🗣️🗣️صدای بیصدایان باشیم.
#میثم_چندانی زندانی بلوچ بعد از تحمل ۱۲ سال حبس در زندانهای ضحاک در یه قدمی اعدامه و به انفرادی برده شده، صداش باشیم.
#بلوچستان
#IRGCterrorists
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/national_uprising
#میثم_چندانی زندانی بلوچ بعد از تحمل ۱۲ سال حبس در زندانهای ضحاک در یه قدمی اعدامه و به انفرادی برده شده، صداش باشیم.
#بلوچستان
#IRGCterrorists
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/national_uprising
🕊3❤1
⚫️من #میثم_جعفری هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۳۰ شهریور ماه ۱۴۰۱. ؟؟سالم بود. فرزند محمد علی، اصالتا افغان و ساکن ورامین در استان تهران بودم.
با شروع اعتراضات سراسری بعد از کشته شدن مهسا امینی وقتی مردم غیور ورامین هم به پا خاستن منم در کنارشون به خیابون رفتم و پا به پای اونا اعتراض خودمو فریاد زدم. روز ۳۰ شهریور ماه ۱۴۰۱ بود که وقتی مزدورای سرکوبگر به مردم حمله ور شدن و به سمت اونا شلیک میکردن ناگهان گلوله ای بر بدن من نشست و به زمین افتادم و جان باختم…
همرزم شاید من اصالتا هموطنت نبودم ولی در کنار تو برای آزادی ایران جنگیدم و جان فدا کردم چون انسانیت مرز نمیشناسه. من یکی از جانباخته های گمنامم که اطلاعات بیشتری در موردم موجود نیست. تو هم مبارزه کن تا پیروزی راهی نمونده، اسممو به خاطر بسپار و روز آزادی از منم یاد کن….💔
#مهسا_امینی
#علیه_فراموشی
https://t.me/national_uprising
با شروع اعتراضات سراسری بعد از کشته شدن مهسا امینی وقتی مردم غیور ورامین هم به پا خاستن منم در کنارشون به خیابون رفتم و پا به پای اونا اعتراض خودمو فریاد زدم. روز ۳۰ شهریور ماه ۱۴۰۱ بود که وقتی مزدورای سرکوبگر به مردم حمله ور شدن و به سمت اونا شلیک میکردن ناگهان گلوله ای بر بدن من نشست و به زمین افتادم و جان باختم…
همرزم شاید من اصالتا هموطنت نبودم ولی در کنار تو برای آزادی ایران جنگیدم و جان فدا کردم چون انسانیت مرز نمیشناسه. من یکی از جانباخته های گمنامم که اطلاعات بیشتری در موردم موجود نیست. تو هم مبارزه کن تا پیروزی راهی نمونده، اسممو به خاطر بسپار و روز آزادی از منم یاد کن….💔
#مهسا_امینی
#علیه_فراموشی
https://t.me/national_uprising
❤8🕊1
⚫️من #میثم_عبادی هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۲۵ خرداد ماه ۱۳۸۸. فقط ۱۶ سالم بود، متولد اسفند ۱۳۷۱. فرزند اصغر و طبست، دو برادر و سه خواهر داشتم و فرزند آخر خانواده بودم و اهل و ساکن تهران. من و خانوادم در انتهای بلوار بعثت تو شهرک کوچکی به نام کیانشهر زندگی میکردیم. ما وضع مالی خوبی نداشتیم، پدرم که شغلش راننده کامیون بود آرتروز شدید گردن گرفته بود و بعد از سالها که توی جاده و کوه و کمر کار کرده بود دیگه توان نداشت و من برای کمک به خانوادم مدرسه رو ول کردم و توی یه خیاطخونه کارگری میکردم. به مهربونی و دلسوزی و کمک به دیگران معروف بودم.
👇👇
https://t.me/ghyam_meli
👇👇
https://t.me/ghyam_meli
😭3❤🔥1
کانال : قیام ملی
⚫️من #میثم_عبادی هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۲۵ خرداد ماه ۱۳۸۸. فقط ۱۶ سالم بود، متولد اسفند ۱۳۷۱. فرزند اصغر و طبست، دو برادر و سه خواهر داشتم و فرزند آخر خانواده بودم و اهل و ساکن تهران. من و خانوادم در انتهای بلوار بعثت تو شهرک کوچکی به نام کیانشهر زندگی…
▪️من #میثم_عبادی هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۲۵ خرداد ماه ۱۳۸۸. فقط ۱۶ سالم بود، متولد اسفند ۱۳۷۱. فرزند اصغر و طبست، دو برادر و سه خواهر داشتم و فرزند آخر خانواده بودم و اهل و ساکن تهران. من و خانوادم در انتهای بلوار بعثت تو شهرک کوچکی به نام کیانشهر زندگی میکردیم. ما وضع مالی خوبی نداشتیم، پدرم که شغلش راننده کامیون بود آرتروز شدید گردن گرفته بود و بعد از سالها که توی جاده و کوه و کمر کار کرده بود دیگه توان نداشت و من برای کمک به خانوادم مدرسه رو ول کردم و توی یه خیاطخونه کارگری میکردم. به مهربونی و دلسوزی و کمک به دیگران معروف بودم.
وقتی اعتراضات سراسری به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری تو خرداد ماه ۸۸ شروع شد منم دلم میخواست به خیابون برم و از نزدیک شاهد اعتراضات مردمی باشم. دو روز بعد از اعلام نتایج انتخابات در تاریخ ۲۴ خرداد تصمیم گرفتم که از شهرک کیانشهر به مرکز تهران برم ببینم چه خبره. اینو میدونستم که خانوادم نگران هستن با توجه به خبرهایی که از اعتراضات شنیده بودن برای همین بهشون زنگ زدم و گفتم از کارم که تعطیل شدم با دوستم میرم میدون ولیعصر و زود برمیگردم. خیابونا شلوغ بود، من و دوستم رو توی ولیعصر راه ندادن بنابراین سوار اتوبوس شدیم و چهار راه پارک وی پیاده شدیم، اونجا درگیری زیاد بود، یگان ویژه و بسیجیها با باتوم به مردم حمله ور شدن و با گلوله های جنگی بهشون شلیک میکردن، ناگهان دیدم بسیجیا دختری رو با باتوم میزنن، اون افتاد روی زمین بعد پاشو گرفتن و روی زمین میکشیدن، من اعتراض کردم و رفتم سراغ بسیجیه و گفتم: زورت به یه دختر می رسه؟ چرا اونو روی زمین میکشی؟ بسیجیه جواب داد برو وگرنه تو رو هم میزنم! منم گفتم این دخترو رها کن بیا بزن ببینم و اون مزدور اسلحه اش رو در آورد و گلوله ای به شکمم کنار نافم شلیک کرد، افتادم زمین و پوکه گلوله کنارم به زمین افتاد، مردم منو در حالیکه غرق در خون بودم به بیمارستان رسوندن…
از اون طرف خانوادم نگران و کلافه چشم به در بودن که من برگردم ولی ساعت ۱۰:۳۰ شب یه نفر به خونمون زنگ زد و خبر داد که من گلوله خوردم و تو بیمارستان جواهری تو خیابون زرگنده در چهار راه قلهک بستری شدم ولی حالم خوبه، وقتی خانوادم خودشونو رسوندن من از دنیا رفته بودم با گلوله ای در شکم…همه تو شوک بودن و دکتر و پرستارا غمزده…
مامورا به خانوادم گفتن برید خونه بهتون خبر میدیم برای تحویل جنازه، بعد از سه روز جسم بیجون منو از سردخونه کهریزک تحویل دادن بدون لباسام و وسایلم اونم در حالیکه از شکم تا زیر گردنمو شکافته بودن.
نیروهای امنیتی خانوادمو تهدید کردن و گفتن نباید موقع مراسم خاکسپاری سر و صدا کنین.
پیکر بیجون من در تاریخ ۲۸ آذر ماه در بهشت زهرا قطعه ۲۵۶ ردیف ۱۳۱ شماره ۳۱ با حضور سنگین نیروهای امنیتی مظلومانه و بی سر و صدا به خاک سپرده شد.
مراسم ختم هم در تاریخ ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۸ در مسجد المهدی توی کیانشهر برگزار شد.
بعد از کشته شدنم معلوم شد که اون بسیجی بنام «محمد» که بمن شلیک کرده بود همونجا موتورشو انداخته بوده و در رفته بود و از همین طریق شناسایی شد. اون مدت کوتاهی بازداشت بود، روزی که قرار بود دادگاه تشکیل بشه به پدرم گفتن قاتل رو میبینی ولی دروغ گفته بودن و اون حضور نداشت! قاضی از پدرم پرسید با قاتل میخوای چکار کنی پدرم گفت: قصاص، ولی به پدرم گفتن اول باید انحصار وراثت کنی، اینکار سه ماه طول کشید و وقتی مراجعه کرد گفتن اونو اشتباهی گرفته بودن و آزادش کردن!! حتی قاضی پرونده رو هم عوض کردن. سال ۱۳۹۳ به بهانه اینکه اونروز از بالا دستور عدم استفاده از سلاح گرم صادر شده بوده قرار منع تعقیب صادر شد، وقتی پدرم دوباره به قاضی اول مراجعه کرد دوستانه بهش گفت بابا این یه بسیجیه زورت بهش نمیرسه پیگیری نکن!! پدرم گفت یعنی از خون بچم بگذرم؟ بعدم که دوباره پیگیری کرد گفتن چقدر میای اینجا، پرونده از نظر ما مختومه هست اگرخبری شد با شما تماس میگیریم!! البته همون اول کار یه شخص بیگناه رو معرفی کردن به عنوان قاتل ولی بعد که اون اتهام رو رد کرد و گفت اصلا اون روز تهران نبوده پدرم به آدرسش مراجعه کرد و دید طرف یه آدم بیگناهه و از ما بدبختتر، اون فروشنده یه بقالی بود و اصلا با مشخصات ضارب جور در نمیومد. آخرشم پرونده من بعد از چهار سال علیرغم پیگیریهای متعدد پدرم مختومه اعلام شد و گفتن چون قاتل وجود نداره پرونده رو فرستادیم آگاهی!! شانس آوردی جنازه بچه ات به دستت رسیده!!
بعد شروع کردن به آزار خانوادم، میرفتن در خونشون و میگفتن پسرتون آشوبگر بوده! وقتی برادرم اعتراض کرد دیگه ما رو به اداره آگاهی راه ندادن! وکیل پرونده «نسرین ستوده» بود که یکماه بعد از قبول پرونده قتل من به زندان افتاد!
مزدورا به پدرم پیشنهاد دادن
#علیه_فراموشی
#قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
وقتی اعتراضات سراسری به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری تو خرداد ماه ۸۸ شروع شد منم دلم میخواست به خیابون برم و از نزدیک شاهد اعتراضات مردمی باشم. دو روز بعد از اعلام نتایج انتخابات در تاریخ ۲۴ خرداد تصمیم گرفتم که از شهرک کیانشهر به مرکز تهران برم ببینم چه خبره. اینو میدونستم که خانوادم نگران هستن با توجه به خبرهایی که از اعتراضات شنیده بودن برای همین بهشون زنگ زدم و گفتم از کارم که تعطیل شدم با دوستم میرم میدون ولیعصر و زود برمیگردم. خیابونا شلوغ بود، من و دوستم رو توی ولیعصر راه ندادن بنابراین سوار اتوبوس شدیم و چهار راه پارک وی پیاده شدیم، اونجا درگیری زیاد بود، یگان ویژه و بسیجیها با باتوم به مردم حمله ور شدن و با گلوله های جنگی بهشون شلیک میکردن، ناگهان دیدم بسیجیا دختری رو با باتوم میزنن، اون افتاد روی زمین بعد پاشو گرفتن و روی زمین میکشیدن، من اعتراض کردم و رفتم سراغ بسیجیه و گفتم: زورت به یه دختر می رسه؟ چرا اونو روی زمین میکشی؟ بسیجیه جواب داد برو وگرنه تو رو هم میزنم! منم گفتم این دخترو رها کن بیا بزن ببینم و اون مزدور اسلحه اش رو در آورد و گلوله ای به شکمم کنار نافم شلیک کرد، افتادم زمین و پوکه گلوله کنارم به زمین افتاد، مردم منو در حالیکه غرق در خون بودم به بیمارستان رسوندن…
از اون طرف خانوادم نگران و کلافه چشم به در بودن که من برگردم ولی ساعت ۱۰:۳۰ شب یه نفر به خونمون زنگ زد و خبر داد که من گلوله خوردم و تو بیمارستان جواهری تو خیابون زرگنده در چهار راه قلهک بستری شدم ولی حالم خوبه، وقتی خانوادم خودشونو رسوندن من از دنیا رفته بودم با گلوله ای در شکم…همه تو شوک بودن و دکتر و پرستارا غمزده…
مامورا به خانوادم گفتن برید خونه بهتون خبر میدیم برای تحویل جنازه، بعد از سه روز جسم بیجون منو از سردخونه کهریزک تحویل دادن بدون لباسام و وسایلم اونم در حالیکه از شکم تا زیر گردنمو شکافته بودن.
نیروهای امنیتی خانوادمو تهدید کردن و گفتن نباید موقع مراسم خاکسپاری سر و صدا کنین.
پیکر بیجون من در تاریخ ۲۸ آذر ماه در بهشت زهرا قطعه ۲۵۶ ردیف ۱۳۱ شماره ۳۱ با حضور سنگین نیروهای امنیتی مظلومانه و بی سر و صدا به خاک سپرده شد.
مراسم ختم هم در تاریخ ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۸ در مسجد المهدی توی کیانشهر برگزار شد.
بعد از کشته شدنم معلوم شد که اون بسیجی بنام «محمد» که بمن شلیک کرده بود همونجا موتورشو انداخته بوده و در رفته بود و از همین طریق شناسایی شد. اون مدت کوتاهی بازداشت بود، روزی که قرار بود دادگاه تشکیل بشه به پدرم گفتن قاتل رو میبینی ولی دروغ گفته بودن و اون حضور نداشت! قاضی از پدرم پرسید با قاتل میخوای چکار کنی پدرم گفت: قصاص، ولی به پدرم گفتن اول باید انحصار وراثت کنی، اینکار سه ماه طول کشید و وقتی مراجعه کرد گفتن اونو اشتباهی گرفته بودن و آزادش کردن!! حتی قاضی پرونده رو هم عوض کردن. سال ۱۳۹۳ به بهانه اینکه اونروز از بالا دستور عدم استفاده از سلاح گرم صادر شده بوده قرار منع تعقیب صادر شد، وقتی پدرم دوباره به قاضی اول مراجعه کرد دوستانه بهش گفت بابا این یه بسیجیه زورت بهش نمیرسه پیگیری نکن!! پدرم گفت یعنی از خون بچم بگذرم؟ بعدم که دوباره پیگیری کرد گفتن چقدر میای اینجا، پرونده از نظر ما مختومه هست اگرخبری شد با شما تماس میگیریم!! البته همون اول کار یه شخص بیگناه رو معرفی کردن به عنوان قاتل ولی بعد که اون اتهام رو رد کرد و گفت اصلا اون روز تهران نبوده پدرم به آدرسش مراجعه کرد و دید طرف یه آدم بیگناهه و از ما بدبختتر، اون فروشنده یه بقالی بود و اصلا با مشخصات ضارب جور در نمیومد. آخرشم پرونده من بعد از چهار سال علیرغم پیگیریهای متعدد پدرم مختومه اعلام شد و گفتن چون قاتل وجود نداره پرونده رو فرستادیم آگاهی!! شانس آوردی جنازه بچه ات به دستت رسیده!!
بعد شروع کردن به آزار خانوادم، میرفتن در خونشون و میگفتن پسرتون آشوبگر بوده! وقتی برادرم اعتراض کرد دیگه ما رو به اداره آگاهی راه ندادن! وکیل پرونده «نسرین ستوده» بود که یکماه بعد از قبول پرونده قتل من به زندان افتاد!
مزدورا به پدرم پیشنهاد دادن
#علیه_فراموشی
#قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
❤🔥1😭1
⚫️#میثم_عبادی در خرداد ۸۸ تنها ۱۶ سال داشت، پدرش خیاط بود و در کیانشهر تهران زندگی میکردند. ۲۳ خرداد ۸۸ در میدان تجریش وقتی ماموران حکومتی دختری را زیر ضربات باتون گرفته بودند، به کمکش رفت و میثم را با گلوله کشتند. به پدرش گفته بودند چرا اجازه دادی پسرت به خیابان بیاید؟
احمدی نژاد، همان کسی که به خونهای ریخته شده کف خیابان گفت خس و خاشاک تا دل جنایتکار اعظم و دیکتاتور چلاق را شاد کند
#سیرک_انتخابات
#رای_بی_رای
#قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
احمدی نژاد، همان کسی که به خونهای ریخته شده کف خیابان گفت خس و خاشاک تا دل جنایتکار اعظم و دیکتاتور چلاق را شاد کند
#سیرک_انتخابات
#رای_بی_رای
#قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
👍10😭2
✅️به یاد تمام پرچمداران در بند زندان
#نادر_جهانبانی
#رضا_محمدحسینی
#محبوبه_رضایی
#علی_اصغر_حسنی_راد
#میثم_غلامی
#وحید_قدیرزاده
#یک_ملت_یک_پرچم
#ما_ملت_کبیریم_ایران_رو_پس_میگیریم
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
#نادر_جهانبانی
#رضا_محمدحسینی
#محبوبه_رضایی
#علی_اصغر_حسنی_راد
#میثم_غلامی
#وحید_قدیرزاده
#یک_ملت_یک_پرچم
#ما_ملت_کبیریم_ایران_رو_پس_میگیریم
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
❤5
کانال : قیام ملی
✅️اعتصاب غذای زندانیان پادشاهیخواه در اندرزگاه چهار زندان اوین #کانال_قیام_ملی https://t.me/ghyam_meli
✔️#آزاد_پیکری_فر، #آرشام_رضایی، #دانیال_عقیلی، #کاظم_علی_نژاد، #وحید_سرخگل، #میثم_غلامی و #مسعود_اکبری زندانیان سیاسی پادشاهیخواه محبوس در اندرزگاه چهار زندان اوین در اعتراض به عدم اجرای قانونی تفکیک جرایم طبقهبندی زندانیان با توجه به شرایط نامناسب نگهداری در بند و همچنین ازدحام جمعیت در بعضی از اتاقها و نبود امکانات بهداشتی در مقابله با حشراتی نظیر ساس و همچنین بیتوجهی مسئولین زندان به ایجاد حداقل شرایط زیست و وجود تبعیضهای جدی که بارها نسبت به عدم توازن تعداد زندانیان در اتاقها و تخصیص امکانات به مقامات زندان تذکر داده بودیم که با توجه به میزان محکومیت ما بیتوجهی شده است و حتی شائبه جانبداری از برخی محکومین مالی، محکومینی که هزینههای غیر متعارف دارند وجود دارد و همچنین عدم اجرایی قوانین از سوی مقامات زندان لازم به ذکر است تبصره دو ماده دویستوهفتادودو آیین نامه اجرایی سازمان زندانها مصوب هزار و چهارصد و ماده یک آیین نامه نحوه تفکیک و طبقه بندی زندانیان مصوب هزار و سیصد هشتادوپنج که نسبت به تفکیک جرایم صراحت دارد اعلام میداریم ما جمعی از زندانیان سیاسی محبوس در اندرزگاه چهار زندان اوین از تاریخ سیزدهم مردادماه، تا زمان رسیدگی به خواستههایمان اعتصاب غذا مینماییم و تا زمانی که به ابتداییترین حقوق از دست رفتهمان در زندان نرسیم به اعتصاب غذای مان پایان نمیدهیم.
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
Telegram
کانال : قیام ملی
پادشاهی مشروطه پارلمانی
سکولاریسم
دموکراسی
ملی گرایی
سکولاریسم
دموکراسی
ملی گرایی
👍1
🔴چهار متهم پرونده آتش سوزی زندان اوین به حبس و شلاق محکوم شدند
محکومیت #لقمان_امین_پور، #میثم_دهبان_زاده، #مجید_روشن_نژاد و #رضا_سلمان_زاده، چهار تن از متهمان پرونده موسوم به #آتش_سوزی_زندان_اوین، توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران تایید شد. این افراد پیشتر مجموعا به ۳۳ سال حبس و ۵۱۸ ضربه شلاق محکوم شده بودند.
بر اساس این حکم، لقمان امینپور، میثم دهبانزاده و مجید روشننژاد، هر یک به اتهام تخریب اموال به ۶ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق، به اتهام اخلال در نظم زندان به ۱۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق، و به اتهام سرپیچی و تمرد از دستور مأموران نیز به ۱۶ ماه حبس محکوم شدند. همچنین رضا سلمانزاده به اتهام تخریب اموال به ۵ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق، به دلیل اتهام اخلال در نظم زندان به ۱ سال حبس، و به از بابت اتهام سرپیچی و تمرد از دستور مأموران نیز به ۱ سال حبس محکوم شد.
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
محکومیت #لقمان_امین_پور، #میثم_دهبان_زاده، #مجید_روشن_نژاد و #رضا_سلمان_زاده، چهار تن از متهمان پرونده موسوم به #آتش_سوزی_زندان_اوین، توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران تایید شد. این افراد پیشتر مجموعا به ۳۳ سال حبس و ۵۱۸ ضربه شلاق محکوم شده بودند.
بر اساس این حکم، لقمان امینپور، میثم دهبانزاده و مجید روشننژاد، هر یک به اتهام تخریب اموال به ۶ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق، به اتهام اخلال در نظم زندان به ۱۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق، و به اتهام سرپیچی و تمرد از دستور مأموران نیز به ۱۶ ماه حبس محکوم شدند. همچنین رضا سلمانزاده به اتهام تخریب اموال به ۵ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق، به دلیل اتهام اخلال در نظم زندان به ۱ سال حبس، و به از بابت اتهام سرپیچی و تمرد از دستور مأموران نیز به ۱ سال حبس محکوم شد.
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
⚫️امروز ۲۱ خرداد روز تولد کیان پیرفلک است. مجاهد کورکور که ابتدا به اتهام قتل او، و پس از آنکه معلوم شد او ضارب کیان نبوده، به اتهام «محاربه و افساد فیالارض» محکوم شد، در روز تولد کیان اعدام شد.
#ماهمنیر_مولاییراد، مادر کیان، با انتشار عکسی که او را در حال دستدادن با مادر مجاهد کورکور نشان میداد، بارها تاکید کرد که حکومت در پی پنهانکردن نقش نیروهایش در مرگ کیان است. همچنین #میثم_پیرفلک، پدر کیان که خود نیز در جریان تیراندازی مجروح شد، با انتشار ویدیویی، اتهامهای وارده به کورکور را بیاساس خوانده بود.
در این سالها فشار حکومت بر خانواده پیرفلک و دیگر دادخواهان جنبش مهسا ادامه یافته است. #پویا_مولاییراد، پسرعموی ماهمنیر مولاییراد، در مراسم تولد کیان در سال ۱۴۰۲ در محل مزار او با تیراندازی مستقیم ماموران جمهوری اسلامی مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان جاوید نام شد
https://t.me/ghyam_meli
#مجاهد_کورکور که علیه رژیم سفاک اسلامی جنگید را به جرم دروغ کشتن کیان اعدام کردند. وگرنه همهی مردم #ایذه میدانند که حرامزادگان سپاهی و بسیجی ماشین خانواده کیان را به گلوله بستند.
#ایذه_نماد_شجاعت_ایران
#ماهمنیر_مولاییراد، مادر کیان، با انتشار عکسی که او را در حال دستدادن با مادر مجاهد کورکور نشان میداد، بارها تاکید کرد که حکومت در پی پنهانکردن نقش نیروهایش در مرگ کیان است. همچنین #میثم_پیرفلک، پدر کیان که خود نیز در جریان تیراندازی مجروح شد، با انتشار ویدیویی، اتهامهای وارده به کورکور را بیاساس خوانده بود.
در این سالها فشار حکومت بر خانواده پیرفلک و دیگر دادخواهان جنبش مهسا ادامه یافته است. #پویا_مولاییراد، پسرعموی ماهمنیر مولاییراد، در مراسم تولد کیان در سال ۱۴۰۲ در محل مزار او با تیراندازی مستقیم ماموران جمهوری اسلامی مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان جاوید نام شد
https://t.me/ghyam_meli
#مجاهد_کورکور که علیه رژیم سفاک اسلامی جنگید را به جرم دروغ کشتن کیان اعدام کردند. وگرنه همهی مردم #ایذه میدانند که حرامزادگان سپاهی و بسیجی ماشین خانواده کیان را به گلوله بستند.
#ایذه_نماد_شجاعت_ایران
😢27❤🔥2🤬1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅️پیام آوایی #میثم_غلامی زندانی سیاسی پادشاهیخواه محبوس در زندان اوین:
سوگند به آب و خاک ایرانزمین که تا پای جانمان
از پرچمدار و پادشاهمان پشتیبانی میکنیم.
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
سوگند به آب و خاک ایرانزمین که تا پای جانمان
از پرچمدار و پادشاهمان پشتیبانی میکنیم.
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
💔38❤10👍1👏1🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅️میدونید چرا چپ جهانی اینقدر به امامزاده فلسطین آویزون شده؟
شما چی فکر میکنید؟
#میثم_مهرانی
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
✅️میدونید چرا چپ جهانی اینقدر به امامزاده فلسطین آویزون شده؟
شما چی فکر میکنید؟
#میثم_مهرانی
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
❤5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✔️برخیز هموطن؛
هیچ شبِ بلندی، صاحبِ ابدیِ این سرزمین نبوده است.
#برخیز هموطن؛
آینده با تماشاگر ساخته نمیشود.
#برخیز هموطن،
که ایستادن، بزرگترین راهِ آزادیست .
#میثم_اسدپور
@ghyam_meli
هیچ شبِ بلندی، صاحبِ ابدیِ این سرزمین نبوده است.
#برخیز هموطن؛
آینده با تماشاگر ساخته نمیشود.
#برخیز هموطن،
که ایستادن، بزرگترین راهِ آزادیست .
#میثم_اسدپور
@ghyam_meli
❤32👍3
🖤#جاویدنام #میثم #اسدی، تنها ۱۹ سال داشت.
در حصارک کرج، با شلیک یک تکتیرانداز از پشتبام، گلولهای به گلویش اصابت کرد و جانش را گرفت.
روحش شاد و یادش تا ابد گرامی 🥀💔
@ghyam_meli
در حصارک کرج، با شلیک یک تکتیرانداز از پشتبام، گلولهای به گلویش اصابت کرد و جانش را گرفت.
روحش شاد و یادش تا ابد گرامی 🥀💔
@ghyam_meli
❤🔥27😭6💔1