انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
فراخوانی برای گفتگو دربارهی «آموزشهای معماری» امروز بیرون از دانشکدههای معماری، صدای جدیدی میآید: صدای جریانهای موازی آموزش معماری که روشی جایگزین یا #آلترناتیو برای آموختن معماری پیشنهاد میدهند. 🔹آیا ایراد از دانشگاه بود؟ 🔸آیا دانشگاهها،…
📝 #نگاه_شما
📝امید به دانشگاه نیست؟ هست... | از طرف: ارژنگ شریعت، دانشجوی کارشناسی معماری
بله. دانشگاه عقب افتاده است. نه از بیرون، بلکه از آنچه باید باشد. آلترناتیوهای بیرون از دانشگاه تازه دارند از راه میرسند ولی بیشتر از آنکه رقیب دانشگاه باشند، بیدارکنندهاش هستند. دانشگاه بیدار شده ولی بختکی رویش افتاده و باید این بختک را برداریم تا بتواند برخیزد.
بعضیها به من میگویند: «چطور امیدواری؟ کجا نشانهای از بیداری در دانشگاه میبینی؟ هنوز نه تکنولوژی را میفهمد، نه طراحی پارامتریک را و نه ارزش کار گروهی را. همهاش شیت است و ماکت و فرم!» خب؛ من هم نگفتم دانشگاه حالش خوب است. بیدار شده ولی بختک دارد. تنها چشمانش باز شده.
این امید را اولین بار دو سال پیش در علموصنعت دیدم. پاویونهای مقوایی و آجری که برای جشنوارهی حرکتشان میساختند برایم جالب بود. البته به خودی خود اینطور ورکشاپها و پاویونها را در دانشگاه تهران یا تربیت مدرس یا خیلی جاهای دیگر هم دیده بودم؛ ولی در علم و صنعت ساخت این پاویونها به صورت یک کار کلاسی درآمده بود و قشنگتر اینجا که در ترمهای بعد فهمیدم در قالب درس «انسان،طبیعت و معماری» اساتید به دانشجویان پروژههایی میدهند که با کمک گرسهاپر به طور جمعی آثاری را طراحی و سپس با ابتداییترین مصالح مثل مقوا یا شیلنگ اجرا میکنند.
با یک گل بهار نمیشود. ولی نسیم این تغییرات را در دیگر دانشگاهها هم میبینم. نفسِ حضور رشتهای چون معماری تکنولوژی در دانشگاه تهران و یا ورکشاپهایی که هرازگاهی در این و آن دانشکده به صورت جمعی برگزار میشود، نشانههای مثبتی است. حتی چند روز پیش در پردیس هنرهای زیبا چشمم به ساختهای چوبی با مفاصل و قطعات طراحیشده خورد و امید دارم که بالاخره جریان اصلی دانشگاهی در کشور، به ورکشاپهای گروهی و نرمافزارهای جدید عملیاتی روی خوش نشان دهد.
@Anjoman_Motaleat
📝امید به دانشگاه نیست؟ هست... | از طرف: ارژنگ شریعت، دانشجوی کارشناسی معماری
بله. دانشگاه عقب افتاده است. نه از بیرون، بلکه از آنچه باید باشد. آلترناتیوهای بیرون از دانشگاه تازه دارند از راه میرسند ولی بیشتر از آنکه رقیب دانشگاه باشند، بیدارکنندهاش هستند. دانشگاه بیدار شده ولی بختکی رویش افتاده و باید این بختک را برداریم تا بتواند برخیزد.
بعضیها به من میگویند: «چطور امیدواری؟ کجا نشانهای از بیداری در دانشگاه میبینی؟ هنوز نه تکنولوژی را میفهمد، نه طراحی پارامتریک را و نه ارزش کار گروهی را. همهاش شیت است و ماکت و فرم!» خب؛ من هم نگفتم دانشگاه حالش خوب است. بیدار شده ولی بختک دارد. تنها چشمانش باز شده.
این امید را اولین بار دو سال پیش در علموصنعت دیدم. پاویونهای مقوایی و آجری که برای جشنوارهی حرکتشان میساختند برایم جالب بود. البته به خودی خود اینطور ورکشاپها و پاویونها را در دانشگاه تهران یا تربیت مدرس یا خیلی جاهای دیگر هم دیده بودم؛ ولی در علم و صنعت ساخت این پاویونها به صورت یک کار کلاسی درآمده بود و قشنگتر اینجا که در ترمهای بعد فهمیدم در قالب درس «انسان،طبیعت و معماری» اساتید به دانشجویان پروژههایی میدهند که با کمک گرسهاپر به طور جمعی آثاری را طراحی و سپس با ابتداییترین مصالح مثل مقوا یا شیلنگ اجرا میکنند.
با یک گل بهار نمیشود. ولی نسیم این تغییرات را در دیگر دانشگاهها هم میبینم. نفسِ حضور رشتهای چون معماری تکنولوژی در دانشگاه تهران و یا ورکشاپهایی که هرازگاهی در این و آن دانشکده به صورت جمعی برگزار میشود، نشانههای مثبتی است. حتی چند روز پیش در پردیس هنرهای زیبا چشمم به ساختهای چوبی با مفاصل و قطعات طراحیشده خورد و امید دارم که بالاخره جریان اصلی دانشگاهی در کشور، به ورکشاپهای گروهی و نرمافزارهای جدید عملیاتی روی خوش نشان دهد.
@Anjoman_Motaleat
انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
فراخوانی برای گفتگو دربارهی «آموزشهای معماری» امروز بیرون از دانشکدههای معماری، صدای جدیدی میآید: صدای جریانهای موازی آموزش معماری که روشی جایگزین یا #آلترناتیو برای آموختن معماری پیشنهاد میدهند. 🔹آیا ایراد از دانشگاه بود؟ 🔸آیا دانشگاهها،…
📝 #نگاه_شما
📝 نظرات کوتاه ارسالشده از سوی برخی دانشجویان
🖍 «اسامی مدرّسین موسسات بیرون دانشگاه را که میبینی، هم تعجب میکنی و هم شک. تعجب از این که خیلی از این افراد در دانشگاه هم تدریس میکنند (و یا قبلا میکردند) و شک به خاطر این که پس چرا نتایج دانشگاه و موسسات بایکدیگر اینقدر فرق دارد؟»
🖍 «برید اسکچآپ و رویت یاد بگیرید که این حرفها همهش آبه.»
🖍 «یکی از ایرادای آموزش توی دانشگاه،تمرکز اون روی طرح های خاص در سایت های خاصه. این باعث شده کلاً کارها و پروژههای عادی و مسکونی چندطبقه فراموش بشه و هنگام فارغالتحصیلی یک تناقض بزرگ میان بازار کار و چیزایی که یاد گرفتی به چشم بیاد که نمیدونی چجوری باهاش مواجه بشی مگر پناه بردن به یه دفتر یا موسسه بیرون دانشگاه.»
🖍 «مشکل از درس طرحه که چند تا دانشجو باید با هم مسابقه بذارن فرم متفاوت بدن و بعد توی فرم هی پلان در بیارن تا آخرش یه عالمه شیت ببندن و استادا بدون حرف زدن نمرهشون رو بدن و شیت ها رو بندازن سطل زباله.»
@Anjoman_Motaleat
📝 نظرات کوتاه ارسالشده از سوی برخی دانشجویان
🖍 «اسامی مدرّسین موسسات بیرون دانشگاه را که میبینی، هم تعجب میکنی و هم شک. تعجب از این که خیلی از این افراد در دانشگاه هم تدریس میکنند (و یا قبلا میکردند) و شک به خاطر این که پس چرا نتایج دانشگاه و موسسات بایکدیگر اینقدر فرق دارد؟»
🖍 «برید اسکچآپ و رویت یاد بگیرید که این حرفها همهش آبه.»
🖍 «یکی از ایرادای آموزش توی دانشگاه،تمرکز اون روی طرح های خاص در سایت های خاصه. این باعث شده کلاً کارها و پروژههای عادی و مسکونی چندطبقه فراموش بشه و هنگام فارغالتحصیلی یک تناقض بزرگ میان بازار کار و چیزایی که یاد گرفتی به چشم بیاد که نمیدونی چجوری باهاش مواجه بشی مگر پناه بردن به یه دفتر یا موسسه بیرون دانشگاه.»
🖍 «مشکل از درس طرحه که چند تا دانشجو باید با هم مسابقه بذارن فرم متفاوت بدن و بعد توی فرم هی پلان در بیارن تا آخرش یه عالمه شیت ببندن و استادا بدون حرف زدن نمرهشون رو بدن و شیت ها رو بندازن سطل زباله.»
@Anjoman_Motaleat
انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
فراخوانی برای گفتگو دربارهی «آموزشهای معماری» امروز بیرون از دانشکدههای معماری، صدای جدیدی میآید: صدای جریانهای موازی آموزش معماری که روشی جایگزین یا #آلترناتیو برای آموختن معماری پیشنهاد میدهند. 🔹آیا ایراد از دانشگاه بود؟ 🔸آیا دانشگاهها،…
📝 #نگاه_شما
📝فیلم درخشش (The Shining) از زاویهی آموزش«ها»ی معماری | از طرف: بشیر گاوزن، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
🖍 هر چقدر هم دیوانهوار به نظر برسد، موضوع این یادداشت همین است! میخواهم فیلم «درخشش» (The Shining) را جور دیگری نگاه کنیم: اگر مرحوم کوبریک این فیلم را در رابطه با آموزشهای معماری ساخته بود، در آن چه میدیدیم؟!
🖍 جک، نماد یک معمار-مدرس است. او به هتل (دانشگاه) میرود تا بتواند به پژوهش در باب معماری بپردازد. لیکن فضای دانشگاه، به کلی روحیهی او را تغییر میدهد. او با این فضای منزوی احساس آشنایی میکند و فضای دانشگاه (هتل) عامدانه او را به مردی مجنون تبدیل میکند که در دفتری که قرار است کتاب او شود فقط یک جمله را مینویسد:
All work and no play makes Jack a dull boy
🖍 دانشجو (دنی) با قدرت «درخشش» خود پسماندهی وقایع گذشته در دانشگاه را دریابد: با دو طفل مثله شده مواجه میشود و با پیرزنی عریان که قصد کشتنش را دارد. شاید دو طفل کشتهشده، نمادی از ایدههای جوان و نوگرایی لابلای آتلیههای دانشگاهی است که دانشگاه رشد آنها را خوش ندارد. پیرزن عریان احتمالا همانا عقاید کهن و یا حتی نوعی واپسگرایی و مالیخولیای حُب گذشته باشد.
🖍 چه چیزی میتواند مدلول «درخشش» باشد؟ نقد! نقد همان چیزی است که میتواند استادی عادی را به استادی کینخواه علیه تولید و نسل جوان بدل کند و هم نقد است که به دانشجو قدرت مبارزه با این مردار و استاد قاتل را میدهد و هم نقد است که زبان ارتباط جوانان دانشگاه با جریانهای بیرون از دانشگاه میشود و باعث ورود گفتمانها به جامعه و سرانجام آموزش آلترناتیو میشود.
مطلب کامل را در لینک زیر مشاهده کنید ⬇️
http://telegra.ph/BashirGavzan01-02-18
@Anjoman_Motaleat
📝فیلم درخشش (The Shining) از زاویهی آموزش«ها»ی معماری | از طرف: بشیر گاوزن، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
🖍 هر چقدر هم دیوانهوار به نظر برسد، موضوع این یادداشت همین است! میخواهم فیلم «درخشش» (The Shining) را جور دیگری نگاه کنیم: اگر مرحوم کوبریک این فیلم را در رابطه با آموزشهای معماری ساخته بود، در آن چه میدیدیم؟!
🖍 جک، نماد یک معمار-مدرس است. او به هتل (دانشگاه) میرود تا بتواند به پژوهش در باب معماری بپردازد. لیکن فضای دانشگاه، به کلی روحیهی او را تغییر میدهد. او با این فضای منزوی احساس آشنایی میکند و فضای دانشگاه (هتل) عامدانه او را به مردی مجنون تبدیل میکند که در دفتری که قرار است کتاب او شود فقط یک جمله را مینویسد:
All work and no play makes Jack a dull boy
🖍 دانشجو (دنی) با قدرت «درخشش» خود پسماندهی وقایع گذشته در دانشگاه را دریابد: با دو طفل مثله شده مواجه میشود و با پیرزنی عریان که قصد کشتنش را دارد. شاید دو طفل کشتهشده، نمادی از ایدههای جوان و نوگرایی لابلای آتلیههای دانشگاهی است که دانشگاه رشد آنها را خوش ندارد. پیرزن عریان احتمالا همانا عقاید کهن و یا حتی نوعی واپسگرایی و مالیخولیای حُب گذشته باشد.
🖍 چه چیزی میتواند مدلول «درخشش» باشد؟ نقد! نقد همان چیزی است که میتواند استادی عادی را به استادی کینخواه علیه تولید و نسل جوان بدل کند و هم نقد است که به دانشجو قدرت مبارزه با این مردار و استاد قاتل را میدهد و هم نقد است که زبان ارتباط جوانان دانشگاه با جریانهای بیرون از دانشگاه میشود و باعث ورود گفتمانها به جامعه و سرانجام آموزش آلترناتیو میشود.
مطلب کامل را در لینک زیر مشاهده کنید ⬇️
http://telegra.ph/BashirGavzan01-02-18
@Anjoman_Motaleat
Telegraph
فیلم درخشش (The Shining) از زاویهی آموزش«ها»ی معماری
هر چقدر هم دیوانهوار به نظر برسد، موضوع این یادداشت همین است! میخواهم فیلم «درخشش» (The Shining) را جور دیگری نگاه کنیم: اگر مرحوم کوبریک این فیلم را در رابطه با آموزشهای معماری ساخته بود، در آن چه میدیدیم؟! اول شخصیتهای اصلی آن را مرور کنیم: جک، همسرش،…
انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
فراخوانی برای گفتگو دربارهی «آموزشهای معماری» امروز بیرون از دانشکدههای معماری، صدای جدیدی میآید: صدای جریانهای موازی آموزش معماری که روشی جایگزین یا #آلترناتیو برای آموختن معماری پیشنهاد میدهند. 🔹آیا ایراد از دانشگاه بود؟ 🔸آیا دانشگاهها،…
📝 #نگاه_شما
📝 آسیبشناسی وضع امروز آموزش معماری | از طرف: محمدهادی عرفان/ مرکز مطالعات شما
📒 ارائه شده در موسسهی غیرانتفاعی خراسان؛ مشهد
🖍 آنچه آموزش مهارتهای حرفه ای را از آموزشهای نظری محض متمایز می کند ؛ هدف نهایی آن است: قابلیت حل مسأله.
🖍 امروز افرادی که از مسیر دانشگاه به سمت بازار کار حرکت می کنند، با نوعی تفاوت اساسی در دانش تئوریک و نیاز بازار کار مواجه می شوند که این مسئله باعث سخت تر شدن پذیرش متقاضیان کار توسط کارفرمایان می شود.
🖍 در یادگیری مهارت حل مسأله، مسائل باید از نوعی باشد که دانشجویان بعد از فراغت از تحصیل با آن مواجه خواهند شد، اما در عین حال به اندازه کافی گسترده و واضح باشد تا دانشجویان را به فعالیت های یاد گیری که با اهداف برنامه درس هماهنگ است در گیر کند. مسائل نباید با جوابهای ساده قابل پاسخگوئی باشد،بلکه باید حرفه ای باشد.
◀️ برای ادامهی مطلب دربارهی وضع امروز آموزش معماری در ایران، یادگیری موقعیتمند، نظام استاد-شاگردی و دیگر مسائل پیرامونی، به فایل زیر رجوع کنید ⬇️
@Anjoman_Motaleat
📝 آسیبشناسی وضع امروز آموزش معماری | از طرف: محمدهادی عرفان/ مرکز مطالعات شما
📒 ارائه شده در موسسهی غیرانتفاعی خراسان؛ مشهد
🖍 آنچه آموزش مهارتهای حرفه ای را از آموزشهای نظری محض متمایز می کند ؛ هدف نهایی آن است: قابلیت حل مسأله.
🖍 امروز افرادی که از مسیر دانشگاه به سمت بازار کار حرکت می کنند، با نوعی تفاوت اساسی در دانش تئوریک و نیاز بازار کار مواجه می شوند که این مسئله باعث سخت تر شدن پذیرش متقاضیان کار توسط کارفرمایان می شود.
🖍 در یادگیری مهارت حل مسأله، مسائل باید از نوعی باشد که دانشجویان بعد از فراغت از تحصیل با آن مواجه خواهند شد، اما در عین حال به اندازه کافی گسترده و واضح باشد تا دانشجویان را به فعالیت های یاد گیری که با اهداف برنامه درس هماهنگ است در گیر کند. مسائل نباید با جوابهای ساده قابل پاسخگوئی باشد،بلکه باید حرفه ای باشد.
◀️ برای ادامهی مطلب دربارهی وضع امروز آموزش معماری در ایران، یادگیری موقعیتمند، نظام استاد-شاگردی و دیگر مسائل پیرامونی، به فایل زیر رجوع کنید ⬇️
@Anjoman_Motaleat
انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
فراخوانی برای گفتگو دربارهی «آموزشهای معماری» امروز بیرون از دانشکدههای معماری، صدای جدیدی میآید: صدای جریانهای موازی آموزش معماری که روشی جایگزین یا #آلترناتیو برای آموختن معماری پیشنهاد میدهند. 🔹آیا ایراد از دانشگاه بود؟ 🔸آیا دانشگاهها،…
📝 #نگاه_شما
📝 آیا پژوهش بدون دانش ممکن است؟ | از طرف: یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
🖍 چه نیازی به آموختن تاریخ، تاریخ هنر و تاریخ معماری وشهرسازی ایران و جهان پیش از ورود به رشتهی مطالعات معماری ایران وجود دارد؟ در پاسخ باید گفت که مقطع فوقلیسانس مقطعی است که دانشجو قرار است بر روی موضوعاتی پژوهش کند. سؤال این است که سنگ بنای این پژوهشها باید بر اساس کدام دانش گذاشته شود؟
🖍 راه چاره چیست؟ اصولاً باید پذیرش دانشجو نه بر اساس آزمون که بر اساس رزومه افراد باشد، امّا فیالحال اقدامی که در کوتاهمدت میتواند اوضاع را بهتر کند، بازنگری در آزمون ورودی رشتهی «مطالعات معماری ایران» است. آزمون ورودی این رشته باید به کلّی آزمونی جدا از معماری باشد که در آن میزان سواد دانشجو دربارهی تاریخ، تاریخ هنر و تاریخ معماری و شهرسازی ایران و جهان و حتی فلسفهی تاریخ و فلسفهی هنر سنجیده شود.
🖍 اگر دانشجوی مطالعات معماری ایران، تاریخ هنر و معماری و شهرسازی ایران را به طور جدی خوانده باشد، میتواند پرسشی عمیق و هدفمند دربارهاش طرح کند، که فراتر از تحلیل کالبدی بنا به دنبال یافتن رابطهی مناسبات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی با هنر و معماری است، امّا دانشجوئی که دربارهی این مسائل هیچ (یا تقریباً هیچ) نخوانده، پرسشی دمدستی و پیشپاافتاده مطرح میکند.
◀️ مطلب کامل را در لینک زیر مطالعه کنید ⬇️
http://telegra.ph/Motaleat-02-20
@Anjoman_Motaleat
📝 آیا پژوهش بدون دانش ممکن است؟ | از طرف: یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
🖍 چه نیازی به آموختن تاریخ، تاریخ هنر و تاریخ معماری وشهرسازی ایران و جهان پیش از ورود به رشتهی مطالعات معماری ایران وجود دارد؟ در پاسخ باید گفت که مقطع فوقلیسانس مقطعی است که دانشجو قرار است بر روی موضوعاتی پژوهش کند. سؤال این است که سنگ بنای این پژوهشها باید بر اساس کدام دانش گذاشته شود؟
🖍 راه چاره چیست؟ اصولاً باید پذیرش دانشجو نه بر اساس آزمون که بر اساس رزومه افراد باشد، امّا فیالحال اقدامی که در کوتاهمدت میتواند اوضاع را بهتر کند، بازنگری در آزمون ورودی رشتهی «مطالعات معماری ایران» است. آزمون ورودی این رشته باید به کلّی آزمونی جدا از معماری باشد که در آن میزان سواد دانشجو دربارهی تاریخ، تاریخ هنر و تاریخ معماری و شهرسازی ایران و جهان و حتی فلسفهی تاریخ و فلسفهی هنر سنجیده شود.
🖍 اگر دانشجوی مطالعات معماری ایران، تاریخ هنر و معماری و شهرسازی ایران را به طور جدی خوانده باشد، میتواند پرسشی عمیق و هدفمند دربارهاش طرح کند، که فراتر از تحلیل کالبدی بنا به دنبال یافتن رابطهی مناسبات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی با هنر و معماری است، امّا دانشجوئی که دربارهی این مسائل هیچ (یا تقریباً هیچ) نخوانده، پرسشی دمدستی و پیشپاافتاده مطرح میکند.
◀️ مطلب کامل را در لینک زیر مطالعه کنید ⬇️
http://telegra.ph/Motaleat-02-20
@Anjoman_Motaleat
Telegraph
آیا پژوهش بدون دانش ممکن است؟
آیا دانشجویان پذیرفته شده در مقطع فوق لیسانس رشتهی «مطالعات معماری ایران» سواد لازم برای تحصیل در این رشته را آموختهاند؟ دانشجویانی که در مقطع فوقلیسانس رشتهی «مطالعات معماری ایران» پذیرفته میشوند، اکثراً لیسانسِ معماریاند. دانشجویان در دورهی لیسانس…
انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
فراخوانی برای گفتگو دربارهی «آموزشهای معماری» امروز بیرون از دانشکدههای معماری، صدای جدیدی میآید: صدای جریانهای موازی آموزش معماری که روشی جایگزین یا #آلترناتیو برای آموختن معماری پیشنهاد میدهند. 🔹آیا ایراد از دانشگاه بود؟ 🔸آیا دانشگاهها،…
📝 #نگاه_شما
📝طرح مسأله و موضوع بجا | از طرف: فرهاد فرازپی، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه شهیدبهشتی
هرگاه پرسشی در باب مسألهی آموزش معماری مطرح می شود، میتوان دریافت که نکتهای جز شرایط و اوضاع نابسامان در ساخت و ساز و معماری امروز را به ما گوشزد نمیکند. اگر آموزش معماری، صحیح و بجا، متناسب با زمان خود پیش رفته بود، ماحصل آن معمارانی بود که اگر در زمانهی خود شاهکاری نمیآفریدند، لااقل از خطاهای فاحش و تصمیمگیری های نادرست، مصون میماندند.
در نوشتار پیش رو قرار نیست به مسألهی آموزش در دانشکدهها و کلاسهای رایج معماری پرداخته شود، بلکه قصد بر آن است که به جلسات و همایشها و سخنرانیها و گفتمانهایی پرداخته شود که به طور موازی با دانشکدهها، به مباحث مختلف معماری پرداخته و جمع وسیعی از اهالی این رشته از معماران حرفهای تا دانشجویان معماری را به سمت و سوی خود میکشاند.
مسألهی مورد بحث، پیرامونِ موضوعاتِ این جلسات است. طرحِ پرسشها و موضوعاتی بجا که معماران را تحت تأثیر خود قرار داده و به فکر وا میدارد از مهمترین نکات مرتبط با این جلسات میباشد. این در حالی است که در قاطبهی این جلسات موضوعاتی مورد بحث و گفتمان قرار میگیرد که بیشتر گمراهکننده است تا آنکه ضرورت آن مشخص باشد. حال باید پرسید تا چه میزان مطالبی که در این جلسات مطرح میشود بجاست؟
به زعم نگارنده، وقتی افرادی خارج از اجبار و کاملا با خواست شخصی خود زمانی را برای حضور در این جلسات صرف میکنند، طبعا در زمان برگزاری آن بیشترین میزان ِ توجه و حواس آن ها به موضوع بحث و فراگیری محتوای جلسه معطوف می شود، پس میتوان به سادگی دریافت که این جلسات تا چه میزان میتواند تأثیر گذار باشد، بخصوص برای آن دسته از معمارانی که هنوز وارد فضای معماری حرفه ای نشدهاند مطالب مورد بحث میتواند بسیار جذاب واقع شود. پس با دقت و توجه به این موضوع، اهمیت و ضرورت طرح مسائل مناسب و پرسش های بجا در این جلسات آشکار میگردد.
با یک نگاه نقادانه، نسبت به وضع رایج در این جلسات باید پرسید: آیا در بیشترِ این جلسات، این پرسش مطرح شده است که در مورد هر پروژه در مقیاس های گوناگون، با کاربری های مختلف، در شرایط و زمینه های متنوع و گوناگون چه میخواهیم؟ به دنبال چه هستیم و چه هدفی را دنبال میکنیم؟
◀️ در مورد این پروژه، معماری خوب چیست؟ یا سوال کلیتر: «معماری خوب چیست؟» چه ویژگیهایی مد نظر ماست و چگونه میتوانیم این ویژگیها را ارزشگذاری کرده و در نهایت از چه راهی به آن برسیم؟
◀️ خوب و بد در این پروژه به چه معناست؟ چه میزان از خواستگاههای دنیای متعالی معماری را میتوان به هر پروژه وارد کرد؟ این خاستگاهها چیست؟
◀️ چه میزان از انرژی یک طراح یا یک دفتر معماری میبایست در جهت خلاقانه بودن اثر( با توجه به شرایط آن پروژه) خرج شود و چه میزان به اصول و ساختارها و عملکرد و غیره؟
◀️ چگونه و به چه میزان می بایست کارفرمای پروژه را در راستای یک معماری خوب، در حین پروژه، پروراند؟
◀️ عملکردی بودن پروژه یا به عکس فرمال بودن آن چه تأثیری بر افکار یک معمار می گذارد؟
◀️ آیا به صرف عملکردی بودن یک پروژه، معمار میتواند از خیالپردازی خود صرف نظر کند یا بالعکس، صرفِ فرمال بودن آن، معمار از رعایت ساختار ها و اصول مصون است؟
در نهایت میخواهیم به این نکته برسیم که آیا برگزاری جلساتی با طرح سوالاتی از این قسم، راهگشاتر نیست؟ و سبب نگاه درستتر نسبت به هر پروژه و طرح پرسشهایی سازمانیافتهتر و در نهایت آموزش صحیحتر و پربازدهتر برای بیشتر معماران نمیشود؟ که ماحصل آن دورانی باشد که شاهد آثار ماندگارتر از سوی معماران باشیم… .
@Anjoman_Motaleat
📝طرح مسأله و موضوع بجا | از طرف: فرهاد فرازپی، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه شهیدبهشتی
هرگاه پرسشی در باب مسألهی آموزش معماری مطرح می شود، میتوان دریافت که نکتهای جز شرایط و اوضاع نابسامان در ساخت و ساز و معماری امروز را به ما گوشزد نمیکند. اگر آموزش معماری، صحیح و بجا، متناسب با زمان خود پیش رفته بود، ماحصل آن معمارانی بود که اگر در زمانهی خود شاهکاری نمیآفریدند، لااقل از خطاهای فاحش و تصمیمگیری های نادرست، مصون میماندند.
در نوشتار پیش رو قرار نیست به مسألهی آموزش در دانشکدهها و کلاسهای رایج معماری پرداخته شود، بلکه قصد بر آن است که به جلسات و همایشها و سخنرانیها و گفتمانهایی پرداخته شود که به طور موازی با دانشکدهها، به مباحث مختلف معماری پرداخته و جمع وسیعی از اهالی این رشته از معماران حرفهای تا دانشجویان معماری را به سمت و سوی خود میکشاند.
مسألهی مورد بحث، پیرامونِ موضوعاتِ این جلسات است. طرحِ پرسشها و موضوعاتی بجا که معماران را تحت تأثیر خود قرار داده و به فکر وا میدارد از مهمترین نکات مرتبط با این جلسات میباشد. این در حالی است که در قاطبهی این جلسات موضوعاتی مورد بحث و گفتمان قرار میگیرد که بیشتر گمراهکننده است تا آنکه ضرورت آن مشخص باشد. حال باید پرسید تا چه میزان مطالبی که در این جلسات مطرح میشود بجاست؟
به زعم نگارنده، وقتی افرادی خارج از اجبار و کاملا با خواست شخصی خود زمانی را برای حضور در این جلسات صرف میکنند، طبعا در زمان برگزاری آن بیشترین میزان ِ توجه و حواس آن ها به موضوع بحث و فراگیری محتوای جلسه معطوف می شود، پس میتوان به سادگی دریافت که این جلسات تا چه میزان میتواند تأثیر گذار باشد، بخصوص برای آن دسته از معمارانی که هنوز وارد فضای معماری حرفه ای نشدهاند مطالب مورد بحث میتواند بسیار جذاب واقع شود. پس با دقت و توجه به این موضوع، اهمیت و ضرورت طرح مسائل مناسب و پرسش های بجا در این جلسات آشکار میگردد.
با یک نگاه نقادانه، نسبت به وضع رایج در این جلسات باید پرسید: آیا در بیشترِ این جلسات، این پرسش مطرح شده است که در مورد هر پروژه در مقیاس های گوناگون، با کاربری های مختلف، در شرایط و زمینه های متنوع و گوناگون چه میخواهیم؟ به دنبال چه هستیم و چه هدفی را دنبال میکنیم؟
◀️ در مورد این پروژه، معماری خوب چیست؟ یا سوال کلیتر: «معماری خوب چیست؟» چه ویژگیهایی مد نظر ماست و چگونه میتوانیم این ویژگیها را ارزشگذاری کرده و در نهایت از چه راهی به آن برسیم؟
◀️ خوب و بد در این پروژه به چه معناست؟ چه میزان از خواستگاههای دنیای متعالی معماری را میتوان به هر پروژه وارد کرد؟ این خاستگاهها چیست؟
◀️ چه میزان از انرژی یک طراح یا یک دفتر معماری میبایست در جهت خلاقانه بودن اثر( با توجه به شرایط آن پروژه) خرج شود و چه میزان به اصول و ساختارها و عملکرد و غیره؟
◀️ چگونه و به چه میزان می بایست کارفرمای پروژه را در راستای یک معماری خوب، در حین پروژه، پروراند؟
◀️ عملکردی بودن پروژه یا به عکس فرمال بودن آن چه تأثیری بر افکار یک معمار می گذارد؟
◀️ آیا به صرف عملکردی بودن یک پروژه، معمار میتواند از خیالپردازی خود صرف نظر کند یا بالعکس، صرفِ فرمال بودن آن، معمار از رعایت ساختار ها و اصول مصون است؟
در نهایت میخواهیم به این نکته برسیم که آیا برگزاری جلساتی با طرح سوالاتی از این قسم، راهگشاتر نیست؟ و سبب نگاه درستتر نسبت به هر پروژه و طرح پرسشهایی سازمانیافتهتر و در نهایت آموزش صحیحتر و پربازدهتر برای بیشتر معماران نمیشود؟ که ماحصل آن دورانی باشد که شاهد آثار ماندگارتر از سوی معماران باشیم… .
@Anjoman_Motaleat
انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
فراخوانی برای گفتگو دربارهی «آموزشهای معماری» امروز بیرون از دانشکدههای معماری، صدای جدیدی میآید: صدای جریانهای موازی آموزش معماری که روشی جایگزین یا #آلترناتیو برای آموختن معماری پیشنهاد میدهند. 🔹آیا ایراد از دانشگاه بود؟ 🔸آیا دانشگاهها،…
📝 #نگاه_شما
📝 نظرات کوتاه ارسالشده از سوی برخی دانشجویان
🖍 «وقتی ۳ تا دانشجو نمیتونن درست و حسابی یه کار گروهی با همدیگه بکنن انتظاری هم جز این وضع نیست که استادا دیکتاتور بشن و موسسهها سوءاستفاده بکنن.»
🖍 «البته دانشگاه یه خوبی ویژهای هم که نسبت به این موسسات داره: تا وقتی توش درس بخونی این غول سربازی هم دست از سرت برمیداره.»
🖍 «به نظر من که این کارها و برنامه های موسسات بیرون دانشگاه، خیلی بر اساس مد روز معماری انجام می شه، وگرنه اگر واقع بینانه نگاه کنی نه تولیدات اینا به درد معماری و شهر و جامعه می خوره نه کارهایی که توی دانشگاه انجام میشه –اگر اصولا کاری انجام بشه!»
🖍 «حتما دانشگاه نقصی داشته که این آموزشها پیداشون شد. تا وقتی که دانشگاه زیر پول دولتی لمیده و مردم هم کورکورانه مدرک دانشگاهی میخوان، طبیعیه که هیچ تکونی هم به خودش نمیده تا چیزای بهتری ارائه بده.»
@Anjoman_Motaleat
📝 نظرات کوتاه ارسالشده از سوی برخی دانشجویان
🖍 «وقتی ۳ تا دانشجو نمیتونن درست و حسابی یه کار گروهی با همدیگه بکنن انتظاری هم جز این وضع نیست که استادا دیکتاتور بشن و موسسهها سوءاستفاده بکنن.»
🖍 «البته دانشگاه یه خوبی ویژهای هم که نسبت به این موسسات داره: تا وقتی توش درس بخونی این غول سربازی هم دست از سرت برمیداره.»
🖍 «به نظر من که این کارها و برنامه های موسسات بیرون دانشگاه، خیلی بر اساس مد روز معماری انجام می شه، وگرنه اگر واقع بینانه نگاه کنی نه تولیدات اینا به درد معماری و شهر و جامعه می خوره نه کارهایی که توی دانشگاه انجام میشه –اگر اصولا کاری انجام بشه!»
🖍 «حتما دانشگاه نقصی داشته که این آموزشها پیداشون شد. تا وقتی که دانشگاه زیر پول دولتی لمیده و مردم هم کورکورانه مدرک دانشگاهی میخوان، طبیعیه که هیچ تکونی هم به خودش نمیده تا چیزای بهتری ارائه بده.»
@Anjoman_Motaleat
انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
فراخوانی برای گفتگو دربارهی «آموزشهای معماری» امروز بیرون از دانشکدههای معماری، صدای جدیدی میآید: صدای جریانهای موازی آموزش معماری که روشی جایگزین یا #آلترناتیو برای آموختن معماری پیشنهاد میدهند. 🔹آیا ایراد از دانشگاه بود؟ 🔸آیا دانشگاهها،…
📝 #نگاه_شما
📝همهی ما مقصریم| از طرف: عطیه شیری، دانشجوی کارشناسی معماری دانشگاه آزاد تهران جنوب
با نگاهی انتقادآمیز قلم به دست میگیرم تا بلکه بتوانم گوشهای از مشکلات جامعهی معماری را به طور خلاصه بیان کنم. جامعهی معماری نیز مانند بقیهی جوامع و نهادها به جای پذیرش اشکالات از سوی خود، سعی در پیدا کردن مقصری دیگر دارد. اندیشهی معماران معاصری را خواندم که هر کدام از این نحوهی آموزش گله مند هستند، افرادی باتجربه که در این عرصه سالها تلاش نمودند؛ اما کاش بتوان بستری فراهم کرد که در آن گفت: چه کنیم که این گونه نباشیم؟ به عقیدهی بنده انتقاد کردن، از ارائهی راه حلی برای رفع مشکلات آن هم با کمترین کاستی، بسیار آسان تر است.به علت سخنهای فراوان و کمبود سرانهی کلمهها سخن کوتاه کرده و تنها به جملهای کلیدی از روایتی معروف اشاره میکنم با این مضمون که همه انسانها قدرت انتقاد دارند اما جرأت اصلاح، خیر!
پرسیدند ایراد کجاست؟ از دانشگاه، اساتید و یا دانشجویان؟
بنده جواب میدهم: همه، همهی ما مقصریم.
صرفا به دانشگاه رفتن ما را معمار نمیکند، اما دانشگاه آن بستر تسهیل کنندهای باید باشد که ما را در مسیر معمار شدن یاری دهد. دانشگاه آن جایی است که بهترین اساتید متخصص هر درس را جذب کند. استادی وجود ندارد که در همهی درسها به یک اندازه از تجربه و علم بهرمند باشد. البته که این بزرگواران، هرچقدر هم کمتجربه، از دانشجویان علم بیشتری دارند اما به این معنی نیست که یک استاد بتواند انواع درسهای داخل چارت درسی را از «بیان» تا «طرح نهایی» به خوبی تدریس کند. دانشگاه باید آن برنامهریزی باشد که با فراهم آوردن اردوها، درست نگاه کردنِ یک معمار را به محیط اطراف خود آموزش دهد و همچنین به جای اکتفا به تدریس کتب درسی; کسب تجربهی آزادانه در محیط طبیعی توسطِ خود دانشجویان را فراهم آورد. افرادی را تحویل جامعهی معماری دهیم که پس از فارغالتحصیل شدن، یک معمار مفید باشند و در این عرصه سخنی برای گفتن داشته باشند.
بزرگی از استاد خود تشکر کرده بود که به جای اندیشهها، چگونه اندیشیدن را به وی آموخته بود. این سوال بنده است، سوال فردی که از واحدهای عملی خود فقط ساعتهای زیاد تدریس را به جای مفاهیمی مثل «تجربه کردن»، درک کرده است. چه تعداد از ما درست اندیشیدن را بلدیم؟ چه تعداد از این اساتید با این روند تدریس در سالهای تحصیل ما حضور داشتند؟
ما در یک نظام آموزشی تحصیل میکنیم که ما را باور ندارند. به نظر شما اگر استادی دانشجویان خود را باور نداشته باشد، تمام توان خود را برای آموزش به آن ها صرف خواهد کرد؟ یا بالعکس: آیا در چنین شرایطی، دانشجویان تمام تلاش خود را برای بهتر شدن و بهترین بودن میکنند؟
این سخنها برآمده از سخنان یکی از اساتید ماست که در کلاس نقل شد. استادی گرانقدر و خوب که دانشجویان، تنها از حجم کارهای زیادشان کمی ناراضی بودند.
اجازه میطلبم این روایت را با زبانی عامیانه بیان کنم تا شما هم از عمق فاجعهی موجود که در ذهن بعضی از اساتید این جامعه است آگاه سازم. در جمعی از اساتید، فردی به ایشان گفته بود: «چرا این قدر سختگیری میکنید؟ کمی آسانتر بگیرید». استادمان در جواب گفتند: «اینطوری که این ها چیزی نمیشوند». (منظور معمار خوب شدن)
آن فرد پاسخ داد «مگه قرار چیزی بشوند؟!»
این است ناباوری برخی اساتید به دانشجویان خود، در صورتی که خود این افراد ما را آموزش میدهند.
در این بحبوحه از قشر خود نیز گله دارم، از دانشجویانی که همه چیز را به همین منوال رها کردهاند و از گوشهای تلاش برای تغییر مثبت در این روند آموزش دریغ دارند؛ همچون تلاش برای برپایی اردوها و یا پر کردن فرم سادهای برای به حد نصاب رساندن تعداد دانشجویان جهت برگزاری یک کلاس با استادی خوب، آن هم برای درس خود. باز هم این نظام آموزشی ما هست که بجای اجرای روند اداری، کارها را از سر خود باز میکند و دانشجویان را به این باور میرساند که هر گونه تلاش در این زمینهها صرفا بینتیجه است و چیزی جز هدر دادن وقت نیست.
از تمام افرادی که با عملکرد درست خود در حیطهی وظایفشان سعی میکنند تا حداقل در جایگاه خود قدمی مثبت برای رشد و بهبود جامعهی معماری بردارند و تنها به سخن گفتن اکتفا نمیکنند، کمال تشکر را دارم.
@Anjoman_Motaleat
📝همهی ما مقصریم| از طرف: عطیه شیری، دانشجوی کارشناسی معماری دانشگاه آزاد تهران جنوب
با نگاهی انتقادآمیز قلم به دست میگیرم تا بلکه بتوانم گوشهای از مشکلات جامعهی معماری را به طور خلاصه بیان کنم. جامعهی معماری نیز مانند بقیهی جوامع و نهادها به جای پذیرش اشکالات از سوی خود، سعی در پیدا کردن مقصری دیگر دارد. اندیشهی معماران معاصری را خواندم که هر کدام از این نحوهی آموزش گله مند هستند، افرادی باتجربه که در این عرصه سالها تلاش نمودند؛ اما کاش بتوان بستری فراهم کرد که در آن گفت: چه کنیم که این گونه نباشیم؟ به عقیدهی بنده انتقاد کردن، از ارائهی راه حلی برای رفع مشکلات آن هم با کمترین کاستی، بسیار آسان تر است.به علت سخنهای فراوان و کمبود سرانهی کلمهها سخن کوتاه کرده و تنها به جملهای کلیدی از روایتی معروف اشاره میکنم با این مضمون که همه انسانها قدرت انتقاد دارند اما جرأت اصلاح، خیر!
پرسیدند ایراد کجاست؟ از دانشگاه، اساتید و یا دانشجویان؟
بنده جواب میدهم: همه، همهی ما مقصریم.
صرفا به دانشگاه رفتن ما را معمار نمیکند، اما دانشگاه آن بستر تسهیل کنندهای باید باشد که ما را در مسیر معمار شدن یاری دهد. دانشگاه آن جایی است که بهترین اساتید متخصص هر درس را جذب کند. استادی وجود ندارد که در همهی درسها به یک اندازه از تجربه و علم بهرمند باشد. البته که این بزرگواران، هرچقدر هم کمتجربه، از دانشجویان علم بیشتری دارند اما به این معنی نیست که یک استاد بتواند انواع درسهای داخل چارت درسی را از «بیان» تا «طرح نهایی» به خوبی تدریس کند. دانشگاه باید آن برنامهریزی باشد که با فراهم آوردن اردوها، درست نگاه کردنِ یک معمار را به محیط اطراف خود آموزش دهد و همچنین به جای اکتفا به تدریس کتب درسی; کسب تجربهی آزادانه در محیط طبیعی توسطِ خود دانشجویان را فراهم آورد. افرادی را تحویل جامعهی معماری دهیم که پس از فارغالتحصیل شدن، یک معمار مفید باشند و در این عرصه سخنی برای گفتن داشته باشند.
بزرگی از استاد خود تشکر کرده بود که به جای اندیشهها، چگونه اندیشیدن را به وی آموخته بود. این سوال بنده است، سوال فردی که از واحدهای عملی خود فقط ساعتهای زیاد تدریس را به جای مفاهیمی مثل «تجربه کردن»، درک کرده است. چه تعداد از ما درست اندیشیدن را بلدیم؟ چه تعداد از این اساتید با این روند تدریس در سالهای تحصیل ما حضور داشتند؟
ما در یک نظام آموزشی تحصیل میکنیم که ما را باور ندارند. به نظر شما اگر استادی دانشجویان خود را باور نداشته باشد، تمام توان خود را برای آموزش به آن ها صرف خواهد کرد؟ یا بالعکس: آیا در چنین شرایطی، دانشجویان تمام تلاش خود را برای بهتر شدن و بهترین بودن میکنند؟
این سخنها برآمده از سخنان یکی از اساتید ماست که در کلاس نقل شد. استادی گرانقدر و خوب که دانشجویان، تنها از حجم کارهای زیادشان کمی ناراضی بودند.
اجازه میطلبم این روایت را با زبانی عامیانه بیان کنم تا شما هم از عمق فاجعهی موجود که در ذهن بعضی از اساتید این جامعه است آگاه سازم. در جمعی از اساتید، فردی به ایشان گفته بود: «چرا این قدر سختگیری میکنید؟ کمی آسانتر بگیرید». استادمان در جواب گفتند: «اینطوری که این ها چیزی نمیشوند». (منظور معمار خوب شدن)
آن فرد پاسخ داد «مگه قرار چیزی بشوند؟!»
این است ناباوری برخی اساتید به دانشجویان خود، در صورتی که خود این افراد ما را آموزش میدهند.
در این بحبوحه از قشر خود نیز گله دارم، از دانشجویانی که همه چیز را به همین منوال رها کردهاند و از گوشهای تلاش برای تغییر مثبت در این روند آموزش دریغ دارند؛ همچون تلاش برای برپایی اردوها و یا پر کردن فرم سادهای برای به حد نصاب رساندن تعداد دانشجویان جهت برگزاری یک کلاس با استادی خوب، آن هم برای درس خود. باز هم این نظام آموزشی ما هست که بجای اجرای روند اداری، کارها را از سر خود باز میکند و دانشجویان را به این باور میرساند که هر گونه تلاش در این زمینهها صرفا بینتیجه است و چیزی جز هدر دادن وقت نیست.
از تمام افرادی که با عملکرد درست خود در حیطهی وظایفشان سعی میکنند تا حداقل در جایگاه خود قدمی مثبت برای رشد و بهبود جامعهی معماری بردارند و تنها به سخن گفتن اکتفا نمیکنند، کمال تشکر را دارم.
@Anjoman_Motaleat