یادداشت‌های فاطمه توفیقی
981 subscribers
69 photos
16 videos
4 files
107 links
دین‌پژوه
ارتباط با نویسنده از طریق ایمیل: fatimat@gmail.com
Download Telegram
✅چهل و پنجمین کارگاه فلسفه اخلاق ما
🔶با ارائه خانم دکتر فاطمه توفیقی با موضوع "مفهوم بدن اخلاقی با مطالعه موردی در ایران معاصر"
🗒 یکشنبه 2 دی ماه
🕕 از ساعت 18
@EthicsHouse
☄️در فضیلت وقت نداشتن

در دوره دکتری‌ام در اسکاتلند، استادی گفت که مشاهده شده بیشترین ناکام‌های دکتری آنهایی نیستند که در جلسه دفاع تزشان رد می‌شود، بلکه آنهایی هستند که تزشان را تمام نمی‌کنند. و آنهایی که تزشان را تمام نمی‌کنند، بیشترین دانشجویان بومی هستند تا دانشجویان خارجی. او این مثال را گفت تا بگوید فشار چیزی مثل مدت ویزا چطور به کامیاب شدن رساله‌ها کمک می‌کند و به طور دقیق‌تر اهمیت ضرب الاجل‌ها را گوشزد می‌کرد. (البته برای تمدید ویزا در خارج یا سربازی نرفتن در داخل می‌شود همیشه تحصیلات را ادامه داد.)
این حکایت برایم عجیب نبود. بسیاری از زنان به من گفته بودند، پس از مادر شدن و در حالی که حتی وقت خوابیدن هم پیدا نمی‌کنند، بازدهی علمی‌شان بالا می‌رود. یکی از دوستانم می‌گفت وقتی مردد مانده بود که سر کار برود و وقتی برای کار علمی نداشته باشد یا سر کار نرود و به کارهای علمی‌اش برسد (به شرط نداشتن غمِ نان)، استادش به او گفته بود که «کسانی که وقت ندارند، کتاب می‌نویسند». همه اینها خلاف شهود ماست. اما واقعیت است.
این را در زندگی شخصی‌ام هم تجربه کرده‌ام. من دقیقا می‌فهمم چه حالی است که به دلیل مسایل شغلی یا اشتغالات شخصی یا ناآمادگی بدنی و روانی مدت‌ها وقت نمی‌کنم سر کارم بروم و حتی یادم می‌رود مقاله‌ای که مدت‌ها کنار گذاشته‌ام، درباره چه بود. من می‌فهمم که چطور یک آدمِ خسته گیج نمی‌تواند به کارهایش برسد. این وضعیت مطلوب من نیست. ولی دقیقا دستاوردهایم را مدیون همان دقایق اندکِ گرانبهایم هستم، دقایقی که می‌دانم دوامی چندان نخواهند داشت.
@ftofighi
☄️ معرفی رشته مطالعات مردانگی
برخی می‌گویند «شما که این همه از حقوق زنان حرف می‌زنید، یک بار هم بگید سربازی چقدر سخته». آنها احتمالا نمی‌دانند سربازی اجباری فقط یکی از مشکلاتی است که نظریه جنسیتی (به طور خاص مطالعات مردان) به آن می‌پردازد. بله، مطالعات مردان! رشته‌ای با قدمت حدودا دو سه دهه‌ای. رشته‌ای که حاصل جنبش‌های آزادیبخش مردان است. مگر مردان هم آزاد شدن می‌خواهند؟ آن هم در جوامع مردسالار؟ ادعای بسیاری از جنبش‌های مردان این است که مردسالاری به مردان و تحقق مطلوب استعدادهایشان لطمه زده (گرچه برخی از شاخه‌های جنبش‌های مردان سودای روزگاران قدیم را که مردان در اثر جنبش‌های حقوق بشری ضعیف نشده بودند، در سر می‌پرورانند).
درست است که زن بودن در جوامع مردسالار دشوار است، اما مرد بودن هم به هیچ وجه ساده نیست. مرد خوب مردی است که قد و هیکل خاصی داشته باشد، فرزندانش او را بابای قوی بدانند، از زنان خانواده بیشتر بداند، حتما رانندگی خوبی داشته باشد و بتواند وسایل خراب خانه را تعمیر کند، با تأمین مخارج بهترین زندگی مادی را برای خانواده‌اش فراهم کند، در تعامل با زنان بتواند قبل از اینکه با آنها گفت‌وگو بکند مخشان را بزند، عصبانی می‌شود («مواظب باشید باباتون عصبانی نشه‌ها») اما اگر خیلی هم ناراحت است گریه نمی‌کند به این دلیل مهم که «مرد گریه نمی‌کنه». چه کسی می‌تواند همه این ویژگی‌ها یا حتی برخی از آنها را با هم داشته باشد؟ کار مردان وقتی سخت‌تر می‌شود که برخلاف زنان (در کلیشه ذهنی ما) خم به ابرو آوردن و تلاش برای رهایی هم ممکن است «احساس ضعف» قلمداد شود که اتفاقا مخالف ارزش‌های به اصطلاح مردانه است.
اما مردها هم آدم هستند! دوست دارند گاهی گریه کنند. مثل زنها ممکن است هر قد و هیکلی داشته باشند. برای تامین مخارج باید زحمت زیادی بکشند که گاه از توانشان بیرون است (به خصوص در شرایطی که با انواع تبعیض‌های شغلی هم روبه‌رو شوند). بله، وقتی هم که برای تأمین مخارج باید دو شیفت کار کنند، در خانه هم جسم و جان خسته‌شان باید زحمت مضاعف بکشند که بهترین بابای دنیاشوند. در زندگی عاشقانه هم چون تربیت مردسالار به او یاد داده است که با زنان هم‌رده نیست و از آنها بهتر می‌داند و می‌فهمد و فقط باید حمایتشان کند، از موهبت بازشناسی از سوی موجودی برابر (که اصلی‌ترین قسمت رابطه عاشقانه است) محروم مانده است.
مفهوم بسیار مهم «مردانگی هژمونیک» که ویژگی‌های مطلوب برای مردان در یک جامعه را به تصویر می‌کشد، در مطالعات مردان بسیار کلیدی است. یکی از رایج‌ترین جلوه‌های «مردانگی هژمونیک» (hegemonic masculinity) عبارت است از: مردانگی سمی، هنگامی که از مردان خواسته می‌شود که عواطف خود را جزو مواردی مانند خشم بروز ندهند و از نظر جنسی هم مخ‌زن و آلفا باشند.

شرکت ژیلت اخیرا ضمن تبلیغی به نکاتی ضد «مردانگی سمی» (toxic masculinity) اشاره کرد تا از مردان بخواهد با آگاهی درباره آن خشونت مردان علیه مردان و زنان را — که چه بسا بخشی «نرمال» از مردانگی شده است — کم کند. جالب است که بسیاری از کسانی که با مردانگی هژمونیک اصطلاحا هم‌دست بودند، در شبکه‌های اجتماعی مجازی از این تبلیغ برآشفتند. این فیلم کوتاه را در اینجا👇🏽 مشاهده کنید.
@ftofighi
"سی سالگی یک نظریه "

نشست هایی درباره نظریه عبدالکریم سروش : قبض و بسط تئوریک شریعت

نشست اول
قبض و بسط و الهیات لیبرال :فاطمه توفیقی
قبض و بسط و ظهور تفسیر باطنی :محمدکاظم شاکر

دوشنبه 15 بهمن ماه
ساعت 18

خیابان انقلاب . خ وصال. کوچه نایب . پلاک 23

" ورود برای عموم آزاد و رایگان است "

@bashgahandishe
فصلنامهٔ لوگوس اولین رویداد خود را با همکاری دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی برگزار می‌کند:

🔴نشست تخصصی فلسفهٔ دین قاره‌ای
به بهانهٔ انتشار
کتاب فلسفهٔ قاره‌ای و فلسفهٔ دین

🕰زمان: دوشنبه 13 اسفند، ساعت 10-12
🏛مکان: دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه علامه طباطبائی، سالن شهید مطهری
-----------------------------
🔹سخنرانان:
- دکتر مهدی اخوان (دانشگاه علامه طباطبایی)
- دکتر محمدابراهیم باسط (مترجم کتاب)
- دکتر فاطمه توفیقی (دانشگاه ادیان و مذاهب)

➕با حضور غرفهٔ انتشارات طه جهت فروش کتاب
✔️و غرفه فروش و روابط عمومی نشریهٔ لوگوس

@logos_philosophymag
Forwarded from تاریخ ایرانی
پرونده «تاریخ ایرانی»
📌چهل سال بعد: نگاهی از بیرون به انقلاب ایران

http://tarikhirani.ir/fa/files/123/listView

@tarikhirani
📝 جامعه معلول‌ساز
سيد حسن اسلامي‌اردكاني

خانمي پسري به دنيا آورده بود كه سالم بود. اما دو ويژگي داشت. يكي آنكه وزنش كمتر از حد متعارف بود و دوم رنگ پوستش كمي تيره‌تر از حد معمول بود. اين خانم تا مدت‌ها بايد پاسخگوي دوست و آشنا مي‌بود كه چرا وزن نوزاد اين‌قدر كم است و رنگ پوستش آن قدر تيره. اين پرسش‌ها خواسته يا ناخواسته بيانگر دو اصل ناگفته در ذهن پرسشگران بود؛ يكي آنكه معيار كاملا مشخصي براي وزن و رنگ پوست نوزاد وجود دارد و هر كس فاقد اين معيار باشد، مشكل دارد و دوم آنكه اين والدين هستند كه در يك فرآيند مشخص وزن و رنگ نوزاد را تعيين مي‌كنند، مانند آشپزي كه همه فرآيند پخت‌وپز را مديريت مي‌كند. اين نوع نگرش بيانگر نوعي تنگ‌نظري در جامعه است. مقصودم تنگ‌نظري معرفت‌شناختي است كه موجب مي‌شود با نگاهي كاملا تونلي، خط‌كشي شده و محدود هر كس كه رنگ، وزن، هوش يا ويژگي بدني‌اش كمي با آنچه آشنا هستيم، متفاوت و متمايز باشد، برچسب بخورد و به حاشيه رانده شود. اين نگرش محدود، معلول و معيوب در جامعه است كه انواع خط‌كشي‌ها را دامن مي‌زند كه يكي از جلوه‌هاي آشكار آن خط‌كشي سياسي و اجتماعي است. حال آنكه مساله عميق‌تر از اين مسائل است.

به واقع غالبا اين جامعه معلول است كه معلول‌سازي مي‌كند و به افراد متفاوت برچسب معلوليت و ناتواني مي‌زند. كتاب جهان معلول‌ساز: درباره اخلاق معلوليت، نوشته سركار خانم دكتر نعيمه پورمحمدي (قم، نشر توانمندان، 1398، 94 صفحه) گزارشي است فشرده و آسان‌ياب درباره ابعاد معلوليت در جهان امروز. آنچه اين كتاب را از آثار مشابه متمايز مي‌كند، تجربه شخصي نويسنده است. او كه مادر پسر 9 ساله‌اي است كه برچسب معلوليت خورده و نتايج اين مساله را در زندگي خويش شاهد بوده است، مي‌كوشد روايتي نيمه شخصي-نيمه آكادميك از اين مساله به دست دهد. در حالي كه پزشكان پيشنهاد سقط فرزندش را داده بودند، او به بارداري خود ادامه داد و پس از زايمان سه بار عمل جراحي بر فرزندش را پذيرا شد تا آنكه فرصت سبز حيات را برايش فراهم كند. اينك در دهمين سال زندگي فرزندش تجارب خود را لابه‌لاي اين اثر ثبت مي‌كند. كتاب در سه فصل آخرين يافته‌هاي مطالعات معلوليت را گزارش مي‌كند. در فصل نخست گزارشي تاريخي و تبارشناسانه از شكل‌گيري و تحولات ايده معلوليت آمده است. فصل دوم مطالعات تازه اين عرصه را گزارش مي‌كند و در سومين فصل نويسنده به ابعاد اخلاقي و مسائل معلوليت مي‌پردازد. در مقدمه اين كتاب شاهد تقسيم‌بندي انواع شش‌گانه معلوليت مانند معلوليت بينايي، شنواني، جسمي- حركتي، شناختي و يادگيري، ارتباطي و هيجاني هستيم. اما بايد نسبت به نوع ديگري از معلوليت توجه كنيم و آن معلوليت ادراكي كساني است كه ظاهرا هيچ معلوليتي ندارند و در نتيجه هر كس را كه با خودشان متفاوت باشد معلول قلمداد مي‌كنند.

ايده محوري اين كتاب آن است كه معلوليت عمدتا مساله‌اي اجتماعي است نه زيستي و اين ما هستيم كه متناسب با شناخت يا جهالتي كه داريم ديگران را معلول مي‌پنداريم حال آنكه بسياري از ما در جوامع ديگر ممكن است با سنجه‌هاي آن جوامع معلول به شمار آييم. براي مثال، يك زن معمولي شهرنشين ايراني در مقايسه با زني روستايي از كشور كنيا معلول و درمانده به شمار مي‌رود. در نتيجه به جاي برچسب زدن و به حاشيه راندن افرادي كه با ما تفاوت بدني يا هيجاني دارند، بهتر است آنها را به ميان خود راه دهيم و تفاوت‌هاي جسمي، شناختي و هيجاني را پذيرا باشيم.

ستون #در_ستایش_جزییات / صفحه آخر روزنامه اعتماد، 26 تیر 1398

@hassan_eslami
www.hassaneslami.ir
yon.ir/S2nu6
Forwarded from ندارضوی‌زاده|نيم‌نگاه‌ (ندا رضوی‌زاده)
📊 ایران؛ جامعه‌ی مداراگر

مرکز پژوهشی #PEW در گزارشی با عنوان «نگاهی نزدیک به افزایش محدودیت‌های مذهبی در جهان» که سه روز پیش (15 جولای 2019) منتشر کرده یافته‌های مفصلی را درباره محدودیت‌های مذهبی در کشورهای جهان در اختیار قرارداده است.

به نظرم خلاصه مفید و مختصر #یافته‌ها درباره ایران این را می‌گوید که به‌رغم آن‌ که ساختار حاکمیتی #قیدهای_مذهبی در سطح بالا دارد، بافت اجتماعی ایرانی نسبت به تفاوت‌های مذهبی بسیار مداراگر است. خصوصا وقتی داده‌های این گزارش درباره‌ی جامعه ایران را با کشورهای اسلامی مشابه در منطقه و خارج از منطقه مقایسه کنیم، #خصومت_مذهبی در بستر اجتماعی در ایران بسیار کمتر از دیگر کشورهای اسلامی است. این یافته بسیار مهم است و ارزش تحلیلی و کاربردی بالایی دارد.

به نظر من وضعیت ویژه‌ی ایران در این #داده‌ها نشان می‌دهد که به‌رغم تحمیل‌های ساختاری، رفتار کنشگران به طور کامل از سوی این قیدهای ساختاری تعیّن نیافته است و #تجارب تاریخی و فرهنگی ایرانیان چه در گذشته دور و چه در دوران معاصر، به علاوه‌ی سطح #توسعه_انسانی به طور کلی، و سطح #تحصیلات و جریان‌های فرهنگی و روشنفکری آن به طور خاص، در این مداراگری تاثیر داشته است. این‌ها فرضیاتی است که مطالعات #تطبیقی و #تاریخی روشمند می‌تواند شواهد دقیق‌تری برای درستی یا نادرستی شان فراهم کند.


🔹 ملاحظات #روش‌شناختی پژوهش

در این بررسی 198 کشور که 99.5% جمعیت جهان را تشکیل می دهند به حساب آورده شده اند.

به لحاظ متدلوژیک، این پژوهش یک مطالعه اسنادی بوده، و مبتنی بر نظرسنجی نبوده است. بیست منبع اصلی در این پژوهش بررسی شده و داده‌های اسناد و منابع مختلف با هم مقابله شده است (از جمله قانون اساسی کشورها، اسناد و گزارش‌های سازمان ملل، گزارش‌های دیده بان حقوق بشر، عفو بین‌الملل و ...). 


همچنین ملاحظات فراوانی در نظر گرفته شده تا پژوهش به یافته‌های دقیق و معتبری برسد (از جمله استفاده از کدگذاری دو سو کور، چک سازگاری بین کدگذاران، و پایش دقیق رعایت پروتکل‌های کدگذاری).


🔹گزارش یافته‌ها (۲۰۱۹) در ۶ صفحه، همراه با نمودار:

A Closer Look at How Religious Restrictions Have Risen Around the World (2019, JULY 15).  Retrieved from https://www.pewforum.org/2019/07/15/a-closer-look-at-how-religious-restrictions-have-risen-around-the-world/ 

🔹جزییات داده‌های شاخص‌ها به تفکیک کشور (۲۰۱۹):

  Appendix E: Country category scores by region (2019) Retrieved from https://www.pewforum.org/wp-content/uploads/sites/7/2019/07/6-PF_19.07.15_Restrictions2019appendixE.pdf  

🔹 بخش روش شناسی پژوهش (۲۰۱۹): 
https://www.pewforum.org/2019/07/15/methodology-26/  

🔸پست‌های پیشینم در همین‌باره:

🔹نگاهی به گزارش ۲۰۱۵ مرکز پژوهشی پیو در کانال نیم‌نگاه جامعه‌شناختی
https://t.me/nedarazavichannel/97

🔹نگاهی به گزارش ۲۰۱۷ مرکز پژوهشی پیو در کانال نیم‌نگاه جامعه‌شناختی

https://t.me/nedarazavichannel/481

------------------------------------------
☘ @NedaRazaviChannel
------------------------------------------
Forwarded from دُمِ خروس
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 جنون جوانی 🔴
❌موضوع هفته: مزاحمت!

#طنز #دم_خروس #اسماعلوی #مزاحمت #زنان #خیابان #روانشناسی #مزاحم #مشاوره #دختر #جنون_جوانی

دم خروس
آخرین رسانه آنلاین طنز ایران
@dome_khoroos

چهارشنبه دهم مهر نود و هشت
معرفی کتاب

«اسلام چیست؟ در اهمیت اسلامیت»
نوشته شهاب احمد

شهاب احمد سال‌ها در دانشگاه هاروارد مطالعات اسلامی تدریس می‌کرد. «اسلام چیست؟» قرار بود مقدمه کتابی باشد که در مورد مجازات ارتداد در حکومت عثمانی در دست تالیف داشت ولی این‌قدر شاخ‌وبرگ پیدا کرد که احمد تصمیم گرفت به عنوان کتابی مجزا (بالغ بر ۶۰۰ صفحه!)‌ چاپش کند. از قضا احمد پیش از این‌که «اسلام چیست؟» روی طبع را ببیند دچار سرطان وخیمی شد و بعد از چند ماه درگذشت. کتابش در مطالعات اسلامی انگلیسی‌زبان سروصدای زیادی به‌پا کرد. افراد زیادی تحلیل و نقد بر آن نوشتند و به‌تدریج آثارش در پژوهش‌های جدید دارد نمایان می‌شود.

احمد در «اسلام چیست؟» می‌گوید که اسلام به عنوان پدیده‌ای انسانی و تاریخی هرگز درست شناخته نشده و جهت شناخت صائب باید تعریف جدیدی از آن به‌دست داد. به این‌منظور، احمد ابتدا تعاریفی که از اسلام در مطالعات اسلامی غربی موجود است (اسلام = دین، اسلام = نظام حقوقی، اسلام = فرهنگ، اسلام = تمدن، اسلام = سنت گفتمانی، و غیره) را یکی‌یکی نقد می‌کند و بعد می‌رود سراغ تعریف خودش. او اسلام را «تضاد منسجم» (coherent contradiction) می‌داند، چون پدیده‌ای تاریخی و انسانی است که تضادهای متعددی را به شکل منسجم با هم جمع کرده: شرک‌ستیزی با وحدت وجود، بت‌شکنی با تصویرگری، تقبیح خمر با ستایش می، و غیره.

در نهایت قصد احمد از نوشتن این کتاب صرفا این نیست که دری جدید برای شناخت آکادمیک اسلام باز کند. هدف شاید بالاتر او این است که سنتی تاریخی و به‌نظرش فراموش شده را یادآور شود که به‌جای عربی‌محور فارسی‌محور بود، به جای فقه و شریعت ناظر به شعر و فلسفه و هنر بود، و قهرمانانش به‌جای فقها عشاق و رندان و می‌گساران بودند.

نقد من بر کتاب شهاب احمد را می‌توانید در پی‌نوشت مطالعه کنید.

https://press.princeton.edu/books/hardcover/9780691164182/what-is-islam
Forwarded from آن؛
#سه‌لقمه‌عکس

«به روایت یک شاهد عینی» یکی از عظیم‌ترین پروژه‌های عکاسی‌ای است که در چند سال گذشته در ایران انجام شده است؛ پروژه‌ی سه‌ساله‌‌ای که شامل تحقیقات فراوان هم بوده، ثبت هفده فریم از بازسازی صحنه‌های مرگ روی‌داده است که اجرای بسیار خوب و دقیق و پُر از جزئیاتی هم دارند. در اجرای این عکس‌ها گروه بزرگی به خانم آزاده اخلاقی یاری رسانده‌اند؛ از جمله ساسان توکلی‌فارسانی [عکاس و مجری جلوه‌های بصری] و ژیلا مهرجویی [طراح صحنه و لباس].
آزاده اخلاقی، ایده‌پرداز و کارگردانِ این مجموعه‌ی ۱۷ عکسی می‌گوید: «امروز آرمان‌گرایی سوژه‌ی تمسخر خیلی‌ها شده است، مردم کسانی را که اهداف بلند و دور از دسترس دارند دست می‌اندازند. برای من ولی کسانی که می‌جنگند و برای آرمانی جان‌شان را فدا می‌کنند بسیار محترم‌اند. هدف‌ام زنده کردن یاد کسانی بود که ستایش می‌کنم.»
در این مجموعه به مرگِ این افراد پرداخته شده است:
- «جهانگیرخان صوراسرافیل و نصرالله ملک‌المتکلمین؛ ۳ تیر ۱۲۸۷»
- «کلنل محمدتقی‌خان پسیان؛ ۱۵ مهر ۱۳۰۰»
- «میرزاده عشقی؛ ۱۲ تیر ۱۳۰۳»
- «محمد فرخی‌یزدی؛ ۲۵ مهر ۱۳۱۸»
- «تقی ارانی؛ ۱۴ بهمن ۱۳۱۸»
- «آذر شریعت‌رضوی، مصطفی بزرگ‌نیا، احمد قندچی؛ ۱۶ آذر ۱۳۳۲»
- «فروغ فرخزاد؛ ۲۴ بهمن ۱۳۴۵»
- «محمد مصدق؛ ۱۴ اسفند ۱۳۴۵»
- «غلامرضا تختی؛ ۱۷ دی ۱۳۴۶»
- «صمد بهرنگی؛ ۱۲ شهریور ۱۳۴۷»
- «حمید اشرف؛ ۸ تیر ۱۳۵۵»
- «علی شریعتی؛ ۲۹ خرداد ۱۳۵۶»
- «محمود طالقانی؛ ۱۹ شهریور ۱۳۵۸»
- «مهدی باکری؛ ۲۵ بهمن ۱۳۶۳»
- «سهراب شهیدثالث؛ ۱۰ تیر ۱۳۷۷»
- «بیژن جزنی؛ ۲۹فروردین ۱۳۵۴»
- «مرضیه احمدی‌اسکویی؛ ۶اردی‌بهشت ۱۳۵۳»
- «محمد فرخی‌یزدی؛ ۲۵مهر ۱۳۱۸»

@monadchannel
Forwarded from آن؛
«میرزاده عشقی»؛ ۱۲تیر ۱۳۰۳
#سه‌لقمه‌عکس
@monadchannel
Forwarded from آن؛
«محمد مصدق»؛ ۱۴اسفند ۱۳۴۵
#سه‌لقمه‌عکس
@monadchannel
Forwarded from آن؛
«جهان‌گیرخان صور اسرافیل و نصرالله ملک‌المتکلمین»؛ ۳تیر ۱۲۸۷
#سه‌لقمه‌عکس
@monadchannel
Forwarded from آن؛
«علی شریعتی»؛ ۲۹خرداد ۱۳۵۶
#سه‌لقمه‌عکس
@monadchannel
Forwarded from آن؛
«صمد بهرنگی»؛ ۱۲شهریور ۱۳۴۷
#سه‌لقمه‌عکس
@monadchannel