بازنگرد..
که عشقِ من، نیمکتی
در تفرجگاهی عمومی نیست
که هر بار بخواهی آن را ترک کنی
و هر زمان که بخواهی به آن بازگردی..
عذر خواهی نکن،
گلولهیِ شلیک شده باز نمیگردد...
#غادة_السمان
@ghadat_asheghaneha
که عشقِ من، نیمکتی
در تفرجگاهی عمومی نیست
که هر بار بخواهی آن را ترک کنی
و هر زمان که بخواهی به آن بازگردی..
عذر خواهی نکن،
گلولهیِ شلیک شده باز نمیگردد...
#غادة_السمان
@ghadat_asheghaneha
ای دور،
چونان فانوس دریایی
ای نزدیک
چونان خالی بر سینهام
ای دور،
چونان خاطرهی کودکی
ای نزدیک
چونان نفسها و اندیشههایم
دوستت دارم
#غاده_السمان
@ghadat_asheghaneha
چونان فانوس دریایی
ای نزدیک
چونان خالی بر سینهام
ای دور،
چونان خاطرهی کودکی
ای نزدیک
چونان نفسها و اندیشههایم
دوستت دارم
#غاده_السمان
@ghadat_asheghaneha
نجوا های عاشقانه ی یک زن ( غادة السمان) pinned Deleted message
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن گاه که درباره تو مي نويسم
با پريشانی،دلنگران دواتم هستم
و باران گرمي که درونش فرو مي بارد
و می بينم که مرکب به دريا بدل می شود
و انگشتانم ، به رنگين کمان
و غم هايم ، به گنجشکان
و قلم ، به شاخه زيتون
و کاغذم ، به فضا
و جسم ، به ابر
خويشتن را در غيابت از حضورت آزاد می کنم
و بي هوده با تبرم بر سايه های تو بر ديوار عمرم حمله می کنم
زيرا غياب تو ، خود حضور است
چه بسا که برای اعتياد من به تو
درمانی نباشد به جز جرعه های بزرگی از ديدار تو
در شريان من
#غاده_السمان
@ghadat_asheghaneha
با پريشانی،دلنگران دواتم هستم
و باران گرمي که درونش فرو مي بارد
و می بينم که مرکب به دريا بدل می شود
و انگشتانم ، به رنگين کمان
و غم هايم ، به گنجشکان
و قلم ، به شاخه زيتون
و کاغذم ، به فضا
و جسم ، به ابر
خويشتن را در غيابت از حضورت آزاد می کنم
و بي هوده با تبرم بر سايه های تو بر ديوار عمرم حمله می کنم
زيرا غياب تو ، خود حضور است
چه بسا که برای اعتياد من به تو
درمانی نباشد به جز جرعه های بزرگی از ديدار تو
در شريان من
#غاده_السمان
@ghadat_asheghaneha
آخر اگر برایت پولی ماند
برایم یک پلاکارد بخر
به شکل گردنبند
بیاویزم به گردنم
تا رویش با حروف درشت
بنویسم:
من یک انسانم
من هنوز یک انسانم
من هر روز
یک انسانم.
#غاده_السمان
@ghadat_asheghaneha
برایم یک پلاکارد بخر
به شکل گردنبند
بیاویزم به گردنم
تا رویش با حروف درشت
بنویسم:
من یک انسانم
من هنوز یک انسانم
من هر روز
یک انسانم.
#غاده_السمان
@ghadat_asheghaneha
بامدادان بر جایگاهی سنگی می نشینم
و برایت نامه های عاشقانه می نویسم
با قلمی از پَر جغد
که آن را در دواتی
در دوردست فرو می برم
دواتی ملقب به دریا
دستم را برای دست دادن با تو دراز می کنم
اما تو ساحل دیگر دریایی، در آفریقا،
گرمای دستت را احساس می کنم
در حالی که انگشتان مرا در خود گرفته است...
آه! چه زیباست داستان عشق من با شَبحِ تو!
#غادة_السمان
@ghadat_asheghaneha
و برایت نامه های عاشقانه می نویسم
با قلمی از پَر جغد
که آن را در دواتی
در دوردست فرو می برم
دواتی ملقب به دریا
دستم را برای دست دادن با تو دراز می کنم
اما تو ساحل دیگر دریایی، در آفریقا،
گرمای دستت را احساس می کنم
در حالی که انگشتان مرا در خود گرفته است...
آه! چه زیباست داستان عشق من با شَبحِ تو!
#غادة_السمان
@ghadat_asheghaneha
نجوا های عاشقانه ی یک زن ( غادة السمان) pinned Deleted message
به من بیاموز مادر!
به من بیاموز
چگونه عطر، به گُلِ سُرخش باز میگردد
تا من به تو باز گردم
مادر!
به من بیاموز
چگونه خاکستر، دوباره اخگر میشود
و رودخانه، سرچشمه
وآذرخشها، ابر
و چگونه برگهای پاییز دوباره به شاخهها
باز میگردد
تا من به تو بازگردم
مادر!...
#غادة_السمان
#بازگردانی_دکتر_عبدالحسین_فرزاد
❇️ غمنامهای برای یاسمنها
@ghadat_asheghaneha
به من بیاموز
چگونه عطر، به گُلِ سُرخش باز میگردد
تا من به تو باز گردم
مادر!
به من بیاموز
چگونه خاکستر، دوباره اخگر میشود
و رودخانه، سرچشمه
وآذرخشها، ابر
و چگونه برگهای پاییز دوباره به شاخهها
باز میگردد
تا من به تو بازگردم
مادر!...
#غادة_السمان
#بازگردانی_دکتر_عبدالحسین_فرزاد
❇️ غمنامهای برای یاسمنها
@ghadat_asheghaneha
Forwarded from نجوا های عاشقانه ی یک زن ( غادة السمان)
به من بیاموز مادر!
به من بیاموز
چگونه عطر، به گُلِ سُرخش باز میگردد
تا من به تو باز گردم
مادر!
به من بیاموز
چگونه خاکستر، دوباره اخگر میشود
و رودخانه، سرچشمه
وآذرخشها، ابر
و چگونه برگهای پاییز دوباره به شاخهها
باز میگردد
تا من به تو بازگردم
مادر!...
#غادة_السمان
#بازگردانی_دکتر_عبدالحسین_فرزاد
❇️ غمنامهای برای یاسمنها
@ghadat_asheghaneha
به من بیاموز
چگونه عطر، به گُلِ سُرخش باز میگردد
تا من به تو باز گردم
مادر!
به من بیاموز
چگونه خاکستر، دوباره اخگر میشود
و رودخانه، سرچشمه
وآذرخشها، ابر
و چگونه برگهای پاییز دوباره به شاخهها
باز میگردد
تا من به تو بازگردم
مادر!...
#غادة_السمان
#بازگردانی_دکتر_عبدالحسین_فرزاد
❇️ غمنامهای برای یاسمنها
@ghadat_asheghaneha
کابوس های بیروت - غاده السمان.pdf
57.1 MB
#کابوس_های_بیروت
#غادة_السمان
✳️ کابوس های بیروت در اوج جنگ داخلی لبنان قرار دارد. راوی به مدت دو هفته در نبردهای خیابانی و تیراندازی به دام افتاده است.
❇️ کابوس های بیروت برای اولین بار درسال ۱۹۷۶ به چاپ رسید و بعد از آن به چند زبان ترجمه گردید. غاده السمان در رمان کابوس های بیروت با توجه به تکنیک هایی که در نویسندگی دارد حوادث و اتفاقات را به گونه ای خواندنی و هیجانی برجسته تر نموده است. همان طور که از نام کتاب نیز مشخص است در داستان، کابوس های فراوانی وجود دارد که خواننده با ترس و هیجان بیشتری به خواندن ادامه می دهد. او نیز هم چون سایر نویسندگان دنیای عرب بعد از حمله ی اسرائیل به عرب ها، آثارش با تغییراتی همراه شد و در آن ها بیشتر به جنگ و مشکلات پیرامونش پرداخت. رمان «کابوس های بیروت» در حین جنگ داخلی کشور لبنان چاپ شد این جنگ به مدت پانزده سال طول کشید و نویسنده به خوبی زشتی های شهر بیروت و برادرکشی ها را در زمان جنگ داخلی برای مخاطبان روایت می کند.
@ghadat_asheghaneha
#غادة_السمان
✳️ کابوس های بیروت در اوج جنگ داخلی لبنان قرار دارد. راوی به مدت دو هفته در نبردهای خیابانی و تیراندازی به دام افتاده است.
❇️ کابوس های بیروت برای اولین بار درسال ۱۹۷۶ به چاپ رسید و بعد از آن به چند زبان ترجمه گردید. غاده السمان در رمان کابوس های بیروت با توجه به تکنیک هایی که در نویسندگی دارد حوادث و اتفاقات را به گونه ای خواندنی و هیجانی برجسته تر نموده است. همان طور که از نام کتاب نیز مشخص است در داستان، کابوس های فراوانی وجود دارد که خواننده با ترس و هیجان بیشتری به خواندن ادامه می دهد. او نیز هم چون سایر نویسندگان دنیای عرب بعد از حمله ی اسرائیل به عرب ها، آثارش با تغییراتی همراه شد و در آن ها بیشتر به جنگ و مشکلات پیرامونش پرداخت. رمان «کابوس های بیروت» در حین جنگ داخلی کشور لبنان چاپ شد این جنگ به مدت پانزده سال طول کشید و نویسنده به خوبی زشتی های شهر بیروت و برادرکشی ها را در زمان جنگ داخلی برای مخاطبان روایت می کند.
@ghadat_asheghaneha
حيث في يدك
لا يصل؛ فروع الله
ينزل.
آخذ هذا المشهد
لقد رأيت ذلك مرات عديدة.
جایی که تو دستت
نمیرسد؛ خدا شاخهها
را پایین میآورد.
من این صحنه را
بارها دیدهام.
#غادة_السمان
@ghadat_asheghaneha
#آرزوهایتان_مستجاب
لا يصل؛ فروع الله
ينزل.
آخذ هذا المشهد
لقد رأيت ذلك مرات عديدة.
جایی که تو دستت
نمیرسد؛ خدا شاخهها
را پایین میآورد.
من این صحنه را
بارها دیدهام.
#غادة_السمان
@ghadat_asheghaneha
#آرزوهایتان_مستجاب
حال که از سادهترین چیزها متاثر میشوی،
بسی رنج خواهی برد دوست من.
این جهان با آدمهای بسیار حساس، سر سازگاری ندارد....
#غاده_السمان
@ghadat_asheghaneha
بسی رنج خواهی برد دوست من.
این جهان با آدمهای بسیار حساس، سر سازگاری ندارد....
#غاده_السمان
@ghadat_asheghaneha
شب من
با نوشتن نامههای عاشقانه
برای تو
میگذرد؛
و سپس روز من
با محو کردن هر کدام
سپری میشود
کلمه به کلمه!
و در این میان
قطبنمای زرین من
چشمهای تو است؛
که به سمت دریای جدایی
اشاره میکند!
#غادة_السمان
#برگردان_مرجان_وفایی
@ghadat_asheghaneha
با نوشتن نامههای عاشقانه
برای تو
میگذرد؛
و سپس روز من
با محو کردن هر کدام
سپری میشود
کلمه به کلمه!
و در این میان
قطبنمای زرین من
چشمهای تو است؛
که به سمت دریای جدایی
اشاره میکند!
#غادة_السمان
#برگردان_مرجان_وفایی
@ghadat_asheghaneha
@RastarLib معشوق مجازی.pdf
3.4 MB
معشوق مجازی
غادة السمان
ترجمه عبدالحسین فرزاد
این کتاب در برگیرنده ۶۶ قطعه شعر همراه با زندگینامه مختصر او و یادداشتی به قلم فرزاد است. «تعهد مجازی»، «تابوت مجازی»، «مترو مجازی»، «جنون مجازی»، «شاعر مجازی»، «هجران مجازی»، «غربت مجازی»، «موزه مجازی»، «استقرار مجازی»، «تسلیتهای مجازی»، «پروانه مجازی»، «نامههای قدیمی مجازی»، «تمدن مجازی»، «قطار مجازی»، «لحظات غیرمجازی» و «مهاجر مجازی» عنوان برخی از شعرهای این مجموعهاند.
این کتاب مجموعهای از اشعار لطیف و عمیق این شاعر است که مفهوم انسانیت و عشق را ترویج میکند. این مجموعه اشعار با نگاهی پخته به موضوعات مختلف به ما میگوید که هر آنچه در جهان وجود دارد مجازی است، جز عشق که حقیقت زندگی انسان را تشکیل میدهد.
@pdf_kotob_e_adabi
غادة السمان
ترجمه عبدالحسین فرزاد
این کتاب در برگیرنده ۶۶ قطعه شعر همراه با زندگینامه مختصر او و یادداشتی به قلم فرزاد است. «تعهد مجازی»، «تابوت مجازی»، «مترو مجازی»، «جنون مجازی»، «شاعر مجازی»، «هجران مجازی»، «غربت مجازی»، «موزه مجازی»، «استقرار مجازی»، «تسلیتهای مجازی»، «پروانه مجازی»، «نامههای قدیمی مجازی»، «تمدن مجازی»، «قطار مجازی»، «لحظات غیرمجازی» و «مهاجر مجازی» عنوان برخی از شعرهای این مجموعهاند.
این کتاب مجموعهای از اشعار لطیف و عمیق این شاعر است که مفهوم انسانیت و عشق را ترویج میکند. این مجموعه اشعار با نگاهی پخته به موضوعات مختلف به ما میگوید که هر آنچه در جهان وجود دارد مجازی است، جز عشق که حقیقت زندگی انسان را تشکیل میدهد.
@pdf_kotob_e_adabi
کابوس های بیروت - غاده السمان.pdf
57.1 MB
کابوس های بیروت
غادة السمان
✳️ کابوس های بیروت در اوج جنگ داخلی لبنان قرار دارد. راوی به مدت دو هفته در نبردهای خیابانی و تیراندازی به دام افتاده است.
❇️ کابوس های بیروت برای اولین بار درسال ۱۹۷۶ به چاپ رسید و بعد از آن به چند زبان ترجمه گردید. غاده السمان در رمان کابوس های بیروت با توجه به تکنیک هایی که در نویسندگی دارد حوادث و اتفاقات را به گونه ای خواندنی و هیجانی برجسته تر نموده است. همان طور که از نام کتاب نیز مشخص است در داستان، کابوس های فراوانی وجود دارد که خواننده با ترس و هیجان بیشتری به خواندن ادامه می دهد. او نیز هم چون سایر نویسندگان دنیای عرب بعد از حمله ی اسرائیل به عرب ها، آثارش با تغییراتی همراه شد و در آن ها بیشتر به جنگ و مشکلات پیرامونش پرداخت. رمان «کابوس های بیروت» در حین جنگ داخلی کشور لبنان چاپ شد این جنگ به مدت پانزده سال طول کشید و نویسنده به خوبی زشتی های شهر بیروت و برادرکشی ها را در زمان جنگ داخلی برای مخاطبان روایت می کند.
@pdf_kotob_e_adabi
غادة السمان
✳️ کابوس های بیروت در اوج جنگ داخلی لبنان قرار دارد. راوی به مدت دو هفته در نبردهای خیابانی و تیراندازی به دام افتاده است.
❇️ کابوس های بیروت برای اولین بار درسال ۱۹۷۶ به چاپ رسید و بعد از آن به چند زبان ترجمه گردید. غاده السمان در رمان کابوس های بیروت با توجه به تکنیک هایی که در نویسندگی دارد حوادث و اتفاقات را به گونه ای خواندنی و هیجانی برجسته تر نموده است. همان طور که از نام کتاب نیز مشخص است در داستان، کابوس های فراوانی وجود دارد که خواننده با ترس و هیجان بیشتری به خواندن ادامه می دهد. او نیز هم چون سایر نویسندگان دنیای عرب بعد از حمله ی اسرائیل به عرب ها، آثارش با تغییراتی همراه شد و در آن ها بیشتر به جنگ و مشکلات پیرامونش پرداخت. رمان «کابوس های بیروت» در حین جنگ داخلی کشور لبنان چاپ شد این جنگ به مدت پانزده سال طول کشید و نویسنده به خوبی زشتی های شهر بیروت و برادرکشی ها را در زمان جنگ داخلی برای مخاطبان روایت می کند.
@pdf_kotob_e_adabi
تپش_های_شیدایی؛_نامه_های_عاشقانه_غسان_کنفانی_به_غاده_السمان.pdf
9 MB
تپش های شیدایی
نامه های غسان كنفاني به غادة السمان
نگارش نامههای عاشقانه توسط نویسندگان، اتفاقی مسبوق به سابقه است و احتمالاً در آینده هم پیش خواهد آمد!
خواندن کلمات عاشقانه از سوی نویسندهای که قلم او را میشناسیم و حتی ستایش میکنیم، وقتی رنگ و بوی واقعی به خود بگیرد و برای مخاطبی خاص و از سویدای جان نویسنده برآمده باشد، ذاتاً اتفاقی بدیع و قابل توجه است؛ چه برسد به آنکه مخاطب هم، خود نویسندهای احتمالاً چیرهدست و خوشذوق باشد و مُهر از سر نامه بر بگیرد، گویی که سر گلابدان است! و بعد از خواندن نامه هم، دست به قلم شود برای پاسخ به کلمات محبوبش!
دو غول ادبیات معاصر عرب،در مقطعی دلداده یکدیگر بودند! «غسان كنفاني» و «غادة احمد السمان»
در دهه ۶۰ میلادی،غسان برای غادة نامههایی را نگارش کرده که غادة ۲۱ سال پس از ترور او،این نامهها را در سال ۱۹۹۳ و در کتابی با عنوان«رسائل غسان كنفاني الی غادة السمان»منتشر کرد.اتفاق بدی که در انتشار این نامهها افتاد این بود که غادة هیچگاه نامههای خود به غسان را منتشر نکرد و در کتاب مذکور،پس از درج نامهها صرفا به ذکر چند خاطره کوتاه از غسان بسنده کرد.
@pdf_kotob_e_adabi
نامه های غسان كنفاني به غادة السمان
نگارش نامههای عاشقانه توسط نویسندگان، اتفاقی مسبوق به سابقه است و احتمالاً در آینده هم پیش خواهد آمد!
خواندن کلمات عاشقانه از سوی نویسندهای که قلم او را میشناسیم و حتی ستایش میکنیم، وقتی رنگ و بوی واقعی به خود بگیرد و برای مخاطبی خاص و از سویدای جان نویسنده برآمده باشد، ذاتاً اتفاقی بدیع و قابل توجه است؛ چه برسد به آنکه مخاطب هم، خود نویسندهای احتمالاً چیرهدست و خوشذوق باشد و مُهر از سر نامه بر بگیرد، گویی که سر گلابدان است! و بعد از خواندن نامه هم، دست به قلم شود برای پاسخ به کلمات محبوبش!
دو غول ادبیات معاصر عرب،در مقطعی دلداده یکدیگر بودند! «غسان كنفاني» و «غادة احمد السمان»
در دهه ۶۰ میلادی،غسان برای غادة نامههایی را نگارش کرده که غادة ۲۱ سال پس از ترور او،این نامهها را در سال ۱۹۹۳ و در کتابی با عنوان«رسائل غسان كنفاني الی غادة السمان»منتشر کرد.اتفاق بدی که در انتشار این نامهها افتاد این بود که غادة هیچگاه نامههای خود به غسان را منتشر نکرد و در کتاب مذکور،پس از درج نامهها صرفا به ذکر چند خاطره کوتاه از غسان بسنده کرد.
@pdf_kotob_e_adabi
بامدادان بر جایگاهی سنگی می نشینم
و برایت نامه های عاشقانه می نویسم
با قلمی از پَر جغد
که آن را در دواتی
در دوردست فرو می برم
دواتی ملقب به دریا
دستم را برای دست دادن با تو دراز می کنم
اما تو ساحل دیگر دریایی، در آفریقا،
گرمای دستت را احساس می کنم
در حالی که انگشتان مرا در خود گرفته است...
آه! چه زیباست داستان عشق من با شَبحِ تو!
#غادة_السمان
@ghadat_asheghaneha
و برایت نامه های عاشقانه می نویسم
با قلمی از پَر جغد
که آن را در دواتی
در دوردست فرو می برم
دواتی ملقب به دریا
دستم را برای دست دادن با تو دراز می کنم
اما تو ساحل دیگر دریایی، در آفریقا،
گرمای دستت را احساس می کنم
در حالی که انگشتان مرا در خود گرفته است...
آه! چه زیباست داستان عشق من با شَبحِ تو!
#غادة_السمان
@ghadat_asheghaneha
تو اینگونه در دور دستها،
من، ایستاده بر آستانهی نگرانیها...
و فاصلهی میان من و دیدارت
پُلی از "شب" است...
#غادة_السمان
@ghadat_asheghaneha
من، ایستاده بر آستانهی نگرانیها...
و فاصلهی میان من و دیدارت
پُلی از "شب" است...
#غادة_السمان
@ghadat_asheghaneha
چگونه شبهنگام بهسوی تو به پرواز درآیم
تا به خوابت شبیخون زنم؟
چگونه جنگل را به تن کنم
و پنجرهات را با درختانم تصرف کنم،
و به تو بگویم:
دوستت دارم...!
#غادة_السمان
@ghadat_asheghaneha
تا به خوابت شبیخون زنم؟
چگونه جنگل را به تن کنم
و پنجرهات را با درختانم تصرف کنم،
و به تو بگویم:
دوستت دارم...!
#غادة_السمان
@ghadat_asheghaneha
کمی پس از مرگش در ۳۶ سالگی، همسرش آنی هوور در نامهای درخشان برایش نوشت که تو نه تنها همسر و یاری بینظیر که معلم و همراهی یگانه بودی، چه آن زمان که تمام یکشنبهها را با من و بچهها از باغبانی و آشپزی گرفته تا قصهخوانی و بازی با گربهها میگذراندی و چه زمانی که صعبترین ایدههای سیاسی را برای دیگران با زبانی ساده ولی واضح توضیح میدادی و پرشور از “آزادی” میگفتی.
و در انتها مینویسد:
«نه نمیخواهم گریه کنم. میخواهم رویا و راهت را ادامه دهم…
رویای؛ بخشیدن عالم به تمامی کودکان بیعالم این دنیا»
و حالا ۵۳ سال از آن روزی که غسان کنفانی شاعر همراه خواهرزادهاش، در انفجار ماشین در بیروت، کشته شد گذشت!
@ghadat_asheghaneha
و در انتها مینویسد:
«نه نمیخواهم گریه کنم. میخواهم رویا و راهت را ادامه دهم…
رویای؛ بخشیدن عالم به تمامی کودکان بیعالم این دنیا»
و حالا ۵۳ سال از آن روزی که غسان کنفانی شاعر همراه خواهرزادهاش، در انفجار ماشین در بیروت، کشته شد گذشت!
@ghadat_asheghaneha
تمامي چيزهایی که دوست میدارم
از آنِ من نيست
دريا از آن من نيست
پاييز از آن من نيست
عشقت از آن من نيست
تنها زخمم، از آنِ من است
#غادة_السمان
@ghadat_asheghaneha
از آنِ من نيست
دريا از آن من نيست
پاييز از آن من نيست
عشقت از آن من نيست
تنها زخمم، از آنِ من است
#غادة_السمان
@ghadat_asheghaneha