️ گــارد شـــاهــنــشــاهــی ️
24.6K subscribers
57.4K photos
52.1K videos
370 files
9.99K links
ما گر زسر بریده میترسیدیم

درمحفل عاشقان نمیرقصیدیم

لینک گروه

https://t.me/+Ts5ShPmJhihlQWk3

https://t.me/joinchat/AAAAAE7OUoQG1yPRXHRTxg

https://instagram.com/guard_shahanshahi

تماس
@Amirashkanam
Download Telegram
🇺🇸🇦🇪📌 یک فروند هواپیمای سوخت‌رسان KC-46 Pegasus متعلق به نیروی هوایی آمریکا بر فراز خلیج فارس در حال پرواز است که از امارات متحده عربی به پرواز درآمده است.

@gurd_shah
🇮🇱☣️کانال 12 اسرائیل به نقل از مقامات:
آتش بس ترامپ احتمالا بسیار کوتاه خواهد بود که منطقه را در حالت آماده باش قرار می دهد



@gurd_shah
️سخنگوی وزارت خارجه: هیچ برنامه‌ای برای برگزاری هیچ دیداری بین ما و آمریکا در اسلام‌آباد وجود ندارد و ما پاکستان را از ملاحظات خود مطلع کرده‌ایم



@gurd_shah
نیویورک تایمز:
یکی از پاهای مجتبی خامنه ای قطع شده و در انتظار پای مصنوعیه. همچنان یکی از دستاش از کار افتاده که با جراحی دوباره داره بازیابی میشه. قسمت صورت و لب هاش هم دچار سوختگی شده که فعلا توانایی صحبت نداره تا جراحی پلاستیک بشه.



@gurd_shah
🇮🇷🇵🇰🇺🇸 سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اسماعیل بقایی، گفت که در جریان سفر وزیر امور خارجه ایران به پاکستان، هیچ دیداری میان مقامات ایرانی و آمریکایی برنامه‌ریزی نشده است.
در عوض، ایران قصد دارد دیدگاه‌های خود را از طریق میانجی‌های پاکستانی منتقل کند.

@gurd_shah
🥴2
🇺🇸🇨🇳 دولت ترامپ تحریم‌هایی را علیه یک پالایشگاه بزرگ نفتی چین به نام «هنگلی پتروشیمی» و حدود ۴۰ شرکت کشتیرانی به‌دلیل حمل نفت ایران اعمال کرد.

@gurd_shah
👍4
❤️ شاهزاده رضا پهلوی: قطب‌نمای شکوه جهانی ایران و احیای هویت ملی

شاهزاده رضا پهلوی، به عنوان وارث قانونی سلطنت پهلوی و نمایندۀ میراث فرهنگی و تاریخی ایران، در طول چهار دهۀ گذشته نقش محوری در جنبش‌های آزادی‌خواهانه ایرانیان ایفا کرده است. با تأکید بر اصول آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، ایشان تلاش کرده‌اند تا ایران را به مسیری روشن و آباد هدایت کنند که این تلاش‌ها ایشان را به یک قطب‌نمای بی‌بدیل برای آینده‌ای بهتر تبدیل کرده است. در این متن به هفت محور کلیدی ایشان پرداخته می‌شود و جویندگان بیشتردانی می‌توانند به بخش دوم از دفتر چهارم کتاب «#فیلسوف_شاه_ایرانشهر» و بخش سوم از کتاب «#گفتمان_نسل_شیک_پاسارگادی» مراجعه کنند.

1️⃣ پایبندی به اصول آزادی و دموکراسی

شاهزاده رضا پهلوی از همان آغاز سوگندنامه‌اش در آبان ۱۳۵۹، تعهد خود به آزادی و حاکمیت ملی را نمایان کرده و بر این باور است که مردم ایران باید قادر باشند سرنوشت خود را تعیین کنند و از حقوق مدنی و سیاسی برخوردار باشند. ایشان در بیانیه‌ها و سخنرانی‌های خود همواره بر لزوم تأسیس نظامی دموکراتیک و مبتنی بر قانون تأکید کرده و اشاره می‌کند که تنها با تأسیس یک سیستم سیاسی شفاف و عادلانه می‌توان به خواسته‌های تاریخی و مشروع مردم پاسخ داد.

2️⃣ تعهد به حقوق بشر و عدالت اجتماعی

تعهد شاهزاده رضا پهلوی به حقوق بشر و عدالت اجتماعی به‌عنوان یکی از ارکان اصلی دیدگاه ایشان، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. ایشان بر این باورند که جامعه‌ای پایدار و پیشرفته، تنها در صورتی شکل می‌گیرد که همۀ شهروندان از حقوق و آزادی‌های فردی برخوردار باشند. شاهزاده بارها بر ضرورت ایجاد ساختاری که عدالت اجتماعی و برابری حقوق را تضمین کند تأکید کرده و این تعهد به عدالت اجتماعی به ایشان این امکان را می‌دهد که در میان گروه‌های مختلف جامعه به‌عنوان یک نقطۀ وحدت‌بخش شناخته شوند و همۀ ایرانیان را به سمت هدفی مشترک هدایت نمایند.

3️⃣ ویژگی‌های مدیریتی و رهبری فراجناحی

یکی دیگر از ویژگی‌های بارز شاهزاده رضا پهلوی، مهارت‌های مدیریتی و رهبری فراجناحی ایشان است. ایشان همواره سعی داشته‌اند در تقویت وحدت ملی و کاهش اختلافات میان اقشار مختلف جامعه بکوشند. این رویکرد باعث شده است که وی به‌عنوان یک رهبر ملی شناخته شود که قادر است تنوع‌های اجتماعی و فرهنگی ایران را به یکدیگر نزدیک کند. شاهزاده با اتخاذ سیاست‌های فراجناحی، ایرانیان را به سوی همبستگی و همکاری ترغیب کرده و این دیدگاه، موجب جلب اعتماد بسیاری از مردم و گروه‌های مختلف به ایشان شده است.

4️⃣ تأکید بر آشتی ملی و دوری از کینه‌توزی

شاهزاده رضا پهلوی بر اهمیت ایجاد همبستگی ملی و آشتی میان گروه‌های مختلف تأکید دارد و بر این باور است که بدون وحدت و همبستگی، بر پایه منافع پایدار ملی، ایران نمی‌تواند به پیشرفت و شکوفایی برسد. ایشان همواره به ایرانیان یادآوری می‌کند که باید از کینه‌توزی‌ها و تفرقه‌های داخلی پرهیز کنند و با مهربانی و دیدگاه‌های مثبت، و تنها بر پایۀ منافع پایدار ملی، به یکدیگر نزدیک شوند. این رویکرد به‌عنوان یک جاذبه مهم در شخصیت ایشان، می‌تواند به جمع‌آوری مردم حول یک هدف مشترک کمک کند.

5️⃣ رویکرد پیشرو به اصلاحات اجتماعی و اقتصادی

شاهزاده رضا پهلوی همچنین بر ضرورت اصلاحات در عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی تأکید دارد. ایشان معتقدند که ایران نیازمند تغییرات ساختاری است که رفاه عمومی را ارتقا دهد و جامعه‌ای پیشرو و مترقی ایجاد کند. ایده‌های اصلاحی ایشان به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که به افزایش کیفیت زندگی مردم و ارائۀ فرصت‌های برابر برای همۀ اقشار جامعه منجر شوند. این رویکرد به اصلاحات، تضمین‌کنندۀ آبادانی و رشد پایدار برای ایران است و می‌تواند به تقویت بنیان‌های اقتصادی و اجتماعی کشور کمک کند.

6️⃣ تعاملات بین‌المللی و تقویت جایگاه جهانی ایران

شاهزاده رضا پهلوی بر اهمیت تعاملات سازنده با دیگر کشورها تأکید دارد و خواستار بازگشت ایران به جایگاه شایسته‌اش در عرصه جهانی است. ایشان بر این باورند که ایران می‌تواند با تقویت روابط دوستانه و احترام متقابل، به عنوان یک ملت پرقدرت و با نفوذ شناخته شود. از دیدگاه شاهزاده، تعامل با جهان و برقراری صلح می‌تواند به ایران کمک کند تا شکوه و اعتبار جهانی خود را به دست آورد و به عنوان یک قطب مهم در منطقه و جهان مطرح شود.

7️⃣ تأکید بر هویت و ایران‌گرایی

در نهایت، شاهزاده رضا پهلوی بر هویت ایرانی و افتخار به سنت‌ها و فرهنگ غنی کشور تأکید دارد و به ایرانیان یادآوری می‌کند که با احترام به تاریخ و فرهنگ ملی خود، می‌توانند آینده‌ای درخشان بسازند. این تأکید بر هویت و ایران‌گرایی نه‌تنها احساسات ملی را تقویت می‌کند، بلکه همبستگی ملی و ایجاد یک جامعۀ قوی و پایدار را نیز در پی دارد.

جهان ایرانی
1
قلب آدم تیر می‌کشه این نامه #شاهنشاه_آريامهر به #رضاشاه_دوم رو میخونه خصوصا اونجا که نوشته:
بخاطر زلزله طبس جشن‌های ۴ و ۹ آبان گرفته نمی‌شود تا انشاالله دهات مخروبه زودتر ساخته شود و مردم آسایشی پیدا کنند.
این مرد بزرگ فقط و فقط به فکر آسایش ملتش بود. نسل ناسپاس ۵۷ ملاهای چرک رو به این خانواده ترجیح دادن و نتیجه‌اش این شد که مردمی که در زلزله بم و کرمانشاه خونه‌هاشون رو از دست دادن، بعد اینهمه سال هنوز تو چادر و کانکس دارن زندگی میکنن.
پ‌ن: یکی به بابای #توکا_ساعدی می‌گفت نخیر قربان… هر روز هم مهمونی نبوده. وقتی مردم در مضیقه قرار می‌گرفتن مهمونی و جشن به نفع مردم تعطیل میشده.
#KingRezaPahlavi

🔗 Tara Niazi
1
🇺🇸لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه درباره ایران:🇺🇸

🔻 نتیجه نهایی اینجاست که اونا مسیری برای رسیدن به بمب هسته ای ندارن اونا موشک هایی برای ایجاد وحشت در منطقه و جهان مثل گذشته ندارن‼️‼️

🔻 این یک موفقیت شگفت‌انگیز بوده و پرزیدنت ترامپ درست میگه: عجله نکن درستش کن
اون اولین مردیه که در 47 سال گذشته اونا رو زیر پا گذاشته.

🔴 فقط صبور باشیم‼️
دموکرات ها مصمم هستن که رئیس جمهور ترامپ و نزدیک ترین متحدانشو متوقف کنن
ما به کمک شما برای عقب راندن چپ رادیکال و دفاع از دستور کار آمریکا اول نیاز داریم‼️

🔻 من مفتخر بودم که به عنوان رئیس بودجه سنا به رهبری این مسئولیت کمک کردم، و تا زمانی که
این پیروزی رو برای رئیس جمهور و مردم آمریکا به دست نیاریم دست از کار برنمی دارم‼️

🔻 بخاطر رئیس جمهور ترامپ، ایران دیگه کشور اصلی حامی تروریسم در جهان نیست‼️

🔻 عزم اون باعث میشه من افتخار می کنم که در کنار اون می ایستم‼️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادای احترام یک ژاپنی به دیوار یادبود جاویدنام های ایران
انسانیت زبان مشترک کسانی است که وجدان بیدار دارند
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام نخست‌وزیر نتانیاهو:

«من به شما قول دادم که خاورمیانه را تغییر میدهیم و این دقیقاً همان کاری است که داریم میکنیم.
اول از همه در مورد ایران: مکالمه‌ی فوق‌العاده‌ای با پرزیدنت ترامپ داشتم. او در حال وارد کردنِ فشارهای سنگینِ نظامی و اقتصادی بر روی حکومت ایران است و ما در هماهنگیِ کامل عمل می‌کنیم.

روند صلح تاریخی با لبنان آغاز شده، اما حزب‌الله قصد کارشکنی دارد. ما آزادی عمل کاملِ خود را در برابر هرگونه تهدیدی حفظ کرده‌ایم. دیروز و امروز به آنها ضربه زدیم و تا بازگرداندنِ کامل امنیت به شمال، متوقف نخواهیم شد.»
👍7👏1
نقدی بر دیدگاه‌های آجودانی: تحریف تاریخ ایران و توهمات دلسردکننده مشروطه‌گرایانه


در هنگامه‌ای که ایران در بستر تحولات تاریخی خود، از میان گردبادهای آشوب و نوزایی عبور می‌کند، هیچ‌گاه نباید اجازه داد که تاریخ این سرزمین کهن، دستخوش تحریف و کژفهمی گردد. گفتگوی اخیر دکتر ماشالله آجودانی با علی لیمونادی، کارگردان، روزنامه‌نگار و بنیان‌گذار تلویزیون ایرانیان در لس‌آنجلس، مصداق بارزی از چنین تحریفی است. این گفت‌وگو که بی‌تردید بوی کهنگی و ایدئولوژی شکست‌خورده‌ پنجاه‌وهفتی را با خود حمل می‌کرد، تلاشی بود برای بازتعریف تاریخ مشروطیت و دوران پهلوی بر مبنای نگرشی که نه تنها از درک واقعیت‌های ملی و تاریخی ایران عاجز است، بلکه به وضوح در تضاد با منطق تمدنی و آرمان‌های یک پادشاهی مترقی و دموکراتیک قرار دارد. دکتر آجودانی با اشاره به برخی از تحولات تاریخ ایران، به ویژه دوره مشروطه و پهلوی، نظراتی ارائه کرد که نیازمند تحلیل و بازنگری است و ما درین کوتاه‌نوشت به چهار محور اساسی اشاره می‌کنیم و جویندگان بیشتردانی را به کتاب #فیلسوف_شاه_ایرانشهر و #گفتمان_نسل_شیک_پاسارگادی و #پروژۀ_شکوفایی_ایران ارجاع می‌دهيم.

1⃣مشروطه، نه یک جنبش فرهنگی، بلکه یک چالش سیاسی چندوجهی

مشروطه ایران را بسیاری از مورخان و روشنفکران معاصر، به‌ویژه آجودانی، به‌عنوان یک «جنبش فرهنگی» توصیف کرده‌اند؛ اما این برداشت یک‌سویه و سطحی، نه‌تنها از درک ژرفا و پیچیدگی‌های آن بازمی‌ماند، بلکه نقاب بر واقعیت‌های تلخ آن دوران می‌کشد. انقلاب مشروطه، برخلاف آنچه برخی مدعی‌اند، نه یک جنبش صرفاً فرهنگی، که صحنه‌ای از آمیختگی بی‌سر و سامان میان نیروهای متجدد و واپس‌گرا، میان ملی‌گرایان راستین و بیگانگان، و میان اراده استقلال و سلطه استعماری بود. آنچه تاریخ‌نگاری رسمی از ما پنهان داشته، این است که مشروطه، در بستری از مداخلات داخلی و خارجی، بازیچه قدرت‌هایی شد که ایران را نه به سوی شکوفایی، بلکه به ورطه تفرقه و انحطاط کشاندند.

آنچه آجودانی از آن غفلت می‌ورزد، حضور مستقیم و غیرمستقیم چهره‌هایی چون ادوارد براون و سید جمال‌الدین اسدآبادی است که هر یک به شکلی، در مسیر این نهضت تأثیر نهادند. از سویی، جریان‌های غرب‌گرای وابسته، با ترویج ایده‌های بیگانه، ساختار سنتی و ملی ایران را به چالش کشیدند و از سوی دیگر، روحانیت نجف و وعاظ وابسته، تلاش داشتند که مشروطه را در چارچوب امت‌گرایی خود محدود سازند. نتیجه این تداخل منافع، آن شد که به‌جای استقلال، کشور به میدان تاخت‌وتاز قدرت‌های خارجی بدل گشت و سرانجام در ۱۹۱۷، در شرف تقسیم میان روسیه و بریتانیا قرار گرفت. این حقیقت انکارناپذیر، نه از یک پیروزی فرهنگی، که از شکستی عظیم در عرصه سیاست و ملی‌گرایی حکایت دارد.

اما اگر مشروطه به اضمحلال کشیده شد، پس چه کسی آن را از نو احیا کرد؟ پاسخ روشن است: رضاشاه پهلوی. آنچه سلسله پهلوی پس از انحطاط قاجار بر ایران آورد، نه‌فقط یک تحول همه‌جانبه، بلکه پالایشی اساسی از آلودگی‌های متمم قانون اساسی بود که دستاوردهای مشروطه را به زنجیر کشیده بودند. پهلوی، با اقتدار خود، دست روحانیت را از نظام آموزشی و دادگستری کوتاه کرد، ساختار دولت مدرن را بنیان نهاد و مسیر ایران را از راهِ قهقراییِ واپس‌ماندگی به سوی نوسازی گشود. در حقیقت، مشروطه‌ای که در ۱۲۸۵ خورشیدی نیمه‌جان و ناکام ماند، در دوران پهلوی، جان تازه گرفت و در هیئتی نوین به حیات خود ادامه داد. اما نکته‌ای که تاریخ‌نگاران مغرض عامدانه از آن غافل مانده‌اند، این است که رضاشاه، نه نابودگر مشروطه، بلکه یگانه احیاگر راستین آن بود.

پس باید به روشنی اذعان داشت که اگر ایران امروز هنوز بر جای ایستاده و نام آن در تاریخ جهان جاری است، این نه از صدقه سر مشروطه‌خواهان شکست‌خورده، که از عزم استوار پادشاهی است که کشور را از بحران بیرون کشید و آن را به مرزهای شکوه و عظمت رساند. این همان حقیقتی است که تاریخ‌نگاران باید به رسم امانت، بی‌هیچ لکنت و تردیدی، در سطور خود بنگارند.

ادامه دارد....👇👇👇👇👇
2
2⃣پهلوی‌ها و دیکتاتوری فرضی

آجودانی، همچون برخی دیگر از روشنفکران متزلزل و بی‌بنیاد، به شیوه‌ای موذیانه و دوپهلو از رضاشاه بزرگ و محمدرضاشاه پهلوی به عنوان "پادشاهان توانمند" یاد می‌کند، اما هم‌زمان با زهر دیکتاتوری، شکوه و عظمت اصلاحات آن‌ها را می‌آلاید. این رویکرد متناقض، که هم به خدمات این دو پادشاه بزرگ اذعان دارد و هم آنان را به استبداد متهم می‌سازد، چیزی جز تحریف تاریخ و چشم‌پوشی از واقعیت‌های دوران‌ساز ایران مدرن نیست.
در کتاب "مشروطه ایرانی"، آجودانی رضاشاه را "قهرمان توانمند و مقتدر مشروطیتی" می‌خواند که به زعم او، "دموکراسی در پای درخت استقلال و اقتدار ایران قربانی شده بود". اما در این تحلیل ناقص، آجودانی هرگز به حقیقت بنیادین عصر پهلوی اشاره نمی‌کند: دموکراسی، بدون بسترهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مناسب، هرگز نمی‌توانست در ایران آن زمان به طور پایدار تحقق یابد. این حقیقت را نه تنها تاریخ ایران، بلکه تاریخ تمامی ملت‌هایی که از استبداد سنتی به مدرنیته گذر کرده‌اند، تأیید می‌کند.

به تعبیر فریدون آدمیت در "فکر آزادی"، دموکراسی زمانی امکان‌پذیر است که سه‌گانه: سکولاریسم (تفکیک قدرت دولت از روحانیت)، طبقه متوسط نیرومند و آگاهی عمومی در جامعه مستقر شده باشد. رضاشاه، با عزم و اقتدار بی‌نظیر خود، بنیان این الزامات را در ایران پی‌ریزی کرد. او نه تنها بنیان‌گذار ساختارهای مدرن ایران بود، بلکه با درهم شکستن تار عنکبوت سنت و خرافه، راه را برای ورود ایران به جهان نوین هموار ساخت. اگر چه برخی اصلاحات او با اقتدار همراه بود، اما آیا در جامعه‌ای که قرن‌ها در اسارت جهل و واپس‌گرایی به سر می‌برد، ممکن بود بدون اقتدار، اصلاحات به سرانجامی برسد؟ تاریخ پاسخ این سؤال را داده است: بدون اراده‌ای نیرومند و اصلاحاتی قاطع، کشورها در مرداب کهنگی و افول باقی می‌مانند.

آنچه آجودانی و همفکرانش نادیده می‌گیرند، این است که ایرانِ پیش از دوران پهلوی، در ورطه عقب‌ماندگی مطلق قرار داشت. اصلاحات رضاشاه، که در دوران محمدرضاشاه به اوج خود رسید، همان بستر حیاتی بود که زمینه هرگونه حرکت دموکراتیک پسین را فراهم کرد. چگونه می‌توان حقیقت را واژگون کرد و پادشاهی را که دانشگاه، راه‌آهن، ارتش نوین، قانون‌گذاری مدرن، کشف حجاب، ملی‌گرایی مدرن و بسیاری دیگر از دستاوردهای تمدنی را به ارمغان آورد، با واژه‌ای سبک و نادرست همچون "قلدر" خطاب کرد؟

پهلوی، نه تنها پدر ایران نوین، بلکه پایه‌گذار دموکراسی در مفهوم حقیقی آن بود. اقتدار او، نه برای شخص خود، بلکه برای نجات یک ملت از ورطه نابودی و زایش دوباره آن در قامت یک کشور مدرن بود. آنان که این حقیقت را نمی‌بینند، یا اسیر تعصبات کور هستند یا آگاهانه در مسیر تحریف تاریخ گام برمی‌دارند. ما در عصری ایستاده‌ایم که نه‌تنها بازخوانی، بلکه بازشناسی این حقایق بر همگان واجب است. دوران مماشات با تاریخ‌سازانی که عظمت ایران را به پای تحریف‌های خود قربانی می‌کنند، به سر آمده است. اینک زمان آن است که حقیقت با صلابت بیان شود: پهلوی، افزون بر اینکه معمار ایران نوین و بنیان‌گذار مسیری بود که آینده‌ای شکوه‌مند را برای این سرزمین رقم زد، بلکه پدر دموکراسی ایران نیز بود.

ادامه دارد....👇👇👇👇👇
3⃣معرفی غرض ورزانه از پهلوی‌ها و ایران‌شناسی

در ادامه، آجودانی ادعا می‌کند که رضاشاه بزرگ و محمدرضاشاه پهلوی فاقد درک و شناخت واقعی از فرهنگ ایران بوده است. به نظر می‌رسد که این اظهارنظر، حقیقتی پیچیده‌تر و عمیق‌تر را از آنچه که در ظاهر مشاهده می‌شود، پنهان دارد. واقعیت این است که محمدرضاشاه پهلوی نه تنها نیک‌ترین اندیشمندان ایران را به دور خود گرد آورد، بلکه در ابعاد مختلف تاریخ، فلسفه و فرهنگ ایرانی به جستجوی ریشه‌های اصیل و قدیمی ملت ایران پرداخت و با عزمی راسخ در تلاش بود تا هویت ملی ایران را در دنیای نوین بازآفرینی کند.

محمدرضاشاه، آن‌گونه که باید درک می‌شد، نه تنها یک پادشاه نیک‌خواه و خیرخواه بود، بلکه می‌توان او را فیلسوفی ایرانی به شمار آورد که در آثار مکتوب خود به تحلیل و بررسی ژرفای تاریخ و فرهنگ ایرانی پرداخته است. در کتاب‌های خود، شاهنشاه ایران، علاوه بر تبیین اصول بنیادین حاکمیت، به تأسیس مجدد هویت ایرانی و بازسازی عزت و قدرت ملت ایران در دوران مدرن پرداخته است. این تلاش‌های فلسفی و فکری در راستای دستیابی به شکوه و جلال ایران، بازخوانی تاریخ و فرهنگ این سرزمین کهن بود.

برگزاری جشن‌های هزاره شاهنشاهی، که آجودانی آنها را به غلط "تبلیغاتی بی‌فایده" می‌پندارد، نه تنها یک برنامه فاقد هدف نبوده، بلکه به عنوان حرکتی استراتژیک و هوشمندانه به‌منظور معرفی و تجلیل از تاریخ پرافتخار ایران به جهانیان طراحی شده بود. حقیقت این است که این جشن‌ها هم‌زمان زمینه‌ساز انتشار هزاران کتاب معتبر در زمینه ایران‌شناسی، برگزاری کنگره‌های علمی و معرفی ایران در سطح جهانی شدند. این جشن‌ها نه تنها به تقویت هویت ایرانی کمک کردند، بلکه ایران را در معرض توجه پژوهشگران و دانشمندان از سرتاسر دنیا قرار داد. این یک حرکت برخاسته از شناخت عمیق و فهم حقیقی فرهنگ ایرانی بود که هدف آن به هیچ‌وجه خودنمایی یا صرفاً تجلیل سطحی از گذشته نبود، بلکه در پی احیای افتخار و عظمت ایران در افق‌های جهانی بود.

آجودانی نیک می‌داند که در دوران پهلوی، ایران‌شناسان برجسته‌ای همچون پیرنیا، فروغی، فروزانفر، معین و بسیاری دیگر در زمینه‌های مختلف ایران‌شناسی فعالیت می‌کردند و آثار علمی آنان هنوز هم به عنوان مرجع و سنگ بنای تحقیقاتی در سطح بین‌المللی شناخته می‌شود. این امر گواهی است بر آنکه رضاشاه بزرگ و محمدرضاشاه نه تنها درک عمیقی از تاریخ و فرهنگ ایران داشتند، بلکه با پیگیری اهداف بلندمدت خود، ایران را به عنوان یک قطب علمی و فرهنگی در جهان معاصر معرفی کردند.

بنابراین، آنچه که به نظر می‌رسد یک نقد ساده به سیاست‌های دولت شاهنشاهی ایران است، در واقع از عمق دیدگاه و تلاش‌های خردمندانه‌ای که در راستای احیای هویت ملی و فرهنگی ایران صورت گرفته بود، غفلت می‌کند. محمدرضاشاه پهلوی، به‌عنوان یک پادشاه رنسانس‌خواه، با عزمی راسخ و نگاهی نوین، ایران را به مسیر جدیدی هدایت کرد که نه تنها در سطح داخلی، بلکه در عرصه جهانی نیز اثرات عمیقی به جای گذاشت.

ادامه دارد....👇👇👇👇👇
4⃣تحلیل آینده ایران و نقد ناتمام آینده‌نگری‌ها

آجودانی در بخش دیگری از سخنان خود، در نگاهی به‌ظاهر غم‌انگیز و تیره و در واقع فریبکارانه و ناامیدکننده به آینده ایران اشاره کرده و به طرز غریبی ادعا می‌کند که حتی در صورت سقوط جمهوری اسلامی، وضعیت ایران هیچ‌گونه بهبودی نخواهد یافت. این دیدگاه، که همچون نغمه‌ای نومیدکننده از آینده‌ای بی‌افق به نظر می‌رسد، به وضوح در تناقض با واقعیت‌های موجود و تحولات دگرگون‌کننده‌ای است که در دل سرزمین ایران رخ می‌دهند. حقیقت این است که تاریخ گواهی می‌دهد جنبش‌های مردمی، از آغاز قیام‌ها در پاسارگاد در سال ۱۳۹۵، تا دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸، و جنبش مهسا در ۱۴۰۱ همگی نشانه‌هایی از حرکات عظیم اجتماعی و تغییرات ریشه‌ای در ایران هستند. این رویدادها، که تحت رهبری شاهزاده رضا پهلوی و از سوی نسل‌های نوین ایرانی، به ویژه نسل شیک پاسارگادی، پیش می‌روند، به وضوح بیانگر بیداری ملی و جستجوی مجدد برای آرمان‌های نیکو و ارزشمند ایران باستان است.

آجودانی با نادیده گرفتن این جنبش‌های عظیم و انقلابی که توسط نسل جدید ایران هدایت می‌شود، به نوعی تحولاتی مثبت در آینده ایران را به سخره می‌گیرد. در حالی که این جنبش‌ها نه تنها بیانگر اراده و عزم راسخ ایرانیان برای بازسازی هویت ملی خود هستند، بلکه همچنین شعاری همچون "ایران را پس خواهیم گرفت" را با صدای بلند اعلام می‌کنند. این شعار نه تنها نشانه‌ای از همبستگی ملی است، بلکه گواهی است بر تلاشی مستمر و پیگیر برای بازسازی عزت و عظمت ایران در برابر چالش‌های بزرگ، که خاستگاه آن اندیشه ژرف ملی نسل نوخاسته ایرانی است که آجودانی آن را به‌کلی منکر می‌شود!!

اما در عین حال، در کمال ناباوری، آجودانی نه تنها به این قیام‌ها و جنبش‌های پویا و متمدنانه توجه نمی‌کند، بلکه در اشاره‌ای غیرمنطقی و بی‌پایه، می‌گوید که باید "یقه ملت را بگیریم که چرا نظام جمهوری اسلامی را تحمل و حفظ کرده‌اند." این سخنان، در حالی که تلاش‌های قهرمانانه مردم ایران را نادیده می‌گیرد، به شکلی اغراق‌آمیز و بی‌پاسخ به تمام آن سرکوب‌های وحشیانه و خونینی می‌پردازد که هر قیام و اعتراضی علیه جمهوری اسلامی با آن روبه‌رو بوده است. در واقع، آنچه باید مورد تأمل قرار گیرد، نه تنها مقاومت مردم ایران در برابر ظلم و فساد است، بلکه قدرت و اراده‌ای است که در عمق دل مردم برای تغییر و بازسازی وجود دارد.

آیا این خود نشانه‌ای از روح رنسانس در ایران امروز نیست؟ آیا این حرکت‌ها که با عزمی راسخ از سوی نسل‌های جدید ایرانی پیگیری می‌شود، بیانگر آن نیست که ایران در آستانه تولدی جدید است؟ ایرانی که از دل درد و رنج‌های گذشته، همچون ققنوس دوباره متولد خواهد شد. این روند نشان‌دهنده یک احیای عظیم است، که در آینده‌ای نه چندان دور، ایران را به کشوری پیشرو و تاثیرگذار تبدیل خواهد کرد، کشوری که در آن آزادی، عدالت و هویت ملی جایگاه واقعی خود را خواهد یافت.

نتیجه‌گیری
در پایان، باید به این نکته پرداخته شود که آیا اکنون زمان آن نرسیده است که با توجه به پیشرفت‌های فکری و فرهنگی و اجتماعی که نسل نوین ایران در این سال‌های اخیر به دست آورده، دیدگاه‌ها و مواضع گذشته خود را کنار بگذاریم؟ آیا اکنون وقت آن فرا نرسیده که نظرات سنتی مشروطه‌چی ها و پنجاه‌وهفتی ها را که در گذشته مانع پیشرفت واقعی ایران شده‌اند، کنار بگذاریم و به جای تکیه بر مفاهیم کهنه‌ای چون "پادشاهی مشروطه"، از ایده‌ی نوین "پادشاهی دموکراتیک" سخن بگوییم؟ به نظر می‌رسد که ایران اکنون در مسیری قرار گرفته است که می‌تواند به تجدید حیات ملی و فرهنگی خود بپردازد و با اتکا به دستاوردهای علمی و نوآوری‌های اجتماعی، بر قدرت تاریخی خود بیفزاید.

بدون شک، در تاریخ ایران، دوره‌های مختلفی از آزمایش و خطا وجود داشته است؛ اما اکنون که با گشایش‌های جدید در عرصه‌های مختلف جهانی روبرو هستیم، باید به تحلیل دقیق‌تر و نوینی از وضعیت کنونی پرداخته و از مفاهیم سنتی و ناموفق گذشته عبور کنیم. ایران در حال تجربه یک رنسانس ملی است؛ رنسانسی که باید از گذشته‌های پر از بحران‌ها و شکست‌ها عبور کند و به سمت یک هویت ملی جدید، مبتنی بر اصول پیشرفته و مدرن، حرکت نماید.

در حالی که بسیاری هنوز به تکیه بر ایده‌های قدیمی و اصلاحات نیمه‌تمام گذشته ادامه می‌دهند، آیا نمی‌توان به جای تکرار اشتباهات گذشته، به سمت تحولی جامع‌تر و اصولی‌تر گام برداریم؟ ایران باید از پیچیدگی‌های تاریخ خود درس بگیرد و در عین حال، به سمت آینده‌ای مستقل و روشن حرکت کند. آنچه که امروز بیش از هر زمان دیگری ضروری است، تفکر در مورد پادشاهی دموکراتیک است؛ شکلی از حکمرانی که نه تنها اصالت تاریخی ایران را حفظ می‌کند، بلکه به آزادی، عدالت و پیشرفت در تمام عرصه‌ها کمک خواهد کرد.


✍️جهان_ایرانی
5