جمعیت امام علی
5.64K subscribers
5.77K photos
1.6K videos
62 files
3.06K links
کانال رسمی جمعیت امداد دانشجویی- مردمی امام علی(ع)

همراهان گرامی این کانال توسط اعضای جمعیت امام علی در خارج از کشور اداره می‌شود.
Download Telegram
⭕️ در پی فاجعه فوت دو کودک کار زباله‌گرد ۷ و ۸ ساله، که زنده زنده در حریق یک گاراژ جمع آوری ضایعات سوختند
ما اعضای جمعیت امام علی اعلام میکنیم که #زباله_گردی_حق_کودکان_نیست

⬅️شما نیز همراه شوید
برای اطلاع‌رسانی درباره وضعیت کودکان زباله‌گرد و برای استثمار نشدن کودکان برای بازیافت زباله‌ها؛
بر روی سطل‌های زباله محل زندگیمان کاغذی نصب می‌کنیم و اعلام می‌کنیم که #زباله_گردی_حق_کودکان_نیست ، و تصویر آن را در صفحات اجتماعی خود با دیگران به اشتراک می‌گذاریم.
goo.gl/0Z4N4z
ساعت از سه شب گذشته بود. رفتم به سطل زباله کوچه‌مون کاغذ رو بچسبونم. کارگر شهرداری که داشت در سرما آروم ‌آروم جارو می‌زد ازم پرسید: داری چیکار می‌کنی؟ بهش گفتم: دو تا کودک زباله‌گرد امروز تو آتیش سوختن! اینو که شنید گفت: بده من کاغذو بچسبونم. اسمشو پرسیدم. جواب داد: علی! علی فقط پونزده سال داشت و از مهاجرای افغان بود. شمع رو برام گرفت که عکس بگیرم؛ در همون حال دوباره به نوشته روی کاغذ خیره شد و با بغضی فروخورده و لحن محکمی گفت: خب راست میگه! #زباله_گردی_حق_کودکان_نیست !

پی‌نوشت: فارغ از مساله ی سوختن کودکان سرزمینمان در آتش، سوالی که ذهن هر انسانی را به خود مشغول می‌کند این است که مسئولان ما با چه رویکردی بر تن کودک پانزده‌ساله لباس فرم شهرداری تن می‌کنند و از او می‌خواهند در نیمه‌شب سرد زمستانی کار کند؟!
goo.gl/w756Hm
باشگاه هواداران جمعیت امام علی
نشست«بررسی وضعیت کودکان آسیب‌دیده حین کار» با نگاهی به اثر لایحۀ اصلاح قانون کار برمعضل کار کودک ⬅️سخنرانان:محمدامین فقیری و ایلیار رابط 🕔چهارشنبه ۲۹دی،ساعت۱۷ 📍م انقلاب،کارگر جنوبی،کوچهٔ مهدیزاده،پ۲۴
این اجتماع و به طور کلی این جهان ما ، "امینِ" جان کودکانش نیست و نام های خدایش ، "صمد" و "احد" را پاس نمی دارد.

هنوز زمان زیادی از بلعیده شدن دستان امین ۱۴ ساله در چرخگوشت یک رستوران نمی گذرد... اما جامعه فراموش می کند.

حتی حالا هم که احد و صمد طعمه آتش شده اند، آلزایمر دسته جمعی قرار نیست درمان شود.

امروز نشستی داریم درباره حوادثِ حینِ کار برای کودکان؛

می خواهیم بپرسیم کودکان چرا باید به کار اجباری گماشته شوند؟ خلاءهای قانونی چه زمانی قرار است پُر شود و حمایت های اصولی و پیگیرانه و ضمانت های اجرایی قوانینِ موجود، بالاخره چه وقت قرار است پشتوانه کودکان شود؟

چند قطع عضو و چند مرگ کودکان برای بیداری مسئولان و شهروندان - همه ما - از غفلت ضروری است؟

امروز هر چند "احد" و "صمد" نیستند تا از دردشان بگویند، اما "محمدامین" از مشهد آمده و در کنار ماست و از همه امین ها، احدها و صمدها خواهد گفت.

🕔 امروز، چهارشنبه ۲۹ دی، ساعت۱۷
📍تهران، میدان انقلاب، ابتدای کارگر جنوبی، کوچهٔ مهدیزاده، پلاک ۲۴
goo.gl/KHV2hd
◼️ روایت جمعیت امام علی از وضعیت "احد" و "صمد"
دو برادر ۷ و ۸ ساله که با کار اجباری سهم عمده‌ای در تامین مایحتاج خانواده بر عهده داشتند؛ اما دیگر در بین ما نیستند. آن ها در حریق گاراژ محل جمع آوری ضایعات که در آن کار می کردند زنده زنده سوختند و فریادشان را کسی توان یاری نبود.


▪️"اعتیاد والدین و حضانت احد و صمد"
پدر تجربه پنج بار ترک ناموفق اعتیاد را در دو سال گذشته داشته است و مادر در زمان وقوع حادثه در کمپ ترک اعتیاد است.
علی رغم مشخص شدن اعتیاد والدین و عدم صلاحیت آن ها در نگهداری از بچه ها، بهزیستی احد و صمد را به پدر تحویل می دهد. شاید امروز خود پدر هم فکر می‌کند که کاش حداقل تا زمانی که بتواند از اعتیادی که زندگی او را به اینجا رسانده جدا شود، بچه ها را به او نمیدادند.
حتما امروز خودش هم راضی نیست که بچه ها را به خاطر انگیزه ی درمان یا کمک خرج پیش خودش در وضعیت خطرناک نگه داشته است.

▪️"نبود اوراق هویت و محرومیت از تحصیل"
هیچ یک از دو کودک شناسنامه، کارت اقامت یا گذرنامه نداشتند. به همین دلیل از تحصیل محروم می مانند. پدر و مادر نیز به دلیل اعتیاد و بسیاری مشکلات دیگر از گرفتن کارت آبی از اداره اتباع برای رفتن آن ها به مدرسه سر باز می زنند. رفتن کودکان به مدرسه، می‌توانست به آنها فرصت دهد کودکی کنند، اما ظرفیت مدارس و زمان محدود ارائه‌ی کارت هویت و هزینه های تحصیل باعث شد این حق هم از این کودکان دریغ شود.

▪️"به سوی قربانگاه"
احد و صمد در چهارراه های شهر کرج کار می کردند؛ اما با ورود بهزیستی به زندگی این دو برادر و تهدید آنها به رد مرز کردن، پدر که ازین مساله واهمه داشت محل کار کودکان را تغییر می دهد و آن ها را به یک گاراژ جمع آوری ضایعات که خود نیز در آن جا کار می کند، می برد. به این طریق، کودکان زباله گرد می شوند و این بار در جایی ناامن و به دور از چشم مردم به کار خود ادامه می دهند.

▪️"روایت حادثه"
ساعت ۱۰:۱۵ دقیقه صبح روز حادثه یکی از اعضای جمعیت امام علی که به طور مستقل با بچه ها در ارتباط بوده است با نماینده جمعیت در کرج تماس می گیرد و اطلاعات اولیه راجع به ماجرا را به وی می دهد.
ساعت ۱۱:۰۰ پس از تماس مجدد با ایشان، وی خبر می دهد بچه ها پس از یک نوبت کار صبح به اتاقی در گاراژ برمی گردند تا خود را گرم کنند و دوباره به سر کار بروند. کپسول آتش می گیرد، منفجر می شود و کودکان در اتاق حبس می شوند.
نجم الدین (پدر بچه‌ها) با دیدن صحنه به کمک پسرها می شتابد اما خود نیز دچار سوختگی شدید می شود و کاری از او ساخته نیست. تا زمان آمدن ماشین های آتش نشانی هر لحظه بر شدت آتش افزوده می شود و افراد حاضر در محل نمی توانند با دستان خالی به کودکان کمک برسانند. کار آتش نشانی به دلیل شرایط نامساعد محل ضایعاتی با مشکل مواجه می شود و به کندی پیش می رود.
به همراه مادر بچه ها که از کمپ خارج شده است به تهران می رود تا به وضعیت بچه ها رسیدگی کند. اما کودکان در همان محل حادثه جان سپرده اند. احد و صمد به همراه پدر به بیمارستان یافت آباد منتقل می شوند اما کاری از دست کادر پزشکی بیمارستان هم برنمی آید.

▪️"مشکلات دفن"
به دلیل نداشتن اوراق هویت کودکان، بیمارستان از تحویل پیکر کودکان امتناع می کند. پدر نیز هیچ گونه اوراق هویتی نداشته، ازدواجهای او هیچ جا ثبت نشده است و با توجه به درصد بالای سوختگی توانایی تحویل گرفتن کودکان را نداشته. بنابراین یکی از اقوام احد و صمد پیگیر امور اداری تحویل اجساد می شود و پس ازچند روز اجازه دفن کودکان گرفته می شود. گفته می شود کودکان در امامزاده ای دفن شده اند، اما آن ها با کمال تاسف در بیابانی خارج از محدوده امامزاده و نزدیک به آن در خاک آرام گرفته اند.

احد و صمد رفتند. رفتند تا با رفتنشان ما را از خواب غفلت بیدار کنند. دیگر کار از کار گذشته؛ اما احدها و صمدها بسیارند؛ مانند جاوید، دوست این دو برادر که روز حادثه همراهشان بود اما جدا شدن او از بچه ها برای خرید خوراکی او را از این مهلکه نجات داد. هزاران جاوید و احد و صمد شب و روز در این دیار زباله گردی می کنند و انسانیت همچنان رنگ می بازد.
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
goo.gl/IHYr8Z
انسانی که در جامعه اش "کودک مُردگی" رسم شده است، رستگاری نخواهد داشت.

شارمین میمندی نژاد، موسس جمعیت امام علی (ع)

#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
می‌گویند برای آگاه کردن دیگران و کمک طلبیدن باید آتشی روشن کرد تا در جزیره گمشده‌ی زندگی شاید کسی شما را بیابد و به نجات برسید....

⚫️وای بر ما که کودکان این سرزمین برای کمک طلبیدن، جانشان در آتش سوخت! همانا این آتش، آتش بی‌تفاوتی و بی‌مهری و خودخواهی ماست.

⚫️قل هوالله احد! بگو خدا یکتاست! همان احدی که دیده نشد و هم چون سیمرغ در اوج یکتایی سوخت.

⚫️الله الصمد! او بی نیاز است از همگان! آری، او صمدی است که در کودکی بار مسئولیت و نیاز اجتماع را با بی‌نیازی خودش به دوش می‌کشید.

⚫️احد و صمد سوختند تا روح بی‌تفاوتی جامعه را بیدار کنند؛ تا نگاه ما را متوجه زباله‌گردهای کوچکی کنند که هر روزه نظاره‌گر آنها هستیم و از کنارشان با نگاهی گاه بی‌تفاوت، گاه با ترحم و گاه یخ‌زده می‌گذریم....

این کودکان، احد و صمدی شعله‌ور شده هستند تا با گرمای سوختن جانشان، جامعه یخ‌زده را بیدار کنند؛ شاید که روزی همه اجتماع با هم به یک صدا
🔺فریاد دادخواهی این کودکان🔺 را برآورند که:
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
goo.gl/8QU408
شهادت جمعی از آتش‌نشانان غیور را در آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو در تهران به خانواده محترم آن عزیزان و عموم هموطنان از صمیم قلب تسلیت عرض می‌نماییم.
آدرس مراکز اهدای خون تهران، برای کمک به مصدومان حادثه پلاسکو
جمعیت امام علی
⭕️ در پی فاجعه فوت دو کودک کار زباله‌گرد ۷ و ۸ ساله، که زنده زنده در حریق یک گاراژ جمع آوری ضایعات سوختند ما اعضای جمعیت امام علی اعلام میکنیم که #زباله_گردی_حق_کودکان_نیست ⬅️شما نیز همراه شوید برای اطلاع‌رسانی درباره وضعیت کودکان زباله‌گرد و برای استثمار…
‍ در نمازم به احد چون که رسیدم،"احدی"
در نظر آمد و گفتا که برفتم ز جهان

به صمد چون که رسیدم، "صمدی" ظاهر شد
بود در آتش و می سوخت پی لقمه ی نان

بغض بگرفت گلویم، چو رسیدم به قنوت
گفتم الله،"احدها" و "صمدها" برهان

کودک کار که شد کشته به این وضع فجیع
کودک ماست، هلا مردم خوب ایران

کاش فکری بکند دولت و ملت با هم
نشود کشته کسی در پی یک لقمه‌ی نان

حسین نبی زاده اردکانی
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست

⬅️ شعر و عکس ارسالی از دو تن از مخاطبین کانال جمعیت امام علی.

goo.gl/nxrOX5
خودم را می‌دیدم
در کالبد کودکی که در آتش می‌سوزد
در روح بزرگ مردی که به دل آتش می‌زند
در جایگاه آجری که فرو می‌ریزد
خودم را می‌دیدم
در قلب زنی که اشک می‌ریزد و چنگ به صورت می‌کشد
من تمام آنها بودم و آنها تماما من
و حالا بخشی از من
ریخته، سوخته، آتش گرفته و جان داده
فردا تمام داستان گم می‌شود
و فردای فردا ها، تکرار
مدام بخش هایی از ما کنده می‌شود و می‌میرد....
نکند آنقدر بمیریم که چیزی از ما نماند؟

(عکس: احد و صمد دو کودک که جان خود را در آتش انبار ضایعاتی از دست دادند و شهید "بهنام میرزاخانی" شهید آتش‌نشان حادثه پلاسکو)
goo.gl/bVF2GX
جمعیت امام علی
⭕️ در پی فاجعه فوت دو کودک کار زباله‌گرد ۷ و ۸ ساله، که زنده زنده در حریق یک گاراژ جمع آوری ضایعات سوختند ما اعضای جمعیت امام علی اعلام میکنیم که #زباله_گردی_حق_کودکان_نیست ⬅️شما نیز همراه شوید برای اطلاع‌رسانی درباره وضعیت کودکان زباله‌گرد و برای استثمار…
من، تو، آن ها...!!!

وقتی هم سن احد و صمد بودیم...
من به مدرسه می رفتم تا درس بخوانم...
تو به مدرسه می رفتی، به تو گفته بودند باید دکتر شوی...
آن ها در این سن و سال نمی توانستند به مدرسه بروند، نمیدانم بر اساس کدام قانون انسانیت...
چرا...؟!

من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم میگرفتم...
تو پول تو جیبی نمی گرفتی، همیشه پول در خانه ی شما دم دست بود...
آن ها کار می کردند تا خرج خانواده را هم بدهند...!
چرا...؟!

در آن سن و سال معلم می گفت انشا بنویسید...
موضوع این بود علم بهتر است یا ثروت...؟!
من آن زمان نوشته بودم علم بهتر است،
مادرم می گفت با علم می توان به ثروت رسید...
تو نوشته بودی علم بهتر است،
شاید پدرت گفته بود تو از ثروت بی نیازی...
اما آن ها فرصت نوشتن نداشتند،
باید با خونشان مینوشتند که ثروت و علم خیلی به هم گره خورده اند...
با خونشان نوشتند که گاهی بی ثروت نمی شود از علم چیزی نوشت...

در آن سن و سال من برای نداشته هایم گریه می کردم...
تو با داشته هایت خوش بودی...
و آن ها مردانه برای نداشته هایشان جنگیدند...

من در خانه ای بزرگ می شدم که بهار توی حیاطش بوی پیچ امین الدوله می آمد...
تو در خانه ای بزرگ می شدی که شب ها در آن بوی دسته گل هایی می پیچید که پدرت برای مادرت می خرید...
او اما جایی بزرگ می شد که در و دیوارش بوی سیگار و موادی را می داد که پدرش می کشید...!
نه...!!!
جایی بزرگ می شد که انسانیت خوابیده بود و آن ها هم آغوش بی غیرتی و بی مسئولیتی خیلی ها شده بودند...

سال های آخر دبیرستان،
باید آماده می شدیم برای ساختن آینده...
من باید بیشتر درس می خواندم و دنبال کلاس های تقویتی بودم...
تو تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور برایت آینده ی بهتری را رقم می زد...
آن ها اما نه انگیزه دارند و نه پول،
و نه دیگر نفسی که به سن و سال دبیرستان برسند...

بعد ها در میان روزنامه های تازه چاپ شده من به دنبال نتایج کنکورم بودم...
تو به دنبال اسم خودت در میان رتبه های برتر...
و آن ها...!!!
و آن ها به آن سن و سال نرسیدند...

چند سال گذشت
وقت گرفتن نتایج بود...

من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهی ام بودم...
تو می خواستی با مدرک پزشکی ات برگردی...
همان آرزوی دیرینه ی پدرت...
اما آن ها، به آن سن و سال نرسیدند...

وقت قضاوت بود
جامعه ی ما همیشه قضاوت می کند...
من خوشحال بودم که مرا تحسین می کنند...
تو به خود می بالیدی که جامعه ات به تو افتخار می کند...
اما آن ها کودک ماندند و به سن و سالی که من و تو رسیدیم، نرسیدند...

زندگی ادامه دارد...
هیچ وقت پایان نمی گیرد...
من موفقم و می گویم نتیجه ی تلاش خودم است...!
تو خیلی موفقی و میگویی نتیجه ی پشت کار خودت است...!
آن ها اما زیر مشتی خاک هستند...

مردم گفتند مقصر کیست...؟!!!
و باید بگم : من، تو و مردم...!!!

من، تو، آن ها
هیچگاه در کنار هم نبودیم...
هیچگاه یکدیگر را نشناختیم...

اما من و تو اگر به جای احد و صمد بودیم
آخر داستان چگونه بود...؟!!!

هر روز از كنار مردمانی می گذریم كه یا من اند یا تو و یا آن ها؛

و به راستی نه موفقیت های من به تمامی از آن من است و نه موفقیت های تو...
و نه تقصیرها همگی گردن مسئولین...

به نام انسانیت...
فلانی هستم یکی از مقصرینی که شاید باید خیلی کارها برای احد ها و صمد ها انجام می دادم و انجام ندادم...

#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
عکس‌های ارسالی مخاطبین کانال جمعیت امام علی:
goo.gl/o5vPLM
Faryad
mohammad reza shajarian
خانه ام آتش گرفتست
آتشی جانسوز ...

تصنیف "فریاد" از استاد محمدرضا شجریان
تقدیم به روح پاک آتش نشانان دریادل که قهرمانان واقعی امروز این سرزمینند.
کارتونی برای احد و صمد، دو کودک زباله گرد، که هفته گذشته در آتش سوزی انبار جمع آوری ضایعات سوختند.

تصویرگر: علی پاکنهاد
دوباره خبری ناگوار می‌رسد؛ و بازهم روایت جان سپردن کودکی دیگر!

💢 دو روز گذشته دخترک چهارساله‌ای که برای کار در سر چهارراه همراه با مادرش، از شوش به فرمانیه رفته بود، بر اثر تصادف جان خود را از دست داد.💢

کودک معصومی در شمالِ این شهر که با جنوبش از زمین تا آسمان فاصله است، بر سر چهار راهی که بن بست همه کودکی‌هاست، جان داد تا در خاک خفتنش، شهادتی باشد بر همه بی‌عدالتی‌ها!
تکرار این اتفاقات تلخ حکایت از آن دارد که این شهر به حضور غریبانه کودکی‌ها بر سر چهارراه‌ها خو گرفته و این چنین می‌شود که جسم و جان کودکانش به زیر چرخِ ندیدن‌ها، بی‌تفاوتی‌ها و بی‌مسئولیتی‌ها می‌رود. عذاب و گناهی نابخشوده‌تر از این، برای این شهر نیست که خیابانش رنگین شود به خون کودکی بی‌گناه!

پی‌نوشت: با صحبتی که توسط جمعیت امام علی صورت گرفت، پدر خانواده گفت دخترش هر روز برای کار به سر چهارراه نمیرفته، و تنها در این روز همراه مادرش رفته.
همچنین دو رگ قلب این کودک اهدا شده و جان دو تن دیگر را نجات داده است.
goo.gl/UMqjio
⚫️ بیانیه جمعیت امام علی پیرامون مرگ احد و صمد، دو کودک زباله گرد

وقتی دو کودک ۷ و ۸ ساله، به جای کیف و مداد و دفتر و کتاب، با زباله‌ها و عفونت‌های شهر سر و کار دارند، انسانیت آن قدری زیر سوال می رود که دیگر اتفاق ناگوارتری برای رخ دادن باقی نمی ماند. سوختن این دو کودک، زنده زنده در آتش، انسان را با سوالی بزرگ مواجه می کند که عدالت کجاست و چه زمانی محقق خواهد شد؟!
می دانیم که راهی جز بودن در کنار کودکان و مطالبه و پایمردی برای استیفای حقوق حقه ی آنها نیست. امروز مطالبه فراگیر حقوق اولیه و حیاتی تمام کودکان، تنها راه پیش روی جامعه ی ما برای نجات دادن آینده‌اش از تباهی است. امید و زندگی، زاییده یاس نخواهد بود. احد و صمد با سوختن جسم و جانشان در میان شعله های آتش، فریاد مظلومیت تمام کودکان کار زباله‌گرد شده اند. نباید اجازه دهیم فریادشان به هیچ ختم شود و حیات برباد رفته ‌شان، در دستان دون‌ همتی و انفعال یک اجتماع، پوچ گردد و پایان پردردشان در آن روز تلخ زمستانی، آغاز هیچ حرکتی برای خاتمه دادن به زباله ‌گردی کودکان نباشد.
دستان کودکان ما لایق اسباب بازی است؛ نه زباله.
بدن های یخ زده و کوچکشان، آغوش محبت خانواده می‌خواهد؛ نه سطل های بزرگ آهنین که تنشان را در خود ببلعد.
ذهن و دل لطیف و اندیشه پویایشان، دانش و مدرسه می‌خواهد؛ نه همنشینی با زباله های فاسد و پسماندهای آلوده.

جمعیت امام علی(ع) بدین وسیله خواسته های خود را برای پایان بخشیدن به رنج بی اندازه ی کودکان زباله‌گرد، به شرح ذیل اعلام می‌کند و به هر طریق ممکن، تحقق این خواسته ها را پی گیری خواهد نمود:
1⃣ بازگرداندن حقوق اولیه کودکان نظیر حق برخورداری از هویت، حق تحصیل، حق برخورداری از خوراک، پوشاک، سرپناه، بهداشت و درمان مناسب برای همه کودکانی که در این سرزمین حیات دارند.
2⃣ اعلام برنامه های منطقی و اصولی در راستای کاهش کار کودکان؛ به ویژه مصادیق پر خطر کاهش کار کودک نظیر زباله گردی و اجرای برنامه ها به طور جدی و به دور از شعار زدگی و در کوتاه مدت و نیز حمایت‌های اجتماعی از کودکان کار:
احد و صمد توسط سازمان بهزیستی به رد مرز شدن به جرم کار در خیابان تهدید شده ‌بودند. تهدید به رد مرز کودکان کار بدون خانواده‌های آنها و برخوردهای قهری با کودکان در خیابان از جمله اجرای طرح موسوم به "جمع‌آوری کودکان متکدی" مساله‌ای است که باعث شده است آنها به اشکال پرخطرتری از کار کودک مانند زباله‌گردی روی بیاورند. این سیاست‌گذاری بر خلاف تعهدات بین‌المللی همچون "کنوانسیون بدترین اشکال کار کودک" که دولت‌ها طی آن متعهد شده‌اند به محو اشکال پرخطر کار کودک اولویت بدهند.
3⃣ تعریف مکانیزم دقیق و مشخص جهت نظارت بر عملکرد وضعیت بازیافت و جمع آوری زباله در اقصی نقاط کشور:
ضروری است در اسرع وقت، ترتیبی اتخاذ گردد که تمامی کارگاه های تفکیک زباله مورد بازرسی و نظارت دقیق قرار گیرند و صاحب‌کاران متخلفی که کودکان را به امر زباله گردی و تفکیک می گمارند، شناسایی شده و برخورد قانونی با آنها صورت گیرد. لازم است این امر در کلیه ی قراردادها درج گردد و امکان نظارت برای سازمانهای مردم نهاد فراهم گردد. تمامی پیمانکاران کلان شهرداری‌های کشور می باید به ازای حتی یک مورد تخلف، مشمول قطع کامل شده و مجازات شرکت پیمانکاری در دستور کار قرار گیرد. بدین منظور لازم است نهاد ناظری برای گزارش‌دهی درباره تخلفات تشکیل گردد. این "نهاد ناظر بر تخلف شرکت های پیمانکاری"، می بایست علاوه بر گزارش های خود، موظف و مجاز باشند، به مشاهدات و گزارش‌های مکتوبی که توسط شبکه سمن‌های فعال در هر استان ارائه می گردد، استناد کنند.
4⃣ با توجه به این که تفکیک زباله به این صورت به هیچ عنوان با اصول انسانی مطابق نبوده و از مصادیق کار پر خطر برای کودکان محسوب می شود و با توجه به وجود سیستم های مکانیزه و راهکارهای بدیهی در جهان امروز برای تفکیک زباله ها چه در مبدا و چه در مکان نهایی، برای جلوگیری از امکان سودجویی و بهره کشی از کودکان، تغییر این سیستم در کلان شهرها و سپس در کل کشور ضروری بوده و اعلام برنامه زمان بندی این امر از مطالبات ما در این حوزه می باشد.
5⃣ تصویب هر چه سریعتر لایحه حمایت از کودک و نوجوان در مجلس به صورت فوریتی جهت ایجاد امکان حمایت از کودکان بی پناه و در معرض آسیب.

ناگفته نماند که احد و صمد رویایی داشتند؛ رویایی که برایشان بزرگ و دست نیافتنی بود؛ رفتن به مدرسه و درس خواندن. رویایی که در آتش بی توجهی جامعه سوخت. ما نیز رویایی داریم. رویایی که نمی گذاریم در آتش بی توجهی ها و بی مسئولیتی ها بسوزد یا در زیر زباله های مادی و فکری این شهر مدفون شود. رویای ما این است که رفتن به مدرسه و درس خواندن، دیگر برای هیچ کودکی رویا نباشد.
goo.gl/IHYr8Z
ششمین جلسه از سلسله نشست‌های «فلسفه غربت»
⬅️ سخنران: شارمین میمندی‌نژاد، مؤسس جمعیت امام علی (ع)

دوشنبه ۴ بهمن، ساعت ۱٨

📍میدان انقلاب، ابتدای کارگر جنوبی، کوچۀ مهدیزاده، پلاک ۲۴

@fancommunity