دو نفر از معترضان دی ماه گیشا، اعدام شدند
خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه جهموری اسلامی با "کودتا" خوندن اعتراضات دی ماه نوشته:
"مهرداد محمدینیا فرزند محرم و اشکان مالکی فرزند علی، از عوامل اصلی آتشزدن مسجد جعفری در محله کوی نصر تهران که اقدام به تخریب و آتشزدن مسجد، تخریب اموال عمومی، درگیری با مأموران حافظان امنیت، انسداد خیابانها و ممانعت از عبور و مرور مردم کرده بودند، پس از دستگیری، رسیدگی قضایی و تأیید حکم در دیوان عالی کشور" با دار زدن اعدام شدند😭😭
پ،ن: جمهوری اسلامی در حال سرنگونی ست و به پایان عمر خودش بسیار نزدیک شده و هر چه بیشتر به ساعات پایانی نزدیک تر میشه بیشتر تلاش میکنه اعدام های دهه ۶۰ رو تکرار کنه تا شاید با جنایات خودش باعث تاخیر در سرنگونی بشه...
اما زهی خیال باطل
@gurd_shah
خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه جهموری اسلامی با "کودتا" خوندن اعتراضات دی ماه نوشته:
"مهرداد محمدینیا فرزند محرم و اشکان مالکی فرزند علی، از عوامل اصلی آتشزدن مسجد جعفری در محله کوی نصر تهران که اقدام به تخریب و آتشزدن مسجد، تخریب اموال عمومی، درگیری با مأموران حافظان امنیت، انسداد خیابانها و ممانعت از عبور و مرور مردم کرده بودند، پس از دستگیری، رسیدگی قضایی و تأیید حکم در دیوان عالی کشور" با دار زدن اعدام شدند😭😭
پ،ن: جمهوری اسلامی در حال سرنگونی ست و به پایان عمر خودش بسیار نزدیک شده و هر چه بیشتر به ساعات پایانی نزدیک تر میشه بیشتر تلاش میکنه اعدام های دهه ۶۰ رو تکرار کنه تا شاید با جنایات خودش باعث تاخیر در سرنگونی بشه...
اما زهی خیال باطل
@gurd_shah
🕊51😢33🤬19❤8👍1🔥1
حساب دقیقش را ندارم. ظرف چند دقیقه کف خیابان و پیادهرو پر از خون بود و جنازه. فضا پر از فریاد بود و ناله و جیغ. بیشتر از ۱۰ نفر جلوی چشمان خودم گلوله خوردند و بر زمین افتادند. جوان و پیر، زن و مرد.
قطعا بیشتر بود. خیلی بیشتر. پشت سرم را نمیتوانستم نگاه کنم تا تعداد زخمی و کشتهها را ببینم.
حدود ۱۵۰متر با یک کوچه فاصله داشتیم و در چندثانیهای که این مسافت را دویدیم، این تعداد را به چشم خودم دیدم که جلوی چشمم گلوله خوردند.
شلیک کور، با رگبار، به میان جمعیت متراکم؛ "شلیک به مردم ایران".
چند متر مانده به کوچه، یک نفر سر همان کوچه گلوله خورد. دوستش برگشت یک دستش را گرفت و منم رسیدم و دست دیگرش را گرفتم و کشیدیمش داخل کوچه.
درِ یک خانه باز شد و خانمی (چادری بود) داد زد "بیاید تو"
اون جوانی که زخمی شده بود (بیشتر از بیست و دو سه سال نداشت - گلوله به رانش خورده بود) را تا جلوی در آن خانه بردیم چند نفر دیگر هم آمدند کمک، تحویل آنها دادم بردند داخل خانه اما خودم داخل نرفتم.
به تاریکی داخل کوچه دویدم و خیلیهای دیگر هم مشغول همین کار بودند.
وسطهای کوچه هستهای چند ده نفره از جوانترها آتش روشن کردند و فریادکشان مشغول تشجیع همدیگر و برنامهریزی برای مقابله شدند. مقابله با سرکوبگرهای تا دندان مسلح، با دست خالی و نهایتا سنگ و چندتایی هم چوب و تیرک تابلوهای راهنمایی و جدول خیابان و آجر و...
سنگرشان هم دو سه تا سطل آشغال فلزی بود و خلاص.
خودشان بودند و شجاعت و وطنپرستی.
یکیشان فریاد میزد: "من بر نمیگردم خونه. زندگیای ندارم که بخوام بهش برگردم. هرچی داشتیم و نداشتیم رو ج.ا ازمون گرفته. کجا برگردیم؟ امشب یا میمیریم یا پیروز میشیم".
کنارشون موندم.
از ابتدا هم مشخص بود آنجا ماندن با دست خالی نتیجهای نخواهد داشت. اما خشم و عصبانیت از کشتار مردم توسط رژیم و امیدی که زیاد بودن تعدادمان به ما داده بود اجازهی فرار نمیداد.
اونجا بود که فهمیدم خیلیهای دیگه از بچهها هم همان روز وصیتنامهشان را نوشتهاند و به خیابان آمدهاند.
واقعا اینبار همهچیز متفاوت بود.
صدای شلیکها در پسزمینه قطع نمیشد. رگبار مسلسل بود و صدای جیغ و فریاد.
نیاز به دانش نظامی خاصی نبود تا بفهمی بیش از ۲۰-۳۰ اسلحه بیوقفه درحال شلیک بودند.
از صدای شلیکها و موتورها میشد فهمید که وضعیت سایر کوچهها هم مشابه کوچه ماست.
صدای شلیکها رفته رفته نزدیکتر میشد تا موتوریهایشان به سر کوچهی ما رسیدندند. حدود ۲۰موتور دوترکه. سر کوچه ایستادند. چند اشکآور سمتمان انداختند و ۷-۸تاشون جدا شدند وارد کوچه شدند و بقیه به راهشان ادامه دادند. به محض ورود، بچهها به سمتشان سنگ پرتاب کردند و آنها هم شروع به تیراندازی کردند. دوباره هم به سمت مردم. جرات آمدن به وسط کوچه را نداشتند. همان اوایل کوچه ایستاده بودند و شلیک کور میکردند. هم به سمت ما و هم به پنجره و پشتبامهایی که مردمی از آنجا شعار میدادند یا سنگ به سرکوبگرها میزدند.
حقیقتا دقایق عجیب و نفسگیری بود. بغض و اشکآور گلویت را فشار میداد و همزمان فریاد میزدی. هموطنانت جلوی چشمت گلوله میخوردند و بر زمین میافتادند و نمیدانستی آیا خودت سالمی یا گلوله خوردهای و حالیات نشده، یا اصلا نفر بعدی که بر زمین خواهد افتاد، خودت هستی، و هزار فکر دیگر.
جمعیتمان در کوچه را خیلی سریع لت و پار کردند. با دست خالی چطور میتوانستیم در برابرشان مقابله کنیم.
گلوله میآمد و نفیرش را بیخ گوش و بالای سرم بهوضوح میشنیدم.
زنده ماندن یا گلوله خوردن در آن شب فقط به شانس و اقبال ربط داشت، نه هیچ چیز دیگر.
مردمی که گلوله خوردند هیچ فرقی، مطلقا هیچ فرقی با بقیهمان نداشتند.
جمعی از مامعجزهوار سالم ماندیم و جمعی دیگر، نه. جمعی که هر کدامشان یکی از ملت ایران بودند که بی هیچ تمایزی در مسیر گلولهی ناکسان مردمکش ج.ا قرار گرفتند و جان شریفشان را از دست دادند.
مابقی شب تا ساعت حدود ۲ که بالاخره توانستم به خانه برسم را نیازی به تعریف کردنش نیست چون این متن اصلا در مورد خودم نیست. واقعیتِ حضور و رشادت و شجاعت و مظلومیت مردمم را میخواهم روایت کنم. هرچند که حقیقتا در کلام قابل بازگو کردن نیست و من هم روایتگر و سخنور قهاری نیستم.
آن شب (تا جایی که من میشنیدم) تا ساعت ۲:۳۰ صدای شلیکها میآمد. تا ساعت ۱:۰۰ شدید و ممتد بود و بعد از آن پراکنده و گاهگاه.
فقط هم اسلحه گرم نبود. قمه و تبر و دشنه هم دست سرکوبگرها دیدم و زدنِ مردم بیدفاع با آنها را هم....
🔗 patrick_jane77
📲 @gurd_shah
قطعا بیشتر بود. خیلی بیشتر. پشت سرم را نمیتوانستم نگاه کنم تا تعداد زخمی و کشتهها را ببینم.
حدود ۱۵۰متر با یک کوچه فاصله داشتیم و در چندثانیهای که این مسافت را دویدیم، این تعداد را به چشم خودم دیدم که جلوی چشمم گلوله خوردند.
شلیک کور، با رگبار، به میان جمعیت متراکم؛ "شلیک به مردم ایران".
چند متر مانده به کوچه، یک نفر سر همان کوچه گلوله خورد. دوستش برگشت یک دستش را گرفت و منم رسیدم و دست دیگرش را گرفتم و کشیدیمش داخل کوچه.
درِ یک خانه باز شد و خانمی (چادری بود) داد زد "بیاید تو"
اون جوانی که زخمی شده بود (بیشتر از بیست و دو سه سال نداشت - گلوله به رانش خورده بود) را تا جلوی در آن خانه بردیم چند نفر دیگر هم آمدند کمک، تحویل آنها دادم بردند داخل خانه اما خودم داخل نرفتم.
به تاریکی داخل کوچه دویدم و خیلیهای دیگر هم مشغول همین کار بودند.
وسطهای کوچه هستهای چند ده نفره از جوانترها آتش روشن کردند و فریادکشان مشغول تشجیع همدیگر و برنامهریزی برای مقابله شدند. مقابله با سرکوبگرهای تا دندان مسلح، با دست خالی و نهایتا سنگ و چندتایی هم چوب و تیرک تابلوهای راهنمایی و جدول خیابان و آجر و...
سنگرشان هم دو سه تا سطل آشغال فلزی بود و خلاص.
خودشان بودند و شجاعت و وطنپرستی.
یکیشان فریاد میزد: "من بر نمیگردم خونه. زندگیای ندارم که بخوام بهش برگردم. هرچی داشتیم و نداشتیم رو ج.ا ازمون گرفته. کجا برگردیم؟ امشب یا میمیریم یا پیروز میشیم".
کنارشون موندم.
از ابتدا هم مشخص بود آنجا ماندن با دست خالی نتیجهای نخواهد داشت. اما خشم و عصبانیت از کشتار مردم توسط رژیم و امیدی که زیاد بودن تعدادمان به ما داده بود اجازهی فرار نمیداد.
اونجا بود که فهمیدم خیلیهای دیگه از بچهها هم همان روز وصیتنامهشان را نوشتهاند و به خیابان آمدهاند.
واقعا اینبار همهچیز متفاوت بود.
صدای شلیکها در پسزمینه قطع نمیشد. رگبار مسلسل بود و صدای جیغ و فریاد.
نیاز به دانش نظامی خاصی نبود تا بفهمی بیش از ۲۰-۳۰ اسلحه بیوقفه درحال شلیک بودند.
از صدای شلیکها و موتورها میشد فهمید که وضعیت سایر کوچهها هم مشابه کوچه ماست.
صدای شلیکها رفته رفته نزدیکتر میشد تا موتوریهایشان به سر کوچهی ما رسیدندند. حدود ۲۰موتور دوترکه. سر کوچه ایستادند. چند اشکآور سمتمان انداختند و ۷-۸تاشون جدا شدند وارد کوچه شدند و بقیه به راهشان ادامه دادند. به محض ورود، بچهها به سمتشان سنگ پرتاب کردند و آنها هم شروع به تیراندازی کردند. دوباره هم به سمت مردم. جرات آمدن به وسط کوچه را نداشتند. همان اوایل کوچه ایستاده بودند و شلیک کور میکردند. هم به سمت ما و هم به پنجره و پشتبامهایی که مردمی از آنجا شعار میدادند یا سنگ به سرکوبگرها میزدند.
حقیقتا دقایق عجیب و نفسگیری بود. بغض و اشکآور گلویت را فشار میداد و همزمان فریاد میزدی. هموطنانت جلوی چشمت گلوله میخوردند و بر زمین میافتادند و نمیدانستی آیا خودت سالمی یا گلوله خوردهای و حالیات نشده، یا اصلا نفر بعدی که بر زمین خواهد افتاد، خودت هستی، و هزار فکر دیگر.
جمعیتمان در کوچه را خیلی سریع لت و پار کردند. با دست خالی چطور میتوانستیم در برابرشان مقابله کنیم.
گلوله میآمد و نفیرش را بیخ گوش و بالای سرم بهوضوح میشنیدم.
زنده ماندن یا گلوله خوردن در آن شب فقط به شانس و اقبال ربط داشت، نه هیچ چیز دیگر.
مردمی که گلوله خوردند هیچ فرقی، مطلقا هیچ فرقی با بقیهمان نداشتند.
جمعی از مامعجزهوار سالم ماندیم و جمعی دیگر، نه. جمعی که هر کدامشان یکی از ملت ایران بودند که بی هیچ تمایزی در مسیر گلولهی ناکسان مردمکش ج.ا قرار گرفتند و جان شریفشان را از دست دادند.
مابقی شب تا ساعت حدود ۲ که بالاخره توانستم به خانه برسم را نیازی به تعریف کردنش نیست چون این متن اصلا در مورد خودم نیست. واقعیتِ حضور و رشادت و شجاعت و مظلومیت مردمم را میخواهم روایت کنم. هرچند که حقیقتا در کلام قابل بازگو کردن نیست و من هم روایتگر و سخنور قهاری نیستم.
آن شب (تا جایی که من میشنیدم) تا ساعت ۲:۳۰ صدای شلیکها میآمد. تا ساعت ۱:۰۰ شدید و ممتد بود و بعد از آن پراکنده و گاهگاه.
فقط هم اسلحه گرم نبود. قمه و تبر و دشنه هم دست سرکوبگرها دیدم و زدنِ مردم بیدفاع با آنها را هم....
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Sheldon (@patrick_jane77) on X
حساب دقیقش را ندارم. ظرف چند دقیقه کف خیابان و پیادهرو پر از خون بود و جنازه. فضا پر از فریاد بود و ناله و جیغ. بیشتر از ۱۰ نفر جلوی چشمان خودم گلوله خوردند و بر زمین افتادند. جوان و پیر، زن و مرد.
قطعا بیشتر بود. خیلی بیشتر. پشت سرم را نمیتوانستم نگاه کنم…
قطعا بیشتر بود. خیلی بیشتر. پشت سرم را نمیتوانستم نگاه کنم…
😢39🤬7❤6🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⏺مراد ویسی داشت میگفت که اگه نیروهای سرکوبگر اسلحهشون رو زمین بذارن یه مادری... که خیلی قشنگ جمعش کرد
@gurd_shah
@gurd_shah
❤52😁15👏8🔥1
🚨🚨سنتکام رسما تائید کرد صبح امروز مراکز نگهداری و استفاده پهباد های سپاه پاسداران در جنوب کشور را نابود کرده است
@gurd_shah
@gurd_shah
👏65❤5
بقایی:
آتشبس در لبنان بخش جداییناپذیر هر آتشبس و هر توافق نهایی برای پایان جنگ است.
تنها رژیم صهیونیستی نیست که به این شکل نقض گسترده آتشبس را مرتکب میشود. آمریکا نیز در منطقه ما به نقض آتشبس میپردازد.
ما در اتخاذ هر اقدامی که برای دفاع از امنیت ملی ایران و دفاع از وضعیتی که معتقدیم امنیت ایران و امنیت منطقه را تأمین و تضمین میکند، لازم بدانیم، تردید نخواهیم کرد
@gurd_shah
آتشبس در لبنان بخش جداییناپذیر هر آتشبس و هر توافق نهایی برای پایان جنگ است.
تنها رژیم صهیونیستی نیست که به این شکل نقض گسترده آتشبس را مرتکب میشود. آمریکا نیز در منطقه ما به نقض آتشبس میپردازد.
ما در اتخاذ هر اقدامی که برای دفاع از امنیت ملی ایران و دفاع از وضعیتی که معتقدیم امنیت ایران و امنیت منطقه را تأمین و تضمین میکند، لازم بدانیم، تردید نخواهیم کرد
@gurd_shah
👍14🥴9❤2😁2🤬1
⏺رئیس کمیسیون تحول اتاق تهران: هرچقدر پیگیری کردیم توضیحاتی بابت محدودیت های جدید اینترنت به ما داده نشد. گویا اینترنت جدید به این شکله و به همین شکل ضعیف باقی میمونه
@gurd_shah
@gurd_shah
👍16🤬12
😁43👍14👏5
🇺🇸🇺🇸🇮🇷 بیانیه رسمی سنتکام:
تامپا، فلوریدا — فرماندهی مرکزی آمریکا در چارچوب دفاع از خود، حملاتی علیه سایتهای رادار و فرماندهی و کنترل پهپادهای ایران در «گورک» و جزیره قشم ایران در آخر این هفته انجام داد.
@gurd_shah
تامپا، فلوریدا — فرماندهی مرکزی آمریکا در چارچوب دفاع از خود، حملاتی علیه سایتهای رادار و فرماندهی و کنترل پهپادهای ایران در «گورک» و جزیره قشم ایران در آخر این هفته انجام داد.
@gurd_shah
🔥33👏8❤3
🇺🇸📞🇮🇱🇱🇧 «مارکو روبیو»، وزیر امور خارجه آمریکا، درباره تلاشهای دیپلماتیک میان لبنان و اسرائیل با رئیسجمهور لبنان «جوزف عون» و نخستوزیر اسرائیل «بنیامین نتانیاهو» گفتگو کرده است. این خبر را الجزیره به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داده است.
@gurd_shah
@gurd_shah
👍27😁1
⏺📞 الجزيره:
واشنگتن یک طرح پیشنهاد کرده که بر اساس آن، گروه حزبالله حملات خود به اسرائیل را متوقف کند، در مقابل اینکه اسرائیل از تشدید تنشها در بیروت خودداری کند؛ با هدف کاهش تدریجی تنشها و رسیدن به یک آتشبس واقعی و جامع.
+حرفی از عقب نشینی اسرائیل زده نشده تنها راجب محدودیت حملات گفت و گو شده.
@gurd_shah
واشنگتن یک طرح پیشنهاد کرده که بر اساس آن، گروه حزبالله حملات خود به اسرائیل را متوقف کند، در مقابل اینکه اسرائیل از تشدید تنشها در بیروت خودداری کند؛ با هدف کاهش تدریجی تنشها و رسیدن به یک آتشبس واقعی و جامع.
+حرفی از عقب نشینی اسرائیل زده نشده تنها راجب محدودیت حملات گفت و گو شده.
@gurd_shah
👍22😁1
🇮🇱🇱🇧 بیانیه مشترک از سوی نخستوزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو و وزیر دفاع اسرائیل کاتس:
@gurd_shah
در پی ادامه نقضهای آتشبس توسط حزبالله و حملات آن به شهرها و غیرنظامیان اسرائیلی، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، و اسرائیل کاتس، وزیر دفاع، به ارتش اسرائیل دستور دادهاند تا اهداف «تروریستی» را در منطقه ضاحیه بیروت هدف قرار دهد.
@gurd_shah
❤25👏5
❤️ به گفته شبکه ۱۴ اسرائیل، ارتش اسرائیل بهزودی انتظار میرود دستورهای تخلیه گسترده تری در حومه جنوبی بیروت صادر کند.
@gurd_shah
@gurd_shah
❤31👏6
❤34👍9🔥1
🇮🇱 اسرائیل به فارسی خطاب به گوترش دبیر کل سازمان ملل:
برخی با عزت و احترام از سمت خود کنارهگیری میکنند، در حالی که برخی دیگر با رفتن، لکه ننگ و شرمساری دائمی از خود به جا میگذارند.
@gurd_shah
برخی با عزت و احترام از سمت خود کنارهگیری میکنند، در حالی که برخی دیگر با رفتن، لکه ننگ و شرمساری دائمی از خود به جا میگذارند.
@gurd_shah
👍64👌10❤2💯2
📢 نیویورک تایمز به عنوان یکی از دموکرات ترین رسانه های آمریکا نوشت:
ارتش نیروی دریایی ایالاتمتحده آمریکا موفق شد ٧٠ کشتی را با موفقیت از تنگه هرمز عبور دهد.
@gurd_shah
ارتش نیروی دریایی ایالاتمتحده آمریکا موفق شد ٧٠ کشتی را با موفقیت از تنگه هرمز عبور دهد.
@gurd_shah
👍32❤3😁2