🔻نسلِ Z در ایران: میان ساختار و کنش، یک فراخوان برای بازطراحی نهادها
نسل Z در شرایطِ «عدم قطعیتِ اقتصادی» و «شبکههای عمومیِ متصل» رشد کرده است. تجربهی زیستهی آنها نشان میدهد که کنشِ مدنی دیگر تنها محصول تعهد اخلاقی یا تعلق نهادی نیست؛ بلکه به «احساسِ اثربخشی»، «فرصتِ تجربه و یادگیری» و «ساختارهای مشارکتیِ شفاف» وابسته است. از منظر جامعهشناسی، ما با یک جابجایی مفهومی مواجهایم: از سیاستِ نمایندگی به سمت سیاستِ عملگرایانه؛ از سازمانهای سلسله مراتبی به سمت شبکههای افقی.
پیشنهاد برای کنشگران و سازمانها:
• به جای فراخوانِ کلی، پروژههای کوتاهمدتِ هدفمند و فیدبکمحور ارائه کنید.
• ظرفیتهای یادگیریِ میدانی و رشد مهارت فراهم کنید، مشارکت باید «فرصتِ رشد» باشد.
• شفافیتِ مالی و عملیاتی را بهصورت فعال نشان دهید تا اعتماد ساخته شود.
• رابطهی میاننسلی و گفتوگوی افقی را نهادینه کنید، نسل Z خواهان «صدا» است، نه صرفاً «نیروی اجرا».
توضیح نمونهگیری: در این پژوهش، نمونهگیری بهصورت در دسترس از میان جوانان نسل Z انجام شد. بهمنظور گسترش دامنه پاسخدهندگان، از روش گلولهبرفی نیز استفاده گردید.
@imamalisociety
نسل Z در شرایطِ «عدم قطعیتِ اقتصادی» و «شبکههای عمومیِ متصل» رشد کرده است. تجربهی زیستهی آنها نشان میدهد که کنشِ مدنی دیگر تنها محصول تعهد اخلاقی یا تعلق نهادی نیست؛ بلکه به «احساسِ اثربخشی»، «فرصتِ تجربه و یادگیری» و «ساختارهای مشارکتیِ شفاف» وابسته است. از منظر جامعهشناسی، ما با یک جابجایی مفهومی مواجهایم: از سیاستِ نمایندگی به سمت سیاستِ عملگرایانه؛ از سازمانهای سلسله مراتبی به سمت شبکههای افقی.
پیشنهاد برای کنشگران و سازمانها:
• به جای فراخوانِ کلی، پروژههای کوتاهمدتِ هدفمند و فیدبکمحور ارائه کنید.
• ظرفیتهای یادگیریِ میدانی و رشد مهارت فراهم کنید، مشارکت باید «فرصتِ رشد» باشد.
• شفافیتِ مالی و عملیاتی را بهصورت فعال نشان دهید تا اعتماد ساخته شود.
• رابطهی میاننسلی و گفتوگوی افقی را نهادینه کنید، نسل Z خواهان «صدا» است، نه صرفاً «نیروی اجرا».
توضیح نمونهگیری: در این پژوهش، نمونهگیری بهصورت در دسترس از میان جوانان نسل Z انجام شد. بهمنظور گسترش دامنه پاسخدهندگان، از روش گلولهبرفی نیز استفاده گردید.
@imamalisociety
نابودی حافظه
🔰 با نگاهی بر جامعه مدنی در نظام توتالیتر
"بخش نخست؛ زمانی که قدرت تاریخ را میبلعد"
در نظامهای اقتدارگرا، حذف نهادهای مدنی تلاشی آگاهانه برای پاکسازی حافظهی جمعی جامعه است. قدرتهای توتالیتر، برای تثبیت سلطهی خود، تنها به کنترل حال و آینده بسنده نمیکنند، بلکه گذشته را نیز به تصرف خویش درمیآورند.
نهادهای مدنی، با ثبت روایتها، تجارب و دستاوردهای اجتماعی، نقش حافظهی زندهی جامعه را ایفا میکنند. این حافظه، بستری است که در آن مفاهیمی چون مسئولیت اجتماعی، همبستگی مدنی و مطالبهگری جمعی تکوین مییابد. از این منظر، نابودی آرشیوها و تاریخ نهادهای مدنی اقدامی صرفاً فنی یا بوروکراتیک نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد ساختاری برای گسستن پیوند میان کنش جمعی و یادگیری اجتماعی است.
فرایند حذف حافظه در حکومتهای اقتدارگرا معمولاً در چند سطح رخ می دهد:
نخست امنیتیسازی فضای مدنی از طریق برچسبگذاری سیاسی یا فرهنگی و معرفی نهادهای مستقل بهعنوان عناصر «وابسته» بهمنظور آمادهسازی افکار عمومی برای حذف آنهاست.
دوم قانونیسازی سرکوب از راه تصویب یا تفسیر مبهم قوانین که زمینهی توقیف داراییها، تعطیلی دفاتر و بازداشت اعضا را فراهم میکند.
سطح سوم بایگانیزدایی فیزیکی و دیجیتال است که به معنای حذف اسناد، تخریب دادهها و نابودی آثار ثبتشده میباشد. بر این اساس بنظر میرسد در عصر حاضر، «پاکسازی دیجیتال» جایگزین کارآمدتری برای مصادرهی فیزیکی شده است؛ روشی که بیصدا اما مؤثر، حافظهی نهادی را از میان میبرد.
در این راستا تجربهی کشورهای مختلف نیز مؤید این روند است. مثلا در روسیه، سازمان «Memorial» که دههها در حوزهی مستندسازی و آموزش مدنی فعالیت داشت، پس از برچسبگذاری سیاسی منحل و آرشیوش مصادره شد. در مصر، پس از سال ۲۰۱۳، دهها سازمان اجتماعی فعال در زمینههای فقرزدایی و توانمندسازی جوانان با اتهامات مالی تعطیل شدند و اسنادشان ناپدید گردید. در ترکیه نیز، در پی وضعیت اضطراری سال ۲۰۱۶، آرشیوهای فرهنگی و آموزشی بسیاری از نهادهای غیردولتی توقیف شد. همچنین در هنگکنگ، حذف دیجیتال پلتفرمهای مشترک میان گروههای مدنی، ابزار کلیدی مهار فضای مشارکت اجتماعی بود.
این اقدامات صرفاً شکل تازهای از سانسور نیستند؛ زیرا سانسور، مانعِ دسترسی به محتواست، اما بایگانیزدایی، حذف خود امکانِ یادآوری و بازاندیشی است. جامعهای که حافظهی مدنی خود را از دست داده باشد، هر بار ناگزیر است از نقطهی صفر آغاز کند؛ جامعهای بیتجربه، بیتداوم و بیتاریخ.
و این خود گویای این حقیقت است که نابودی بایگانی و حافظه نهادی، بخشی از پروژهی مهندسی اجتماعی قدرت است. در چنین چارچوبی، حذف نهادهای مدنی اقدامی هدفمند برای محو و بازنویسی تاریخ کنشگری جمعی و قطع استمرار فرهنگی جامعه است.
قدرتهای اقتدارگرا با حذف حافظهی نهادی، در واقع جامعه را از ابزار فهم خویش تهی میکنند؛ تا هر مطالبه، هر اعتراض و هر حرکت مدنی، بیپشتوانه، بیتاریخ و در نهایت، بیمعنا جلوه کند.
این مطلب ادامه دارد...
🆔@imamalisociety
🔰 با نگاهی بر جامعه مدنی در نظام توتالیتر
"بخش نخست؛ زمانی که قدرت تاریخ را میبلعد"
در نظامهای اقتدارگرا، حذف نهادهای مدنی تلاشی آگاهانه برای پاکسازی حافظهی جمعی جامعه است. قدرتهای توتالیتر، برای تثبیت سلطهی خود، تنها به کنترل حال و آینده بسنده نمیکنند، بلکه گذشته را نیز به تصرف خویش درمیآورند.
نهادهای مدنی، با ثبت روایتها، تجارب و دستاوردهای اجتماعی، نقش حافظهی زندهی جامعه را ایفا میکنند. این حافظه، بستری است که در آن مفاهیمی چون مسئولیت اجتماعی، همبستگی مدنی و مطالبهگری جمعی تکوین مییابد. از این منظر، نابودی آرشیوها و تاریخ نهادهای مدنی اقدامی صرفاً فنی یا بوروکراتیک نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد ساختاری برای گسستن پیوند میان کنش جمعی و یادگیری اجتماعی است.
فرایند حذف حافظه در حکومتهای اقتدارگرا معمولاً در چند سطح رخ می دهد:
نخست امنیتیسازی فضای مدنی از طریق برچسبگذاری سیاسی یا فرهنگی و معرفی نهادهای مستقل بهعنوان عناصر «وابسته» بهمنظور آمادهسازی افکار عمومی برای حذف آنهاست.
دوم قانونیسازی سرکوب از راه تصویب یا تفسیر مبهم قوانین که زمینهی توقیف داراییها، تعطیلی دفاتر و بازداشت اعضا را فراهم میکند.
سطح سوم بایگانیزدایی فیزیکی و دیجیتال است که به معنای حذف اسناد، تخریب دادهها و نابودی آثار ثبتشده میباشد. بر این اساس بنظر میرسد در عصر حاضر، «پاکسازی دیجیتال» جایگزین کارآمدتری برای مصادرهی فیزیکی شده است؛ روشی که بیصدا اما مؤثر، حافظهی نهادی را از میان میبرد.
در این راستا تجربهی کشورهای مختلف نیز مؤید این روند است. مثلا در روسیه، سازمان «Memorial» که دههها در حوزهی مستندسازی و آموزش مدنی فعالیت داشت، پس از برچسبگذاری سیاسی منحل و آرشیوش مصادره شد. در مصر، پس از سال ۲۰۱۳، دهها سازمان اجتماعی فعال در زمینههای فقرزدایی و توانمندسازی جوانان با اتهامات مالی تعطیل شدند و اسنادشان ناپدید گردید. در ترکیه نیز، در پی وضعیت اضطراری سال ۲۰۱۶، آرشیوهای فرهنگی و آموزشی بسیاری از نهادهای غیردولتی توقیف شد. همچنین در هنگکنگ، حذف دیجیتال پلتفرمهای مشترک میان گروههای مدنی، ابزار کلیدی مهار فضای مشارکت اجتماعی بود.
این اقدامات صرفاً شکل تازهای از سانسور نیستند؛ زیرا سانسور، مانعِ دسترسی به محتواست، اما بایگانیزدایی، حذف خود امکانِ یادآوری و بازاندیشی است. جامعهای که حافظهی مدنی خود را از دست داده باشد، هر بار ناگزیر است از نقطهی صفر آغاز کند؛ جامعهای بیتجربه، بیتداوم و بیتاریخ.
و این خود گویای این حقیقت است که نابودی بایگانی و حافظه نهادی، بخشی از پروژهی مهندسی اجتماعی قدرت است. در چنین چارچوبی، حذف نهادهای مدنی اقدامی هدفمند برای محو و بازنویسی تاریخ کنشگری جمعی و قطع استمرار فرهنگی جامعه است.
قدرتهای اقتدارگرا با حذف حافظهی نهادی، در واقع جامعه را از ابزار فهم خویش تهی میکنند؛ تا هر مطالبه، هر اعتراض و هر حرکت مدنی، بیپشتوانه، بیتاریخ و در نهایت، بیمعنا جلوه کند.
این مطلب ادامه دارد...
🆔@imamalisociety
نابودی حافظه
🔻بخش دوم؛
پاکسازی حافظهی مدنی؛ روایت تخریب مستندات جمعیت امام علی(ع)
در بخش نخست، به پدیدارشناسی و متدولوژی حذف و نابودی مسیر جامعهی مدنی توسط ساختارهای قدرت در نظامهای توتالیتر پرداخته شد؛ اینکه چگونه با محوسازی اندیشهها، روشها و گفتمانهای مدنی، میدان برای تاختوتاز ارکان استبداد هموار میشود.
در این بخش، تمرکز بر چگونگی پیادهسازی عملی این حربهها در روند نابودسازی مستندات، محتواها و آثار جمعیت امام علی(ع) است؛ روندی که به شکلی تدریجی، هدفمند و چندلایه توسط ساختارهای امنیتی دنبال شد.
جمعیت امام علی، بهعنوان نهادی برخاسته از متن جامعه و متکی بر حضور داوطلبانهی هزاران جوان و فعال اجتماعی، در بیش از یکچهارم قرن فعالیت، به الگویی بیبدیل از امدادرسانی، حمایتگری، توانمندسازی، فرهنگسازی و مطالبهگری اجتماعی بدل شد. حاصل این مسیر، گنجینهای غنی از مستندات سمعی و بصری از عمق آسیبهای اجتماعی در حاشیههای کشور بود؛ تصاویری از کودکان کار و خیابان، زنان درگیر فقر و اعتیاد، و نیز از تلاشهای داوطلبان برای ساختن بدیلی انسانی و مدنی در دل رنج.
این مجموعه، خود حافظهی زندهی جامعهی مدنی ایران بود؛ حافظهای که نهتنها بازتابی از رنجها، بلکه سندی از پایداری، تفکر و اثربخشی کنش جمعی در شرایط دشوار سیاسی و اجتماعی محسوب میشد.
اما همانگونه که در بخش نخست توضیح داده شد، در ساختارهای توتالیتر، حافظهی مدنی بزرگترین تهدید برای تمامیتخواهان است. از همین رو، جمعیت امام علی نیز از تیرهای زهرآگین این جریانها در امان نماند و حافظهاش هدف یکی از سازمانیافتهترین پروژههای حذف نهادی قرار گرفت؛ پروژهای که به دست نفوذ عوامل ساختارهای امنیتی و گاه با همکاری اجباری یا فریبخوردهی ناآگاهانه برخی از درون جمعیت، در سکوت و تدریج رقم خورد.
در ادامه، به مهمترین ابعاد این روند اشاره میشود:
🔹 ۱.طبقهبندی و تقطیع هدفمند آرشیوهای فکری
بخشی از عملیات تخریب بنظر میرسد با نفوذ عوامل امنیتی طبق روشهای ذکر شده در بخش نخست و دسترسی آنان به تیم سمعیـبصری جمعیت آغاز شد. این افراد، اقدام به کلاسهبندی و تقطیع گزینشی فایلهای ویدئویی از کلاسها، همایشها و نشستهای مختلف جمعیت نمودند.
سپس، بخشهایی از این فایلها در روند پروندهسازیها و محکومیتها و در نبود هیچ شبهه و اتهام مالی در جهت انحلال جمعیت مورد استفاده قرار گرفت
بخش اعظم دیگر، حذف یا مخدوش شد تا امکان انتشار عمومی و ارائهی کامل آن در دفاعیات قضایی از میان برود.
🔹 ۲. پاکسازی حافظهی نخستین سالهای شکلگیری جمعیت
در راستای مغشوشسازی منشأ این حرکت مدنی، مستندات مربوط به نخستین فعالیتهای جمعیت نیز هدف قرار گرفت؛ از جمله تصاویر فعالیتهای داوطلبان در بیمارستانها در کنار کودکان مبتلا به سرطان، مراسم «آیین کوچهگردان»، و فعالیتهای انساندوستانهای که در هفت سال نخست آغاز جمعیت شکل گرفته بود.
🔹 ۳. تحریف و تخریب مستندات تصویری از حضور میدانی و هنری
در ادامه، برای تحریف واقعیت و وارونهسازی حقیقت، اقداماتی هدفمند جهت تخریب و پاکسازی صوتی و تصویری فیلمهای حضور دلسوزانه اعضای روی گردان از ارکانهای قدرت استبدازده در فعالیتهای امدادی انجام شد. همچنین بخش اعظم تصاویر گرفته شده از اجراهای تئاتر با مضامین اجتماعی فرزندان جمعیت نیز، مورد تخریب و دستکاری قرار گرفت تا هرگونه نشانهای از رویکرد انسانگرایانهی جمعیت محو شود.
🔹 ۴. نابودی دادههای میدانی و مستندات آسیبشناسی اجتماعی
بخش عظیمی از آرشیو مربوط به شناسایی آسیبهای اجتماعی در محلات حاشیهای نیز نابود شد؛ از جمله تصاویر و گزارشهای مربوط به کودکان زبالهگرد، کارگاههای بازیافت، اعتیاد کودکان، فقر شدید و مسائل مرتبط با زنان. این دادهها حاصل سالها حضور میدانی داوطلبان بود و حذف آنها به معنای حذف اسناد بیبدیل از واقعیت زیستهی فرودستان در ایران است.
🔹 ۵. تخریب دستاوردهای فرهنگی، هنری و آموزشی
در نهایت، بخش اعظم محتواهای تولیدی مرتبط با برنامههای فرهنگی، هنری و آموزشی جمعیت که بازتابی از فرآیند توانمندسازی کودکان و زنان تحت حمایت بود، معدوم گردید. این بخش از آرشیو، شواهد مهمی از تأثیر اجتماعی و خلاقیتهای جمعی داوطلبان در طول دو دهه فعالیت محسوب میشد.
🔻 آنچه از خلال این تخریبها مشهود است تلاش برای پاک کردن امکان یادآوری و استمرار تجربهی مدنی یک نسل است؛ نسلی که باور داشت میتوان با مهر، دانش، و کنش جمعی، ساختارهای ناعادلانه را به چالش کشید. و در ادامه این پاک کردن سعی بر تخریب این نهاد مدنی با روایتسازیهای مشوش همچنان به قوت خویش باقیست در حالی که مستنداتی برای دفاع در اختیار این جمعیت نیست.
👈 لطفا ادامه مطلب را از طریق instantview مطالعه بفرمایید.
🆔@imamalisociety
🔻بخش دوم؛
پاکسازی حافظهی مدنی؛ روایت تخریب مستندات جمعیت امام علی(ع)
در بخش نخست، به پدیدارشناسی و متدولوژی حذف و نابودی مسیر جامعهی مدنی توسط ساختارهای قدرت در نظامهای توتالیتر پرداخته شد؛ اینکه چگونه با محوسازی اندیشهها، روشها و گفتمانهای مدنی، میدان برای تاختوتاز ارکان استبداد هموار میشود.
در این بخش، تمرکز بر چگونگی پیادهسازی عملی این حربهها در روند نابودسازی مستندات، محتواها و آثار جمعیت امام علی(ع) است؛ روندی که به شکلی تدریجی، هدفمند و چندلایه توسط ساختارهای امنیتی دنبال شد.
جمعیت امام علی، بهعنوان نهادی برخاسته از متن جامعه و متکی بر حضور داوطلبانهی هزاران جوان و فعال اجتماعی، در بیش از یکچهارم قرن فعالیت، به الگویی بیبدیل از امدادرسانی، حمایتگری، توانمندسازی، فرهنگسازی و مطالبهگری اجتماعی بدل شد. حاصل این مسیر، گنجینهای غنی از مستندات سمعی و بصری از عمق آسیبهای اجتماعی در حاشیههای کشور بود؛ تصاویری از کودکان کار و خیابان، زنان درگیر فقر و اعتیاد، و نیز از تلاشهای داوطلبان برای ساختن بدیلی انسانی و مدنی در دل رنج.
این مجموعه، خود حافظهی زندهی جامعهی مدنی ایران بود؛ حافظهای که نهتنها بازتابی از رنجها، بلکه سندی از پایداری، تفکر و اثربخشی کنش جمعی در شرایط دشوار سیاسی و اجتماعی محسوب میشد.
اما همانگونه که در بخش نخست توضیح داده شد، در ساختارهای توتالیتر، حافظهی مدنی بزرگترین تهدید برای تمامیتخواهان است. از همین رو، جمعیت امام علی نیز از تیرهای زهرآگین این جریانها در امان نماند و حافظهاش هدف یکی از سازمانیافتهترین پروژههای حذف نهادی قرار گرفت؛ پروژهای که به دست نفوذ عوامل ساختارهای امنیتی و گاه با همکاری اجباری یا فریبخوردهی ناآگاهانه برخی از درون جمعیت، در سکوت و تدریج رقم خورد.
در ادامه، به مهمترین ابعاد این روند اشاره میشود:
🔹 ۱.طبقهبندی و تقطیع هدفمند آرشیوهای فکری
بخشی از عملیات تخریب بنظر میرسد با نفوذ عوامل امنیتی طبق روشهای ذکر شده در بخش نخست و دسترسی آنان به تیم سمعیـبصری جمعیت آغاز شد. این افراد، اقدام به کلاسهبندی و تقطیع گزینشی فایلهای ویدئویی از کلاسها، همایشها و نشستهای مختلف جمعیت نمودند.
سپس، بخشهایی از این فایلها در روند پروندهسازیها و محکومیتها و در نبود هیچ شبهه و اتهام مالی در جهت انحلال جمعیت مورد استفاده قرار گرفت
بخش اعظم دیگر، حذف یا مخدوش شد تا امکان انتشار عمومی و ارائهی کامل آن در دفاعیات قضایی از میان برود.
🔹 ۲. پاکسازی حافظهی نخستین سالهای شکلگیری جمعیت
در راستای مغشوشسازی منشأ این حرکت مدنی، مستندات مربوط به نخستین فعالیتهای جمعیت نیز هدف قرار گرفت؛ از جمله تصاویر فعالیتهای داوطلبان در بیمارستانها در کنار کودکان مبتلا به سرطان، مراسم «آیین کوچهگردان»، و فعالیتهای انساندوستانهای که در هفت سال نخست آغاز جمعیت شکل گرفته بود.
🔹 ۳. تحریف و تخریب مستندات تصویری از حضور میدانی و هنری
در ادامه، برای تحریف واقعیت و وارونهسازی حقیقت، اقداماتی هدفمند جهت تخریب و پاکسازی صوتی و تصویری فیلمهای حضور دلسوزانه اعضای روی گردان از ارکانهای قدرت استبدازده در فعالیتهای امدادی انجام شد. همچنین بخش اعظم تصاویر گرفته شده از اجراهای تئاتر با مضامین اجتماعی فرزندان جمعیت نیز، مورد تخریب و دستکاری قرار گرفت تا هرگونه نشانهای از رویکرد انسانگرایانهی جمعیت محو شود.
🔹 ۴. نابودی دادههای میدانی و مستندات آسیبشناسی اجتماعی
بخش عظیمی از آرشیو مربوط به شناسایی آسیبهای اجتماعی در محلات حاشیهای نیز نابود شد؛ از جمله تصاویر و گزارشهای مربوط به کودکان زبالهگرد، کارگاههای بازیافت، اعتیاد کودکان، فقر شدید و مسائل مرتبط با زنان. این دادهها حاصل سالها حضور میدانی داوطلبان بود و حذف آنها به معنای حذف اسناد بیبدیل از واقعیت زیستهی فرودستان در ایران است.
🔹 ۵. تخریب دستاوردهای فرهنگی، هنری و آموزشی
در نهایت، بخش اعظم محتواهای تولیدی مرتبط با برنامههای فرهنگی، هنری و آموزشی جمعیت که بازتابی از فرآیند توانمندسازی کودکان و زنان تحت حمایت بود، معدوم گردید. این بخش از آرشیو، شواهد مهمی از تأثیر اجتماعی و خلاقیتهای جمعی داوطلبان در طول دو دهه فعالیت محسوب میشد.
🔻 آنچه از خلال این تخریبها مشهود است تلاش برای پاک کردن امکان یادآوری و استمرار تجربهی مدنی یک نسل است؛ نسلی که باور داشت میتوان با مهر، دانش، و کنش جمعی، ساختارهای ناعادلانه را به چالش کشید. و در ادامه این پاک کردن سعی بر تخریب این نهاد مدنی با روایتسازیهای مشوش همچنان به قوت خویش باقیست در حالی که مستنداتی برای دفاع در اختیار این جمعیت نیست.
👈 لطفا ادامه مطلب را از طریق instantview مطالعه بفرمایید.
🆔@imamalisociety
Telegraph
نابودی حافظه
بخش دوم؛ پاکسازی حافظهی مدنی؛ روایت تخریب مستندات جمعیت امام علی(ع) در بخش نخست، به پدیدارشناسی و متدولوژی حذف و نابودی مسیر جامعهی مدنی توسط ساختارهای قدرت در نظامهای توتالیتر پرداخته شد؛ اینکه چگونه با محوسازی اندیشهها، روشها و گفتمانهای مدنی، میدان…
نابودی حافظه
🔻بخش سوم
از تخریب ساختار تا مهندسی بیاعتمادی
در دو بخش پیشین، از یک سو به منطق و متدولوژی حذف حافظهی مدنی در نظامهای توتالیتر پرداخته شد و از سوی دیگر، نمونهی عینی این روند در نابودی آرشیو و مستندات جمعیت امام علی تشریح گردید. در این بخش، تمرکز بر «الگوهای رفتاری» و سازوکارهایی است که به تخریب تدریجی این نهاد مردمی انجامید؛ رفتارهایی که درهمتنیدگی سیاستهای امنیتی را بازتاب میدهد، بیآنکه ادعای کشف تمام حقیقت را داشته باشد.
جمعیت امام علی همواره آگاه بوده و هست که تنوع دیدگاه، اختلاف نظر و حتی تضاد آرا، جزء جداییناپذیر هر کنش جمعی زنده است و در واقع، یکی از نیروهای محرکهی رشد، خلاقیت و اصلاح درونی به شمار میآید. آنچه در این نوشتار نقد و توصیف میشود الگوهای رفتاری مخربی است که آگاهانه یا ناآگاهانه، از سطح اختلاف نظر سالم عبور کرده و به مهندسی بیاعتمادی، تضعیف همبستگی، تحریف واقعیت و تخریب ساختار انجامیده است. تمایز میان «اختلاف سازنده» و «رفتارهای برهمزنندهی اعتماد و انسجام» برای جمعیت امری بنیادی است؛ از همین رو، تأکید این مقاله بر نقد نوع دوم است، بیآنکه حق طبیعی تنوع دیدگاه و نقد درونی زیر سؤال برود.
محدودیتهای قضاوت و وفاداری به حقیقت
پیش از هر چیز باید تأکید شود که جمعیت امام علی در شرایطی هدف فشار و سرکوب قرار گرفت که امکان شکلگیری سازوکارهای عادلانهی حقیقتیابی عملاً وجود نداشت. از این رو، آنچه در پی میآید «توصیف روندها و الگوهای رفتاری» است؛ تلاشی برای ثبت تجربهی تاریخی یک نهاد مدنی، با پایبندی به اصول اخلاقی، حقوق بشری و انصاف. این روایت، آگاهانه از برچسبزنی شخصی و قضاوت زودهنگام پرهیز میکند و تنها تا آنجا پیش میرود که شواهد، تجربهی جمعی و قرائن رفتاری اجازه میدهد...
👈 لطفا ادامه مطلب را از طریق instantview مطالعه بفرمایید.
🆔@imamalisociety
🔻بخش سوم
از تخریب ساختار تا مهندسی بیاعتمادی
در دو بخش پیشین، از یک سو به منطق و متدولوژی حذف حافظهی مدنی در نظامهای توتالیتر پرداخته شد و از سوی دیگر، نمونهی عینی این روند در نابودی آرشیو و مستندات جمعیت امام علی تشریح گردید. در این بخش، تمرکز بر «الگوهای رفتاری» و سازوکارهایی است که به تخریب تدریجی این نهاد مردمی انجامید؛ رفتارهایی که درهمتنیدگی سیاستهای امنیتی را بازتاب میدهد، بیآنکه ادعای کشف تمام حقیقت را داشته باشد.
جمعیت امام علی همواره آگاه بوده و هست که تنوع دیدگاه، اختلاف نظر و حتی تضاد آرا، جزء جداییناپذیر هر کنش جمعی زنده است و در واقع، یکی از نیروهای محرکهی رشد، خلاقیت و اصلاح درونی به شمار میآید. آنچه در این نوشتار نقد و توصیف میشود الگوهای رفتاری مخربی است که آگاهانه یا ناآگاهانه، از سطح اختلاف نظر سالم عبور کرده و به مهندسی بیاعتمادی، تضعیف همبستگی، تحریف واقعیت و تخریب ساختار انجامیده است. تمایز میان «اختلاف سازنده» و «رفتارهای برهمزنندهی اعتماد و انسجام» برای جمعیت امری بنیادی است؛ از همین رو، تأکید این مقاله بر نقد نوع دوم است، بیآنکه حق طبیعی تنوع دیدگاه و نقد درونی زیر سؤال برود.
محدودیتهای قضاوت و وفاداری به حقیقت
پیش از هر چیز باید تأکید شود که جمعیت امام علی در شرایطی هدف فشار و سرکوب قرار گرفت که امکان شکلگیری سازوکارهای عادلانهی حقیقتیابی عملاً وجود نداشت. از این رو، آنچه در پی میآید «توصیف روندها و الگوهای رفتاری» است؛ تلاشی برای ثبت تجربهی تاریخی یک نهاد مدنی، با پایبندی به اصول اخلاقی، حقوق بشری و انصاف. این روایت، آگاهانه از برچسبزنی شخصی و قضاوت زودهنگام پرهیز میکند و تنها تا آنجا پیش میرود که شواهد، تجربهی جمعی و قرائن رفتاری اجازه میدهد...
👈 لطفا ادامه مطلب را از طریق instantview مطالعه بفرمایید.
🆔@imamalisociety
Telegraph
از تخریب ساختار تا مهندسی بیاعتمادی
🔻بخش سوم از تخریب ساختار تا مهندسی بیاعتمادی در دو بخش پیشین، از یک سو به منطق و متدولوژی حذف حافظهی مدنی در نظامهای توتالیتر پرداخته شد و از سوی دیگر، نمونهی عینی این روند در نابودی آرشیو و مستندات جمعیت امام علی تشریح گردید. در این بخش، تمرکز بر «الگوهای…
درباره فقر ساختاری، سرکوب اعتراضات و کشتار بیرحمانه و ضرورت گذار مسالمتآمیز برای حفظ ایران
اعتراضهای گستردهی معیشتی امروز، واکنشی مقطعی به گرانی یا یک بحران کوتاهمدت نیست؛ بازتاب انباشتی سالها فقر ساختاری، ناامنی اقتصادی، فرسایش سرمایه اجتماعی و حذف تدریجی امکان زیستن با کرامت است. آنچه بر زندگی مردم تحمیل شده، نتیجهی تصادف یا رویدادهای گذرا نیست؛ برآمده از مجموعهای از تصمیمها و اولویتهاست: سیاستهای اقتصادی نابرابرساز، فساد و رانتِ سازمانیافته و سازوکارهایی که شکاف طبقاتی را عمیقتر کرده و امکان ترمیم را کاهش دادهاند. در چنین وضعیتی، فقر از یک وضعیت استثنایی عبور میکند و به سازوکاری پایدار برای بازتولید محرومیت تبدیل میشود.
همچنین باید یاداور شد؛ مطالبهی آزادی و حق تعیین سرنوشت در متن این اعتراضها، حضور پررنگ دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
ادامه مطلب را در لینک دنبال بفرمایید: https:// tinyurl.com/35tc7bpk
اعتراضهای گستردهی معیشتی امروز، واکنشی مقطعی به گرانی یا یک بحران کوتاهمدت نیست؛ بازتاب انباشتی سالها فقر ساختاری، ناامنی اقتصادی، فرسایش سرمایه اجتماعی و حذف تدریجی امکان زیستن با کرامت است. آنچه بر زندگی مردم تحمیل شده، نتیجهی تصادف یا رویدادهای گذرا نیست؛ برآمده از مجموعهای از تصمیمها و اولویتهاست: سیاستهای اقتصادی نابرابرساز، فساد و رانتِ سازمانیافته و سازوکارهایی که شکاف طبقاتی را عمیقتر کرده و امکان ترمیم را کاهش دادهاند. در چنین وضعیتی، فقر از یک وضعیت استثنایی عبور میکند و به سازوکاری پایدار برای بازتولید محرومیت تبدیل میشود.
همچنین باید یاداور شد؛ مطالبهی آزادی و حق تعیین سرنوشت در متن این اعتراضها، حضور پررنگ دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
ادامه مطلب را در لینک دنبال بفرمایید: https:// tinyurl.com/35tc7bpk
#جمعیت_امام_علی به عنوان یک نهاد مدنی، قویا سرکوب وحشیانه و کشتار غیرنظامیان و کودکان در ایران را محکوم نموده و از وجدانهای بیدار جامعه جهانی و نهادهای بین المللی درخواست دارد که به یاری مردم ایران بشتابند و نگذارند این جنایتها در خاموشی اینترنت ادامه پیدا کند.
#حقوق_بشر
#ایران
#حقوق_بشر
#ایران
به: کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
جناب آقای فولکر تورک
موضوع: درخواست پیگیری جنایتهای گسترده و نقض حقوق بشر در ایران
عالیجناب،
جمعیت امام علی، بهعنوان یک نهاد غیردولتی و بشردوستانه با بیش از ۲۳ سال سابقه فعالیت در ایران و دارنده مقام مشورتی عام در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد، با نگرانی عمیق نسبت به وضعیت کنونی حقوق بشر در ایران، این نامه را به حضور جنابعالی تقدیم میدارد.
این جمعیت سالها در راستای نجات انسانهای بهحاشیهراندهشده تلاش کرده (دنباله مطلب در لینک زیر: https://tinyurl.com/2xmz488k
جناب آقای فولکر تورک
موضوع: درخواست پیگیری جنایتهای گسترده و نقض حقوق بشر در ایران
عالیجناب،
جمعیت امام علی، بهعنوان یک نهاد غیردولتی و بشردوستانه با بیش از ۲۳ سال سابقه فعالیت در ایران و دارنده مقام مشورتی عام در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد، با نگرانی عمیق نسبت به وضعیت کنونی حقوق بشر در ایران، این نامه را به حضور جنابعالی تقدیم میدارد.
این جمعیت سالها در راستای نجات انسانهای بهحاشیهراندهشده تلاش کرده (دنباله مطلب در لینک زیر: https://tinyurl.com/2xmz488k
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸بیانیه جمعیت امام علی در سی و نهمین نشست ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره وخامت وضعیت حقوق بشر در ایران که جمعه 3 بهمن در ژنو برگزار شد. برای دیدن فیلم کامل این جلسه به لینک
https://webtv.un.org/en/asset/k1m/k1mxhbfwh0
مراجعه کنید.
https://webtv.un.org/en/asset/k1m/k1mxhbfwh0
مراجعه کنید.
🔻زخمهای بیپایان
تصویر سمت چپ دو نقاشی از دو کودک تهرانی و بندر عباسی است که در مسابقات شهر صلح؛ که در سطح جهان توسط سازمان ملل برگزار شده است، در بین کودکان اقصی نقاط دنیا مقام کسب کردهاند. ذهن زیبای کودکان پر از رنگ و نقش و زیبایی است و این آفرینش زیبایی، جهان ما را زیبا میکند.
عکس سمت راست؛ کودک اهل قروه را نشان میدهد که به وحشیانهترین طریق ممکن در شهر و زادگاه خود، توسط کسانی که قرار بود شهر را برایش امن و صلح آمیز کنند به رگبار بسته شده است.
در هفتههای اخیر دهها کودک بیگناه جان خود را با شلیک مستقیم گلوله از دست دادند. در میان جنایتهایی که بشر مرتکب میشود شاید کودککشی از همه شنیعتر و سبعانهتر است. وقتی به کودک انسان رحممان نمیآید یعنی عنصری به نام رحم و شفقت در ما مرده است. تنها موجودات ضد اجتماعی و خطرناک قادر به شلیک و کشتار کودک انسان هستند و این جنایت با هیچ آیین، مذهب و برهانی توجیه نمیشود.
جمهوری اسلامی سالهاست نقض سیستماتیک حقوق کودکان را با اعدام کودکان، بیهزینه کردن قتل ناموسی، کودک آزاری و تجاوز به کودکان و شی انگاری کودکان در قاموس دارایی پدران در قوانین خود نهادینه کرده بود اما در سالهای اخیر خود مجری این قتلها، تجاوزها و آزارها شده است. کشتار، تجاوز و واردسازی جراحت و شکنجه کودکان در بازداشتگاهها در سالهای گذشته هر گونه شک و شبهه برای فرافکنی این جنایات را مرتفع میسازد و مستقیم نوک پیکان مسئولیت را متوجه ایشان میکند. آزادسازی کودکان در بند و توقف آزار و شکنجه کودکان در این شرایط میتواند بر برگهای سیاه و تباه این دفتر بیش از این نیفزاید.
https://i.postimg.cc/SRCdyr9p/image.jpg
🆔@imamalisociety
تصویر سمت چپ دو نقاشی از دو کودک تهرانی و بندر عباسی است که در مسابقات شهر صلح؛ که در سطح جهان توسط سازمان ملل برگزار شده است، در بین کودکان اقصی نقاط دنیا مقام کسب کردهاند. ذهن زیبای کودکان پر از رنگ و نقش و زیبایی است و این آفرینش زیبایی، جهان ما را زیبا میکند.
عکس سمت راست؛ کودک اهل قروه را نشان میدهد که به وحشیانهترین طریق ممکن در شهر و زادگاه خود، توسط کسانی که قرار بود شهر را برایش امن و صلح آمیز کنند به رگبار بسته شده است.
در هفتههای اخیر دهها کودک بیگناه جان خود را با شلیک مستقیم گلوله از دست دادند. در میان جنایتهایی که بشر مرتکب میشود شاید کودککشی از همه شنیعتر و سبعانهتر است. وقتی به کودک انسان رحممان نمیآید یعنی عنصری به نام رحم و شفقت در ما مرده است. تنها موجودات ضد اجتماعی و خطرناک قادر به شلیک و کشتار کودک انسان هستند و این جنایت با هیچ آیین، مذهب و برهانی توجیه نمیشود.
جمهوری اسلامی سالهاست نقض سیستماتیک حقوق کودکان را با اعدام کودکان، بیهزینه کردن قتل ناموسی، کودک آزاری و تجاوز به کودکان و شی انگاری کودکان در قاموس دارایی پدران در قوانین خود نهادینه کرده بود اما در سالهای اخیر خود مجری این قتلها، تجاوزها و آزارها شده است. کشتار، تجاوز و واردسازی جراحت و شکنجه کودکان در بازداشتگاهها در سالهای گذشته هر گونه شک و شبهه برای فرافکنی این جنایات را مرتفع میسازد و مستقیم نوک پیکان مسئولیت را متوجه ایشان میکند. آزادسازی کودکان در بند و توقف آزار و شکنجه کودکان در این شرایط میتواند بر برگهای سیاه و تباه این دفتر بیش از این نیفزاید.
https://i.postimg.cc/SRCdyr9p/image.jpg
🆔@imamalisociety
◾️ابراهیم
چهاردهساله بود.
نه آنقدر بزرگ که «مرد» صدایش کنند،
نه آنقدر کوچک که کسی دلش نیاید به او شلیک کند.
متولد ایران؛
با مادری ایرانی که لالاییهایش فارسی بود
و پدری افغانی که نانش همیشه بوی غربت میداد.
نامش ایرانی بود،
چهرهاش آشنا،
اما سهمش از این خاک
همیشه «نوبت بعد» بود.
از دنیا
حتی یک شناسنامه هم سهمش نشد.
نه کاغذی که ثابت کند «هست»
نه عددی که تولدش را رسمی کند.
بیهویت زندگی کرد
و بیپرونده مُرد؛
انگار نبودنش
از بودنش سادهتر بود.
کودک کار بود.
نه از سر انتخاب،
از سر ضرورت.
دستهایش هنوز باید مداد نگه میداشت
اما آچار و فیلتر روغن را بلد شده بود.
در تعویضروغنی
قدش به کاپوت ماشینها نمیرسید
ولی بار زندگی
زودتر از سنش روی شانههایش افتاده بود.
ابراهیم
با لباسهای همیشه چرکِ شرافتمندانه
و کفشهایی که بیشتر دویده بودند تا ایستاده باشند
به دنیا ثابت میکرد
که فقر جرم نیست
اما مجازات دارد.
و بعد
تیر.
نه به پا
نه به دست
نه به خطا.
به قلب.
قلبی که
برای هیچ دختری تند نزده بود
برای هیچ آیندهای برنامه نچیده بود
برای هیچ رؤیایی فرصت نداشت
ایستاد.
ابراهیم
نه شهید شد
نه قهرمان نام گرفت
نه تیتر شد
نه عزاداریاش مجاز بود
فقط
کم شد.
بیسروصدا
از آمار کودکان کار
و از جمع زندهها.
او را دفن کردند
اما سؤالها هنوز روی زمیناند:
کدام مرز
چهاردهسالگی را بیهویت میکند؟
کدام قانون
کودکی بیشناسنامه را
هدف مشروع میداند؟
و کدام دنیا
مرگ را سهم طبیعی فقر مینویسد؟
ابراهیم
اگر جایی هست که
برای «بودن»
مدرک نمیخواهند
و برای نفس کشیدن
تیر شلیک نمیکنند
آنجا آرام بگیر.
ما
اینجا
با شرمی کهنه
اسم تو را
یادمان خواهد ماند.
https://i.postimg.cc/mkMwT5PG/Post.png
🆔@imamalisociety
چهاردهساله بود.
نه آنقدر بزرگ که «مرد» صدایش کنند،
نه آنقدر کوچک که کسی دلش نیاید به او شلیک کند.
متولد ایران؛
با مادری ایرانی که لالاییهایش فارسی بود
و پدری افغانی که نانش همیشه بوی غربت میداد.
نامش ایرانی بود،
چهرهاش آشنا،
اما سهمش از این خاک
همیشه «نوبت بعد» بود.
از دنیا
حتی یک شناسنامه هم سهمش نشد.
نه کاغذی که ثابت کند «هست»
نه عددی که تولدش را رسمی کند.
بیهویت زندگی کرد
و بیپرونده مُرد؛
انگار نبودنش
از بودنش سادهتر بود.
کودک کار بود.
نه از سر انتخاب،
از سر ضرورت.
دستهایش هنوز باید مداد نگه میداشت
اما آچار و فیلتر روغن را بلد شده بود.
در تعویضروغنی
قدش به کاپوت ماشینها نمیرسید
ولی بار زندگی
زودتر از سنش روی شانههایش افتاده بود.
ابراهیم
با لباسهای همیشه چرکِ شرافتمندانه
و کفشهایی که بیشتر دویده بودند تا ایستاده باشند
به دنیا ثابت میکرد
که فقر جرم نیست
اما مجازات دارد.
و بعد
تیر.
نه به پا
نه به دست
نه به خطا.
به قلب.
قلبی که
برای هیچ دختری تند نزده بود
برای هیچ آیندهای برنامه نچیده بود
برای هیچ رؤیایی فرصت نداشت
ایستاد.
ابراهیم
نه شهید شد
نه قهرمان نام گرفت
نه تیتر شد
نه عزاداریاش مجاز بود
فقط
کم شد.
بیسروصدا
از آمار کودکان کار
و از جمع زندهها.
او را دفن کردند
اما سؤالها هنوز روی زمیناند:
کدام مرز
چهاردهسالگی را بیهویت میکند؟
کدام قانون
کودکی بیشناسنامه را
هدف مشروع میداند؟
و کدام دنیا
مرگ را سهم طبیعی فقر مینویسد؟
ابراهیم
اگر جایی هست که
برای «بودن»
مدرک نمیخواهند
و برای نفس کشیدن
تیر شلیک نمیکنند
آنجا آرام بگیر.
ما
اینجا
با شرمی کهنه
اسم تو را
یادمان خواهد ماند.
https://i.postimg.cc/mkMwT5PG/Post.png
🆔@imamalisociety
🔻ترجمه نامه جمعیت امام علی به نهادهای بینالمللی در اعتراض به حمله به انستیتو پاستور ایران دو روز پس از حمله
به: ریاست محترم شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد (ECOSOC)
رونوشت: سازمان بهداشت جهانی (WHO)
رونوشت: کمیته بینالمللی صلیب سرخ (ICRC)
موضوع: محکومیت تخریب زیرساختهای بیولوژیک و نقض اهداف توسعه پایدار (SDGs)
عالیجنابان،
جهان متمدن امروز بر پایه میثاقی مشترک بنا شده است: ۱۷ هدف توسعه پایدار (SDG 2030) که برای برقراری حداقلی از عدالت برای تمامی ساکنان زمین طراحی شدهاند. دولتها و نهادهای بینالمللی سالانه میلیاردها دلار از داراییهای عمومی را صرف تحقق هدف سوم (SDG 3) یعنی «تضمین زندگی سالم و ارتقای رفاه برای همه» میکنند. این سرمایهگذاریهای عظیم وقف ریشهکنی فلج اطفال، گسترش پوشش همگانی سلامت (UHC) و بهویژه طبق زیربند 3.b، گسترش واکسیناسیون برای ایجاد مصونیت در برابر بیماریهای واگیردار شده است.
با این حال، در پس این تلاشهای صلحآمیز، پارادوکسی هولناک نهفته است: در حالی که جامعه جهانی و سازمانهایی نظیر WHO برای تأمین هر دلار بودجه بهداشتی در تکاپو هستند، ماشینهای جنگی با بودجههایی چندین برابر، دقیقاً همان زیرساختهایی را هدف قرار میدهند که با سرمایه و مالیات شهروندان برای حفاظت از حیات انسانها ساخته شده است.
انستیتو پاستور ایران، به عنوان مؤسسهای با بیش از یک قرن قدمت و عضوی از شبکه بینالمللی پاستور، نمادی از این تعهد ملی و بینالمللی به سلامت است. این مرکز با تولید واکسنهای استراتژیک انسانی (نظیر بثژ و هپاتیت B) و سرمهای حیاتی، همواره خط مقدم دفاع در برابر مرگ بوده است. هدف قرار دادن مستقیم این انستیتو در اول آوریل، تنها حمله به یک ساختمان نیست؛ بلکه یورش به تلاشهای جهانی برای مهار بیماریهاست.
چگونه میتوان پذیرفت که از یک سو جهان بودجههای «بهداشت برای همه» را تصویب کند و از سوی دیگر، در میانه تنشهای نظامی، مراکزی که مسئول سلامت کودکان و غیرنظامیان هستند، زیر آتش موشکها نابود شوند؟ این جنگِ ملتها نیست، اما قربانیان در تمامی طرفهای درگیر، مردمی هستند که حق بر سلامتشان در میانه معادلات قدرت پایمال میشود.
جمعیت امداد دانشجویی-مردمی امام علی، به عنوان نهادی مدافع حقوق زنان و کودکان که دارای مقام مشورتی عام در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل (ECOSOC) است، این درخواست را ارائه میدهد. ما علیرغم چالشهای داخلی گسترده، از جمله بسته شدن اجباری دفاترمان، همچنان صدایی فعال در سطح بینالمللی برای آسیبدیدگان هستیم. صراحتاً اعلام میکنیم که هدف این نامه حمایت از یک ساختار سیاسی نیست؛ انستیتو پاستور یک میراث علمی جهانی و بخشی حیاتی از زیرساختهای بشری است.
ما از کمیته بینالمللی صلیب سرخ و سازمان ملل متحد میخواهیم که بر اساس پروتکلهای الحاقی کنوانسیونهای ژنو، واکنشی قاطع نسبت به تخریب مراکز تحقیقاتی و تولیدی واکسن نشان دهند. سکوت در برابر چنین فجایعی به معنای «عادیسازی نابودی زیرساختهای بیولوژیک» است؛ فاجعهای که مرز نمیشناسد. اگر امروز مهار نشود، بازگشت بیماریهای ریشهکن شده در نهایت تمام جهان را تهدید خواهد کرد.
🆔@imamalisociety
https://i.postimg.cc/bJGPYWYc/HFXk-Zp-Ka8AQMemm.png
به: ریاست محترم شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد (ECOSOC)
رونوشت: سازمان بهداشت جهانی (WHO)
رونوشت: کمیته بینالمللی صلیب سرخ (ICRC)
موضوع: محکومیت تخریب زیرساختهای بیولوژیک و نقض اهداف توسعه پایدار (SDGs)
عالیجنابان،
جهان متمدن امروز بر پایه میثاقی مشترک بنا شده است: ۱۷ هدف توسعه پایدار (SDG 2030) که برای برقراری حداقلی از عدالت برای تمامی ساکنان زمین طراحی شدهاند. دولتها و نهادهای بینالمللی سالانه میلیاردها دلار از داراییهای عمومی را صرف تحقق هدف سوم (SDG 3) یعنی «تضمین زندگی سالم و ارتقای رفاه برای همه» میکنند. این سرمایهگذاریهای عظیم وقف ریشهکنی فلج اطفال، گسترش پوشش همگانی سلامت (UHC) و بهویژه طبق زیربند 3.b، گسترش واکسیناسیون برای ایجاد مصونیت در برابر بیماریهای واگیردار شده است.
با این حال، در پس این تلاشهای صلحآمیز، پارادوکسی هولناک نهفته است: در حالی که جامعه جهانی و سازمانهایی نظیر WHO برای تأمین هر دلار بودجه بهداشتی در تکاپو هستند، ماشینهای جنگی با بودجههایی چندین برابر، دقیقاً همان زیرساختهایی را هدف قرار میدهند که با سرمایه و مالیات شهروندان برای حفاظت از حیات انسانها ساخته شده است.
انستیتو پاستور ایران، به عنوان مؤسسهای با بیش از یک قرن قدمت و عضوی از شبکه بینالمللی پاستور، نمادی از این تعهد ملی و بینالمللی به سلامت است. این مرکز با تولید واکسنهای استراتژیک انسانی (نظیر بثژ و هپاتیت B) و سرمهای حیاتی، همواره خط مقدم دفاع در برابر مرگ بوده است. هدف قرار دادن مستقیم این انستیتو در اول آوریل، تنها حمله به یک ساختمان نیست؛ بلکه یورش به تلاشهای جهانی برای مهار بیماریهاست.
چگونه میتوان پذیرفت که از یک سو جهان بودجههای «بهداشت برای همه» را تصویب کند و از سوی دیگر، در میانه تنشهای نظامی، مراکزی که مسئول سلامت کودکان و غیرنظامیان هستند، زیر آتش موشکها نابود شوند؟ این جنگِ ملتها نیست، اما قربانیان در تمامی طرفهای درگیر، مردمی هستند که حق بر سلامتشان در میانه معادلات قدرت پایمال میشود.
جمعیت امداد دانشجویی-مردمی امام علی، به عنوان نهادی مدافع حقوق زنان و کودکان که دارای مقام مشورتی عام در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل (ECOSOC) است، این درخواست را ارائه میدهد. ما علیرغم چالشهای داخلی گسترده، از جمله بسته شدن اجباری دفاترمان، همچنان صدایی فعال در سطح بینالمللی برای آسیبدیدگان هستیم. صراحتاً اعلام میکنیم که هدف این نامه حمایت از یک ساختار سیاسی نیست؛ انستیتو پاستور یک میراث علمی جهانی و بخشی حیاتی از زیرساختهای بشری است.
ما از کمیته بینالمللی صلیب سرخ و سازمان ملل متحد میخواهیم که بر اساس پروتکلهای الحاقی کنوانسیونهای ژنو، واکنشی قاطع نسبت به تخریب مراکز تحقیقاتی و تولیدی واکسن نشان دهند. سکوت در برابر چنین فجایعی به معنای «عادیسازی نابودی زیرساختهای بیولوژیک» است؛ فاجعهای که مرز نمیشناسد. اگر امروز مهار نشود، بازگشت بیماریهای ریشهکن شده در نهایت تمام جهان را تهدید خواهد کرد.
🆔@imamalisociety
https://i.postimg.cc/bJGPYWYc/HFXk-Zp-Ka8AQMemm.png
🔻گزارش حضور راهبردی جمعیت امام علی در مجامع بینالمللی (مارس ۲۰۲۶) از صحن شورای حقوق بشر در ژنو تا نشست مقام زن در نیویورک؛
در بهار ۱۴۰۵ (مارس ۲۰۲۶)، در حالی که مردم ایران لحظه های دشواری را پنجهدرپنجه استبداد و زیر ضربات جنگ و تنگنای اقتصادی سپری می کردند، جمعیت امام علی به عنوان نهادی دارای مقام مشورتی عام در سازمان ملل، با حضوری فعال و همهجانبه، مجموعهای از بیانیههای انتقادی و راهبردی را در ۶۱ امین نشست شورای حقوق بشر (ژنو) و ۷۰ امین نشست کمیسیون مقام زن (نیویورک) ارائه کرد.
🔸۱. شورای حقوق بشر - ژنو:
جمعیت امام علی در این نشست، در ۷ محور کلیدی به ایراد بیانیه پرداخت:
- ۱۶ مارس (آیتم ۴ - تعامل با هیئت حقیقتیاب):
افشای ابعاد سرکوب خونین اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶. جمعیت با ارائه مستندات میدانی، ادعای حکومت مبنی بر دخالت تروریستها را رد و بر شلیک مستقیم به غیرنظامیان در ۸۰ شهر تأکید کرد. در این بیانیه، قتل و شکنجه ۲۶۵ کودک و نقض بیطرفی مراکز پزشکی به عنوان اسناد جنایت ارائه شد.
- ۱۷ مارس (آیتم ۵ - نقض سیستماتیک):
تأکید بر بازداشت گسترده دانشآموزان در شهرهایی نظیر هرسین، اراک و اصفهان. جمعیت اعلام کرد که پخش اعترافات اجباری کودکان تحت شکنجه از تلویزیون دولتی، مصداق بارز «جنایت علیه بشریت» است.
- ۱۸ مارس (بررسی ادواری - جزایر مارشال):
دفاع از حقوق سلامت جهانی. جمعیت با نقد میراث آزمایشهای هستهای در این جزایر، نسبت به مسابقه تسلیحاتی قدرتهای بزرگ هشدار داد و خواستار صیانت از نسلهای آینده شد.
- ۲۴ مارس (آیتم ۷ - فلسطین):
نقد رویکردهای جنگطلبانه و پیشنهاد تشکیل «شوراهای میانجیگری» متشکل از فعالان مدنی و کنشگران تاثیرگذار طرفین به عنوان راه برونرفت از بحران موجود.
- ۲۴ مارس (آیتم ۸ - برنامه عمل وین):
هشدار درباره نابودی آرمانهای دموکراتیک در پی جنگ. جمعیت ضمن انتقاد از حملات به زیرساختهای ایران، اعلام کرد که جنگطلبان با شعار نجات، جان ۱۶۰۰ غیرنظامی را گرفته و این امر جامعه مدنی را به عقب رانده و باعث قدرت گرفتن نیروهای تندرو خواهد گردید.
- ۲۵ مارس (نشست اضطراری - تنشهای منطقهای):
محکومیت تهاجم نظامی به ایران و تهاجم نظامی متقابل ایران به کشورهای منطقه (از حملات ۲۸ فوریه ایران تا حملات تلافیجویانه آمریکا و اسرائیل). جمعیت بر ضرورت خویشتنداری و حفاظت از جان هزاران غیرنظامی تأکید کرد.
- ۲۷ مارس (فاجعه مدرسه میناب):
بیانیهای درباره بمباران مدرسه «شجره طیبه» و کشته شدن بیش از ۱۰۰ دانشآموز. در این نشست، جمعیت از استفاده نظامی سپاه از کودکان ۱۲ ساله به عنوان «سپر انسانی» پرده برداشت و خواستار پاسخگویی بینالمللی بابت تخریب زیرساختهای آموزشی شد.
🔸۲. کمیسیون مقام زن (CSW70) - نیویورک: عدالت در تبعید
در ۱۷ مارس ۲۰۲۶، نماینده جمعیت امام علی در نیویورک، بیانیهای با موضوع «عدالت» قرائت کرد که خلاصه این بیانیه به شرح زیر است:
«عدالت، مفهومی که توسط استبداد به یغما رفته است.»
نماینده جمعیت در این نشست تأکید کرد که در ایران، بیگناهان بدون در نظر گرفتن جنسیت و سن، با چوبه دار روبرو هستند. او با اشاره به فجایع ژانویه ۲۰۲۶، از استانداردهای دوگانه جامعه جهانی انتقاد کرد و گفت: «بسیاری از فعالان حقوق بشر، چشم خود را بر این جنایات عظیم بستهاند و ایرانیان را در برابر جلادانشان تنها رها کردهاند.» وی در بخشی اثرگذار از بیانیه افزود: «مردم من میان دو هراس گرفتارند؛ ترس از صدای بمبها و ویرانی تمدن و تاریخ و کشتار مردم ایران و ترسی بزرگتر از سکوت جهان و فراموشی جنایتها.» وی با اشاره به وضعیت نگرانکننده فعالین زن زندانی و زنان در خطر اعدام و نیز اشاره به تاثیرات عمیق جنگ بر زنان و دختران، مکانیزمهای موجود در جامعه بینالملل برای حل مسالمتآمیز بحران استبداد را ناکارآمد توصیف کرده و الگوی تکراری حمله به این کشورها را نیز نخنما و ویرانگر خواند.
🔸۳. همبستگی بینالمللی: بیانیههای مکمل
جمعیت امام علی همچنین از مواضع سایر کشورها در راستای اهداف انسانی حمایت کرد:
هندوراس: حمایت از مدافعان حقوق بشر و مقابله با خشونت علیه زنان.
پاناما: ابراز نگرانی از وضعیت کودکان مهاجر در منطقه خطرناک «دارین گپ» و لزوم تقویت ساختارهای حمایتی از زنان.
🆔@imamalisociety
https://i.postimg.cc/yYhDzgr5/image.jpg
در بهار ۱۴۰۵ (مارس ۲۰۲۶)، در حالی که مردم ایران لحظه های دشواری را پنجهدرپنجه استبداد و زیر ضربات جنگ و تنگنای اقتصادی سپری می کردند، جمعیت امام علی به عنوان نهادی دارای مقام مشورتی عام در سازمان ملل، با حضوری فعال و همهجانبه، مجموعهای از بیانیههای انتقادی و راهبردی را در ۶۱ امین نشست شورای حقوق بشر (ژنو) و ۷۰ امین نشست کمیسیون مقام زن (نیویورک) ارائه کرد.
🔸۱. شورای حقوق بشر - ژنو:
جمعیت امام علی در این نشست، در ۷ محور کلیدی به ایراد بیانیه پرداخت:
- ۱۶ مارس (آیتم ۴ - تعامل با هیئت حقیقتیاب):
افشای ابعاد سرکوب خونین اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶. جمعیت با ارائه مستندات میدانی، ادعای حکومت مبنی بر دخالت تروریستها را رد و بر شلیک مستقیم به غیرنظامیان در ۸۰ شهر تأکید کرد. در این بیانیه، قتل و شکنجه ۲۶۵ کودک و نقض بیطرفی مراکز پزشکی به عنوان اسناد جنایت ارائه شد.
- ۱۷ مارس (آیتم ۵ - نقض سیستماتیک):
تأکید بر بازداشت گسترده دانشآموزان در شهرهایی نظیر هرسین، اراک و اصفهان. جمعیت اعلام کرد که پخش اعترافات اجباری کودکان تحت شکنجه از تلویزیون دولتی، مصداق بارز «جنایت علیه بشریت» است.
- ۱۸ مارس (بررسی ادواری - جزایر مارشال):
دفاع از حقوق سلامت جهانی. جمعیت با نقد میراث آزمایشهای هستهای در این جزایر، نسبت به مسابقه تسلیحاتی قدرتهای بزرگ هشدار داد و خواستار صیانت از نسلهای آینده شد.
- ۲۴ مارس (آیتم ۷ - فلسطین):
نقد رویکردهای جنگطلبانه و پیشنهاد تشکیل «شوراهای میانجیگری» متشکل از فعالان مدنی و کنشگران تاثیرگذار طرفین به عنوان راه برونرفت از بحران موجود.
- ۲۴ مارس (آیتم ۸ - برنامه عمل وین):
هشدار درباره نابودی آرمانهای دموکراتیک در پی جنگ. جمعیت ضمن انتقاد از حملات به زیرساختهای ایران، اعلام کرد که جنگطلبان با شعار نجات، جان ۱۶۰۰ غیرنظامی را گرفته و این امر جامعه مدنی را به عقب رانده و باعث قدرت گرفتن نیروهای تندرو خواهد گردید.
- ۲۵ مارس (نشست اضطراری - تنشهای منطقهای):
محکومیت تهاجم نظامی به ایران و تهاجم نظامی متقابل ایران به کشورهای منطقه (از حملات ۲۸ فوریه ایران تا حملات تلافیجویانه آمریکا و اسرائیل). جمعیت بر ضرورت خویشتنداری و حفاظت از جان هزاران غیرنظامی تأکید کرد.
- ۲۷ مارس (فاجعه مدرسه میناب):
بیانیهای درباره بمباران مدرسه «شجره طیبه» و کشته شدن بیش از ۱۰۰ دانشآموز. در این نشست، جمعیت از استفاده نظامی سپاه از کودکان ۱۲ ساله به عنوان «سپر انسانی» پرده برداشت و خواستار پاسخگویی بینالمللی بابت تخریب زیرساختهای آموزشی شد.
🔸۲. کمیسیون مقام زن (CSW70) - نیویورک: عدالت در تبعید
در ۱۷ مارس ۲۰۲۶، نماینده جمعیت امام علی در نیویورک، بیانیهای با موضوع «عدالت» قرائت کرد که خلاصه این بیانیه به شرح زیر است:
«عدالت، مفهومی که توسط استبداد به یغما رفته است.»
نماینده جمعیت در این نشست تأکید کرد که در ایران، بیگناهان بدون در نظر گرفتن جنسیت و سن، با چوبه دار روبرو هستند. او با اشاره به فجایع ژانویه ۲۰۲۶، از استانداردهای دوگانه جامعه جهانی انتقاد کرد و گفت: «بسیاری از فعالان حقوق بشر، چشم خود را بر این جنایات عظیم بستهاند و ایرانیان را در برابر جلادانشان تنها رها کردهاند.» وی در بخشی اثرگذار از بیانیه افزود: «مردم من میان دو هراس گرفتارند؛ ترس از صدای بمبها و ویرانی تمدن و تاریخ و کشتار مردم ایران و ترسی بزرگتر از سکوت جهان و فراموشی جنایتها.» وی با اشاره به وضعیت نگرانکننده فعالین زن زندانی و زنان در خطر اعدام و نیز اشاره به تاثیرات عمیق جنگ بر زنان و دختران، مکانیزمهای موجود در جامعه بینالملل برای حل مسالمتآمیز بحران استبداد را ناکارآمد توصیف کرده و الگوی تکراری حمله به این کشورها را نیز نخنما و ویرانگر خواند.
🔸۳. همبستگی بینالمللی: بیانیههای مکمل
جمعیت امام علی همچنین از مواضع سایر کشورها در راستای اهداف انسانی حمایت کرد:
هندوراس: حمایت از مدافعان حقوق بشر و مقابله با خشونت علیه زنان.
پاناما: ابراز نگرانی از وضعیت کودکان مهاجر در منطقه خطرناک «دارین گپ» و لزوم تقویت ساختارهای حمایتی از زنان.
🆔@imamalisociety
https://i.postimg.cc/yYhDzgr5/image.jpg