انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
1.92K subscribers
633 photos
3 videos
24 files
119 links
انجمن علمی دانشجویی مطالعات معماری دانشگاه تهران
Iranian Architectural Studies Student Scientific Association of the University of Tehran, Tehran, Iran

▪️Our Pages in Social Media:
https://zil.ink/iasa_ut

◽️Contact Us:
@iasa_ut_pr
Download Telegram
انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
پخش و بررسی مستند میدان بی‌حصار ۲۴بهمن‌ماه۱۳۹۵ #نشست #مستند #فیلم #میدان_توپخانه #مهرداد_زاهدیان @Anjoman_Motaleat
میدان بی‌حصار

این مستند دربارۀ تاریخچۀ #میدان_توپخانه است، اما ایدۀ اصلی نگارش آن صرفأ از تاریخچۀ این میدان شکل نگرفته، بلکه مثل فیلم «فیل» ساختۀ گاس ون‌سنت، فیلمی با تقطیع زمانی، ایدۀ اصلی ساخت مستند «میدان بی‌حصار» را فراهم آورده است. مستند «میدان بی‌حصار» مخاطب را با یک شکست زمانی مواجه کرده و با یک وقایع تاریخی به آن نگاه می‌کند. تجربه ثابت کرده است که این نوع آغاز خوب جواب داده و نتیجۀ آن علاقه‌مندی مخاطب به تماشا و دنبال کردن فیلم است.
(مهرداد زاهدیان، اردیبهشت۱۳۹۳، درس‌گفتارهای روش تحقیق در سینمای مستند، منتشرشده در پایگاه خبری‌تحلیلی سینمای تجربی)


—— موضوع ساخت مستندی دربارۀ میدان توپخانه از کجا برایتان شکل گرفت؟
- موضوع به من سفارش شد. من هم روی آن تعمق کردم و دیدم که ظرفیت لازم را برای یک فیلم خوب دارد. امروزه متأسفانه میدان توپخانه فاقد هرگونه هویت است و به یک پاساژ تبدیل شده؛ میدانی که صبح‌به‌صبح مردم می‌آیند و از آنجا به نقاط دیگر شهر توزیع می شوند. در نتیجه باید ظرفیت‌های دیگری هم از میدان مورد مطالعه قرار می‌گرفت. من کار سختی را برای جمع‌آوری منابع تصویری متعدد شروع کردم...
—— یعنی با همان نگاه به تاریخ، این میدان مورد بررسی قرار گرفت؟
- بله، کاملا درست است. در اصل فکر نکردم که این فیلمی است دربارۀ میدان توپخانه. من درواقع داشتم به انسان معاصر نگاه می‌کردم؛ که مصداق تصویری‌اش می‌شد میدان توپخانه. جست‌وجو بر همین اساس آغاز شد. اطلاعاتی را باید جمع می‌کردم که میدان چه سرنوشتی داشته، چه اتفاقاتی در آن افتاده. این ها باید کنار هم گرد می‌آمدند و مورد تحلیل قرار می‌گرفتند.
(گفت‌وگوی امیرحسین ثنائی با مهرداد زاهدیان، منتشرشده در وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ)


تم فیلم میدان بی‌حصار به یاد آوردن و فراموشی است. حدود شانزده سال پیش در سفری به تختِ‌جمشید برای تهیۀ فیلم مستند، دقتی که در نقوش و شیوۀ طراحی و معماری وسازه‌های به‌کاربرده‌شده وجود داشت، به‌نظرم بسیار غریب بود. من هیچ سنخیتی میان خود و این فضای معماری حس نمی‌کردم. احساس می‌کردم این‌ها را آدم‌های دیگری ساخته‌اند، چه به‌لحاظ ساخت جزئیات و چه از نظر نگاهی که به جهان‌بینی خود داشتند، متناسب با من نیستند. شاید میان دورۀ هخامنشی و امروز سال‌های بسیاری فاصله باشد اما گمان من این است که شاید نسل جدید ما خیلی با فضایی شبیه معماری باغ فین، احساس نزدیکی نکند. با اتفاقاتی که در تهران افتاده به‌نظر می‌رسد حافظۀ خود را از دست داده‌ایم! و گویا هیچ خاطره‌ای در فضاهای شهری نداریم. بیشتر فضاهای شهری، تنها مکان عبوری هستند و از آن‌ها می‌گذریم و گویا فضاها پاک شده است. به‌نظر می رسد این موضوع چه به‌لحاظ نگاه حاکمیت شهر و کسانی که وظیفه‌شان حفظ و پایداری شهر است و چه به‌لحاظ شهروندان شهر یک نقصان است و ما تنها در جهت فراموشی حرکت می‌کنیم. به‌مرور دچار آلزایمر می شویم.
(سخنرانی مهرداد زاهدیان در «شب میدان توپخانه» از مجموعه شب‌های بخارا)


فیلم در تونل مترو آغاز می‌شود، در پی چند پلان از زوایای مختلف ترن به ایستگاه نزدیک می‌شود، سپس دوربین در قالب راوی فیلم، از تونل مترو به سمت بیرون، یعنی میدان توپخانه می‌آید؛ و صدای نشسته‌برتصویر از اعدام شیخ فضل‌الله نوری در همین محل می‌گوید. از همین ابتدا، نکات ظریف و گلایه‌برانگیز در فیلم شروع می‌شود؛ گفتار متن در فیلم از اعدام شیخ فضل‌الله نوری سخن می‌راند؛ ولی در محل اعدام به جای نشان یا یادبودی از شیخ، امروزه این ایستگاه مترو است که نشان میدان شده است. با این نوع شروع، کارگردان تکلیفش را با بیننده روشن می‌کند: فیلم فقط در مورد بناهای معماری موجود در میدان توپخانه نیست؛ مسائل سیاسی و اجتماعی در کنار معماری قرار است مورد بررسی قرار بگیرند. چرا که میدان در دهه‌های مختلف، محلی بوده برای اجتماعات گوناگون، در اعتراضات سیاسی و غیره...
(تحلیلی بر مستند میدان بی‌حصار، شهلا تاجیک، وبلاگ «در فیلم‌نوشت ایران»)

@Anjoman_Motaleat