This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تایملپس گردهمایی تاریخی ۳۰۰ هزار نفری «پیوند شاه و ملت» ایرانیان، مونیخ ۱۴ فوریه ۲۰۲۶
#جاويدشاه ایران
#انقلاب_شیروخورشید
🔗 Bahram (@Verethragnan)
@gurd_shah
#جاويدشاه ایران
#انقلاب_شیروخورشید
🔗 Bahram (@Verethragnan)
@gurd_shah
👏145❤24🥴3🔥2😁1🤬1
با من از ایران بگو
از خاکی که سرخ شد از خون دلیران بگو
از چهل شب سهمگین و بیپایان
با من از اندوه مگو
از خشم در گلو پیچیده
از فریادهایی که بر سر اهریمن آوار خواهیم کرد بگو...
#گارد_جاویدان_ایران
#گارد_شاهنشاهی
#انقلاب_شیروخورشید
از خاکی که سرخ شد از خون دلیران بگو
از چهل شب سهمگین و بیپایان
با من از اندوه مگو
از خشم در گلو پیچیده
از فریادهایی که بر سر اهریمن آوار خواهیم کرد بگو...
#گارد_جاویدان_ایران
#گارد_شاهنشاهی
#انقلاب_شیروخورشید
😢107❤13🥴3👍2🤬1
به ازای هر چکه از خون پاک شما
یادآوری میکنیم و میجنگیم
بیشمار بودید و دلیر
پارهی تن ایران بودید و هستید
با تمام آگاهی و روشنی برای ایران به خیابان رفتید و میدانستید خون پاکتان ریخته میشود.
ما برای روشنماندن راهتان؛ خود را فدا میکنیم که به آرزویتان برسید.
#گارد_شاهنشاهی
#گارد_جاویدان_ایران
#انقلاب_شیروخورشید
یادآوری میکنیم و میجنگیم
بیشمار بودید و دلیر
پارهی تن ایران بودید و هستید
با تمام آگاهی و روشنی برای ایران به خیابان رفتید و میدانستید خون پاکتان ریخته میشود.
ما برای روشنماندن راهتان؛ خود را فدا میکنیم که به آرزویتان برسید.
#گارد_شاهنشاهی
#گارد_جاویدان_ایران
#انقلاب_شیروخورشید
❤93👍11🥴3💯3
حماسه ۱۴ فوریه؛ تجلی ادب و بلوغ مدنی ایرانیان پادشاهیخواه در مسیر شکوه جهانی ایران
در فضای گفتوگوی عمومی و رسانهای امروز، آنچه بیش از هر چیز نیازمند توجه است، بازخوانی منصفانه و مبتنی بر شواهد از کنشها و رفتارهای جمعی ایرانیان در بزنگاههای تاریخی اخیر است. هنگامی که برخی منتقدان، با تمرکز گزینشی بر مواردی محدود، گفتمان پهلویسم را به «خشونت کلامی» تقلیل میدهند، پرسش بنیادین این است که چرا از تصویر کاملتری که در برابر چشم جهانیان شکل گرفت سخنی به میان نمیآورند؟ چرا پس از حماسهآفرینی ایرانیان دیاسپورا در روزهای گذشته، بهویژه در حماسه ۱۴ فوریه از ادب، نزاکت، شخصیت و برازندگی فرهنگی ایرانیان ننوشتهاند؟
واقعیت این است که گزارشهای رسمی و میدانیِ پلیس کشورهای اروپایی و آمریکایی، بهروشنی بر نظم، سلامت و مسئولیتپذیری تجمعات ایرانیان تأکید داشت. این گزارشها تصریح میکردند که تجمعات برگزارشده از منظمترین و سالمترین رالیها بوده و حتی مشارکت داوطلبانه ایرانیان در جمعآوری زبالهها و همکاری با نیروهای خدمات شهری، بهعنوان نشانهای از بلوغ مدنی و احترام به قانون ثبت شده است. این سطح از همکاری تمامقد با پلیس و نهادهای شهری، خود گواهی روشن بر سرمایه فرهنگی و اخلاق مدنی ایرانیان است؛ سرمایهای که در امتداد ارزشهای کهن ایرانزمین و در افق شکوه جهانی ایران معنا مییابد.
از سوی دیگر، در همان صحنههای بینالمللی، وقتی آقای لیندزی گراهام در حمایت از ملت ایران بر روی استیج حاضر شد، واکنش جمعیت ایرانی با فریاد «USA» نه از سر هیجان زودگذر، بلکه بهمثابه قدردانی آگاهانه از حمایت سیاسی و اخلاقی بود. پاسخ متقابل او با برافراشتن #پرچم_شیروخورشید، بهعنوان نمادی از پیوند تاریخی ایران با ارزشهای آزادیخواهانه، تصویری ماندگار از احترام متقابل و بلوغ سیاسی ایرانیان به نمایش گذاشت. با این حال، چرا این صحنهها در روایت منتقدان غایب است؟
به نظر میرسد مسئله اصلی نه «فحاشی» که عقدهگشاییِ پهلویستیزانه است. زیرا اگر معیار، اخلاق و نزاکت باشد، شواهد فراوانی از پایبندی بدنه اجتماعیِ هوادار پهلویسم به ادب مدنی وجود دارد. افزون بر این، بزرگترین پرچمدار این گفتمان، یعنی اعلیحضرت رضاشاه دوم، همواره و بهصورت مستمر بر ضرورت رعایت ادب، پرهیز از خشونت کلامی و حفظ شأن ایرانی تأکید کرده و در عمل نیز همین مسیر را پیموده است. این تأکیدات، بخشی جداییناپذیر از افق پهلویسم بهعنوان پروژهای برای انقلاب تمدنی ایران است؛ انقلابی که بر قانونگرایی، کرامت انسانی و بازسازی سرمایه اجتماعی استوار است.
با این همه، تحلیل مسئولانه اقتضا میکند که از افتادن در دام فضاهای فانتزی پرهیز کنیم و پدیدهها را بهصورت علمی و ریشهای بررسی نماییم. خشونت کلامیِ پراکنده، اگر هم رخ دهد، باید در چارچوب علل روانشناختی و جامعهشناختی فهم شود: سالها سرکوب، کشتارهای خونین، فشارهای اقتصادی، انسداد سیاسی و فرسایش فرهنگی، زمینههایی واقعی برای بروز خشم انباشتهاند. جابهجا کردن جای جانی و قربانی، یا پرداختن به حواشی بهجای کاویدن ریشهها، نهتنها کمکی به حل مسئله نمیکند، بلکه روایت را از مسیر انصاف و حقیقت منحرف میسازد.
در این میان، یادآوری دیدگاهی ادبی نیز میتواند روشنگر باشد. فردینان سلین، نویسنده کتاب «مرگ قسطی»، با همه تندیهای زبانیاش، نکتهای را صریح بیان میکند: زبان خشن، اغلب بازتاب جهانی خشن است. او میگفت: من همانطوری مینویسم که حس میکنم... از من خرده میگیرند که بددهنم و زبان بیادبانه دارم... از بیرحمی و خشونت دائمی کتابهایم انتقاد میکنند... چه کنم؟ این دنیا ذاتش را عوض کند من هم سبکم را عوض میکنم این گزاره، نه برای توجیه بیادبی، بلکه برای فهم زمینههای بروز آن اهمیت دارد. جامعهای که در معرض خشونت ساختاری و بیعدالتی مستمر بوده، نیازمند ترمیم و گذار است؛ گذاری که با انقلاب تمدنی ایران و بازتعریف افقهای ملی ممکن میشود.
بنابراین، اگر دغدغه نقد منصفانه وجود دارد، شایسته است تصویر کامل دیده شود: از نظم و ادب تجمعات، تا همکاری مدنی، از احترام متقابل با نهادهای بینالمللی، تا تأکید رهبران فکری بر اخلاق عمومی. پهلویسم، در این چارچوب، نه یک واکنش احساسی، بلکه طرحی برای بازسازی شأن ملی و احیای شکوه جهانی ایران است. طرحی که میکوشد خشم را به کنش مدنی، اعتراض را به گفتوگوی مؤثر، و مطالبهگری را به مسیرهای قانونی و اخلاقی هدایت کند.
در نهایت، راه پیشرو روشن است: نقد، آری؛ اما نقد منصفانه و مبتنی بر واقعیت. توجه به ریشهها، نه حواشی. و تمرکز بر آیندهای که در آن انقلاب تمدنی ایران، با تکیه بر فرهنگ، قانون و کرامت انسانی، بار دیگر جایگاه شایسته ایران را در جهان تثبیت کند.
#انقلاب_شیروخورشید
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
در فضای گفتوگوی عمومی و رسانهای امروز، آنچه بیش از هر چیز نیازمند توجه است، بازخوانی منصفانه و مبتنی بر شواهد از کنشها و رفتارهای جمعی ایرانیان در بزنگاههای تاریخی اخیر است. هنگامی که برخی منتقدان، با تمرکز گزینشی بر مواردی محدود، گفتمان پهلویسم را به «خشونت کلامی» تقلیل میدهند، پرسش بنیادین این است که چرا از تصویر کاملتری که در برابر چشم جهانیان شکل گرفت سخنی به میان نمیآورند؟ چرا پس از حماسهآفرینی ایرانیان دیاسپورا در روزهای گذشته، بهویژه در حماسه ۱۴ فوریه از ادب، نزاکت، شخصیت و برازندگی فرهنگی ایرانیان ننوشتهاند؟
واقعیت این است که گزارشهای رسمی و میدانیِ پلیس کشورهای اروپایی و آمریکایی، بهروشنی بر نظم، سلامت و مسئولیتپذیری تجمعات ایرانیان تأکید داشت. این گزارشها تصریح میکردند که تجمعات برگزارشده از منظمترین و سالمترین رالیها بوده و حتی مشارکت داوطلبانه ایرانیان در جمعآوری زبالهها و همکاری با نیروهای خدمات شهری، بهعنوان نشانهای از بلوغ مدنی و احترام به قانون ثبت شده است. این سطح از همکاری تمامقد با پلیس و نهادهای شهری، خود گواهی روشن بر سرمایه فرهنگی و اخلاق مدنی ایرانیان است؛ سرمایهای که در امتداد ارزشهای کهن ایرانزمین و در افق شکوه جهانی ایران معنا مییابد.
از سوی دیگر، در همان صحنههای بینالمللی، وقتی آقای لیندزی گراهام در حمایت از ملت ایران بر روی استیج حاضر شد، واکنش جمعیت ایرانی با فریاد «USA» نه از سر هیجان زودگذر، بلکه بهمثابه قدردانی آگاهانه از حمایت سیاسی و اخلاقی بود. پاسخ متقابل او با برافراشتن #پرچم_شیروخورشید، بهعنوان نمادی از پیوند تاریخی ایران با ارزشهای آزادیخواهانه، تصویری ماندگار از احترام متقابل و بلوغ سیاسی ایرانیان به نمایش گذاشت. با این حال، چرا این صحنهها در روایت منتقدان غایب است؟
به نظر میرسد مسئله اصلی نه «فحاشی» که عقدهگشاییِ پهلویستیزانه است. زیرا اگر معیار، اخلاق و نزاکت باشد، شواهد فراوانی از پایبندی بدنه اجتماعیِ هوادار پهلویسم به ادب مدنی وجود دارد. افزون بر این، بزرگترین پرچمدار این گفتمان، یعنی اعلیحضرت رضاشاه دوم، همواره و بهصورت مستمر بر ضرورت رعایت ادب، پرهیز از خشونت کلامی و حفظ شأن ایرانی تأکید کرده و در عمل نیز همین مسیر را پیموده است. این تأکیدات، بخشی جداییناپذیر از افق پهلویسم بهعنوان پروژهای برای انقلاب تمدنی ایران است؛ انقلابی که بر قانونگرایی، کرامت انسانی و بازسازی سرمایه اجتماعی استوار است.
با این همه، تحلیل مسئولانه اقتضا میکند که از افتادن در دام فضاهای فانتزی پرهیز کنیم و پدیدهها را بهصورت علمی و ریشهای بررسی نماییم. خشونت کلامیِ پراکنده، اگر هم رخ دهد، باید در چارچوب علل روانشناختی و جامعهشناختی فهم شود: سالها سرکوب، کشتارهای خونین، فشارهای اقتصادی، انسداد سیاسی و فرسایش فرهنگی، زمینههایی واقعی برای بروز خشم انباشتهاند. جابهجا کردن جای جانی و قربانی، یا پرداختن به حواشی بهجای کاویدن ریشهها، نهتنها کمکی به حل مسئله نمیکند، بلکه روایت را از مسیر انصاف و حقیقت منحرف میسازد.
در این میان، یادآوری دیدگاهی ادبی نیز میتواند روشنگر باشد. فردینان سلین، نویسنده کتاب «مرگ قسطی»، با همه تندیهای زبانیاش، نکتهای را صریح بیان میکند: زبان خشن، اغلب بازتاب جهانی خشن است. او میگفت: من همانطوری مینویسم که حس میکنم... از من خرده میگیرند که بددهنم و زبان بیادبانه دارم... از بیرحمی و خشونت دائمی کتابهایم انتقاد میکنند... چه کنم؟ این دنیا ذاتش را عوض کند من هم سبکم را عوض میکنم این گزاره، نه برای توجیه بیادبی، بلکه برای فهم زمینههای بروز آن اهمیت دارد. جامعهای که در معرض خشونت ساختاری و بیعدالتی مستمر بوده، نیازمند ترمیم و گذار است؛ گذاری که با انقلاب تمدنی ایران و بازتعریف افقهای ملی ممکن میشود.
بنابراین، اگر دغدغه نقد منصفانه وجود دارد، شایسته است تصویر کامل دیده شود: از نظم و ادب تجمعات، تا همکاری مدنی، از احترام متقابل با نهادهای بینالمللی، تا تأکید رهبران فکری بر اخلاق عمومی. پهلویسم، در این چارچوب، نه یک واکنش احساسی، بلکه طرحی برای بازسازی شأن ملی و احیای شکوه جهانی ایران است. طرحی که میکوشد خشم را به کنش مدنی، اعتراض را به گفتوگوی مؤثر، و مطالبهگری را به مسیرهای قانونی و اخلاقی هدایت کند.
در نهایت، راه پیشرو روشن است: نقد، آری؛ اما نقد منصفانه و مبتنی بر واقعیت. توجه به ریشهها، نه حواشی. و تمرکز بر آیندهای که در آن انقلاب تمدنی ایران، با تکیه بر فرهنگ، قانون و کرامت انسانی، بار دیگر جایگاه شایسته ایران را در جهان تثبیت کند.
#انقلاب_شیروخورشید
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
❤69👍8🥴3👏2💯1
رضا پهلوی و طلوع انقلاب تمدنی ایران؛ از همبستگی جهانی تا احیای شکوه جهانی ایران زیر پرچم شیروخورشید
فراخوان ۱۴ فوریه که از سوی شاهزاده رضا پهلوی اعلام شد، نقطه عطفی در مسیر انقلاب تمدنی ایران به شمار میآید؛ حرکتی که نه صرفاً یک اعتراض سیاسی، بلکه تلاشی برای بازتعریف جایگاه ایران در نظم جهانی و احیای شکوه جهانی ایران است. این فراخوان با شش مطالبه روشن و عملی، توانست صدای سرکوبشده ملت ایران را به صحنه بینالمللی منتقل کند و دیاسپورای ایرانی را به بازیگری اثرگذار در معادلات دیپلماتیک بدل سازد.
شاهزاده رضا پهلوی درین فراخوان، با خطاب قرار دادن ایرانیان شریف خارج از کشور و آزادیخواهان جهان، ۱۴ فوریه را روز همبستگی جهانی با انقلاب شیروخورشید ایران اعلام کرد. شش مطالبه مطرحشده—از درهمشکستن ماشین سرکوب و قطع منابع مالی رژیم تا آزادی زندانیان سیاسی و آمادگی برای بهرسمیتشناختن دولت انتقالی مشروع—چارچوبی منسجم و دیپلماتیک برای گذار به دموکراسی ارائه داد. این مطالبات، برخلاف شعارهای کلی، واجد ابعاد اجرایی و حقوقی بودند و توانستند مخاطبان بینالمللی را با برنامهای مشخص مواجه سازند.
سه شهر مونیخ، لسآنجلس و تورنتو به مراکز اصلی این گردهمایی بدل شدند؛ اما دامنه حضور ایرانیان به این سه شهر محدود نماند و در دهها کشور دیگر نیز اجتماعات گستردهای شکل گرفت. حضور میلیونی ایرانیان، نشاندهنده ظرفیت بیسابقه دیاسپورا در بسیج افکار عمومی جهانی بود. این حضور، بازتابی از همبستگی با قربانیان سرکوبهای خونین ۱۸ و ۱۹ بهمن بود؛ روزهایی که دهها هزار شهروند بیگناه در خیابانهای ایران هدف خشونت قرار گرفتند و جهان بار دیگر با عمق بحران حقوق بشر در ایران مواجه شد.
یکی از نشانههای موفقیت خارقالعاده این فراخوان، واکنش نهادهای رسمی و شخصیتهای سیاسی اروپا بود. هیئت پارلمانی ایتالیا با اعلام حمایت از نقش رهبری شاهزاده رضا پهلوی در دوره گذار، پیام روشنی درباره آمادگی برای تعامل با آلترناتیوی دموکراتیک ارسال کرد. چنین موضعگیریهایی بیانگر تغییر در ادبیات دیپلماتیک اروپا نسبت به آینده ایراناند.
حضور شاهزاده رضا پهلوی در مراسم «شب آزادی» برگزارشده توسط Axel Springer، فرصتی کمنظیر برای گفتوگو با بازیگران کلیدی عرصه سیاست جهانی فراهم آورد. در این رویداد، چهرههایی چون مارک روته، مارکوس زودر و روبرتا متسولا حضور داشتند. گفتوگو با مقاماتی از آلمان و دیگر کشورها نشان داد که موضوع ایران، از سطح یک بحران منطقهای فراتر رفته و به مسئلهای مرتبط با امنیت و ثبات بینالمللی بدل شده است.
بازتاب رسانهای این حماسه نیز چشمگیر بود. شبکه TF1 فرانسه با دعوت از شاهزاده رضا پهلوی برای حضور زنده در بخش خبری ساعت ۲۰، او را بهعنوان «چهره اصلی اپوزیسیون» معرفی کرد. همچنین انتشار مستند ۱۵ دقیقهای توسط Channel 12 از اعتراضات ایران، روایت مستقیمی از واقعیتهای میدانی به مخاطبان بینالمللی ارائه داد. این پوشش رسانهای گسترده، نشاندهنده آن است که صدای انقلاب شیروخورشید از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و به گفتمانی جهانی بدل شده است.
از منظر تحلیلی، موفقیت این فراخوان را میتوان در سه سطح ارزیابی کرد: نخست، سطح اجتماعی و نمادین؛ جایی که دیاسپورا توانست هویت مشترک خود را حول پرچم شیروخورشید و مفهوم پهلویسم—بهمثابه گفتمان مدرنیزاسیون، سکولاریسم و توسعه ملی—بازتعریف کند. دوم، سطح سیاسی؛ که در آن، مطالبات مشخص و قابلفهم برای دولتها مطرح شد و زمینه برای فشارهای هدفمندتر بر ساختار قدرت در ایران فراهم آمد. سوم، سطح دیپلماتیک؛ که در آن، ارتباط مستقیم با رهبران و نهادهای بینالمللی، امکان طرح سناریوی دولت انتقالی و گذار مسالمتآمیز را تقویت کرد.
پهلویسم در این چارچوب، نه صرفاً ارجاعی تاریخی، بلکه پروژهای برای آینده است: پروژهای که بر آزادیهای مدنی، عدالت اجتماعی، توسعه پایدار و تعامل سازنده با جهان تأکید دارد. انقلاب تمدنی ایران نیز مفهومی است که این گذار را از سطح تغییر سیاسی صرف، به سطح نوسازی ساختارهای فرهنگی، اقتصادی و نهادی ارتقا میدهد. چنین انقلابی، در پی بازگشت ایران به جایگاه طبیعی خود بهعنوان قدرتی فرهنگی و تمدنی در منطقه و جهان است.
حماسه ۱۴ فوریه نشان داد که ملت ایران— حتی در تبعید—قادر است معادلات جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. صدای سرکوبشده ۱۸ و ۱۹ بهمن، در خیابانهای جهان طنینانداز شد و وجدان بینالمللی را به چالش کشید.
در پرتو پرچم شیروخورشید و با رهبری شاهزاده رضا پهلوی، انقلاب تمدنی شیروخورشید نه تنها میتواند، بلکه باید به ثمر بنشیند و فصلی نو در تاریخ معاصر ایران بگشاید؛ فصلی که در آن آزادی، عدالت و شکوه جهانی ایران نه یک آرزو، بلکه واقعیتی تحققیافته خواهد بود.
#انقلاب_شیروخورشید
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
فراخوان ۱۴ فوریه که از سوی شاهزاده رضا پهلوی اعلام شد، نقطه عطفی در مسیر انقلاب تمدنی ایران به شمار میآید؛ حرکتی که نه صرفاً یک اعتراض سیاسی، بلکه تلاشی برای بازتعریف جایگاه ایران در نظم جهانی و احیای شکوه جهانی ایران است. این فراخوان با شش مطالبه روشن و عملی، توانست صدای سرکوبشده ملت ایران را به صحنه بینالمللی منتقل کند و دیاسپورای ایرانی را به بازیگری اثرگذار در معادلات دیپلماتیک بدل سازد.
شاهزاده رضا پهلوی درین فراخوان، با خطاب قرار دادن ایرانیان شریف خارج از کشور و آزادیخواهان جهان، ۱۴ فوریه را روز همبستگی جهانی با انقلاب شیروخورشید ایران اعلام کرد. شش مطالبه مطرحشده—از درهمشکستن ماشین سرکوب و قطع منابع مالی رژیم تا آزادی زندانیان سیاسی و آمادگی برای بهرسمیتشناختن دولت انتقالی مشروع—چارچوبی منسجم و دیپلماتیک برای گذار به دموکراسی ارائه داد. این مطالبات، برخلاف شعارهای کلی، واجد ابعاد اجرایی و حقوقی بودند و توانستند مخاطبان بینالمللی را با برنامهای مشخص مواجه سازند.
سه شهر مونیخ، لسآنجلس و تورنتو به مراکز اصلی این گردهمایی بدل شدند؛ اما دامنه حضور ایرانیان به این سه شهر محدود نماند و در دهها کشور دیگر نیز اجتماعات گستردهای شکل گرفت. حضور میلیونی ایرانیان، نشاندهنده ظرفیت بیسابقه دیاسپورا در بسیج افکار عمومی جهانی بود. این حضور، بازتابی از همبستگی با قربانیان سرکوبهای خونین ۱۸ و ۱۹ بهمن بود؛ روزهایی که دهها هزار شهروند بیگناه در خیابانهای ایران هدف خشونت قرار گرفتند و جهان بار دیگر با عمق بحران حقوق بشر در ایران مواجه شد.
یکی از نشانههای موفقیت خارقالعاده این فراخوان، واکنش نهادهای رسمی و شخصیتهای سیاسی اروپا بود. هیئت پارلمانی ایتالیا با اعلام حمایت از نقش رهبری شاهزاده رضا پهلوی در دوره گذار، پیام روشنی درباره آمادگی برای تعامل با آلترناتیوی دموکراتیک ارسال کرد. چنین موضعگیریهایی بیانگر تغییر در ادبیات دیپلماتیک اروپا نسبت به آینده ایراناند.
حضور شاهزاده رضا پهلوی در مراسم «شب آزادی» برگزارشده توسط Axel Springer، فرصتی کمنظیر برای گفتوگو با بازیگران کلیدی عرصه سیاست جهانی فراهم آورد. در این رویداد، چهرههایی چون مارک روته، مارکوس زودر و روبرتا متسولا حضور داشتند. گفتوگو با مقاماتی از آلمان و دیگر کشورها نشان داد که موضوع ایران، از سطح یک بحران منطقهای فراتر رفته و به مسئلهای مرتبط با امنیت و ثبات بینالمللی بدل شده است.
بازتاب رسانهای این حماسه نیز چشمگیر بود. شبکه TF1 فرانسه با دعوت از شاهزاده رضا پهلوی برای حضور زنده در بخش خبری ساعت ۲۰، او را بهعنوان «چهره اصلی اپوزیسیون» معرفی کرد. همچنین انتشار مستند ۱۵ دقیقهای توسط Channel 12 از اعتراضات ایران، روایت مستقیمی از واقعیتهای میدانی به مخاطبان بینالمللی ارائه داد. این پوشش رسانهای گسترده، نشاندهنده آن است که صدای انقلاب شیروخورشید از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و به گفتمانی جهانی بدل شده است.
از منظر تحلیلی، موفقیت این فراخوان را میتوان در سه سطح ارزیابی کرد: نخست، سطح اجتماعی و نمادین؛ جایی که دیاسپورا توانست هویت مشترک خود را حول پرچم شیروخورشید و مفهوم پهلویسم—بهمثابه گفتمان مدرنیزاسیون، سکولاریسم و توسعه ملی—بازتعریف کند. دوم، سطح سیاسی؛ که در آن، مطالبات مشخص و قابلفهم برای دولتها مطرح شد و زمینه برای فشارهای هدفمندتر بر ساختار قدرت در ایران فراهم آمد. سوم، سطح دیپلماتیک؛ که در آن، ارتباط مستقیم با رهبران و نهادهای بینالمللی، امکان طرح سناریوی دولت انتقالی و گذار مسالمتآمیز را تقویت کرد.
پهلویسم در این چارچوب، نه صرفاً ارجاعی تاریخی، بلکه پروژهای برای آینده است: پروژهای که بر آزادیهای مدنی، عدالت اجتماعی، توسعه پایدار و تعامل سازنده با جهان تأکید دارد. انقلاب تمدنی ایران نیز مفهومی است که این گذار را از سطح تغییر سیاسی صرف، به سطح نوسازی ساختارهای فرهنگی، اقتصادی و نهادی ارتقا میدهد. چنین انقلابی، در پی بازگشت ایران به جایگاه طبیعی خود بهعنوان قدرتی فرهنگی و تمدنی در منطقه و جهان است.
حماسه ۱۴ فوریه نشان داد که ملت ایران— حتی در تبعید—قادر است معادلات جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. صدای سرکوبشده ۱۸ و ۱۹ بهمن، در خیابانهای جهان طنینانداز شد و وجدان بینالمللی را به چالش کشید.
در پرتو پرچم شیروخورشید و با رهبری شاهزاده رضا پهلوی، انقلاب تمدنی شیروخورشید نه تنها میتواند، بلکه باید به ثمر بنشیند و فصلی نو در تاریخ معاصر ایران بگشاید؛ فصلی که در آن آزادی، عدالت و شکوه جهانی ایران نه یک آرزو، بلکه واقعیتی تحققیافته خواهد بود.
#انقلاب_شیروخورشید
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
❤81👍9👏4🥴3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه شنیدنی چند دقیقه پیش شاهزاده با شبکه TF1 فرانسه.
(با زیرنویس فارسی)
#انقلاب_شیروخورشید
#جاویدشاه
@gurd_shah
(با زیرنویس فارسی)
#انقلاب_شیروخورشید
#جاویدشاه
@gurd_shah
❤157👍13👏5😁3👎2
💢 حاضران در مراسم چهلم قهرمان ملی حمید مهدوی( آتش نشان معروف) بعد از مراسم به خیابان آمدند ۲۸ بهمن!
#انقلاب_شیروخورشید
@gurd_shah
#انقلاب_شیروخورشید
@gurd_shah
❤103😢4😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در تاریخ بنویسید: جمهوری اسلامی ۴۷ سال گفت «م.ر.گ بر آمریکا »
و در نهایت در حالیکه سناتور آمریکایی پرچم
ایران را برافراشت ، ایرانیان یکصدا گفتن USA
#انقلاب_شیروخورشید
@gurd_shah
و در نهایت در حالیکه سناتور آمریکایی پرچم
ایران را برافراشت ، ایرانیان یکصدا گفتن USA
#انقلاب_شیروخورشید
@gurd_shah
❤126👍11