انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
سمینار طاق پتکانه پیدایش، توسعه و تکامل ۸اسفندماه۱۳۹۵ #سمینار #پتکانه #هادی_صفاییپور
متعاقب #سمینار پیشین با موضوع «مقرنس»، اینک انجمن علمی مطالعات معماری ایران جلسهای را به «پتکانه» اختصاص داد.
«بر اساس تعریفی اولیه، #پتکانه نوعی گوشهسازی و شامل چند ردیف طاقچه (تاسه) است که روی هم سوار میشوند و جلو میآیند. توسعه و تکامل این اندام منجر به شکلگیری یکی از طاقهای جالب و پیچیدۀ ایرانی به نام پتکانه شده است که بهدلیل شباهت با برخی دیگر از گونههای طاقی و پوششهای تزئینی، کمتر بهعنوان پوششی مستقل به آن پرداخته شده است.»
پرسشهای بسیاری دربارۀ ریشههای تاریخی پیدایش این عنصر معماری ایرانی و همچنین خصوصیات هندسی و سازهای آن مطرح است که پاسخ بسیاری از این سؤالات هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. در این نشست نتایج کار پژوهشی دکتر هادی صفاییپور در زمینۀ پیدایش و توسعه و تکامل طاق پتکانه در اختیار مخاطبان و علاقهمندان این حوزه قرار خواهد گرفت.
#هادی_صفاییپور استادیار مرکز مستندنگاری و مطالعات معماری ایران دانشکدۀ معماری و شهرسازی دانشگاه شهیدبهشتی تهران است. تدوین کتاب «معماری ایرانی: نیارش» دکتر غلامحسین معماریان کار او بوده و نیز مدخل «خانههای یمن» از دانشنامۀ جهان اسلام هم تألیف اوست. مقالۀ «فهم چیستی پوشش پتکانه از طریق تحلیل نمونههای نخستین درمعماری ایران» مقالۀ دکتر صفاییپور دربارۀ پتکانههاست که در همراهی با غلامحسین معماریان و محمدرضا بمانیان نوشته شده است.
@Koubeh
«بر اساس تعریفی اولیه، #پتکانه نوعی گوشهسازی و شامل چند ردیف طاقچه (تاسه) است که روی هم سوار میشوند و جلو میآیند. توسعه و تکامل این اندام منجر به شکلگیری یکی از طاقهای جالب و پیچیدۀ ایرانی به نام پتکانه شده است که بهدلیل شباهت با برخی دیگر از گونههای طاقی و پوششهای تزئینی، کمتر بهعنوان پوششی مستقل به آن پرداخته شده است.»
پرسشهای بسیاری دربارۀ ریشههای تاریخی پیدایش این عنصر معماری ایرانی و همچنین خصوصیات هندسی و سازهای آن مطرح است که پاسخ بسیاری از این سؤالات هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. در این نشست نتایج کار پژوهشی دکتر هادی صفاییپور در زمینۀ پیدایش و توسعه و تکامل طاق پتکانه در اختیار مخاطبان و علاقهمندان این حوزه قرار خواهد گرفت.
#هادی_صفاییپور استادیار مرکز مستندنگاری و مطالعات معماری ایران دانشکدۀ معماری و شهرسازی دانشگاه شهیدبهشتی تهران است. تدوین کتاب «معماری ایرانی: نیارش» دکتر غلامحسین معماریان کار او بوده و نیز مدخل «خانههای یمن» از دانشنامۀ جهان اسلام هم تألیف اوست. مقالۀ «فهم چیستی پوشش پتکانه از طریق تحلیل نمونههای نخستین درمعماری ایران» مقالۀ دکتر صفاییپور دربارۀ پتکانههاست که در همراهی با غلامحسین معماریان و محمدرضا بمانیان نوشته شده است.
@Koubeh
جلسۀ گفتوگوی از «معماری ایرانی چه میخواهیم بدانیم و چرا»
۱۵اسفندماه۱۳۹۵
#گفتوگو #معماری_ایرانی #محمدرضا_حائری_مازندرانی
@Anjoman_Motaleat
۱۵اسفندماه۱۳۹۵
#گفتوگو #معماری_ایرانی #محمدرضا_حائری_مازندرانی
@Anjoman_Motaleat
Forwarded from کوبه
در روز یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۵، انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران برگزارکنندهٔ نشستی با عنوان «از معماری ایران چه میخواهیم بدانیم و چرا؟» با سخنرانی محمدرضا حائری مازندرانی، معمار و شهرساز است.
محمدرضا حائری تحصیلات خود را در سال ۱۳۵۰-۱۳۵۱با تمرکز بر بررسیهای میدانی معماری و شهرسازی تهران و کاشان و فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۵۲ در دو حوزۀ معماری و شهرسازی آغاز کرد. او محقق مدعو در برنامۀ معماری اسلامی آقاخان در دانشگاههای هاروارد و امآیتی بوده است و در سال ۱۳۸۰ استودیوی مما (کارگاه معماری معاصر ایران) را تأسیس کرد. حائری از سال ۱۳۸۳ نیز مدیرمسئول و سردبیر نشریۀ شهرشناسی ایران با نام مجلۀ «اندیشۀ ایرانشهر» است. کتابهای زیادی از وی منتشر شده که از میان آنها میتوان به «قنات در ایران»، «نقش فضا در معماری ایران»، «خانه، فرهنگ و طبعیت در معماری ایران» و «فرهنگ صلح در معماری ایران» اشاره کرد.
این نشست از ساعت ۱۰:۳۰ در نگارخانۀ دانشکدۀ معماری دانشگاه تهران آغاز میشود.
مهندس حائری متن زیر را دربارۀ نشست پیشِرو به «کوبه» ارسال کردهاند:
«در مسیر شناخت معماری ایران گامهایی برداشته شده و گامهای بسیاری باقی مانده است؛ گامهایی که باید دریچههای تازهتری را برای معاصرشدن معماری امروز و آیندۀ ایران بگشایند.
معماری معاصر ایران عبارتی است که مصداق بیرونی ندارد، چرا که در کشور ما هنوز معماری به یک جریان اجتماعی بدل نشده است و بیشتر آنچه ساخته می شوند وارد ساحَت معماری نمیشوند.
مراد از معماری معاصر ایران، تحقیق سازمانیابی آگاهانۀ فضا مبتنیبر شناخت سرزمین و شیوۀ زندگی امروز مردم ایران، بهرهمندی از سرمایههای فرهنگی با تکیه بر دانش بومی معماری ایران و دانش جهانی است.
اگر پرسیده شود که «آیا برای معاصر شدن معماری ایران باید به گذشته بازگشت؟» پاسخ منفی است. برای معاصر شدن معماری ایران شناخت گذشته ضروریست، امّا شناخت گذشته، بازگشت به گذشته نیست. بازگشت به گذشته ممکن نیست و اگر به هر طریقی به گذشته بازگردیم، جز تقلید صوری چیزی عاید نخواهد شد. زمانه دگر گشت و ما مردمان نیز دگر شدهایم، شناخت گذشته این امکان را فراهم میکند که به سوی آینده برویم، دیگر بشویم، اما «دیگری» نشویم.
معماری ایران طاق و گنبد و کاشی فیروزهای نیست. معماری ایران دانشی است گسترده که هنوز بخش زیادی از آن ناشناخته مانده است. برای حضور در عرصههای ملی و جهانی، شناخت ابعاد گستردۀ معماری ایران ضروریست.»
حضور در این نشست برای علاقهمندان آزاد است.
@Koubeh
محمدرضا حائری تحصیلات خود را در سال ۱۳۵۰-۱۳۵۱با تمرکز بر بررسیهای میدانی معماری و شهرسازی تهران و کاشان و فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۵۲ در دو حوزۀ معماری و شهرسازی آغاز کرد. او محقق مدعو در برنامۀ معماری اسلامی آقاخان در دانشگاههای هاروارد و امآیتی بوده است و در سال ۱۳۸۰ استودیوی مما (کارگاه معماری معاصر ایران) را تأسیس کرد. حائری از سال ۱۳۸۳ نیز مدیرمسئول و سردبیر نشریۀ شهرشناسی ایران با نام مجلۀ «اندیشۀ ایرانشهر» است. کتابهای زیادی از وی منتشر شده که از میان آنها میتوان به «قنات در ایران»، «نقش فضا در معماری ایران»، «خانه، فرهنگ و طبعیت در معماری ایران» و «فرهنگ صلح در معماری ایران» اشاره کرد.
این نشست از ساعت ۱۰:۳۰ در نگارخانۀ دانشکدۀ معماری دانشگاه تهران آغاز میشود.
مهندس حائری متن زیر را دربارۀ نشست پیشِرو به «کوبه» ارسال کردهاند:
«در مسیر شناخت معماری ایران گامهایی برداشته شده و گامهای بسیاری باقی مانده است؛ گامهایی که باید دریچههای تازهتری را برای معاصرشدن معماری امروز و آیندۀ ایران بگشایند.
معماری معاصر ایران عبارتی است که مصداق بیرونی ندارد، چرا که در کشور ما هنوز معماری به یک جریان اجتماعی بدل نشده است و بیشتر آنچه ساخته می شوند وارد ساحَت معماری نمیشوند.
مراد از معماری معاصر ایران، تحقیق سازمانیابی آگاهانۀ فضا مبتنیبر شناخت سرزمین و شیوۀ زندگی امروز مردم ایران، بهرهمندی از سرمایههای فرهنگی با تکیه بر دانش بومی معماری ایران و دانش جهانی است.
اگر پرسیده شود که «آیا برای معاصر شدن معماری ایران باید به گذشته بازگشت؟» پاسخ منفی است. برای معاصر شدن معماری ایران شناخت گذشته ضروریست، امّا شناخت گذشته، بازگشت به گذشته نیست. بازگشت به گذشته ممکن نیست و اگر به هر طریقی به گذشته بازگردیم، جز تقلید صوری چیزی عاید نخواهد شد. زمانه دگر گشت و ما مردمان نیز دگر شدهایم، شناخت گذشته این امکان را فراهم میکند که به سوی آینده برویم، دیگر بشویم، اما «دیگری» نشویم.
معماری ایران طاق و گنبد و کاشی فیروزهای نیست. معماری ایران دانشی است گسترده که هنوز بخش زیادی از آن ناشناخته مانده است. برای حضور در عرصههای ملی و جهانی، شناخت ابعاد گستردۀ معماری ایران ضروریست.»
حضور در این نشست برای علاقهمندان آزاد است.
@Koubeh
انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
جلسۀ گفتوگوی از «معماری ایرانی چه میخواهیم بدانیم و چرا» ۱۵اسفندماه۱۳۹۵ #گفتوگو #معماری_ایرانی #محمدرضا_حائری_مازندرانی @Anjoman_Motaleat
Audio
صوت گفتوگوی «از معماری ایرانی چه میخواهیم بدانیم و چرا»
@Anjoman_Motaleat
@Anjoman_Motaleat
کوبه
Photo
دوشنبه ۱۱اردیبهشت۱۳۹۶، در نگارخانۀ دانشکدۀ هنرهای تجسمی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، مهندس حمید نوحی سخنران سمیناری با عنوان «فلسفۀ ساخت» بود. حمید نوحی متولد ۱۳۲۳ خورشیدی در اصفهان است. دوران دبستان و دبیرستان را هر سه سال در یک منطقه از ایران سپری کرد و بهلطف این جابهجاییها، با استاد شریعتی (پدر دکتر) و احمدزادهها در مشهد و با آیتالله طالقانی، مهندس بازرگان، دکتر سحابی و بسیاری از بزرگان جامعۀ روشنفکران مذهبی ایران همسخن و همسفره شد.
نوحی در سال ۱۳۴۸ در رشتۀکارشناسیارشد معماری از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. او سپس در سال ۱۹۷۶ میلادی مدرک دیپلم مطالعات پیشرفتۀ «شهرسازی و آمایش سرزمین» را از دانشگاه کرتی (پاریس دوازدهم) دریافت کرد و در سال ۱۹۸۰ رسالۀ دکترای ناتمام خود را در رشتۀ جامعهشناسی با موضوع «توسعۀ جمعیتی در شهر تهران» در آرشیو مرکزی رسالههای دکتری در دانشگاه نانتر پاریس ثبت کرد. او هماکنون هیئتعلمی دانشکدۀ معماری و شهرسازی دانشگاه علموصنعت است.
مهندس نوحی متن زیر را دربارهٔ جلسهٔ پیش رو ارسال کردهاند:
«عنوان پیشنهادی این سمینار فلسفهٔ ساخت است. عبارت «فلسفهٔ ساخت» را نخستین باردر مقالهای بهکار بردم که به سمینار «جهانبینی، سیاست و محیط» در خرداد ۱۳۷۱ ارائه شد؛ سمیناری که بههمت سازمان «سمت» در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد. هدف مقالهٔ مزبور نقد فلسفی-تاریخی معماری و شهرسازی بود. در این نوع نقد فضای معماری با ارجاع به زمینهٔ تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تحلیل میشود.»
#فلسفه #ساخت
@Anjoman_Motaleat
نوحی در سال ۱۳۴۸ در رشتۀکارشناسیارشد معماری از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. او سپس در سال ۱۹۷۶ میلادی مدرک دیپلم مطالعات پیشرفتۀ «شهرسازی و آمایش سرزمین» را از دانشگاه کرتی (پاریس دوازدهم) دریافت کرد و در سال ۱۹۸۰ رسالۀ دکترای ناتمام خود را در رشتۀ جامعهشناسی با موضوع «توسعۀ جمعیتی در شهر تهران» در آرشیو مرکزی رسالههای دکتری در دانشگاه نانتر پاریس ثبت کرد. او هماکنون هیئتعلمی دانشکدۀ معماری و شهرسازی دانشگاه علموصنعت است.
مهندس نوحی متن زیر را دربارهٔ جلسهٔ پیش رو ارسال کردهاند:
«عنوان پیشنهادی این سمینار فلسفهٔ ساخت است. عبارت «فلسفهٔ ساخت» را نخستین باردر مقالهای بهکار بردم که به سمینار «جهانبینی، سیاست و محیط» در خرداد ۱۳۷۱ ارائه شد؛ سمیناری که بههمت سازمان «سمت» در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد. هدف مقالهٔ مزبور نقد فلسفی-تاریخی معماری و شهرسازی بود. در این نوع نقد فضای معماری با ارجاع به زمینهٔ تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تحلیل میشود.»
#فلسفه #ساخت
@Anjoman_Motaleat
Forwarded from کوبه
فلسفۀ ساخت؛ حمید نوحی.pdf
877.3 KB
متن سخنرانی حمید نوحی در سمینار «فلسفۀ ساخت»؛ برگردان گفتار به نوشتار: احمد علاالدین و یاسمین نعمتاللهی
سمینار کرسول و معماری متقدم مسلمانان ۱۸اردیبهشتماه۱۳۹۶
#سمینار #کرسول #معماری_متقدم_مسلمانان #مهدی_گلچین_عارفی
@Anjoman_Motaleat
#سمینار #کرسول #معماری_متقدم_مسلمانان #مهدی_گلچین_عارفی
@Anjoman_Motaleat
انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
سمینار کرسول و معماری متقدم مسلمانان ۱۸اردیبهشتماه۱۳۹۶ #سمینار #کرسول #معماری_متقدم_مسلمانان #مهدی_گلچین_عارفی @Anjoman_Motaleat
دوشنبه ۱۸اردیبهشت۱۳۹۶، در نگارخانۀ دانشکدۀ تجسمی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، «مهدی گلچینعارفی» دربارۀ «کرسول و معماری متقدم مسلمانان» سخن گفت. #مهدی_گلچین_عارفی هیئتعلمی دانشنامۀ جهان اسلام است و بعضی مدخلهای مربوطبه معماری این دانشنامه به قلم اوست و نیز کتاب «حکایت خرگرد و مدرسه: در نسبت مدرسۀ غیاثیه و بستر ظهورش» را تألیف کرده است. همچنین او کتابهای مهمی دربارۀ معماری اسلامی را به زبان فارسی برگردانده است؛ ازجمله «شکلگیری هنر اسلامی» (نوشتۀ الگ گرابار)، «گذری بر معماری متقدم مسلمانان» (نوشتۀ #کرسول)، «معماری و آبادانی بیابان» (نوشتۀ الیزابت بیزلی) و «نخستین کتیبهها در معماری دوران اسلامی ایرانزمین» (نوشته شیلا بلیر).
مهدی گلچینعارفی یادداشت زیر را دربارۀ جلسۀ فردا برای کوبه نوشته است:
«کرسول و معماری متقدمِ مسلمانان: کرسول را پایهگذار مطالعۀ علمی و روشمندِ معماریِ جهانِ اسلام دانستهاند. پیش از او، آثارِ ناظر بر این عرصه بیشتر رنگوبوی اکتشافی داشت و گاه محصولِ کارِ سیاحان و کسانی بود که مأموریتی جز بررسیِ معماریِ سرزمینهای دارالاسلام داشتند. در واقع کسانی چون گرترود بل و الویس موسیل و آلفونس گابریل مردمانِ سختکوش و کنجکاو و تیزبینی بودند که همچون پیامبرانی برای غربیان از عالمی دیگر خبر میآوردند. بخشی از این اخبار البته گزارشِ بناها و ویرانههای باستانی بود؛ از الاقصر و جیزه در مصر تا نینوا و کلده و بابل در میانرودان و شوش و پارسه در ایران. آنها که بر محوطههای باستانی تمرکز داشتند، گاهی در حاشیۀ کارهایشان به بناهای دورانِ اسلامیِ سرزمینهای حوزۀ مأموریتِ خود نیز میپرداختند. اما مطالعۀ معماریِ دورانِ اسلامی هرگز به استقلال در کار نبود. در فاصلۀ دو جنگِ جهانی بود که بابی تازه در عرصۀ مطالعۀ تاریخِ سرزمینهای اسلامی گشوده شد. از مجموعِ کسانی که در گشودنِ این بابِ تازه نقش داشتهاند شاید نامِ سه تن درخشانتر از دیگران باشد: ارنست دیتس، ارنست هرتسفلد و آرچیبالد کمرون کرسول. کرسول معماری خودآموخته بود و همچون هرتسفلد استادِ بررسیهای موشکافانه بر بناها و ترسیمهای دقیق. از چند مقاله دربارۀ گنبدهای ایران آغاز کرد و علاقهاش به معماریِ مسلمانان او را به مصر کشاند. عکسها را خود گرفت و همۀ نقشهها را خود ترسیم کرد و متنهای کهنِ تاریخی را با وجودِ دشواریِ زبان خواند. حاصلِ این مطالعه در قالبِ دو کتاب منتشر شد: معماریِ متقدمِ مسلمانان و معماریِ مسلمانان در مصر؛ دو کتاب به عظمتِ آثارِ معماری.»
@Anjoman_Motaleat
مهدی گلچینعارفی یادداشت زیر را دربارۀ جلسۀ فردا برای کوبه نوشته است:
«کرسول و معماری متقدمِ مسلمانان: کرسول را پایهگذار مطالعۀ علمی و روشمندِ معماریِ جهانِ اسلام دانستهاند. پیش از او، آثارِ ناظر بر این عرصه بیشتر رنگوبوی اکتشافی داشت و گاه محصولِ کارِ سیاحان و کسانی بود که مأموریتی جز بررسیِ معماریِ سرزمینهای دارالاسلام داشتند. در واقع کسانی چون گرترود بل و الویس موسیل و آلفونس گابریل مردمانِ سختکوش و کنجکاو و تیزبینی بودند که همچون پیامبرانی برای غربیان از عالمی دیگر خبر میآوردند. بخشی از این اخبار البته گزارشِ بناها و ویرانههای باستانی بود؛ از الاقصر و جیزه در مصر تا نینوا و کلده و بابل در میانرودان و شوش و پارسه در ایران. آنها که بر محوطههای باستانی تمرکز داشتند، گاهی در حاشیۀ کارهایشان به بناهای دورانِ اسلامیِ سرزمینهای حوزۀ مأموریتِ خود نیز میپرداختند. اما مطالعۀ معماریِ دورانِ اسلامی هرگز به استقلال در کار نبود. در فاصلۀ دو جنگِ جهانی بود که بابی تازه در عرصۀ مطالعۀ تاریخِ سرزمینهای اسلامی گشوده شد. از مجموعِ کسانی که در گشودنِ این بابِ تازه نقش داشتهاند شاید نامِ سه تن درخشانتر از دیگران باشد: ارنست دیتس، ارنست هرتسفلد و آرچیبالد کمرون کرسول. کرسول معماری خودآموخته بود و همچون هرتسفلد استادِ بررسیهای موشکافانه بر بناها و ترسیمهای دقیق. از چند مقاله دربارۀ گنبدهای ایران آغاز کرد و علاقهاش به معماریِ مسلمانان او را به مصر کشاند. عکسها را خود گرفت و همۀ نقشهها را خود ترسیم کرد و متنهای کهنِ تاریخی را با وجودِ دشواریِ زبان خواند. حاصلِ این مطالعه در قالبِ دو کتاب منتشر شد: معماریِ متقدمِ مسلمانان و معماریِ مسلمانان در مصر؛ دو کتاب به عظمتِ آثارِ معماری.»
@Anjoman_Motaleat