🛑خدایا کجایی؟!
جمهوری اسلامی در آبانماه ۲۵۸۱، چشم نیلوفر آقایی را با گلوله ساچمهای کور کرد.
او دیشب دلش برای چشمش تنگ شده.
#نیلوفر_آقایی دانشجوی دکتری تخصصی پزشکیست و در حال حاضر در شغل مامایی مشغول به کار است.
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
جمهوری اسلامی در آبانماه ۲۵۸۱، چشم نیلوفر آقایی را با گلوله ساچمهای کور کرد.
او دیشب دلش برای چشمش تنگ شده.
#نیلوفر_آقایی دانشجوی دکتری تخصصی پزشکیست و در حال حاضر در شغل مامایی مشغول به کار است.
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
کانال : قیام ملی
🛑روایت نیلوفر آقایی، از مصدومان شلیک عامدانه به چشم، از شب عروسیاش و مشکلات پروتز چشم https://t.me/ghyam_meli ادامه در پست بعدی 👇
ادامهی پست فوق 👆👇
روایت نیلوفر آقایی، از مصدومان شلیک عامدانه به چشم، از شب عروسیاش و مشکلات پروتز چشم
پنج و نیم صبح بیدار شدم برم آرایشگاه، رفتم دست و صورتمو بشورم شروع کردم با چشمم صحبت کردن که امروزو با من راه بیا اذیتم نکن برات جبران میکنم:) ولی همون اول صبحی که تا کرم مرطوبکننده رو بهش زدم و پنج دقیقه بعد خشک شد، فهمیدم روز سختی در پیش است….
ساعت نه صبح آرایشگاه
هانیه جون من یه لحظه برم دستشویی؟
رفتم تو دستشویی دارم با دست جشامو باد میزنم که اشکم درنیاد و دوباره کرم میزنم و بهش غر میزنم که خیلی نامردی که تو روز عروسیم داری ده برابر هر روز اذیتم میکنی…
وسط روز در حال عکاسی
فیلمبرداری که از ماجرای چشمم خبر نداشت رو کلافه کرده بودم بنده ی خدا میگفت نیلوفر جان توروخدا یکم پلک زدنت کمتر بشه من سریع ویدئو رو گرفتمااا.
من: باشه باشه فقط یه لحظه صبر کنین من کرم چشممو بزنم…
بعد از ظهر بعد از اتمام عکاسی
به جرات هر هفت هشت دقیقه یکباار: علی عزیزم کرم چشممو از جیبت میدی؟
سرماخوردگی ناگهانی خشکی چشمم رو بدترش کرده بود.
شب وسط مراسم
مهمونا: نیلوفر جون عکس بگیریم؟ من: آره عزیزم حتما فقط یه لحظه من کرم چشمم رو بزنم🫠
خلاصه از پروتزم دلخورم که اذیتایی که روزای معمولی با من نمیکرد رو همه رو روز عروسیم جبران کرد… از خودم ممنونم که با همهی این اذیتا، روحیمو حفظ کردم و نذاشتم روزمو خراب کنه و از وسط مجلس تکون نخوردم و تا آخر در حال پایکوبی بودم و علیام که حواسش جمع بود بهم.
گریه داشتماا ولی یجوری خودمو نگه داشتم که حتی با دیدن گریهی مامان و بابا هم گریه نکردم چون یه بهونه لازم بود که اشکای اذیت چشمم هم بهش اضافه شه و اونجا وقتش نبود.
این عکس رو بی نهایت دوسش دارم💚 یه بچهبغضم کردماا سر گرفتنش ولی زود خودمو جمع وجور کردم چون میدونم #شب_همیشه_شب_نمیمونه
عروس ما، نیلوفر آقایی عزیز، که یک چشمش را توسط عوامل حکومت از دست داد، در شب عروسیاش اینقدر بغض داشت و درگیر پروتز چشم بود... عروس اونا اما ....
....
و شمخانی از افرادی بود که دستور کشتار مردم را داده بود.
#نیلوفر_آقایی #چشم_برای_آزادی
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
روایت نیلوفر آقایی، از مصدومان شلیک عامدانه به چشم، از شب عروسیاش و مشکلات پروتز چشم
پنج و نیم صبح بیدار شدم برم آرایشگاه، رفتم دست و صورتمو بشورم شروع کردم با چشمم صحبت کردن که امروزو با من راه بیا اذیتم نکن برات جبران میکنم:) ولی همون اول صبحی که تا کرم مرطوبکننده رو بهش زدم و پنج دقیقه بعد خشک شد، فهمیدم روز سختی در پیش است….
ساعت نه صبح آرایشگاه
هانیه جون من یه لحظه برم دستشویی؟
رفتم تو دستشویی دارم با دست جشامو باد میزنم که اشکم درنیاد و دوباره کرم میزنم و بهش غر میزنم که خیلی نامردی که تو روز عروسیم داری ده برابر هر روز اذیتم میکنی…
وسط روز در حال عکاسی
فیلمبرداری که از ماجرای چشمم خبر نداشت رو کلافه کرده بودم بنده ی خدا میگفت نیلوفر جان توروخدا یکم پلک زدنت کمتر بشه من سریع ویدئو رو گرفتمااا.
من: باشه باشه فقط یه لحظه صبر کنین من کرم چشممو بزنم…
بعد از ظهر بعد از اتمام عکاسی
به جرات هر هفت هشت دقیقه یکباار: علی عزیزم کرم چشممو از جیبت میدی؟
سرماخوردگی ناگهانی خشکی چشمم رو بدترش کرده بود.
شب وسط مراسم
مهمونا: نیلوفر جون عکس بگیریم؟ من: آره عزیزم حتما فقط یه لحظه من کرم چشمم رو بزنم🫠
خلاصه از پروتزم دلخورم که اذیتایی که روزای معمولی با من نمیکرد رو همه رو روز عروسیم جبران کرد… از خودم ممنونم که با همهی این اذیتا، روحیمو حفظ کردم و نذاشتم روزمو خراب کنه و از وسط مجلس تکون نخوردم و تا آخر در حال پایکوبی بودم و علیام که حواسش جمع بود بهم.
گریه داشتماا ولی یجوری خودمو نگه داشتم که حتی با دیدن گریهی مامان و بابا هم گریه نکردم چون یه بهونه لازم بود که اشکای اذیت چشمم هم بهش اضافه شه و اونجا وقتش نبود.
این عکس رو بی نهایت دوسش دارم💚 یه بچهبغضم کردماا سر گرفتنش ولی زود خودمو جمع وجور کردم چون میدونم #شب_همیشه_شب_نمیمونه
عروس ما، نیلوفر آقایی عزیز، که یک چشمش را توسط عوامل حکومت از دست داد، در شب عروسیاش اینقدر بغض داشت و درگیر پروتز چشم بود... عروس اونا اما ....
....
و شمخانی از افرادی بود که دستور کشتار مردم را داده بود.
#نیلوفر_آقایی #چشم_برای_آزادی
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
Telegram
کانال : قیام ملی
پادشاهی مشروطه پارلمانی
سکولاریسم
دموکراسی
ملی گرایی
سکولاریسم
دموکراسی
ملی گرایی
❤14😭9😢3