▪️کجاست هم نفسی تا که شرح غصه دهم؟
"برای علیرضا تاجیکی و هزاران همچو او"
🔺 دو سال پیش قرار بود تا برای "طرح طفلان" جمعیت امام علی مطلبی بنویسم. در طرح طفلان برای نوجوانانی که زیر هیجده سال مرتکب قتل شده اند پیگیری برای گرفتن بخشش از خانواده ی مقتول انجام می شود. قرار بود با پسری تماس بگیرم که در یک نزاع، چاقویی به پای دوستش زده بود و همین ضربه باعث خونریزی داخلی و مرگ او شده بود. ضربه ای که در محلات حاشیه در دعواهای خیابانی بسیار دیده می شود و کودکان و نوجوانان به دیدن صحنه هایی از این دست عادت کرده اند. با پسرک تماس گرفتم. لحن صدای بچگانه ی او که به تازگی بخشش گرفته و از قصاص رهایی یافته بود، بعد از دو سال هنوز تکانم می دهد. آیا به راستی ما، قانون ما و جامعه ی ما می خواست این صدا را که هنوز عدم بلوغ در آن از پشت تلفن هم هویداست خاموش کند؟ به جرم کم کاری خودمان و آنچه عدم آموزشها در سیستم رسمی و جامعه ی خشن اطرافش به او آموخته است؟
🔺امروز صدای جوانی به اتهام گناه در نوجوانی، خاموش شد و نگاهی به دنیای ما بسته شد؛ در حالی که پشت پلکهایش شاید سوالات و ابهامات زیادی پنهان شده بود.
"خشونت"، آنچه جامعه به بسیاری از کودکان و نوجوانان ما می آموزد و "عدالت"، آنچه به واقع تشنه آن هستیم. امروز فردی به اتهام قتل در پانزده سالگی در حالی اعدام شد که مطابق با کنوانسیون حقوق کودکان برای هیچ کودک زیر هجده سالی نمی توان مجازات اعدام صادر کرد و ما نیز این کنوانسیون بین المللی را پذیرفته ایم.
امروز جوانی پس از آن که شش سال هر روز اعدام شده بود، به واقع از این عذاب مدام رهایی یافت اما این رهایی برای جامعه ما تاوان خواهد داشت. برای تک تک ما که در ساختن فضای خشونت بار کودکانمان سهیم هستیم. برای تک تک ما که چشم بر حاشیه های شهرمان بسته ایم و کلاه خودمان را دو دستی چسبیده ایم تا باد نبرد.
🔺 کلاهمان را بالاتر بگیریم! همین الان با اشتباهاتمان، کم کاریهایمان، سکوتمان در برابر معضلات و عدم اعتراض به خشونتها و تشدید چرخه خشونت در جامعه، کودکان و نوجوانانی را به پرتگاه سقوط نزدیک می کنیم و تنها منتظریم تا فرد نقابداری، صندلی را از زیر پایش بکشد و او را به قعر دره ی مرگ بفرستد؛ گویی فقط شرم آن داریم که آن ضربه زننده ی نهایی ما باشیم. شاید به همین خاطر باشد که آن آخرین نفر، نقاب بر چهره می گذارد. پشت نقاب او تک تک ماها ایستاده ایم.
#اعدام_کودکان
goo.gl/Mf2Esf
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
"برای علیرضا تاجیکی و هزاران همچو او"
🔺 دو سال پیش قرار بود تا برای "طرح طفلان" جمعیت امام علی مطلبی بنویسم. در طرح طفلان برای نوجوانانی که زیر هیجده سال مرتکب قتل شده اند پیگیری برای گرفتن بخشش از خانواده ی مقتول انجام می شود. قرار بود با پسری تماس بگیرم که در یک نزاع، چاقویی به پای دوستش زده بود و همین ضربه باعث خونریزی داخلی و مرگ او شده بود. ضربه ای که در محلات حاشیه در دعواهای خیابانی بسیار دیده می شود و کودکان و نوجوانان به دیدن صحنه هایی از این دست عادت کرده اند. با پسرک تماس گرفتم. لحن صدای بچگانه ی او که به تازگی بخشش گرفته و از قصاص رهایی یافته بود، بعد از دو سال هنوز تکانم می دهد. آیا به راستی ما، قانون ما و جامعه ی ما می خواست این صدا را که هنوز عدم بلوغ در آن از پشت تلفن هم هویداست خاموش کند؟ به جرم کم کاری خودمان و آنچه عدم آموزشها در سیستم رسمی و جامعه ی خشن اطرافش به او آموخته است؟
🔺امروز صدای جوانی به اتهام گناه در نوجوانی، خاموش شد و نگاهی به دنیای ما بسته شد؛ در حالی که پشت پلکهایش شاید سوالات و ابهامات زیادی پنهان شده بود.
"خشونت"، آنچه جامعه به بسیاری از کودکان و نوجوانان ما می آموزد و "عدالت"، آنچه به واقع تشنه آن هستیم. امروز فردی به اتهام قتل در پانزده سالگی در حالی اعدام شد که مطابق با کنوانسیون حقوق کودکان برای هیچ کودک زیر هجده سالی نمی توان مجازات اعدام صادر کرد و ما نیز این کنوانسیون بین المللی را پذیرفته ایم.
امروز جوانی پس از آن که شش سال هر روز اعدام شده بود، به واقع از این عذاب مدام رهایی یافت اما این رهایی برای جامعه ما تاوان خواهد داشت. برای تک تک ما که در ساختن فضای خشونت بار کودکانمان سهیم هستیم. برای تک تک ما که چشم بر حاشیه های شهرمان بسته ایم و کلاه خودمان را دو دستی چسبیده ایم تا باد نبرد.
🔺 کلاهمان را بالاتر بگیریم! همین الان با اشتباهاتمان، کم کاریهایمان، سکوتمان در برابر معضلات و عدم اعتراض به خشونتها و تشدید چرخه خشونت در جامعه، کودکان و نوجوانانی را به پرتگاه سقوط نزدیک می کنیم و تنها منتظریم تا فرد نقابداری، صندلی را از زیر پایش بکشد و او را به قعر دره ی مرگ بفرستد؛ گویی فقط شرم آن داریم که آن ضربه زننده ی نهایی ما باشیم. شاید به همین خاطر باشد که آن آخرین نفر، نقاب بر چهره می گذارد. پشت نقاب او تک تک ماها ایستاده ایم.
#اعدام_کودکان
goo.gl/Mf2Esf
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
💢رابطه فقر و کودک آزاری
🔺 یکی از عوامل مهمی که هم جامعه و هم خانوادهها را تحت تاثیر قرار میدهد و میتواند زمینهساز کودک آزاری باشد، وضعیت نامناسب اقتصادی-اجتماعی است.
🔺 فقر و کودک آزاری همبستگی نسبتا زیادی با هم دارند. کودکانی که در خانوادههای فقیر زندگی میکنند به دلیل شرایط و محدودیتهای موجود در مقایسه با دیگر کودکان ایمنی کمتری دارند.
🔺 نیازهای بهداشتی، تغذیه ای، آموزشی و روانی به شکل مستقیم یا غیرمستقیم (فراهم آوردن عوامل فردی و خانوادگی زمینهساز کودک آزاری) میتواند میزان بروز و شیوع کودک آزاری را افزایش دهد.
🌐 مقاله فقر و کودک آزاری در ایران
سعید مدنی-مجتبی بیات
فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی سال نهم، شماره ۳۵
#قربانیان_خاموش
yon.ir/SLGKa
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
🔺 یکی از عوامل مهمی که هم جامعه و هم خانوادهها را تحت تاثیر قرار میدهد و میتواند زمینهساز کودک آزاری باشد، وضعیت نامناسب اقتصادی-اجتماعی است.
🔺 فقر و کودک آزاری همبستگی نسبتا زیادی با هم دارند. کودکانی که در خانوادههای فقیر زندگی میکنند به دلیل شرایط و محدودیتهای موجود در مقایسه با دیگر کودکان ایمنی کمتری دارند.
🔺 نیازهای بهداشتی، تغذیه ای، آموزشی و روانی به شکل مستقیم یا غیرمستقیم (فراهم آوردن عوامل فردی و خانوادگی زمینهساز کودک آزاری) میتواند میزان بروز و شیوع کودک آزاری را افزایش دهد.
🌐 مقاله فقر و کودک آزاری در ایران
سعید مدنی-مجتبی بیات
فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی سال نهم، شماره ۳۵
#قربانیان_خاموش
yon.ir/SLGKa
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
Forwarded from کافه اجتماعی کوخ
كتابی هست كه زندگيتو عوض كرده باشه؟
دوست داری كه به بقيه هم معرفيش كنی؟
دوست داری توی دو ساعت با کلی کتاب خوب آشنا بشی؟
قراره ٢٠ كتاب رو توی۱۲۰ دقيقه از زبان خوانندگانشون بشنويم...📚
اگر ميخوای تو اين برنامه كتابی رو معرفی كنید كافيه اسم خودت و كتاب رو به شماره ٠٩٩٠٩٥٠٨٠٥٩ ارسال كنيد.
می تونی هم فقط برای شنیدن صحبتای دیگران درباره کتابای خوبی که خوندن بیای...
❗️ورود براي عموم آزاد است.
🔹يكشنبه ٢٢ مرداد ماه،ساعت ١٨
🔹ميدان انقلاب،خيابان كارگرجنوبی،
كوچه مهديزاده، پلاك٢٤
http://yeo.ir/pV4
.
دوست داری كه به بقيه هم معرفيش كنی؟
دوست داری توی دو ساعت با کلی کتاب خوب آشنا بشی؟
قراره ٢٠ كتاب رو توی۱۲۰ دقيقه از زبان خوانندگانشون بشنويم...📚
اگر ميخوای تو اين برنامه كتابی رو معرفی كنید كافيه اسم خودت و كتاب رو به شماره ٠٩٩٠٩٥٠٨٠٥٩ ارسال كنيد.
می تونی هم فقط برای شنیدن صحبتای دیگران درباره کتابای خوبی که خوندن بیای...
❗️ورود براي عموم آزاد است.
🔹يكشنبه ٢٢ مرداد ماه،ساعت ١٨
🔹ميدان انقلاب،خيابان كارگرجنوبی،
كوچه مهديزاده، پلاك٢٤
http://yeo.ir/pV4
.
🌀 آمار باسوادی و بی سوادی در ایران
🔺 نرخ باسوادی در کل کشور ۸۷/۶۴ درصد است.
استان سیستان و بلوچستان با ۷۶/۰۳ درصد کمترین نرخ باسوادی را در کشور دارد.
🔺 میزان بیسوادی برای مردان ۸/۹ و این شاخص برای زنان ۱۵/۸ درصد می باشد.
نرخ بیسوادی در نقاط شهری ۹/۲ و در نقاط روستایی ۲۱/۴ درصد می باشد.
🌐 منبع: سایت مرکز آمار ایران
⚠️ پی نوشت: توسعه هر چه بیشتر آموزش به معنای کاهش فقر است.
📸 نمایی از مدارس کپری در استان سسیتان و بلوچستان
goo.gl/PQm7R6
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
🔺 نرخ باسوادی در کل کشور ۸۷/۶۴ درصد است.
استان سیستان و بلوچستان با ۷۶/۰۳ درصد کمترین نرخ باسوادی را در کشور دارد.
🔺 میزان بیسوادی برای مردان ۸/۹ و این شاخص برای زنان ۱۵/۸ درصد می باشد.
نرخ بیسوادی در نقاط شهری ۹/۲ و در نقاط روستایی ۲۱/۴ درصد می باشد.
🌐 منبع: سایت مرکز آمار ایران
⚠️ پی نوشت: توسعه هر چه بیشتر آموزش به معنای کاهش فقر است.
📸 نمایی از مدارس کپری در استان سسیتان و بلوچستان
goo.gl/PQm7R6
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
حضور جمعیت امام علی در استان سیستان و بلوچستان در قالب برنامه های آموزشی، ورزشی و تامین اقلام
غذایی در برنامه کوچه گردان عاشق
#سیستان_و_بلوچستان_آبادم_آرزوست
🆔 @imamalisociety
غذایی در برنامه کوچه گردان عاشق
#سیستان_و_بلوچستان_آبادم_آرزوست
🆔 @imamalisociety
#نیایش ✨
به کلام علی می نگرم:
برای دورترین نقاط حکومت اسلامی
سهم و حقوقی مساویست
همچون نزدیکترینشان (۱)
و به تو می نگرم
که مشق درد می نویسی
بر خاک غم، بر خاک سیستان
پروردگارا
آنچنان که نام علی بر زبانهاست
کلام علی را نیز جاری ساز
به زیبای بی همتای عدل
در دورترین نقاط این سرزمین
(۱) نهج البلاغه، نامه ۵۳
#نگاهی_به_آسمان
#سیستان_و_بلوچستان_آبادم_آرزوست
goo.gl/AFyGTH
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
به کلام علی می نگرم:
برای دورترین نقاط حکومت اسلامی
سهم و حقوقی مساویست
همچون نزدیکترینشان (۱)
و به تو می نگرم
که مشق درد می نویسی
بر خاک غم، بر خاک سیستان
پروردگارا
آنچنان که نام علی بر زبانهاست
کلام علی را نیز جاری ساز
به زیبای بی همتای عدل
در دورترین نقاط این سرزمین
(۱) نهج البلاغه، نامه ۵۳
#نگاهی_به_آسمان
#سیستان_و_بلوچستان_آبادم_آرزوست
goo.gl/AFyGTH
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راه می خواندت ای دوست
به گرفتن دستی
به نوازشی
به نگاه مهربانی ...
روایتی بی پرده از کوچه پس کوچه های این شهر
🆔 @imamalisociety
به گرفتن دستی
به نوازشی
به نگاه مهربانی ...
روایتی بی پرده از کوچه پس کوچه های این شهر
🆔 @imamalisociety
🔹اگر تنها هشت روز هزینه های نظامی متوقف گردد، می توان با پول آن تحصیل رایگان و با کیفیت را به مدت دوازده سال برای تمام کودکان سیاره زمین تامین کرد.
#تحصیل_حق_کودکان_است
#نه_به_جنگ
🆔 @imamalisociety
#تحصیل_حق_کودکان_است
#نه_به_جنگ
🆔 @imamalisociety
🔴⚫️ علایم تجاوز جنسی به کودک
کودک به یکباره گوشهگیر میشود.
از خوردن غذا خودداری میکند.
خواب ندارد و یا کابوس میبیند.
نمیتواند خوب بنشیند.
از حضور در جمع و فعالیتهای ورزشی اجتناب میکند.
شب ادراری دارد.
رفتارهای غیر معمول انجام میدهد.
وسط یا اطراف نقاشی خود را خطخطی میکند و یا در نقاشی از رنگ تیره استفاده میکند.
📌 البته وجود تعدادی از این علایم برای اطمینان از تجاوز به کودک کافی نیست و برای تشخیص دقیق، ضروریست به روانشناس کودک مراجعه شود.
🌐 منبع: کتاب تربیت جنسی کودکان، تالیف "هانیه جهانی، زهرا بهمن آبادی و محدثه جهانشاهی"
#قربانیان_خاموش
#فریادکودکان
#کودک_آزاری
goo.gl/XH1dTs
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
کودک به یکباره گوشهگیر میشود.
از خوردن غذا خودداری میکند.
خواب ندارد و یا کابوس میبیند.
نمیتواند خوب بنشیند.
از حضور در جمع و فعالیتهای ورزشی اجتناب میکند.
شب ادراری دارد.
رفتارهای غیر معمول انجام میدهد.
وسط یا اطراف نقاشی خود را خطخطی میکند و یا در نقاشی از رنگ تیره استفاده میکند.
📌 البته وجود تعدادی از این علایم برای اطمینان از تجاوز به کودک کافی نیست و برای تشخیص دقیق، ضروریست به روانشناس کودک مراجعه شود.
🌐 منبع: کتاب تربیت جنسی کودکان، تالیف "هانیه جهانی، زهرا بهمن آبادی و محدثه جهانشاهی"
#قربانیان_خاموش
#فریادکودکان
#کودک_آزاری
goo.gl/XH1dTs
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
اولین محصولات گیوه در کارگاه کارآفرینی و هنرآموزی برای دختران نوجوان تحت حمایت خانه ایرانی جمعیت امام علی در زنجان
🆔 @imamalisociety
🆔 @imamalisociety
زندگی را از من نگیرید
زندگی را از من نگیرید
ای شمایان که بر مسند قضاوت نشسته اید
و عدالت را در چارچوب نظم و قانون
به اسارت کشیده اید
من سرشار از شور و شوقم
رویاهای شیرینی در سر دارم
و امیدهای شادی بخشی، دردل
و نگاهی به آینده روشن
زندگی را از من نگیرید
اگر در لحظه های نفس گیر
گناهی مرتکب شده ام
نه از سر آگاهی و اراده
که از روی بی خبری و نادانیست
اما شما که کاتبان قانون
و محافظان نظمید
آگاهانه از من انتقام می گیرید
و بی رحمانه خطای مرا تکرار می کنید
آن هم، پس از سالها دلهره و کابوس مرگ
آیا می پندارید که عدالت را
جاری ساخته اید؟
ای شمایان که از خطای من برآشفته اید
و مرا سزاوار مرگ می دانید
آن زمان که در چنگال فقر
دست و پا می زدم
به یاری من آمده اید؟
آن هنگام که از کنترل خشم
ناتوان بوده ام
به من کمک کرده اید؟
آن زمان که گرفتار آزار و ستم بوده ام
از من حمایت کرده اید؟
آیا زندگی کردن را
به من آموخته اید؟
که اینک می خواهید
از من بگیرید؟
من خود قربانی ام، نه مجرم
زندگی را از من نگیرید
دکتر فاطمه قاسم زاده
#اعدام_کودکان
🆔 @imamalisociety
زندگی را از من نگیرید
ای شمایان که بر مسند قضاوت نشسته اید
و عدالت را در چارچوب نظم و قانون
به اسارت کشیده اید
من سرشار از شور و شوقم
رویاهای شیرینی در سر دارم
و امیدهای شادی بخشی، دردل
و نگاهی به آینده روشن
زندگی را از من نگیرید
اگر در لحظه های نفس گیر
گناهی مرتکب شده ام
نه از سر آگاهی و اراده
که از روی بی خبری و نادانیست
اما شما که کاتبان قانون
و محافظان نظمید
آگاهانه از من انتقام می گیرید
و بی رحمانه خطای مرا تکرار می کنید
آن هم، پس از سالها دلهره و کابوس مرگ
آیا می پندارید که عدالت را
جاری ساخته اید؟
ای شمایان که از خطای من برآشفته اید
و مرا سزاوار مرگ می دانید
آن زمان که در چنگال فقر
دست و پا می زدم
به یاری من آمده اید؟
آن هنگام که از کنترل خشم
ناتوان بوده ام
به من کمک کرده اید؟
آن زمان که گرفتار آزار و ستم بوده ام
از من حمایت کرده اید؟
آیا زندگی کردن را
به من آموخته اید؟
که اینک می خواهید
از من بگیرید؟
من خود قربانی ام، نه مجرم
زندگی را از من نگیرید
دکتر فاطمه قاسم زاده
#اعدام_کودکان
🆔 @imamalisociety
جمعیت امام علی
⭕️ بهترین بابای دنیا ✳️ هفدهمین نوشته از سلسله یادداشتهای هفتگی شارمین میمندینژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق الف.ب.پ. آتنا، بنیتا، پریا و تو تصور نکن در این رنجنامه، نوبت همه حروف الفبا نخواهد رسید. دو میلیون معتاد، در اوج سیهروزی، زندگی کودکان…
⭕️ شهریار شهر
✳️ هجدهمین نوشته از سلسله یادداشتهای هفتگی شارمین میمندینژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق
سپیده سحر نزده، بر درختِ دار، میوه انتقام رویید و رقصید بر طناب، جوانی که امید مادری بود برای طلب بخشش. آن جوان دست و پا بسته، پیش از مرگ، تنها با دو چشمش که آزاد میگشت، نگاهی به پدر مقتول کرد و گفت:" اگر من کُشتهام، پس تو هم بُکُش! اگر من بد کردهام، تو هم به اندازه من، بدی کن!"؛ و این معادله خونبار، در همان سحر، تاریک و مجهول ماند و تمام نیکاندیشانی که به دنبال صرفِ رحمان و رحیم در جامعه میگردند و خواهان آن هستند که بدی با بدی پاسخ داده نشود، مأیوس گشتند. علیرضا تاجیکی قصاص شد. این پرونده هم چون سرخوردگیای تلخ در دفتر جمعیت امام علی(ع)، به یادگار ماند و حسِ فرزندمُردگیایِ کمرشکن، جان همه اعضای جمعیت را گرفت. تسلیت میگوییم هر چند که تسلایی نیست و بار دیگر در شبی که هر ثانیهاش به سالی میگذرد، کلمه "انتظارِ" لغتنامه دهخدایی زمینگیر شد و نتیجهاش مرگ بود.
این رخداد مرا به زمستان ١٣٩٢ میبرد. مادری به سراغم آمد و گفت:«میدانم اولیای دم فرزندم قصد بخشش ندارند و من از آن اتاق مرگ، فرزندم را به تولدی دوباره دریافت نخواهم کرد. میدانم که دوندگی دیگر فایده ندارد و هر هروله بایسته و شایستهای که هست، منِ مادر و فعالان اجتماعی، برای بخشش پسرم زدهایم. تنها از شما میخواهم...» با گفتن این جمله، دستان مادر به دستانم نزدیک شد و چشمان ملتمسِ لغزان در اشکش را به عمق نگاهم دوخت؛ و دوخت قلبم و لبانم را به سکوتِ پذیرشِ خواستهاش. از من خواست به آخرین ملاقات فرزندش بروم و به او بگویم دیگر امیدی برای زنده ماندن نیست و آرامشش دهم. نامش شهریار بود. از نوجوانی، زیبا نقاشی میکرد و در شورِ جوانی و ناپختگی هجده سالگی، به یک درگیری لفظی که عادت هر روزه خیابانهای این شهر است، با غریبهای گلاویز میشود و حاصلش، قتلی ناخواسته میگردد.
به ملاقات میروم. در دلهره راهی که از دروازه زندان به درونش میرود، سگهایی را محصور در محوطهای میبینم که اگر محبوسی فرار کند، آنها را در پیاش آزاد میکنند. پارس سگها بر ضربان قلبم میریزد. چقدر سخت است این ملاقات آخر. به اتاق شیشهای میشوم. با همه وجودم سعی کردهام گرمای دستان مادر را با خود به این واپسین دیدار بیاورم. جوانی رعنا وارد میشود. با فلزِ وجودی گرانبها. همان لحظه که پیش رویم بر صندلی مینشیند، دستهایش را میان دستهایم میگیرم و میفشارم و تصویر مادرش را از عمق چشمانم به چشمانش میریزم. خشم و یأسِ نگاهش ناگهان فرومینشیند و مهربان میشود.
شروع به صحبت میکنم. صحبتی که زیر نگاه نگهبان محافظ، سه ساعت به طول میانجامد. میان کلماتم، از دم و بازدمِ نفسهایش جان میگیرم. ضربان قلب زندگیِ یک جوان چه زیباست و ستودنی! انگار مادرش شدهام و بر تقدیرِ تلخ خود برای اینکم لعنت میفرستم که چرا پذیرفتهام جای یک مادر بنشینم و لالایی خواب مرگ بخوانم.
« بودن یا نبودن؟ مسئله این است ای فرزند، به شرط آن که بیرون این زندان، رسم مردانگی برقرار باشد و بدی را با بدی جواب ندهیم. اگر بدی کردیم، مسئولیتش را نزد خود، خدایمان و مردمانمان بپذیریم، نه آن که در پوستِ پستِ پلشتی، مخفی شویم و جلوه خوبان بگیریم.
شهریار! تو یار این شهر شو با پذیرشت...! که تو یک گناه کردی. تقاصش را هم خواهی داد. با خونت، خون خواهی شست و تولدی مییابی در قیامتی که کسی را بر گردن کسی حقی نیست و این نیکوتر از آن است که بیرون این زندان با هزار گناه و حقِ ناحق شده بر گردنت به زیستن ادامه دهی ».
شهریار مرا سخت در آغوش گرفت، آنگونه که آغوش بودنم تا آن زمان که نفس می کشم پر از درد و حسرت آغوش نبودن او شده است. چند روز بعد شهریار بر دار شد؛ در حالی که سگان محصور به شدت پارس می کردند. حتما بار دیگری محبوسی رسته است.
🌐 منبع: روزنامه شرق (یکشنبه ٢٢ مرداد ٩۶)
➡️ www.sharghdaily.ir/News/138355/شهریار-شهر
〰〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
✳️ هجدهمین نوشته از سلسله یادداشتهای هفتگی شارمین میمندینژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق
سپیده سحر نزده، بر درختِ دار، میوه انتقام رویید و رقصید بر طناب، جوانی که امید مادری بود برای طلب بخشش. آن جوان دست و پا بسته، پیش از مرگ، تنها با دو چشمش که آزاد میگشت، نگاهی به پدر مقتول کرد و گفت:" اگر من کُشتهام، پس تو هم بُکُش! اگر من بد کردهام، تو هم به اندازه من، بدی کن!"؛ و این معادله خونبار، در همان سحر، تاریک و مجهول ماند و تمام نیکاندیشانی که به دنبال صرفِ رحمان و رحیم در جامعه میگردند و خواهان آن هستند که بدی با بدی پاسخ داده نشود، مأیوس گشتند. علیرضا تاجیکی قصاص شد. این پرونده هم چون سرخوردگیای تلخ در دفتر جمعیت امام علی(ع)، به یادگار ماند و حسِ فرزندمُردگیایِ کمرشکن، جان همه اعضای جمعیت را گرفت. تسلیت میگوییم هر چند که تسلایی نیست و بار دیگر در شبی که هر ثانیهاش به سالی میگذرد، کلمه "انتظارِ" لغتنامه دهخدایی زمینگیر شد و نتیجهاش مرگ بود.
این رخداد مرا به زمستان ١٣٩٢ میبرد. مادری به سراغم آمد و گفت:«میدانم اولیای دم فرزندم قصد بخشش ندارند و من از آن اتاق مرگ، فرزندم را به تولدی دوباره دریافت نخواهم کرد. میدانم که دوندگی دیگر فایده ندارد و هر هروله بایسته و شایستهای که هست، منِ مادر و فعالان اجتماعی، برای بخشش پسرم زدهایم. تنها از شما میخواهم...» با گفتن این جمله، دستان مادر به دستانم نزدیک شد و چشمان ملتمسِ لغزان در اشکش را به عمق نگاهم دوخت؛ و دوخت قلبم و لبانم را به سکوتِ پذیرشِ خواستهاش. از من خواست به آخرین ملاقات فرزندش بروم و به او بگویم دیگر امیدی برای زنده ماندن نیست و آرامشش دهم. نامش شهریار بود. از نوجوانی، زیبا نقاشی میکرد و در شورِ جوانی و ناپختگی هجده سالگی، به یک درگیری لفظی که عادت هر روزه خیابانهای این شهر است، با غریبهای گلاویز میشود و حاصلش، قتلی ناخواسته میگردد.
به ملاقات میروم. در دلهره راهی که از دروازه زندان به درونش میرود، سگهایی را محصور در محوطهای میبینم که اگر محبوسی فرار کند، آنها را در پیاش آزاد میکنند. پارس سگها بر ضربان قلبم میریزد. چقدر سخت است این ملاقات آخر. به اتاق شیشهای میشوم. با همه وجودم سعی کردهام گرمای دستان مادر را با خود به این واپسین دیدار بیاورم. جوانی رعنا وارد میشود. با فلزِ وجودی گرانبها. همان لحظه که پیش رویم بر صندلی مینشیند، دستهایش را میان دستهایم میگیرم و میفشارم و تصویر مادرش را از عمق چشمانم به چشمانش میریزم. خشم و یأسِ نگاهش ناگهان فرومینشیند و مهربان میشود.
شروع به صحبت میکنم. صحبتی که زیر نگاه نگهبان محافظ، سه ساعت به طول میانجامد. میان کلماتم، از دم و بازدمِ نفسهایش جان میگیرم. ضربان قلب زندگیِ یک جوان چه زیباست و ستودنی! انگار مادرش شدهام و بر تقدیرِ تلخ خود برای اینکم لعنت میفرستم که چرا پذیرفتهام جای یک مادر بنشینم و لالایی خواب مرگ بخوانم.
« بودن یا نبودن؟ مسئله این است ای فرزند، به شرط آن که بیرون این زندان، رسم مردانگی برقرار باشد و بدی را با بدی جواب ندهیم. اگر بدی کردیم، مسئولیتش را نزد خود، خدایمان و مردمانمان بپذیریم، نه آن که در پوستِ پستِ پلشتی، مخفی شویم و جلوه خوبان بگیریم.
شهریار! تو یار این شهر شو با پذیرشت...! که تو یک گناه کردی. تقاصش را هم خواهی داد. با خونت، خون خواهی شست و تولدی مییابی در قیامتی که کسی را بر گردن کسی حقی نیست و این نیکوتر از آن است که بیرون این زندان با هزار گناه و حقِ ناحق شده بر گردنت به زیستن ادامه دهی ».
شهریار مرا سخت در آغوش گرفت، آنگونه که آغوش بودنم تا آن زمان که نفس می کشم پر از درد و حسرت آغوش نبودن او شده است. چند روز بعد شهریار بر دار شد؛ در حالی که سگان محصور به شدت پارس می کردند. حتما بار دیگری محبوسی رسته است.
🌐 منبع: روزنامه شرق (یکشنبه ٢٢ مرداد ٩۶)
➡️ www.sharghdaily.ir/News/138355/شهریار-شهر
〰〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بزن نقاش بازیگوش
بزن طرحی از این تصویر
🎨 رقص هنرمندانه سرانگشتان دختران خانه ایرانی ملک آباد کرج در خلق نقش های زیبا در کارگاه ویترای
🆔 @imamalisociety
بزن طرحی از این تصویر
🎨 رقص هنرمندانه سرانگشتان دختران خانه ایرانی ملک آباد کرج در خلق نقش های زیبا در کارگاه ویترای
🆔 @imamalisociety
🌀 به مناسبت ۲۲ مردادماه؛
روز تشکل ها و مشارکت های اجتماعی
🔹 آنچه امروزه جوامع انسانی را تهدید میکند، تبدیلشدن انسانها به افرادی ازخودبیگانه و گسسته از ریشههای اجتماعی است که بدون پیوندهای مطمئن و متقابل، ناچار در جهانی زندگی کنند که هر کس علیه دیگری است؛ جهانی خالی از راه و رسمهای خیرخواهانه که هستی آدمی را معنادار سازد.
🔹 چیزی که اکنون ادامه راه انسانیت را در زندگی ما نوید میدهد، فعالیت های داوطلبانهای است که به دو شکل عمده در حال گسترش هستند: از یک طرف ساختارهایی که از سوی دولتها و سازمان های اجتماعیِ رسمی، سازماندهی میشوند؛ و از طرف دیگر، افراد و گروه های خودسازمان ده که به شکل سازمانهای غیردولتی فعالیت میکنند. امروز ما در حال یک جهش در مشارکت های اجتماعی سازمانیافته و خصوصی هستیم. تجربه به ما آموخته است که مشکلات امروزین، پیچیدهتر از آن هستند که یک بخش از اجتماع به تنهایی از عهده آن برآید.
🔹 این به معنای آن است که الگوی مناسب برای قرن بیست و یکم، الگوی مشارکت و سیاست مبتنی بر همکاری است؛ جامعه مبتنی بر شهروندی نه یک بخش، بلکه رابطه بین بخشهای مختلف جامعه و رابطه بین بخشها و شهروندان است؛ رابطهای که در آن همه بهطور فعال در برخورد با مشکلات عمومی مشارکت دارند و در دستیابی به این گونه مشارکت شهروندی، فعالیتهای داوطلبانه اجتماعی نقش مهمی دارند. تشکل های مردمی میتوانند نهادهای رسمی را به سوی کارهای مشارکتی سوق دهند و راه را برای همکاری های نتیجهبخش هموار کنند.
این آیندهای است که امیدهای بزرگی را نوید میدهد.
📸 حضور در کنار کودکان مناطق حاشیه در قالب فعالیتهای جمعیت امام علی به عنوان یک تشکل فعال در حوزه ی کودکان
goo.gl/1MTXuA
〰〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
روز تشکل ها و مشارکت های اجتماعی
🔹 آنچه امروزه جوامع انسانی را تهدید میکند، تبدیلشدن انسانها به افرادی ازخودبیگانه و گسسته از ریشههای اجتماعی است که بدون پیوندهای مطمئن و متقابل، ناچار در جهانی زندگی کنند که هر کس علیه دیگری است؛ جهانی خالی از راه و رسمهای خیرخواهانه که هستی آدمی را معنادار سازد.
🔹 چیزی که اکنون ادامه راه انسانیت را در زندگی ما نوید میدهد، فعالیت های داوطلبانهای است که به دو شکل عمده در حال گسترش هستند: از یک طرف ساختارهایی که از سوی دولتها و سازمان های اجتماعیِ رسمی، سازماندهی میشوند؛ و از طرف دیگر، افراد و گروه های خودسازمان ده که به شکل سازمانهای غیردولتی فعالیت میکنند. امروز ما در حال یک جهش در مشارکت های اجتماعی سازمانیافته و خصوصی هستیم. تجربه به ما آموخته است که مشکلات امروزین، پیچیدهتر از آن هستند که یک بخش از اجتماع به تنهایی از عهده آن برآید.
🔹 این به معنای آن است که الگوی مناسب برای قرن بیست و یکم، الگوی مشارکت و سیاست مبتنی بر همکاری است؛ جامعه مبتنی بر شهروندی نه یک بخش، بلکه رابطه بین بخشهای مختلف جامعه و رابطه بین بخشها و شهروندان است؛ رابطهای که در آن همه بهطور فعال در برخورد با مشکلات عمومی مشارکت دارند و در دستیابی به این گونه مشارکت شهروندی، فعالیتهای داوطلبانه اجتماعی نقش مهمی دارند. تشکل های مردمی میتوانند نهادهای رسمی را به سوی کارهای مشارکتی سوق دهند و راه را برای همکاری های نتیجهبخش هموار کنند.
این آیندهای است که امیدهای بزرگی را نوید میدهد.
📸 حضور در کنار کودکان مناطق حاشیه در قالب فعالیتهای جمعیت امام علی به عنوان یک تشکل فعال در حوزه ی کودکان
goo.gl/1MTXuA
〰〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
⁉️حداقل سن قانونی ازدواج در کشورهای دیگر چند سال است؟
🔴 وضعیت ایران در این خصوص چگونه است؟
منبع: کانال تلگرام "پویش ایران من"
#ازدواج_کودکان
🆔 @imamalisociety
🔴 وضعیت ایران در این خصوص چگونه است؟
منبع: کانال تلگرام "پویش ایران من"
#ازدواج_کودکان
🆔 @imamalisociety
🔻طیبه سیاوشی، نماینده تهران در مجلس:
🔹دوهزار کودک مطلقه در کشور وجود دارد؛ کودکانی که با ۱۳ یا ۱۴ سال بیوه هستند.
🔹بدن دختر ۱۱ یا ۱۲ ساله آمادگی بارداری را ندارد. آنها خودشان بچه هستند. سقط جنینهای مکرر برخی از این کودکان نگرانکننده است.
🔹تلاش میکنیم سن ازدواج دختران را به ۱۵ سال برسانیم؛ بهعلاوه اذن پدر و دادگاه صالحه برای ازدواج زیر این سن وجود نداشته باشد.
🌐 منبع: خبرگزاری ایلنا
#ازدواج_کودکان
🔹دوهزار کودک مطلقه در کشور وجود دارد؛ کودکانی که با ۱۳ یا ۱۴ سال بیوه هستند.
🔹بدن دختر ۱۱ یا ۱۲ ساله آمادگی بارداری را ندارد. آنها خودشان بچه هستند. سقط جنینهای مکرر برخی از این کودکان نگرانکننده است.
🔹تلاش میکنیم سن ازدواج دختران را به ۱۵ سال برسانیم؛ بهعلاوه اذن پدر و دادگاه صالحه برای ازدواج زیر این سن وجود نداشته باشد.
🌐 منبع: خبرگزاری ایلنا
#ازدواج_کودکان
🔺 کاش با نگاه واقع بینانه به عمق کودکی نوجوانان محکوم به قصاص و با بخشش، طناب دار را تا همیشه بی استفاده کنیم.
🔺 رویای کودکانه و آرزوی شبهای در انتظار اعدام کودکان معصوم دیروز و نوجوانان در انتظار مرگ امروز آیا محقق خواهد شد؟
📌 کارتون اثر حمید قالیجاری هنرمند کرمانشاهی
#اعدام_کودکان
goo.gl/EvFUQB
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
🔺 رویای کودکانه و آرزوی شبهای در انتظار اعدام کودکان معصوم دیروز و نوجوانان در انتظار مرگ امروز آیا محقق خواهد شد؟
📌 کارتون اثر حمید قالیجاری هنرمند کرمانشاهی
#اعدام_کودکان
goo.gl/EvFUQB
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
من فدای تو
به جای همه گل ها
تو بخند 💚
#خنده کودک فوتبالیست در مسابقات لیگ پرشین جمعیت امام علی
#شادمانه_ها
🆔 @imamalisociety
به جای همه گل ها
تو بخند 💚
#خنده کودک فوتبالیست در مسابقات لیگ پرشین جمعیت امام علی
#شادمانه_ها
🆔 @imamalisociety