که تجدد را چطور فهمیده‌ایم چطور ترجمه کرده‌ایم و چطور با آن مخالفت کرده یا از آن دفاع کرده‌ایم؟

برای انسان امروز ایرانی که هیچ‌گاه پشتوانهٔ مذهبی‌اش خالی نبوده، در ایران دغدغهٔ تجدد دارد و صدوپنجاه سال هم راه را طی کرده است، مذهب چه مشارکتی در تجدد ایرانی داشته است؟ به‌طورکلی در ایران چه مسیری را ساخته‌ایم و این مسیر چگونه حرکت کرده و چطور ما را به اینجا رسانده است؟ آنچه از نظر او اهمیت دارد دیدن تاریخی خودمان است؛ اینکه خود امروزی را برگردانیم به آینهٔ تاریخ و بنگریم که انسان ایرانی چگونه نقاشی شده است.

بر همین مبنا فیرحی به تبارشناسی رابطهٔ مذهب و مشروطه در ایران می‌پردازد، رابطه‌ای که در هیچ جای دیگر جهان اسلام یافت نشده و مختص ایران است. به زعم او روایت خاص مذهبی در ایران معاصر دربارهٔ تجدد و نسبت فقه با قانون ملی یا دولت ملی مسائل مهمی‌ هست که هنوز در ایران حل‌نشده باقی مانده است. برای مثال او می‌گوید این مناقشه تا امروز برقرار است که آیا حکومت امانت ملی از طرف مردم به حاکم است یا امانت شرعی از طرف شارع به حاکم؟ به همین دلیل است وقتی فعالیت حزبی شروع می‌شود، هم نیروهای مذهبی را تجزیه می‌کند و هم نیروهای سیاسی را. تقابلی شکل می‌گیرد و بازی از موضوع واحد به مناقشه ختم می‌شود. این ویژگی جامعه ایران است و نیاز به بحث تئوریک دارد.

فیرحی معتقد است که در ایران با بحرانی مواجه بوده‌ایم که دولت را کجا قرار دهیم و این بحث معمای بزرگ جامعه ایرانی است. او بر این باور است که در ایران گفتمان‌ها و تصورات مختلف از دولت کنار هم نشسته، روی هم بارگیری شده و نمای عمومی دولت در جامعه ما را ساخته است.

دولت مدرن در ایران خصلت منشوری دارد و ترکیبی از ذهنیت تاریخی نظیر استبداد و امپراتوری به علاوهٔ افزونه‌های متناقض حکومت‌داری‌های جدید است. این ماهیت منشوری دولت ویژگی تاریخی دارد و از مشروطه تا کنون ذهنیت‌ها و نهادهای مختلف حکومت‌داری جانشین یکدیگر نشده‌اند، بلکه به تمام معنای کلمه، روی هم بارگیری و در هم ممزوج شده‌اند. دولت امروز ایران حاصل گذاری منطقی از نوعی حکومت‌داری پیشامدرن به یکی از انواع حکومت داری مدرن نیست، بلکه هر روز پیچیده‌تر شده و به اقتضای افزونه‌های متعدد و ناهمساز، تناقض درونی آن افزایش یافته است.

فیرحی با این پیش‌فرض‌ها به دنبال آن است که لایه لایه این ذهنیت‌ها را وارسی کند، کنار نهد و از این طریق نه تنها فهم آنچه بر ما گذشته است را ممکن کند؛ که چراغی برای چه باید کرد نیز بیفروزد.
Forwarded from نقد حال
او به ویژه در پژوهش «فقه و سیاست» خود، شرایط تاریخی این روایت جدید از ادغام دین و دولت را برجسته می‌کند و مواجههٔ فقه سیاسی شیعه با چنین مختصاتی از حکومت‌داری در ایران امروز را مورد بررسی قرار می دهد.

فیرحی بر متون آغازین دورهٔ مشروطه تمرکز زیادی دارد و دریافته است که محتوای این متون همچنان بحث امروز ماست، چراکه مناقشه جدی مطرح در این نوشته‌ها به پایان منطقی خودش نرسیده است. او در این متون به دنبال ردپای تولد ایده‌هایی می‌گردد که تولید و تبدیل به حقیقت زمانه می‌شوند؛ ظهور و زوال آن‌ها را می‌جوید و تولد واژه‌ها و مغناطیسی را که تولید شده است، می‌کاود؛ بر این اساس از توصیف مشروطه برای اولین‌بار در یکی از نامه‌های آخوند خراسانی گرفته تا واژه دولت قراردادی در ادبیات شیخ فضل‌الله را وارسی کرده و نشان می‌دهد چگونه علمای نجف گام به گام در پی نظام سیاسی جایگزین و تغییر مدل حکمرانی هستند.

کاوش‌های موضوع‌شناسانهٔ او دربارهٔ فقه سیاسی و دگرگونی مفهوم دولت حاکی از این است که آزادی‌خواهی در ایران روایتی مذهبی پیدا کرد و به‌رغم مقاومت‌هایی درون جریان مذهبی، اتحادی بین مذهب و مشروطیت پیدا شد. دستگاه‌های فقهی مشروطه تلاش کردند تا حقوق فردی افراد را به حقوق ملی گره زنند. او به خوبی نشان می‌دهد که چگونه بین نهادهای مذهبی بر سر مشروطه اختلاف می‌افتد و چگونه تأیید نظم جدید در ایران به تأخیر می‌افتد و ما از دورهٔ مشروطه تا کنون شاهد گسست پارادیمی و بحران تأیید هستیم. تأکید فیرحی بر این نکته از آن روست که به باور او شکاف پارادایمی نه تنها در مورد وضع حال قضاوت می‌کند بلکه در طول تاریخ حیات یک جامعه چنین می‌کند. گزاره‌های پارادایمی در تاریخ ظاهر می‌شوند اما مدعیات فراتاریخی دارند و در مورد کل تاریخ اظهارنظر می کنند.
فیرحی اختلاف ما در ایران را نه بر سر شیوه های حکمرانی که بر سر اصول حکمرانی می‌داند. سیستم سیاسی ما به طور تاریخی چنین شکل یافته است که چونان ماشینی با چندین موتور یا نیروی محرکه متفاوت است. اما این کانون‌های قدرت هرگز مکمل نیستند بلکه چنان شده است که عکس همدیگر کار کرده و توان یکدیگر را محدود و خنثی می‌کنند.

بر همین اساس است که او معتقد است دولت در ایران همیشه «دو سر» می‌شود چون دو جریان در دولت وجود دارد که همدیگر را خنثی می‌کنند. جامعهٔ ایران هنوز به اجماعی در اصول حکمرانی نرسیده است و بنابراین مجلس و انتخابات و تفکیک قوا داریم اما این نهادها کارکردی را که باید ندارند.

در نهایت باید گفت فیرحی همواره کوشیده تا با نوع تبیینش راهی برای خروج ایران از این بن‌بست باز کند و گزاف نیست اگر بگوییم او از درون هستهٔ سخت شریعت راهی به تجدد و زندگی دموکراتیک می‌جوید. مسیری که فیرحی پیش گرفته، علاوه بر اینکه خود مقصد مهمی است، نویددهندهٔ گامی به جلو به سوی ایجاد زمینهٔ حل تعارضات و مناقشات در نظام سیاسی و قانونی ایران است.
‌
Forwarded from خواهر شکسپیر
امروز (۱۹ نوامبر) روز جهانی مردان است. بله! ما روز جهانی مردان داریم. چندین سال است که پژوهش‌های مختلف و نهادهای بین‌المللی هشدار می‌دهند که مردان دارند از فرهنگ «مردانگی مسموم» ساخته‌ی دست خودشان آسیب می‌بینند. آمار نشان می‌دهد مهم‌ترین دلیل جهانی مرگ مردان زیر ۴۵ سال، خودکشی است. دلیل اصلی، انتظارات فراوانی از مردان می‌رود که ناشی از فرهنگ‌ها و رسوم جنسیت‌زده است و همین‌طور نگاه جنسیت‌زده‌ای که می‌خواهد مرد «جدی» باشد، احساسات واقعی خود را بروز ندهد، محکم باشد، مدام نگرانی‌ها و ترس‌ها و خود واقعی‌اش را پشت ماسک پنهان کند و در یک کلام «مرد» باشد! دلیل دیگر، این واقعیت دردناک است که شمار چشمگیری از مردان هیچ «دوست واقعی» ندارند. دوستی که بتوانند با او درددل کنند، سفره‌ی دل بگشایند، از نگرانی‌ها و اضطراب و هراس و شکسته‌دلی بگویند، از گرایش جنسی واقعی‌شان، از گذشته و آینده و ...

در روز جهانی مرد، خوب است گزارش صادقانه و مهم بیلی بیکر در «بوستون گلوب» را مرور کنیم و به خودمان و دیگران یادآوری کنیم که فرهنگ جنسیت‌زده، دمار از روزگار همه‌ی ما از هر جنسیت درمی‌آورد و زخمی و قربانی به‌جا می‌گذارد:

بیلی بیکر چهل‌وچندساله است، سال‌هاست در «بوستون‌گلوب» کار می‌کند، ازدواج کرده و دو بچه‌ی کوچک دارد. بچه‌ها که به‌دنیا آمدند به محله‌ای در حاشیه‌ی شهر اسباب‌کشی کردند تا بتوانند خانه‌ای بزرگ‌تر با حیاط بخرند تا بچه‌ها بتوانند در فضایی بزرگ‌تر و میان دارودرخت بزرگ شوند. او کار می‌کند، ماشین بزرگی دارد (کلیشه‌ی خانواده‌ی آمریکایی که خارج از شهر زندگی می‌کنند) روزها مسیر طولانی را تا روزنامه می‌راند، صبح‌ها سعی می‌کند قبل کار به باشگاه ورزش برود یا بدود. شب‌ها حتما قبل از خواب بچه‌ها، یک ساعت وقت برای بازی و خنده با آن‌ها بگذارد، آخرهفته‌ها بیشتر وقت را با زن و بچه‌هایش بگذراند، سالی یکی دوبار تعطیلات بروند و ...همه چیز یک کلیشه‌ی بسیار عادی و رایج زندگی خانوادگی طبقه‌ی متوسط و متوسط رو به بالا در آمریکا است.

چندوقت پیش روزی سردبیرش او را به اتاق صدا کرد و گفت یک سوژه عالی دارد که راست کار اوست. سردبیر به آمار ده‌ها سال بررسی دولت فدرال اشاره کرد: مردم در آمریکا بیشتر از این‌که از چاقی مفرط و دیابت و سیگار کشیدن بمیرند، از «تنهایی» و حس عمیق بی‌کسی می‌میرند. آدمی‌زاد (به‌ویژه مردان میانسال) تنهایند، اغلب اوقات هم در حال انکار این وضعیت و تنهایی مدت‌هاست یک عامل جدی مرگ‌ومیر و به‌خطرانداختن سلامت است و کسی درباره‌اش حرفی هم نمی‌زند. حالا سردبیر از بیکر می‌خواست برود تحقیق و درباره‌ی این موضوع یک مطلب مفصل بنویسد. بیکر بهش برخورد، چرا سردبیر فکر کرده او آدم مناسبی است که این سوژه را دنبال کند؟ او ‌که یک دوجین رفیق صمیمی و معاشر دارد. مثلا همین دوست قدیمی‌اش مارک، هم‌کلاسی دوران دبیرستان بودند و هنوز باهم حرف می‌زنند و بیرون می‌روند. صبر کن ببینم... سالی چندبار هم را می‌بینند؟ چهار یا حداکثر پنج‌بار... روری چی؟ روری هم دوست صمیمی قدیمی‌اش است. آخرین‌بار کی روری را دید؟ بیشتر از یک سال از آخرین قرارشان گذشته... خب این همه همکارانش سرکار هستند که باهم ناهار می‌خورند و قهوه صبح و گپ می‌زنند....کی را گول می‌‌زنیم؟ چرا می‌خواهیم به خودمان بقبولانیم همکارانی که هر روز چندساعت می‌بینیم و گاه گپی می‌زنیم «دوست و رفیق» ما هستند آخه؟‌

بیلی بیکر هی فهرست دوستان‌اش را ردیف کرد و وقتی پشت میزش برگشت، واقعیت عین پتک بر سرش فرود آمد: بله، او «لوزر» است و تنها و فکر می‌کند کلی دوست و رفیق دارد. دکتر ریچارد شوارتز، محققی که اصلا درباره‌ی این معضل فراگیر تنهایی آدمی‌زاد در قرن ۲۱ کتابی نوشته است، از شنیدن ماجرای زندگی روزمره‌ی بیکر هیچ تعجب نکرد. گفت ماجرای کلیشه و تکراری تنهایی همین است. درگیر و گرفتار زندگی خانوادگی و کار و مشغله‌ای، وقتی اگر باقی بماند ترجیح میدی یا باید صرف رسیدگی به امورات بچه‌ها و خانه و زندگی خانوادگی کنی، بقیه دوستان‌ات هم همین‌اند و به‌سادگی و بدون این‌که حتا متوجه بشوید میبینید دیگر مدت‌هاست باهم حرف نزدید یا نشده یک قرار دورهمی بگذارید. تنهایی آوار می‌شود و جاری روزمره می‌شود.
ادامه مطلب را در زیر بخوانید:
تنهایی، بزرگ‌ترین خطر مردانگی
@FarnazSeifi
از علوم انسانی تا علوم دقیقه و سهم استادان راهنما

عده ای برای من نوشتند که برخی از استادان راهنما که نامشان در مقالات حوزه های علوم انسانی و تاریخ و ادبیات و اسلامیات به عنوان نویسنده مشترک در شماری انبوه از مقالات مطالعات دینی و فلسفی و کلامی آمده به نوشته من اعتراض کرده اند و گفته اند اگر استاد سهمی در ارائه فکر و ایده اصلی مقاله ای دارد باید نامش در کنار نویسنده ای که زحمت تحقیق و پژوهش را کشیده است برده شود و بنابراین بر سخن من ایراد گرفته اند. نیازی نمی بینم بحث را دراز کنم. امیدوارم آنچه گفتم زمینه ای شود برای اصلاح و بازگرداندن آب دانش و پژوهش به جریان درست آن. در علوم انسانی و تاریخی رسم دانشگاه ها این نیست. سهم استاد راهنما هدایت دانشجوست و برای این کار و وظیفه حقوق می گیرد. بزرگترین جفا این است که استادی از شاگردش بخواهد به این دلیل نامش به عنوان نویسنده مشترک بیاید. در واقع این درخواست به معنی از میان بردن زمینه ارتقای دانشگاهی دانشجویان دکتری و استادیاران است. کمیته های ارزیابی به هیچ روی به مقاله ای در موضوعی مرتبط که نام استاد راهنمای دانشجو در آن ذکر شده بهایی نمی دهند. این البته باز تأکید می کنم در رابطه با علوم انسانی است. در علوم دقیقه و علوم متعلق به ریاضیات و فیزیک و غیره داستان متفاوت است، دلیلش یکی هم این است که در آن دانش ها کارها خیلی اوقات به صورت پروژه ای و لابراتواری و گروهی انجام می شود و بنابراین مقالاتی با چندین نویسنده کاملا عادی است. کسی به من نوشته و اعتراض کرده که چرا مطلق گفته ام. من در دو نوشته قبلی با وضوح کامل تنها از علوم انسانی و تاریخی سخن گفتم. من در مؤسسه مطالعات عالی پرینستون (مؤسسه محل کار انیشتین) کار می کنم. بخش عمده همکاران من در اینجا در ریاضیات و علوم فیزیک و طبیعی کار می کنند. بنابراین این مقدار می دانم که در علوم طبیعی و ریاضی داستان متفاوت است. سخن من بر سر علوم انسانی است. در این دانش ها نه تنها مقاله شاگردان نباید به عنوان کار مشترک با استادان راهنما منتشر شود بلکه اگر رساله دکتری را کسی چاپ کند نباید نامی از استاد راهنما بر روی جلد کتاب بیاورد. اصلا اگر چنین کند این به معنی مرگ آینده شغلی آن دانشجوست. تنها در مقدمه کتاب در کنار تشکر از دهها نام دیگر می تواند نامی هم از استاد راهنما آورده شود. بنابراین حتما باید وزیر محترم علوم تمهیدی برای جلوگیری از این رسم غلط کند. این شیوه انتشار مقالات، فرهنگ علمی را تضعیف و به جای آن فرهنگ مدرک گرایی و فرصت طلبی را تشدید می کند. بماند که زمینه ای را برای منافسه های غیر علمی و تقلب و انتحال باز می کند. تمام.

https://t.me/azbarresihayetarikhi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درس‌گفتار کوتاهی درباره «تعقل» برای کلاسی در دانشکده الهیات دانشگاه شیکاگو.

مطالبی که این‌جا بیان کرده‌ام طرح کلی مقاله‌ای است که در همین زمینه در حال نوشتن هستم و در نسخه دوم «Critical Terms for Religious Studies» (انتشارات دانشگاه شیکاگو) منتشر خواهد شد.
⚫️دین‌پژوهی و ممیزی؛ آیا کتاب‌های دین‌پژوهی را می‌توان در ممیزی ارشاد بررسی کرد؟

🔸فارغ از همه انتقاداتی که به ممیزی ارشاد در حوزه‌های گوناگون هنری و فرهنگی صورت گرفته است، به طور خاص در دین‌پژوهی می‌توان رابطه آشکاری میان اهمیت آشنایی با این رشته و نوع نقدها مشاهده کرد. بسیاری از ممیزهای ارشاد توقع دارند که کتاب‌هایی که به هر نحوی درباره دین است، منظر دینی خاصی را تأیید و تشویق کند، در حالی که این کار اساساً با روح دین‌پژوهی ناسازگار است و کلاً آن کتاب را بی‌اثر می‌کند. به عبارت دیگر، اگر بنا باشد که کتابی بنابر طبیعت دین‌پژوهانه‌اش به صورت بی‌طرفانه یک دین یا جنبش دینی/معنوی را گزارش دهد، کاملاً نقض غرض و بی‌معناست که آن کتاب بخواهد بگوید که فلان نوع دینداری غلط یا ناسره است. در آن صورت، این کتاب دیگر دین‌پژوهانه نیست.
🔸دین‌پژوه، از آن حیث که صرفاً دین‌پژوه است، حق ندارد در این باره اظهار نظر کند. به بیان پدیدارشناسانه او اظهار نظر درباره وجود داشتن یا نداشتن یا صحیح یا مقدس بودن یا نبودن چیزی را در پرانتز می‌گذارد، یا آن را به تعلیق در می‌آورد. در عوض دین‌پژوه باید بدون داوری در مورد صحیح یا سره بودن یک دین و بر نوعی معرفت‌شناسی درجه دوم، با دینداران همدلی کند. یعنی اگر گروهی از مسلمانان دعایی می‌خوانند یا در امامزاده‌ای جمع شده‌اند، برای دین‌پژوه مهم نیست که آن دعا یا این امامزاه صحیح است یا نه. بلکه برای وی مهم آن است که آن مسلمانان هنگام خواندن آن دعا یا تشرف به این امامزاده دچار چه احساساتی می‌شوند.

🔸در این یادداشت، ضمن معرفی رشته دین‌پژوهی، برای نشان دادن بی‌معنایی ممیزی در این رشته تخصصی، نمونه‌هایی را از چند کتاب که دستخوش ممیزی‌های ناروا در دین‌پژوهی شده‌اند، ذکر می‌کنم. کل یادداشت را در اینجا بخوانید:
https://www.dinonline.com/23274
@ftofighi
هستن
مهدی اخوان ثالث

گفت و گو از پاک و ناپاک است
وز کم وبیش زلال آب و آیینه
وز سبوی گرم و پر خونی که هر ناپاک یا هر پاک
دارد اندر پستوی سینه
هر کسی پیمانه‌ای دارد که پرسد چند و چون از وی
گوید این ناپاک و آن پاک است
این بسان شبنم خورشید
وان بسان لیسکی لولنده در خاک است
نیز من پیمانه‌ای دارم
با سبوی خویش، کز آن می تراود زهر
گفت‌و‌گو از دردناک افسانه‌ای دارم
ما اگر چون شبنم از پاکان
یا اگر چون لیسکان ناپاک
گر نگین تاج خورشیدیم
ورنگون ژرفنای خاک
هرچه‌ایم، آلوده‌ایم، آلوده‌ایم، ای مرد
آه، می‌فهمی چه می‌گویم؟
ما به هست آلوده‌ایم، آری
همچنان هستان هست و بودگان بوده ایم، ای مرد
نه چو آن هستان اینک جاودانی نیست
افسری زروش هلال آسا ، به سر هامان
ز افتخار مرگ پاکی، در طریق پوک
در جوار رحمت ناراستین آسمان بغنوده ایم، ای مرد
که دگر یادی از آنان نیست
ور بود، جز در فریب شوم دیگر پاک جانان نیست
گفت‌وگو از پاک و ناپاک است
ما به هست آلوده ایم، ای پاک! و ای ناپاک!
پست و ناپاکیم ما هستان
گر همه غمگین، اگر بی غم.
پاک می‌دانی کیان بودند؟
آن کبوترها که زد در خونشان پرپر
سربی سرد سپیده دم
سبزخطانی که الواح سحر را سرخ‌رو کردند
بی جدال و جنگ
ای به خون خویشتن آغشتگان کوچیده زین تنگ آشیان ننگ
ای کبوترها!
کاشکی پر می زد آنجا مرغ دردم ، ای کبوترها!
که من ارمستم، اگر هوشیار
گر چه می دانم به هست آلوده مردم، ای کبوترها
در سکوت برج بی‌کس‌مانده‌تان هموار
نیز در برج سکوت و عصمت غمگینتان جاوید
های پاکان! های پاکان! گوی
می خروشم زار
https://soundcloud.com/echolalia-ir/ktlgqe8fsmbr
🔴 از قتل رضاخان تا سیلی عنابستانی

✍️ محمدرضا جلائی‌پور

پردهٔ اول:

صد سال پیش، طبق نقل احمد سلامتیان از خاطرات سپهبد امان‌الله جهانبانی در خاطراتش در‌باره جنگ ساری داش، رضاخان كه هنوز شاه نشده بود برای مذاكره با اسمعيل‌خان سميتقو به پادگانی در نزديكی قلعه چهريق مي‌رود. حین سان ديدن از لشگر بسته نبودن دگمه‌ٔ يقهٔ يكی از سربازان را بهانه مي‌كند و برای زهر چشم گرفتن سر صف با ششلول سرباز خاطی را به‌قتل می‌رساند.

نتیجه: آب از آب تکان نخورد و حتی علاقهٔ بسیاری از ایرانیان به اقتدارگرایی رضاخان بیشتر می‌شود.

⭕️ پردهٔ دوم:

دی‌ ۹۷ محمدباسط درازهی، نمایندهٔ سراوان در مجلس دهم، به کارمند سازمان گمرک ایران فحاشی کرد (چون آن کارمند مانع ورود بدون هماهنگی او به این سازمان ‌شده بود).

نتیجه: ویدیوی این فحاشی در سطح وسیع منتشر و به شدت به آبروی درازهی لطمه زد، اما در عمل حکم قضایی صادر نشد و هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان هم با تاخیر صرفا اعلام کرد که به این نماینده تذکر شفاهی و کتبی داده و حقوق‌اش را کاسته است. رئیس وقت مجلس هم به جای نقد نماینده به نقد منتشرکنندگان ویدیو پرداخت.

⭕️ پردهٔ سوم:

آذر ۹۹ یک بازپرس قوه قضائیه در بابل در حال ورود به دادگستری از در عموم مراجعان کارت شناسایی همراه نداشت و با ممانعت یک سرباز وظیفه مواجه شد و به سرباز سیلی زد.

نتیجه: خبر این برخورد در سطح گسترده منتشر شد، سرباز از بازپرس شکایت کرد، ولی با مصالحه برای «آبروی نظام» پرونده بسته شد و قوه قضاییه هم برخوردی با او نکرد.

⭕️ پردهٔ چهارم:

۳ دی ۹۹ یک سرباز وظیفه جلوی ماشین علی‌اصغر عنابستانی، نمایندهٔ مجلسِ یازدهم که در حال تردد غیرقانونی از خط ویژه اتوبوس در تهران بود را می‌گیرد و از این نماینده سیلی می‌خورد، ولی باز اجازهٔ عبور به او نمی‌دهد.

نتیجه: ویدیوی ماجرا در ابعادی بسیار گسترده‌تر از پردهٔ دوم و سوم در رسانه‌های اجتماعی بازنشر می‌شود، طیف گسترده‌تری از شهروندان و چهره‌های سیاسی و مدنی جریان‌های متکثر سیاسی به آن اعتراض می‌کنند، این بار بلافاصله فرمانده نیروی انتظامی "دستور ویژه‌ای برای حمایت از حقوق سرباز وظیفه راهور و پیگیری موضوع" می‌دهد، رئيس مجلس بر خلاف پردهٔ دوم بلافاصله می‌گوید "در صورت احراز تخلف هیئت نظارت بر نمایندگان بدون مسامحه بررسی و برخورد قانونی خواهد کرد" و رئیس اداره سرمایه انسانی سرباز ستاد کل نیرو‌های مسلح بلافاصله می‌گوید: «معاونت حقوقی ناجا وارد عمل شده و در حال تنظیم شکایتی در این خصوص است. از طریق دادگاه کارکنان دولت به این پرونده رسیدگی می‌کنیم و تا به نتیجه رسیدن موضوع مساله بررسی خواهد شد. به هیچ عنوان هیچ فردی حق این را ندارد سربازی را که در حال انجام خدمت است مورد ضرب و شتم خود قرار دهد، حتی اگر سربازی مقصر باشد.»

---

بین پردهٔ اول و دوم صدها سرباز و کارمند و شهروند عادی از مقامات کشوری و لشکری سیلی‌ خورده‌اند، صدایشان به جایی نرسیده و آب از آب تکان نخورده و ضارب محاکمه و مجازات نشده است.

امروز اما به مدد افزایش قدرت جامعهٔ ایران و رسانه‌های اجتماعی و عزت نفس یکایک شهروندان، دیگر سیلی زدن به سرباز و شهروند، حتی از سوی صاحب‌منصبان قدرتمند ايران، بی‌پیامد نیست. از پردهٔ اولِ صد سال پیش که قتل یک سرباز بی‌گناه هم پیامدی نداشت تا پردهٔ چهارم امروز که یک سرباز جسارت ایستادگی در برابر مقامات در اجرای قانون و اعتراض به سیلی خوردنش را دارد راه زیادی آمده‌ایم. و هنوز هم تا رفع همه اشکال اقتدارگرایی و نابرابری و تبعیض و این‌که ایران برای همهٔ ایرانیان شود راه زیادی داریم که با اتکا به شهروندان مسئول و مطالبه‌گری مثل سرباز اکبری به طی کردنش امیدواریم.

@jalaeipour
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 نسبت دین‌پژوهی و مطالعات اسلام
گفت‌وگوی تصویری با #فاطمه_توفیقی

گفت‌وگوکننده: فاطمه مصلح‌زاده

🔷 نسخه کامل ویدئو در:

آپارات دورنما:
https://www.aparat.com/v/6yqdO

یوتوب دورنما:
https://youtu.be/nJ7t9B55NV0

@doornamaa
دین آنلاین برگزار می‌کند:

سی‌شب سی‌مدخل
از مدخل‌های دایره‌المعارف قرآن

شب‌های ماه مبارک رمضان
ساعت ۱۰ شب
در بستر جدید چت صوتی همین کانال تلگرامی

برای فراهم‌شدن امکان شرکت در جلسه و افزوده شدن قابلیت چت صوتی گروهی، تلگرام خود را از طریق لینک زیر به‌روزرسانی کنید:

https://play.google.com/store/apps/details?id=org.telegram.messenger

🔺دایره المعارف قرآن🔺
منتشرهٔ دانشگاه لایدن هلند به سرویراستاری جین‌دَمن‌مک‌اولیف
چاپ انتشارات حکمت، به همت مجموعهٔ مترجمان و ویراستاری حسین خندق‌آبادی، مسعود صادقی، مهرداد عباسی و امیرمازیار
@dinonline
🔺سی‌شب سی‌مدخل🔺

موضوعات سی‌شب نشست رمضانی/قرآنی دین‌آنلاین

برپایهٔ مدخل‌های برگزیدهٔ کتاب دایره‌المعارف قرآن دانشگاه لایدن هلند (۵جلد)

@dinonline
روش‌شناسی دین‌پژوهی در معرفی شخصیت‌های تاریخی، به مناسبت بحث‌های نظریه «دین و قدرت»
فاطمه توفیقی

در همه پرسش‌ها و پاسخ‌های ناظر به نظریه «دین و قدرت» عبدالکریم سروش نقطه گمشده‌ای درباره روش‌شناسی دین‌پژوهی وجود دارد. این ابهام مرا واداشت که ضمن شرحی بر روش‌ها/رویکردهای گوناگون دین‌پژوهی، با مثال‌هایی توضیح دهم که چگونه نظریه دین و قدرت می‌تواند در چارچوب هر یک از این روش‌ها فهمیده شود و در عین حال گویی به هیچ یک از آنها ملتزم نیست.
...
نظریه دین و قدرت سروش صرفاً به دلیل اینکه از پیش‌داوری به دور است نمی‌تواند پدیدارشناسانه نامیده شود. اما اگر هم بخواهد در قالب پدیدارشناسی دین باشد گرفتار نقدهایی می‌شود که این رویکرد را در بسیاری از محافل علمی سه دهه گذشته از پا انداخته است. یعنی باید ادعای تاریخی خود را محدود سازد و از روش‌های تاریخ‌پژوهانه که آنها هم به دور از جانبداری است، پیروی کند؛ مرز مشخصی میان تفاسیر متون دینی و خود متون دینی ایجاد کند؛ توجه داشته باشد که خود مفاهیمی چون اقتدار و سیاست در طول زمان تحول یافته‌اند.
@ftofighi

https://www.dinonline.com/32306