جمعیت امام علی
انجمن تصویرگران ایران با همکاری جمعیت امام علی قصد برگزاری نمایشگاه تصویرگری «خانه بخت کجاست» را دارد. از علاقه مندان دعوت میشود که آثار خود را ارسال نمایند: https://goo.gl/sZ5HVL
🌀 "خانه بخت کجاست؟" نمایشگاهی مجازی است که با همکاری انجمن تصویرگران ایران و جمعیت امام علی (ع) به منظور مشارکت هنرمندان تصویرگر در آگاهسازی و حساسسازی جامعه نسبت به آسیب اجتماعی و پیامدهای بعدی ازدواج کودکان برگزار شده و در سایت انجمن تصویرگران به نمایش در آمده است.
goo.gl/c9BH83
🌐 سایت انجمن تصویرگران ایران برای مشاهده آثار:
goo.gl/6U5vZ6
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
goo.gl/c9BH83
🌐 سایت انجمن تصویرگران ایران برای مشاهده آثار:
goo.gl/6U5vZ6
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
کتابخانه تازه تاسیس خانه ایرانی پاکدشت جمعیت امام علی با بیش از هفتصد جلد کتاب همه روزه فعال بوده و تماما به دست کودکان خانه مدیریت می شود.
🆔 @imamalisociety
🆔 @imamalisociety
جمعیت امام علی
💢 به خدای "احد" و "صمد" قسم که انسانیت در این شهر دارد در آتش جان میدهد 💢 فریادهای معصومانهتان را چرا کسی در این شهر شیشهای نشنید؟ کودکی ِ هر روز کودکان شهرم در دود و خماری به آتش کشیده میشود. وقتی با تن رنجور و نحیفتان زبالههای این شهر پر از بی مهری…
🔸 ساعت دو و نیم بعد ظهر، خیابانی خلوت در ساوه، سکوت و عبور یک ماشین و انعکاس صدایش، تعدادی دختر هنرستانی از سرویس مدرسه پیاده شدند. با هم در حال عبور از خیابان...
🔸 پسرکی پشت سرشان در حال عبور از خستگی های ناتمام؛ نگاهش به جلو اما او اینجا نیست. نوک دماغش لکه ای سفید رنگ، سر زانویش سوراخ، کاپشنی نحیف مانند خودش، یک پلاستیک در دست راستش و گونی بزرگتر از خودش روی شانه ی چپش و لبریز از ضایعات زندگی ما... بعد ما مورچه را در درس فارسی برای او مثال میزنیم!
🔸 نگاهش، قدمهایش و بار ضایعاتی اش فریاد می زند که من با دنیای شما غریبه ام و خوش به حال شما! گونی اش را کمی جابجا کرد و بالاتر انداخت.
بعد از چند قدمی همراهی، گونی اش را که گاهی به زمین می کشید با اصرار گرفتم و کمکش آوردم. همچنان در جواب هایش همان حس غربت با دنیای دیگران را داشت. کلاس چهارم ابتدایی و سیر و خسته از تلخی و شیرینی های نچشیده ی دنیای دیگران. وقتی پرسیدم اهل کجایی؟ طوری گفت افغانی که انتظار داشت رهایش کنم و به ادامه ی راه همیشگی اش یعنی تنهایی بپردازد.
🔸 آن ضایعات زندگی ما که قرار بود علاج درمان مادر مریضش بشود، بر روی شانه های شهرام سنگینی می کرد که غرور و بغض و کودکی اش را به هم زده بود. شهرام هم دنیایی دارد! بسیار مردانه تر از نگاه های گذران ما!
📝 (متن ارسالی توسط یکی از مخاطبان کانال جمعیت امام علی)
goo.gl/whl0Qu
〰〰〰〰〰〰
➡️ @imamalisociety
#نگاه_شما
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
🔸 پسرکی پشت سرشان در حال عبور از خستگی های ناتمام؛ نگاهش به جلو اما او اینجا نیست. نوک دماغش لکه ای سفید رنگ، سر زانویش سوراخ، کاپشنی نحیف مانند خودش، یک پلاستیک در دست راستش و گونی بزرگتر از خودش روی شانه ی چپش و لبریز از ضایعات زندگی ما... بعد ما مورچه را در درس فارسی برای او مثال میزنیم!
🔸 نگاهش، قدمهایش و بار ضایعاتی اش فریاد می زند که من با دنیای شما غریبه ام و خوش به حال شما! گونی اش را کمی جابجا کرد و بالاتر انداخت.
بعد از چند قدمی همراهی، گونی اش را که گاهی به زمین می کشید با اصرار گرفتم و کمکش آوردم. همچنان در جواب هایش همان حس غربت با دنیای دیگران را داشت. کلاس چهارم ابتدایی و سیر و خسته از تلخی و شیرینی های نچشیده ی دنیای دیگران. وقتی پرسیدم اهل کجایی؟ طوری گفت افغانی که انتظار داشت رهایش کنم و به ادامه ی راه همیشگی اش یعنی تنهایی بپردازد.
🔸 آن ضایعات زندگی ما که قرار بود علاج درمان مادر مریضش بشود، بر روی شانه های شهرام سنگینی می کرد که غرور و بغض و کودکی اش را به هم زده بود. شهرام هم دنیایی دارد! بسیار مردانه تر از نگاه های گذران ما!
📝 (متن ارسالی توسط یکی از مخاطبان کانال جمعیت امام علی)
goo.gl/whl0Qu
〰〰〰〰〰〰
➡️ @imamalisociety
#نگاه_شما
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
Forwarded from باشگاه هواداران جمعیت امام علی
✅نشست «خاکسفید، وقتی جزیره زیر آب رفت»
📝بمناسبت سالگرد تخریب خاکسفید در اسفند ٧٩
⬅️سخنرانان: دکتر مظفر صرافی و نیما مختاریان
⏲دوشنبه ٩ اسفند، ساعت ۱٨
📍میدان انقلاب، کارگرجنوبی، کوچه مهدیزاده، پ٢۴
📝بمناسبت سالگرد تخریب خاکسفید در اسفند ٧٩
⬅️سخنرانان: دکتر مظفر صرافی و نیما مختاریان
⏲دوشنبه ٩ اسفند، ساعت ۱٨
📍میدان انقلاب، کارگرجنوبی، کوچه مهدیزاده، پ٢۴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎈جشنواره #بوی_عیدی نمایندگی جمعيت امام على در سارى🎈
منتظر حضورتان هستيم
🔸٤ تا ٨ اسفند ١٣٩٥، ساعت ١٥ تا ٢١
🔸خيابان قارن، پارك روشن
📞٠٩٣٠٥١٣٨٢٦٧
منتظر حضورتان هستيم
🔸٤ تا ٨ اسفند ١٣٩٥، ساعت ١٥ تا ٢١
🔸خيابان قارن، پارك روشن
📞٠٩٣٠٥١٣٨٢٦٧
⭕️ بازی باخت باخت
✳️ اولین نوشته از سلسله یادداشتهای هفتگی شارمین میمندینژاد، موسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق
من این گوشه از صبح کسالتبارِ ٤٦سالگی بیدار شدهام و آن گوشه جوانی از صبح سادگیاش برخاسته، بیآنکه بداند ساعتی دیگر نصیبش پختهشدن در آتش خواهد بود. همان سر صبح نان سنگکی گرفته و ناشتایی عجیب ما ایرانیها را خورده. اندکی چربی به نام کره، با شیری ترششده به نام پنیر در میان نان؛ همین لقمه برای آغاز یک روز کافی است. آینهای که امروز صورت او را دید و شانهخوردنِ موهای جوانیاش را بدرقه کرد، آخرین تصویر را از او در آن خانه به یاد دارد. من این سو هستم و او آن سو. شاید دنیای ما را چیزی جز باخت باخت به هم وصل نکند. بهتازگی مجبور شدم به دادگاه بروم. شاکیای داشتم که کلمه به کلمه یک نشست کوچک درون جمعمان را پیادهسازی کرده و با غرضورزی تمام، سخنان مرا از صافی بینشی محدود گذر داده و عباراتی ناقص بر جای گذاشته بود البته شکواییه این شاکی درست سر صبح در یکی از همین روزهای زمستانی به دست همسرم سپرده شده بود و او نیز میان نان سنگک و پنیر و کره سر صبح، خبر از آتشی ساده میداد که به شکلی ساده از گوشهای شروع میشود و دامنگیرِ کل ساختمان وجودت میشود. کسانی که در این روزگار هر روز بازی باخت- باخت را تجربه میکنند، به ٢٠ سال پیش برمیگردم و از آن روز تا امروز حتی ٢٠ دقیقه هم آسایش نداشتهام و چیزی جز درد جانکاه و سوختن مداوم، نصیبم نشده است. من مؤسس جمعیت دانشجویی – مردمی امام علی(ع) هستم که با بیش از چهار هزار کودکِ آسیبدیده کار و خیابان و نزدیک ٣٠ خانه خدمترسان به این کودکان و هزاران عضو دانشجویی و مردمی امروز چون سایهای با مُهر سکوت به دادگاهی میروم تا به شاکی نداشتهام درباره مقدساتِ دل و وجود و اندیشهام پارهای توضیحات ارائه دهم. تلنبارِ وسیله نقلیهای در خیابانهای این شهر میشوی. ذهنت همچون ترافیکِ این چهارراهها قفل است. ماتم گرفتهای. دست خالی به راهی میروی که پایانش بیفرجامی است، باختِ توست و در این قفلِ ترافیک، برگشتی برای تو نیست. من به ١٦سالگی خودم میروم. گام برمیدارم و همچون آتشنشان پیکرسوخته پلاسکو، دلسوختگیهای خودم را بر سر چهارراه ولیعصر به یاد میآورم. شاید آن آتشنشان وقتی که از سیاره آتشنشانیاش پیشپای یک ساختمان دودگرفته و در آتش پیاده میشود، آن زمان که ماسک بر صورت میگذارد و کپسول اکسیژن را بر دوش میاندازد و وسایل بازکردنِ راه و بیراه را به دست میگیرد، به خود مطمئن باشد، اما من در ١٦سالگی که پیران تقواپیشه بیهیچ تعلیمی آن سن را بالفعلِ گناه میدانند، آتش گرفته و سوخته از جان سرکشِ جوانیام در کوچهگردیهای بیدلیل شب و روزم، به دختربچهای نحیف و تُرد و شکننده و زیبا سر چهارراه ولیعصر رسیدم که زیر چادر سپیدش عمرش را به فروختن فال میفروخت و پیش دستان خالی من و دلِ سوختهام، چون پلاسکو بیسرانجامی، روشن میسوخت. خُردسالی آن کودک و اندک لباسی که در آن سرمای سوزان زمستان بر تن داشت و پاهای برهنهاش در پاپوش پاره یک دمپایی مندرس صورتیرنگ که هنوز خوب در خاطرم هست، با همه آن معصومیت جانکاهش، مقابل من ایستاد: «آقا! فال میخرید؟» و همین جمله ساده کودکانه، تفألی شد برای بهآتشزدن و پختهشدن در جامعهای که برای عاشقانش، سیاستبازان، بازی باخت-باخت چیدهاند. با من باشید تا از این سوختنها بیش از پیش برایتان حکایت کنم.
➡️ http://www.sharghdaily.ir/News/116016
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
✳️ اولین نوشته از سلسله یادداشتهای هفتگی شارمین میمندینژاد، موسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق
من این گوشه از صبح کسالتبارِ ٤٦سالگی بیدار شدهام و آن گوشه جوانی از صبح سادگیاش برخاسته، بیآنکه بداند ساعتی دیگر نصیبش پختهشدن در آتش خواهد بود. همان سر صبح نان سنگکی گرفته و ناشتایی عجیب ما ایرانیها را خورده. اندکی چربی به نام کره، با شیری ترششده به نام پنیر در میان نان؛ همین لقمه برای آغاز یک روز کافی است. آینهای که امروز صورت او را دید و شانهخوردنِ موهای جوانیاش را بدرقه کرد، آخرین تصویر را از او در آن خانه به یاد دارد. من این سو هستم و او آن سو. شاید دنیای ما را چیزی جز باخت باخت به هم وصل نکند. بهتازگی مجبور شدم به دادگاه بروم. شاکیای داشتم که کلمه به کلمه یک نشست کوچک درون جمعمان را پیادهسازی کرده و با غرضورزی تمام، سخنان مرا از صافی بینشی محدود گذر داده و عباراتی ناقص بر جای گذاشته بود البته شکواییه این شاکی درست سر صبح در یکی از همین روزهای زمستانی به دست همسرم سپرده شده بود و او نیز میان نان سنگک و پنیر و کره سر صبح، خبر از آتشی ساده میداد که به شکلی ساده از گوشهای شروع میشود و دامنگیرِ کل ساختمان وجودت میشود. کسانی که در این روزگار هر روز بازی باخت- باخت را تجربه میکنند، به ٢٠ سال پیش برمیگردم و از آن روز تا امروز حتی ٢٠ دقیقه هم آسایش نداشتهام و چیزی جز درد جانکاه و سوختن مداوم، نصیبم نشده است. من مؤسس جمعیت دانشجویی – مردمی امام علی(ع) هستم که با بیش از چهار هزار کودکِ آسیبدیده کار و خیابان و نزدیک ٣٠ خانه خدمترسان به این کودکان و هزاران عضو دانشجویی و مردمی امروز چون سایهای با مُهر سکوت به دادگاهی میروم تا به شاکی نداشتهام درباره مقدساتِ دل و وجود و اندیشهام پارهای توضیحات ارائه دهم. تلنبارِ وسیله نقلیهای در خیابانهای این شهر میشوی. ذهنت همچون ترافیکِ این چهارراهها قفل است. ماتم گرفتهای. دست خالی به راهی میروی که پایانش بیفرجامی است، باختِ توست و در این قفلِ ترافیک، برگشتی برای تو نیست. من به ١٦سالگی خودم میروم. گام برمیدارم و همچون آتشنشان پیکرسوخته پلاسکو، دلسوختگیهای خودم را بر سر چهارراه ولیعصر به یاد میآورم. شاید آن آتشنشان وقتی که از سیاره آتشنشانیاش پیشپای یک ساختمان دودگرفته و در آتش پیاده میشود، آن زمان که ماسک بر صورت میگذارد و کپسول اکسیژن را بر دوش میاندازد و وسایل بازکردنِ راه و بیراه را به دست میگیرد، به خود مطمئن باشد، اما من در ١٦سالگی که پیران تقواپیشه بیهیچ تعلیمی آن سن را بالفعلِ گناه میدانند، آتش گرفته و سوخته از جان سرکشِ جوانیام در کوچهگردیهای بیدلیل شب و روزم، به دختربچهای نحیف و تُرد و شکننده و زیبا سر چهارراه ولیعصر رسیدم که زیر چادر سپیدش عمرش را به فروختن فال میفروخت و پیش دستان خالی من و دلِ سوختهام، چون پلاسکو بیسرانجامی، روشن میسوخت. خُردسالی آن کودک و اندک لباسی که در آن سرمای سوزان زمستان بر تن داشت و پاهای برهنهاش در پاپوش پاره یک دمپایی مندرس صورتیرنگ که هنوز خوب در خاطرم هست، با همه آن معصومیت جانکاهش، مقابل من ایستاد: «آقا! فال میخرید؟» و همین جمله ساده کودکانه، تفألی شد برای بهآتشزدن و پختهشدن در جامعهای که برای عاشقانش، سیاستبازان، بازی باخت-باخت چیدهاند. با من باشید تا از این سوختنها بیش از پیش برایتان حکایت کنم.
➡️ http://www.sharghdaily.ir/News/116016
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸 هنر نقاشی یکی از دختران خانه ایرانی احمدآباد مستوفی جمعیت امام علی
🌀 نمادی از توانایی و پشت کار استعدادهای فراموش شده
#محرومیت_حق_هیچکس_نیست
🆔 @imamalisociety
🌀 نمادی از توانایی و پشت کار استعدادهای فراموش شده
#محرومیت_حق_هیچکس_نیست
🆔 @imamalisociety
🔸 همذاتپنداری، بیش و کم در طبیعت همه انسانها هست؛ اما راههایی وجود دارد که آن را تقویت میکند یا به سطح لازم برای زیست جمعی میرساند و به ما میآموزد که دیگران نیز وجود دارند، رنج میبرند و همچون ما درد میکشند.
🔸 این یادآوریها برای جوامع بشری از نان شب واجبتر است. هر ابزاری که «دیگری» را همذات و همزاد ما میکند، از چگالی خودخواهی، خودبینی و خودپرستی ما میکاهد.
📸 عکس: جشن نیمسال تحصیلی در کنار کودکان محله لب خط در خانه ایرانی جمعیت امام علی
goo.gl/UQA8g3
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
🔸 این یادآوریها برای جوامع بشری از نان شب واجبتر است. هر ابزاری که «دیگری» را همذات و همزاد ما میکند، از چگالی خودخواهی، خودبینی و خودپرستی ما میکاهد.
📸 عکس: جشن نیمسال تحصیلی در کنار کودکان محله لب خط در خانه ایرانی جمعیت امام علی
goo.gl/UQA8g3
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
جمعیت امام علی
🔴 بزمی از مهر برپا داشته ایم تا در این واپسین روزهای سال، شادیِ شبِ عید را به کودکان ساکن در مناطق محرومِ کرمانشاه، هدیه دهیم. 🔴 نمایندگی جمعیت امام علی(ع) در کرمانشاه، همایش بزم مهر را با اهداف ذیل برگزار می نماید : ✅ تامین مواد غذایی و تنقلات شب عید…
🌀 همایش بزم مهر با حضور خیرین و شهروندان محترم کرمانشاهی روز جمعه ششم اسفند ماه توسط خانه ایرانی جعفرآباد کرمانشاه جمعیت امام علی برگزار گردید.
🔹 در این همایش علاوه بر نمایش و فروش آثار هنری و صنایع دستی تولیدی مادران و فرزندان جمعیت امام علی، تئاتر اجتماعی پایان دنیا و سرود کودکان به نمایش درآمد.
goo.gl/xHioDi
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
🔹 در این همایش علاوه بر نمایش و فروش آثار هنری و صنایع دستی تولیدی مادران و فرزندان جمعیت امام علی، تئاتر اجتماعی پایان دنیا و سرود کودکان به نمایش درآمد.
goo.gl/xHioDi
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
🔸 دختر و پسرش بچه های خانه ی ایرانی بودند. نسرین پیش ما کلاس اول را می خواند و امین دوشنبه ها می آمد برای بازی درمانی. نسرین عضو تیم ژیمناستیک مان هم بود.
🔸 جشن پایان نیم سال اول، آمده بود و یک گوشه ایستاده بود و نگاه می کرد. یکی از مربی ها گفت: "نسرین که جایزه گرفت، زد زیر گریه". امین هم بعد از جایزه گرفتن رفت و بغلش کرد.
🔸 به مربی ها گفته بود: «من بیست ساله زندگیم رو به هم ریختم برای این که بچه هام خوب باشن، برای این که به یه جایی برسن. خودم از زندگیم هیچ خیری ندیدم. نمیخوام بچه هام حقشون ضایع بشه.
حق ژیمناستیک شون نباید ضایع بشه، حتما باید کلاس های ژیمناستیک شون رو برن.
حق درس خوندن شون نباید از بین بره ...
یه کاری کنین از سال دیگه اسم نسرین رو مدرسه بنویسیم ...»
🔸 می دانستیم خودش حال و روزی خوشی ندارد. روزگار به نفس نفس انداخته بودش ولی به شوق بچه هایش، نفس می کشید.
🌀 خانه ایرانی لب خط جمعیت امام علی
📞۰۹۳۹۴۸۰۴۷۰۲
yon.ir/CW4u
〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
🔸 جشن پایان نیم سال اول، آمده بود و یک گوشه ایستاده بود و نگاه می کرد. یکی از مربی ها گفت: "نسرین که جایزه گرفت، زد زیر گریه". امین هم بعد از جایزه گرفتن رفت و بغلش کرد.
🔸 به مربی ها گفته بود: «من بیست ساله زندگیم رو به هم ریختم برای این که بچه هام خوب باشن، برای این که به یه جایی برسن. خودم از زندگیم هیچ خیری ندیدم. نمیخوام بچه هام حقشون ضایع بشه.
حق ژیمناستیک شون نباید ضایع بشه، حتما باید کلاس های ژیمناستیک شون رو برن.
حق درس خوندن شون نباید از بین بره ...
یه کاری کنین از سال دیگه اسم نسرین رو مدرسه بنویسیم ...»
🔸 می دانستیم خودش حال و روزی خوشی ندارد. روزگار به نفس نفس انداخته بودش ولی به شوق بچه هایش، نفس می کشید.
🌀 خانه ایرانی لب خط جمعیت امام علی
📞۰۹۳۹۴۸۰۴۷۰۲
yon.ir/CW4u
〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
‼️ معامله با مادران معتاد بر سر جنین/نوزادانی که با مدارک جعلی از ایران خارج میشوند
🔹 در این خانه، تعدادی نوزاد خرید و فروش شده اند. نوزادانی که مشخص نیست تکلیف آنها چه می شود. مادران معتاد، اینجا فرزندانشان را به بهایی ارزان می فروشند تا خرج اعتیاد خود را تامین کنند. این خانه، مقر مادران معتادی است که در صف زایمان قرار دارند. مادرانی که ناخواسته در دام یک باند خرید و فروش نوزاد افتاده اند.
🔹 قیمت نوزاد پسر هفت میلیون تومان و قیمت نوزاد دختر هشت میلیون تومان است؛ اما روزی که نوزادم به دنیا آمد، در بیمارستان دسته ای پول به من داده شد که وقتی آنها را شمارش کردم، دو میلیون و صد هزار تومان می شد.
🔹 هر یک از زنان زمانی که لازم بود برای سونوگرافی بروند، یک زن بسیار شیک پوش با یک ماشین شاسی بلند به دنبال آنها می آمد. محلی که من با این زن رفتم، بیمارستان نبود و حتی مطب دکتر هم نبود. آنجا خانه ای بود که در آن یک خانم دکتر و یک پرستار حضور داشتند. در آن خانه مشخص شد که فرزند من دختر است. همان زنی که به دنبال من آمده بود به من گفت که چون فرزندت دختر است مبلغ بیشتری به تو می دهیم.
🔹 زنی که معتاد است و سرپناهی نیز ندارد، راحت به هر کاری دست می زند. اکنون معضل اصلی، شخصی نیست که اقدام به فروش نوزاد خود می کند بلکه این دلال ها و واسطه های خرید و فروش کودکان هستند که باید شناسایی و مجازات شوند.
goo.gl/CTU760
🌐 گزارش خبرگزاری "میزان" از خرید و فروش نوزادان زنان معتاد:
goo.gl/L5rUhU
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
🔹 در این خانه، تعدادی نوزاد خرید و فروش شده اند. نوزادانی که مشخص نیست تکلیف آنها چه می شود. مادران معتاد، اینجا فرزندانشان را به بهایی ارزان می فروشند تا خرج اعتیاد خود را تامین کنند. این خانه، مقر مادران معتادی است که در صف زایمان قرار دارند. مادرانی که ناخواسته در دام یک باند خرید و فروش نوزاد افتاده اند.
🔹 قیمت نوزاد پسر هفت میلیون تومان و قیمت نوزاد دختر هشت میلیون تومان است؛ اما روزی که نوزادم به دنیا آمد، در بیمارستان دسته ای پول به من داده شد که وقتی آنها را شمارش کردم، دو میلیون و صد هزار تومان می شد.
🔹 هر یک از زنان زمانی که لازم بود برای سونوگرافی بروند، یک زن بسیار شیک پوش با یک ماشین شاسی بلند به دنبال آنها می آمد. محلی که من با این زن رفتم، بیمارستان نبود و حتی مطب دکتر هم نبود. آنجا خانه ای بود که در آن یک خانم دکتر و یک پرستار حضور داشتند. در آن خانه مشخص شد که فرزند من دختر است. همان زنی که به دنبال من آمده بود به من گفت که چون فرزندت دختر است مبلغ بیشتری به تو می دهیم.
🔹 زنی که معتاد است و سرپناهی نیز ندارد، راحت به هر کاری دست می زند. اکنون معضل اصلی، شخصی نیست که اقدام به فروش نوزاد خود می کند بلکه این دلال ها و واسطه های خرید و فروش کودکان هستند که باید شناسایی و مجازات شوند.
goo.gl/CTU760
🌐 گزارش خبرگزاری "میزان" از خرید و فروش نوزادان زنان معتاد:
goo.gl/L5rUhU
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
Forwarded from پادکست شورمس
پنجاه شب پیش، ساعت یازده شب، تلفنمان به صدا در آمد:
⭕️ سهیل (نام مستعار) فردا پنج صبح قرار است اعدام شود ⭕️
سهیل، پنج سال پیش در سن پانزده سالگی در یک دعوای کودکانه جوان نوزده سالهای را به قتل رسانده بود.
همه چیز برای اعدام آماده شده بود: پزشکی قانونی، آمبولانس، بهشت زهرا و ...
اما به لطف خدا و چند ساعت تلاش فشرده داوطلبان جمعیت امام علی، اجرای حکم موقتاً متوقف شد.
پس از آن تلاش شدید داوطلبان جمعیت به همراه دهها نفر از نیکاندیشان برای جلب رضایت خانواده مقتول صورت گرفت. در نهایت خانواده مقتول با وجود پنج سال اصرار به قصاص، با یک سری شرایط حاضر به رضایت شدند.
ازمجموع این شرایط که خانواده سهیل آنها را برآورده خواهند کرد، دویست و پنجاه میلیون تومان مبلغ وجهالرضایه را جمعیت امام علی (ع) با کمک شما مردم عزیز تامین خواهد نمود.
فقط ۱۱ روز (تا ۲۰ اسفند ۹۵) برای تامین این مبلغ و برداشتن طناب دار از گردن سهیل فرصت باقیست.
سهیل در این سالها و به خصوص این مدت اخیر بارها مرده و زنده شده. او ۵ سال با روانشناسان و مددکاران جمعیت امام علی و کانون اصلاح و تربیت در ارتباط بوده و یکی از مثبتترین نوجوانان کانون اصلاح و تربیت کرمانشاه تشخیص داده شده است ...
〰〰〰〰〰
✳️ در بخشیدن زندگی دوباره به سهیل سهیم شویم:
🔸 برای کمک به "سهیل" به وب سایت زندگی بروید:
life.sosapoverty.org
🔸 لینک پرداخت مستقیم
donate.sosapoverty.org/life
🔸 شماره کارت ۶۱۰۴۳۳۷۹۸۱۷۶۷۰۸٨ به نام جمعیت امام علی جهت واریز کمکهای شما عزیزان در طرح طفلان مسلم میباشد.
🔸 پرداخت از طریق موبایل:
*730*30#
〰〰〰〰〰
📞 ۰۲۱-۸۸۹۳۰۸۱۶
🆔 @Eventias
🆔 @imamalisociety
goo.gl/vLZuy9
⭕️ سهیل (نام مستعار) فردا پنج صبح قرار است اعدام شود ⭕️
سهیل، پنج سال پیش در سن پانزده سالگی در یک دعوای کودکانه جوان نوزده سالهای را به قتل رسانده بود.
همه چیز برای اعدام آماده شده بود: پزشکی قانونی، آمبولانس، بهشت زهرا و ...
اما به لطف خدا و چند ساعت تلاش فشرده داوطلبان جمعیت امام علی، اجرای حکم موقتاً متوقف شد.
پس از آن تلاش شدید داوطلبان جمعیت به همراه دهها نفر از نیکاندیشان برای جلب رضایت خانواده مقتول صورت گرفت. در نهایت خانواده مقتول با وجود پنج سال اصرار به قصاص، با یک سری شرایط حاضر به رضایت شدند.
ازمجموع این شرایط که خانواده سهیل آنها را برآورده خواهند کرد، دویست و پنجاه میلیون تومان مبلغ وجهالرضایه را جمعیت امام علی (ع) با کمک شما مردم عزیز تامین خواهد نمود.
فقط ۱۱ روز (تا ۲۰ اسفند ۹۵) برای تامین این مبلغ و برداشتن طناب دار از گردن سهیل فرصت باقیست.
سهیل در این سالها و به خصوص این مدت اخیر بارها مرده و زنده شده. او ۵ سال با روانشناسان و مددکاران جمعیت امام علی و کانون اصلاح و تربیت در ارتباط بوده و یکی از مثبتترین نوجوانان کانون اصلاح و تربیت کرمانشاه تشخیص داده شده است ...
〰〰〰〰〰
✳️ در بخشیدن زندگی دوباره به سهیل سهیم شویم:
🔸 برای کمک به "سهیل" به وب سایت زندگی بروید:
life.sosapoverty.org
🔸 لینک پرداخت مستقیم
donate.sosapoverty.org/life
🔸 شماره کارت ۶۱۰۴۳۳۷۹۸۱۷۶۷۰۸٨ به نام جمعیت امام علی جهت واریز کمکهای شما عزیزان در طرح طفلان مسلم میباشد.
🔸 پرداخت از طریق موبایل:
*730*30#
〰〰〰〰〰
📞 ۰۲۱-۸۸۹۳۰۸۱۶
🆔 @Eventias
🆔 @imamalisociety
goo.gl/vLZuy9
⚫️ در روزگاری که کمتر کسی درِ سرای بی کسان فراموش شده را می زند و به دشت های پرملال این جامعه سرک می کشد، در سوگ بانویی بزرگوار می نشینیم که صلای عشق را بر رهگذران بی نور روشن نمود تا روشنایی بخش تاریکی هایی باشد که قومی در آن اسیر شده بودند.
⚫️ جمعیت امام علی (ع) درگذشت بانوی نیکی سرکار خانم اشرف قندهاری بهادرزاده، از موسسان خیریه کهریزک و موسس گروه بانوان نیکوکار کهریزک، را به خانواده ی آن عزیز و عموم جامعه بالاخص فعالان اجتماعی تسلیت عرض می نماید.
⚫️ امروز همه ی آنها که این بانوی عالیقدر چراغ راه زندگیشان شد و همه ی آنها که به برکت وجودش نور امید بر لحظه هایشان تابید در غم از دست دادن این انسان بزرگ سهیم اند.
روحش شاد و قرین رحمت باد.
goo.gl/sflxBG
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
⚫️ جمعیت امام علی (ع) درگذشت بانوی نیکی سرکار خانم اشرف قندهاری بهادرزاده، از موسسان خیریه کهریزک و موسس گروه بانوان نیکوکار کهریزک، را به خانواده ی آن عزیز و عموم جامعه بالاخص فعالان اجتماعی تسلیت عرض می نماید.
⚫️ امروز همه ی آنها که این بانوی عالیقدر چراغ راه زندگیشان شد و همه ی آنها که به برکت وجودش نور امید بر لحظه هایشان تابید در غم از دست دادن این انسان بزرگ سهیم اند.
روحش شاد و قرین رحمت باد.
goo.gl/sflxBG
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
Forwarded from پادکست شورمس
سهیل برای نجات جانش به مشارکت همه ما نیاز دارد، تنها ۱۰روز فرصت هست
life.sosapoverty.org
پرداخت اینترنتی
donate.sosapoverty.org/life
شماره کارت
۶۱۰۴۳۳۷۹۸۱۷۶۷۰۸٨
پرداخت موبایل
*730*30#
🆔 @eventias
life.sosapoverty.org
پرداخت اینترنتی
donate.sosapoverty.org/life
شماره کارت
۶۱۰۴۳۳۷۹۸۱۷۶۷۰۸٨
پرداخت موبایل
*730*30#
🆔 @eventias
📌 به مناسبت ۲۷ فوریه؛ روز جهانی سازمان های مردم نهاد (NGO)
🔎 تاریخچه سازمان های مردمی
🔸 تاریخچه نهادهای غیردولتی و مردمی شاید قدمتی به تاریخ بشر داشته باشد؛ جایی که جهت برآوردن نیازهای اولیه و مستقیم، گروه هایی شکل گرفت تا در برابر حمله حیوانات وحشی، امنیت ایجاد کند یا جمع آوری آذوقه را مدیریت نماید. به مرور زمان و با تغییر چهره ی تمدن ها، اهداف این نهادها نیز تغییر کرد. به جای مسایل مادی و شخصی، تشکیل آنها به سوی اهداف جمعی و انسان دوستانه و آنچه خیر و صلاح جامعه در آن است سوق پیدا کرد. همچنین پس از وقوع جنگ های جهانی به خصوص جنگ جهانی دوم، ملت ها بر آن شدند تا در زمینه ی مشارکت در مدیریت مسایل کشور خود، سهم بیشتری ایفا کنند و پا به پای دولت ها در زمینه ی ساخت فرهنگی و اجتماعی جامعه نقش داشته باشند. همین مساله اقبال به حضور در سازمانهای غیردولتی را به شدت افزایش داد.
🔸 در ایران تاریخچه ی نهادهای غیردولتی به شکل نوین به حدود ۱۵۰ سال پیش می رسد. مساجد، تکایا و قهوه خانه ها هسته ی اولیه این تشکل ها بودند. صندوق های قرض الحسنه و خیریه اشکال دیگری از این نهادها بودند که تا به امروز ادامه دارند. قدیمی ترین تشکل خیریه که تا به امروز هم فعالیت دارد انجمن فرهنگی زنان ارامنه اصفهان است که ۱۰۶ سال قدمت دارد.
🔸 همچنین پیامبر اسلام (ص) در این زمینه، حتی پیش از بعثت، پیشتاز و خود از افتخارکنندگان به حضور در چنین اجتماعاتی چون پیمان "حلف الفضول" بوده اند. پیمان حلف الفضول (پیمان جوانمردان) که در بیست سالگی پیامبر بسته شد، یک تشکل غیردولتی بود که برای دفاع از محرومان و مستضعفان در مقابل قدرتمندان قریش تشکیل شده بود.
goo.gl/lpvb8Z
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
🔎 تاریخچه سازمان های مردمی
🔸 تاریخچه نهادهای غیردولتی و مردمی شاید قدمتی به تاریخ بشر داشته باشد؛ جایی که جهت برآوردن نیازهای اولیه و مستقیم، گروه هایی شکل گرفت تا در برابر حمله حیوانات وحشی، امنیت ایجاد کند یا جمع آوری آذوقه را مدیریت نماید. به مرور زمان و با تغییر چهره ی تمدن ها، اهداف این نهادها نیز تغییر کرد. به جای مسایل مادی و شخصی، تشکیل آنها به سوی اهداف جمعی و انسان دوستانه و آنچه خیر و صلاح جامعه در آن است سوق پیدا کرد. همچنین پس از وقوع جنگ های جهانی به خصوص جنگ جهانی دوم، ملت ها بر آن شدند تا در زمینه ی مشارکت در مدیریت مسایل کشور خود، سهم بیشتری ایفا کنند و پا به پای دولت ها در زمینه ی ساخت فرهنگی و اجتماعی جامعه نقش داشته باشند. همین مساله اقبال به حضور در سازمانهای غیردولتی را به شدت افزایش داد.
🔸 در ایران تاریخچه ی نهادهای غیردولتی به شکل نوین به حدود ۱۵۰ سال پیش می رسد. مساجد، تکایا و قهوه خانه ها هسته ی اولیه این تشکل ها بودند. صندوق های قرض الحسنه و خیریه اشکال دیگری از این نهادها بودند که تا به امروز ادامه دارند. قدیمی ترین تشکل خیریه که تا به امروز هم فعالیت دارد انجمن فرهنگی زنان ارامنه اصفهان است که ۱۰۶ سال قدمت دارد.
🔸 همچنین پیامبر اسلام (ص) در این زمینه، حتی پیش از بعثت، پیشتاز و خود از افتخارکنندگان به حضور در چنین اجتماعاتی چون پیمان "حلف الفضول" بوده اند. پیمان حلف الفضول (پیمان جوانمردان) که در بیست سالگی پیامبر بسته شد، یک تشکل غیردولتی بود که برای دفاع از محرومان و مستضعفان در مقابل قدرتمندان قریش تشکیل شده بود.
goo.gl/lpvb8Z
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
اگر عدالت در ما برقرار و بر فعل باشد، آیا برای دیدن عدالت خداوند عذاب و رنجی خواهیم داشت؟
اگر محبت برقرار باشد آیا برای دیدن محبت خدا عذاب خواهیم کشید؟
جامعه ای مهجور از خداوند می شود که مهجور از محبت شده و وقتی مهجور از محبت شد، درست مثل گلدانی می شود که نه به آن نور می دهیم و نه آب؛ که آن را در گوشه ای گذاشته ایم و هر روز از کنارش عبور می کنیم. انسان بی مهر، خشکیده ایست ماتم زده؛ رنج کشیده.
👤 شارمین میمندی نژاد
goo.gl/I3mKMY
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
اگر محبت برقرار باشد آیا برای دیدن محبت خدا عذاب خواهیم کشید؟
جامعه ای مهجور از خداوند می شود که مهجور از محبت شده و وقتی مهجور از محبت شد، درست مثل گلدانی می شود که نه به آن نور می دهیم و نه آب؛ که آن را در گوشه ای گذاشته ایم و هر روز از کنارش عبور می کنیم. انسان بی مهر، خشکیده ایست ماتم زده؛ رنج کشیده.
👤 شارمین میمندی نژاد
goo.gl/I3mKMY
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
این صدا جانی شنوا میخواهد...
جمعیت امام علی (ع) البرز
🎧 این صدا جانی شنوا می خواهد...🎙
👤 گپي با جاويد، از نان آوران كم سن و سال #ملک_آباد_کرج
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
⚠️ (جاوید نام مستعار کودک است)
🆔 @imamalisociety
👤 گپي با جاويد، از نان آوران كم سن و سال #ملک_آباد_کرج
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
⚠️ (جاوید نام مستعار کودک است)
🆔 @imamalisociety
Forwarded from پادکست شورمس
💢 "سهیل" فقط ۱۰ روز با طناب "دار" فاصله دارد
بوی عید در هوا پیچیده و هوای اواخر اسفند عجیب بوی تازگی و زندگی گرفته، اما این هوا برای یک نفر، فقط بوی "مرگ" میدهد...
همه این روزها لحظه شماری میکنند برای رسیدن سال نو و آغاز فصل جدید زندگی و سهیل تنها روی روزهایی خط میکشد که او را قدم به قدم به مرگ نزدیکتر میکنند...مرگی که هزار بار توی این پنج سال تجربهاش کرده و این بار شاید تجربه آخر باشد...
۱۷ روز از پانزدهمین بهار زندگی سهیل گذشته بود که آن حادثه شوم رخ داد...شاید هیچ وقت فکرش را هم نمیکرد که کَل کَل بچهگانه کارش را به پای چوبه دار بکشاند و در اوج جوانی مرگ را هزار بار جلوی چشمانش بیاورد...
سهیل اهل کرمانشاه است، ۱۵ سال داشت و چوپانی میکرد و برای محافظت از گله همواره سلاح سرد همراه خود داشت، مدتی میشد که با مقتول سر مسائل بچه گانه کل کل داشتند و همدیگر را تهدید میکردند و آن روز مقتول با دوستش پیش سهیل میروند و سهیل که فکر میکند برای کتککاری و دعوا آمدهاند حسابی میترسد و برای همین از سلاح خود استفاده میکند و بعد هم...
بعد از حادثه سهیل که حسابی ترسیده آنقدر در عالم بچگی بود که به جای اینکه فرار کند میرود در خانه و پنهان میشود و منتظر میماند که دستگیرش کنند.
حالا از آن روز پنج سال میگذرد و سهیل ابتدا در کانون اصلاح و تربیت و حالا در زندان مرکزی است و توی این پنج سال یک روز خوش هم نداشته و هر روز مرگ جلوی چشمانش رژه رفته.
خیلی سخت است که آدم هر آن فکر کند و احتمال بدهد که ممکن است یا فردا اعدامش کنند یا پسفردا و سهیل تمام پنج سال را اینطور سپری کرده...
آخرین بار هم که دو ماه پیش بود و سهیل واقعا برای اعدام میرفت که خدا خواست و حکم متوقف شد و حالا خانواده مقتول بزرگواری کردند و به رضایت راضی شدهاند البته درصورتی که وجهالرضایه تامین شود.
جمعیت امام علی (ع) متعهد شده تا ۲۵۰ میلیون تومان وجهالرضایه را با کمک خیرین تهیه کند و ما برای این کار تنها ۱۰ روز فرصت داریم...
مرگ حالا در ۱۰ قدمی سهیل است و سهیل برای زندگی دوباره و دیدن بهار سال آینده به همیاری همه شما عزیزان نیاز دارد...
🔸 برای کمک به "سهیل" به وب سایت زندگی بروید:
life.sosapoverty.org
🔸 لینک پرداخت مستقیم
donate.sosapoverty.org/life
🔸 شماره کارت ۶۱۰۴۳۳۷۹۸۱۷۶۷۰۸٨ به نام جمعیت امام علی جهت واریز کمکهای شما عزیزان در طرح طفلان مسلم میباشد.
🔸 پرداخت از طریق موبایل:
*730*30#
〰〰〰〰〰
📞 ۰۲۱-۸۸۹۳۰۸۱۶
🆔 @Eventias
🆔 @imamalisociety
goo.gl/9rJV2I
بوی عید در هوا پیچیده و هوای اواخر اسفند عجیب بوی تازگی و زندگی گرفته، اما این هوا برای یک نفر، فقط بوی "مرگ" میدهد...
همه این روزها لحظه شماری میکنند برای رسیدن سال نو و آغاز فصل جدید زندگی و سهیل تنها روی روزهایی خط میکشد که او را قدم به قدم به مرگ نزدیکتر میکنند...مرگی که هزار بار توی این پنج سال تجربهاش کرده و این بار شاید تجربه آخر باشد...
۱۷ روز از پانزدهمین بهار زندگی سهیل گذشته بود که آن حادثه شوم رخ داد...شاید هیچ وقت فکرش را هم نمیکرد که کَل کَل بچهگانه کارش را به پای چوبه دار بکشاند و در اوج جوانی مرگ را هزار بار جلوی چشمانش بیاورد...
سهیل اهل کرمانشاه است، ۱۵ سال داشت و چوپانی میکرد و برای محافظت از گله همواره سلاح سرد همراه خود داشت، مدتی میشد که با مقتول سر مسائل بچه گانه کل کل داشتند و همدیگر را تهدید میکردند و آن روز مقتول با دوستش پیش سهیل میروند و سهیل که فکر میکند برای کتککاری و دعوا آمدهاند حسابی میترسد و برای همین از سلاح خود استفاده میکند و بعد هم...
بعد از حادثه سهیل که حسابی ترسیده آنقدر در عالم بچگی بود که به جای اینکه فرار کند میرود در خانه و پنهان میشود و منتظر میماند که دستگیرش کنند.
حالا از آن روز پنج سال میگذرد و سهیل ابتدا در کانون اصلاح و تربیت و حالا در زندان مرکزی است و توی این پنج سال یک روز خوش هم نداشته و هر روز مرگ جلوی چشمانش رژه رفته.
خیلی سخت است که آدم هر آن فکر کند و احتمال بدهد که ممکن است یا فردا اعدامش کنند یا پسفردا و سهیل تمام پنج سال را اینطور سپری کرده...
آخرین بار هم که دو ماه پیش بود و سهیل واقعا برای اعدام میرفت که خدا خواست و حکم متوقف شد و حالا خانواده مقتول بزرگواری کردند و به رضایت راضی شدهاند البته درصورتی که وجهالرضایه تامین شود.
جمعیت امام علی (ع) متعهد شده تا ۲۵۰ میلیون تومان وجهالرضایه را با کمک خیرین تهیه کند و ما برای این کار تنها ۱۰ روز فرصت داریم...
مرگ حالا در ۱۰ قدمی سهیل است و سهیل برای زندگی دوباره و دیدن بهار سال آینده به همیاری همه شما عزیزان نیاز دارد...
🔸 برای کمک به "سهیل" به وب سایت زندگی بروید:
life.sosapoverty.org
🔸 لینک پرداخت مستقیم
donate.sosapoverty.org/life
🔸 شماره کارت ۶۱۰۴۳۳۷۹۸۱۷۶۷۰۸٨ به نام جمعیت امام علی جهت واریز کمکهای شما عزیزان در طرح طفلان مسلم میباشد.
🔸 پرداخت از طریق موبایل:
*730*30#
〰〰〰〰〰
📞 ۰۲۱-۸۸۹۳۰۸۱۶
🆔 @Eventias
🆔 @imamalisociety
goo.gl/9rJV2I