گارد شاهنشاهی واحد افشاگری
5.98K subscribers
14K photos
2.51K videos
24 files
2.32K links
ادمین
Download Telegram
خاطرات یک دانشجوی دختر قرقیزستانی از حضورش درتجمع مجاهدین درپاریس(قسمت اول)


آلینا آلیمکولووا، دانشجوی قرقیزی، نحوه حضورش جهت شرکت در تجمع سازمان مجاهدین خلق از پراگ به پاریس را اینگونه شرح میدهد:

من در پراگ بودم وبه صورت آنلاین موسیقی گوش می‌دادم واخبار رسانه‌های اجتماعی را بررسی می‌کردم که یک آگهی توجهم را جلب کرد. این آگهی یک سفر آخر هفته به پاریس را پیشنهاد می‌داد، شهری که همیشه آرزوی بازدیدش را حداقل یک بار در طول عمرم داشتم
قیمت به طرز شگفت‌آوری ارزان بود؛رفت و برگشت با اتوبوس واقامت در یک هتل ۴ستاره فقط ۳۵ یورو(۴۶$) برایم هزینه داشت.
همان لحظه حس کردم یک مشکلی وجود دارد، اما ترسی به دل راه ندادم وبرای برگزارکننده سفر ایمیل زدم.
برگزارکننده تور توضیح داد که باید در یک تظاهرات سیاسی در پاریس هم شرکت کنم. پرچم در دست بگیرم وشعارهایی به زبان فارسی بدهم. اوبه من اطمینان داد که این حرکت یک حرکت اعتراضی مسالمت‌آمیز و خالی از خشونت است وپس از آن صحیح وسالم به خانه‌ام بازخواهم گشت.
من که حتی یک کلمه فارسی هم نمی‌دانستم وآگاهی زیادی درباره مسائل ایران نداشتم، اما تصمیم گرفتم به پاریس سفر کنم.
#ادامه_دارد
👍14🔥1
خاطرات یک دانشجوی دختر قرقیزستانی از حضورش درتجمع مجاهدین درپاریس(قسمت دوم)

۲۰ژوئن

ساعت ۹شب به همراه یکی از دوستانم که دانشجوی قرقیزستانی بود، به ایستگاه اتوبوسی در پراگ رسیدم. همانطور که دیشب برگزارکننده سفر گفته بود، ۸ اتوبوس منتظر بودند تا ما را به پاریس ببرند.
بیشتر افراد جوان و مثل من دانشجو بودند. من با تعداد زیادی روس، اوکراینی، چک و دانشجو از کشورهای آسیایی آشنا شدم که همگی از طریق اینترنت جذب شده بودند. هیچ کس به درستی از هدف این سفر اطلاعی نداشت.
از یک دختر اهل روسیه علت سفرش را پرسیدم او گفت هدفش از این سفر دفاع از حقوق زنان ایرانی است. اما یکی از دوستان این دختر به میان حرف ما آمد و گفت چه کسی به زنان ایرانی اهمیت می‌دهد! یک پسری که از آلمان آمده بود با اطمینان تصور می‌کرد در تظاهراتی برای حمایت از تحولات عراق شرکت کرده است.
ساعت ۱۱:۱۲ شب اتوبوس بلعخره حرکت کرد.

۲۱ ژوئن

ساعت ۱۱:۵۶ صبح بعد از یک سفر طولانی با اتوبوس و یک شب بی‌خوابی، به پاریس رسیدیم. برگزارکنندگان به ما گفتند که تمام روز را برای دیدن شهر وقت داریم.
#ادامه_دارد
👍61🔥1🤔1
خاطرات یک دختر قرقیزستانی از حضورش در تجمع مجاهدین خلق در پاریس (قسمت سوم)


هتل حدود ۶۰ کیلومتر خارج از پاریس بود. به ما قول داده بودند که یک شب را در یک هتل چهار ستاره بگذرانیم، اما من حتی یک ستاره هم به آن مکان بدقواره‌ای که برگزارکنندگان ما را به آنجا آورده بودند، نمی‌دادم. وقتی در صف دستشویی ایستاده بودیم، کسی گفت: «خب، از یک سفر ۳۵ یورویی با تمام امکانات به پاریس چه انتظار دیگری می‌توان داشت؟»

صبح خواب ماندم و صبحانه‌ام را از دست دادم. کسانی که زود بیدار شده بودند گفتند صبحانه شامل شیر و ساندویچ بوده است.

۱:۱۶ بعدازظهر: اتوبوس‌ها ما را به مکانی عجیب و غریب در نزدیکی فرودگاه شارل دوگل بردند. به ما برگه‌هایی داده شد که توضیح می‌داد کجا برویم و چه کار کنیم. دوربین‌ها مجاز نبودند. وقتی از اتوبوس پیاده شدیم، خودم را تسلیم این ایده کردم که فرار کردن امکان‌پذیر نیست -- مردم از منطقه محافظت می‌کردند.

پرچم‌های زرد و بنفش همه جا آویزان بودند. نام «مریم رجوی» روی پرچم‌ها نوشته شده بود. خب، حداقل نام فردی را که پشت این رویداد عظیم بود، می‌دانستم.
#ادامه_دارد
👍71🔥1🤯1
خاطرات یک دانشجوی دختر قرقیزستانی از حضورش درتجمع مجاهدین درپاریس(قسمت اول)


آلینا آلیمکولووا، دانشجوی قرقیزی، نحوه حضورش جهت شرکت در تجمع سازمان مجاهدین خلق از پراگ به پاریس را اینگونه شرح میدهد:

من در پراگ بودم وبه صورت آنلاین موسیقی گوش می‌دادم واخبار رسانه‌های اجتماعی را بررسی می‌کردم که یک آگهی توجهم را جلب کرد. این آگهی یک سفر آخر هفته به پاریس را پیشنهاد می‌داد، شهری که همیشه آرزوی بازدیدش را حداقل یک بار در طول عمرم داشتم
قیمت به طرز شگفت‌آوری ارزان بود؛رفت و برگشت با اتوبوس واقامت در یک هتل ۴ستاره فقط ۳۵ یورو(۴۶$) برایم هزینه داشت.
همان لحظه حس کردم یک مشکلی وجود دارد، اما ترسی به دل راه ندادم وبرای برگزارکننده سفر ایمیل زدم.
برگزارکننده تور توضیح داد که باید در یک تظاهرات سیاسی در پاریس هم شرکت کنم. پرچم در دست بگیرم وشعارهایی به زبان فارسی بدهم. اوبه من اطمینان داد که این حرکت یک حرکت اعتراضی مسالمت‌آمیز و خالی از خشونت است وپس از آن صحیح وسالم به خانه‌ام بازخواهم گشت.
من که حتی یک کلمه فارسی هم نمی‌دانستم وآگاهی زیادی درباره مسائل ایران نداشتم، اما تصمیم گرفتم به پاریس سفر کنم.
#ادامه_دارد
🔥11
خاطرات یک دانشجوی دختر قرقیزستانی از حضورش درتجمع مجاهدین درپاریس(قسمت دوم)

۲۰ژوئن

ساعت ۹شب به همراه یکی از دوستانم که دانشجوی قرقیزستانی بود، به ایستگاه اتوبوسی در پراگ رسیدم. همانطور که دیشب برگزارکننده سفر گفته بود، ۸ اتوبوس منتظر بودند تا ما را به پاریس ببرند.
بیشتر افراد جوان و مثل من دانشجو بودند. من با تعداد زیادی روس، اوکراینی، چک و دانشجو از کشورهای آسیایی آشنا شدم که همگی از طریق اینترنت جذب شده بودند. هیچ کس به درستی از هدف این سفر اطلاعی نداشت.
از یک دختر اهل روسیه علت سفرش را پرسیدم او گفت هدفش از این سفر دفاع از حقوق زنان ایرانی است. اما یکی از دوستان این دختر به میان حرف ما آمد و گفت چه کسی به زنان ایرانی اهمیت می‌دهد! یک پسری که از آلمان آمده بود با اطمینان تصور می‌کرد در تظاهراتی برای حمایت از تحولات عراق شرکت کرده است.
ساعت ۱۱:۱۲ شب اتوبوس بلعخره حرکت کرد.

۲۱ ژوئن

ساعت ۱۱:۵۶ صبح بعد از یک سفر طولانی با اتوبوس و یک شب بی‌خوابی، به پاریس رسیدیم. برگزارکنندگان به ما گفتند که تمام روز را برای دیدن شهر وقت داریم.
#ادامه_دارد
👍9
خاطرات یک دختر قرقیزستانی از حضورش در تجمع مجاهدین خلق در پاریس (قسمت سوم)


هتل حدود ۶۰ کیلومتر خارج از پاریس بود. به ما قول داده بودند که یک شب را در یک هتل چهار ستاره بگذرانیم، اما من حتی یک ستاره هم به آن مکان بدقواره‌ای که برگزارکنندگان ما را به آنجا آورده بودند، نمی‌دادم. وقتی در صف دستشویی ایستاده بودیم، کسی گفت: «خب، از یک سفر ۳۵ یورویی با تمام امکانات به پاریس چه انتظار دیگری می‌توان داشت؟»

صبح خواب ماندم و صبحانه‌ام را از دست دادم. کسانی که زود بیدار شده بودند گفتند صبحانه شامل شیر و ساندویچ بوده است.

۱:۱۶ بعدازظهر: اتوبوس‌ها ما را به مکانی عجیب و غریب در نزدیکی فرودگاه شارل دوگل بردند. به ما برگه‌هایی داده شد که توضیح می‌داد کجا برویم و چه کار کنیم. دوربین‌ها مجاز نبودند. وقتی از اتوبوس پیاده شدیم، خودم را تسلیم این ایده کردم که فرار کردن امکان‌پذیر نیست -- مردم از منطقه محافظت می‌کردند.

پرچم‌های زرد و بنفش همه جا آویزان بودند. نام «مریم رجوی» روی پرچم‌ها نوشته شده بود. خب، حداقل نام فردی را که پشت این رویداد عظیم بود، می‌دانستم.
#ادامه_دارد
👍11
خاطرات یک دختر قرقیزستانی از حضورش در تجمع مجاهدین خلق در پاریس (قسمت چهارم)



منظره‌ی بی‌پایان اتوبوس‌هایی از کشورهای مختلف تا حدودی نگران‌کننده بود. ماموران امنیتی هنگام ورود به یک ساختمان، ما را بازرسی کردند. آنها مرا متوقف کردند چون با وجود هشدار برگزارکنندگان، دوربینم را در کوله‌پشتی‌ام گذاشته بودم. به طرز شگفت‌انگیزی، ماموران پس از پرداخت چند یورو به آنها، اجازه دادند دوربینم را داخل ببرم. ظرف چند ثانیه داخل ساختمان بودم.
۲:۲۳ بعد از ظهر، حداقل ۱۰۰۰۰ نفر داخل بودند. موسیقی عجیبی پخش می‌شد. به همه شرکت‌کنندگان کوپن نوشیدنی و ساندویچ رایگان داده شد. ما خوردیم ونوشیدیم وسپس به تجمعی که در یک استادیوم بزرگ برگزار می‌شد، پیوستیم.
روی هر صندلی هدفون بود، ظاهراً برای اینکه بتوانیم به ترجمه مستقیم سخنرانی‌ها گوش دهیم.
#ادامه_دارد
👍9